This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎬 جهانگیری معاون اول روحانی
🔸۱۲ ارديبهشت ۹۶ : "کاری کردیم کارستان؛ الان دنیا عاشق کار کردن با ماست"
🔸۱۱ آذر ۹۸ : "امروز ایران در خطر است؛ حتی کشورهای دوست ما هم، جرات خرید نفت از ما را ندارند، در حالی که سال ۹۱ از محل فروش نفت ۶۸ میلیارد دلار درآمد داشتیم"
#اجتماعی #اقتصاد
@Roshanfkrane
🔸۱۲ ارديبهشت ۹۶ : "کاری کردیم کارستان؛ الان دنیا عاشق کار کردن با ماست"
🔸۱۱ آذر ۹۸ : "امروز ایران در خطر است؛ حتی کشورهای دوست ما هم، جرات خرید نفت از ما را ندارند، در حالی که سال ۹۱ از محل فروش نفت ۶۸ میلیارد دلار درآمد داشتیم"
#اجتماعی #اقتصاد
@Roshanfkrane
صبح امروز یک سیارک از کنار زمین گذشت!
🔹ناسا هشدار داد سیارکی از کنار زمین گذشته است. اگر سیارک با زمین برخورد می کرد، احتمالا انفجار عظیمی در اتمسفر به وجود می آمد.
🔹مرکز CNEOS در ناسا این سیارک را ۲۰۱۹WH۴ نامیده است.
🔹سیارک مذکور با سرعت ۱۸ هزار مایل بر ساعت از کنار زمین می گذرد. مرکز CNEOS اشاره کرده که عرض صخره فضایی ۷۵ فوت بوده است.
#خبر #نجوم
@Roshanfkrane
🔹ناسا هشدار داد سیارکی از کنار زمین گذشته است. اگر سیارک با زمین برخورد می کرد، احتمالا انفجار عظیمی در اتمسفر به وجود می آمد.
🔹مرکز CNEOS در ناسا این سیارک را ۲۰۱۹WH۴ نامیده است.
🔹سیارک مذکور با سرعت ۱۸ هزار مایل بر ساعت از کنار زمین می گذرد. مرکز CNEOS اشاره کرده که عرض صخره فضایی ۷۵ فوت بوده است.
#خبر #نجوم
@Roshanfkrane
ظهور و سقوط یک #دیکتاتوری
#ابن_خلدون :
حکومتها در دو مقطع از زمان بهخشونت متوسل میشوند ، اول زمانی که در حال قدرت گرفتن هستند و دوم زمانی که در حال سقوط باشند...
#اندیشه
@Roshanfkrane
#ابن_خلدون :
حکومتها در دو مقطع از زمان بهخشونت متوسل میشوند ، اول زمانی که در حال قدرت گرفتن هستند و دوم زمانی که در حال سقوط باشند...
#اندیشه
@Roshanfkrane
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فریدون خاوند، اقتصاددان میگوید: «تحریم نفت و کاهش شدید صادرات آن، یکی از بزرگترین شوکهایی است که طی دوران پس از انقلاب اسلامی بر اقتصاد ایران وارد شده است.»
#اقتصاد
@Roshanfkrane
#اقتصاد
@Roshanfkrane
#شعر
پرنده گفت
از آشیانه که پر بگیرم
میدانم بوته های تمشک
نمیخندند
و از در و دیوار گندم نمیبارد
اما خیالم راحت است
شاخه هایی که قفس میشوند
هرگز شکوفه نمیآورند
و من
با باران صورتم را میشویم
پرنده
این را گفت
و آرام تر از نسیم بال زد
می دانست آزادی ارزنیست
که ارزان نیست
#سهراب_مهدی_پور
@Roshanfkrane
پرنده گفت
از آشیانه که پر بگیرم
میدانم بوته های تمشک
نمیخندند
و از در و دیوار گندم نمیبارد
اما خیالم راحت است
شاخه هایی که قفس میشوند
هرگز شکوفه نمیآورند
و من
با باران صورتم را میشویم
پرنده
این را گفت
و آرام تر از نسیم بال زد
می دانست آزادی ارزنیست
که ارزان نیست
#سهراب_مهدی_پور
@Roshanfkrane
#بریده_ای_ازکتاب
«دیکتاتورها»
میان نیشکرها
عطری مانده است
آمیزهای از خون و جسد
گلبرگی دلآشوب که نفوذ میکند
بین نخلهای نارگیل
گورها، تمام، پُرشدهاند
از استخوانهای ویران، از جرنگ و جرنگ ساکتِ مرگ
دیکتاتور ِ نازکآرا سخن میراند
با کلاه سیلندر و قیطان طلائی، و یقهای بلند
کاخ جمعوجور چون ساعتی میدرخشد
و صدای خنده و دستکشهای کشیده بر دست
گهگاه
از راهروها میگذرند و به صدای مردگان
و دهانهای پریدهرنگِ تازهخاکشده میپیوندند
گریستندهها را نمیشود دید
چون گیاهی که بذرش، بی که پایانی، بر زمین میریزد
که برگهای بیروزناش میرویند
حتا در غیاب نور.
نفرت برمیشود
میزانبه میزان، وزشبهوزش،
در آبهای هولناک مرداب
با پوزهای آکنده از خاموشی و لجن.
#پابلو_نرودا
برگردان : عباس یاسری
@Roshanfkrane
«دیکتاتورها»
میان نیشکرها
عطری مانده است
آمیزهای از خون و جسد
گلبرگی دلآشوب که نفوذ میکند
بین نخلهای نارگیل
گورها، تمام، پُرشدهاند
از استخوانهای ویران، از جرنگ و جرنگ ساکتِ مرگ
دیکتاتور ِ نازکآرا سخن میراند
با کلاه سیلندر و قیطان طلائی، و یقهای بلند
کاخ جمعوجور چون ساعتی میدرخشد
و صدای خنده و دستکشهای کشیده بر دست
گهگاه
از راهروها میگذرند و به صدای مردگان
و دهانهای پریدهرنگِ تازهخاکشده میپیوندند
گریستندهها را نمیشود دید
چون گیاهی که بذرش، بی که پایانی، بر زمین میریزد
که برگهای بیروزناش میرویند
حتا در غیاب نور.
نفرت برمیشود
میزانبه میزان، وزشبهوزش،
در آبهای هولناک مرداب
با پوزهای آکنده از خاموشی و لجن.
#پابلو_نرودا
برگردان : عباس یاسری
@Roshanfkrane
#بریده_ای_ازکتاب
#فرمانفرما بوسیله یکی از دوستان #مدرس به او چنین پیغام فرستاد؛
"خواهش میکنم حضرت آیت الله! اینقدر پا روی دم ما نگذارید."
مدرس به قاصد گفت:
"به فرمانفرما بگویید حدود دُمِ حضرت والا باید معلوم شود. زیرا من هر کجا پای میگذارم، دم حضرت والاست."
📚 داستان دوستان
جلد دوم/صفحه 252
@Roshanfkrane
#فرمانفرما بوسیله یکی از دوستان #مدرس به او چنین پیغام فرستاد؛
"خواهش میکنم حضرت آیت الله! اینقدر پا روی دم ما نگذارید."
مدرس به قاصد گفت:
"به فرمانفرما بگویید حدود دُمِ حضرت والا باید معلوم شود. زیرا من هر کجا پای میگذارم، دم حضرت والاست."
📚 داستان دوستان
جلد دوم/صفحه 252
@Roshanfkrane
پاسخ دکتر #عبدالکریم_سروش به سخنان طرح شده در شبکه ۱ سیمای جمهوری اسلامی، مورخه ۵ آذرماه، درباره نحوه مواجهه با معترضان حوادث آبان ماه
#اجتماعی #مذهبی
@Roshanfkrane
#اجتماعی #مذهبی
@Roshanfkrane
#اندیشه #جالب
هر جا صدای چکمه بیشتر به گوش برسد، صدای چرخ دنده های کارخانجات یک به یک قطع می شود.
هر جا دودی از تفنگی برخیزد، دودکشی خاموش می شود.
هر سربازی که سرنیزه به دست بگیرد، کارگری آچار بر زمین می گذارد.
اقتصاد بزدل است و صدای شلیک ماشه را زودتر از بقیه می شنود.
✍️ #پدرام_سلطانی
@Roshanfkrane
هر جا صدای چکمه بیشتر به گوش برسد، صدای چرخ دنده های کارخانجات یک به یک قطع می شود.
هر جا دودی از تفنگی برخیزد، دودکشی خاموش می شود.
هر سربازی که سرنیزه به دست بگیرد، کارگری آچار بر زمین می گذارد.
اقتصاد بزدل است و صدای شلیک ماشه را زودتر از بقیه می شنود.
✍️ #پدرام_سلطانی
@Roshanfkrane
Forwarded from روشنفکران (@Kamranmehrban)
هنگامی که
مجلس حق اظهار نظر و تصمیم گیری درباره ی حتی قیمت بنزین را ندارد، مجلس به چه درد می خورد؟!
هنگامی که شورای نگهبان تصمیم می گیرد ،چه کسی حق کاندیدا شدن دارد(وتنها به طرفداران و وابستگان و ولایتمداران اجازه ی کاندیداتوری می دهد،) انتخابات چه معنا دارد؟
هنگامی که مجلس فرمایش است و اول باید به دربار وفا دار باشند و مطیع محض باشند، چه نیازی به مجلس وجود دارد؟
اگر قرار است هرچه را شورای نگبان و مجمع تشخیص ، مصلحت می دانند،تصویب کنند ،چرا این همه هزینه و وقت و کشمکش برای انتخابات فرمایشی؟ خود همان ها بنویسند و تصویب و اجرا کنند!
سخنان آیتالله #خامنهای را در باره ی مجلس زمان شاه گوش کنید :
👇
✍نستوه محسن
#جالب #اجتماعی
🆔👉 @Roshanfkrane ✍
مجلس حق اظهار نظر و تصمیم گیری درباره ی حتی قیمت بنزین را ندارد، مجلس به چه درد می خورد؟!
هنگامی که شورای نگهبان تصمیم می گیرد ،چه کسی حق کاندیدا شدن دارد(وتنها به طرفداران و وابستگان و ولایتمداران اجازه ی کاندیداتوری می دهد،) انتخابات چه معنا دارد؟
هنگامی که مجلس فرمایش است و اول باید به دربار وفا دار باشند و مطیع محض باشند، چه نیازی به مجلس وجود دارد؟
اگر قرار است هرچه را شورای نگبان و مجمع تشخیص ، مصلحت می دانند،تصویب کنند ،چرا این همه هزینه و وقت و کشمکش برای انتخابات فرمایشی؟ خود همان ها بنویسند و تصویب و اجرا کنند!
سخنان آیتالله #خامنهای را در باره ی مجلس زمان شاه گوش کنید :
👇
✍نستوه محسن
#جالب #اجتماعی
🆔👉 @Roshanfkrane ✍
Telegram
attach 📎
“قلبی به اندازهی خورشید
خورشیدی به اندازهی قلب
آرزویم هنگام خوشبختی همین است...
نور در راهم باشد و بتابد بر من
توانم باشد و بتابم بر غیر...”
#سیناساعی
🌤🌤
@Roshanfkrane
خورشیدی به اندازهی قلب
آرزویم هنگام خوشبختی همین است...
نور در راهم باشد و بتابد بر من
توانم باشد و بتابم بر غیر...”
#سیناساعی
🌤🌤
@Roshanfkrane
befarmaid
reza pirbadian
بفرمایید فروردین شود اسفندهای ما
نه بر لب ، بلکه در دل گل کند لبخندهای ما
بفرمایید هرچیزی همان باشد که میخواهد
همان ، یعنی نه مانند من و مانندهای ما
بفرمایید تا این بیچراتر کار عالم ؛ عشق
... رها باشد از این چون و چرا و چندهای ما
سرِ مویی اگر با عاشقان داری سرِ یاری
بیفشان زلف و مشکن حلقهی پیوندهای ما
به بالایت قسم، سرو و صنوبر با تو میبالند
بیا تا راست باشد عاقبت سوگندهای ما
شب و روز از تو میگوییم و میگویند، کاری کن
که «میبینم» بگیرد جای «میگویند»های ما
نمیدانم کجایی یا کهای، آنقدر میدانم
که میآیی که بگشایی گره از بندهای ما
بفرمایید فردا زودتر فردا شود ، امروز
همین حالا بیاید وعدهی آینده های ما
بفرمایید فروردین شود اسفندهای ما-قیصر -دکلمه رضا پیربادیان
#شعر
@Roshanfkrane
نه بر لب ، بلکه در دل گل کند لبخندهای ما
بفرمایید هرچیزی همان باشد که میخواهد
همان ، یعنی نه مانند من و مانندهای ما
بفرمایید تا این بیچراتر کار عالم ؛ عشق
... رها باشد از این چون و چرا و چندهای ما
سرِ مویی اگر با عاشقان داری سرِ یاری
بیفشان زلف و مشکن حلقهی پیوندهای ما
به بالایت قسم، سرو و صنوبر با تو میبالند
بیا تا راست باشد عاقبت سوگندهای ما
شب و روز از تو میگوییم و میگویند، کاری کن
که «میبینم» بگیرد جای «میگویند»های ما
نمیدانم کجایی یا کهای، آنقدر میدانم
که میآیی که بگشایی گره از بندهای ما
بفرمایید فردا زودتر فردا شود ، امروز
همین حالا بیاید وعدهی آینده های ما
بفرمایید فروردین شود اسفندهای ما-قیصر -دکلمه رضا پیربادیان
#شعر
@Roshanfkrane
چه فرق می کرد زندانی در چشم انداز باشد
یا دانشگاهی؟
اگر که رویا تنها احتلامی بود بازی گوشانه
تشنج پوستم را که میشنوم
سوزن سوزن که میشود کف پا
علامت این است که چیزی خراب میشود
دمی که یک کلمه هم زیادی ست
درخت و سنگ و سار و سنگسار و دارسایه دستی ست که می پندارد
دنیا را باید از چیزهایی پاک کرد
چقدر باید در این دو متر جا ماند تا تحلیل جسم حد زبان را رعایت کند؟
چه تازیانه کف پا خورده باشد
چه از فشار خونی موروث در رنج بوده باشی
قرار جایش را می سپارد به بی قراریکه وقت و بی وقت
سایه به سایه
رگ به رگ
دنبالت کرده است تا این خواب
تظاهرات تورم را طی می کنم در گذر دلالان
سر چهار راه صدای درشت میپرسد
ویدئو مخرب تر است یا بمب اتم؟؟؟
مسیح هم که بیاید انگار صلیبش را باید حراج کند
صدای زنگ فلز در دندانهای طلاوخارش کپک در لاله های گوش
نصیب نسلی که خیلی دیر رسیده است
نه سینما و نه مهمانی در تاریخ
هجوم کاشفانی با تاخیر حضور
هزار کس می آیند و هزار کس میروند
و هیچ کس هیچ کس را به خاطر نمی آورد
صدا همان که میشنوی نیست
سگ از سکوت به وجد می آید و دزد بر سر بام بلند سماع میکند با ماه
زبان عزیز تر است اکنون یا دهان؟
که سنگ راه دهان را هزار بار تمرین کرده است
صدا که میشکند
حرف که چرک میکند
جمله ها که نقطه چین میشوند
پیری یا بچه ای که خود را می کشد
تازه معنا روشن میشود
سگی که می افتاد در نمکزار و...
این نمک که خود افتاده است
خلاف رای اوللالباب نیست که ماه رنگ عوض کرده باشد
یا شب مثل آزادی زنگ زند
گچ سفید جای سرت را نشان میدهد
که چند سالی انگار در اینجا می نشسته ای
و رد انکارت افتاده است
بر دیوار
یا شاید نقشی مانده است از تسلیمت
گذاری اصلا نا تمام
و تازه این بی تابی که هیچ چیز آرامش نمی کند
در التهاب درهایی که باز میشوند و درهایی که بسته میشوند
کتابهایی که باز میشوند و دستهایی که بسته میشوند
دستهایی که سنگها را میپرانندو سارهایی که از درختها میپرند
درختهایی که دار میشوند
دهان هایی که کج میشوند
زبانهایی که لال مانی میگیرند
صدای گنگ و چشم انداز گنگ و خواب گنگ
و همهمه
که می انبوهد
می ترکد
رویا که تکه تکه میپراکند
دانشگاهی که حل میشود در زندانی و چشم اندازی که از هم میپاشد
خوابی که میشکند در چشم و چشم که میخ میشود در نقطه ای
ونقطه
که می ماند منگ در گوشه ای از کاسه سرکه همچنان غلت میخورد
غلت میخورد
غلت میخورد.
#محمد_مختاری
محمد مختاری شاعر، نویسنده، مترجم و منتقد ایرانی و از فعالان کانون نویسندگان ایران در ۱۲ آذر ۱۳۷۷ در ماجرای موسوم به قتلهای زنجیرهای کشته شد.
یادش گرامی باد. 🌹
@Roshanfkrane
یا دانشگاهی؟
اگر که رویا تنها احتلامی بود بازی گوشانه
تشنج پوستم را که میشنوم
سوزن سوزن که میشود کف پا
علامت این است که چیزی خراب میشود
دمی که یک کلمه هم زیادی ست
درخت و سنگ و سار و سنگسار و دارسایه دستی ست که می پندارد
دنیا را باید از چیزهایی پاک کرد
چقدر باید در این دو متر جا ماند تا تحلیل جسم حد زبان را رعایت کند؟
چه تازیانه کف پا خورده باشد
چه از فشار خونی موروث در رنج بوده باشی
قرار جایش را می سپارد به بی قراریکه وقت و بی وقت
سایه به سایه
رگ به رگ
دنبالت کرده است تا این خواب
تظاهرات تورم را طی می کنم در گذر دلالان
سر چهار راه صدای درشت میپرسد
ویدئو مخرب تر است یا بمب اتم؟؟؟
مسیح هم که بیاید انگار صلیبش را باید حراج کند
صدای زنگ فلز در دندانهای طلاوخارش کپک در لاله های گوش
نصیب نسلی که خیلی دیر رسیده است
نه سینما و نه مهمانی در تاریخ
هجوم کاشفانی با تاخیر حضور
هزار کس می آیند و هزار کس میروند
و هیچ کس هیچ کس را به خاطر نمی آورد
صدا همان که میشنوی نیست
سگ از سکوت به وجد می آید و دزد بر سر بام بلند سماع میکند با ماه
زبان عزیز تر است اکنون یا دهان؟
که سنگ راه دهان را هزار بار تمرین کرده است
صدا که میشکند
حرف که چرک میکند
جمله ها که نقطه چین میشوند
پیری یا بچه ای که خود را می کشد
تازه معنا روشن میشود
سگی که می افتاد در نمکزار و...
این نمک که خود افتاده است
خلاف رای اوللالباب نیست که ماه رنگ عوض کرده باشد
یا شب مثل آزادی زنگ زند
گچ سفید جای سرت را نشان میدهد
که چند سالی انگار در اینجا می نشسته ای
و رد انکارت افتاده است
بر دیوار
یا شاید نقشی مانده است از تسلیمت
گذاری اصلا نا تمام
و تازه این بی تابی که هیچ چیز آرامش نمی کند
در التهاب درهایی که باز میشوند و درهایی که بسته میشوند
کتابهایی که باز میشوند و دستهایی که بسته میشوند
دستهایی که سنگها را میپرانندو سارهایی که از درختها میپرند
درختهایی که دار میشوند
دهان هایی که کج میشوند
زبانهایی که لال مانی میگیرند
صدای گنگ و چشم انداز گنگ و خواب گنگ
و همهمه
که می انبوهد
می ترکد
رویا که تکه تکه میپراکند
دانشگاهی که حل میشود در زندانی و چشم اندازی که از هم میپاشد
خوابی که میشکند در چشم و چشم که میخ میشود در نقطه ای
ونقطه
که می ماند منگ در گوشه ای از کاسه سرکه همچنان غلت میخورد
غلت میخورد
غلت میخورد.
#محمد_مختاری
محمد مختاری شاعر، نویسنده، مترجم و منتقد ایرانی و از فعالان کانون نویسندگان ایران در ۱۲ آذر ۱۳۷۷ در ماجرای موسوم به قتلهای زنجیرهای کشته شد.
یادش گرامی باد. 🌹
@Roshanfkrane
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
همیشه این جمله را با خودت تکرار کن؛
من مستحق آرامشم...
خوب بودن را منوط به خوب بودن دیگران نکن
و بد بودن خود را به علت بد بودن دیگران توجیه نکن ....
روزتون دل انگیز وشاد💕
#تربیتی #طبیعت #جذاب
🆔👉 @Roshanfkrane ✍
من مستحق آرامشم...
خوب بودن را منوط به خوب بودن دیگران نکن
و بد بودن خود را به علت بد بودن دیگران توجیه نکن ....
روزتون دل انگیز وشاد💕
#تربیتی #طبیعت #جذاب
🆔👉 @Roshanfkrane ✍