هنر آگاهانه زیستن
317 subscribers
166 photos
198 videos
2 files
110 links
آگاهانه زیستن؛ مستلزم پذیرا بودن نشانه هایی که ممکن است اشتباه افکار ما را یاد آور شوند و البته وجود اراده‌ ای استوار برای اصلاح چنین خطا هایی.
🔺راهبرد:
💡مغالطه و خطا های شناختی
💡تفکر انتقادی
💡نقد خرافات سنتی و پست مدرن
💡روانشناسی توده‌ها و بازارها
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔻 لیست رو ببینید:

دنور: تیرانداز ترنس

آبردین: تیرانداز ترنس

نشویل: تیرانداز ترنس

فیلادلفیا: تیرانداز ترنس

آیووا: تیرانداز «جندر فلوئید»

کلرادو (مدرسه STEM): تیرانداز ترنس

❗️این‌ها تصادفی نیست. این یک الگوست.
فرهنگی که به‌جای درمان، بیماری روانی را تقدیس می‌کند، نتیجه‌اش را هم باید در خیابان‌ها و مدارس ببیند.

امروز بیش از هر زمان دیگر باید با جامعه‌ای مبارزه کنیم که به جای حقیقت، توهم را تشویق می‌کند.
دوران مصونیت چپ‌گرایان، فمینیست‌ها و گروه‌های افراطی کوئیر به پایان رسیده است.

#TransViolence #MentalHealth #USA
#ترنسجندریسم #آمریکا #چپ_افراطی

💎 @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🖥️ آموزش مغلطه | قسمت هفتم
(مغلطه دو راهی کاذب)

🔗 قسمت قبلی

#Reason
#مغلطه #مغالطات #ویدئو_آموزشی

💎 @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
برخی افراد شرکت خصوصی را به عنوان یک ببر درنده می بینند که باید با گلوله استقبال شود، برخی دیگر بعنوان یک گاو شیرده که می توانند آن را بدوشند.
به قدر کافی، کسی آن را به عنوان یک اسب سالم نمی بیند که دارد یک واگن بزرگ را می کشد.


وینستون چرچیل

#وینستون_چرچیل #گفتاورد

💎 @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
👍1
🅾️ چرا اعتبار علم کاهش یافته؟دانشمندان سلبریتی شده‌اند!

✍️ هادی صمدی


نشریه‌ی اسکپتیک مقاله‌ای تأمل‌برانگیز منتشر کرده است. در مقاله آمده که اعتماد عمومی به نهادهای علمی کاهش یافته و مقصر اصلی خود جامعه‌ی علمی‌ست که به دنبال لایک گرفتن در شبکه‌های اجتماعی است.در عصر رسانه‌های اجتماعی، بسیاری از دانشمندان، کار صبورانه اکتشاف را با وسوسه تأثیرگذاری سیاسی-اجتماعی تاخت زده‌اند و بنیاد بی‌طرفی علم را تضعیف کرده‌اند.پژوهش‌ها نشان می‌دهند که چنین اقداماتی اعتماد عمومی را، حتی در میان همفکران سیاسی، کاهش می‌دهد و علم را به ابزاری در جنگ‌های فرهنگی بدل می‌کند.نویسندگان مقاله راه بازگرداندن اعتبار علوم را بازگشت به ارزش‌های اصلی علم می‌دانند و توصیه می‌کنند دانشمندان به‌جای صدور بیانیه‌های قاطعانه،«فروتنی معرفت‌شناختی» را پیشه کنند، و از ایفای نقش کنشگر سیاسی بپرهیزند.مقاله سخن حکیمانه‌ای دارد: اعتماد عمومی کسب‌کردنی است، نه طلب‌کردنی.اگر جامعه علمی می‌خواهد اقتدار ازدست‌رفته‌ی خود را بازیابد، باید به همان فرآیند قدیمی بازگردد.

نقدی تکاملی بر این توصیه
به رغم این توصیه‌های حکیمانه، گمان ندارم به‌راحتی انحراف رخ داده اصلاح شود.به‌خلاف نظر عمومی،بی‌اعتمادی ایجاد شده به علم را مفید می‌دانم زیرا واجد قدرت اصلاحی است.دلایل تکاملی خود را بر این دعوی بیان می‌کنم.

هرچند مقاله از تکامل نهاد علم سخنی نمی‌گوید اما در فحوای سخن نویسندگان نهفته که بحران اعتماد به علم،انحرافی تکاملی در کارکرد نهاد علم است. این سخنی پذیرفتنی‌ست.از منظر معرفت‌شناسی تکاملی،نظام‌های دانش نیز مانند موجودات زنده، از طریق فرآیندی مشتمل بر تنوع، انتخاب، و تثبیت تکامل می‌یابند.اعتبار علم، محصول تکامل صدها ساله‌ی این فرآیند است، اما امروزه با یک فشار انتخاب جدید و نامأنوس از سوی شبکه‌های اجتماعی مواجه شده که آن را از مسیر تکاملی خود منحرف می‌کند.

به تدریج طی دو سده‌ی اخیر زیست‌بوم معرفتی جدیدی خلق شد که در آن، بقای یک نظریه به جایگاه گوینده ربطی نداشت، بلکه به انطباق آن با واقعیت تجربی بستگی داشت. دانشمندان فرضیه‌ها و نظریه‌های گوناگونی را ارائه می‌دهند.این ایده‌ها در معرض فرآیند انتخابی سیستمی قرار می‌گیرند: آزمون تجربی برای سنجش انطباق ایده با واقعیت؛داوری همتا که فیلتری برای حذف ایده‌های ضعیف است؛ گفتگوی انتقادی جامعه علمی که فرآیندی برای پالایش و بهبود ایده‌هاست. ایده‌هایی که از این فیلترها عبور می‌کنند، در مجلات علمی، کتاب‌های درسی و فرهنگ آکادمیک تثبیت و تقویت شده و به سنگ‌بنای پژوهش‌های بعدی تبدیل می‌شوند.
اعتبار علم، محصول جانبی این فرآیند تکاملی بود.چون این سیستم به‌طور مداوم ایده‌های ناکارآمد را حذف و ایده‌های کارآمدی را برمی‌گزید که به رفاه منجر می‌شدند، و بنابراین جامعه به آن اعتماد کرد. اعتماد به علم، اعتماد به خودِ دانشمند نبود، بلکه اعتماد به فرآیندی بود که برای مهار خطاهای انسانی تکامل یافته بود.اما در زیست‌بوم کنونی، شایستگی یک ایده بر اساس صدق یا کارآمدی سنجیده نمی‌شود، بلکه بر اساس معیارهای غیرمعرفتی سنجیده می‌شود. مثلاً اگر خبر علمی محتوای سریع، احساسی و تفرقه‌انگیز داشته باشد بخت بیشتری برای بقا و انتشار(وایرال شدن)پیدا می‌کند و پاداش آن فوری است. امروزه اخبار علمی به عنوان سیگنال‌دهی قبیله‌ای وارد کار شده‌اند و ایده‌ها بیش از آنکه در کار تبیین جهان باشند برای اعلام وفاداری به یک گروه ایدئولوژیک انتخاب می‌شوند.(اخبار مرتبط با تولید واکسن در دوران کووید را به یاد آوریم.)مغز انسان، از جمله دانشمندان، برای کسب جایگاه اجتماعی تکامل یافته است. در زیست‌بوم قدیمی علم، مسیر کسب جایگاه، طولانی و طاقت‌فرسا بود اما زیست‌بوم جدید، یک میان‌بُر اغواکننده عرضه می‌کند: کسب جایگاه از طریق نفوذ در افکار عمومی همفکران خودی.

نتیجه‌؟

کاهش اعتماد به علم گواهی‌ست بر اینکه مردم این انحراف را درک کرده‌اند!مردم دیگر علم را فرآیندی بی‌طرف برای کشف حقیقت نمی‌بینند. در نتیجه، اعتمادی که محصول جانبی یک فرآیند تکاملی برای تضمین عینیت بود، در حال از بین رفتن است.فشارهای انتخابی تا حدی قوی‌ست که به نظر نمی‌رسد در کوتاه‌مدت توصیه‌های حکیمانه‌ی مقاله تأثیری عملی در پی داشته باشد.
اما کاهش اعتماد عمومی به علم، به خلاف تصور اولیه، خوب است زیرا فشار تکاملی جدیدی ایجاد کرده که احتمالاً، و نه ضرورتاً،(زیرا در فرایندهای تکاملی ضرورت بی‌معناست) در درازمدت دانشمندانی که لجوجانه خطاپذیری علم را برای لایک گرفتن(از مردمی که سخنانی قاطعانه طلب می‌کنند) نادیده می‌گیرند حذف می‌کند، و سایرین به کارکرد اصلی خود بازمی‌گردند.

(طنز داستان آنکه تصویر انتخابی نشریه،خود اسیر کلیشه‌ی جنسیت‌زده‌ و نادرست مرد دانشمند است که در برخی شبکه‌های اجتماعی ترویج می‌شود!)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🖥️ آموزش مغلطه | قسمت هشتم
(مغلطه شیب لغزنده)

🔗 قسمت قبلی

#Reason
#مغلطه #مغالطات #ویدئو_آموزشی

💎 @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
👍1
بزرگترین اشتباه در زندگی اینه که
بدون حق الزحمه، کاری رو
برای دیگران انجام بدی؛
چون بعد از مدتی همه فکر می‌کنند
تو یک حیوان چهارپا بودی!


✍️ آل پاچینو

#آل_پاچینو #گفتاورد

💎 @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
👍3
🅾️ تعصب داشتن به چیزها، با ما چه می‌کند؟

✍️ محمد جعفر مصفا


📌تعصب جایگزین بدلی اطمینـان است؛ و سرپوشـی است بـر روی همه‌ی تردیدها، کوری‌ها و بی‌اطمینانی‌ها. اصولا در جریان حفظ "هویت فکری" و دفاع از آن، کیفیت ذهن نمی‌تواند چیزی جز تعصب باشد. دفـاع من از خود یا هویت فکری هرگز نمی‌تواند مبتنی بر یقین و اطمینان باشد؛ زیرا چیزی و موضوعی جز اندیشه‌های تعبیری و وهم آلود خود ذهن در کار نیست تا اطمینان یا عدم اطمینان مطرح باشد. اطمینان زمانی هست که من با جوهر، واقعیت و محتوای قضایا در ارتباط باشم. حال آنکه هویت فکری واقعیت و محتوایی ندارد. دراین صورت من جز به وسیله‌ی تعصب به چه طریق دیگر می‌توانم آن را حفظ و از آن دفاع کنم؟

📌تعصب مهم‌ترين ابـزار بازی هـويـت، و نیز در خدمـت اساسی‌ترین نیاز آن، یعنی نیـاز بـه چـون و چراناپذیر نمودن آن است. و مصلحت القاکنندگان چنین کیفیتی را اقتضا می‌کند. اگر آنها بگذارند ذهن فرد یک ذهن پرسنده، متأمل، نرم، انعطاف پذیر و چرا کننده باشد، خطر زیر سؤال رفتن علایم پیش می‌آید. بنابراین تعصب نقش سیمان و ساروج را دارد که علایم هویتی را سخت به ذهن می‌چسباند؛ بدون ذره‌ای تأمل و چون و چرا درباره آنها!

📌مهم‌ترین هدف این بحث‌ها به اصطلاح خودشناسی است. تا اینجا بحث درباره‌ی کلیات "تجليل منـدي"، اتوریته سازی و تسلیم کردن به اتوریته بود؛ و همچنین اثرات کلی آنها در مجموعه زندگی و روابط انسانها. حال بپردازیم به مانعیتی که این موضوعات در امر خودشناسی ایجاد می‌کنند. ولی قبل از پرداختن به این بُعد، ذکر چند نکته کلی دیگر را لازم می‌دانم که هم تأثیر اساسی در نگرش انسانها و روابط کلی آنها دارد، و هم توجه به آنها کمک می‌کند به تضعیف موانع خودشناسی. (آگاهی نسبت به این که "خود" وجود ندارد، عین خودشناسی" است!)
مهم‌ترین عامل استمرار بازی هویت فکری خودباختگی فرد است به انواع اتوریته‌ها در شکلی وسیع. به میزانی که اتوریته‌ها از طریق آگاهی نسبت به ماهیت و هدف آنها اعتبار و اهمیت خود را از دست بدهند، بازی هویت فکری سست‌تر و سست‌تر می‌شود.

📌برای تضعیف فشار آنها یکی از موضوعاتی که باید به آن توجه کنیم این است که خود افراد و موضوعات نیستند که مورد تجليـل ما قرار می‌گیرند، خود آنها برای ما تشكيل "اتوریته" را نمی‌دهند بلکه تعبیر و معنایی که خود ذهن ما در آنها می‌بیند تشکیل اتوریته را می‌دهد. دراین صورت ما عملا" تعبیرهای ذهنی خود را تجليـل و ستایش می‌کنیم، نه چیز دیگری را، و در این صورت مـا واقعا نسبت به تعبیرهـای ذهـن خـویـش حـالت تسلیم و خودباختگی داریم؛ نه به انسانها با موضوعات.

#تعصب #آگاهی #هویت

💎 @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🖥️ آموزش مغلطه | قسمت نهم
(مغلطه قیاس مع الفارق)

🔗 قسمت قبلی

#Reason
#مغلطه #مغالطات #ویدئو_آموزشی

💎 @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
👍1
🅾️ در باب قتل های ناموسی

✍️ قربان عباسی

●بی‌تردید، پدیده‌ی قتل‌های ناموسی در ایران، زخمی عمیق بر پیکره‌ی جامعه‌ای‌ست که هنوز میان سنت و مدرنیته، در رفت‌وآمدی پرآشوب و رنج‌آور است. این جنایت‌های خاموش، که در پرده‌ی تعصب و غیرت پیچیده شده‌اند، نه ریشه در شرافت دارند و نه نشانی از عدالت در آن‌ها می‌توان یافت؛ بلکه بازتابی‌اند از ساختارهای مردسالارانه‌ای که زن را نه به‌مثابه‌ی فرد، که همچون ابژه‌ای در تملک خاندان و قبیله می‌نگرند.

○در جغرافیای ذهن مردانه‌ای که ناموس را هم‌ردیف مالکیت می‌بیند، زن تنها تا جایی قابل تحمل است که فرمانبردار باشد، محجوب و مطیع. همین نگاه است که وقتی زن تصمیمی مستقل می‌گیرد، وقتی عاشق می‌شود، یا حتی متهم به نافرمانی است، مجازاتش را نه قانون، که خنجر پدر یا داس برادر رقم می‌زند. اینجا، عدالت نیست که جاری می‌شود؛ بلکه قساوتی‌ست که در جامه‌ی سنت، قداست می‌یابد.

●نکوهش این قتل‌ها، صرفاً نفی یک رفتار فردی نیست، بلکه اعتراض به نظامی است که خشونت را با حجاب کرامت می‌پوشاند، و وجدان جمعی را در حصار رسوم پوسیده به خواب می‌برد. جامعه‌ای که در آن، مرگ یک دختر به دست پدر، نه هیاهویی به‌پا می‌کند، نه قانونی را می‌لرزاند، باید به‌خود بلرزد.

○قتل ناموسی، نه تنها سلب حیات، که سلب حق انتخاب، آزادی و کرامت انسانی است. هر قطره خون ریخته‌شده در این مسیر، فریادی‌ست بر آسمان خاموش ما که تا کی باید در سایه‌ی سنت‌های کور، انسان را در قربانگاه «آبرو» قربانی کرد؟

●در مقام یک جامعه‌شناس، باید بپرسیم: این کدام فرهنگ است که مرگ را بر زندگی ترجیح می‌دهد؟ و این کدام عدالت است که در آن قاتل آزاد می‌گردد، اما قربانی برای همیشه خاموش می‌شود؟

○اگر نخواهیم با این زخم رو‌به‌رو شویم، اگر نتوانیم صدای زنان بی‌صدا را بشنویم، نه تنها آینده‌ای عادلانه نخواهیم ساخت، بلکه وارث کابوسی خواهیم شد که نسل به نسل، چرخه‌ی خشونت را تکرار می‌کند.

●آری، وقت آن رسیده است که سنت را نه تخریب، که بازاندیشی کنیم؛ که غیرت را نه چون شمشیر، که همچون آینه‌ای از خرد و احترام تعریف نماییم. تنها از مسیر این آگاهی است که می‌توان از طلوع یک جامعه‌ی رها، برابر و انسانی سخن گفت.

#ناموس #قتل_ناموسی

💎 @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
🕊2
برای خیلی‌ها که خودشان را سوسیالیست می‌نامند، انقلاب به معنای حرکت توده‌ها نیست… بلکه به معنای مجموعه‌ای از اصلاحات است که “ما”، یعنی افراد باهوش، قصد داریم بر “آن‌ها”، یعنی طبقات پایین‌تر، تحمیل کنیم.


✍️ جرج اورول

#گفتاورد #جورج_اورول #سوسیالیسم #کنترل

💎 @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🖥️ آموزش مغلطه | قسمت دهم
(مغلطه توسل به محبوبیت)

🔗 قسمت قبلی

#Reason
#مغلطه #مغالطات #ویدئو_آموزشی

💎 @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
👍1
'Never rely on an authority in science. Even the greatest genius can be wrong — whether he has one or two Nobel prizes, or none.'

-Erwin Schrödinger


هرگز به یک مقام علمی در علم اعتماد نکنید.
حتی بزرگترین نابغه نیز می تواند اشتباه کند. خواه یک یا دو جایزه نوبل داشته باشد ، یا هیچ.


✍️ اروین شرودینگر

#گفتاورد #اروین_شرودینگر #علم

💎 @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
👍2
🅾️ موتور محرک صنعت جوک
چرا جامعه به محصول‌های مبتذل رو آورده است؟

✍️هدا احمدی


●تشدید فشارهای روحی و روانی در سال‌های گذشته اگرچه جامعه ایران را بازنده کرده اما «صنعت جوک» برنده این وضع بوده است. به نظر می‌رسد مردم برای فرار از غم‌ و اندوه و نگرانی، به صنعت جوک پناه برده‌اند و بازیگران این صنعت نیز با پشت سر گذاشتن مرزهای حرفه‌ای و با تولید محصول‌های مسخره، برنده این وضع بوده‌اند. در شرایطی که فشارهای روانی، اقتصادی و اجتماعی در جامعه ایران شدت گرفته، افراد برای مقابله با اضطراب و ناامیدی به سازوکارهای دفاعی مانند طنز و شوخی روی می‌آورند.

○طنز به‌عنوان راهی برای کاهش فشارهای روحی، ایجاد حس تعلق یا حتی انکار موقت واقعیت‌های تلخ عمل می‌کند. در این میان، صنعت جوک با تولید محتواهای ساده، سطحی و مبتذل، به‌سرعت به این نیاز پاسخ می‌دهد، زیرا این نوع محتوا نیازی به تحلیل عمیق ندارد و به‌راحتی در دسترس است. تولیدکنندگان محتوا در این صنعت، با درک این نیاز عاطفی، به سمت محصول‌هایی می‌روند که توجه را سریع جلب کند.

●محتوای مبتذل یا مسخره به دلیل تحریک احساس‌های اولیه و خنده آسان، در شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌ها به‌سرعت فراگیر می‌شود. این چرخه با تقاضای عمومی تقویت شده و عرضه چنین محصول‌هایی را افزایش می‌دهد. این رابطه چرخه خودتقویت‌کننده است. غم و اندوه، نیاز به فرار از واقعیت را افزایش می‌دهد، و صنعت جوک با ارائه محتوای سبک و اغلب بی‌کیفیت، این خلأ را پر می‌کند. اما این راه‌حل موقت ممکن است مانع از مواجهه سازنده با مشکل‌های عمیق جامعه شود.

#جوک #طنز #هجو

💎 @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🖥️ آموزش مغلطه | قسمت یازدهم
(مغلطه مغلطه اسکاندیناوی واقعی)

🔗 قسمت قبلی

#Reason
#مغلطه #مغالطات #ویدئو_آموزشی

💎 @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
👍1
حقیقت یک اجماع نیست؛ حقیقت چیزی است که وقتی بررسی و موشکافی می‌شود، همچنان پابرجا می‌ماند، فارغ از این‌که چه کسی از آن خوشش نیاید.


✍️ جیمز لیندسی


"Consensus" achieved by marginalizing dissent.


⋉ «اجماع» زمانی به دست می‌آید که صداهای مخالف به حاشیه رانده شوند.

#جیمز_لیندسی #گفتاورد #حقیقت #اجماع #فکت

💎 @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🖥️ آموزش مغلطه | قسمت دوازدهم
(مغلطه همبستگی و علیت)

🔗 قسمت قبلی

#Reason
#مغلطه #مغالطات #ویدئو_آموزشی

💎 @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
👤 انسان یا هیولا؟

✍️ هانا آرنت:
شر ابتدایی است، نه رادیکال؛ شر ریشه در ناتوانی از فکر کردن دارد. هیچ چیز خطرناک‌تر از این نیست که مردم فکر نکنند.


#هانا_آرنت #انسان #آگاهی

💎 @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🅾️ آیا لذت‌های لحظه‌ای ارزش رنج‌های آینده را دارند؟

●اندرو هوبرمن، عصب‌شناس برجسته و استاد دانشگاه استنفورد، با پادکست پرمخاطب «هوبرمن لب» به یکی از تأثیرگذارترین چهره‌های علم روانشناسی و عصب‌شناسی تبدیل شده است. او در این ویدیو بیان می‌کند: «هر میزان دوپامین بالایی که بدون تلاش دریافت کنید، بعداً باید با رنج مضاعف جبران شود که قطعاً باعث اندوه شما خواهد شد.» این دیدگاه، ریشه در مکانیزم‌های عصبی مغز دارد که لذت‌های فوری را با افت دوپامین و احساس پوچی پیوند می‌زند.

○جست‌وجوی لذت‌های سریع، مانند استفاده بیش‌ازحد از شبکه‌های اجتماعی یا مصرف مواد، می‌تواند تعادل دوپامین را مختل کرده و به کاهش انگیزه، افسردگی یا اضطراب منجر شود. این موضوع در بلندمدت سلامت روان را به خطر می‌اندازد.

●تمرکز بر فعالیت‌هایی که دوپامین را به‌صورت تدریجی آزاد می‌کنند، مانند ورزش، یادگیری یا هدف‌گذاری معنادار، می‌تواند لذت پایدار و سلامت روان را تضمین کند. نتخاب‌های آگاهانه در سبک زندگی، کلید تعادل عاطفی و موفقیت پایدار است.

#توسعه_فردی #روانشناسی

💎 @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🖥️ آموزش مغلطه | قسمت سیزدهم
(مغلطه توسل به جهل)

🔗 قسمت قبلی

#Reason
#مغلطه #مغالطات #ویدئو_آموزشی

💎 @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🅾️ نظر بزرگان #فلسفه درباره عشق رمانتیک ❤️

👤 #افلاطون
👤 #آرتور_شوپنهاور
👤 #برتراند_راسل

💎 @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
👍2
🅾️ قدرت تلقین: اثر پلاسیبو


●اثر پلاسیبو به قرصی گفته میشود که خود، ذاتاً، و عملاً بی اثر است(مثلاً قرص شکر)، اما از آنجاییکه به بیمار گفته میشود این قرص خاص را که به سختی برایت پیدا کردیم با فلان دستور و هر x ساعت در روز بخور تا ۳ روزه خوب شوی، بیمار نیز کاملاً چنین بهبودی را تجربه میکند. در واقع هرچند قرص، کاملاً بی اثر بوده است اما از آنجاییکه این انتظار در بیمار ایجاد شده است که در زمان کوتاهی درمان شود، به همین علت دقیقاً همین اتفاق روی میدهد.  به عبارت دیگر، پزشک با این روش، قدرت درونی ذهن و بدن بیمار را فعال میکند نه اینکه قدرتی را از بیرون تزریق کند.

○دانشمندان بزرگی همچون انیشتین، نیوتن یا روانشناسان بزرگی مثل فروید در نوشته هایشان به قدرت باور و تلقین اشاره کرده اند و البته تمامی پیامبران با شیوه تدریس خودشان یکی از اصولی که به انسان ها آموختند این بود: «باور کنید تا ببینید...»
«هر آنچه هستیم، همان است که اندیشیده ایم. ذهن همه چیز است. هرآنچه را باور کنیم، همان میشویم.»
برای تلقین کردن، ابتدا فقط یک جمله را برای خود تکرار می‌کنیم. البته تکرار یک جمله به تنهایی و فقط برای یک بار، نتیجه‌ای نمی‌دهد. قدرت تلقین زمانی آشکار می‌شود که بارها و بارها آن جمله را با خود تکرار کنید. برای درک بهتر این مسئله به مثال زیر توجه کنید. فرض کنید فردا جلسه مهمی دارید. با خود می‌گویید: «حتما جلسه فردا را خراب می‌کنم. هیچ چیز یادم نیست». اتفاقی که برای شما می‌افتد این است که تا زمان جلسه، این جمله را بارها و بارها در درون خود تکرار می‌کنید. با این کار احساس بد و استرس را به خود منتقل می‌کنید.

●اگر اندیشه‌ای برای مدت طولانی و مدام وارد ذهن شود، در ذهن می‌ماند و فرد آن را به صورت حقیقی انکارناپذیر، تلقی می‌کند. همچنین دیگر حاضر نیست هیچ گونه مطلبی را برخلاف آن بپذیرد. مثال بارز آن در این باره، تفکراتی است که از دوران کودکی در ذهن ما نقش بسته و زندگی ما را می‌سازد. روانشناسان معتقدند، هرگاه فردی تمام ذهنیّت خود را بر روی اندیشه یا عقیده‌ای متمرکز کند و هر روز آن را تقویت نماید، این باور شخص در جهان بیرون، تحقق خواهد یافت.

○فرد ممکن است از یک محرک، هیچ نتیجه‌ای نگیرد یا آنچه که می‌خواهد را به دست نیاورد. اما در صورتی که چیزی که می‌گوید یا می‌شنود را باور داشته باشد و قبول کند، پاسخ به آن محرک داده خواهد شد. هیچ تلقینی را نمی‌توان بدون خواسته ذهن خودآگاه در ذهن ناخودآگاه وارد کرد. چرا که ذهن خودآگاه توانایی این را دارد که تلقین را دور کند.
 
●چند سال قبل، روش تلقین به فرد اعدامی به عنوان تازه ترین روش اعدام در جهان معرفی شد (به نقل از سایت تابناک). یک پزشک با راضی کردن خانواده فرد اعدامی و مجوز مقام های مسئول روش جنجال برانگیز اعدام از طریق تلقین را اجرا کرد که موفقیت آمیز بود. این پزشک با هماهنگی دادگاه عالی و حضور گروهی از دانشمندان علاقمند به آزمایش هایش، یکی از افراد مجرم محکوم به اعدام را روی تخت خواباند و با او به توافق رسید تا با تخلیه خونش برای انجام تحقیقات، او را اعدام کند.

○برای این اقدام پزشک چشم مرد محکوم را بست و دو لوله بلند به بدن او وصل کرد که از قلب تا دستانش ادامه داشت. پزشک پس از تظاهر به زدن رگ ها و وصل کردن لوله ها به بدن اعدامی، از درون لوله ها آب ولرم با دمای مساوی بدن به جریان انداخت به گونه ای که مرد اعدامی تصور کند خون او اکنون به جریان افتاده و درحال تخلیه است و به ظرفی واریز می شود که در فاصله ای از تخت قرار داشت و صدای ریختن قطرات ان به وضوح شنیده می شد. پژوهشگران چند دقیقه بعد ملاحظه کردند که جسم فرد محکوم به اعدام رو به ضعف نهاده و رنگ او به زردی می گراید. پس از ساعاتی، وقتی برای گرفتن ضربان از فرد بیمار اقدام شد، در کمال ناباوری او را مرده یافتند. پزشکان اعتقاد دارند به دلیل صدا و تصویر ذهنی و تلقین نزدیک و حتمی بدن مرگ، این اعدامی بدون حتی از دست دادن یک قطره خون جانش را از دست داد.

#تلقین #اثر_پلاسیبو #روانشناسی

💎 @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
👍1