This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🅾️ برای داشتن جامعهای بهتر و اَمنتر، لازمه که ارزشهای درست از سنین کودکی و نوجوانی در خانواده آموزش داده بشن، تا فرزندان بتوانند اون اصول را در زندگی اجتماعی و رفتارهای روزمره خودشون به کار ببرن
#مردسالاری
#زن_ستیزی
⚛️ @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
#مردسالاری
#زن_ستیزی
⚛️ @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
❤6👍2
🅾️ چطور قانون شیرِ فاسد به شما کمک میکند از شکایت کردن دست بردارید و ذهنتان را آزاد کنید؟
🔸تصور کنید صبح یک روز شلوغ است، قهوهتان را آماده میکنید، اما شیر داخل یخچال گرم و کمی فاسد شده و بوی بدی گرفته. کسی آن را بیرون گذاشته. حالا باید یا بدون شیر قهوه بنوشید یا برای خرید شیر یا نوشیدن قهوه در جایی دیگر، وقت تلف کنید و دیر به کار برسید. شاید بیاهمیت بهنظر برسد، اما چنین اتفاقهایی میتوانند روز ما را بههم بریزند، مخصوصاً وقتی پشت سر هم رخ میدهند. همینجا است که مفهومی ساده اما عمیق وارد میشود: قانون شیر فاسد.
🔹این قانون ریشه در روانشناسی رفتاری دارد و به ما یاد میدهد چطور با پذیرش واقعیت، انرژیمان را صرف حل مسئله کنیم، نه شکایت. در دنیایی که تغییر دادن دیگران اغلب ناممکن است، این قانون یک راهکار واقعگرایانه برای هوش هیجانی ارائه میدهد.
🔸قانون شیر فاسد در اصل به ما یادآوری میکند که بخش بزرگی از ناراحتیها و درگیریهای روزمره ما از تمرکز بر چیزهایی ناشی میشود که خارج از کنترلمان هستند. وقتی دائم تلاش میکنیم دیگران را عوض کنیم یا اوضاع را بهزور مطابق خواسته خود درآوریم، انرژی ذهنی خود را میسوزانیم بدون آنکه نتیجهای بگیریم. اما اگر بپذیریم که نمیتوانیم شرایط را تغییر دهیم، میتوانیم تمرکز خود را به چیزی معطوف کنیم که در کنترل ماست.
🔹در نگاه اول ممکن است این قانون، مثل یک نکته ساده به نظر برسد. اما تأثیرش در بلندمدت، عمیق و پایدار است. در واقع، این همان چیزی است که روانشناسان آن را «پاسخ عاطفی به سازگاری شناختی» مینامند؛ یعنی وقتی ذهن شما بهجای درگیری با واقعیت، خود را برای عملکرد مؤثرتر تطبیق میدهد. مثلاً شما نمیتوانید رفتار یک همکار یا عضوی از خانواده را کاملاً تغییر دهید، اما میتوانید نحوه مواجهه خودتان را تغییر دهید. نتیجه چنین تغییری، فقط کاهش اضطراب نیست، بلکه افزایش آرامش، کارایی و در نهایت بهبود روابط انسانی است.
🔸یکی از ویژگیهای مهم قانون شیر فاسد این است که فرد را از وضعیت «قربانیِ شرایط بودن» بیرون میکشد. ما در بسیاری از لحظات دشوار زندگی، ناخودآگاه وارد حالت «خود ترحمی» میشویم؛ اما این نگاه، نه تنها کمکی به حل مشکل نمیکند، بلکه باعث تشدید احساس درماندگی میشود.
🔹در مقابل، وقتی فرد بهجای شکایت، به راهحلهایی فکر میکند که در حیطه کنترل خودش هستند، مثل خریدن یک شیر اضافه برای صبحانه یا تقسیم وظایف خانه، کمکم ذهن به جایگاه «عامل» بازمیگردد؛ یعنی کسی که هنوز قدرت تصمیمگیری و اقدام دارد، هرچند محدود.
📮 منبع: inc
⚛️ @ReverseMatrix
🔸تصور کنید صبح یک روز شلوغ است، قهوهتان را آماده میکنید، اما شیر داخل یخچال گرم و کمی فاسد شده و بوی بدی گرفته. کسی آن را بیرون گذاشته. حالا باید یا بدون شیر قهوه بنوشید یا برای خرید شیر یا نوشیدن قهوه در جایی دیگر، وقت تلف کنید و دیر به کار برسید. شاید بیاهمیت بهنظر برسد، اما چنین اتفاقهایی میتوانند روز ما را بههم بریزند، مخصوصاً وقتی پشت سر هم رخ میدهند. همینجا است که مفهومی ساده اما عمیق وارد میشود: قانون شیر فاسد.
🔹این قانون ریشه در روانشناسی رفتاری دارد و به ما یاد میدهد چطور با پذیرش واقعیت، انرژیمان را صرف حل مسئله کنیم، نه شکایت. در دنیایی که تغییر دادن دیگران اغلب ناممکن است، این قانون یک راهکار واقعگرایانه برای هوش هیجانی ارائه میدهد.
🔸قانون شیر فاسد در اصل به ما یادآوری میکند که بخش بزرگی از ناراحتیها و درگیریهای روزمره ما از تمرکز بر چیزهایی ناشی میشود که خارج از کنترلمان هستند. وقتی دائم تلاش میکنیم دیگران را عوض کنیم یا اوضاع را بهزور مطابق خواسته خود درآوریم، انرژی ذهنی خود را میسوزانیم بدون آنکه نتیجهای بگیریم. اما اگر بپذیریم که نمیتوانیم شرایط را تغییر دهیم، میتوانیم تمرکز خود را به چیزی معطوف کنیم که در کنترل ماست.
🔹در نگاه اول ممکن است این قانون، مثل یک نکته ساده به نظر برسد. اما تأثیرش در بلندمدت، عمیق و پایدار است. در واقع، این همان چیزی است که روانشناسان آن را «پاسخ عاطفی به سازگاری شناختی» مینامند؛ یعنی وقتی ذهن شما بهجای درگیری با واقعیت، خود را برای عملکرد مؤثرتر تطبیق میدهد. مثلاً شما نمیتوانید رفتار یک همکار یا عضوی از خانواده را کاملاً تغییر دهید، اما میتوانید نحوه مواجهه خودتان را تغییر دهید. نتیجه چنین تغییری، فقط کاهش اضطراب نیست، بلکه افزایش آرامش، کارایی و در نهایت بهبود روابط انسانی است.
🔸یکی از ویژگیهای مهم قانون شیر فاسد این است که فرد را از وضعیت «قربانیِ شرایط بودن» بیرون میکشد. ما در بسیاری از لحظات دشوار زندگی، ناخودآگاه وارد حالت «خود ترحمی» میشویم؛ اما این نگاه، نه تنها کمکی به حل مشکل نمیکند، بلکه باعث تشدید احساس درماندگی میشود.
🔹در مقابل، وقتی فرد بهجای شکایت، به راهحلهایی فکر میکند که در حیطه کنترل خودش هستند، مثل خریدن یک شیر اضافه برای صبحانه یا تقسیم وظایف خانه، کمکم ذهن به جایگاه «عامل» بازمیگردد؛ یعنی کسی که هنوز قدرت تصمیمگیری و اقدام دارد، هرچند محدود.
📮 منبع: inc
⚛️ @ReverseMatrix
👍4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🅾️ در نهایت ریشه تفکر کمونیستی، برابری دیوانه وار و ساده لوحانه برای همه انسانها است که حتی در تئوری هم ابلهانه به نظر می رسد. اینکه تضاد بین انسان ها، استعداد ها و هزاران عامل دیگر را ناديده می گیرد تا همه یکسان و برابر، بدبخت، عقب مانده، فقیر و قربان گوی دیکتاتور های بزرگ باشند. در حکومت های توتالیتر استعداد ها کور و نابود می شوند چون همه باید در جهت ايدئولوژی حاکم حرکت کنند.
#کمونیسم #توتالیتاریسم
⚛️ @ReverseMatrix
#کمونیسم #توتالیتاریسم
⚛️ @ReverseMatrix
❤4👍3
🅾️ احساس نقادانه
Critical Feeling
✍ نویسنده: رولف رِبِر¹
♻️ ترجمه: محمدرضا سلیمی
❓چگونه میتوانید از احساسات خود برای بهتر کردن زندگیتان استفاده کنید؟
چگونه معلمان میتوانند در دانشآموزان شور و اشتیاق ایجاد کنند؟ برای نواختن یک ساز یا ساختن یک کاردستی چه چیزی لازم است؟ چطور میتوانیم از ترس یا خشم بیدلیل رها شویم؟ چگونه میتوان با یک بیماری مزمن کنار آمد؟ چه چیزی عشق را زنده نگه میدارد؟
تمام این سوالها به «احساس نقادانه» مرتبطاند. بهطور دقیقتر، این سوالها میپرسند چگونه میتوانیم احساسات مطلوب را ایجاد و حفظ کنیم، احساسات نامطلوب را تغییر دهیم یا از احساسات برای کسب آگاهی و رسیدن به نتایج بهتر استفاده کنیم.
«احساس نقادانه» یعنی استفادهی راهبردی از احساسات برای بهبود زندگی و روابط. این مفهوم از مفهوم شناختهشدهی «تفکر نقادانه» گرفته شده است؛ تفکر نقادانه یعنی استفاده از ظرفیتهای استدلال برای رسیدن به بهترین نتایج ممکن.
❓چرا تفکر نقادانه بهتنهایی کافی نیست؟
اول اینکه احساسات همهجا حضور دارند. پژوهشها نشان میدهند که هر عمل دیدن، شنیدن یا اندیشیدن با نوعی احساس همراه است. احساس نکردن امکانپذیر نیست. بنابراین، بهجای سرکوب احساسات ــ همانطور که برخی از طرفداران تفکر نقادانه پیشنهاد میکنند ــ باید احساسات را جدی بگیریم و بکوشیم آنها را در فرایند بهبود زندگی خود دخالت دهیم.
دوم اینکه احساسات اغلب بجا و درست هستند. البته، احساسات نابجا هم وجود دارند، مانند خشم بیدلیل یا ترس غیرمنطقی. با این حال، احساسات اطلاعاتی را دربارهی آنچه برایمان مهم است به ما میدهند. سرکوب احساسات پیامدهایی در پی دارد: استرس را افزایش و منابع شناختیمان را کاهش میدهد. احساسات سرکوبشده دیر یا زود دوباره باز میگردند. این پیامدها نشان میدهند که برای مدیریت احساسات به روشهای پیچیدهتر و هوشمندانهتری نیاز داریم.
سوم اینکه هرچند تفکر نقادانه در جستوجوی حقیقت قوی عمل میکند، وقتی پای ارزشهای زیباییشناختی یا اخلاقی به میان میآید ناتوان میشود. برای آفرینش و درک زیبایی به سلیقهای لطیف و پرورده نیاز داریم، و برای عمل درست در موقعیتهای مختلف به قطبنمای اخلاقی نیازمندیم که بتواند به طور طبیعی ما را به واکنش درست هدایت کند. ازآنجاکه اجرای چنین ارزشهایی با احساس درآمیخته است، تفکر نقادانه بهتنهایی کافی نیست؛ ما به احساس نقادانه نیز نیاز داریم.
ایدهی «احساس نقادانه» ریشه در اندیشههای کهن چین دارد. کنفوسیوس بر این باور بود که باید هدایت انسان را از سرشت طبیعی او آغاز کنیم. به همین ترتیب، ما نیز باید احساسات خود را بشناسیم و بررسی کنیم که آیا با موقعیت هماهنگ و مرتبطاند یا نه. سپس، آنها را در مسیر درست پرورش دهیم.
البته، انسانها همیشه از احساسات خود برای بهبود زندگیشان استفاده کردهاند، اما کنفوسیوس از نخستین اندیشمندانی بود که این شیوه را بهصورت مکتوب بیان کرد. آنچه تاکنون کمبودش احساس میشد روشهاییست که پشتوانهی علمی و شواهد تجربی داشته باشند.
هرچند میان «احساس نقادانه» و برخی رویکردهای موجود در روانشناسی شباهتهایی وجود دارد، احساس نقادانه مفهومی تازه و فراتر از آنهاست. «احساس نقادانه» با «هوش هیجانی» همسان نیست. هوش هیجانی یعنی توانایی دور زدن احساسات نامطلوب و درک احساسات دیگران. درحالیکه هوش هیجانی بر ویژگیهای پایدار شخصیت تمرکز دارد، احساس نقادانه بر انجام کار درست در موقعیت خاص تأکید میکند.
بهعلاوه، هوش هیجانی فقط به «هیجانها» محدود میشود؛ اما احساس نقادانه علاوه بر هیجانها، «حالتهای خلقی»، «سلیقهها»، «وضعیت بدنی» و حتی «احساسات فراشناختی» را نیز دربرمیگیرد ــ احساساتی مانند حس درستی یا آشنایی. به همین دلیل، احساس نقادانه گسترهای بسیار وسیعتر از هوش هیجانی دارد. احساس نقادانه توضیح میدهد که چگونه مهارتها را بیاموزیم، سلیقهمان را سامان دهیم یا چگونه جذابیت آیینها و مراسم مذهبی را افزایش دهیم.
در نهایت، هوش هیجانی توجه چندانی به ارزشها ندارد، اما احساس نقادانه در بطن رفتارها، هنجارها و ارزشهای جامعه شکل میگیرد. خلاصه، هوش هیجانی چیزیست که «داریم»، اما احساس نقادانه چیزیست که «انجام میدهیم». به همین شکل، احساس نقادانه با مفاهیمی مانند «شایستگیهای هیجانی»، «روانشناسی مثبتگرا» یا «ذهنآگاهی» همپوشانی دارد، اما دقیقاً معادل هیچکدام از آنها نیست.
۱. رولف رِبِر نویسندهی کتاب Critical Feeling: How to Use Feeling Strategically و استاد روانشناختی در دانشگاه اسلو نروژ است.
📮 منبع:
What Is Critical Feeling? | Psychology Today https://share.google/quB6DEzgJdtR3SOKw
#تفکر_انتقادی #تفکر_نقادانه
⚛️ @ReverseMatrix
Critical Feeling
✍ نویسنده: رولف رِبِر¹
♻️ ترجمه: محمدرضا سلیمی
❓چگونه میتوانید از احساسات خود برای بهتر کردن زندگیتان استفاده کنید؟
چگونه معلمان میتوانند در دانشآموزان شور و اشتیاق ایجاد کنند؟ برای نواختن یک ساز یا ساختن یک کاردستی چه چیزی لازم است؟ چطور میتوانیم از ترس یا خشم بیدلیل رها شویم؟ چگونه میتوان با یک بیماری مزمن کنار آمد؟ چه چیزی عشق را زنده نگه میدارد؟
تمام این سوالها به «احساس نقادانه» مرتبطاند. بهطور دقیقتر، این سوالها میپرسند چگونه میتوانیم احساسات مطلوب را ایجاد و حفظ کنیم، احساسات نامطلوب را تغییر دهیم یا از احساسات برای کسب آگاهی و رسیدن به نتایج بهتر استفاده کنیم.
«احساس نقادانه» یعنی استفادهی راهبردی از احساسات برای بهبود زندگی و روابط. این مفهوم از مفهوم شناختهشدهی «تفکر نقادانه» گرفته شده است؛ تفکر نقادانه یعنی استفاده از ظرفیتهای استدلال برای رسیدن به بهترین نتایج ممکن.
❓چرا تفکر نقادانه بهتنهایی کافی نیست؟
اول اینکه احساسات همهجا حضور دارند. پژوهشها نشان میدهند که هر عمل دیدن، شنیدن یا اندیشیدن با نوعی احساس همراه است. احساس نکردن امکانپذیر نیست. بنابراین، بهجای سرکوب احساسات ــ همانطور که برخی از طرفداران تفکر نقادانه پیشنهاد میکنند ــ باید احساسات را جدی بگیریم و بکوشیم آنها را در فرایند بهبود زندگی خود دخالت دهیم.
دوم اینکه احساسات اغلب بجا و درست هستند. البته، احساسات نابجا هم وجود دارند، مانند خشم بیدلیل یا ترس غیرمنطقی. با این حال، احساسات اطلاعاتی را دربارهی آنچه برایمان مهم است به ما میدهند. سرکوب احساسات پیامدهایی در پی دارد: استرس را افزایش و منابع شناختیمان را کاهش میدهد. احساسات سرکوبشده دیر یا زود دوباره باز میگردند. این پیامدها نشان میدهند که برای مدیریت احساسات به روشهای پیچیدهتر و هوشمندانهتری نیاز داریم.
سوم اینکه هرچند تفکر نقادانه در جستوجوی حقیقت قوی عمل میکند، وقتی پای ارزشهای زیباییشناختی یا اخلاقی به میان میآید ناتوان میشود. برای آفرینش و درک زیبایی به سلیقهای لطیف و پرورده نیاز داریم، و برای عمل درست در موقعیتهای مختلف به قطبنمای اخلاقی نیازمندیم که بتواند به طور طبیعی ما را به واکنش درست هدایت کند. ازآنجاکه اجرای چنین ارزشهایی با احساس درآمیخته است، تفکر نقادانه بهتنهایی کافی نیست؛ ما به احساس نقادانه نیز نیاز داریم.
ایدهی «احساس نقادانه» ریشه در اندیشههای کهن چین دارد. کنفوسیوس بر این باور بود که باید هدایت انسان را از سرشت طبیعی او آغاز کنیم. به همین ترتیب، ما نیز باید احساسات خود را بشناسیم و بررسی کنیم که آیا با موقعیت هماهنگ و مرتبطاند یا نه. سپس، آنها را در مسیر درست پرورش دهیم.
البته، انسانها همیشه از احساسات خود برای بهبود زندگیشان استفاده کردهاند، اما کنفوسیوس از نخستین اندیشمندانی بود که این شیوه را بهصورت مکتوب بیان کرد. آنچه تاکنون کمبودش احساس میشد روشهاییست که پشتوانهی علمی و شواهد تجربی داشته باشند.
هرچند میان «احساس نقادانه» و برخی رویکردهای موجود در روانشناسی شباهتهایی وجود دارد، احساس نقادانه مفهومی تازه و فراتر از آنهاست. «احساس نقادانه» با «هوش هیجانی» همسان نیست. هوش هیجانی یعنی توانایی دور زدن احساسات نامطلوب و درک احساسات دیگران. درحالیکه هوش هیجانی بر ویژگیهای پایدار شخصیت تمرکز دارد، احساس نقادانه بر انجام کار درست در موقعیت خاص تأکید میکند.
بهعلاوه، هوش هیجانی فقط به «هیجانها» محدود میشود؛ اما احساس نقادانه علاوه بر هیجانها، «حالتهای خلقی»، «سلیقهها»، «وضعیت بدنی» و حتی «احساسات فراشناختی» را نیز دربرمیگیرد ــ احساساتی مانند حس درستی یا آشنایی. به همین دلیل، احساس نقادانه گسترهای بسیار وسیعتر از هوش هیجانی دارد. احساس نقادانه توضیح میدهد که چگونه مهارتها را بیاموزیم، سلیقهمان را سامان دهیم یا چگونه جذابیت آیینها و مراسم مذهبی را افزایش دهیم.
در نهایت، هوش هیجانی توجه چندانی به ارزشها ندارد، اما احساس نقادانه در بطن رفتارها، هنجارها و ارزشهای جامعه شکل میگیرد. خلاصه، هوش هیجانی چیزیست که «داریم»، اما احساس نقادانه چیزیست که «انجام میدهیم». به همین شکل، احساس نقادانه با مفاهیمی مانند «شایستگیهای هیجانی»، «روانشناسی مثبتگرا» یا «ذهنآگاهی» همپوشانی دارد، اما دقیقاً معادل هیچکدام از آنها نیست.
۱. رولف رِبِر نویسندهی کتاب Critical Feeling: How to Use Feeling Strategically و استاد روانشناختی در دانشگاه اسلو نروژ است.
📮 منبع:
What Is Critical Feeling? | Psychology Today https://share.google/quB6DEzgJdtR3SOKw
#تفکر_انتقادی #تفکر_نقادانه
⚛️ @ReverseMatrix
Psychology Today
What Is Critical Feeling?
How could we get rid of fear? How do we cope with chronic illness? What keeps love alive? This blog introduces critical feeling, the Confucian idea to use feelings to improve life.
👍5
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🅾️ راه اعتماد به دولت مرکزی به همون مسیری منتهی میشه که فون هایک هشدارش رو داده بود: یعنی راه بردگی!
🔍 میبینید که هزاران ساله بحث این مسائل مطرح هست و چقدر خوشکل و شیک فریب میدن مردم رو!
#یوسف_پیامبر #یوزارسیف
⚛️ @ReverseMatrix
🔍 میبینید که هزاران ساله بحث این مسائل مطرح هست و چقدر خوشکل و شیک فریب میدن مردم رو!
#یوسف_پیامبر #یوزارسیف
⚛️ @ReverseMatrix
❤7👍2
🅾️ فرهنگ حذف
✍️ علی اویسی
🔹فرهنگ حذف یا به همان انگلیسی (cancel (culture در تعریف کلی به معنای دست
برداشتن از حمایت از فرد افراد یا گروه هایی است که موازین اخلاقی و انسانی را رعایت نمیکنند این تعریف کلی آن است. اما مساله به همین جا ختم نمی شود چه کسی تعیین میکند چه چیز اخلاقی است؟! با چه عملی انسانی یا غیرانسانی است؟!
🔸کنسل کالچر مثل بسیاری از پدیدههای مشابه خود برخاسته از گروههای چپ گرای نوین است. گروهی که خود را ترقی خواه و حتی لیبرال میدانند در آمریکا به این گروه لیبرال گفته میشود که دموکرات ها نماینده ی آنها هستند. اگر شما صحبتی ضد یا در مخالفت با هم جنس گرایی بزنید این تنها یک مثال است رسانه ها و افراد اصطلاحا شما را کنسل میکنند. یعنی بايكوت و بدنام خواهید شد. یا اگر از وطن دوستی و ملی گرایی صحبت کنید به فاشیست بودن و نژاد پرست بودن متهم شده و کنسل میشوید.
🔹اگر بگویید تنها دو جنسیت وجود دارد به شدت تحت آماج حملات رسانه ای و اجتماعی قرار میگیرید در غرب بیشتر اگر نخواهید فرزندتان در مدرسه مسائل همجنسگرایانه و تراجنسیتی را ببیند و بخواند هموفوب نام خواهید گرفت. من کاری با درستی و نادرستی ندارم، صرفا توضیح میدهم ترقی خواه ها شدیدا به دنبال آزادی بیان و آزادی انسان از هر قاعده و بند اجتماعی هستند اما فقط منتظر هستند تا دیگری صحبتی مخالف خودشان انجام دهد سریعا او را کنسل کنند و صدایش را ببندند.
🔸آیا این همان دیکتاتوری و هژمون ساختن یک فرهنگ خاص نیست؟ آیا این چند صدایی است؟ چرا اجازهی گفتمان و صحبت داده نمیشود و خیلی سریع بایکوت و برچسبهای مختلف را به کار می گیرند. دیگر خودتان ترندهای فضاهای مجازی را دنبال میکنید و میبینید که چه خبر است. مهم ترین مساله ی حال حاضر هم افتتاحیه المپیک فرانسه بود که امروز مورد مباحثه است. میگویند هیچکس حق ندارد ناراحت باشد یا خوشش نیاید آیا این آزادی بیان و آزادی اعتقاد است؟
🔹هر جا سخن از حذف دیگری آمد بدانید که با ديكتاتوری ای نوین روبه رو هستید. دیکتاتوری ای که به دنبال گلوبالیزه کردن تمام جهان است و میخواهد تمامی انسانها یک فرهنگ خاص را بپذیرند همان شعار چند فرهنگی (multiculture) که تک تک فرهنگها را نابود کرده و میکند درب گفتمان را باز بگذارید.
#فرهنگ_حذف #ووکیسم #ترنسجندریسم #مارکسیسم_فرهنگی #سیاست_هویتی #چپ_نو #چند_فرهنگی
⚛️ @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
✍️ علی اویسی
🔹فرهنگ حذف یا به همان انگلیسی (cancel (culture در تعریف کلی به معنای دست
برداشتن از حمایت از فرد افراد یا گروه هایی است که موازین اخلاقی و انسانی را رعایت نمیکنند این تعریف کلی آن است. اما مساله به همین جا ختم نمی شود چه کسی تعیین میکند چه چیز اخلاقی است؟! با چه عملی انسانی یا غیرانسانی است؟!
🔸کنسل کالچر مثل بسیاری از پدیدههای مشابه خود برخاسته از گروههای چپ گرای نوین است. گروهی که خود را ترقی خواه و حتی لیبرال میدانند در آمریکا به این گروه لیبرال گفته میشود که دموکرات ها نماینده ی آنها هستند. اگر شما صحبتی ضد یا در مخالفت با هم جنس گرایی بزنید این تنها یک مثال است رسانه ها و افراد اصطلاحا شما را کنسل میکنند. یعنی بايكوت و بدنام خواهید شد. یا اگر از وطن دوستی و ملی گرایی صحبت کنید به فاشیست بودن و نژاد پرست بودن متهم شده و کنسل میشوید.
🔹اگر بگویید تنها دو جنسیت وجود دارد به شدت تحت آماج حملات رسانه ای و اجتماعی قرار میگیرید در غرب بیشتر اگر نخواهید فرزندتان در مدرسه مسائل همجنسگرایانه و تراجنسیتی را ببیند و بخواند هموفوب نام خواهید گرفت. من کاری با درستی و نادرستی ندارم، صرفا توضیح میدهم ترقی خواه ها شدیدا به دنبال آزادی بیان و آزادی انسان از هر قاعده و بند اجتماعی هستند اما فقط منتظر هستند تا دیگری صحبتی مخالف خودشان انجام دهد سریعا او را کنسل کنند و صدایش را ببندند.
🔸آیا این همان دیکتاتوری و هژمون ساختن یک فرهنگ خاص نیست؟ آیا این چند صدایی است؟ چرا اجازهی گفتمان و صحبت داده نمیشود و خیلی سریع بایکوت و برچسبهای مختلف را به کار می گیرند. دیگر خودتان ترندهای فضاهای مجازی را دنبال میکنید و میبینید که چه خبر است. مهم ترین مساله ی حال حاضر هم افتتاحیه المپیک فرانسه بود که امروز مورد مباحثه است. میگویند هیچکس حق ندارد ناراحت باشد یا خوشش نیاید آیا این آزادی بیان و آزادی اعتقاد است؟
🔹هر جا سخن از حذف دیگری آمد بدانید که با ديكتاتوری ای نوین روبه رو هستید. دیکتاتوری ای که به دنبال گلوبالیزه کردن تمام جهان است و میخواهد تمامی انسانها یک فرهنگ خاص را بپذیرند همان شعار چند فرهنگی (multiculture) که تک تک فرهنگها را نابود کرده و میکند درب گفتمان را باز بگذارید.
#فرهنگ_حذف #ووکیسم #ترنسجندریسم #مارکسیسم_فرهنگی #سیاست_هویتی #چپ_نو #چند_فرهنگی
⚛️ @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
👍6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🅾️ ریشه تاریخی فراماسونری و ایلومیناتی تعمیم نابجای تئوری توطئه
منابع مورد اشاره
The relationship between schizotypal facets and conspiracist beliefs via cognitive processes
sciencedirect.com/science/article/abs/pii/S0165178117312301
People who believe in conspiracy theories more likely to be suffering from stress, study finds
independent.co.uk/news/science/conspiracy-theories-stress-psychology-study-anglia-ruskin-a7023966.html
Does it take one to know one? Endorsement of conspiracy theories is influenced by personal willingness to conspire
bpspsychub.onlinelibrary.wiley.com/doi/abs/10.1111/j.2044-8309.2010.02018.x
Belief in conspiracy theories: The predictive role of schizotypy, Machiavellianism, and primary psychopathy
journals.plos.org/plosone/article?id=10.1371/journal.pone.0225964
#فراماسونری #ایلومیناتی #تئوری_توطئه
⚛️ @ReverseMatrix
منابع مورد اشاره
The relationship between schizotypal facets and conspiracist beliefs via cognitive processes
sciencedirect.com/science/article/abs/pii/S0165178117312301
People who believe in conspiracy theories more likely to be suffering from stress, study finds
independent.co.uk/news/science/conspiracy-theories-stress-psychology-study-anglia-ruskin-a7023966.html
Does it take one to know one? Endorsement of conspiracy theories is influenced by personal willingness to conspire
bpspsychub.onlinelibrary.wiley.com/doi/abs/10.1111/j.2044-8309.2010.02018.x
Belief in conspiracy theories: The predictive role of schizotypy, Machiavellianism, and primary psychopathy
journals.plos.org/plosone/article?id=10.1371/journal.pone.0225964
#فراماسونری #ایلومیناتی #تئوری_توطئه
⚛️ @ReverseMatrix
👍2
🅾️ اثر فورر
چرا گاهی اوقات حرفهای فالگیر ها و امثال این ها برای ما آشناست و واقعی به نظر می آید؟
در سال ۱۹۴۸ یک روانشناس به نام پروفسور برترام فورر یک تست شخصیتشناسی به شاگردانش داد که مشتمل بر سوالاتی متفاوت بود و خواست تا به سوالات پاسخ دهند و به آنها گفت که با خواندن پاسخ آنها، شخصیت آنها را آنالیز کرده به هرکدام آنها خواهد گفت که چه شخصیت و ویژگیهایی دارند. پروفسور چند روز بعد به هر یک از دانشجویان برگهای شامل توضیحات در مورد ویژگیهای شخصی آنها داد و اینبار خواست تا بر اساس اینکه چقدر توضیحاتش به واقعیت نزدیک است به او نمره دهند. نمره صفر یعنی توضیحات هیچ ربطی به آنها ندارد و نمره ۵ یعنی توضیحات کاملاً منطبق بر شخصیت آنهاست. نمرهای که پرفسور فورر از شاگردانش کسب کرد برابر با ۴.۲۶ بود. چیزی نزدیک به عالی.
بعد از اعلام نتایج پروفسور فاش کرد که به همه آنها یه پاسخ ثابت و یکسان را داده که از یک کتاب فالگیری روی دکه روزنامهفروشی کپی کرده بوده است. تنها برگهای که داده بود شامل یک مشت مهملات کلی و مبهم بود که میتواند شامل حال افراد بسیاری بشود.
آزمایش دیگری از دانشجویان تست استاندارد MMPI گرفته شد. (تست فوق استاندارد است و نتایج آن تا حد قابل قبولی به واقعیت نزدیک است. البته گرفتن آزمون و تفسیر نتایج این تست فقط و فقط باید توسط متخصصان انجام شود) سپس به هر دانشجو هم پاسخ صحیح بر اساس تست داده شد و هم یک برگه کپی شده از مجله فالگیری و ستارهبینی. از دانشجویان خواسته شد تا تشخیص دهند کدام پاسخ مربوط به آنهاست. حدود ۶۰ درصد دانشجویان پاسخ تقلبی را واقعی میدانستند.
«اثر فورر» میگوید «وقتی شما یک متن مبهم و کلی در مورد خودتان میشنوید یا میخوانید به دنبال ارتباط آن با خودتان میگردید و اگر متن به اندازه کافی مبهم و کلی باشد شما ارتباطاتی پیدا خواهید کرد و آن را تعریف شخصیت و سرنوشت خودتان خواهید پنداشت. مهمترین اثرگذاری، استفاده از کلماتی مانند «بعضی وقتها» است. مثلاً جمله «بعضی وقتها اعتماد به نفس دارید، اما بعضی وقتها نه” میتواند برای همه صادق باشد»
تحقیقات اخیر نشان داده که دو عامل اساسی در گول خوردن عوام اثر اساسی دارد:
• باور و اعتقاد به ماوراءالطبیعه: افرادی که به ماوراءالطبیعه باور دارند همیشه معتقدند که سرنوشت آنها جایی نوشته شده است و یا کسی یا کسانی از آن خبر دارند. این افراد خیلی راحتتر درگیر تستهای غیرعلمیشخصیتشناسی، فالگیری و طالعبینی ماهانه میشوند.
• علاقه به خود: افراد معمولاً چیزهای مثبت در مورد خود را راحتتر باور میکنند تا موارد منفی. مثلاً اگر به آنها گفته شود که «تو خیلی سختکوشی اما کسانی نمیخواهند و نمیگذارند به نتیجه برسی» میپذیرند. اما اگر گفته شود «مسیری که میروی احمقانه است و تلاشی بیهوده و بیارزش میکنی» با آن کنار نخواهند آمد.
« اثر #فورر » عملا بیشترین کاربری را در #شخصیتشناسی غیرعلمی، #فالگیری و مشابهات آن، #طالعبینی روزانه و امثالهم دارد.
📮 نشریه گمانه
#سوگیری #سوگیری_شناختی
⚛️ @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
چرا گاهی اوقات حرفهای فالگیر ها و امثال این ها برای ما آشناست و واقعی به نظر می آید؟
در سال ۱۹۴۸ یک روانشناس به نام پروفسور برترام فورر یک تست شخصیتشناسی به شاگردانش داد که مشتمل بر سوالاتی متفاوت بود و خواست تا به سوالات پاسخ دهند و به آنها گفت که با خواندن پاسخ آنها، شخصیت آنها را آنالیز کرده به هرکدام آنها خواهد گفت که چه شخصیت و ویژگیهایی دارند. پروفسور چند روز بعد به هر یک از دانشجویان برگهای شامل توضیحات در مورد ویژگیهای شخصی آنها داد و اینبار خواست تا بر اساس اینکه چقدر توضیحاتش به واقعیت نزدیک است به او نمره دهند. نمره صفر یعنی توضیحات هیچ ربطی به آنها ندارد و نمره ۵ یعنی توضیحات کاملاً منطبق بر شخصیت آنهاست. نمرهای که پرفسور فورر از شاگردانش کسب کرد برابر با ۴.۲۶ بود. چیزی نزدیک به عالی.
بعد از اعلام نتایج پروفسور فاش کرد که به همه آنها یه پاسخ ثابت و یکسان را داده که از یک کتاب فالگیری روی دکه روزنامهفروشی کپی کرده بوده است. تنها برگهای که داده بود شامل یک مشت مهملات کلی و مبهم بود که میتواند شامل حال افراد بسیاری بشود.
آزمایش دیگری از دانشجویان تست استاندارد MMPI گرفته شد. (تست فوق استاندارد است و نتایج آن تا حد قابل قبولی به واقعیت نزدیک است. البته گرفتن آزمون و تفسیر نتایج این تست فقط و فقط باید توسط متخصصان انجام شود) سپس به هر دانشجو هم پاسخ صحیح بر اساس تست داده شد و هم یک برگه کپی شده از مجله فالگیری و ستارهبینی. از دانشجویان خواسته شد تا تشخیص دهند کدام پاسخ مربوط به آنهاست. حدود ۶۰ درصد دانشجویان پاسخ تقلبی را واقعی میدانستند.
«اثر فورر» میگوید «وقتی شما یک متن مبهم و کلی در مورد خودتان میشنوید یا میخوانید به دنبال ارتباط آن با خودتان میگردید و اگر متن به اندازه کافی مبهم و کلی باشد شما ارتباطاتی پیدا خواهید کرد و آن را تعریف شخصیت و سرنوشت خودتان خواهید پنداشت. مهمترین اثرگذاری، استفاده از کلماتی مانند «بعضی وقتها» است. مثلاً جمله «بعضی وقتها اعتماد به نفس دارید، اما بعضی وقتها نه” میتواند برای همه صادق باشد»
تحقیقات اخیر نشان داده که دو عامل اساسی در گول خوردن عوام اثر اساسی دارد:
• باور و اعتقاد به ماوراءالطبیعه: افرادی که به ماوراءالطبیعه باور دارند همیشه معتقدند که سرنوشت آنها جایی نوشته شده است و یا کسی یا کسانی از آن خبر دارند. این افراد خیلی راحتتر درگیر تستهای غیرعلمیشخصیتشناسی، فالگیری و طالعبینی ماهانه میشوند.
• علاقه به خود: افراد معمولاً چیزهای مثبت در مورد خود را راحتتر باور میکنند تا موارد منفی. مثلاً اگر به آنها گفته شود که «تو خیلی سختکوشی اما کسانی نمیخواهند و نمیگذارند به نتیجه برسی» میپذیرند. اما اگر گفته شود «مسیری که میروی احمقانه است و تلاشی بیهوده و بیارزش میکنی» با آن کنار نخواهند آمد.
« اثر #فورر » عملا بیشترین کاربری را در #شخصیتشناسی غیرعلمی، #فالگیری و مشابهات آن، #طالعبینی روزانه و امثالهم دارد.
📮 نشریه گمانه
#سوگیری #سوگیری_شناختی
⚛️ @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
👍8
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🅾️ در گفتوگویی جنجالی، ایلان ماسک هنگام مواجهه با سوالی درباره مامدانی، دچار مکث و تردید شد و او را «شیاد کاریزماتیک» توصیف کرد که فقط چیزی را میگوید که مخاطب دوست دارد بشنود.
👤 ماسک گفت:
#ElonMusk #Mamdani
#ایلان_ماسک #ممدانی #سیاست
⚛️ @ReverseMatrix
👤 ماسک گفت:
اگه به هر جمعی فقط اون چیزی رو بگی که میخوان بشنون، بهنظرم اون یه جور کلاهبرداریه… اما خب، کاریزما داره.
#ElonMusk #Mamdani
#ایلان_ماسک #ممدانی #سیاست
⚛️ @ReverseMatrix
👍7
استدلال کردن (Reasoning):
انسانها از قابلیت بیان واقعیات و بررسی صحت آنها برخوردارند. آنها میتوانند اعتقاداتشان را توجیه کنند و تغییر دهند و به طور کلی امور را درک کنند. ما این کار را با عقل (Reason) انجام میدهیم و فرایند انجامش نیز استدلال کردن (Reasoning نام دارد تقریباً همه ی انسانهای سالم از قابلیت استدلال کردن برخوردارند، ولی تعداد بسیار بسیار کمی از انسانها این کار را به خوبی انجام میدهند ضعف ما انسانها در استدلال کردن دلایل زیادی دارد که در این کتاب بسیاری از این دلایل را خواهیم کاوید.
استدلال ها (Arguments):
واژه ی «استدلال» در ذهن بیشتر مردم تداعی گر استدلال مبتنی بر مباحثه بین دو یا چند نفر آدم است؛ بحثی با چاشنی اعصاب خوردی رفتار تدافعی و فزونی احساسات منفی چیزی که توصیف شد تنها نوعی از استدلال و مباحثه است ولی نه آن نوعی که قصد داریم در این کتاب به آن بپردازیم به طور کلی تعریف استدلالی که ما
در نظر داریم این است تلاشی برای متقاعد کردن یک نفر راجع به چیزی از راه ارائه ی دلایل که منجر به پذیرش نتیجه ای معین است. ما هر روز استدلال می کنیم و استدلال میشنویم ولی اغلب متوجه نیستیم چیزی که میگوییم و میشنویم استدلال است اشخاص دور و برمان دائماً در تلاش اند تا ما را متقاعد کنند و کاری کنند که به نتایجی خاص برسیم ولی نسبت به این فرایند آگاه نیستیم.
گاهی متقاعدسازی بسیار زیر پوستی انجام میشود گاهی دلایل به طور تلویحی بیان میشوند و گاه نیز نتیجه مفروض پنداشته میشود اگر این کتاب قرار است فایده ای داشته باشد باید هنگامی که استدلال ها را میشنویم یا استدلال می ورزیم قادر باشیم که آنها را بازشناسیم و تشخیص دهیم.
یک استدلال از مقدمات (premises) و یک نتیجه (conclusion) تشکیل شده است. نام های دیگر مقدمات دلایل (reasons) شواهد پشتیبان (supporting evidence) یا مدعیات (claims) هستند. گاهی اوقات مثالهای ذکر شده ی ما فقط گزاره ها (propositions) یا تصدیقات (assertions) هستند؛ یعنی حکمی که باید آن را پذیرفت.
من به ترتیب از لفظ استدلال کننده (arguer) و طرف بحث (opponent) یا مخاطب (audience) برای اشاره به کسی که استدلال میکند و شخص یا اشخاصی که استدلال او را میشنود استفاده میکنم. به یاد داشته باشید که استدلال کننده ممکن است هر کسی باشد نامزد انتخاباتی، مبلغ مذهبی همسر آدم، پسر هفده ساله ای که پشت یکی از پیشخوانهای وال مارت نشسته است و خلاصه هر کسی که از قدرت مکالمه ی منطقی برخوردار است. طرف بحث یا مخاطب نیز ممکن است افسر پلیس رفیق صمیمیتان همسرتان یا هر کسی باشد که قادر به مکالمه ی منطقی است.
استنتاج (deduction) گونهای استدلال ورزیدن است که در آن نتیجه به طور ضروری از مقدمات منتج میشود. این مثال کلاسیک در درک این مفهوم کمک خواهد کرد:
مقدمهی ۱: همهی انسانها فانی هستند.
مقدمهی ۲: سقراط انسان است.
نتیجه: سقراط فانی است.
اگر مقدمات صحیح باشند، نتیجه نیز باید صحیح باشد. فقط در این صورت است که با استدلال استنتاجی روبرو هستیم. به استدلال استنتاجی استدلال صوری نیز میگویند.
📚 مغالطه به زبان آدمیزاد
✍️ نوشته: بو بنت
📝 صفحه 18 و 19
⚛️ @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
انسانها از قابلیت بیان واقعیات و بررسی صحت آنها برخوردارند. آنها میتوانند اعتقاداتشان را توجیه کنند و تغییر دهند و به طور کلی امور را درک کنند. ما این کار را با عقل (Reason) انجام میدهیم و فرایند انجامش نیز استدلال کردن (Reasoning نام دارد تقریباً همه ی انسانهای سالم از قابلیت استدلال کردن برخوردارند، ولی تعداد بسیار بسیار کمی از انسانها این کار را به خوبی انجام میدهند ضعف ما انسانها در استدلال کردن دلایل زیادی دارد که در این کتاب بسیاری از این دلایل را خواهیم کاوید.
استدلال ها (Arguments):
واژه ی «استدلال» در ذهن بیشتر مردم تداعی گر استدلال مبتنی بر مباحثه بین دو یا چند نفر آدم است؛ بحثی با چاشنی اعصاب خوردی رفتار تدافعی و فزونی احساسات منفی چیزی که توصیف شد تنها نوعی از استدلال و مباحثه است ولی نه آن نوعی که قصد داریم در این کتاب به آن بپردازیم به طور کلی تعریف استدلالی که ما
در نظر داریم این است تلاشی برای متقاعد کردن یک نفر راجع به چیزی از راه ارائه ی دلایل که منجر به پذیرش نتیجه ای معین است. ما هر روز استدلال می کنیم و استدلال میشنویم ولی اغلب متوجه نیستیم چیزی که میگوییم و میشنویم استدلال است اشخاص دور و برمان دائماً در تلاش اند تا ما را متقاعد کنند و کاری کنند که به نتایجی خاص برسیم ولی نسبت به این فرایند آگاه نیستیم.
گاهی متقاعدسازی بسیار زیر پوستی انجام میشود گاهی دلایل به طور تلویحی بیان میشوند و گاه نیز نتیجه مفروض پنداشته میشود اگر این کتاب قرار است فایده ای داشته باشد باید هنگامی که استدلال ها را میشنویم یا استدلال می ورزیم قادر باشیم که آنها را بازشناسیم و تشخیص دهیم.
یک استدلال از مقدمات (premises) و یک نتیجه (conclusion) تشکیل شده است. نام های دیگر مقدمات دلایل (reasons) شواهد پشتیبان (supporting evidence) یا مدعیات (claims) هستند. گاهی اوقات مثالهای ذکر شده ی ما فقط گزاره ها (propositions) یا تصدیقات (assertions) هستند؛ یعنی حکمی که باید آن را پذیرفت.
من به ترتیب از لفظ استدلال کننده (arguer) و طرف بحث (opponent) یا مخاطب (audience) برای اشاره به کسی که استدلال میکند و شخص یا اشخاصی که استدلال او را میشنود استفاده میکنم. به یاد داشته باشید که استدلال کننده ممکن است هر کسی باشد نامزد انتخاباتی، مبلغ مذهبی همسر آدم، پسر هفده ساله ای که پشت یکی از پیشخوانهای وال مارت نشسته است و خلاصه هر کسی که از قدرت مکالمه ی منطقی برخوردار است. طرف بحث یا مخاطب نیز ممکن است افسر پلیس رفیق صمیمیتان همسرتان یا هر کسی باشد که قادر به مکالمه ی منطقی است.
استنتاج (deduction) گونهای استدلال ورزیدن است که در آن نتیجه به طور ضروری از مقدمات منتج میشود. این مثال کلاسیک در درک این مفهوم کمک خواهد کرد:
مقدمهی ۱: همهی انسانها فانی هستند.
مقدمهی ۲: سقراط انسان است.
نتیجه: سقراط فانی است.
اگر مقدمات صحیح باشند، نتیجه نیز باید صحیح باشد. فقط در این صورت است که با استدلال استنتاجی روبرو هستیم. به استدلال استنتاجی استدلال صوری نیز میگویند.
📚 مغالطه به زبان آدمیزاد
✍️ نوشته: بو بنت
📝 صفحه 18 و 19
⚛️ @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
❤3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🅾️ آیا روح واقعاً وجود دارد؟ دکارت چه گفت و علم امروز چه میگوید؟
🔰 آوای فلسفه
📮https://youtu.be/eyfzdQ7N5Ug?si=t6i8HyAdr6TA0ubr
⚛️ @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
🔰 آوای فلسفه
📮https://youtu.be/eyfzdQ7N5Ug?si=t6i8HyAdr6TA0ubr
⚛️ @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
👍3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🅾️ مختصر و مفید دربارهی نظریه ی ریسمان
❓ چرا «نظریه ریسمان» مهم است؟
🎙️سخنران: برایان گرین
♻️ زبان کلیپ انگلیسی با زیرنویس پارسی
#نظریه_ریسمان #برایان_گرین #فیزیک
⚛️ @ReverseMatrix
❓ چرا «نظریه ریسمان» مهم است؟
🎙️سخنران: برایان گرین
♻️ زبان کلیپ انگلیسی با زیرنویس پارسی
#نظریه_ریسمان #برایان_گرین #فیزیک
⚛️ @ReverseMatrix
❤3👍1👌1
نظریه ریسمان
به زبان ساده
🔴 #نظریه_ی #ریسمان
به زبان ساده #کتاب_صوتی
1️⃣ INTRODUCTION
🔵 نوشته: اندرو زیمرمنجونز/دنیل رابینز
⚪️ ترجمه: مریم ذوقی
🖋 نشر آوند دانش - 1394
🔶 نظریۀ ریسمان واقعاً چیست؟
🔶 نظریۀ همهچیز و میدان کوانتومی
🔶 تاریخچه و ارکان اصلی نظریه
🔶 ریسمانها و غشاها
🔶 گرانش کوانتومی و وحدت نیروها
🔶 ابرتقارن
🔶 ابعاد اضافی
🔶 ماده، جرم، فضا و زمان
🔶 ده به توان 500 نظریه! 😱
🔶 جهانهای موازی
🔶 کرمچالهها
🔶 جهان هولوگرافیک
🔶 سفر در زمان
🔶 مهبانگ؛ پیش و پس از آن...
🔶 از الکتریسیته تا موسیقی راک!
⚛️ @ReverseMatrix
به زبان ساده #کتاب_صوتی
1️⃣ INTRODUCTION
🔵 نوشته: اندرو زیمرمنجونز/دنیل رابینز
⚪️ ترجمه: مریم ذوقی
🖋 نشر آوند دانش - 1394
🔶 نظریۀ ریسمان واقعاً چیست؟
🔶 نظریۀ همهچیز و میدان کوانتومی
🔶 تاریخچه و ارکان اصلی نظریه
🔶 ریسمانها و غشاها
🔶 گرانش کوانتومی و وحدت نیروها
🔶 ابرتقارن
🔶 ابعاد اضافی
🔶 ماده، جرم، فضا و زمان
🔶 ده به توان 500 نظریه! 😱
🔶 جهانهای موازی
🔶 کرمچالهها
🔶 جهان هولوگرافیک
🔶 سفر در زمان
🔶 مهبانگ؛ پیش و پس از آن...
🔶 از الکتریسیته تا موسیقی راک!
⚛️ @ReverseMatrix
👍1
نظریه ریسمان
به زبان ساده
🔴 نظریهی ریسمان به زبان ساده
2️⃣
🔵 نوشته: اندرو زیمرمنجونز/دنیل رابینز
⚪️ ترجمه: مریم ذوقی
🖋 نشر آوند دانش - 1394
🔶 نیوتن: گرانش نوعی نیرو است
🔶 اینشتین: گرانش ناشی از هندسه است!
🔶 ماده همان انرژی است
🔶 الکترومغناطیس؛ امواج انرژی فوقسریع
🔶 نیروی هستهای قوی پیوند میدهد
🔶 نیروی هستهای ضعیف وامیپاشاند
🔶 بینهایتها و تکینگیها
🔶 برآشفتگی کوانتومی (کف کوانتومی)
🔶 گراویتون
🔶 نقش ابرتقارن در گرانش کوانتومی
⚛️ @ReverseMatrix
2️⃣
🔵 نوشته: اندرو زیمرمنجونز/دنیل رابینز
⚪️ ترجمه: مریم ذوقی
🖋 نشر آوند دانش - 1394
🔶 نیوتن: گرانش نوعی نیرو است
🔶 اینشتین: گرانش ناشی از هندسه است!
🔶 ماده همان انرژی است
🔶 الکترومغناطیس؛ امواج انرژی فوقسریع
🔶 نیروی هستهای قوی پیوند میدهد
🔶 نیروی هستهای ضعیف وامیپاشاند
🔶 بینهایتها و تکینگیها
🔶 برآشفتگی کوانتومی (کف کوانتومی)
🔶 گراویتون
🔶 نقش ابرتقارن در گرانش کوانتومی
⚛️ @ReverseMatrix
👍1
نظریه ریسمان
روش علمی
🔴 نظریهی ریسمان به زبان ساده
3️⃣ Scientific Method
🔵 نوشته: اندرو زیمرمنجونز/دنیل رابینز
⚪️ ترجمه: مریم ذوقی
🖋 نشر آوند دانش - 1394
🔶 آشنایی با «روش علمی»
🔶 علم چیست؟
🔶 افسانۀ روش علمی!
🔶 لزوم ابطالپذیری
🔶 قانون سادگی؛ تیــــــغ اوکام
🔶 انقلاب علمی چه زمانی پدید میآید؟
🔶 متحدسازی
🔶 شکست تقارن؛ خوب یا بد؟
⚛️ @ReverseMatrix
3️⃣ Scientific Method
🔵 نوشته: اندرو زیمرمنجونز/دنیل رابینز
⚪️ ترجمه: مریم ذوقی
🖋 نشر آوند دانش - 1394
🔶 آشنایی با «روش علمی»
🔶 علم چیست؟
🔶 افسانۀ روش علمی!
🔶 لزوم ابطالپذیری
🔶 قانون سادگی؛ تیــــــغ اوکام
🔶 انقلاب علمی چه زمانی پدید میآید؟
🔶 متحدسازی
🔶 شکست تقارن؛ خوب یا بد؟
⚛️ @ReverseMatrix
👍1
نظریه ریسمان
به زبان ساده
🔴 نظریهی ریسمان به زبان ساده
4️⃣ RELETIVITY
🔵 نوشته: اندرو زیمرمنجونز/دنیل رابینز
⚪️ ترجمه: مریم ذوقی
🖋 نشر آوند دانش - 1394
🔶 متحول کردن فضا و زمان
🔶 در جستجوی اتر
🔶 اتر نداریم؟ مشکلی نیست!
🔶 نسبیت خاص
🔶 اتساع زمان
🔶 اتحاد جرم و انرژی
🔶 نسبیت عام
🔶 گرانش به صورت شتاب
🔶 گرانش به صورت هندسه
🔶 آزمودن نسبیت عام با یک کسوف
⚛️ @ReverseMatrix
4️⃣ RELETIVITY
🔵 نوشته: اندرو زیمرمنجونز/دنیل رابینز
⚪️ ترجمه: مریم ذوقی
🖋 نشر آوند دانش - 1394
🔶 متحول کردن فضا و زمان
🔶 در جستجوی اتر
🔶 اتر نداریم؟ مشکلی نیست!
🔶 نسبیت خاص
🔶 اتساع زمان
🔶 اتحاد جرم و انرژی
🔶 نسبیت عام
🔶 گرانش به صورت شتاب
🔶 گرانش به صورت هندسه
🔶 آزمودن نسبیت عام با یک کسوف
⚛️ @ReverseMatrix
نظریه ریسمان
به زبان ساده
🔴 نظریهی ریسمان به زبان ساده
5️⃣ QUANTUM MECHANICS
🔵 نوشته: اندرو زیمرمنجونز/دنیل رابینز
⚪️ ترجمه: مریم ذوقی
🖋 نشر آوند دانش - 1394
🔶 مروری بر اصول مکانیک کوانتومی
🔶 مکس پلانک و کوانتای نور
🔶 ایدۀ نوبلآور اینشتین!
🔶 حل معمای اثر فوتوالکتریک
🔶 هم ذره؛ هم موج!
🔶 شگفتیهای آزمایش دو شکاف
🔶 دوبروی و شرودینگر از راه میرسند...
🔶 تابع موج و اصل عدم قطعیت
🔶 گربه شرودینگر! 🐱
🔶 تعابیر کپنهاگی
🔶 اصل آنتروپیک (انساننگر)
🔶 چندجهانی
🔶 واحدهای پلانک
⚛️ @ReverseMatrix
5️⃣ QUANTUM MECHANICS
🔵 نوشته: اندرو زیمرمنجونز/دنیل رابینز
⚪️ ترجمه: مریم ذوقی
🖋 نشر آوند دانش - 1394
🔶 مروری بر اصول مکانیک کوانتومی
🔶 مکس پلانک و کوانتای نور
🔶 ایدۀ نوبلآور اینشتین!
🔶 حل معمای اثر فوتوالکتریک
🔶 هم ذره؛ هم موج!
🔶 شگفتیهای آزمایش دو شکاف
🔶 دوبروی و شرودینگر از راه میرسند...
🔶 تابع موج و اصل عدم قطعیت
🔶 گربه شرودینگر! 🐱
🔶 تعابیر کپنهاگی
🔶 اصل آنتروپیک (انساننگر)
🔶 چندجهانی
🔶 واحدهای پلانک
⚛️ @ReverseMatrix
نظریه ریسمان
به زبان ساده
🔴 نظریهی ریسمان به زبان ساده
6️⃣
🔵 نوشته: اندرو زیمرمنجونز/دنیل رابینز
⚪️ ترجمه: مریم ذوقی
🖋 نشر آوند دانش - 1394
🔶 مدل استاندارد فیزیک ذرات
🔶 اتم، اتم، همهجا اتم!
🔶 کشف الکترون
🔶 هسته و رقص درون اتم ⚛️
🔶 ضد ماده
🔶 ذرات مجازی
🔶 نوکلئونها
🔶 کوارکها؛ طعم و رنگ! 🔴🔵🟢
🔶 بوزونهای پیمانهای
🔶 فرمیونها
⚛️ @ReverseMatrix
6️⃣
🔵 نوشته: اندرو زیمرمنجونز/دنیل رابینز
⚪️ ترجمه: مریم ذوقی
🖋 نشر آوند دانش - 1394
🔶 مدل استاندارد فیزیک ذرات
🔶 اتم، اتم، همهجا اتم!
🔶 کشف الکترون
🔶 هسته و رقص درون اتم ⚛️
🔶 ضد ماده
🔶 ذرات مجازی
🔶 نوکلئونها
🔶 کوارکها؛ طعم و رنگ! 🔴🔵🟢
🔶 بوزونهای پیمانهای
🔶 فرمیونها
⚛️ @ReverseMatrix
نظریه ریسمان
به زبان ساده
🔴 نظریهی ریسمان به زبان ساده
7️⃣
🔵 نوشته: اندرو زیمرمنجونز/دنیل رابینز
⚪️ ترجمه: مریم ذوقی
🖋 نشر آوند دانش - 1394
🔶 کیهانشناسی و اخترفیزیک
🔶 مدل اشتباه ارسطو از جهان
🔶 بطلمیوس و کلیسای کاتولیک! ⛪️
🔶 کوپرنیک و گالیله و جهان خورشیدمرکز 🌞
🔶 تیکوبراهه، کپلر و نیوتن 🔭
🔶 هابل و جهان در حال انبساط
🔶 اینشتین و اشتباهی که اشتباه نبود!
🔶 مهبانگ 🎇
🔶 تابش زمینه ریزموج کیهانی CMBR
🔶 عناصر از کجا آمدهاند؟
🔶 تورم کیهانی و حل دو مسأله
🔶 ماده تاریک
🔶 انرژی تاریک
🔶 درون سیاهچاله چه خبر است؟
🔶 تابش هاوکینگ، تبخیر و انتروپی سیاهچالهها
⚛️ @ReverseMatrix
7️⃣
🔵 نوشته: اندرو زیمرمنجونز/دنیل رابینز
⚪️ ترجمه: مریم ذوقی
🖋 نشر آوند دانش - 1394
🔶 کیهانشناسی و اخترفیزیک
🔶 مدل اشتباه ارسطو از جهان
🔶 بطلمیوس و کلیسای کاتولیک! ⛪️
🔶 کوپرنیک و گالیله و جهان خورشیدمرکز 🌞
🔶 تیکوبراهه، کپلر و نیوتن 🔭
🔶 هابل و جهان در حال انبساط
🔶 اینشتین و اشتباهی که اشتباه نبود!
🔶 مهبانگ 🎇
🔶 تابش زمینه ریزموج کیهانی CMBR
🔶 عناصر از کجا آمدهاند؟
🔶 تورم کیهانی و حل دو مسأله
🔶 ماده تاریک
🔶 انرژی تاریک
🔶 درون سیاهچاله چه خبر است؟
🔶 تابش هاوکینگ، تبخیر و انتروپی سیاهچالهها
⚛️ @ReverseMatrix
نظریه ریسمان
به زبان ساده
🔴 نظریهی ریسمان به زبان ساده
8️⃣
🔵 نوشته: اندرو زیمرمنجونز/دنیل رابینز
⚪️ ترجمه: مریم ذوقی
🖋 نشر آوند دانش - 1394
🔶 نخستین نظریه: ریسمان بوزونی
🔶 کاربرد ریاضیات محض در فیزیک
🔶 ابرتقارن ⏪ ابرریسمان
🔶 شکست نظریۀ ریسمان بوزونی
🔶 تاکیونها
🔶 ابرشریکها به میدان آمدند!
🔶 ابرگرانش!
🔶 نخستین انقلاب ابرریسمان
🔶 نظریهها زیاد شدند!
🔶 خمینههای کالابی-یائو
🔶 آماده برای انقلاب دوم ابرریسمان...
⚛️ @ReverseMatrix
8️⃣
🔵 نوشته: اندرو زیمرمنجونز/دنیل رابینز
⚪️ ترجمه: مریم ذوقی
🖋 نشر آوند دانش - 1394
🔶 نخستین نظریه: ریسمان بوزونی
🔶 کاربرد ریاضیات محض در فیزیک
🔶 ابرتقارن ⏪ ابرریسمان
🔶 شکست نظریۀ ریسمان بوزونی
🔶 تاکیونها
🔶 ابرشریکها به میدان آمدند!
🔶 ابرگرانش!
🔶 نخستین انقلاب ابرریسمان
🔶 نظریهها زیاد شدند!
🔶 خمینههای کالابی-یائو
🔶 آماده برای انقلاب دوم ابرریسمان...
⚛️ @ReverseMatrix
نظریه ریسمان
به زبان ساده
🔴 نظریهی ریسمان به زبان ساده
9️⃣
🔵 نوشته: اندرو زیمرمنجونز/دنیل رابینز
⚪️ ترجمه: مریم ذوقی
🖋 نشر آوند دانش - 1394
🔶 نظریه M
🔶 غشاها (BRANES) وارد میشوند...
🔶 دوگانیها (S و T)
🔶 انقلاب دوم ابرریسمان 🎉
🔶 خلق ذرات از p-غشاها
🔶 جهانهای غشایی
🔶 اصل هولوگرافی
🔶 انرژی تاریک غافلگیر میکند!
🔶 ابعاد قابل اندازهگیری (MDM)
🔶 نظریه F کامران وفا
🔶 اصل انساننگر و چندجهانی
🔶 وضع بدتر شد! 🤪
⚛️ @ReverseMatrix
9️⃣
🔵 نوشته: اندرو زیمرمنجونز/دنیل رابینز
⚪️ ترجمه: مریم ذوقی
🖋 نشر آوند دانش - 1394
🔶 نظریه M
🔶 غشاها (BRANES) وارد میشوند...
🔶 دوگانیها (S و T)
🔶 انقلاب دوم ابرریسمان 🎉
🔶 خلق ذرات از p-غشاها
🔶 جهانهای غشایی
🔶 اصل هولوگرافی
🔶 انرژی تاریک غافلگیر میکند!
🔶 ابعاد قابل اندازهگیری (MDM)
🔶 نظریه F کامران وفا
🔶 اصل انساننگر و چندجهانی
🔶 وضع بدتر شد! 🤪
⚛️ @ReverseMatrix