هنر آگاهانه زیستن
317 subscribers
166 photos
198 videos
2 files
110 links
آگاهانه زیستن؛ مستلزم پذیرا بودن نشانه هایی که ممکن است اشتباه افکار ما را یاد آور شوند و البته وجود اراده‌ ای استوار برای اصلاح چنین خطا هایی.
🔺راهبرد:
💡مغالطه و خطا های شناختی
💡تفکر انتقادی
💡نقد خرافات سنتی و پست مدرن
💡روانشناسی توده‌ها و بازارها
Download Telegram
🅾️ اثر رژ لب
شلوغی بازارها در دوران رکود اقتصادی نشانه چیست؟

● اثر رژلب یکی از پدیده‌های جذاب در اقتصاد رفتاری و روان‌شناسی مصرف‌کننده است که نشان می‌دهد انسان‌ها حتی در شرایط سخت اقتصادی نیز به دنبال تجربه لذت و ایجاد حس مثبت در زندگی خود هستند.

○ این مفهوم برای نخستین بار در اوایل دهه ۲۰۰۰ میلادی توسط لئونارد لادر، مدیر شرکت استی‌لادر، مشهور شد. او در گزارش‌های فروش برند خود متوجه شد که در زمان رکود اقتصادی، هرچند فروش کالاهای لوکس گران‌قیمت کاهش می‌یابد، اما فروش رژلب و محصولات آرایشی کوچک افزایش پیدا می‌کند. به بیان ساده، مردم وقتی نمی‌توانند لباس‌های گران، جواهرات یا سفرهای پرهزینه بخرند، به سمت خرید یک رژلب یا محصولی کوچک اما لوکس می‌روند تا حس شادی و ارزشمندی را تجربه کنند.

● اگر به عقب‌تر برگردیم، ریشه‌های تاریخی این پدیده حتی قبل از طرح رسمی آن هم دیده می‌شود. در دوره رکود بزرگ اقتصادی آمریکا در دهه ۱۹۳۰، صنایع سرگرمی ارزان مانند سینما رشد چشمگیری داشتند. مردم دیگر توان خرید خانه‌های بزرگ یا اتومبیل‌های جدید نداشتند، اما حاضر بودند بلیت ارزان سینما بخرند تا دنیایی متفاوت را تجربه کنند. همین منطق بعدها در قالب اثر رژلب صورت‌بندی شد. در جنگ جهانی دوم نیز زنان آمریکایی، با وجود کمبود منابع و جیره‌بندی کالاها، همچنان به خرید لوازم آرایش و خصوصاً رژلب ادامه دادند؛ چرا که این خرید کوچک نه تنها برایشان حس زیبایی و امید ایجاد می‌کرد، بلکه نشانه‌ای از مقاومت روانی در برابر شرایط سخت محسوب می‌شد.

○ از دید اقتصادی، اثر رژلب نوعی تقاضای مقاوم را توضیح می‌دهد. برخلاف کالاهای لوکس بزرگ که کاملاً وابسته به رونق اقتصادی هستند، کالاهای کوچک و لوکس از نوعی کشش تقاضای خاص برخوردارند. مردم خرید خانه، خودرو یا جواهر را به تعویق می‌اندازند، اما همچنان تمایل دارند بخشی از درآمد محدود خود را صرف محصولاتی کنند که خوشحالی کوتاه‌مدت ایجاد می‌کند. به همین دلیل است که شرکت‌های فعال در حوزه لوازم آرایش، خوراکی‌های خاص، قهوه‌های برند، یا حتی سرگرمی‌های دیجیتال کوچک، در دوران رکود عملکردی بهتر از صنایع گران‌قیمت دارند.

● از نظر مدیریتی، اثر رژلب پیام‌های مهمی دارد. نخست اینکه مدیران شرکت‌ها باید درک کنند که حتی در دوران بحران اقتصادی نیز تقاضای بازار از بین نمی‌رود، بلکه تغییر شکل می‌دهد. در چنین شرایطی، بازاریابی و طراحی محصول باید به سمت کالاهای کوچک‌تر، ارزان‌تر اما همچنان لوکس و لذت‌بخش متمایل شود.

○ اثر رژلب به مدیران کمک می‌کند نشانگرهای اقتصادی غیررسمی را درک کنند. وقتی فروش کالاهای کوچک لوکس رشد می‌کند، می‌توان نتیجه گرفت که جامعه در وضعیت فشار اقتصادی است و مردم در حال جبران محرومیت‌های بزرگ از طریق لذت‌های کوچک هستند. بنابراین اثر رژلب نه تنها برای پیش‌بینی فروش، بلکه به عنوان شاخصی از احساسات مصرف‌کننده نیز ارزش دارد.

#اثر_رژلب #رکود_اقتصادی #سواد_اقتصادی

💎 @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
👍2🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🅾️ سیاست‌ های هویتی چیست؟ (آیا خطرناک است؟)

🔺 سیاست‌های هویتی رویکردی تحلیلی در اندیشه سیاسی است. این اصطلاح به بیان ساده یعنی محور قرار دادن هویت‌های گروهی، قومی یا نژادی، به جای توجه عمده به اصول کلی در سیاست و تدبیر امور عامه شهروندان. سیاست‌های هویتی تا پیش از جنگ جهانی دوم، به طور عمده نزد جریان راست محافظه‌کار طرفدار داشت، اما پس از جنگ دوم، به تدریج وارد جناح چپ شد و گسترش پیدا کرد.

🌈 امروز جنبش‌های مدنی نظیر «زندگی سیاهان مهم است»، هم‌جنس‌گرایان، LGBTQ و جنبش‌های قومیت‌گرا که به جای فرد و مفهوم شهروند و حقوق شهروندی، روی زبان، نژاد یا قوم به مثابه واحد قوام‌بخش و سازنده هویت اجتماعی و فردی خود تأکید می‌کنند، موضوع اصلی سیاست‌های هویتی هستند.

🚨 عده‌ای نگرانند سیاست‌های هویتی ممکن است حقوق دیگران را تهدید کند. سیاست‌های هویتی چگونه ظهور پیدا کردند و آیا از حد خود فراتر رفته‌اند؟

♻️ ترجمه و زیرنویس: شهاب غدیری
©️منبع: اکونومیست

#سیاست_هویتی #سیاهپوستان #پست_مدرنیسم #سیاست #هویت #ووکیسم #ترنسجندریسم

💎 @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
👍3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🖥️ آموزش مغلطه | قسمت پنجم
(مغلطه پس چه ایسم)

🔗 قسمت قبلی

#Reason
#مغلطه #مغالطات #ویدئو_آموزشی

💎 @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
🅾️ آزمایش استنفورد: تاثیر محیط و نقش بر رفتار


● آزمایش استنفورد یکی از معروف‌ترین و خطرناکترین آزمایش‌ های روان‌شناسی است که تاکنون با انجام رسیده است. در این آزمایش که به سرپرستی دکتر زیمباردو در دانشگاه استنفورد در سال ۱۹۷۱ انجام شد تعدادی دانشجوی کاملا سالم از نظر روانی و جسمی که یکدیگر را نمی‌شناختند پذیرفته بودند که برای این آزمایش نقش‌ زندانی و زندانبان را بازی کنند.

○ زیمباردو با ادارهٔ پلیس صحبت کرده بود تا در این آزمایش با وی همکاری کنند. با انداختن شیر یا خط ۱۲ نفر از دانشجویان زندانبان و ۱۲ نفر زندانی شدند. روز قبل از آزمایش جلسه ای توجیهی برای زندانبان‌ها گذاشته شد و به آنها گفتند که هر طور بخواهند می‌توانند زندان را اداره کنند اما حق استفاده از تنبیه بدنی را به هیچ شکلی ندارند.

● مانند روال طبیعی زندانی ‌ها در خانه ‌هـای خود در نقاط مختلف نشسته بودند که یک ماشین پلیس جلوی خانه پارک کرد و ماموران به آنها دستنبند زدند، بازرسی بدنی کردند، عکس گرفتند، انگشت نگاری شدند، لباس زندانی به آنها داده شد و یک زنجیر به پای هرکدام بستند تا یادشان نرود که زندانی هستند و آنها را داخل سلول‌ انداختند!

○ روز اول اتفاق خاصی نیفتاد، روز دوم زندانی‌ها به کیفیت پایین غذا معترض شدند، آنها با تخت خواب‌های خود درب سلول را مسدود کردند و از بیرون آمدن امتناع کردند و کارهایی که نگهبانان به آنها می‌گفتند انجام نمی‌دادند. نگهبانان به این نتیجه رسیدند که برای برقراری نظم به تعداد بیشتری نگهبان نیاز دارند و تعدادی نگهبان که در شیفت‌های دیگر کار می‌کردند خود داوطلب شدند برای مهار شورش کمک کنند. آنها بدون اجازۀ محققان با کپسول‌های آتش نشانی به زندانیان حمله کردند و موفق به سرکوب شورش شدند و متوجه شدند که با خشونت بیشتر به راحتی می‌توانند زندانیان و محیط زندان را کنترل کنند.

● نگهبانان زندانی‌ها را با شماره‌هایی صدا میکردند که روی لباس‌شان دوخته شده بود و آنها را مجبور می‌کردند که شمارهٔ خود را تکرار کنند تا با این کار این ایده در زندانیان تقویت گردد که هـویـت جدیدشان یک عدد است. اما خیلی زود نگهبان ‌ها از این شماره‌ها به عنوان روشی برای اذیت کردن زندانیان استفاده کردند و هنگامی که در شمردن اعداد دچار اشتباه میشدند آنها را با کلاغ پر و بشین و پاشو تنبیه می‌کردند.

○ تشک کالایی بسیار ارزشمند برای زندانی‌ها محسوب می‌شد. به همین دلیل نگهبانان برای تحقیر کردن آنها تشک‌هایشان را می‌گرفتند و زندانی‌ها مجبور می‌شدند که روی کف سیمانی بخوابند. اوضاع بهداشتی هنگامی بد شد که نگهبانان به بعضی زندانی ها اجازه ندادند برای ادرار و دفع از دستشویی‌ها استفاده کنند.

● با رسیدن آزمایش به روز ششم تمام نگهبانان به طرز فزاینده‌ای خشن و بیرحم شده بودند طوری که محققان به این نتیجه رسیدند که آنها در حال نشان دادن تمایلات سادیسمی واقعی از خودشان هستند و کاملا از تخریب روحی زندانیان لذت میبرند و به همین دلیل آزمایش را متوقف کردند.

○ زیمباردو می‌گوید جالب‌ترین نکته در این آزمایش آن بود که زندانی‌ها نقش خود را «درونی سازی» کرده بودند یعنی با اینکه می‌توانستند از آزمایش خارج شوند اما هیچکدام آزمایش را ترک نکردند. آنها برای ادامه دادن به آن شرایط جهنمی هیچ دلیلی نداشتند با این حال به آن ادامه دادند زیرا آنها از درون، هویت زندانی را پذیرفته بودند و خودشان را یک زندانی‌ حقیقی می‌پنداشتند.
 
● آزمایش زندان استنفورد فقط برای رفتار شناسی زندان‌بانان نیست بلکه یک نهیب علمی و اخلاقی به همۀ انسان‌هاست، به همۀ ما ... در این آزمایش زندانبانان بجز کتک زدن هیچ منعی نداشتند و در حالی که واقعاً زندان بان نبودند اندک اندک در نقش فرو رفتند و رفتارهای مبتنی بر سادیسم از خود بروز دادند به طوری که زندانیانی که آنها هم زندانی واقعی نبودند دچار ناراحتی جدی شدند.

○ اغلب ما هم در زندگی در جایی مثل محیط کار تحت امر یک رییس هستیم اما در جایی دیگر مثل محیط خانه در موضع قدرت قرار داریم پس نباید فراموش کنیم به هر اندازه‌ای که در موضع قدرت قرار گرفتیم به همان اندازه هم باید مراقب باشیم تا مصداقی از زندانبانان استنفورد نباشیم!

#آزمایش_استنفورد #رفتارشناسی #قدرت

💎 @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
بحث غیرت تو زبان انگلیسی هم خیلی جالبه. چون تو انگلیسی عملا هیچ معادل مثبتی برای واژهٔ غیرت وجود نداره!

مردم عادی بهش میگن «جلِسی» یا حسادت. روانشناسها هم بهش میگن «اینسکیوریتی»، یا حس عدم امنیت یا «ترسِ از دست دادن». در هر دو‌ واژه مرد غیرتی رو ابدا یک مرد قوی و مسلط نمیبینن، بلکه یه آدم ضعیف و ترسیده میبینن که عزت نفسش پایینه و پرخاشگری میکنه چون همیشه در حال ترسه، ترس از اینکه کسی داراییش رو از چنگش در بیاره. ‌

✍️ رشنالیست

#خرد_جنسی #غیرت

💎 @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
👍1
رسانه‌های آمریکایی درباره قتل چارلی کرک، چهره راستگرای حامی ترامپ، نوشتند بر اساس گزارش‌های اولیه نهادهای امنیتی یک قبضه اسلحه که در جریان جست‌وجو برای یافتن قاتل کشف شد، حاوی مهماتی با حکاکی «ترنس‌جندر و ایدئولوژی ضدفاشیستی» بود.

روزنامه نیویورک‌پست نوشت که کرک، ۳۱ ساله، هنگام پاسخ به پرسش یکی از حاضران در سخنرانی در شهر اورم یوتا درباره تیراندازی‌های جمعی توسط افراد ترنس‌جندر، با یک گلوله به گردن هدف قرار گرفت.

این گزارش‌ها به صورت رسمی از سوی مقام‌های آمریکا تایید نشده‌اند. فاکس‌نیوز هم به نقل از منبعی تایید کرد که روی اسلحه پیام‌هایی نوشته شده اما جزییات آن را منتشر نکرد.

واشینگتن‌تایمز به نقل از استیو کراودر، مجری رادیو و برنامه‌های گفت‌وگوی محافظه‌کار، نوشتند که او توضیحاتی درباره این سلاح را از فردی ناشناس در دفتر الکل، دخانیات، سلاح گرم و مواد منفجره به دست آورده و آن را در پستی در شبکه اجتماعی ایکس منتشر کرده است.

قتل کرک با واکنش گسترده مواجه شده و دونالد ترامپ از پیگردهای گسترده برای یافتن قاتل او خبر داده است.
https://iranintl.com/202509112438
👍2
ریچارد داوکینز زیست شناس و محقق برجسته:
جنس بیولوژیک (sex) یک واقعیت عینی و علمی‌ه که از لحظهٔ لقاح تعیین میشه و تغییرناپذیره. از نظر او، ما فقط دو جنس داریم: نر و ماده.


#گفتاورد #ریچارد_داوکینز

💎 @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
👍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🖥️ آموزش مغلطه | قسمت ششم
(مغلطه استاندارد دوگانه)

🔗 قسمت قبلی

#Reason
#مغلطه #مغالطات #ویدئو_آموزشی

💎 @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🅾️ خدایی که نمی‌توانم باور کنم | چرا برتراند راسل گفت: «من مسیحی نیستم»؟ | نگاه راسل به دین، اخلاق و شک



آیا می‌توان انسان خوبی بود، بی‌آنکه به خدا ایمان داشت؟
آیا شک، گناه است؟ یا گامی‌ست به‌سوی آزادی فکر؟

📌در این اپیزود از پادکست رشته‌های سکوت، به یکی از جنجالی‌ترین متون فلسفی قرن بیستم می‌پردازیم:

📘 «چرا من مسیحی نیستم» نوشته‌ی برتراند راسل — فیلسوف، ریاضیدان و برنده‌ی نوبل.

راسل در این سخنرانیِ تاریخی، درباره‌ی ایمان، اخلاق، ترس، و نقش دین در زندگی انسان سخن می‌گوید.او نمی‌خواهد ایمان را مسخره کند؛ بلکه از ما دعوت می‌کند تا از نو بپرسیم:
● آیا باورهایمان را آگاهانه انتخاب کرده‌ایم؟
● یا فقط به آن‌ها عادت کرده‌ایم؟

📌در این قسمت می‌شنوید:

✔️روایت جذاب و داستان‌گونه از زندگی برتراند راسل
✔️رد آرام و منطقی برهان‌های اثبات خدا
✔️نقد اخلاق دینی و تعریف «اخلاق بدون ایمان»
✔️نگاهی به دین و تجربه‌ی شخصی باور
✔️نقدهای جدی به کتاب و تأثیر ماندگارش



📮 رشته‌های سکوت



💎 @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
🅾️ بقا یا موفقیت!

■مغز ما برای بقا برنامه‌ریزی شده، نه موفقیت! واسه همینه ترس از دست دادن، قوی‌تر از لذت به دست آوردنه!

• واسه همینه منتقد درونمون صدای بلندتری داره تا حمایت‌گر درونمون!

• واسه همینه با یه شکست کوچیک، مدت‌ها خودمون رو سرزنش می‌کنیم، ولی موفقیت‌های بزرگ زود عادی میشن!

• واسه همینه خبرهای بد، بیشتر از خبرهای خوب تو ذهنمون می‌مونه!

• واسه همینه که وقتی یه نفر یه بار بهمون بی‌احترامی کنه، بیشتر از ده تا محبتش تو ذهنمون می‌مونه!

• واسه همینه که وقتی می‌خوایم یه تغییر مثبت تو زندگیمون بدیم، اول هزار تا سناریوی شکست و فاجعه تو ذهنمون ساخته میشه!

□این مغز از قدیم یاد گرفته:
زنده موندن از همه چی مهم‌تره.
برای همین همیشه خطر رو زودتر می‌بینه تا فرصت رو!

●اگه راهی رو شروع کردی و ترسیدی! و قدم‌هات لرزید، خودت رو سرزنش نکن.

○مغز داره کارش رو درست انجام میده. ببین تو هم کارت رو درست انجام میدی؟!...

#بقا #موفقیت

💎 @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔻 لیست رو ببینید:

دنور: تیرانداز ترنس

آبردین: تیرانداز ترنس

نشویل: تیرانداز ترنس

فیلادلفیا: تیرانداز ترنس

آیووا: تیرانداز «جندر فلوئید»

کلرادو (مدرسه STEM): تیرانداز ترنس

❗️این‌ها تصادفی نیست. این یک الگوست.
فرهنگی که به‌جای درمان، بیماری روانی را تقدیس می‌کند، نتیجه‌اش را هم باید در خیابان‌ها و مدارس ببیند.

امروز بیش از هر زمان دیگر باید با جامعه‌ای مبارزه کنیم که به جای حقیقت، توهم را تشویق می‌کند.
دوران مصونیت چپ‌گرایان، فمینیست‌ها و گروه‌های افراطی کوئیر به پایان رسیده است.

#TransViolence #MentalHealth #USA
#ترنسجندریسم #آمریکا #چپ_افراطی

💎 @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🖥️ آموزش مغلطه | قسمت هفتم
(مغلطه دو راهی کاذب)

🔗 قسمت قبلی

#Reason
#مغلطه #مغالطات #ویدئو_آموزشی

💎 @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
برخی افراد شرکت خصوصی را به عنوان یک ببر درنده می بینند که باید با گلوله استقبال شود، برخی دیگر بعنوان یک گاو شیرده که می توانند آن را بدوشند.
به قدر کافی، کسی آن را به عنوان یک اسب سالم نمی بیند که دارد یک واگن بزرگ را می کشد.


وینستون چرچیل

#وینستون_چرچیل #گفتاورد

💎 @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
👍1
🅾️ چرا اعتبار علم کاهش یافته؟دانشمندان سلبریتی شده‌اند!

✍️ هادی صمدی


نشریه‌ی اسکپتیک مقاله‌ای تأمل‌برانگیز منتشر کرده است. در مقاله آمده که اعتماد عمومی به نهادهای علمی کاهش یافته و مقصر اصلی خود جامعه‌ی علمی‌ست که به دنبال لایک گرفتن در شبکه‌های اجتماعی است.در عصر رسانه‌های اجتماعی، بسیاری از دانشمندان، کار صبورانه اکتشاف را با وسوسه تأثیرگذاری سیاسی-اجتماعی تاخت زده‌اند و بنیاد بی‌طرفی علم را تضعیف کرده‌اند.پژوهش‌ها نشان می‌دهند که چنین اقداماتی اعتماد عمومی را، حتی در میان همفکران سیاسی، کاهش می‌دهد و علم را به ابزاری در جنگ‌های فرهنگی بدل می‌کند.نویسندگان مقاله راه بازگرداندن اعتبار علوم را بازگشت به ارزش‌های اصلی علم می‌دانند و توصیه می‌کنند دانشمندان به‌جای صدور بیانیه‌های قاطعانه،«فروتنی معرفت‌شناختی» را پیشه کنند، و از ایفای نقش کنشگر سیاسی بپرهیزند.مقاله سخن حکیمانه‌ای دارد: اعتماد عمومی کسب‌کردنی است، نه طلب‌کردنی.اگر جامعه علمی می‌خواهد اقتدار ازدست‌رفته‌ی خود را بازیابد، باید به همان فرآیند قدیمی بازگردد.

نقدی تکاملی بر این توصیه
به رغم این توصیه‌های حکیمانه، گمان ندارم به‌راحتی انحراف رخ داده اصلاح شود.به‌خلاف نظر عمومی،بی‌اعتمادی ایجاد شده به علم را مفید می‌دانم زیرا واجد قدرت اصلاحی است.دلایل تکاملی خود را بر این دعوی بیان می‌کنم.

هرچند مقاله از تکامل نهاد علم سخنی نمی‌گوید اما در فحوای سخن نویسندگان نهفته که بحران اعتماد به علم،انحرافی تکاملی در کارکرد نهاد علم است. این سخنی پذیرفتنی‌ست.از منظر معرفت‌شناسی تکاملی،نظام‌های دانش نیز مانند موجودات زنده، از طریق فرآیندی مشتمل بر تنوع، انتخاب، و تثبیت تکامل می‌یابند.اعتبار علم، محصول تکامل صدها ساله‌ی این فرآیند است، اما امروزه با یک فشار انتخاب جدید و نامأنوس از سوی شبکه‌های اجتماعی مواجه شده که آن را از مسیر تکاملی خود منحرف می‌کند.

به تدریج طی دو سده‌ی اخیر زیست‌بوم معرفتی جدیدی خلق شد که در آن، بقای یک نظریه به جایگاه گوینده ربطی نداشت، بلکه به انطباق آن با واقعیت تجربی بستگی داشت. دانشمندان فرضیه‌ها و نظریه‌های گوناگونی را ارائه می‌دهند.این ایده‌ها در معرض فرآیند انتخابی سیستمی قرار می‌گیرند: آزمون تجربی برای سنجش انطباق ایده با واقعیت؛داوری همتا که فیلتری برای حذف ایده‌های ضعیف است؛ گفتگوی انتقادی جامعه علمی که فرآیندی برای پالایش و بهبود ایده‌هاست. ایده‌هایی که از این فیلترها عبور می‌کنند، در مجلات علمی، کتاب‌های درسی و فرهنگ آکادمیک تثبیت و تقویت شده و به سنگ‌بنای پژوهش‌های بعدی تبدیل می‌شوند.
اعتبار علم، محصول جانبی این فرآیند تکاملی بود.چون این سیستم به‌طور مداوم ایده‌های ناکارآمد را حذف و ایده‌های کارآمدی را برمی‌گزید که به رفاه منجر می‌شدند، و بنابراین جامعه به آن اعتماد کرد. اعتماد به علم، اعتماد به خودِ دانشمند نبود، بلکه اعتماد به فرآیندی بود که برای مهار خطاهای انسانی تکامل یافته بود.اما در زیست‌بوم کنونی، شایستگی یک ایده بر اساس صدق یا کارآمدی سنجیده نمی‌شود، بلکه بر اساس معیارهای غیرمعرفتی سنجیده می‌شود. مثلاً اگر خبر علمی محتوای سریع، احساسی و تفرقه‌انگیز داشته باشد بخت بیشتری برای بقا و انتشار(وایرال شدن)پیدا می‌کند و پاداش آن فوری است. امروزه اخبار علمی به عنوان سیگنال‌دهی قبیله‌ای وارد کار شده‌اند و ایده‌ها بیش از آنکه در کار تبیین جهان باشند برای اعلام وفاداری به یک گروه ایدئولوژیک انتخاب می‌شوند.(اخبار مرتبط با تولید واکسن در دوران کووید را به یاد آوریم.)مغز انسان، از جمله دانشمندان، برای کسب جایگاه اجتماعی تکامل یافته است. در زیست‌بوم قدیمی علم، مسیر کسب جایگاه، طولانی و طاقت‌فرسا بود اما زیست‌بوم جدید، یک میان‌بُر اغواکننده عرضه می‌کند: کسب جایگاه از طریق نفوذ در افکار عمومی همفکران خودی.

نتیجه‌؟

کاهش اعتماد به علم گواهی‌ست بر اینکه مردم این انحراف را درک کرده‌اند!مردم دیگر علم را فرآیندی بی‌طرف برای کشف حقیقت نمی‌بینند. در نتیجه، اعتمادی که محصول جانبی یک فرآیند تکاملی برای تضمین عینیت بود، در حال از بین رفتن است.فشارهای انتخابی تا حدی قوی‌ست که به نظر نمی‌رسد در کوتاه‌مدت توصیه‌های حکیمانه‌ی مقاله تأثیری عملی در پی داشته باشد.
اما کاهش اعتماد عمومی به علم، به خلاف تصور اولیه، خوب است زیرا فشار تکاملی جدیدی ایجاد کرده که احتمالاً، و نه ضرورتاً،(زیرا در فرایندهای تکاملی ضرورت بی‌معناست) در درازمدت دانشمندانی که لجوجانه خطاپذیری علم را برای لایک گرفتن(از مردمی که سخنانی قاطعانه طلب می‌کنند) نادیده می‌گیرند حذف می‌کند، و سایرین به کارکرد اصلی خود بازمی‌گردند.

(طنز داستان آنکه تصویر انتخابی نشریه،خود اسیر کلیشه‌ی جنسیت‌زده‌ و نادرست مرد دانشمند است که در برخی شبکه‌های اجتماعی ترویج می‌شود!)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🖥️ آموزش مغلطه | قسمت هشتم
(مغلطه شیب لغزنده)

🔗 قسمت قبلی

#Reason
#مغلطه #مغالطات #ویدئو_آموزشی

💎 @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
👍1
بزرگترین اشتباه در زندگی اینه که
بدون حق الزحمه، کاری رو
برای دیگران انجام بدی؛
چون بعد از مدتی همه فکر می‌کنند
تو یک حیوان چهارپا بودی!


✍️ آل پاچینو

#آل_پاچینو #گفتاورد

💎 @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
👍3
🅾️ تعصب داشتن به چیزها، با ما چه می‌کند؟

✍️ محمد جعفر مصفا


📌تعصب جایگزین بدلی اطمینـان است؛ و سرپوشـی است بـر روی همه‌ی تردیدها، کوری‌ها و بی‌اطمینانی‌ها. اصولا در جریان حفظ "هویت فکری" و دفاع از آن، کیفیت ذهن نمی‌تواند چیزی جز تعصب باشد. دفـاع من از خود یا هویت فکری هرگز نمی‌تواند مبتنی بر یقین و اطمینان باشد؛ زیرا چیزی و موضوعی جز اندیشه‌های تعبیری و وهم آلود خود ذهن در کار نیست تا اطمینان یا عدم اطمینان مطرح باشد. اطمینان زمانی هست که من با جوهر، واقعیت و محتوای قضایا در ارتباط باشم. حال آنکه هویت فکری واقعیت و محتوایی ندارد. دراین صورت من جز به وسیله‌ی تعصب به چه طریق دیگر می‌توانم آن را حفظ و از آن دفاع کنم؟

📌تعصب مهم‌ترين ابـزار بازی هـويـت، و نیز در خدمـت اساسی‌ترین نیاز آن، یعنی نیـاز بـه چـون و چراناپذیر نمودن آن است. و مصلحت القاکنندگان چنین کیفیتی را اقتضا می‌کند. اگر آنها بگذارند ذهن فرد یک ذهن پرسنده، متأمل، نرم، انعطاف پذیر و چرا کننده باشد، خطر زیر سؤال رفتن علایم پیش می‌آید. بنابراین تعصب نقش سیمان و ساروج را دارد که علایم هویتی را سخت به ذهن می‌چسباند؛ بدون ذره‌ای تأمل و چون و چرا درباره آنها!

📌مهم‌ترین هدف این بحث‌ها به اصطلاح خودشناسی است. تا اینجا بحث درباره‌ی کلیات "تجليل منـدي"، اتوریته سازی و تسلیم کردن به اتوریته بود؛ و همچنین اثرات کلی آنها در مجموعه زندگی و روابط انسانها. حال بپردازیم به مانعیتی که این موضوعات در امر خودشناسی ایجاد می‌کنند. ولی قبل از پرداختن به این بُعد، ذکر چند نکته کلی دیگر را لازم می‌دانم که هم تأثیر اساسی در نگرش انسانها و روابط کلی آنها دارد، و هم توجه به آنها کمک می‌کند به تضعیف موانع خودشناسی. (آگاهی نسبت به این که "خود" وجود ندارد، عین خودشناسی" است!)
مهم‌ترین عامل استمرار بازی هویت فکری خودباختگی فرد است به انواع اتوریته‌ها در شکلی وسیع. به میزانی که اتوریته‌ها از طریق آگاهی نسبت به ماهیت و هدف آنها اعتبار و اهمیت خود را از دست بدهند، بازی هویت فکری سست‌تر و سست‌تر می‌شود.

📌برای تضعیف فشار آنها یکی از موضوعاتی که باید به آن توجه کنیم این است که خود افراد و موضوعات نیستند که مورد تجليـل ما قرار می‌گیرند، خود آنها برای ما تشكيل "اتوریته" را نمی‌دهند بلکه تعبیر و معنایی که خود ذهن ما در آنها می‌بیند تشکیل اتوریته را می‌دهد. دراین صورت ما عملا" تعبیرهای ذهنی خود را تجليـل و ستایش می‌کنیم، نه چیز دیگری را، و در این صورت مـا واقعا نسبت به تعبیرهـای ذهـن خـویـش حـالت تسلیم و خودباختگی داریم؛ نه به انسانها با موضوعات.

#تعصب #آگاهی #هویت

💎 @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🖥️ آموزش مغلطه | قسمت نهم
(مغلطه قیاس مع الفارق)

🔗 قسمت قبلی

#Reason
#مغلطه #مغالطات #ویدئو_آموزشی

💎 @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
👍1
🅾️ در باب قتل های ناموسی

✍️ قربان عباسی

●بی‌تردید، پدیده‌ی قتل‌های ناموسی در ایران، زخمی عمیق بر پیکره‌ی جامعه‌ای‌ست که هنوز میان سنت و مدرنیته، در رفت‌وآمدی پرآشوب و رنج‌آور است. این جنایت‌های خاموش، که در پرده‌ی تعصب و غیرت پیچیده شده‌اند، نه ریشه در شرافت دارند و نه نشانی از عدالت در آن‌ها می‌توان یافت؛ بلکه بازتابی‌اند از ساختارهای مردسالارانه‌ای که زن را نه به‌مثابه‌ی فرد، که همچون ابژه‌ای در تملک خاندان و قبیله می‌نگرند.

○در جغرافیای ذهن مردانه‌ای که ناموس را هم‌ردیف مالکیت می‌بیند، زن تنها تا جایی قابل تحمل است که فرمانبردار باشد، محجوب و مطیع. همین نگاه است که وقتی زن تصمیمی مستقل می‌گیرد، وقتی عاشق می‌شود، یا حتی متهم به نافرمانی است، مجازاتش را نه قانون، که خنجر پدر یا داس برادر رقم می‌زند. اینجا، عدالت نیست که جاری می‌شود؛ بلکه قساوتی‌ست که در جامه‌ی سنت، قداست می‌یابد.

●نکوهش این قتل‌ها، صرفاً نفی یک رفتار فردی نیست، بلکه اعتراض به نظامی است که خشونت را با حجاب کرامت می‌پوشاند، و وجدان جمعی را در حصار رسوم پوسیده به خواب می‌برد. جامعه‌ای که در آن، مرگ یک دختر به دست پدر، نه هیاهویی به‌پا می‌کند، نه قانونی را می‌لرزاند، باید به‌خود بلرزد.

○قتل ناموسی، نه تنها سلب حیات، که سلب حق انتخاب، آزادی و کرامت انسانی است. هر قطره خون ریخته‌شده در این مسیر، فریادی‌ست بر آسمان خاموش ما که تا کی باید در سایه‌ی سنت‌های کور، انسان را در قربانگاه «آبرو» قربانی کرد؟

●در مقام یک جامعه‌شناس، باید بپرسیم: این کدام فرهنگ است که مرگ را بر زندگی ترجیح می‌دهد؟ و این کدام عدالت است که در آن قاتل آزاد می‌گردد، اما قربانی برای همیشه خاموش می‌شود؟

○اگر نخواهیم با این زخم رو‌به‌رو شویم، اگر نتوانیم صدای زنان بی‌صدا را بشنویم، نه تنها آینده‌ای عادلانه نخواهیم ساخت، بلکه وارث کابوسی خواهیم شد که نسل به نسل، چرخه‌ی خشونت را تکرار می‌کند.

●آری، وقت آن رسیده است که سنت را نه تخریب، که بازاندیشی کنیم؛ که غیرت را نه چون شمشیر، که همچون آینه‌ای از خرد و احترام تعریف نماییم. تنها از مسیر این آگاهی است که می‌توان از طلوع یک جامعه‌ی رها، برابر و انسانی سخن گفت.

#ناموس #قتل_ناموسی

💎 @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
🕊2