Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🅾️ آیا زندگی پس از مرگ وجود داره ؟
#میشل_تالر
#سم_هریس
#مایکل_شرمر
#بیل_نای
#میچیو_کاکو
⚛️ @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
#میشل_تالر
#سم_هریس
#مایکل_شرمر
#بیل_نای
#میچیو_کاکو
⚛️ @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
👍3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🅾️ خطای سوگیری بقا
🔺یه کشیش میگفت: «من دعا کردم و این ملوانها از طوفان نجات پیدا کردن. عکساشونم زدم به دیوار تا ببینید دعا اثر داره.» یکی از جمع گفت: «خب اونایی که دعا کردی و غرق شدن چی؟ عکس اونا کجاست؟» ما آدما معمولاً فقط موفقیتا رو میبینیم و شکستها رو نادیده میگیریم... این همون خطای "سوگیری بقا"ست.
bestpod.ir
#سوگیری #سوگیری_شناختی
⚛️ @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
🔺یه کشیش میگفت: «من دعا کردم و این ملوانها از طوفان نجات پیدا کردن. عکساشونم زدم به دیوار تا ببینید دعا اثر داره.» یکی از جمع گفت: «خب اونایی که دعا کردی و غرق شدن چی؟ عکس اونا کجاست؟» ما آدما معمولاً فقط موفقیتا رو میبینیم و شکستها رو نادیده میگیریم... این همون خطای "سوگیری بقا"ست.
bestpod.ir
#سوگیری #سوگیری_شناختی
⚛️ @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
❤5
🅾️ مثلث تفکر نقادانه: ذهن - زبان - بافت
Critical Thinking Triangle: Mind - Language - Context
✍️ محمدرضا سلیمی
➕اگر ذهن را به «موتور» تفکر نقادانه تشبیه کنیم، زبان «فرمان» آن و بافت «مسیر» یا «جاده»ی تفکر نقادانه است. بدون جاده و مسیر ما به مقصد نمیرسیم.
✔️برای شروع یادگیری تفکر نقادانه باید ابتدا سه رکن اساسی این نوع تفکر را خوب یاد بگیریم.
▪️اولین رکن اصلی تفکر نقادانه «ذهن» است. ذهن مهمترین سرمایهی انسان برای اندیشیدن است. متفکران نقاد از کارکردها، محدودیتها و خطاهای ذهن خوب آگاهند. آنها نقش احساسات و هیجانات منفی و مثبت را در فرایند تفکر خوب درک میکنند و میدانند ذهن چگونه انسان را فریب میدهد. آنها همچنین میدانند ذهن انسان بسیار توانمند و انعطافپذیر است، اما به سیستم «حقیقتیاب» مجهز نیست، بلکه «حقیقتساز» است. بنابراین، آشنایی با ذهن و سازوکارهای آن اولین گام در یادگیری تفکر نقادانه است.
▪️دومین رکن تفکر نقادانه «زبان» است. زبان ابزار تفکر است، اما یک ابزار منفعل نیست؛ واژهها «بار عاطفی» دارند. متفکران نقاد از نقش زبان، کارکردها و محدودیتهای آن در فرایند تفکر خوب آگاهند. آنها زبان را بدیهی فرض نمیکنند و با انواع تعریفها و ویژگیهایشان آشنا هستند.
▪️«ذهن» و «زبان» دنیای ما را شکل میدهند؛ بنابراین، اگر بخواهیم دربارهی جهان نقادانه بیندیشیم، باید دربارهی زبانی که خودمان و دیگران از آن استفاده میکنیم نقادانه بیندیشیم.
▪️متفکران نقاد خوب میدانند که زبان «فازی» است؛ فازی بودن زبان یعنی اینکه واژهها واقعیتها را درست، دقیق و شفاف بازتاب نمیدهند. درواقع، واژهها و مفاهیمشان بهشدت به احساسات، تجربهها و موقعیت انسانها وابستهاند؛ واژههایی که ما در تفکر به کار میگیریم دقیق نیستند. زبان مملو از ابهام، ایهام، کلیگویی، کنایه، واژههای عاطفی، کلیشهها و ضربالمثلهاست. زبان دریایی از آشفتگیهاست. رهایی از این آشفتگیها مستلزم نقادانه اندیشیدن دربارهی زبان است.
▪️سومین رکن تفکر نقادانه «بافت» است. لازمهی متفکر نقاد بودن شناخت بافت تفکر است. اصولاً، بدون شناخت بافت، تفکر نقادانه غیرممکن است. بافت به مجموعه عواملی گفته میشود که یک موقعیت را شکل میدهند: زمان، مکان، مخاطب، اهداف، انگارهها، دیدگاهها، پیشفرضها، تجربهها، امکانات، موضوع، مفاهیم و طرز بیان بافت تفکر را شکل میدهند.
▪️البته، بافت تفکر فقط به این مولفهها محدود نمیشود. از بین این مولفهها توجه به مخاطب و شرایطش (مانند جنسیت، نسبت، سن، نژاد، فرهنگ، میزان تحصیلات، تجربه، میزان فهم، جایگاه اجتماعی، مذهب، ملیت، قومیت، مفروضات و انتظاراتش) در نقادانه اندیشیدن بسیار مهم است.
▪️بافت مانند زمین بازی و قوانین حاکم بر آن است؛ بدون شناخت زمین بازی و قوانین آن، بازی را خواهیم باخت. متفکران نقاد از حدومرزهای تفکر خوب آگاهند؛ آنها میدانند چگونه، چرا، کجا، چهوقت، دربارهی چه چیزی یا چه کسی به چه میزان بیندیشند.
▪️مدل مثلث تفکر نقادانه (ذهن - زبان - بافت) یک مدل قوی و جامع برای شروع یادگیری تفکر نقادانه است. این سه رکن کاملاً به هم تنیده و شناخت آنها برای یادگیری تفکر نقادانه لازماند. مثلث تفکر نقادانه نقشهی راه ساده و درعینحال عمیقی را برای یادگیری تفکر نقادانه ترسیم میکند.
#تفکر_انتقادی #تفکر_نقادانه
⚛️ @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
Critical Thinking Triangle: Mind - Language - Context
✍️ محمدرضا سلیمی
➕اگر ذهن را به «موتور» تفکر نقادانه تشبیه کنیم، زبان «فرمان» آن و بافت «مسیر» یا «جاده»ی تفکر نقادانه است. بدون جاده و مسیر ما به مقصد نمیرسیم.
✔️برای شروع یادگیری تفکر نقادانه باید ابتدا سه رکن اساسی این نوع تفکر را خوب یاد بگیریم.
▪️اولین رکن اصلی تفکر نقادانه «ذهن» است. ذهن مهمترین سرمایهی انسان برای اندیشیدن است. متفکران نقاد از کارکردها، محدودیتها و خطاهای ذهن خوب آگاهند. آنها نقش احساسات و هیجانات منفی و مثبت را در فرایند تفکر خوب درک میکنند و میدانند ذهن چگونه انسان را فریب میدهد. آنها همچنین میدانند ذهن انسان بسیار توانمند و انعطافپذیر است، اما به سیستم «حقیقتیاب» مجهز نیست، بلکه «حقیقتساز» است. بنابراین، آشنایی با ذهن و سازوکارهای آن اولین گام در یادگیری تفکر نقادانه است.
▪️دومین رکن تفکر نقادانه «زبان» است. زبان ابزار تفکر است، اما یک ابزار منفعل نیست؛ واژهها «بار عاطفی» دارند. متفکران نقاد از نقش زبان، کارکردها و محدودیتهای آن در فرایند تفکر خوب آگاهند. آنها زبان را بدیهی فرض نمیکنند و با انواع تعریفها و ویژگیهایشان آشنا هستند.
▪️«ذهن» و «زبان» دنیای ما را شکل میدهند؛ بنابراین، اگر بخواهیم دربارهی جهان نقادانه بیندیشیم، باید دربارهی زبانی که خودمان و دیگران از آن استفاده میکنیم نقادانه بیندیشیم.
▪️متفکران نقاد خوب میدانند که زبان «فازی» است؛ فازی بودن زبان یعنی اینکه واژهها واقعیتها را درست، دقیق و شفاف بازتاب نمیدهند. درواقع، واژهها و مفاهیمشان بهشدت به احساسات، تجربهها و موقعیت انسانها وابستهاند؛ واژههایی که ما در تفکر به کار میگیریم دقیق نیستند. زبان مملو از ابهام، ایهام، کلیگویی، کنایه، واژههای عاطفی، کلیشهها و ضربالمثلهاست. زبان دریایی از آشفتگیهاست. رهایی از این آشفتگیها مستلزم نقادانه اندیشیدن دربارهی زبان است.
▪️سومین رکن تفکر نقادانه «بافت» است. لازمهی متفکر نقاد بودن شناخت بافت تفکر است. اصولاً، بدون شناخت بافت، تفکر نقادانه غیرممکن است. بافت به مجموعه عواملی گفته میشود که یک موقعیت را شکل میدهند: زمان، مکان، مخاطب، اهداف، انگارهها، دیدگاهها، پیشفرضها، تجربهها، امکانات، موضوع، مفاهیم و طرز بیان بافت تفکر را شکل میدهند.
▪️البته، بافت تفکر فقط به این مولفهها محدود نمیشود. از بین این مولفهها توجه به مخاطب و شرایطش (مانند جنسیت، نسبت، سن، نژاد، فرهنگ، میزان تحصیلات، تجربه، میزان فهم، جایگاه اجتماعی، مذهب، ملیت، قومیت، مفروضات و انتظاراتش) در نقادانه اندیشیدن بسیار مهم است.
▪️بافت مانند زمین بازی و قوانین حاکم بر آن است؛ بدون شناخت زمین بازی و قوانین آن، بازی را خواهیم باخت. متفکران نقاد از حدومرزهای تفکر خوب آگاهند؛ آنها میدانند چگونه، چرا، کجا، چهوقت، دربارهی چه چیزی یا چه کسی به چه میزان بیندیشند.
▪️مدل مثلث تفکر نقادانه (ذهن - زبان - بافت) یک مدل قوی و جامع برای شروع یادگیری تفکر نقادانه است. این سه رکن کاملاً به هم تنیده و شناخت آنها برای یادگیری تفکر نقادانه لازماند. مثلث تفکر نقادانه نقشهی راه ساده و درعینحال عمیقی را برای یادگیری تفکر نقادانه ترسیم میکند.
#تفکر_انتقادی #تفکر_نقادانه
⚛️ @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
⚡3
فکتها نمیتوانند جنسیتزده باشند.
فکتها نمیتوانند نژادپرستانه باشند.
فکتها همان هستند که هستند.
✍️ برد پولومبو
And some people still can't face facts or reality.
⋉ و هنوز هم بعضیها نمیتوانند با واقعیت روبهرو شوند.
پ.ن: حقیقت را نباید سانسور یا تحریف کرد به خاطر اینکه ممکن است بعضی ها از آن احساس بدی بگیرند.
#Reality #Facts #Truth #Sexism #Racism
#فکت #واقعیت
⚛️ @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
👍4⚡1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🅾️ جرج کارلین: میهنپرستی و غرور ملی
📌 جرج کارلین، با طنزی گزنده، میهنپرستی و غرور ملی را زیر ذرهبین میبرد و حقیقت پشت شعارها را به چالش میکشد.
♻ برگردان و زیرنویس: هدیه
#افتخار_فردی یا #غرور_ملی ؟
#ناسیونالیسم
⚛️ @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
📌 جرج کارلین، با طنزی گزنده، میهنپرستی و غرور ملی را زیر ذرهبین میبرد و حقیقت پشت شعارها را به چالش میکشد.
♻ برگردان و زیرنویس: هدیه
#افتخار_فردی یا #غرور_ملی ؟
#ناسیونالیسم
⚛️ @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
👍3⚡1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🅾️ مغالطه توسل به مرجعیت
موقعی پیش میآید که گوینده، اصرار کند ادعایش درست است فقط به این دلیل که یک مرجع یا متخصص، درستی آن را تایید کرده و به جز اشاره به مرجع، استدلال دیگری را مطرح نکند. جملاتی مثل “به گفته کارشناسان” یا “ محققان میگویند“ شروع مغالطه توسل به مرجعیت است. اگر دوست دارید با این مغالطه پرکاربرد بیشتر آشنا شوید، این انیمیشین را ببینید.
#مغلطه #مغالطه
⚛️ @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
موقعی پیش میآید که گوینده، اصرار کند ادعایش درست است فقط به این دلیل که یک مرجع یا متخصص، درستی آن را تایید کرده و به جز اشاره به مرجع، استدلال دیگری را مطرح نکند. جملاتی مثل “به گفته کارشناسان” یا “ محققان میگویند“ شروع مغالطه توسل به مرجعیت است. اگر دوست دارید با این مغالطه پرکاربرد بیشتر آشنا شوید، این انیمیشین را ببینید.
#مغلطه #مغالطه
⚛️ @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
👍4⚡1
🅾️ آیا روانکاوی همه چیز را جنسی می بیند؟
روانکاوی فرویدی به معنای عام، «همه چیز را جنسی نمیبیند»، بلکه تأکید دارد که رانههای جنسی (لیبیدو) نقش بنیادی در رشد شخصیت، انگیزش، و شکلگیری روابط انسانی دارند. فروید معتقد بود که انرژی روانی ناشی از رانههای جنسی در مراحل مختلف رشد کودک (دهانی، مقعدی، فرج/آلت) شکل میگیرد و به شکلهای متفاوتی در زندگی روانی و اجتماعی انسان بروز میکند. بنابراین، رانه جنسی نه تنها به معنای رفتار جنسی آشکار، بلکه بهعنوان انرژی بنیادین که به تفکر، خلاقیت، محبت، پرخاشگری و سایر جنبههای زندگی روانی انرژی میدهد تلقی میشود.
از این منظر، روانکاوی رسالتی دوگانه دارد:
۱. شناخت و تحلیل انرژی روانی جنسی: این انرژی میتواند موجب تعارضات درونی، اضطراب، سرکوب یا انحرافهای روانی شود و فهم آن برای درمان ضروری است.
۲. شفافسازی نقش رانهها در زندگی روزمره: روانکاوی کمک میکند که ارتباط میان تعارضات ناخودآگاه، انگیزههای پنهان و رفتارهای آشکار انسان کشف شود، بدون آنکه همه پدیدههای روانی صرفاً جنسی تعبیر شوند.
به بیان ساده، فروید و روانکاوی کلاسیک بر اهمیت رانههای جنسی بهعنوان بخش اساسی انرژی روانی تأکید دارند، اما زندگی روانی انسان را صرفاً تابع سکسوالیته نمیدانند. این تمایز باعث میشود که روانکاوی هم علمی و هم بالینی باشد، نه صرفاً یک نظریه صرفاً جنسی.
#روانشناسی #زیگموند_فروید
⚛️ @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
روانکاوی فرویدی به معنای عام، «همه چیز را جنسی نمیبیند»، بلکه تأکید دارد که رانههای جنسی (لیبیدو) نقش بنیادی در رشد شخصیت، انگیزش، و شکلگیری روابط انسانی دارند. فروید معتقد بود که انرژی روانی ناشی از رانههای جنسی در مراحل مختلف رشد کودک (دهانی، مقعدی، فرج/آلت) شکل میگیرد و به شکلهای متفاوتی در زندگی روانی و اجتماعی انسان بروز میکند. بنابراین، رانه جنسی نه تنها به معنای رفتار جنسی آشکار، بلکه بهعنوان انرژی بنیادین که به تفکر، خلاقیت، محبت، پرخاشگری و سایر جنبههای زندگی روانی انرژی میدهد تلقی میشود.
از این منظر، روانکاوی رسالتی دوگانه دارد:
۱. شناخت و تحلیل انرژی روانی جنسی: این انرژی میتواند موجب تعارضات درونی، اضطراب، سرکوب یا انحرافهای روانی شود و فهم آن برای درمان ضروری است.
۲. شفافسازی نقش رانهها در زندگی روزمره: روانکاوی کمک میکند که ارتباط میان تعارضات ناخودآگاه، انگیزههای پنهان و رفتارهای آشکار انسان کشف شود، بدون آنکه همه پدیدههای روانی صرفاً جنسی تعبیر شوند.
به بیان ساده، فروید و روانکاوی کلاسیک بر اهمیت رانههای جنسی بهعنوان بخش اساسی انرژی روانی تأکید دارند، اما زندگی روانی انسان را صرفاً تابع سکسوالیته نمیدانند. این تمایز باعث میشود که روانکاوی هم علمی و هم بالینی باشد، نه صرفاً یک نظریه صرفاً جنسی.
#روانشناسی #زیگموند_فروید
⚛️ @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
👍10
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🅾️ چگونه سیمپسون ها آینده جهان را پیشگویی میکنند؟
🔺 در این اپیزود از دیپ پادکست به سراغ انیمیشن معروف سیمپسون ها رفتیم برای اولین بار در مورد تولید کننده گان سیمپسون ها صحبت کردیم و اینکه میخواهیم بدانیم چرا سیمپسون ها در حال پیشگویی آینده هستند؟ اینکه اصلا چگونه آینده جهان را پیشگویی می کنن؟ آیا سیمپسون نیز مانند بسیاری دیگر از تولیدات عجیب رسانه ایی پشت پرده دارد. پشت پرده سیمپسون ها چیست؟ اگر به این انیمیشن سیمپسون ها علاقه دارید و میخواهید در مورد پیشگویی سیمپسون ها بیشتر بدانید حتما این ویدیو را تا انتها تماشا کنید. ما باز هم در آینده به انیمیشن سیمپسون ها خواهیم پرداخت زیرا سیمپسون ها همچنان در حال پیشگویی هستند و سازندگان انیمیشن سیمپسون ها نیز تمایلی به بازنشستگی ندارند. بیش از سی سال است که انیمیشن سیمپسون داره از رسانه های مختلف در جهان پخش میشه جالب اینجاست که حتی یک رسانه فارسی زبان هم تا به..... +++
⚛️ @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
🔺 در این اپیزود از دیپ پادکست به سراغ انیمیشن معروف سیمپسون ها رفتیم برای اولین بار در مورد تولید کننده گان سیمپسون ها صحبت کردیم و اینکه میخواهیم بدانیم چرا سیمپسون ها در حال پیشگویی آینده هستند؟ اینکه اصلا چگونه آینده جهان را پیشگویی می کنن؟ آیا سیمپسون نیز مانند بسیاری دیگر از تولیدات عجیب رسانه ایی پشت پرده دارد. پشت پرده سیمپسون ها چیست؟ اگر به این انیمیشن سیمپسون ها علاقه دارید و میخواهید در مورد پیشگویی سیمپسون ها بیشتر بدانید حتما این ویدیو را تا انتها تماشا کنید. ما باز هم در آینده به انیمیشن سیمپسون ها خواهیم پرداخت زیرا سیمپسون ها همچنان در حال پیشگویی هستند و سازندگان انیمیشن سیمپسون ها نیز تمایلی به بازنشستگی ندارند. بیش از سی سال است که انیمیشن سیمپسون داره از رسانه های مختلف در جهان پخش میشه جالب اینجاست که حتی یک رسانه فارسی زبان هم تا به..... +++
⚛️ @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
👍6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🅾️ لذت فهمیدن، عدم قطعیت دانش و برتری نادانی بر خرافات
◾️ریچارد فاینمن
#ریچارد_فاینمن
⚛️ @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
◾️ریچارد فاینمن
#ریچارد_فاینمن
⚛️ @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
⚡5👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🅾️ چگونه اقلیت سختگیر و متعصب جامعه را با خود همراه میکند؟
🔺 تصمیمهای یک جمع رو همیشه اکثریت نمیگیره. خیلی وقتها یک اقلیت سه درصدی میتونه نظرش رو بر بقیه حاکم کنه، اگر به اندازهی کافی سختگیر باشه.
نسیم طالب این رو به عنوان قاعدهی اقلیت متعصب توضیح میده.
#نسیم_نیکولاس_طالب
⚛️ @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
🔺 تصمیمهای یک جمع رو همیشه اکثریت نمیگیره. خیلی وقتها یک اقلیت سه درصدی میتونه نظرش رو بر بقیه حاکم کنه، اگر به اندازهی کافی سختگیر باشه.
نسیم طالب این رو به عنوان قاعدهی اقلیت متعصب توضیح میده.
#نسیم_نیکولاس_طالب
⚛️ @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
👍5
🅾️ خود تئوری های توطئه، توطئه هستند!
✍ آرین رسولی
⚫منظور از تئوری توطئه، نظراتی است که به واقعهای اشاره دارد که سند و مدرکی از آن در دست نیست اما مثلاً دولت ها یا گروه ها یا حتی اشخاص در آن به عملی محکوم میشوند. در این اتهامات، شخص، نهاد یا حتی حکومت، بدون شواهد و مدرک کافی و معتبر متهم میشود که بهطور توطئه آمیز یا مخفی اقدامی را مرتکب شده است. مثال مشهور تئوری توطئه در جامعه ما ” دایی جان ناپلئون ” است.
⚪هر تئوری توطئهای معمولاً بیخطر، بی تاثیر و تنها تصورات عدهای ساده انگار تلقی میشود، اما خواسته یا ناخواسته بسیاری از تئوری های توطئه، خود نیز آغشته به توطئه هستند. به عبارت دیگر در بسیاری از مواقع، توطئهٔ اصلی را همان تئوری پردازان توطئه مرتکب میشوند.
⚫در دنیای سیاست گاهی حکومتهایی که با هم اختلاف یا دشمنی دارند یا احزاب و گروهها و جناحهای سیاسی برای اقناع افکار عمومی و جهتدهی به آن، ادعاهای کاذب و بدون پشتوانه مطرح میکنند.
تفاوتی که این ادعاها دارد این است که توطئهای که میسازن آشکار است. اغلب رویدادهای مهم سیاسی غالباً با طرح تئوری توطئه همراه است. فی المثل شورش ها، انقلاب ها و تغییرات بنیادین حکومتهای سیاسی، حملات مرگبار مثل جنایات تروریستی وغیره. اغلب این وقایع در سراسر دنیا دستاویزی برای ضربه و بدنام کردن دشمنان از سوی یکدیگر قرار میگیرند.
⚪گاهی عموم مردم یک کشور بر موجهایی از تئوری توطئه سوار میشوند، بهویژه هنگامی که دچار نفرت از یک حکومت، شخص یا گروه شده باشند. نفرت آنان و سوابق پیشین نیز به باورپذیری این تئوری ها مدد زیادی میرساند، بهقدری که گاهی ادعایی بی اساسی را به سادگی هرچه تمام میپذیرند. علت دیگر نیز خطای سوگیری شناختی و عدم تفکر انتقادی در جامعه و بویژه عوام است که آنها را به پذیرش هر نسبت محیرالعقولی سوق میدهد. یعنی پدیدهها را با نظرات و مواضع سیاسی یا هر عقیده دیگر خود میسنجند و کافیست یک ادعا فیالمثل با روایت سیاسی آنها همخوانی داشته باشد، دیگر به شواهد و اعتبار آن ادعا کمترین اهمیتی نمیدهند. یا برای مثال اگر روایت و تحلیل آنها درباب وقایع سیاسی، با یک اتفاق خاص ناسازگار باشد، آن اتفاق به دستهای پشت پرده و یا هر روایت بی اعتبار دیگری نسبت داده میشود تا ناچار نباشند در روایت خود تجدیدنظر یا صورتبندی جدیدی داشته باشند.بنابراین نکته بدیهی این است که به هر اندازه که نفرت و کینه با عدم تفکر منطقی و سطح نازل دانش در جامعه فربه شود، اینگونه نظریات توطئه بازار گرمتری خواهد داشت. این خطاها در سایر مسائل و. موضوعات نیز بروز و ظهور جدی داشته است.
⚫گرچه نباید تصور کرد که هر توطئهای در دایره تئوری توطئه قرار میگیرد. اما تئوری توطئه امروزه یکی از شیوههای مرسوم تبلیغات سیاسی است به سود یک موضع در برابر موضع دیگر. مثال معروف این پدیده در آمریکا توسط مدافعان اسلحه رخ داد.
⚪در حادثهای در سال 2012 که به حادثه سندی هوک شهرت دارد، یک دانش آموز به اسم آدام لانزا قبل از اینکه خود را بکشد، ۲۰ کودک دبستانی، شش بزرگسال و مادرش را به قتل رساند. پس از تئوری پردازان توطئه و مدافعان آزادی اسلحه در ایالات متحده این حادثه را انکار کردند.
جیمز فتزر و مایک پالاچک کتابی با عنوان ”هیچ کس در سندی هوک نمرد” نوشته و مدعی شدند که این حادثه صحنه سازی توسط دولت اوباما بوده برای تشدید قوانین محدودیت حمل اسلحه. پس از انتشار کتاب پدر یکی از قربانیان از فتزر شکایت کرد و دادگاه نویسنده را جریمه کرد. (همین امروز 14 نوامبر یک حادثه تیراندازی دیگر در مدرسه ای رخ داد و کسی چه میداند شاید این حادثه نیز بعدها به تئوری توطئه دیگری بدل شود)
⚫هزاران مثال مختلف از این نوع تئوریهای توطئه وجود دارد که همگی نه بر اساس واقعیت، بلکه براساس موضع سیاسی یا عقاید شکل میگیرد اما سپس در سطح جامعه به دلایل مختلف گسترده میشود. ادعاهای مرتبط با فراماسونری ، دروغ سفر به ماه که بدلایل اختلاف شوروی با آمریکا در جنگ سرد انکارش آغاز شد و امروزه بین برخی افراد در جاهای مختلف فراگیر شده است و صدها تئوری توطئه ریز و درشت سیاسی در جامعه ما که وجود دارد و کمترین شواهدی ندارند و دلیل شکلگیری بیشتر اینها «توطئهٔ تئوری توطئه» است.
#تئوری_توطئه
⚛️ @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
✍ آرین رسولی
⚫منظور از تئوری توطئه، نظراتی است که به واقعهای اشاره دارد که سند و مدرکی از آن در دست نیست اما مثلاً دولت ها یا گروه ها یا حتی اشخاص در آن به عملی محکوم میشوند. در این اتهامات، شخص، نهاد یا حتی حکومت، بدون شواهد و مدرک کافی و معتبر متهم میشود که بهطور توطئه آمیز یا مخفی اقدامی را مرتکب شده است. مثال مشهور تئوری توطئه در جامعه ما ” دایی جان ناپلئون ” است.
⚪هر تئوری توطئهای معمولاً بیخطر، بی تاثیر و تنها تصورات عدهای ساده انگار تلقی میشود، اما خواسته یا ناخواسته بسیاری از تئوری های توطئه، خود نیز آغشته به توطئه هستند. به عبارت دیگر در بسیاری از مواقع، توطئهٔ اصلی را همان تئوری پردازان توطئه مرتکب میشوند.
⚫در دنیای سیاست گاهی حکومتهایی که با هم اختلاف یا دشمنی دارند یا احزاب و گروهها و جناحهای سیاسی برای اقناع افکار عمومی و جهتدهی به آن، ادعاهای کاذب و بدون پشتوانه مطرح میکنند.
تفاوتی که این ادعاها دارد این است که توطئهای که میسازن آشکار است. اغلب رویدادهای مهم سیاسی غالباً با طرح تئوری توطئه همراه است. فی المثل شورش ها، انقلاب ها و تغییرات بنیادین حکومتهای سیاسی، حملات مرگبار مثل جنایات تروریستی وغیره. اغلب این وقایع در سراسر دنیا دستاویزی برای ضربه و بدنام کردن دشمنان از سوی یکدیگر قرار میگیرند.
⚪گاهی عموم مردم یک کشور بر موجهایی از تئوری توطئه سوار میشوند، بهویژه هنگامی که دچار نفرت از یک حکومت، شخص یا گروه شده باشند. نفرت آنان و سوابق پیشین نیز به باورپذیری این تئوری ها مدد زیادی میرساند، بهقدری که گاهی ادعایی بی اساسی را به سادگی هرچه تمام میپذیرند. علت دیگر نیز خطای سوگیری شناختی و عدم تفکر انتقادی در جامعه و بویژه عوام است که آنها را به پذیرش هر نسبت محیرالعقولی سوق میدهد. یعنی پدیدهها را با نظرات و مواضع سیاسی یا هر عقیده دیگر خود میسنجند و کافیست یک ادعا فیالمثل با روایت سیاسی آنها همخوانی داشته باشد، دیگر به شواهد و اعتبار آن ادعا کمترین اهمیتی نمیدهند. یا برای مثال اگر روایت و تحلیل آنها درباب وقایع سیاسی، با یک اتفاق خاص ناسازگار باشد، آن اتفاق به دستهای پشت پرده و یا هر روایت بی اعتبار دیگری نسبت داده میشود تا ناچار نباشند در روایت خود تجدیدنظر یا صورتبندی جدیدی داشته باشند.بنابراین نکته بدیهی این است که به هر اندازه که نفرت و کینه با عدم تفکر منطقی و سطح نازل دانش در جامعه فربه شود، اینگونه نظریات توطئه بازار گرمتری خواهد داشت. این خطاها در سایر مسائل و. موضوعات نیز بروز و ظهور جدی داشته است.
⚫گرچه نباید تصور کرد که هر توطئهای در دایره تئوری توطئه قرار میگیرد. اما تئوری توطئه امروزه یکی از شیوههای مرسوم تبلیغات سیاسی است به سود یک موضع در برابر موضع دیگر. مثال معروف این پدیده در آمریکا توسط مدافعان اسلحه رخ داد.
⚪در حادثهای در سال 2012 که به حادثه سندی هوک شهرت دارد، یک دانش آموز به اسم آدام لانزا قبل از اینکه خود را بکشد، ۲۰ کودک دبستانی، شش بزرگسال و مادرش را به قتل رساند. پس از تئوری پردازان توطئه و مدافعان آزادی اسلحه در ایالات متحده این حادثه را انکار کردند.
جیمز فتزر و مایک پالاچک کتابی با عنوان ”هیچ کس در سندی هوک نمرد” نوشته و مدعی شدند که این حادثه صحنه سازی توسط دولت اوباما بوده برای تشدید قوانین محدودیت حمل اسلحه. پس از انتشار کتاب پدر یکی از قربانیان از فتزر شکایت کرد و دادگاه نویسنده را جریمه کرد. (همین امروز 14 نوامبر یک حادثه تیراندازی دیگر در مدرسه ای رخ داد و کسی چه میداند شاید این حادثه نیز بعدها به تئوری توطئه دیگری بدل شود)
⚫هزاران مثال مختلف از این نوع تئوریهای توطئه وجود دارد که همگی نه بر اساس واقعیت، بلکه براساس موضع سیاسی یا عقاید شکل میگیرد اما سپس در سطح جامعه به دلایل مختلف گسترده میشود. ادعاهای مرتبط با فراماسونری ، دروغ سفر به ماه که بدلایل اختلاف شوروی با آمریکا در جنگ سرد انکارش آغاز شد و امروزه بین برخی افراد در جاهای مختلف فراگیر شده است و صدها تئوری توطئه ریز و درشت سیاسی در جامعه ما که وجود دارد و کمترین شواهدی ندارند و دلیل شکلگیری بیشتر اینها «توطئهٔ تئوری توطئه» است.
#تئوری_توطئه
⚛️ @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
👍5
📖 به هیچ چیز ایمان نیاور، هیچچیز را بیدلیل نپذیر، هرگز خون شهیدان چیزی را به اثبات نرسانده است.
هیچ آیینی نیست... به نام ایمان است که مردم میمیرند و به نام ایمان است که دست به قتل میزنند. شوقِ دانستن از تردید زاده میشود. از اعتقاد دست بردار و بیاموز. آنکه میکوشد تا حرف خود را به زور بقبولاند، حجت موجهی ندارد. مگذار بدینگونه گمراهت کنند. مگذار چیزی را به زور به تو بقبولانند.
📚 #مائده_های_زمینی
👤 #آندره_ژید
📃 #برگی_از_یک_کتاب
⚛️ @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
هیچ آیینی نیست... به نام ایمان است که مردم میمیرند و به نام ایمان است که دست به قتل میزنند. شوقِ دانستن از تردید زاده میشود. از اعتقاد دست بردار و بیاموز. آنکه میکوشد تا حرف خود را به زور بقبولاند، حجت موجهی ندارد. مگذار بدینگونه گمراهت کنند. مگذار چیزی را به زور به تو بقبولانند.
📚 #مائده_های_زمینی
👤 #آندره_ژید
📃 #برگی_از_یک_کتاب
⚛️ @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
❤9
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🅾️ سرمایهداری (کاپیتالیسم) برابر با امپریالیسم نیست
♻️ ترجمه و زیرنویس: سروش
#کاپیتالیسم #سرمایه_داری #امپریالیسم
⚛️ @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
♻️ ترجمه و زیرنویس: سروش
#کاپیتالیسم #سرمایه_داری #امپریالیسم
⚛️ @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
👍7❤1
تصمیمات و استدلالهای بهتر
پادکست دایجست
🅾️ پادکست دایجست - قسمت سی و هفتم
«استدلال و تصمیمگیری بهتر؛ با آگاهی از خطاهای شناختی و مغلطهها» - بخش اول
📮متن و منابع: www.Digesttt.com/37
#پادکست #سوگیری #سوگیری_شناختی
⚛️ @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
«استدلال و تصمیمگیری بهتر؛ با آگاهی از خطاهای شناختی و مغلطهها» - بخش اول
📮متن و منابع: www.Digesttt.com/37
#پادکست #سوگیری #سوگیری_شناختی
⚛️ @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
👍8
تصمیمات و استدلالهای بهتر - بخش دوم
پادکست دایجست
🅾️ پادکست دایجست - قسمت سی و هشتم
«استدلال و تصمیمگیری بهتر؛ با آگاهی از خطاهای شناختی و مغلطهها» - بخش دوم
📮متن و منابع: www.Digesttt.com/38
#پادکست #مغلطه #مغالطات
⚛️ @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
«استدلال و تصمیمگیری بهتر؛ با آگاهی از خطاهای شناختی و مغلطهها» - بخش دوم
📮متن و منابع: www.Digesttt.com/38
#پادکست #مغلطه #مغالطات
⚛️ @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
👍8
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🅾️ بهترین توصیف از آزادی بیان در کشورهای غیر لیبرال از زبان #رونالد_ریگان…
#آزادی_بیان #گفتاورد
⚛️ @ReverseMatrix
#آزادی_بیان #گفتاورد
⚛️ @ReverseMatrix
👍10
🅾️ چرا آزادی بیان در قانون اساسی آمریکا نبود و بعداً با متمم اول افزوده شد.
در سال ۱۷۸۷، بنیانگذاران ایالات متحده در کنوانسیون فیلادلفیا قانون اساسی را نوشتند؛ اما در آن هیچ اشارهای به آزادی بیان یا حقوق مدنی نشده بود. جیمز مدیسون و دیگر نویسندگان قانون اساسی بر این باور بودند که ساختار تازهٔ قدرت و توازن قوا خود از آزادیها محافظت میکند و نیازی به منشور حقوق نیست. آنان از تجربهٔ ایالتها در دههٔ ۱۷۸۰ آموخته بودند که حتی با وجود منشور حقوق، مجالس ایالتی بارها آزادیها را نقض کردهاند.
اما مخالفان موسوم به ضدفدرالیستها هشدار دادند که دولت مرکزی بدون محدودیت، راه را برای استبداد باز میکند. ایالتهای مهمی چون ویرجینیا و ماساچوست خواستار درج منشور حقوق شدند و تهدید کردند قانون اساسی را رد خواهند کرد. فدرالیستها ناچار شدند وعده دهند که پس از تصویب قانون اساسی، متممهایی برای تضمین آزادیها بیفزایند.
مدیسون که پیشتر مخالف منشور حقوق بود، با تأثیر از نامهنگاری با توماس جفرسون تغییر نظر داد. او پذیرفت که نوشتن این اصول هرچند نمادین، میتواند به «وجدان جمعی ملت» تبدیل شود و در برابر قدرت دولت سدی فرهنگی ایجاد کند. در نخستین کنگرهٔ آمریکا (۱۷۸۹)، مدیسون دوازده متمم پیشنهاد کرد که ده تای آن در سال ۱۷۹۱ تصویب شد و امروز به نام «منشور حقوق» شناخته میشود. متمم اول آزادی دین ، بیان ، مطبوعات ، تجمع و دادخواست را تضمین کرد.
نویسندهی مقاله ، دونالد نیمن ، یادآور میشود که متمم اول هرگز تضمین مطلق نبوده است: از قانون فتنهٔ ۱۷۹۸ تا دوران مککارتیسم در دههٔ ۱۹۵۰ و سیاستهای دولت ترامپ ، آزادی بیان بارها تهدید شده است. با این حال ، همانگونه که مدیسون پیشبینی کرده بود، پشتیبانی عمومی از آزادی بیان هنوز نیرومندترین سپر در برابر قدرت دولت است.
یعنی مهمترین محافظ آزادی ، نه قانون است و نه دادگاه ، بلکه فرهنگ سیاسی مردم است.
مدیسون معتقد بود اگر شهروندان خودشان آزادی را ارزشمند بدانند و در برابر نقض آن واکنش نشان دهند، هیچ دولت یا قانونگذاری نمیتواند برای مدت طولانی آزادی را سرکوب کند. برعکس، اگر مردم بیتفاوت یا ترسان باشند، حتی بهترین قانون اساسی هم بیاثر میشود.
پس در اصل، آگاهی عمومی و وجدان جمعی مهمتر از خود متن قانون است ، قانون فقط زمانی زنده میماند که جامعه بخواهد از آن دفاع کند.
📮منبع :
Phys.org
#آزادی_بیان #آمریکا #قانون_اساسی
⚛️ @ReverseMatrix
در سال ۱۷۸۷، بنیانگذاران ایالات متحده در کنوانسیون فیلادلفیا قانون اساسی را نوشتند؛ اما در آن هیچ اشارهای به آزادی بیان یا حقوق مدنی نشده بود. جیمز مدیسون و دیگر نویسندگان قانون اساسی بر این باور بودند که ساختار تازهٔ قدرت و توازن قوا خود از آزادیها محافظت میکند و نیازی به منشور حقوق نیست. آنان از تجربهٔ ایالتها در دههٔ ۱۷۸۰ آموخته بودند که حتی با وجود منشور حقوق، مجالس ایالتی بارها آزادیها را نقض کردهاند.
اما مخالفان موسوم به ضدفدرالیستها هشدار دادند که دولت مرکزی بدون محدودیت، راه را برای استبداد باز میکند. ایالتهای مهمی چون ویرجینیا و ماساچوست خواستار درج منشور حقوق شدند و تهدید کردند قانون اساسی را رد خواهند کرد. فدرالیستها ناچار شدند وعده دهند که پس از تصویب قانون اساسی، متممهایی برای تضمین آزادیها بیفزایند.
مدیسون که پیشتر مخالف منشور حقوق بود، با تأثیر از نامهنگاری با توماس جفرسون تغییر نظر داد. او پذیرفت که نوشتن این اصول هرچند نمادین، میتواند به «وجدان جمعی ملت» تبدیل شود و در برابر قدرت دولت سدی فرهنگی ایجاد کند. در نخستین کنگرهٔ آمریکا (۱۷۸۹)، مدیسون دوازده متمم پیشنهاد کرد که ده تای آن در سال ۱۷۹۱ تصویب شد و امروز به نام «منشور حقوق» شناخته میشود. متمم اول آزادی دین ، بیان ، مطبوعات ، تجمع و دادخواست را تضمین کرد.
نویسندهی مقاله ، دونالد نیمن ، یادآور میشود که متمم اول هرگز تضمین مطلق نبوده است: از قانون فتنهٔ ۱۷۹۸ تا دوران مککارتیسم در دههٔ ۱۹۵۰ و سیاستهای دولت ترامپ ، آزادی بیان بارها تهدید شده است. با این حال ، همانگونه که مدیسون پیشبینی کرده بود، پشتیبانی عمومی از آزادی بیان هنوز نیرومندترین سپر در برابر قدرت دولت است.
یعنی مهمترین محافظ آزادی ، نه قانون است و نه دادگاه ، بلکه فرهنگ سیاسی مردم است.
مدیسون معتقد بود اگر شهروندان خودشان آزادی را ارزشمند بدانند و در برابر نقض آن واکنش نشان دهند، هیچ دولت یا قانونگذاری نمیتواند برای مدت طولانی آزادی را سرکوب کند. برعکس، اگر مردم بیتفاوت یا ترسان باشند، حتی بهترین قانون اساسی هم بیاثر میشود.
پس در اصل، آگاهی عمومی و وجدان جمعی مهمتر از خود متن قانون است ، قانون فقط زمانی زنده میماند که جامعه بخواهد از آن دفاع کند.
📮منبع :
Phys.org
#آزادی_بیان #آمریکا #قانون_اساسی
⚛️ @ReverseMatrix
phys.org
Why free speech rights got left out of the Constitution—and added in later via the First Amendment
Bipartisan agreement is rare in these politically polarized days.
👍8
🅾️ مارکسیسم فرهنگی و افیون روشنفکران
✍️آنتونی مولر
▪️نام دیگر نئومارکسیسم، که محبوبیت روزافزونی در ایالات متحده یافته، مارکسیسم فرهنگی است. این تئوری میگوید که نیروی پیشران پشت سر انقلاب سوسیالیستی، پرولتاریا نیست، بلکه روشنفکران هستند. درحالیکه مارکسیسم تا حد زیادی از جنبش کارگری رخت بربسته است، نظریهی مارکسیستی امروز در نهادهای فرهنگی، در دنیای آکادمیک، و رسانههای جمعی نشوونما مییابد. این «مارکسیسم فرهنگی» به آنتونیو گرامشی و مکتب فرانکفورت برمیگردد. نظریهپردازان مارکسیست تشخیص دادند که پرولتاریا نقش تاریخی موردانتظار خود را بهعنوان «عامل انقلابی» ایفا نخواهد کرد. بنابراین، برای وقوع انقلاب، جنبش باید به رهبران فرهنگی وابسته باشد تا آنان فرهنگ و اخلاق موجودِ عمدتاً مسیحی را نابود کرده و تودههای گمراه را به سوی کمونیسم، بهعنوان کیش جدیدشان، هدایت کنند. هدف این جنبش استقرار حکومت جهانی است که در آن روشنفکران مارکسیست حرف آخر را میزنند. بدین مفهوم، مارکسیستهای فرهنگی ادامهدهندهی چیزی هستند که با انقلاب روسیه آغاز شد.
◾️لنین و شوروی
▪️جنایتپیشگان انقلابی تحت رهبری لنین پیروزیشان در روسیه را تنها نخستین مرحله از انقلاب جهانی قلمداد میکردند. انقلاب روسیه، نه روسی بود و نه کارگری (پرولتری). در سال ۱۹۱۷، کارگران صنعتی در روسیه تنها بخش کوچکی از نیروی کار را که عمدتاً از کشاورزان تشکیل شده بود، نمایندگی میکردند. انقلاب روسیه نتیجهی یک جنبش کارگری نبود، بلکه نتیجهی کار یک دسته انقلابی حرفهای بود. نگاهی دقیقتر به ترکیب حزب بلشویست و نخستین حکومتهای اتحاد جماهیر و دستگاه سرکوبگر آن نشان میدهد که سرشت اصلی انقلاب سوسیالیستی طرحی برای رهاندن مردم روسیه از یوغ حکومت تزاری نبود، بلکه طرحی برای به خدمت گرفتن آنان همچون تکیهگاهی برای انقلاب جهانی بود.
▪️تجربهی جنگ جهانی اول و پیامدهای آن نشان داد که مفهوم مارکسیستی «پرولتاریا» بهعنوان نیرویی انقلابی، یک توهم بود. در مثال شوروی، میتوان دید که سوسیالیسم نمیتواند بدون دیکتاتوری عمل کند. این ملاحظات موجب شد متفکران برجستهی مارکسیست به این نتیجه برسند که راهبرد متفاوتی برای استقرار سوسیالیسم موردنیاز است. نویسندگان کمونیست این بینش را که دیکتاتوری سوسیالیستی میبایست تغییر چهره دهد، گسترش دادند. پیش از آنکه سوسیالیسم بتواند پیروز شود، فرهنگ موجود میبایست تغییر کند. کنترل فرهنگ باید بر کنترل سیاسی مقدم باشد.
◾️کنترل فرهنگی پابهپای کنترل سیاسی پیش میرود
▪️کمک به نئومارکسیستها این واقعیت بود، که بسیاری از تلاشهای آنان در دستیابی به کنترل فرهنگ به موازات تجاوز دولت به آزادیهای فردی انجام گرفت. طی دهههای گذشته، همزمان با اینکه «نزاکت سیاسی» (political correctness) در حال رشد بود، حکومت آمریکا زرادخانهی عظیمی از ابزارهای سرکوب را به دست آورد. به نظر میرسد آمریکاییهای کمی میدانند که ایالات متحده همچنان تحت قانون اضطراری قرار دارد که از زمان جرج دبیلو. بوش در حال اجراست؛ قانونی که او با استفاده از اختیارات اجرایی برای اعلام وضعیت اضطراری ملّی در سال ۲۰۰۱ وضع کرد. در همان سال حادثهی ۱۱ سپتامبر راه را برای تحمیل لایحهی میهندوستی گشود. از آن زمان امتیاز ۹۵ آمریکا در «شاخص کل آزادی» خانهی آزادی (Freedom House) به امتیاز ۸۶ در سال ۲۰۱۸ سقوط کرده است.
◾️فساد اخلاقی
▪️راه حاکمیت مارکسیستهای فرهنگی، فساد اخلاقی مردم است. برای دستیافتن به این مقصود، رسانههای جمعی و آموزش عمومی نمیبایست روشنگر باشند، بلکه میبایست گمراهکننده و سردرگمکننده باشند. سازمانهای رسانهای و آموزشی در راستای قرار دادن یک بخش از جامعه در برابر بخش دیگر اقدام میکنند [درگیری گروهی]. درحالیکه هویت گروهی به جزئیات بیشتری دست مییابد، فهرست قربانیشدن و تاریخ ظلم نیز جزئیات بیشتری مییابد. تبدیل شدن به یک قربانی سرکوب شناختهشده، راه دستیابی به موقعیت اجتماعی و بهدستآوردن حق کمک ویژه، احترام و حمایت اجتماعی است.
▪️تقاضا برای عدالت اجتماعی موجب شکلگیری جریان بیپایانی از هزینههای ضروریتلقیشده میشود -هزینههایی همچون هزینه برای بهداشت، آموزش، سالمندی، هزینه برای کسانیکه «نیازمند»، «مظلوم» و «آزار-دیده» قلمداد میشوند، چه واقعی باشد چه فرضی. سیل مخارج پایانناپذیر در این حوزهها وضع مالی دولت را به فساد میکشاند و بحرانهای مالی میآفریند. این امر به نئومارکسیستها کمک میکند که «سرمایهداری» را متهم به همهی تباهیها و شرها کنند؛ درحالیکه، در حقیقت، این وضعیت اضطراری است که شکستهای سیستمی را تحریک میکند، و این مازاد بدهیهای عمومی است که موجب بحران مالی میشود.
#مارکسیسم_فرهنگی #چپ_نو
⚛️ @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
✍️آنتونی مولر
▪️نام دیگر نئومارکسیسم، که محبوبیت روزافزونی در ایالات متحده یافته، مارکسیسم فرهنگی است. این تئوری میگوید که نیروی پیشران پشت سر انقلاب سوسیالیستی، پرولتاریا نیست، بلکه روشنفکران هستند. درحالیکه مارکسیسم تا حد زیادی از جنبش کارگری رخت بربسته است، نظریهی مارکسیستی امروز در نهادهای فرهنگی، در دنیای آکادمیک، و رسانههای جمعی نشوونما مییابد. این «مارکسیسم فرهنگی» به آنتونیو گرامشی و مکتب فرانکفورت برمیگردد. نظریهپردازان مارکسیست تشخیص دادند که پرولتاریا نقش تاریخی موردانتظار خود را بهعنوان «عامل انقلابی» ایفا نخواهد کرد. بنابراین، برای وقوع انقلاب، جنبش باید به رهبران فرهنگی وابسته باشد تا آنان فرهنگ و اخلاق موجودِ عمدتاً مسیحی را نابود کرده و تودههای گمراه را به سوی کمونیسم، بهعنوان کیش جدیدشان، هدایت کنند. هدف این جنبش استقرار حکومت جهانی است که در آن روشنفکران مارکسیست حرف آخر را میزنند. بدین مفهوم، مارکسیستهای فرهنگی ادامهدهندهی چیزی هستند که با انقلاب روسیه آغاز شد.
◾️لنین و شوروی
▪️جنایتپیشگان انقلابی تحت رهبری لنین پیروزیشان در روسیه را تنها نخستین مرحله از انقلاب جهانی قلمداد میکردند. انقلاب روسیه، نه روسی بود و نه کارگری (پرولتری). در سال ۱۹۱۷، کارگران صنعتی در روسیه تنها بخش کوچکی از نیروی کار را که عمدتاً از کشاورزان تشکیل شده بود، نمایندگی میکردند. انقلاب روسیه نتیجهی یک جنبش کارگری نبود، بلکه نتیجهی کار یک دسته انقلابی حرفهای بود. نگاهی دقیقتر به ترکیب حزب بلشویست و نخستین حکومتهای اتحاد جماهیر و دستگاه سرکوبگر آن نشان میدهد که سرشت اصلی انقلاب سوسیالیستی طرحی برای رهاندن مردم روسیه از یوغ حکومت تزاری نبود، بلکه طرحی برای به خدمت گرفتن آنان همچون تکیهگاهی برای انقلاب جهانی بود.
▪️تجربهی جنگ جهانی اول و پیامدهای آن نشان داد که مفهوم مارکسیستی «پرولتاریا» بهعنوان نیرویی انقلابی، یک توهم بود. در مثال شوروی، میتوان دید که سوسیالیسم نمیتواند بدون دیکتاتوری عمل کند. این ملاحظات موجب شد متفکران برجستهی مارکسیست به این نتیجه برسند که راهبرد متفاوتی برای استقرار سوسیالیسم موردنیاز است. نویسندگان کمونیست این بینش را که دیکتاتوری سوسیالیستی میبایست تغییر چهره دهد، گسترش دادند. پیش از آنکه سوسیالیسم بتواند پیروز شود، فرهنگ موجود میبایست تغییر کند. کنترل فرهنگ باید بر کنترل سیاسی مقدم باشد.
◾️کنترل فرهنگی پابهپای کنترل سیاسی پیش میرود
▪️کمک به نئومارکسیستها این واقعیت بود، که بسیاری از تلاشهای آنان در دستیابی به کنترل فرهنگ به موازات تجاوز دولت به آزادیهای فردی انجام گرفت. طی دهههای گذشته، همزمان با اینکه «نزاکت سیاسی» (political correctness) در حال رشد بود، حکومت آمریکا زرادخانهی عظیمی از ابزارهای سرکوب را به دست آورد. به نظر میرسد آمریکاییهای کمی میدانند که ایالات متحده همچنان تحت قانون اضطراری قرار دارد که از زمان جرج دبیلو. بوش در حال اجراست؛ قانونی که او با استفاده از اختیارات اجرایی برای اعلام وضعیت اضطراری ملّی در سال ۲۰۰۱ وضع کرد. در همان سال حادثهی ۱۱ سپتامبر راه را برای تحمیل لایحهی میهندوستی گشود. از آن زمان امتیاز ۹۵ آمریکا در «شاخص کل آزادی» خانهی آزادی (Freedom House) به امتیاز ۸۶ در سال ۲۰۱۸ سقوط کرده است.
◾️فساد اخلاقی
▪️راه حاکمیت مارکسیستهای فرهنگی، فساد اخلاقی مردم است. برای دستیافتن به این مقصود، رسانههای جمعی و آموزش عمومی نمیبایست روشنگر باشند، بلکه میبایست گمراهکننده و سردرگمکننده باشند. سازمانهای رسانهای و آموزشی در راستای قرار دادن یک بخش از جامعه در برابر بخش دیگر اقدام میکنند [درگیری گروهی]. درحالیکه هویت گروهی به جزئیات بیشتری دست مییابد، فهرست قربانیشدن و تاریخ ظلم نیز جزئیات بیشتری مییابد. تبدیل شدن به یک قربانی سرکوب شناختهشده، راه دستیابی به موقعیت اجتماعی و بهدستآوردن حق کمک ویژه، احترام و حمایت اجتماعی است.
▪️تقاضا برای عدالت اجتماعی موجب شکلگیری جریان بیپایانی از هزینههای ضروریتلقیشده میشود -هزینههایی همچون هزینه برای بهداشت، آموزش، سالمندی، هزینه برای کسانیکه «نیازمند»، «مظلوم» و «آزار-دیده» قلمداد میشوند، چه واقعی باشد چه فرضی. سیل مخارج پایانناپذیر در این حوزهها وضع مالی دولت را به فساد میکشاند و بحرانهای مالی میآفریند. این امر به نئومارکسیستها کمک میکند که «سرمایهداری» را متهم به همهی تباهیها و شرها کنند؛ درحالیکه، در حقیقت، این وضعیت اضطراری است که شکستهای سیستمی را تحریک میکند، و این مازاد بدهیهای عمومی است که موجب بحران مالی میشود.
#مارکسیسم_فرهنگی #چپ_نو
⚛️ @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
👍5
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🅾️ الکل در آمریکا ممنوع شد.
کی؟ چرا؟ چطوری؟
▪️علی بندری/ بی پلاس
⚛️ @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
کی؟ چرا؟ چطوری؟
▪️علی بندری/ بی پلاس
⚛️ @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
👍6