هنر آگاهانه زیستن
313 subscribers
166 photos
195 videos
2 files
107 links
آگاهانه زیستن؛ مستلزم پذیرا بودن نشانه هایی که ممکن است اشتباه افکار ما را یاد آور شوند و البته وجود اراده‌ ای استوار برای اصلاح چنین خطا هایی.
🔺راهبرد:
💡مغالطه و خطا های شناختی
💡تفکر انتقادی
💡نقد خرافات سنتی و پست مدرن
💡روانشناسی توده‌ها و بازارها
Download Telegram
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🅾️ سوگیری ارزش‌گذاری نسبی
Relative value bias

📍مراقب مغزمون باشیم!
خیلی وقت‌ها فقط به حالت نسبت تخفیف به میزان خرید اشاره می‌کنن اما من سعی کردم کامل‌ترین حالت‌اش رو بیان کنم.تفکر انتقادی به ما کمک می‌کنه درست تصمیم بگیریم و بهتر زندگی کنیم.⁩

tadrismedia

#سوگیری #سوگیری_شناختی

💎 @ReverseMatrix
🅾️ رشته توییت:

🥃 هیچ میزانی از الکل بی‌ضرر نیست!

📌 تا چند سال قبل در برخی متون پزشکی به این نکته اشاره شده بود که مصرف «مقادیر کم» الکل احتمالا برای سلامت مفید است. اما طی چند سال اخیر پژوهش‌های متعددی روی این موضوع انجام شده...
#رشتو
۱/۱۰

ادامه‌ی مطلب


-Aliasghar Honarmand | علی اصغر هنرمند-

💎 @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
👍2💊1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🧨 ایسم‌های مرگبار
ناسیونالیسم - قسمت اول

🔹اهل هر کجا که باشید، چیزهایی برای یادآوری و میراثی فرهنگی خواهید داشت که می‌توانید به آن‌ها افتخار کنید و آن‌ها را گرامی بدارید؛ این میهن‌دوستی است و ایرادی در آن وجود ندارد اما ناسیونالیسم امری کاملا متفاوت است.

🔸ناسیونالیسم ایده‌ای است که مفهومی انتزاعی به نام ملت را بر حقوق افراد تشکیل دهنده آن ملت، مقدم‌تر می‌داند و در این مسیر کشور را در شرایطی فرض می‌کند که قربانی کردن حقوق افراد برای دستیابی به حقوق ملت اجتناب‌ناپذیر است.

#deadlyism
#idealogy
#nationalism
#ناسیونالیسم
#ملی‌گرایی
#ایسم_شناسی

💎 @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
👍6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🅾️ آشنایی با مغالطات و سفسطه

▫️قسمت ۱: مقدمه

▪️هنر استدلال و گفت‌و‌گو

#فلسفه #منطق #استدلال

‌‏➣᪣ @ReverseMatrix
👍3
🅾️ سایه بلند عرفان بر پیکره ناآگاهی ایرانیان 1

عرفان و صوفی گری هماره در این منطقه از جهان بازارش پر رونق بوده است. عرفان را اگر در تعریفی کلی رابطه‌ای بین انسان و معبود خویش بدانیم و آن را روشی برای تزکیه نفس، در این مجمل نوشته کاری به این وجه آن نداریم بلکه مقصود ما کارکردهای اجتماعی و سیاسی عرفان و صوفی گری است.

▫️ادوارد براون تصوف را واکنش ایرانیان در برابر دین سامی میدانند و قاسم غنی هم در این نظر با براون هم سخن است و همین‌طور سعید نفیسی تصوف را بالکل دارای منشأی آر‌یایی دانسته و به تاثیر اندیشه‌های مانو‌ی در رشد و نمو صوفی‌گری اشاره می‌کند. خیل پژوهشگران در این نکته همدل و هم نظرند که عرفان و تصوف ایرانی واکنشی دربرابر شکست ایرانیان از اعراب و سیطره دین اعراب بوده و بالواقع صوفی‌گری جنبشی برای تلطیف آموزه‌های دین سامی بوده است. عرفان و صوفی‌گری دارای دوره‌های مختلف تاریخی بوده ولی اندیشه‌هایی در تمامی این دورا‌ن‌ها در بین نحلۀ‌های مختلف آن مشترک بوده است. خرد گریزی و خرد سوزی و باور به قضا و قدر را می‌توان فصل مشترک تمام نحلۀ‌های عرفانی و صوفی ‌گری دانست.

ابوسعید ابوالخیر که یکی از مشایخ صوفیه و بزرگان عرفان ایرانی است در ذم تدبیر و ارج نهادن بر تقدیر چنین می‌گوید: "از راه تدبیر برخیز و بر راه تقدیر نشین." همو در حکایتی دیگر می‌گوید: "هیچکس روی سلامت نبینند مگر اینکه در تدبیر مانند اهل قبور باشد. زیرا خداوند مردم را مُضطر و بدون چاره‌ای آفرید."
عطار در تذکره الاولیا از زبان بسطامی می‌گوید: " من در قبضۀ قضا و قدرم، چه اختیار دارم؟ هرچه او خواهد همان شود." یا در اسرار التوحید می‌خوانیم که ابوالحسن خرقانی در باب تقدیر می‌گوید: "بنده را چه جای تدبیر؟ که او را از خود چیزی نیست. همه حکم خداست و قضا و قدر او." همینطور خواجه عبدالله انصاری در منازل السائرین می‌گوید: "اختیار در دست بنده، خیالی بیش نیست؛ همه کار قضاست."
و در نهایت حلاج به زیباترین و در عین حال فریباترین صورت ممکن فلسفه قضا و قدر و پوزخند تقدیر بر تدبیر را شرح می‌دهد: "تدبیر تو در برابر تقدیر، لعب کودکان است." اندیشه قضا و قدر و پوزخند بر تدبیر باعث کاهلی و گوشه‌نشینی و عزلت مردمان شد.

▪️رواج خانقاه نشینی و دوری از اجماع و پیگیری سعادت فردی درعین بی‌توجهی به زندگی اجتماعی یکی از پیامدهای این اندیشه قضا و قدری بود. قریب چند سده اندیشه‌های صوفی‌گری و عرفان مبتذل سکه رایج بازار اندیشه در ایران بود. از زمان صفویه به این سو در یک تضاد جالب، صوفیانی که ترک دنیا کرده بودند داعیه دار حکومت شدند و به تعبیر دکتر طباطبایی به دنیاداری دنیاگریزانه پرداختند! تقریباً تا اواخر قاجار این ترک کنندگان لذاید و جفنه‌های دنیوی بر مقدرات ملت مسلط بودند و نیاز به بازگو کردن نتایج کارشان نیست.

✍️بهروز حسینی

#عرفان #تصوف

💎 @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
👍3
🅾️ سایه بلند عرفان بر پیکره ناآگاهی ایرانیان 2

▪️در زمان حاضر و در عصر امروز هنوز صوفی‌گری و عرفان مبتذل به مانند گذشته در بین بخش‌هایی از جامعه خریدار دارد با این تفاوت که رقبای تازه نفسی پای به میدان نهادند.

🔺از عرفان های شرق آسیا گرفته تا نحلۀ‌های جدید بودیسم و عرفان حلقه و...
🤡عرفان های نوظهور با توجه به نیاز انسان مدرن به روز رسانی شده‌اند و سعی کرده‌اند با توجه به سلیقه مخاطبان ژانرهای متنوعی در تحمیق پیروانشان به کار بندند. مثلا محمدعلی طاهری که رهبر عرفان حلقه است در دارالاسلام، تورنتو معلی رحل اقامت افکند و کلاسهایی برگزار می‌کند و عده‌ای را به مقام مستر می‌رساند که اجازه آموزش و رهبری عده‌ای محدود خواهند داشت. همین مقام مستر در واقع به روز رسانی مفهوم «مجاز» در سلسله‌های صوفیه است.
جواد نوربخش درباره مجاز و قطب در سلسله‌های صوفیه می‌گوید: "در اصطلاح صوفیه پیوند ولایت و نسبت خرقه تصوف را گویند که بدن وسیله اسرار طریقت به طور مسلسل و زنجیروار از حضرت رسول به اصحاب و سپس به مشایخ طریق یکی پس از دیگری سینه به سینه ادامه یافته است.

👺وجه مشترک این عرفان‌های نوظهور و اسلافشان در خردگریزی و پیگیری سعادت فردی در عین بی‌اعتنایی به امر اجتماعی است. وقتی فضای سیاست و اجتماع به انسداد کشیده می‌شود اقبال چنین فِرقی بیش از پیش می‌شود. چرا که شهروندانی ناامید از تغییر سیاسی و اجتماعی روی به خودسازی و خودشناسی و پیگیری سعادت خودشان فارغ از های و هوی دنیا می‌آورند!

🔺چنین افرادی طعمه بسیار خوبی برای دام گستران و رهبران چنین فرقی هستند. صوفی‌گری و عرفان مبتذل قریب یک هزاره چون زهر هلاهل‌ای در کام اجتماع ما ریخته شد و نتیجه تسلط چنین اندیشه‌هایی را در انحطاط فعلی شاهد هستیم. دکتر طباطبایی در صورت بندی مسئله انحطاط به درستی بر نقش عرفان مبتذل تأکید میکند:
"نزدیک به هزاره، سایه بلند و سنگین عرفان بر پیکره آگاهی‌یابی ایرانیان گسترده بوده است و به لحاظ فرهنگی هیچ نمودی را در تاریخ ایران نمی‌شناسیم که به اندازه عرفان سده‌های متأخر سهمی در تکوین وجدان نگذون‌بخت ایرانی داشته باشد. نقش دوگانه اندیشه عرفانی، در آغاز دوره اسلامی، در سده‌های متأخر، بویژه با نقادی حافظ، که به نوعی پایان اندیشه عرفانی را اعلام می‌کرد، به اخلاق بی‌اخلاقی و دنیاداری دنیاگریزانه تقلیل پیدا کرد و با سیطره آن همه راه‌های آگاهی یابی بسته شد."

🔹در یک کلام باید گفت: هیچ سعادتی در دنیا گریزی و تلاش برای خوشبختی خارج از اجتماع وجود ندارد! گشتیم، نبود، نگرد، نیست.
✍️بهروز حسینی

#عرفان #تصوف

💎 @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
👍21
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🧨 ایسم‌های مرگبار
ناسیونالیسم - قسمت دوم

🔹اصل مهم ناسیونالیسم، دشمن سازی است. یک رهبر ناسیونالیست برای نپذیرفتن مسئولیت اقدامات ویرانگرش محتاج دشمنی خارجی است تا او را مقصر معرفی کند.

🔸 از سوی دیگر، ناسیونالیسم، اقتصاد را عرصه جنگ فرض می‌کند و با طرح دوباره افسانه‌ برنده-بازنده در معاملات اقتصادی، تجارت را محدود می‌سازد؛ اقدامی که در نهایت به فقیر و ضعیف شدن کشور می‌انجامد و آزادی‌های فردی و اقتصادی را به محاق می‌برد.

#deadlyism
#idealogy
#nationalism
#ناسیونالیسم
#ملی‌گرایی

💎 @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🅾️ آشنایی با مغالطات و سفسطه

▫️قسمت ۲: بحث را شخصی نکنیم

▪️هنر استدلال و گفت و گو

#فلسفه #مغلطه #استدلال

‌‏➣᪣ @ReverseMatrix
🅾️ ریتم صفر


●در سال ۱۹۷۴، مارینا آبراموویچ یک اجرای هنری به مفهوم مدرن داشت: او اعلام کرده بود که در طی اجرای ۶ ساعته، مانند یک شیء بی حرکت و بدون هر گونه واکنش خواهد بود.

○در این مدت شرکت کنندگان اجازه داشتند هر کاری می خواهند با او بکنند و حتی از ۷۲ وسیله ای که آبراموویچ روی میز استودیو گذاشته بود هم استفاده نمایند.این اجرا «ریتم ِ صفر» نام داشت.

●روی میز، یادداشت زیر به چشم می‌خورد: ۷۲ وسیله روی میز است که هر طور دوست داشتید می توانید آنها را روی من بکار ببرید.

○تعهد: من برای مدت ۶ ساعت صرفاً یک شیء خواهم بود و مسوولیت هر نوع عواقبی را بر عهده می گیرم. ۶ ساعت از ۸ شب تا ۲ صبح می باشد.

●روی میز هم ادوات لذت مانند پر، دستمالهای ابریشمی، گل، آب و … بود و هم ابزار شکنجه: چاقو، تیغ، زنجیر، سیم… و حتی یک اسلحه ی پُر!

○در ابتدای کار همه رودربایستی داشتند. یک نفر نزدیک شد و او را با گلها آراست. یک نفر دیگر او را با سیم به یک شیئ دیگر بست، دیگری قلقلکش داد…

●کمی بعد او را بلند کردند و جایش را تغییر دادند! کم کم زنجیرها را بکار گرفتند، به او آب پاشیدند و وقتی دیدند واکنشی نشان نمی‌دهد رفتارها حالت تهاجمی‌تر گرفت.

○منتقد هنری، توماس مک اویلی، که در این آزمایش شرکت کرده بود به خاطر می‌آورد که چگونه رفتار مردم رفته رفته، خشن و خشن‌تر شد.
«اولش ملایم بود، یک نفر او را چرخاند، یکی دیگر بازوهایش را بالا برد… …»

●مردی جلو آمد و با تیغ ریش تراشی که برداشته بود گردن او را مجروح کرد و مردی دیگر خارهای گل را روی شکم آبراموویچ کشید. یک نفر تفنگ را به دستش داد و دستش را تا بالای گیجگاهش برد. یک نفر دیگر آمد تفنگ را گرفت و از پنجره به بیرون پرت کرد.

○با این آزمایش آبراموویچ نشان داد که اگر شرایط برای افرادی که به خشونت گرایش دارند مهیا باشد، به چه راحتی و با چه سرعتی آن را اعمال می‌کنند.

●بعد از پایان ۶ ساعت آزمایش، آبراموویچ در سالن استودیو به راه افتاد و از مقابل دستیاران و بازدیدکنندگان گذشت. همه از نگاه کردن به صورت او اجتناب می‌کردند.
بازدید کنندگان هم آنقدر عادی رفتار می کردند که انگار اصلاً از خشونتی که دمی پیش به خرج داده بودند و اینکه چگونه از آزار و حمله به او لذت برده بودند چیزی در خاطرشان نمانده.

○این اثر نکته ای دهشتناک را در باب وجود بشر آشکار می‌کند. به ما نشان می‌دهد که اگر شرایط مناسب باشد، یک انسان با چه سرعت و به چه آسانی می‌تواند به همنوع خود آسیب برساند، به چه سادگی می‌شود از شخصی که از خود دفاع نمی‌کند یا نمی‌جنگد بهره‌کشی کرد و این که اگر بسترش فراهم باشد اکثریت افراد به ظاهر «نرمال» جامعه می توانند در چشم برهم زدنی به موجودی حقیقتاً وحشی و خشن تبدیل شوند.

●مارینا بعدها اعلام کرد که وقتی که شب به هتل خود برگشته بود، دید که یک دسته از موهایش در عرض چند ساعت سفید شده بود. خودداری و عدم واکنش او چنین هزینه‌ای به او تحمیل کرده بود. مارينا آبراموويچ و آزمایش ريتم صفر به ما ياد ميدهد كه وقتي منفعل باشيد هم خودتان نابود ميشويد و هم بخش نابودگر ديگران را بيدار مي كنيد.

○وقتي منفعل باشید آدم ها وحشي ميشوند، زورگو ميشوند، اخلاق و شأن انساني شما را ديگر هر کسی محترم نمي شمارد و امیال و عقده و غده هایی که درونش وجود دارد مجال ابراز وجود پیدا کرده و خود نمایی میکند!

#روانشناسی #آنارشیسم #خشونت

💎 @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
👍3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🅾️ مادر بلعنده The Devouring Mother

●مادر بلعنده، همانطور که از اسمش و داستان جردن پیترسون مشخص است، همانی ست که اجازه مستقل شدن، رشد کردن و شکوفا شدن را به فرزندش نمیدهد. او به مانند یک جادوگر، هزار حیله و نیرنگ برپا می‌کند تا فرزندش را کودک، وابسته و همیشه نزدیک خود نگه دارد.

○ساده‌ترین‌ راه، فراهم کردن خانه‌ای خیلی راحت و آسوده، با غذاهای خوشمزه و آسایش بسیار است. کودک یاد نمی‌گیرد به شیوه مناسب با چالش‌های زندگی روبرو شود و رشد کند.

●روش‌های قدری پیچیده‌تر، القای اضطراب، عذاب وجدان و شرم به کودک است. فرزندان چنین ما‌درانی موقع تصمیم‌گیری همواره اضطراب دارند، حتی اضطراب دوری از مادر را آنچنان حس می‌کنند که ممکن است همواره نزدیک به او زندگی می‌کنند.

○فرزندانی که دو-پاره شده‌اند؛ نیمی‌ از آنها همیشه در گره و درهم‌تنیدگی‌ با مادر بلعنده است و نیمی دیگر، در تلاش و تکا‌پوی زندگی. اگر به دور‌ از مادر سفر بروند، غذا بخورند و شاد باشند، همواره احساس عذاب وجدان، گناه، دلسوزی و حال بد دارند.

●مادر بلعنده مسئولیت زندگی خودش را بعهده نمی‌گیرد، پشت نقاب عشق و مراقبت و فداکارای پنهان می‌شود، اما اعمال او آنقدر که او نشان می‌دهد، خالص نیستند. او میل به صمیمیت و دوستی و مهر و معاشرت را فقط بر روی فرزند/فرزندانش متمرکز می‌کند.

○مادر سالم همه زندگیش را در فرزندش خلاصه نمی‌کند، وابستگی بیمارگونه را بجای عشق نمی‌فروشد، و برایش روشن‌ است که فرزندش بایست روزی مستقل، بزرگ، خردمند، توانمند و اثرگذار بشود، و‌ نه فردی گیر کرده در باتلاق وابستگی، محدود، ناتوان، و سرشار از اضطراب.


✍️ ا. احمدی روانکاو

#روانشناسی #مادر #جردن_پیترسون #کودک #توسعه_فردی

💎 @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
6👍3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🅾️ آشنایی با مغالطات و سفسطه

▫️قسمت ۳: حمله به مترسک هنر نیست

▪️هنر استدلال و گفت و گو

#فلسفه #مغلطه #استدلال

‌‏➣᪣ @ReverseMatrix
4
🅾️ ایدئولوژی و دگماتیسم:
زندان ذهن و خطر سیاست


✍️ قربان عباسی


●سیاست، در ذات خویش، میدان پرسش و گفت‌وگوست؛ عرصهٔ تکثر آرا و تضارب افکار. اما ایدئولوژی و دگماتیسم، این دو بلای مزمن سیاست، از همان آغاز با روح آزاداندیشی و شکاکیت فلسفی در ستیز بوده‌اند. ایدئولوژی به ظاهر ابزاری برای فهم و تبیین جهان است، اما در عمل اغلب بدل به زندانی می‌شود که انسان را از واقعیت‌ها محروم و او را بردهٔ چارچوب‌های خشک و ازپیش‌تعریف‌شده می‌کند. دگماتیسم، همزاد ایدئولوژی، از دل آن زاده می‌شود؛ همان تعصبِ کور و ایمانِ بی‌چون‌وچرایی که هر امکانی برای اندیشیدن، پرسیدن و اصلاح را نابود می‌کند.

○ایدئولوژی خطرناک است زیرا به آدمی وعدهٔ رستگاری می‌دهد و در ازای آن آزادی تفکر را از او می‌گیرد. به انسان می‌آموزد که به جای جست‌وجوی حقیقت، به تکرار شعارها بسنده کند. به جای درک پیچیدگی‌ها، به دوگانه‌سازی‌های کودکانه دل ببندد: ما/آن‌ها، خیر/شر، حق/باطل. در منطق ایدئولوژی، جهان جای پرسش نیست؛ جای پیروی است. و این درست خلاف ذات سیاست، که باید میدان گشایش افق‌ها و چالش وضع موجود باشد. فیلسوفان از افلاطون تا آرنت بارها هشدار داده‌اند که هر زمان اندیشیدن متوقف شود و کلیشه‌ها بر ذهن حاکم شوند، سیاست از وظیفهٔ خود که حفظ انسان به عنوان یک موجود آزاد است، منحرف خواهد شد.

●ایدئولوژی و دگماتیسم، فارغ از جهت‌گیری‌های چپ و راست، دین و دنیا، شرق و غرب، یک بیماری مشترک‌اند: بیماری فروبستن ذهن و قلب. در دنیای معاصر، ما شاهدیم که مردمان، گویی در یک خواب جمعی، خود را به دست روایت‌های کلان می‌سپارند و هیچ تردیدی به دل راه نمی‌دهند. این همان «توتالیتاریسم ذهنی» است که هانا آرنت از آن سخن می‌گوید: وقتی آدمیان دیگر از خود سؤال نمی‌کنند، وقتی دیگر قادر به دیدن انسانیت دشمنان و کاستی دوستان نیستند، وقتی حقیقت را قربانی وفاداری می‌کنند، آنگاه سیاست بدل به ماشین خشونت و سرکوب می‌شود.

○فلسفهٔ سیاسی اما از ما می‌خواهد که به گونه‌ای دیگر بیندیشیم: در برابر هر آموزه‌ای شک کنیم، هیچ حقیقتی را مطلق نپنداریم، هیچ شعاری را بی‌تحلیل نپذیریم. سقراط به ما یاد داد که فضیلت، در جست‌وجوی حقیقت است، نه در مالکیت آن. کانت هشدار داد که «جرئت اندیشیدن داشته باش!» و امروز، این هشدار بیش از هر زمان دیگری ضرورت دارد. چراکه ایدئولوژی‌ها، چه در پوشش مذهب و اخلاق، چه در نقاب علم و ترقی، همچنان می‌کوشند ذهن‌های ما را تسخیر کنند.

●اندیشیدن دشوار است؛ تردید کردن، حتی دردناک است. اما بدترین بیماری سیاست، آن است که انسان به جایی برسد که دیگر نپرسد، دیگر به بدیل‌ها نیندیشد و در خود نیروی نه گفتن نیابد. دگماتیسم، حتی اگر با شعار عدالت و آزادی ظاهر شود، دشمن این دو است، چون نقدپذیر نیست، چون خود را عین حقیقت می‌داند و دیگران را خطاکار و دشمن.

○هر کس که دغدغهٔ آزادی و کرامت انسان دارد، باید همواره آمادهٔ نقد هر باور و ایدئولوژی‌ای باشد—حتی آن باورهایی که روزی مایهٔ امید و الهام بوده‌اند. آزادی سیاسی از آزادی اندیشه آغاز می‌شود. و آزادی اندیشه تنها آنگاه معنا دارد که جرئت کنیم با تردید، با پرسش، با شک، حتی به مقدس‌ترین باورهای خود بنگریم. این وظیفهٔ هر شهروند و هر اندیشمند است: برهم‌زدن خوابِ دگم‌ها و گشودن روزنی به افق‌های تازه.

#ایدئولوژی #دگماتیسم

💎 @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
71
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🅾️ ایلان ماسک با انتشار این ویدیو در حساب X خود نوشت:
منشأ کلمه "برده" اسلاو، به سفیدپوستانی گفته می شد که به عنوان برده گرفته می شدند
آیا امریکایی‌ها واقعا بدترین برده داران تاریخ بودند؟

#برده #برده_داری #ایلان_ماسک

💎 @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
9
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🅾️ آشنایی با مغالطات و سفسطه

▫️قسمت ۴: چرخه باطل استدلال

▪️هنر استدلال و گفت و گو

#فلسفه #مغلطه #استدلال

‌‏➣᪣ @ReverseMatrix
8
اگر جامعه‌ای محافظت سازمان‌دهی‌شده در برابر نیروی فیزیکی برای شهروندانش فراهم نکند، هر شهروند ناچار می‌شود که اسلحه به دست گیرد، خانهٔ خود را به قلعهٔ نظامی تبدیل کند، به هر غریبه‌ای که نزدیک در خانه‌اش شود شلیک نماید یا به یک گروه تدافعی از شهروندانی بپیوندد که با دیگر گروه‌های مسلح برای رسیدن به یک هدف یکسان به جنگ و مبارزه بپردازند و در نتیجه قوانین گروه‌های تبه‌کاری بر جامعه حاکم می‌شود، یعنی قانون زور و خشونت، و جامعه به عرصهٔ نبرد همیشگی میان قبایل وحشی پیش از تاریخ تبدیل می‌گردد.
استفاده از نیروی فیزیکی، حتی به صورت قصاصی و واکنشی، را نمی‌توان منوط به نظر و صلاح‌دید افراد جامعه دانست. اگر انسان همواره در سایۀ تهدید نیروی فیزیکی از سوی هر یک از همسایگانش به سر ببرد، دستیابی به همزیستی مسالمت‌آمیز در جامعه ناممکن خواهد بود. خواه همسایگانش نیت خوب داشته باشند خواه بد، خواه افرادی عقلانی باشند خواه غیرعقلانی، خواه حس عدالت‌جویی داشته باشند یا خواه بی‌تفاوت باشند یا خواه دارای پیش‌داوری باشند یا خواه شرور و بدخواه، در هر صورت استفاده از نیروی فیزیکی بر علیه یک نفر را نمی‌توان به تصمیم یک نفر دیگر واگذار کرد.

📚 فضیلت خودخواهی
✍️ آین رند

#برگی_از_یک_کتاب #آین_رند #آنارشیسم

💎 @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
10
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🅾️ چه‌گوارا دقیقاً که بود؟

با حقایق مسلم (فکت‌) درباره ارنستو چه‌گوارا انقلابی آرژانتینی الاصل آشنا شوید.

☭‍ چه‌گوارا:
آرزوی من تبدیل شدن به یک ماشین کُشتار بود.


#چه_گوارا #چگوارا #چه #مارکسیسم #کمونیسم #سوسیالیسم #فیدل_کاسترو

💎 @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🅾️ آشنایی با مغالطات و سفسطه

▫️قسمت ۵: اگه راست میگی ثابت کن

▪️هنر استدلال و گفت و گو

#فلسفه #مغلطه #استدلال

‌‏➣᪣ @ReverseMatrix
8
🅾️ احمد فردید و میراث فکری او

مسیح علی پور

●احمد فردید، چهره‌ای که نامش بیش از آنکه در متن فلسفه باشد، در حاشیه‌ی پرهیاهوی سیاست و فرهنگ معاصر ایران حک شده است و در تاریخ اندیشه‌ی ما بیش از هر چیز با واژه‌ی مبهم و سیال «غرب‌زدگی» شناخته می‌شود. مفهومی که خود او هرگز به شکلی منسجم و تحلیلی تدوین نکرد، اما همچون شبحی در فضای فکری و سیاسی ایران سرگردان ماند و دستمایه‌ی جریان‌های گوناگون برای مشروعیت‌بخشی به ایدئولوژی و حذف مخالفان شد.

○ بسیاری از منتقدان فردید، معتقدند از فلسفه‌ی هایدگر تغذیه می‌کرد، اما زبان او  در ایران به جای آن‌که به فهم تاریخی، گفت‌وگو و پرسشگری بینجامد، در پرده‌ای از ابهام، رمزپردازی و ترکیب بی‌ضابطه‌ی واژگان عربی، فارسی و آلمانی فرو رفت.

●این زبان مبهم، با نوعی اقتدارگرایی معنوی و ادعای دسترسی به «حقیقت پنهان»، امکان پرسشگری آزاد را محدود کرد و به جای شکوفایی اندیشه، به انحصار آن انجامید.

○حلقه‌ای از شاگردان فردید، که در حوزه‌های دانشگاهی، فرهنگی و رسانه‌ای نفوذ یافتند، میراث او را نه در قالب گفت‌وگوی فلسفی، بلکه در شکل‌دادن به فضایی ایدئولوژیک ادامه دادند؛ فضایی که در آن هر صدای منتقد با برچسب «غرب‌زده» خاموش می‌شد و مسئولیت پاسخ‌گویی علمی به پرسش‌ها به حاشیه رانده می‌شد. نتیجه، شکل‌گیری فرهنگی بود که نقد را خیانت می‌پنداشت و وفاداری به ابهام را فضیلت می‌دانست.

●میراث فردید، در عمل، بیش از آن‌که به پرورش اندیشه‌ی آزاد بینجامد، به گروگان‌گیری عقل و گفت‌وگو بدل شد. امروز، اگر بخواهیم از این سایه‌ی سنگین عبور کنیم، باید شجاعت بازخوانی و نقد ریشه‌ای این میراث را داشته باشیم؛ باید به جای سحر و جادوی واژه‌ها، به روشنی استدلال پناه ببریم و به جای ترس از برچسب‌ها، به رویارویی صریح با پرسش‌های زمانه تن دهیم.

○رهایی عقل از بند عوام‌فریبی و بازگشت به گفت‌وگوی نقادانه، نه صرفاً یک ضرورت علمی، بلکه پیش‌شرط هر تحول فکری و اجتماعی است. این رهایی، یعنی گسستن از سنتی که پرسش را می‌کشد تا قدرت بماند؛ و یعنی ساختن فضایی که در آن، حقیقت نه در انحصار حلقه‌ای خاص، بلکه در میدان مشترک عقل و آزادی جست‌وجو شود.
فردید در ۲۵ مرداد ۱۳۷۳ درگذشت.

⚛️ @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
10
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🅾️ مردی که میلیون‌ها آلمانی را شست و شوی مغزی داد!


🔰 پائول جوزف گوبلز در 29 اکتبر 1897 در جایی اطرافِ دوسردولف آلمان به دنیا میاد. پدرش کارگر کارخونه بود و مادرش خانه‌دار. اونا پنج تا بچه بودن و مادر تمام وقت ازشون نگهداری می‌کرد.


📮https://youtu.be/fQCYlXK3Y6w?si=DgKArfgO3LVXxmeG



⚛️ @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
8
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🅾️ آشنایی با مغالطات و سفسطه

▫️قسمت ۶: کارشناسان معتقدند!

▪️هنر استدلال و گفت و گو

#فلسفه #مغلطه #استدلال

‌‏➣᪣ @ReverseMatrix
6