This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🅾️ چگونه اقلیت سختگیر و متعصب جامعه را با خود همراه میکند؟
🔺 تصمیمهای یک جمع رو همیشه اکثریت نمیگیره. خیلی وقتها یک اقلیت سه درصدی میتونه نظرش رو بر بقیه حاکم کنه، اگر به اندازهی کافی سختگیر باشه.
نسیم طالب این رو به عنوان قاعدهی اقلیت متعصب توضیح میده.
#نسیم_نیکولاس_طالب
⚛️ @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
🔺 تصمیمهای یک جمع رو همیشه اکثریت نمیگیره. خیلی وقتها یک اقلیت سه درصدی میتونه نظرش رو بر بقیه حاکم کنه، اگر به اندازهی کافی سختگیر باشه.
نسیم طالب این رو به عنوان قاعدهی اقلیت متعصب توضیح میده.
#نسیم_نیکولاس_طالب
⚛️ @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
👍5
🅾️ خود تئوری های توطئه، توطئه هستند!
✍ آرین رسولی
⚫منظور از تئوری توطئه، نظراتی است که به واقعهای اشاره دارد که سند و مدرکی از آن در دست نیست اما مثلاً دولت ها یا گروه ها یا حتی اشخاص در آن به عملی محکوم میشوند. در این اتهامات، شخص، نهاد یا حتی حکومت، بدون شواهد و مدرک کافی و معتبر متهم میشود که بهطور توطئه آمیز یا مخفی اقدامی را مرتکب شده است. مثال مشهور تئوری توطئه در جامعه ما ” دایی جان ناپلئون ” است.
⚪هر تئوری توطئهای معمولاً بیخطر، بی تاثیر و تنها تصورات عدهای ساده انگار تلقی میشود، اما خواسته یا ناخواسته بسیاری از تئوری های توطئه، خود نیز آغشته به توطئه هستند. به عبارت دیگر در بسیاری از مواقع، توطئهٔ اصلی را همان تئوری پردازان توطئه مرتکب میشوند.
⚫در دنیای سیاست گاهی حکومتهایی که با هم اختلاف یا دشمنی دارند یا احزاب و گروهها و جناحهای سیاسی برای اقناع افکار عمومی و جهتدهی به آن، ادعاهای کاذب و بدون پشتوانه مطرح میکنند.
تفاوتی که این ادعاها دارد این است که توطئهای که میسازن آشکار است. اغلب رویدادهای مهم سیاسی غالباً با طرح تئوری توطئه همراه است. فی المثل شورش ها، انقلاب ها و تغییرات بنیادین حکومتهای سیاسی، حملات مرگبار مثل جنایات تروریستی وغیره. اغلب این وقایع در سراسر دنیا دستاویزی برای ضربه و بدنام کردن دشمنان از سوی یکدیگر قرار میگیرند.
⚪گاهی عموم مردم یک کشور بر موجهایی از تئوری توطئه سوار میشوند، بهویژه هنگامی که دچار نفرت از یک حکومت، شخص یا گروه شده باشند. نفرت آنان و سوابق پیشین نیز به باورپذیری این تئوری ها مدد زیادی میرساند، بهقدری که گاهی ادعایی بی اساسی را به سادگی هرچه تمام میپذیرند. علت دیگر نیز خطای سوگیری شناختی و عدم تفکر انتقادی در جامعه و بویژه عوام است که آنها را به پذیرش هر نسبت محیرالعقولی سوق میدهد. یعنی پدیدهها را با نظرات و مواضع سیاسی یا هر عقیده دیگر خود میسنجند و کافیست یک ادعا فیالمثل با روایت سیاسی آنها همخوانی داشته باشد، دیگر به شواهد و اعتبار آن ادعا کمترین اهمیتی نمیدهند. یا برای مثال اگر روایت و تحلیل آنها درباب وقایع سیاسی، با یک اتفاق خاص ناسازگار باشد، آن اتفاق به دستهای پشت پرده و یا هر روایت بی اعتبار دیگری نسبت داده میشود تا ناچار نباشند در روایت خود تجدیدنظر یا صورتبندی جدیدی داشته باشند.بنابراین نکته بدیهی این است که به هر اندازه که نفرت و کینه با عدم تفکر منطقی و سطح نازل دانش در جامعه فربه شود، اینگونه نظریات توطئه بازار گرمتری خواهد داشت. این خطاها در سایر مسائل و. موضوعات نیز بروز و ظهور جدی داشته است.
⚫گرچه نباید تصور کرد که هر توطئهای در دایره تئوری توطئه قرار میگیرد. اما تئوری توطئه امروزه یکی از شیوههای مرسوم تبلیغات سیاسی است به سود یک موضع در برابر موضع دیگر. مثال معروف این پدیده در آمریکا توسط مدافعان اسلحه رخ داد.
⚪در حادثهای در سال 2012 که به حادثه سندی هوک شهرت دارد، یک دانش آموز به اسم آدام لانزا قبل از اینکه خود را بکشد، ۲۰ کودک دبستانی، شش بزرگسال و مادرش را به قتل رساند. پس از تئوری پردازان توطئه و مدافعان آزادی اسلحه در ایالات متحده این حادثه را انکار کردند.
جیمز فتزر و مایک پالاچک کتابی با عنوان ”هیچ کس در سندی هوک نمرد” نوشته و مدعی شدند که این حادثه صحنه سازی توسط دولت اوباما بوده برای تشدید قوانین محدودیت حمل اسلحه. پس از انتشار کتاب پدر یکی از قربانیان از فتزر شکایت کرد و دادگاه نویسنده را جریمه کرد. (همین امروز 14 نوامبر یک حادثه تیراندازی دیگر در مدرسه ای رخ داد و کسی چه میداند شاید این حادثه نیز بعدها به تئوری توطئه دیگری بدل شود)
⚫هزاران مثال مختلف از این نوع تئوریهای توطئه وجود دارد که همگی نه بر اساس واقعیت، بلکه براساس موضع سیاسی یا عقاید شکل میگیرد اما سپس در سطح جامعه به دلایل مختلف گسترده میشود. ادعاهای مرتبط با فراماسونری ، دروغ سفر به ماه که بدلایل اختلاف شوروی با آمریکا در جنگ سرد انکارش آغاز شد و امروزه بین برخی افراد در جاهای مختلف فراگیر شده است و صدها تئوری توطئه ریز و درشت سیاسی در جامعه ما که وجود دارد و کمترین شواهدی ندارند و دلیل شکلگیری بیشتر اینها «توطئهٔ تئوری توطئه» است.
#تئوری_توطئه
⚛️ @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
✍ آرین رسولی
⚫منظور از تئوری توطئه، نظراتی است که به واقعهای اشاره دارد که سند و مدرکی از آن در دست نیست اما مثلاً دولت ها یا گروه ها یا حتی اشخاص در آن به عملی محکوم میشوند. در این اتهامات، شخص، نهاد یا حتی حکومت، بدون شواهد و مدرک کافی و معتبر متهم میشود که بهطور توطئه آمیز یا مخفی اقدامی را مرتکب شده است. مثال مشهور تئوری توطئه در جامعه ما ” دایی جان ناپلئون ” است.
⚪هر تئوری توطئهای معمولاً بیخطر، بی تاثیر و تنها تصورات عدهای ساده انگار تلقی میشود، اما خواسته یا ناخواسته بسیاری از تئوری های توطئه، خود نیز آغشته به توطئه هستند. به عبارت دیگر در بسیاری از مواقع، توطئهٔ اصلی را همان تئوری پردازان توطئه مرتکب میشوند.
⚫در دنیای سیاست گاهی حکومتهایی که با هم اختلاف یا دشمنی دارند یا احزاب و گروهها و جناحهای سیاسی برای اقناع افکار عمومی و جهتدهی به آن، ادعاهای کاذب و بدون پشتوانه مطرح میکنند.
تفاوتی که این ادعاها دارد این است که توطئهای که میسازن آشکار است. اغلب رویدادهای مهم سیاسی غالباً با طرح تئوری توطئه همراه است. فی المثل شورش ها، انقلاب ها و تغییرات بنیادین حکومتهای سیاسی، حملات مرگبار مثل جنایات تروریستی وغیره. اغلب این وقایع در سراسر دنیا دستاویزی برای ضربه و بدنام کردن دشمنان از سوی یکدیگر قرار میگیرند.
⚪گاهی عموم مردم یک کشور بر موجهایی از تئوری توطئه سوار میشوند، بهویژه هنگامی که دچار نفرت از یک حکومت، شخص یا گروه شده باشند. نفرت آنان و سوابق پیشین نیز به باورپذیری این تئوری ها مدد زیادی میرساند، بهقدری که گاهی ادعایی بی اساسی را به سادگی هرچه تمام میپذیرند. علت دیگر نیز خطای سوگیری شناختی و عدم تفکر انتقادی در جامعه و بویژه عوام است که آنها را به پذیرش هر نسبت محیرالعقولی سوق میدهد. یعنی پدیدهها را با نظرات و مواضع سیاسی یا هر عقیده دیگر خود میسنجند و کافیست یک ادعا فیالمثل با روایت سیاسی آنها همخوانی داشته باشد، دیگر به شواهد و اعتبار آن ادعا کمترین اهمیتی نمیدهند. یا برای مثال اگر روایت و تحلیل آنها درباب وقایع سیاسی، با یک اتفاق خاص ناسازگار باشد، آن اتفاق به دستهای پشت پرده و یا هر روایت بی اعتبار دیگری نسبت داده میشود تا ناچار نباشند در روایت خود تجدیدنظر یا صورتبندی جدیدی داشته باشند.بنابراین نکته بدیهی این است که به هر اندازه که نفرت و کینه با عدم تفکر منطقی و سطح نازل دانش در جامعه فربه شود، اینگونه نظریات توطئه بازار گرمتری خواهد داشت. این خطاها در سایر مسائل و. موضوعات نیز بروز و ظهور جدی داشته است.
⚫گرچه نباید تصور کرد که هر توطئهای در دایره تئوری توطئه قرار میگیرد. اما تئوری توطئه امروزه یکی از شیوههای مرسوم تبلیغات سیاسی است به سود یک موضع در برابر موضع دیگر. مثال معروف این پدیده در آمریکا توسط مدافعان اسلحه رخ داد.
⚪در حادثهای در سال 2012 که به حادثه سندی هوک شهرت دارد، یک دانش آموز به اسم آدام لانزا قبل از اینکه خود را بکشد، ۲۰ کودک دبستانی، شش بزرگسال و مادرش را به قتل رساند. پس از تئوری پردازان توطئه و مدافعان آزادی اسلحه در ایالات متحده این حادثه را انکار کردند.
جیمز فتزر و مایک پالاچک کتابی با عنوان ”هیچ کس در سندی هوک نمرد” نوشته و مدعی شدند که این حادثه صحنه سازی توسط دولت اوباما بوده برای تشدید قوانین محدودیت حمل اسلحه. پس از انتشار کتاب پدر یکی از قربانیان از فتزر شکایت کرد و دادگاه نویسنده را جریمه کرد. (همین امروز 14 نوامبر یک حادثه تیراندازی دیگر در مدرسه ای رخ داد و کسی چه میداند شاید این حادثه نیز بعدها به تئوری توطئه دیگری بدل شود)
⚫هزاران مثال مختلف از این نوع تئوریهای توطئه وجود دارد که همگی نه بر اساس واقعیت، بلکه براساس موضع سیاسی یا عقاید شکل میگیرد اما سپس در سطح جامعه به دلایل مختلف گسترده میشود. ادعاهای مرتبط با فراماسونری ، دروغ سفر به ماه که بدلایل اختلاف شوروی با آمریکا در جنگ سرد انکارش آغاز شد و امروزه بین برخی افراد در جاهای مختلف فراگیر شده است و صدها تئوری توطئه ریز و درشت سیاسی در جامعه ما که وجود دارد و کمترین شواهدی ندارند و دلیل شکلگیری بیشتر اینها «توطئهٔ تئوری توطئه» است.
#تئوری_توطئه
⚛️ @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
👍5
📖 به هیچ چیز ایمان نیاور، هیچچیز را بیدلیل نپذیر، هرگز خون شهیدان چیزی را به اثبات نرسانده است.
هیچ آیینی نیست... به نام ایمان است که مردم میمیرند و به نام ایمان است که دست به قتل میزنند. شوقِ دانستن از تردید زاده میشود. از اعتقاد دست بردار و بیاموز. آنکه میکوشد تا حرف خود را به زور بقبولاند، حجت موجهی ندارد. مگذار بدینگونه گمراهت کنند. مگذار چیزی را به زور به تو بقبولانند.
📚 #مائده_های_زمینی
👤 #آندره_ژید
📃 #برگی_از_یک_کتاب
⚛️ @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
هیچ آیینی نیست... به نام ایمان است که مردم میمیرند و به نام ایمان است که دست به قتل میزنند. شوقِ دانستن از تردید زاده میشود. از اعتقاد دست بردار و بیاموز. آنکه میکوشد تا حرف خود را به زور بقبولاند، حجت موجهی ندارد. مگذار بدینگونه گمراهت کنند. مگذار چیزی را به زور به تو بقبولانند.
📚 #مائده_های_زمینی
👤 #آندره_ژید
📃 #برگی_از_یک_کتاب
⚛️ @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
❤9
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🅾️ سرمایهداری (کاپیتالیسم) برابر با امپریالیسم نیست
♻️ ترجمه و زیرنویس: سروش
#کاپیتالیسم #سرمایه_داری #امپریالیسم
⚛️ @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
♻️ ترجمه و زیرنویس: سروش
#کاپیتالیسم #سرمایه_داری #امپریالیسم
⚛️ @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
👍7❤1
تصمیمات و استدلالهای بهتر
پادکست دایجست
🅾️ پادکست دایجست - قسمت سی و هفتم
«استدلال و تصمیمگیری بهتر؛ با آگاهی از خطاهای شناختی و مغلطهها» - بخش اول
📮متن و منابع: www.Digesttt.com/37
#پادکست #سوگیری #سوگیری_شناختی
⚛️ @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
«استدلال و تصمیمگیری بهتر؛ با آگاهی از خطاهای شناختی و مغلطهها» - بخش اول
📮متن و منابع: www.Digesttt.com/37
#پادکست #سوگیری #سوگیری_شناختی
⚛️ @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
👍8
تصمیمات و استدلالهای بهتر - بخش دوم
پادکست دایجست
🅾️ پادکست دایجست - قسمت سی و هشتم
«استدلال و تصمیمگیری بهتر؛ با آگاهی از خطاهای شناختی و مغلطهها» - بخش دوم
📮متن و منابع: www.Digesttt.com/38
#پادکست #مغلطه #مغالطات
⚛️ @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
«استدلال و تصمیمگیری بهتر؛ با آگاهی از خطاهای شناختی و مغلطهها» - بخش دوم
📮متن و منابع: www.Digesttt.com/38
#پادکست #مغلطه #مغالطات
⚛️ @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
👍8
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🅾️ بهترین توصیف از آزادی بیان در کشورهای غیر لیبرال از زبان #رونالد_ریگان…
#آزادی_بیان #گفتاورد
⚛️ @ReverseMatrix
#آزادی_بیان #گفتاورد
⚛️ @ReverseMatrix
👍10
🅾️ چرا آزادی بیان در قانون اساسی آمریکا نبود و بعداً با متمم اول افزوده شد.
در سال ۱۷۸۷، بنیانگذاران ایالات متحده در کنوانسیون فیلادلفیا قانون اساسی را نوشتند؛ اما در آن هیچ اشارهای به آزادی بیان یا حقوق مدنی نشده بود. جیمز مدیسون و دیگر نویسندگان قانون اساسی بر این باور بودند که ساختار تازهٔ قدرت و توازن قوا خود از آزادیها محافظت میکند و نیازی به منشور حقوق نیست. آنان از تجربهٔ ایالتها در دههٔ ۱۷۸۰ آموخته بودند که حتی با وجود منشور حقوق، مجالس ایالتی بارها آزادیها را نقض کردهاند.
اما مخالفان موسوم به ضدفدرالیستها هشدار دادند که دولت مرکزی بدون محدودیت، راه را برای استبداد باز میکند. ایالتهای مهمی چون ویرجینیا و ماساچوست خواستار درج منشور حقوق شدند و تهدید کردند قانون اساسی را رد خواهند کرد. فدرالیستها ناچار شدند وعده دهند که پس از تصویب قانون اساسی، متممهایی برای تضمین آزادیها بیفزایند.
مدیسون که پیشتر مخالف منشور حقوق بود، با تأثیر از نامهنگاری با توماس جفرسون تغییر نظر داد. او پذیرفت که نوشتن این اصول هرچند نمادین، میتواند به «وجدان جمعی ملت» تبدیل شود و در برابر قدرت دولت سدی فرهنگی ایجاد کند. در نخستین کنگرهٔ آمریکا (۱۷۸۹)، مدیسون دوازده متمم پیشنهاد کرد که ده تای آن در سال ۱۷۹۱ تصویب شد و امروز به نام «منشور حقوق» شناخته میشود. متمم اول آزادی دین ، بیان ، مطبوعات ، تجمع و دادخواست را تضمین کرد.
نویسندهی مقاله ، دونالد نیمن ، یادآور میشود که متمم اول هرگز تضمین مطلق نبوده است: از قانون فتنهٔ ۱۷۹۸ تا دوران مککارتیسم در دههٔ ۱۹۵۰ و سیاستهای دولت ترامپ ، آزادی بیان بارها تهدید شده است. با این حال ، همانگونه که مدیسون پیشبینی کرده بود، پشتیبانی عمومی از آزادی بیان هنوز نیرومندترین سپر در برابر قدرت دولت است.
یعنی مهمترین محافظ آزادی ، نه قانون است و نه دادگاه ، بلکه فرهنگ سیاسی مردم است.
مدیسون معتقد بود اگر شهروندان خودشان آزادی را ارزشمند بدانند و در برابر نقض آن واکنش نشان دهند، هیچ دولت یا قانونگذاری نمیتواند برای مدت طولانی آزادی را سرکوب کند. برعکس، اگر مردم بیتفاوت یا ترسان باشند، حتی بهترین قانون اساسی هم بیاثر میشود.
پس در اصل، آگاهی عمومی و وجدان جمعی مهمتر از خود متن قانون است ، قانون فقط زمانی زنده میماند که جامعه بخواهد از آن دفاع کند.
📮منبع :
Phys.org
#آزادی_بیان #آمریکا #قانون_اساسی
⚛️ @ReverseMatrix
در سال ۱۷۸۷، بنیانگذاران ایالات متحده در کنوانسیون فیلادلفیا قانون اساسی را نوشتند؛ اما در آن هیچ اشارهای به آزادی بیان یا حقوق مدنی نشده بود. جیمز مدیسون و دیگر نویسندگان قانون اساسی بر این باور بودند که ساختار تازهٔ قدرت و توازن قوا خود از آزادیها محافظت میکند و نیازی به منشور حقوق نیست. آنان از تجربهٔ ایالتها در دههٔ ۱۷۸۰ آموخته بودند که حتی با وجود منشور حقوق، مجالس ایالتی بارها آزادیها را نقض کردهاند.
اما مخالفان موسوم به ضدفدرالیستها هشدار دادند که دولت مرکزی بدون محدودیت، راه را برای استبداد باز میکند. ایالتهای مهمی چون ویرجینیا و ماساچوست خواستار درج منشور حقوق شدند و تهدید کردند قانون اساسی را رد خواهند کرد. فدرالیستها ناچار شدند وعده دهند که پس از تصویب قانون اساسی، متممهایی برای تضمین آزادیها بیفزایند.
مدیسون که پیشتر مخالف منشور حقوق بود، با تأثیر از نامهنگاری با توماس جفرسون تغییر نظر داد. او پذیرفت که نوشتن این اصول هرچند نمادین، میتواند به «وجدان جمعی ملت» تبدیل شود و در برابر قدرت دولت سدی فرهنگی ایجاد کند. در نخستین کنگرهٔ آمریکا (۱۷۸۹)، مدیسون دوازده متمم پیشنهاد کرد که ده تای آن در سال ۱۷۹۱ تصویب شد و امروز به نام «منشور حقوق» شناخته میشود. متمم اول آزادی دین ، بیان ، مطبوعات ، تجمع و دادخواست را تضمین کرد.
نویسندهی مقاله ، دونالد نیمن ، یادآور میشود که متمم اول هرگز تضمین مطلق نبوده است: از قانون فتنهٔ ۱۷۹۸ تا دوران مککارتیسم در دههٔ ۱۹۵۰ و سیاستهای دولت ترامپ ، آزادی بیان بارها تهدید شده است. با این حال ، همانگونه که مدیسون پیشبینی کرده بود، پشتیبانی عمومی از آزادی بیان هنوز نیرومندترین سپر در برابر قدرت دولت است.
یعنی مهمترین محافظ آزادی ، نه قانون است و نه دادگاه ، بلکه فرهنگ سیاسی مردم است.
مدیسون معتقد بود اگر شهروندان خودشان آزادی را ارزشمند بدانند و در برابر نقض آن واکنش نشان دهند، هیچ دولت یا قانونگذاری نمیتواند برای مدت طولانی آزادی را سرکوب کند. برعکس، اگر مردم بیتفاوت یا ترسان باشند، حتی بهترین قانون اساسی هم بیاثر میشود.
پس در اصل، آگاهی عمومی و وجدان جمعی مهمتر از خود متن قانون است ، قانون فقط زمانی زنده میماند که جامعه بخواهد از آن دفاع کند.
📮منبع :
Phys.org
#آزادی_بیان #آمریکا #قانون_اساسی
⚛️ @ReverseMatrix
phys.org
Why free speech rights got left out of the Constitution—and added in later via the First Amendment
Bipartisan agreement is rare in these politically polarized days.
👍8
🅾️ مارکسیسم فرهنگی و افیون روشنفکران
✍️آنتونی مولر
▪️نام دیگر نئومارکسیسم، که محبوبیت روزافزونی در ایالات متحده یافته، مارکسیسم فرهنگی است. این تئوری میگوید که نیروی پیشران پشت سر انقلاب سوسیالیستی، پرولتاریا نیست، بلکه روشنفکران هستند. درحالیکه مارکسیسم تا حد زیادی از جنبش کارگری رخت بربسته است، نظریهی مارکسیستی امروز در نهادهای فرهنگی، در دنیای آکادمیک، و رسانههای جمعی نشوونما مییابد. این «مارکسیسم فرهنگی» به آنتونیو گرامشی و مکتب فرانکفورت برمیگردد. نظریهپردازان مارکسیست تشخیص دادند که پرولتاریا نقش تاریخی موردانتظار خود را بهعنوان «عامل انقلابی» ایفا نخواهد کرد. بنابراین، برای وقوع انقلاب، جنبش باید به رهبران فرهنگی وابسته باشد تا آنان فرهنگ و اخلاق موجودِ عمدتاً مسیحی را نابود کرده و تودههای گمراه را به سوی کمونیسم، بهعنوان کیش جدیدشان، هدایت کنند. هدف این جنبش استقرار حکومت جهانی است که در آن روشنفکران مارکسیست حرف آخر را میزنند. بدین مفهوم، مارکسیستهای فرهنگی ادامهدهندهی چیزی هستند که با انقلاب روسیه آغاز شد.
◾️لنین و شوروی
▪️جنایتپیشگان انقلابی تحت رهبری لنین پیروزیشان در روسیه را تنها نخستین مرحله از انقلاب جهانی قلمداد میکردند. انقلاب روسیه، نه روسی بود و نه کارگری (پرولتری). در سال ۱۹۱۷، کارگران صنعتی در روسیه تنها بخش کوچکی از نیروی کار را که عمدتاً از کشاورزان تشکیل شده بود، نمایندگی میکردند. انقلاب روسیه نتیجهی یک جنبش کارگری نبود، بلکه نتیجهی کار یک دسته انقلابی حرفهای بود. نگاهی دقیقتر به ترکیب حزب بلشویست و نخستین حکومتهای اتحاد جماهیر و دستگاه سرکوبگر آن نشان میدهد که سرشت اصلی انقلاب سوسیالیستی طرحی برای رهاندن مردم روسیه از یوغ حکومت تزاری نبود، بلکه طرحی برای به خدمت گرفتن آنان همچون تکیهگاهی برای انقلاب جهانی بود.
▪️تجربهی جنگ جهانی اول و پیامدهای آن نشان داد که مفهوم مارکسیستی «پرولتاریا» بهعنوان نیرویی انقلابی، یک توهم بود. در مثال شوروی، میتوان دید که سوسیالیسم نمیتواند بدون دیکتاتوری عمل کند. این ملاحظات موجب شد متفکران برجستهی مارکسیست به این نتیجه برسند که راهبرد متفاوتی برای استقرار سوسیالیسم موردنیاز است. نویسندگان کمونیست این بینش را که دیکتاتوری سوسیالیستی میبایست تغییر چهره دهد، گسترش دادند. پیش از آنکه سوسیالیسم بتواند پیروز شود، فرهنگ موجود میبایست تغییر کند. کنترل فرهنگ باید بر کنترل سیاسی مقدم باشد.
◾️کنترل فرهنگی پابهپای کنترل سیاسی پیش میرود
▪️کمک به نئومارکسیستها این واقعیت بود، که بسیاری از تلاشهای آنان در دستیابی به کنترل فرهنگ به موازات تجاوز دولت به آزادیهای فردی انجام گرفت. طی دهههای گذشته، همزمان با اینکه «نزاکت سیاسی» (political correctness) در حال رشد بود، حکومت آمریکا زرادخانهی عظیمی از ابزارهای سرکوب را به دست آورد. به نظر میرسد آمریکاییهای کمی میدانند که ایالات متحده همچنان تحت قانون اضطراری قرار دارد که از زمان جرج دبیلو. بوش در حال اجراست؛ قانونی که او با استفاده از اختیارات اجرایی برای اعلام وضعیت اضطراری ملّی در سال ۲۰۰۱ وضع کرد. در همان سال حادثهی ۱۱ سپتامبر راه را برای تحمیل لایحهی میهندوستی گشود. از آن زمان امتیاز ۹۵ آمریکا در «شاخص کل آزادی» خانهی آزادی (Freedom House) به امتیاز ۸۶ در سال ۲۰۱۸ سقوط کرده است.
◾️فساد اخلاقی
▪️راه حاکمیت مارکسیستهای فرهنگی، فساد اخلاقی مردم است. برای دستیافتن به این مقصود، رسانههای جمعی و آموزش عمومی نمیبایست روشنگر باشند، بلکه میبایست گمراهکننده و سردرگمکننده باشند. سازمانهای رسانهای و آموزشی در راستای قرار دادن یک بخش از جامعه در برابر بخش دیگر اقدام میکنند [درگیری گروهی]. درحالیکه هویت گروهی به جزئیات بیشتری دست مییابد، فهرست قربانیشدن و تاریخ ظلم نیز جزئیات بیشتری مییابد. تبدیل شدن به یک قربانی سرکوب شناختهشده، راه دستیابی به موقعیت اجتماعی و بهدستآوردن حق کمک ویژه، احترام و حمایت اجتماعی است.
▪️تقاضا برای عدالت اجتماعی موجب شکلگیری جریان بیپایانی از هزینههای ضروریتلقیشده میشود -هزینههایی همچون هزینه برای بهداشت، آموزش، سالمندی، هزینه برای کسانیکه «نیازمند»، «مظلوم» و «آزار-دیده» قلمداد میشوند، چه واقعی باشد چه فرضی. سیل مخارج پایانناپذیر در این حوزهها وضع مالی دولت را به فساد میکشاند و بحرانهای مالی میآفریند. این امر به نئومارکسیستها کمک میکند که «سرمایهداری» را متهم به همهی تباهیها و شرها کنند؛ درحالیکه، در حقیقت، این وضعیت اضطراری است که شکستهای سیستمی را تحریک میکند، و این مازاد بدهیهای عمومی است که موجب بحران مالی میشود.
#مارکسیسم_فرهنگی #چپ_نو
⚛️ @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
✍️آنتونی مولر
▪️نام دیگر نئومارکسیسم، که محبوبیت روزافزونی در ایالات متحده یافته، مارکسیسم فرهنگی است. این تئوری میگوید که نیروی پیشران پشت سر انقلاب سوسیالیستی، پرولتاریا نیست، بلکه روشنفکران هستند. درحالیکه مارکسیسم تا حد زیادی از جنبش کارگری رخت بربسته است، نظریهی مارکسیستی امروز در نهادهای فرهنگی، در دنیای آکادمیک، و رسانههای جمعی نشوونما مییابد. این «مارکسیسم فرهنگی» به آنتونیو گرامشی و مکتب فرانکفورت برمیگردد. نظریهپردازان مارکسیست تشخیص دادند که پرولتاریا نقش تاریخی موردانتظار خود را بهعنوان «عامل انقلابی» ایفا نخواهد کرد. بنابراین، برای وقوع انقلاب، جنبش باید به رهبران فرهنگی وابسته باشد تا آنان فرهنگ و اخلاق موجودِ عمدتاً مسیحی را نابود کرده و تودههای گمراه را به سوی کمونیسم، بهعنوان کیش جدیدشان، هدایت کنند. هدف این جنبش استقرار حکومت جهانی است که در آن روشنفکران مارکسیست حرف آخر را میزنند. بدین مفهوم، مارکسیستهای فرهنگی ادامهدهندهی چیزی هستند که با انقلاب روسیه آغاز شد.
◾️لنین و شوروی
▪️جنایتپیشگان انقلابی تحت رهبری لنین پیروزیشان در روسیه را تنها نخستین مرحله از انقلاب جهانی قلمداد میکردند. انقلاب روسیه، نه روسی بود و نه کارگری (پرولتری). در سال ۱۹۱۷، کارگران صنعتی در روسیه تنها بخش کوچکی از نیروی کار را که عمدتاً از کشاورزان تشکیل شده بود، نمایندگی میکردند. انقلاب روسیه نتیجهی یک جنبش کارگری نبود، بلکه نتیجهی کار یک دسته انقلابی حرفهای بود. نگاهی دقیقتر به ترکیب حزب بلشویست و نخستین حکومتهای اتحاد جماهیر و دستگاه سرکوبگر آن نشان میدهد که سرشت اصلی انقلاب سوسیالیستی طرحی برای رهاندن مردم روسیه از یوغ حکومت تزاری نبود، بلکه طرحی برای به خدمت گرفتن آنان همچون تکیهگاهی برای انقلاب جهانی بود.
▪️تجربهی جنگ جهانی اول و پیامدهای آن نشان داد که مفهوم مارکسیستی «پرولتاریا» بهعنوان نیرویی انقلابی، یک توهم بود. در مثال شوروی، میتوان دید که سوسیالیسم نمیتواند بدون دیکتاتوری عمل کند. این ملاحظات موجب شد متفکران برجستهی مارکسیست به این نتیجه برسند که راهبرد متفاوتی برای استقرار سوسیالیسم موردنیاز است. نویسندگان کمونیست این بینش را که دیکتاتوری سوسیالیستی میبایست تغییر چهره دهد، گسترش دادند. پیش از آنکه سوسیالیسم بتواند پیروز شود، فرهنگ موجود میبایست تغییر کند. کنترل فرهنگ باید بر کنترل سیاسی مقدم باشد.
◾️کنترل فرهنگی پابهپای کنترل سیاسی پیش میرود
▪️کمک به نئومارکسیستها این واقعیت بود، که بسیاری از تلاشهای آنان در دستیابی به کنترل فرهنگ به موازات تجاوز دولت به آزادیهای فردی انجام گرفت. طی دهههای گذشته، همزمان با اینکه «نزاکت سیاسی» (political correctness) در حال رشد بود، حکومت آمریکا زرادخانهی عظیمی از ابزارهای سرکوب را به دست آورد. به نظر میرسد آمریکاییهای کمی میدانند که ایالات متحده همچنان تحت قانون اضطراری قرار دارد که از زمان جرج دبیلو. بوش در حال اجراست؛ قانونی که او با استفاده از اختیارات اجرایی برای اعلام وضعیت اضطراری ملّی در سال ۲۰۰۱ وضع کرد. در همان سال حادثهی ۱۱ سپتامبر راه را برای تحمیل لایحهی میهندوستی گشود. از آن زمان امتیاز ۹۵ آمریکا در «شاخص کل آزادی» خانهی آزادی (Freedom House) به امتیاز ۸۶ در سال ۲۰۱۸ سقوط کرده است.
◾️فساد اخلاقی
▪️راه حاکمیت مارکسیستهای فرهنگی، فساد اخلاقی مردم است. برای دستیافتن به این مقصود، رسانههای جمعی و آموزش عمومی نمیبایست روشنگر باشند، بلکه میبایست گمراهکننده و سردرگمکننده باشند. سازمانهای رسانهای و آموزشی در راستای قرار دادن یک بخش از جامعه در برابر بخش دیگر اقدام میکنند [درگیری گروهی]. درحالیکه هویت گروهی به جزئیات بیشتری دست مییابد، فهرست قربانیشدن و تاریخ ظلم نیز جزئیات بیشتری مییابد. تبدیل شدن به یک قربانی سرکوب شناختهشده، راه دستیابی به موقعیت اجتماعی و بهدستآوردن حق کمک ویژه، احترام و حمایت اجتماعی است.
▪️تقاضا برای عدالت اجتماعی موجب شکلگیری جریان بیپایانی از هزینههای ضروریتلقیشده میشود -هزینههایی همچون هزینه برای بهداشت، آموزش، سالمندی، هزینه برای کسانیکه «نیازمند»، «مظلوم» و «آزار-دیده» قلمداد میشوند، چه واقعی باشد چه فرضی. سیل مخارج پایانناپذیر در این حوزهها وضع مالی دولت را به فساد میکشاند و بحرانهای مالی میآفریند. این امر به نئومارکسیستها کمک میکند که «سرمایهداری» را متهم به همهی تباهیها و شرها کنند؛ درحالیکه، در حقیقت، این وضعیت اضطراری است که شکستهای سیستمی را تحریک میکند، و این مازاد بدهیهای عمومی است که موجب بحران مالی میشود.
#مارکسیسم_فرهنگی #چپ_نو
⚛️ @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
👍5
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🅾️ الکل در آمریکا ممنوع شد.
کی؟ چرا؟ چطوری؟
▪️علی بندری/ بی پلاس
⚛️ @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
کی؟ چرا؟ چطوری؟
▪️علی بندری/ بی پلاس
⚛️ @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
👍6
🅾️ اثر پروانه ای در اقتصاد:
✅پروانه ای در قسمتی از جهان بال میزند و منجر به وقوع طوفان در ناحیه دیگری از جهان میشود اما چگونه این اتفاق رخ میدهد؟ اثر پروانه ای (Butterfly effect) که به آن اثر موجدار نیز گفته میشود، پدیدهای است که توسط پروفسور «ادوارد لورنز» در سال 1963 ابداع شد. نظریه لورنز این بود که کوچکترین تغییرات در یک محیط میتوانند در آینده و نقطهای از جهان موج شدیدی ایجاد کنند. مطالعات لورنز نشان میدهند که اثر پروانه ای نه تنها در شرایط آب و هوایی و بلایای طبیعی قابل استفاده است بلکه میتواند در شرایط اقتصادی و بازارهای مالی نیز اعمال شود اما نظریه اثر پروانه ای تا چه اندازه قابل اعتماد است؟
✅اصول اثر پروانه ای در اقتصاد
حتی یک حرکت سیاسی کوچک از سوی یک کشور نسبت به کشور دیگر میتواند بازار سهام کشورها را تحت تأثیر قرار دهد. بنابراین تعجبی ندارد که بسیاری از کارشناسان مالی میدانند که از اثر پروانهای میتوان برای پیش بینی رفتار بازارهای مالی استفاده کرد. حتی یک ضربه کوچک در بازار سهام یک کشور نیز میتواند پیامدهای شدیدی را در بخش دیگری از جهان ایجاد کند.
یک مثال ساده از اثر پروانه ای در اقتصاد، تجارت و کسب و کار، همه گیری ویروس کرونا است که از ووهان شروع شد و تمام جهان را تحت تاثیر خود قرار داد. پرواضح است که اثر موجدار اهمیت زیادی در دنیای مالی دارد. در زیر به چند روش استفاده از اثر پروانه ای در اقتصاد اشاره میکنیم:
1️⃣اصل تنوع بخشی
از دست دادن سرمایه میتواند به طور تصادفی اتفاق بیفتد و در اغلب اوقات آمادگی برای آن ضروری است. اصل تنوع برای مقابله با خسارت ناشی از متغیرهای تصادفی که بر کیفیت سرمایه گذاری تأثیر میگذارد، جواب میدهد. بدین معنا که سرمایه گذاران میتوانند با انواع سرمایه گذاریها از جمله بورس، طلا، دلار یا ارز دیجیتال، سرمایه خود را پخش کنند. اگر فردی تنها در بازار بورس سرمایه گذاری کند، کوچکترین اقدامات میتوانند باعث سقوط کل بازار سهام شوند. بنابراین حفظ سبد سرمایه گذاری در انواع داراییها و ابزارهای مالی راهی بسیار مناسب برای به جریان انداختن سرمایه و کاهش ضرر است.
2️⃣اصل ترکیب
به نظر میرسد اصل ترکیب با افزایش ثروت نیز در اثر پروانه ای ریشه دارد. درحقیقت، هرچه بیشتر سرمایه گذاری کنید، رشد چشمگیری در پس اندازهای خود خواهید داشت. فرض کنید شما ماهیانه پنج میلیون تومان پس انداز کرده و آن را به یک حساب بلند مدت با سود 10 درصد منتقل میکنید. پس از 5 سال، پس انداز نزدیک به 300 میلیون خواهد شد. پس از 10 سال، پس انداز شما به صورت تصاعدی به بیش از 600 میلیون خواهد رسید. به این موضوع اصل ترکیب گفته میشود.
3️⃣ اصل سرمایه گذاری زیست محیطی
سومین نکتهای که تأثیر پروانه ای را در دنیای مالی نشان میدهد، این است که ارزشهای شخصی خود را با سرمایه گذاریهایتان هماهنگ کنید. سرمایه گذاری در محیط زیست بر این اصل استوار است که هر دلار خرج شده برای ارزشهای انسانی و زیست محیطی میتواند تأثیر موجی داشته باشد. سرمایه گذاری در این حوزه میتواند شامل بهبود زندگی حیوانات، تحصیلات زنان، توسعه شهر، دسترسی به مراقبتهای بهداشتی برای کشورهای فقیرتر و موارد مشابه باشد. هدف نهایی این است که با انجام تغییرات کوچک بتوان از معضلات بزرگ جلوگیری کرد.
#اثر_پروانه_ای #سواد_اقتصادی
⚛️ @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
✅پروانه ای در قسمتی از جهان بال میزند و منجر به وقوع طوفان در ناحیه دیگری از جهان میشود اما چگونه این اتفاق رخ میدهد؟ اثر پروانه ای (Butterfly effect) که به آن اثر موجدار نیز گفته میشود، پدیدهای است که توسط پروفسور «ادوارد لورنز» در سال 1963 ابداع شد. نظریه لورنز این بود که کوچکترین تغییرات در یک محیط میتوانند در آینده و نقطهای از جهان موج شدیدی ایجاد کنند. مطالعات لورنز نشان میدهند که اثر پروانه ای نه تنها در شرایط آب و هوایی و بلایای طبیعی قابل استفاده است بلکه میتواند در شرایط اقتصادی و بازارهای مالی نیز اعمال شود اما نظریه اثر پروانه ای تا چه اندازه قابل اعتماد است؟
✅اصول اثر پروانه ای در اقتصاد
حتی یک حرکت سیاسی کوچک از سوی یک کشور نسبت به کشور دیگر میتواند بازار سهام کشورها را تحت تأثیر قرار دهد. بنابراین تعجبی ندارد که بسیاری از کارشناسان مالی میدانند که از اثر پروانهای میتوان برای پیش بینی رفتار بازارهای مالی استفاده کرد. حتی یک ضربه کوچک در بازار سهام یک کشور نیز میتواند پیامدهای شدیدی را در بخش دیگری از جهان ایجاد کند.
یک مثال ساده از اثر پروانه ای در اقتصاد، تجارت و کسب و کار، همه گیری ویروس کرونا است که از ووهان شروع شد و تمام جهان را تحت تاثیر خود قرار داد. پرواضح است که اثر موجدار اهمیت زیادی در دنیای مالی دارد. در زیر به چند روش استفاده از اثر پروانه ای در اقتصاد اشاره میکنیم:
1️⃣اصل تنوع بخشی
از دست دادن سرمایه میتواند به طور تصادفی اتفاق بیفتد و در اغلب اوقات آمادگی برای آن ضروری است. اصل تنوع برای مقابله با خسارت ناشی از متغیرهای تصادفی که بر کیفیت سرمایه گذاری تأثیر میگذارد، جواب میدهد. بدین معنا که سرمایه گذاران میتوانند با انواع سرمایه گذاریها از جمله بورس، طلا، دلار یا ارز دیجیتال، سرمایه خود را پخش کنند. اگر فردی تنها در بازار بورس سرمایه گذاری کند، کوچکترین اقدامات میتوانند باعث سقوط کل بازار سهام شوند. بنابراین حفظ سبد سرمایه گذاری در انواع داراییها و ابزارهای مالی راهی بسیار مناسب برای به جریان انداختن سرمایه و کاهش ضرر است.
2️⃣اصل ترکیب
به نظر میرسد اصل ترکیب با افزایش ثروت نیز در اثر پروانه ای ریشه دارد. درحقیقت، هرچه بیشتر سرمایه گذاری کنید، رشد چشمگیری در پس اندازهای خود خواهید داشت. فرض کنید شما ماهیانه پنج میلیون تومان پس انداز کرده و آن را به یک حساب بلند مدت با سود 10 درصد منتقل میکنید. پس از 5 سال، پس انداز نزدیک به 300 میلیون خواهد شد. پس از 10 سال، پس انداز شما به صورت تصاعدی به بیش از 600 میلیون خواهد رسید. به این موضوع اصل ترکیب گفته میشود.
3️⃣ اصل سرمایه گذاری زیست محیطی
سومین نکتهای که تأثیر پروانه ای را در دنیای مالی نشان میدهد، این است که ارزشهای شخصی خود را با سرمایه گذاریهایتان هماهنگ کنید. سرمایه گذاری در محیط زیست بر این اصل استوار است که هر دلار خرج شده برای ارزشهای انسانی و زیست محیطی میتواند تأثیر موجی داشته باشد. سرمایه گذاری در این حوزه میتواند شامل بهبود زندگی حیوانات، تحصیلات زنان، توسعه شهر، دسترسی به مراقبتهای بهداشتی برای کشورهای فقیرتر و موارد مشابه باشد. هدف نهایی این است که با انجام تغییرات کوچک بتوان از معضلات بزرگ جلوگیری کرد.
#اثر_پروانه_ای #سواد_اقتصادی
⚛️ @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
👍7
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🅾️ برای داشتن جامعهای بهتر و اَمنتر، لازمه که ارزشهای درست از سنین کودکی و نوجوانی در خانواده آموزش داده بشن، تا فرزندان بتوانند اون اصول را در زندگی اجتماعی و رفتارهای روزمره خودشون به کار ببرن
#مردسالاری
#زن_ستیزی
⚛️ @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
#مردسالاری
#زن_ستیزی
⚛️ @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
❤6👍2
🅾️ چطور قانون شیرِ فاسد به شما کمک میکند از شکایت کردن دست بردارید و ذهنتان را آزاد کنید؟
🔸تصور کنید صبح یک روز شلوغ است، قهوهتان را آماده میکنید، اما شیر داخل یخچال گرم و کمی فاسد شده و بوی بدی گرفته. کسی آن را بیرون گذاشته. حالا باید یا بدون شیر قهوه بنوشید یا برای خرید شیر یا نوشیدن قهوه در جایی دیگر، وقت تلف کنید و دیر به کار برسید. شاید بیاهمیت بهنظر برسد، اما چنین اتفاقهایی میتوانند روز ما را بههم بریزند، مخصوصاً وقتی پشت سر هم رخ میدهند. همینجا است که مفهومی ساده اما عمیق وارد میشود: قانون شیر فاسد.
🔹این قانون ریشه در روانشناسی رفتاری دارد و به ما یاد میدهد چطور با پذیرش واقعیت، انرژیمان را صرف حل مسئله کنیم، نه شکایت. در دنیایی که تغییر دادن دیگران اغلب ناممکن است، این قانون یک راهکار واقعگرایانه برای هوش هیجانی ارائه میدهد.
🔸قانون شیر فاسد در اصل به ما یادآوری میکند که بخش بزرگی از ناراحتیها و درگیریهای روزمره ما از تمرکز بر چیزهایی ناشی میشود که خارج از کنترلمان هستند. وقتی دائم تلاش میکنیم دیگران را عوض کنیم یا اوضاع را بهزور مطابق خواسته خود درآوریم، انرژی ذهنی خود را میسوزانیم بدون آنکه نتیجهای بگیریم. اما اگر بپذیریم که نمیتوانیم شرایط را تغییر دهیم، میتوانیم تمرکز خود را به چیزی معطوف کنیم که در کنترل ماست.
🔹در نگاه اول ممکن است این قانون، مثل یک نکته ساده به نظر برسد. اما تأثیرش در بلندمدت، عمیق و پایدار است. در واقع، این همان چیزی است که روانشناسان آن را «پاسخ عاطفی به سازگاری شناختی» مینامند؛ یعنی وقتی ذهن شما بهجای درگیری با واقعیت، خود را برای عملکرد مؤثرتر تطبیق میدهد. مثلاً شما نمیتوانید رفتار یک همکار یا عضوی از خانواده را کاملاً تغییر دهید، اما میتوانید نحوه مواجهه خودتان را تغییر دهید. نتیجه چنین تغییری، فقط کاهش اضطراب نیست، بلکه افزایش آرامش، کارایی و در نهایت بهبود روابط انسانی است.
🔸یکی از ویژگیهای مهم قانون شیر فاسد این است که فرد را از وضعیت «قربانیِ شرایط بودن» بیرون میکشد. ما در بسیاری از لحظات دشوار زندگی، ناخودآگاه وارد حالت «خود ترحمی» میشویم؛ اما این نگاه، نه تنها کمکی به حل مشکل نمیکند، بلکه باعث تشدید احساس درماندگی میشود.
🔹در مقابل، وقتی فرد بهجای شکایت، به راهحلهایی فکر میکند که در حیطه کنترل خودش هستند، مثل خریدن یک شیر اضافه برای صبحانه یا تقسیم وظایف خانه، کمکم ذهن به جایگاه «عامل» بازمیگردد؛ یعنی کسی که هنوز قدرت تصمیمگیری و اقدام دارد، هرچند محدود.
📮 منبع: inc
⚛️ @ReverseMatrix
🔸تصور کنید صبح یک روز شلوغ است، قهوهتان را آماده میکنید، اما شیر داخل یخچال گرم و کمی فاسد شده و بوی بدی گرفته. کسی آن را بیرون گذاشته. حالا باید یا بدون شیر قهوه بنوشید یا برای خرید شیر یا نوشیدن قهوه در جایی دیگر، وقت تلف کنید و دیر به کار برسید. شاید بیاهمیت بهنظر برسد، اما چنین اتفاقهایی میتوانند روز ما را بههم بریزند، مخصوصاً وقتی پشت سر هم رخ میدهند. همینجا است که مفهومی ساده اما عمیق وارد میشود: قانون شیر فاسد.
🔹این قانون ریشه در روانشناسی رفتاری دارد و به ما یاد میدهد چطور با پذیرش واقعیت، انرژیمان را صرف حل مسئله کنیم، نه شکایت. در دنیایی که تغییر دادن دیگران اغلب ناممکن است، این قانون یک راهکار واقعگرایانه برای هوش هیجانی ارائه میدهد.
🔸قانون شیر فاسد در اصل به ما یادآوری میکند که بخش بزرگی از ناراحتیها و درگیریهای روزمره ما از تمرکز بر چیزهایی ناشی میشود که خارج از کنترلمان هستند. وقتی دائم تلاش میکنیم دیگران را عوض کنیم یا اوضاع را بهزور مطابق خواسته خود درآوریم، انرژی ذهنی خود را میسوزانیم بدون آنکه نتیجهای بگیریم. اما اگر بپذیریم که نمیتوانیم شرایط را تغییر دهیم، میتوانیم تمرکز خود را به چیزی معطوف کنیم که در کنترل ماست.
🔹در نگاه اول ممکن است این قانون، مثل یک نکته ساده به نظر برسد. اما تأثیرش در بلندمدت، عمیق و پایدار است. در واقع، این همان چیزی است که روانشناسان آن را «پاسخ عاطفی به سازگاری شناختی» مینامند؛ یعنی وقتی ذهن شما بهجای درگیری با واقعیت، خود را برای عملکرد مؤثرتر تطبیق میدهد. مثلاً شما نمیتوانید رفتار یک همکار یا عضوی از خانواده را کاملاً تغییر دهید، اما میتوانید نحوه مواجهه خودتان را تغییر دهید. نتیجه چنین تغییری، فقط کاهش اضطراب نیست، بلکه افزایش آرامش، کارایی و در نهایت بهبود روابط انسانی است.
🔸یکی از ویژگیهای مهم قانون شیر فاسد این است که فرد را از وضعیت «قربانیِ شرایط بودن» بیرون میکشد. ما در بسیاری از لحظات دشوار زندگی، ناخودآگاه وارد حالت «خود ترحمی» میشویم؛ اما این نگاه، نه تنها کمکی به حل مشکل نمیکند، بلکه باعث تشدید احساس درماندگی میشود.
🔹در مقابل، وقتی فرد بهجای شکایت، به راهحلهایی فکر میکند که در حیطه کنترل خودش هستند، مثل خریدن یک شیر اضافه برای صبحانه یا تقسیم وظایف خانه، کمکم ذهن به جایگاه «عامل» بازمیگردد؛ یعنی کسی که هنوز قدرت تصمیمگیری و اقدام دارد، هرچند محدود.
📮 منبع: inc
⚛️ @ReverseMatrix
👍4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🅾️ در نهایت ریشه تفکر کمونیستی، برابری دیوانه وار و ساده لوحانه برای همه انسانها است که حتی در تئوری هم ابلهانه به نظر می رسد. اینکه تضاد بین انسان ها، استعداد ها و هزاران عامل دیگر را ناديده می گیرد تا همه یکسان و برابر، بدبخت، عقب مانده، فقیر و قربان گوی دیکتاتور های بزرگ باشند. در حکومت های توتالیتر استعداد ها کور و نابود می شوند چون همه باید در جهت ايدئولوژی حاکم حرکت کنند.
#کمونیسم #توتالیتاریسم
⚛️ @ReverseMatrix
#کمونیسم #توتالیتاریسم
⚛️ @ReverseMatrix
❤4👍3
🅾️ احساس نقادانه
Critical Feeling
✍ نویسنده: رولف رِبِر¹
♻️ ترجمه: محمدرضا سلیمی
❓چگونه میتوانید از احساسات خود برای بهتر کردن زندگیتان استفاده کنید؟
چگونه معلمان میتوانند در دانشآموزان شور و اشتیاق ایجاد کنند؟ برای نواختن یک ساز یا ساختن یک کاردستی چه چیزی لازم است؟ چطور میتوانیم از ترس یا خشم بیدلیل رها شویم؟ چگونه میتوان با یک بیماری مزمن کنار آمد؟ چه چیزی عشق را زنده نگه میدارد؟
تمام این سوالها به «احساس نقادانه» مرتبطاند. بهطور دقیقتر، این سوالها میپرسند چگونه میتوانیم احساسات مطلوب را ایجاد و حفظ کنیم، احساسات نامطلوب را تغییر دهیم یا از احساسات برای کسب آگاهی و رسیدن به نتایج بهتر استفاده کنیم.
«احساس نقادانه» یعنی استفادهی راهبردی از احساسات برای بهبود زندگی و روابط. این مفهوم از مفهوم شناختهشدهی «تفکر نقادانه» گرفته شده است؛ تفکر نقادانه یعنی استفاده از ظرفیتهای استدلال برای رسیدن به بهترین نتایج ممکن.
❓چرا تفکر نقادانه بهتنهایی کافی نیست؟
اول اینکه احساسات همهجا حضور دارند. پژوهشها نشان میدهند که هر عمل دیدن، شنیدن یا اندیشیدن با نوعی احساس همراه است. احساس نکردن امکانپذیر نیست. بنابراین، بهجای سرکوب احساسات ــ همانطور که برخی از طرفداران تفکر نقادانه پیشنهاد میکنند ــ باید احساسات را جدی بگیریم و بکوشیم آنها را در فرایند بهبود زندگی خود دخالت دهیم.
دوم اینکه احساسات اغلب بجا و درست هستند. البته، احساسات نابجا هم وجود دارند، مانند خشم بیدلیل یا ترس غیرمنطقی. با این حال، احساسات اطلاعاتی را دربارهی آنچه برایمان مهم است به ما میدهند. سرکوب احساسات پیامدهایی در پی دارد: استرس را افزایش و منابع شناختیمان را کاهش میدهد. احساسات سرکوبشده دیر یا زود دوباره باز میگردند. این پیامدها نشان میدهند که برای مدیریت احساسات به روشهای پیچیدهتر و هوشمندانهتری نیاز داریم.
سوم اینکه هرچند تفکر نقادانه در جستوجوی حقیقت قوی عمل میکند، وقتی پای ارزشهای زیباییشناختی یا اخلاقی به میان میآید ناتوان میشود. برای آفرینش و درک زیبایی به سلیقهای لطیف و پرورده نیاز داریم، و برای عمل درست در موقعیتهای مختلف به قطبنمای اخلاقی نیازمندیم که بتواند به طور طبیعی ما را به واکنش درست هدایت کند. ازآنجاکه اجرای چنین ارزشهایی با احساس درآمیخته است، تفکر نقادانه بهتنهایی کافی نیست؛ ما به احساس نقادانه نیز نیاز داریم.
ایدهی «احساس نقادانه» ریشه در اندیشههای کهن چین دارد. کنفوسیوس بر این باور بود که باید هدایت انسان را از سرشت طبیعی او آغاز کنیم. به همین ترتیب، ما نیز باید احساسات خود را بشناسیم و بررسی کنیم که آیا با موقعیت هماهنگ و مرتبطاند یا نه. سپس، آنها را در مسیر درست پرورش دهیم.
البته، انسانها همیشه از احساسات خود برای بهبود زندگیشان استفاده کردهاند، اما کنفوسیوس از نخستین اندیشمندانی بود که این شیوه را بهصورت مکتوب بیان کرد. آنچه تاکنون کمبودش احساس میشد روشهاییست که پشتوانهی علمی و شواهد تجربی داشته باشند.
هرچند میان «احساس نقادانه» و برخی رویکردهای موجود در روانشناسی شباهتهایی وجود دارد، احساس نقادانه مفهومی تازه و فراتر از آنهاست. «احساس نقادانه» با «هوش هیجانی» همسان نیست. هوش هیجانی یعنی توانایی دور زدن احساسات نامطلوب و درک احساسات دیگران. درحالیکه هوش هیجانی بر ویژگیهای پایدار شخصیت تمرکز دارد، احساس نقادانه بر انجام کار درست در موقعیت خاص تأکید میکند.
بهعلاوه، هوش هیجانی فقط به «هیجانها» محدود میشود؛ اما احساس نقادانه علاوه بر هیجانها، «حالتهای خلقی»، «سلیقهها»، «وضعیت بدنی» و حتی «احساسات فراشناختی» را نیز دربرمیگیرد ــ احساساتی مانند حس درستی یا آشنایی. به همین دلیل، احساس نقادانه گسترهای بسیار وسیعتر از هوش هیجانی دارد. احساس نقادانه توضیح میدهد که چگونه مهارتها را بیاموزیم، سلیقهمان را سامان دهیم یا چگونه جذابیت آیینها و مراسم مذهبی را افزایش دهیم.
در نهایت، هوش هیجانی توجه چندانی به ارزشها ندارد، اما احساس نقادانه در بطن رفتارها، هنجارها و ارزشهای جامعه شکل میگیرد. خلاصه، هوش هیجانی چیزیست که «داریم»، اما احساس نقادانه چیزیست که «انجام میدهیم». به همین شکل، احساس نقادانه با مفاهیمی مانند «شایستگیهای هیجانی»، «روانشناسی مثبتگرا» یا «ذهنآگاهی» همپوشانی دارد، اما دقیقاً معادل هیچکدام از آنها نیست.
۱. رولف رِبِر نویسندهی کتاب Critical Feeling: How to Use Feeling Strategically و استاد روانشناختی در دانشگاه اسلو نروژ است.
📮 منبع:
What Is Critical Feeling? | Psychology Today https://share.google/quB6DEzgJdtR3SOKw
#تفکر_انتقادی #تفکر_نقادانه
⚛️ @ReverseMatrix
Critical Feeling
✍ نویسنده: رولف رِبِر¹
♻️ ترجمه: محمدرضا سلیمی
❓چگونه میتوانید از احساسات خود برای بهتر کردن زندگیتان استفاده کنید؟
چگونه معلمان میتوانند در دانشآموزان شور و اشتیاق ایجاد کنند؟ برای نواختن یک ساز یا ساختن یک کاردستی چه چیزی لازم است؟ چطور میتوانیم از ترس یا خشم بیدلیل رها شویم؟ چگونه میتوان با یک بیماری مزمن کنار آمد؟ چه چیزی عشق را زنده نگه میدارد؟
تمام این سوالها به «احساس نقادانه» مرتبطاند. بهطور دقیقتر، این سوالها میپرسند چگونه میتوانیم احساسات مطلوب را ایجاد و حفظ کنیم، احساسات نامطلوب را تغییر دهیم یا از احساسات برای کسب آگاهی و رسیدن به نتایج بهتر استفاده کنیم.
«احساس نقادانه» یعنی استفادهی راهبردی از احساسات برای بهبود زندگی و روابط. این مفهوم از مفهوم شناختهشدهی «تفکر نقادانه» گرفته شده است؛ تفکر نقادانه یعنی استفاده از ظرفیتهای استدلال برای رسیدن به بهترین نتایج ممکن.
❓چرا تفکر نقادانه بهتنهایی کافی نیست؟
اول اینکه احساسات همهجا حضور دارند. پژوهشها نشان میدهند که هر عمل دیدن، شنیدن یا اندیشیدن با نوعی احساس همراه است. احساس نکردن امکانپذیر نیست. بنابراین، بهجای سرکوب احساسات ــ همانطور که برخی از طرفداران تفکر نقادانه پیشنهاد میکنند ــ باید احساسات را جدی بگیریم و بکوشیم آنها را در فرایند بهبود زندگی خود دخالت دهیم.
دوم اینکه احساسات اغلب بجا و درست هستند. البته، احساسات نابجا هم وجود دارند، مانند خشم بیدلیل یا ترس غیرمنطقی. با این حال، احساسات اطلاعاتی را دربارهی آنچه برایمان مهم است به ما میدهند. سرکوب احساسات پیامدهایی در پی دارد: استرس را افزایش و منابع شناختیمان را کاهش میدهد. احساسات سرکوبشده دیر یا زود دوباره باز میگردند. این پیامدها نشان میدهند که برای مدیریت احساسات به روشهای پیچیدهتر و هوشمندانهتری نیاز داریم.
سوم اینکه هرچند تفکر نقادانه در جستوجوی حقیقت قوی عمل میکند، وقتی پای ارزشهای زیباییشناختی یا اخلاقی به میان میآید ناتوان میشود. برای آفرینش و درک زیبایی به سلیقهای لطیف و پرورده نیاز داریم، و برای عمل درست در موقعیتهای مختلف به قطبنمای اخلاقی نیازمندیم که بتواند به طور طبیعی ما را به واکنش درست هدایت کند. ازآنجاکه اجرای چنین ارزشهایی با احساس درآمیخته است، تفکر نقادانه بهتنهایی کافی نیست؛ ما به احساس نقادانه نیز نیاز داریم.
ایدهی «احساس نقادانه» ریشه در اندیشههای کهن چین دارد. کنفوسیوس بر این باور بود که باید هدایت انسان را از سرشت طبیعی او آغاز کنیم. به همین ترتیب، ما نیز باید احساسات خود را بشناسیم و بررسی کنیم که آیا با موقعیت هماهنگ و مرتبطاند یا نه. سپس، آنها را در مسیر درست پرورش دهیم.
البته، انسانها همیشه از احساسات خود برای بهبود زندگیشان استفاده کردهاند، اما کنفوسیوس از نخستین اندیشمندانی بود که این شیوه را بهصورت مکتوب بیان کرد. آنچه تاکنون کمبودش احساس میشد روشهاییست که پشتوانهی علمی و شواهد تجربی داشته باشند.
هرچند میان «احساس نقادانه» و برخی رویکردهای موجود در روانشناسی شباهتهایی وجود دارد، احساس نقادانه مفهومی تازه و فراتر از آنهاست. «احساس نقادانه» با «هوش هیجانی» همسان نیست. هوش هیجانی یعنی توانایی دور زدن احساسات نامطلوب و درک احساسات دیگران. درحالیکه هوش هیجانی بر ویژگیهای پایدار شخصیت تمرکز دارد، احساس نقادانه بر انجام کار درست در موقعیت خاص تأکید میکند.
بهعلاوه، هوش هیجانی فقط به «هیجانها» محدود میشود؛ اما احساس نقادانه علاوه بر هیجانها، «حالتهای خلقی»، «سلیقهها»، «وضعیت بدنی» و حتی «احساسات فراشناختی» را نیز دربرمیگیرد ــ احساساتی مانند حس درستی یا آشنایی. به همین دلیل، احساس نقادانه گسترهای بسیار وسیعتر از هوش هیجانی دارد. احساس نقادانه توضیح میدهد که چگونه مهارتها را بیاموزیم، سلیقهمان را سامان دهیم یا چگونه جذابیت آیینها و مراسم مذهبی را افزایش دهیم.
در نهایت، هوش هیجانی توجه چندانی به ارزشها ندارد، اما احساس نقادانه در بطن رفتارها، هنجارها و ارزشهای جامعه شکل میگیرد. خلاصه، هوش هیجانی چیزیست که «داریم»، اما احساس نقادانه چیزیست که «انجام میدهیم». به همین شکل، احساس نقادانه با مفاهیمی مانند «شایستگیهای هیجانی»، «روانشناسی مثبتگرا» یا «ذهنآگاهی» همپوشانی دارد، اما دقیقاً معادل هیچکدام از آنها نیست.
۱. رولف رِبِر نویسندهی کتاب Critical Feeling: How to Use Feeling Strategically و استاد روانشناختی در دانشگاه اسلو نروژ است.
📮 منبع:
What Is Critical Feeling? | Psychology Today https://share.google/quB6DEzgJdtR3SOKw
#تفکر_انتقادی #تفکر_نقادانه
⚛️ @ReverseMatrix
Psychology Today
What Is Critical Feeling?
How could we get rid of fear? How do we cope with chronic illness? What keeps love alive? This blog introduces critical feeling, the Confucian idea to use feelings to improve life.
👍5
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🅾️ راه اعتماد به دولت مرکزی به همون مسیری منتهی میشه که فون هایک هشدارش رو داده بود: یعنی راه بردگی!
🔍 میبینید که هزاران ساله بحث این مسائل مطرح هست و چقدر خوشکل و شیک فریب میدن مردم رو!
#یوسف_پیامبر #یوزارسیف
⚛️ @ReverseMatrix
🔍 میبینید که هزاران ساله بحث این مسائل مطرح هست و چقدر خوشکل و شیک فریب میدن مردم رو!
#یوسف_پیامبر #یوزارسیف
⚛️ @ReverseMatrix
❤7👍2
🅾️ فرهنگ حذف
✍️ علی اویسی
🔹فرهنگ حذف یا به همان انگلیسی (cancel (culture در تعریف کلی به معنای دست
برداشتن از حمایت از فرد افراد یا گروه هایی است که موازین اخلاقی و انسانی را رعایت نمیکنند این تعریف کلی آن است. اما مساله به همین جا ختم نمی شود چه کسی تعیین میکند چه چیز اخلاقی است؟! با چه عملی انسانی یا غیرانسانی است؟!
🔸کنسل کالچر مثل بسیاری از پدیدههای مشابه خود برخاسته از گروههای چپ گرای نوین است. گروهی که خود را ترقی خواه و حتی لیبرال میدانند در آمریکا به این گروه لیبرال گفته میشود که دموکرات ها نماینده ی آنها هستند. اگر شما صحبتی ضد یا در مخالفت با هم جنس گرایی بزنید این تنها یک مثال است رسانه ها و افراد اصطلاحا شما را کنسل میکنند. یعنی بايكوت و بدنام خواهید شد. یا اگر از وطن دوستی و ملی گرایی صحبت کنید به فاشیست بودن و نژاد پرست بودن متهم شده و کنسل میشوید.
🔹اگر بگویید تنها دو جنسیت وجود دارد به شدت تحت آماج حملات رسانه ای و اجتماعی قرار میگیرید در غرب بیشتر اگر نخواهید فرزندتان در مدرسه مسائل همجنسگرایانه و تراجنسیتی را ببیند و بخواند هموفوب نام خواهید گرفت. من کاری با درستی و نادرستی ندارم، صرفا توضیح میدهم ترقی خواه ها شدیدا به دنبال آزادی بیان و آزادی انسان از هر قاعده و بند اجتماعی هستند اما فقط منتظر هستند تا دیگری صحبتی مخالف خودشان انجام دهد سریعا او را کنسل کنند و صدایش را ببندند.
🔸آیا این همان دیکتاتوری و هژمون ساختن یک فرهنگ خاص نیست؟ آیا این چند صدایی است؟ چرا اجازهی گفتمان و صحبت داده نمیشود و خیلی سریع بایکوت و برچسبهای مختلف را به کار می گیرند. دیگر خودتان ترندهای فضاهای مجازی را دنبال میکنید و میبینید که چه خبر است. مهم ترین مساله ی حال حاضر هم افتتاحیه المپیک فرانسه بود که امروز مورد مباحثه است. میگویند هیچکس حق ندارد ناراحت باشد یا خوشش نیاید آیا این آزادی بیان و آزادی اعتقاد است؟
🔹هر جا سخن از حذف دیگری آمد بدانید که با ديكتاتوری ای نوین روبه رو هستید. دیکتاتوری ای که به دنبال گلوبالیزه کردن تمام جهان است و میخواهد تمامی انسانها یک فرهنگ خاص را بپذیرند همان شعار چند فرهنگی (multiculture) که تک تک فرهنگها را نابود کرده و میکند درب گفتمان را باز بگذارید.
#فرهنگ_حذف #ووکیسم #ترنسجندریسم #مارکسیسم_فرهنگی #سیاست_هویتی #چپ_نو #چند_فرهنگی
⚛️ @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
✍️ علی اویسی
🔹فرهنگ حذف یا به همان انگلیسی (cancel (culture در تعریف کلی به معنای دست
برداشتن از حمایت از فرد افراد یا گروه هایی است که موازین اخلاقی و انسانی را رعایت نمیکنند این تعریف کلی آن است. اما مساله به همین جا ختم نمی شود چه کسی تعیین میکند چه چیز اخلاقی است؟! با چه عملی انسانی یا غیرانسانی است؟!
🔸کنسل کالچر مثل بسیاری از پدیدههای مشابه خود برخاسته از گروههای چپ گرای نوین است. گروهی که خود را ترقی خواه و حتی لیبرال میدانند در آمریکا به این گروه لیبرال گفته میشود که دموکرات ها نماینده ی آنها هستند. اگر شما صحبتی ضد یا در مخالفت با هم جنس گرایی بزنید این تنها یک مثال است رسانه ها و افراد اصطلاحا شما را کنسل میکنند. یعنی بايكوت و بدنام خواهید شد. یا اگر از وطن دوستی و ملی گرایی صحبت کنید به فاشیست بودن و نژاد پرست بودن متهم شده و کنسل میشوید.
🔹اگر بگویید تنها دو جنسیت وجود دارد به شدت تحت آماج حملات رسانه ای و اجتماعی قرار میگیرید در غرب بیشتر اگر نخواهید فرزندتان در مدرسه مسائل همجنسگرایانه و تراجنسیتی را ببیند و بخواند هموفوب نام خواهید گرفت. من کاری با درستی و نادرستی ندارم، صرفا توضیح میدهم ترقی خواه ها شدیدا به دنبال آزادی بیان و آزادی انسان از هر قاعده و بند اجتماعی هستند اما فقط منتظر هستند تا دیگری صحبتی مخالف خودشان انجام دهد سریعا او را کنسل کنند و صدایش را ببندند.
🔸آیا این همان دیکتاتوری و هژمون ساختن یک فرهنگ خاص نیست؟ آیا این چند صدایی است؟ چرا اجازهی گفتمان و صحبت داده نمیشود و خیلی سریع بایکوت و برچسبهای مختلف را به کار می گیرند. دیگر خودتان ترندهای فضاهای مجازی را دنبال میکنید و میبینید که چه خبر است. مهم ترین مساله ی حال حاضر هم افتتاحیه المپیک فرانسه بود که امروز مورد مباحثه است. میگویند هیچکس حق ندارد ناراحت باشد یا خوشش نیاید آیا این آزادی بیان و آزادی اعتقاد است؟
🔹هر جا سخن از حذف دیگری آمد بدانید که با ديكتاتوری ای نوین روبه رو هستید. دیکتاتوری ای که به دنبال گلوبالیزه کردن تمام جهان است و میخواهد تمامی انسانها یک فرهنگ خاص را بپذیرند همان شعار چند فرهنگی (multiculture) که تک تک فرهنگها را نابود کرده و میکند درب گفتمان را باز بگذارید.
#فرهنگ_حذف #ووکیسم #ترنسجندریسم #مارکسیسم_فرهنگی #سیاست_هویتی #چپ_نو #چند_فرهنگی
⚛️ @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
👍6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🅾️ ریشه تاریخی فراماسونری و ایلومیناتی تعمیم نابجای تئوری توطئه
منابع مورد اشاره
The relationship between schizotypal facets and conspiracist beliefs via cognitive processes
sciencedirect.com/science/article/abs/pii/S0165178117312301
People who believe in conspiracy theories more likely to be suffering from stress, study finds
independent.co.uk/news/science/conspiracy-theories-stress-psychology-study-anglia-ruskin-a7023966.html
Does it take one to know one? Endorsement of conspiracy theories is influenced by personal willingness to conspire
bpspsychub.onlinelibrary.wiley.com/doi/abs/10.1111/j.2044-8309.2010.02018.x
Belief in conspiracy theories: The predictive role of schizotypy, Machiavellianism, and primary psychopathy
journals.plos.org/plosone/article?id=10.1371/journal.pone.0225964
#فراماسونری #ایلومیناتی #تئوری_توطئه
⚛️ @ReverseMatrix
منابع مورد اشاره
The relationship between schizotypal facets and conspiracist beliefs via cognitive processes
sciencedirect.com/science/article/abs/pii/S0165178117312301
People who believe in conspiracy theories more likely to be suffering from stress, study finds
independent.co.uk/news/science/conspiracy-theories-stress-psychology-study-anglia-ruskin-a7023966.html
Does it take one to know one? Endorsement of conspiracy theories is influenced by personal willingness to conspire
bpspsychub.onlinelibrary.wiley.com/doi/abs/10.1111/j.2044-8309.2010.02018.x
Belief in conspiracy theories: The predictive role of schizotypy, Machiavellianism, and primary psychopathy
journals.plos.org/plosone/article?id=10.1371/journal.pone.0225964
#فراماسونری #ایلومیناتی #تئوری_توطئه
⚛️ @ReverseMatrix
👍2