Audio
💡فایل صوتی تعریفتان از "خودخواهی" را به روز رسانی کنید.
🎙 گوینده: آیدین نامدار
#خودخواهی #دگرخواهی #ایثار #فداکاری #فایل_صوتی
💎 @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
🎙 گوینده: آیدین نامدار
#خودخواهی #دگرخواهی #ایثار #فداکاری #فایل_صوتی
💎 @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
📸 این تصویر مربوط است به دیدار اعضای Sturmabteilung معروف به SA شاخهی شبهنظامی حزب نازی با فرماندهی مقتدرشان آدولف هیتلر.
🌀 به چشمانشان توجه کنیم که با چه عشق و اشتیاق و سرسپردگیای رهبرشان را مینگرند.
و نیز دقت کنیم به میز و رومیزیِ ساده، و آن فنجان روبروی هیتلر؛ که نشانگرِ دیدارِ غیررسمی و صمیمانهی مُرید است با مُریدانش.
🌀 هیتلر همچون نگین حلقهای توسط طرفدارانش دربر گرفته شده، و در اوجِ اقتدار و محبوبیت است.
همهچیز عالی و جاودانه بهنظر میرسد؛ اما تنها چند سال پس از آن، آلمان شکست خورد و ویران شد و هیتلر -این پیشوای بهظاهر مقتدر- خودکشی کرد.
البته بسیاری از رهبران شاخهی Sturmabteilung شاهد پایان جنگ و مرگ هیتلر نبودند؛ زیرا پیشتر بهجرمِ خیانت به پیشوا، در شبی موسوم به《شبِ دشنههای بلند》 اعدام شدند و SA که نقش موثری در بهقدرترسیدن هیتلر داشت جای خود را به SS داد.
🌀 بهگفتهی اولیور وندل هولمز جونیور:
💎 @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
🌀 به چشمانشان توجه کنیم که با چه عشق و اشتیاق و سرسپردگیای رهبرشان را مینگرند.
و نیز دقت کنیم به میز و رومیزیِ ساده، و آن فنجان روبروی هیتلر؛ که نشانگرِ دیدارِ غیررسمی و صمیمانهی مُرید است با مُریدانش.
🌀 هیتلر همچون نگین حلقهای توسط طرفدارانش دربر گرفته شده، و در اوجِ اقتدار و محبوبیت است.
همهچیز عالی و جاودانه بهنظر میرسد؛ اما تنها چند سال پس از آن، آلمان شکست خورد و ویران شد و هیتلر -این پیشوای بهظاهر مقتدر- خودکشی کرد.
البته بسیاری از رهبران شاخهی Sturmabteilung شاهد پایان جنگ و مرگ هیتلر نبودند؛ زیرا پیشتر بهجرمِ خیانت به پیشوا، در شبی موسوم به《شبِ دشنههای بلند》 اعدام شدند و SA که نقش موثری در بهقدرترسیدن هیتلر داشت جای خود را به SS داد.
🌀 بهگفتهی اولیور وندل هولمز جونیور:
اکثر انسانها تمایل به بتپرستی دارند. آنها چیزی را میخواهند که پیش پایش زانو بزنند، شعور خویش را در برابرش حقیر بهشمار آورند و برایش قربانی کنند.
💎 @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🅾️ خیلی وقتها این دو واژه با هم اشتباه گرفته میشن:
✔️Misinformation
یعنی پخش شدن اطلاعات نادرست، اما بدون قصد گمراه کردن. مثلا کسی یه آمار اشتباه رو باور کرده و ناخواسته منتشر میکنه.
✔️Disinformation:
اما یعنی اطلاعات غلطی که عمداً ساخته و پخش میشه برای فریب دادن مردم. مثلا خبر دروغ درباره انتخابات برای تأثیرگذاری روی رأیها.
📌 خلاصه:
Misinformation = اشتباهِ ناخواسته
Disinformation = دروغِ عمدی
🎭 برای باورپذیر کردن دروغ عمدی باید اون رو لای حقیقت پیچوند تا باورپذیر به نظر برسه!
حواستون باشه! دقت کنید!
نمونهی بسیار فجیع دیاینفورمیشن، آدمهایی مثل آبراهاميان هستند که معلوم نیست از کجا از تخممرغ شانسی سر درآوردن و تاریخنگار توده شدن!
آبراهاميان خودش اذعان کرده نگاه مارکسیستی به جهان داره، یعنی تاریخ رو بر اساس منظر مارکسیسم مینویسه! آنچیزی که به دید حزب توده و مجاهدین خلق خوش میاد!
دیگه خودتون تا تهش برید!
#میس_اینفورمیشن #دیس_اینفورمیشن
#Misinformation
#Disinformation
💎 @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
✔️Misinformation
یعنی پخش شدن اطلاعات نادرست، اما بدون قصد گمراه کردن. مثلا کسی یه آمار اشتباه رو باور کرده و ناخواسته منتشر میکنه.
✔️Disinformation:
اما یعنی اطلاعات غلطی که عمداً ساخته و پخش میشه برای فریب دادن مردم. مثلا خبر دروغ درباره انتخابات برای تأثیرگذاری روی رأیها.
📌 خلاصه:
Misinformation = اشتباهِ ناخواسته
Disinformation = دروغِ عمدی
🎭 برای باورپذیر کردن دروغ عمدی باید اون رو لای حقیقت پیچوند تا باورپذیر به نظر برسه!
حواستون باشه! دقت کنید!
نمونهی بسیار فجیع دیاینفورمیشن، آدمهایی مثل آبراهاميان هستند که معلوم نیست از کجا از تخممرغ شانسی سر درآوردن و تاریخنگار توده شدن!
آبراهاميان خودش اذعان کرده نگاه مارکسیستی به جهان داره، یعنی تاریخ رو بر اساس منظر مارکسیسم مینویسه! آنچیزی که به دید حزب توده و مجاهدین خلق خوش میاد!
دیگه خودتون تا تهش برید!
#میس_اینفورمیشن #دیس_اینفورمیشن
#Misinformation
#Disinformation
💎 @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
👍3⚡1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🖥 آموزش مغلطه | قسمت دوم
(مغلطه مرد پوشالی)
🔗 قسمت قبلی
#Reason
#مغلطه #مغالطات #ویدئو_آموزشی
💎 @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
(مغلطه مرد پوشالی)
🔗 قسمت قبلی
#Reason
#مغلطه #مغالطات #ویدئو_آموزشی
💎 @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
👍2
🅾️ آیا واقعاً میتوان کسی را تغییر داد؟
■گاهی خیال میکنیم با گذر زمان یا پافشاری میتوانیم کسی را اجتماعیتر، کتابخوانتر، محترمتر یا حتی آرامتر کنیم. اما آیا واقعاً این کار شدنی است؟ در ادامه، بهکمک روانشناسی شخصیت (personality psychology)، عصبشناسی رفتاری (behavioral neuroscience) و تجربههای واقعی، به سراغ این پرسش میرویم: آیا آدمها واقعاً تغییر میکنند؟
1️⃣ . انسان موجودی تغییرپذیر است، اما نه در هر بُعدی.
شخصیت انسانها ترکیبی از مؤلفههای ژنتیکی، تجربیات اولیه، محیط اجتماعی و آموختههای تدریجی است. روانشناسان از ساختار پنجعاملی شخصیت (Big Five personality traits) استفاده میکنند تا ویژگیهایی مانند برونگرایی، وظیفهشناسی، گشودگی به تجربه، دلپذیر بودن و ثبات عاطفی را بررسی کنند. تحقیقات طولی نشان دادهاند که برخی ویژگیها با گذر زمان و تجربه تغییر میکنند، اما اغلب این تغییرات آهسته، محدود و در نتیجهٔ انتخابهای آگاهانهٔ فرد هستند، نه فشارهای بیرونی. بنابراین اگر منظورتان از تغییر، رشد فردی یا یادگیری مهارتهای اجتماعی باشد، بله، این شدنی است. اما اگر بخواهید جوهرهٔ درونی فرد را که امضای روانی اوست دگرگون کنید، معمولاً با دیوار مواجه میشوید.
2️⃣ . فرق بزرگی بین تغییر رفتار و تغییر شخصیت وجود دارد.
افراد ممکن است در پاسخ به شرایط خاص، رفتار خود را تغییر دهند. مثلاً مردی که تا دیروز بینظم بود، بهخاطر حضور در محیط کاری جدید، منظمتر عمل کند. این تغییر در سطح «رفتار» (behavioral level) رخ میدهد. اما شخصیت (personality) چیزی پایدارتر و عمیقتر است که بهسختی دگرگون میشود. مانند این است که بتوانید لباس کسی را عوض کنید، اما نه رنگ پوستش را. اگر هدف شما از تغییر دیگران، آموختن مهارتهایی مثل مذاکره، مدیریت زمان یا کنترل خشم باشد، با روشهای درمان شناختیرفتاری (CBT: Cognitive Behavioral Therapy) یا آموزشهای مداوم میتوان به نتیجه رسید. اما اگر بخواهید کسی را از درون به انسانی دیگر تبدیل کنید، ممکن است در تلاش برای ساختن مجسمهای باشید که هر بار از نو فرومیریزد.
3️⃣ . برخی از تغییرات تنها با ارادهٔ خود فرد ممکناند، نه با خواست ما.
پژوهشها نشان دادهاند که هر نوع تغییر پایدار، نیازمند انگیزهٔ درونی (intrinsic motivation) است. یعنی فرد باید خود بخواهد که تغییر کند. روانشناسان بالینی تأکید میکنند که «پیشنیاز هر دگرگونی، پذیرش و خواست شخصی است». شما میتوانید منبع الهام باشید، حمایتکننده یا آینهای صادق؛ اما نمیتوانید محرک اصلی باشید اگر طرف مقابل تمایلی نداشته باشد. حتی در درمان اعتیاد یا افسردگی شدید، پذیرش درمان توسط بیمار شرط اصلی موفقیت است. کسانی که خیال میکنند میتوانند کسی را به زور عشق، تهدید یا فشار تبدیل به انسانی نو کنند، اغلب دچار فرسودگی روانی میشوند و در نهایت رابطهای تلختر از پیش خواهند داشت.
4️⃣ . تمایز بین تغییر شخصیت و درمان اختلال روانی را جدی بگیرید.
گاهی افراد اشتباهاً یک اختلال روانی را با «ویژگی بد» یا «شخصیت مشکلدار» اشتباه میگیرند. مثلاً افسردگی مزمن (chronic depression)، اضطراب اجتماعی (social anxiety) یا اختلال شخصیت مرزی (BPD: Borderline Personality Disorder) را ممکن است بهصورت بیعلاقگی، سردی یا بیثباتی رفتاری تعبیر کنیم. در حالی که در این موارد، تغییر تنها از مسیر مداخلات روانپزشکی و درمانی امکانپذیر است، نه با نصیحت و پافشاری. حتی با درمان نیز ممکن است فقط مدیریت علائم ممکن باشد، نه بازسازی شخصیت. پس بهتر است بهجای تصور یک «تغییر جادویی»، نگاهی علمیتر و واقعبینانه به پدیدههای رفتاری داشته باشیم.
5️⃣ . رمانها و فیلمها تصویری اغراقشده از تغییر شخصیت ارائه میدهند.
در بسیاری از داستانهای عاشقانه، قهرمان با عشق خود، شخصیت معشوق را متحول میکند؛ مردی تندخو و خشن به انسانی آرام و عاشق تبدیل میشود، یا زنی سرد و منزوی به زنی گرم و دلسوز بدل میگردد. اما در دنیای واقعی، این اسطورهٔ دگرگونی درونی، بیشتر به فانتزی شباهت دارد تا واقعیت. تأثیر رابطه بر انسان غیرقابلانکار است، اما دگرگونی بنیادی شخصیت، آنهم تنها بهخاطر عشق یا تعهد، افسانهای است که اغلب با شکست و سرخوردگی تمام میشود.
6️⃣ . مغز انسان ظرفیت یادگیری دارد، اما شخصیت الگوهای پایدارتری دارد.
ساختار عصبی مغز انسان بهشکل حیرتانگیزی انعطافپذیر است؛ این ویژگی را در علم بهنام «نورُوپلاستیسیته» (Neuroplasticity) میشناسند. یعنی مغز میتواند در واکنش به تجربه، آموزش یا حتی آسیب، مسیرهای جدیدی بسازد. اما این بدان معنا نیست که شخصیت هم بههمان اندازه قابل تغییر است.
💎 @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
■گاهی خیال میکنیم با گذر زمان یا پافشاری میتوانیم کسی را اجتماعیتر، کتابخوانتر، محترمتر یا حتی آرامتر کنیم. اما آیا واقعاً این کار شدنی است؟ در ادامه، بهکمک روانشناسی شخصیت (personality psychology)، عصبشناسی رفتاری (behavioral neuroscience) و تجربههای واقعی، به سراغ این پرسش میرویم: آیا آدمها واقعاً تغییر میکنند؟
1️⃣ . انسان موجودی تغییرپذیر است، اما نه در هر بُعدی.
شخصیت انسانها ترکیبی از مؤلفههای ژنتیکی، تجربیات اولیه، محیط اجتماعی و آموختههای تدریجی است. روانشناسان از ساختار پنجعاملی شخصیت (Big Five personality traits) استفاده میکنند تا ویژگیهایی مانند برونگرایی، وظیفهشناسی، گشودگی به تجربه، دلپذیر بودن و ثبات عاطفی را بررسی کنند. تحقیقات طولی نشان دادهاند که برخی ویژگیها با گذر زمان و تجربه تغییر میکنند، اما اغلب این تغییرات آهسته، محدود و در نتیجهٔ انتخابهای آگاهانهٔ فرد هستند، نه فشارهای بیرونی. بنابراین اگر منظورتان از تغییر، رشد فردی یا یادگیری مهارتهای اجتماعی باشد، بله، این شدنی است. اما اگر بخواهید جوهرهٔ درونی فرد را که امضای روانی اوست دگرگون کنید، معمولاً با دیوار مواجه میشوید.
2️⃣ . فرق بزرگی بین تغییر رفتار و تغییر شخصیت وجود دارد.
افراد ممکن است در پاسخ به شرایط خاص، رفتار خود را تغییر دهند. مثلاً مردی که تا دیروز بینظم بود، بهخاطر حضور در محیط کاری جدید، منظمتر عمل کند. این تغییر در سطح «رفتار» (behavioral level) رخ میدهد. اما شخصیت (personality) چیزی پایدارتر و عمیقتر است که بهسختی دگرگون میشود. مانند این است که بتوانید لباس کسی را عوض کنید، اما نه رنگ پوستش را. اگر هدف شما از تغییر دیگران، آموختن مهارتهایی مثل مذاکره، مدیریت زمان یا کنترل خشم باشد، با روشهای درمان شناختیرفتاری (CBT: Cognitive Behavioral Therapy) یا آموزشهای مداوم میتوان به نتیجه رسید. اما اگر بخواهید کسی را از درون به انسانی دیگر تبدیل کنید، ممکن است در تلاش برای ساختن مجسمهای باشید که هر بار از نو فرومیریزد.
3️⃣ . برخی از تغییرات تنها با ارادهٔ خود فرد ممکناند، نه با خواست ما.
پژوهشها نشان دادهاند که هر نوع تغییر پایدار، نیازمند انگیزهٔ درونی (intrinsic motivation) است. یعنی فرد باید خود بخواهد که تغییر کند. روانشناسان بالینی تأکید میکنند که «پیشنیاز هر دگرگونی، پذیرش و خواست شخصی است». شما میتوانید منبع الهام باشید، حمایتکننده یا آینهای صادق؛ اما نمیتوانید محرک اصلی باشید اگر طرف مقابل تمایلی نداشته باشد. حتی در درمان اعتیاد یا افسردگی شدید، پذیرش درمان توسط بیمار شرط اصلی موفقیت است. کسانی که خیال میکنند میتوانند کسی را به زور عشق، تهدید یا فشار تبدیل به انسانی نو کنند، اغلب دچار فرسودگی روانی میشوند و در نهایت رابطهای تلختر از پیش خواهند داشت.
4️⃣ . تمایز بین تغییر شخصیت و درمان اختلال روانی را جدی بگیرید.
گاهی افراد اشتباهاً یک اختلال روانی را با «ویژگی بد» یا «شخصیت مشکلدار» اشتباه میگیرند. مثلاً افسردگی مزمن (chronic depression)، اضطراب اجتماعی (social anxiety) یا اختلال شخصیت مرزی (BPD: Borderline Personality Disorder) را ممکن است بهصورت بیعلاقگی، سردی یا بیثباتی رفتاری تعبیر کنیم. در حالی که در این موارد، تغییر تنها از مسیر مداخلات روانپزشکی و درمانی امکانپذیر است، نه با نصیحت و پافشاری. حتی با درمان نیز ممکن است فقط مدیریت علائم ممکن باشد، نه بازسازی شخصیت. پس بهتر است بهجای تصور یک «تغییر جادویی»، نگاهی علمیتر و واقعبینانه به پدیدههای رفتاری داشته باشیم.
5️⃣ . رمانها و فیلمها تصویری اغراقشده از تغییر شخصیت ارائه میدهند.
در بسیاری از داستانهای عاشقانه، قهرمان با عشق خود، شخصیت معشوق را متحول میکند؛ مردی تندخو و خشن به انسانی آرام و عاشق تبدیل میشود، یا زنی سرد و منزوی به زنی گرم و دلسوز بدل میگردد. اما در دنیای واقعی، این اسطورهٔ دگرگونی درونی، بیشتر به فانتزی شباهت دارد تا واقعیت. تأثیر رابطه بر انسان غیرقابلانکار است، اما دگرگونی بنیادی شخصیت، آنهم تنها بهخاطر عشق یا تعهد، افسانهای است که اغلب با شکست و سرخوردگی تمام میشود.
6️⃣ . مغز انسان ظرفیت یادگیری دارد، اما شخصیت الگوهای پایدارتری دارد.
ساختار عصبی مغز انسان بهشکل حیرتانگیزی انعطافپذیر است؛ این ویژگی را در علم بهنام «نورُوپلاستیسیته» (Neuroplasticity) میشناسند. یعنی مغز میتواند در واکنش به تجربه، آموزش یا حتی آسیب، مسیرهای جدیدی بسازد. اما این بدان معنا نیست که شخصیت هم بههمان اندازه قابل تغییر است.
💎 @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
👍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🖥 آموزش مغلطه | قسمت سوم
(مغلطه تعمیم به کل)
🔗 قسمت قبلی
#Reason
#مغلطه #مغالطات #ویدئو_آموزشی
💎 @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
(مغلطه تعمیم به کل)
🔗 قسمت قبلی
#Reason
#مغلطه #مغالطات #ویدئو_آموزشی
💎 @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
Forwarded from ❖ رافا
احتملا قضیه ی سلاخی شدن دختر اوکراینی تو مترو توسط اون مجرم سیاه پوست که چند ده بار سابقه ی جرم و زندان و البته آزاد شدن داشته رو شنیدید اما ذکر چند نکته مهمه؛
۱) دختر اوکراینی که به قتل رسید تو خونه ش پرچم black lives matter آویزون بود و به نحوی مدافع حقوق سیاه ها بود که البته همون سیاست های برآمده از این جریان در نهایت بطور غیر مستقیم قتلشو رقم زدن.
۲) تقریبا تا همین دیروز در هیچ یک از رسانه های بزرگ خبری چپی که برای جورج فلوید ( مجرم سیاهی که توسط یک سفید کشته شد) در مقیاس های چند ده هزارتایی خبر زده بودند کوچکترین خبری در مورد این زن سفیدی که توسط یک مرد سیاه کشته شده نزده بودند در صورتی که اگر برعکس بود قطعا مدیا رو سوراخ میکردن.
۳) پس از این جریان صفحه ی رسمی blacklivesmatter تیکه ایی از فیلمی رو استوری میکنه که مضمونش توجیه خشونت بر علیه افراده
۴) قاضی ایی که برای آخرین بار حکم آزادی مجرم رو داده بود زنی سیاهپوست و قاضی magistarte بود که تجربه و تخصص بسیار بالا برای سمت حقوقی_قضایی نداشت بل تخصصش اتفاقا کار با افراد دارای مشکلات روانی بود. اینطور حدس زده میشه که به دلیل سیاست های DEI در کنار حداقل شایستگی به این سمت منصوب شد.
۵) علیرغم اینکه حمل سلاح سرد و گرم در آمریکا آزاده حمل هرگونه سلاح در سیستم حمل و نقل عمومی به هر شکل ممنوعه و حقوق شهروندی اجازه نمیداد که این مجرم که مراتب اولیه قانون رو نقض کرده و پس از کشتن اون دختر گفته که حساب یک دختر سفید رو رسیدم به هنگام سوار شدنش به مترو مورد بازرسی بدنی قرار بگیره.
با توجه به این موارد و ترور چارلی کرک اگر همچنان به چپ های غربی و رسانه هاشون باور دارید شما بخشی از مشکل نیستید بلکه خود مشکل هستید.
#رافا
@rafa_in_reallife
۱) دختر اوکراینی که به قتل رسید تو خونه ش پرچم black lives matter آویزون بود و به نحوی مدافع حقوق سیاه ها بود که البته همون سیاست های برآمده از این جریان در نهایت بطور غیر مستقیم قتلشو رقم زدن.
۲) تقریبا تا همین دیروز در هیچ یک از رسانه های بزرگ خبری چپی که برای جورج فلوید ( مجرم سیاهی که توسط یک سفید کشته شد) در مقیاس های چند ده هزارتایی خبر زده بودند کوچکترین خبری در مورد این زن سفیدی که توسط یک مرد سیاه کشته شده نزده بودند در صورتی که اگر برعکس بود قطعا مدیا رو سوراخ میکردن.
۳) پس از این جریان صفحه ی رسمی blacklivesmatter تیکه ایی از فیلمی رو استوری میکنه که مضمونش توجیه خشونت بر علیه افراده
۴) قاضی ایی که برای آخرین بار حکم آزادی مجرم رو داده بود زنی سیاهپوست و قاضی magistarte بود که تجربه و تخصص بسیار بالا برای سمت حقوقی_قضایی نداشت بل تخصصش اتفاقا کار با افراد دارای مشکلات روانی بود. اینطور حدس زده میشه که به دلیل سیاست های DEI در کنار حداقل شایستگی به این سمت منصوب شد.
۵) علیرغم اینکه حمل سلاح سرد و گرم در آمریکا آزاده حمل هرگونه سلاح در سیستم حمل و نقل عمومی به هر شکل ممنوعه و حقوق شهروندی اجازه نمیداد که این مجرم که مراتب اولیه قانون رو نقض کرده و پس از کشتن اون دختر گفته که حساب یک دختر سفید رو رسیدم به هنگام سوار شدنش به مترو مورد بازرسی بدنی قرار بگیره.
با توجه به این موارد و ترور چارلی کرک اگر همچنان به چپ های غربی و رسانه هاشون باور دارید شما بخشی از مشکل نیستید بلکه خود مشکل هستید.
#رافا
@rafa_in_reallife
👍2
هنر آگاهانه زیستن
Photo
🅾️ چرا شبه علم جذاب است؟
🔺 ذهن انسان به گونه ای تکامل یافته که همواره به دنبال معنا و الگو در جهان پیرامون است. این ویژگی اگر چه پایه ی پیشرفت های علمی بوده، اما می تواند ما را در دام باور های نادرست نیز بیندازد.
سوگیری های شناختی نقش پررنگی در گرایش افراد به شبه علم دارند.
برای مثال، سوگیری تأیید یکی از رایجترین خطاهای ذهنی است: ما به طور طبیعی تمایل داریم شواهدی را جستجو کنیم یا به یاد بیاوریم که عقاید موجودمان را تأیید میکنند و شواهد مخالف را نادیده می گیریم.
این سوگیری باعث میشود فردی که به یک درمان جعلی اعتقاد پیدا کرده، تمام موارد بهبودی (هرچند اتفاقی یا ناشی از اثر placebo) را به آن نسبت دهد و موارد عدم موفقیت را توجیه یا فراموش کند.
به همین ترتیب، تفکر گزینشی و خطای دسترس پذیری نیز اثرگذارند: داستانها و حکایات پررنگ و احساسی (مثلاً روایت معجزه آسای درمان سرطان با رژیم غذایی خاص) بیشتر در ذهن می مانند و ما بر پایه همان ها قضاوت میکنیم، در حالی که دادههای آماری خشک و علمی کمتر مورد توجه قرار میگیرند.
این تکیه بر حکایات شخصی به جای شواهد آماری یکی از دلایل پذیرش گستردۀ شبهعلم در میان مردم است.
وقتی فردی داستان «شفایافتن» کسی را میشنود که از درمان های جایگزین استفاده کرده، آن روایت تأثیر روانی قویتری نسبت به نتایج یک پژوهش کارآزمایی بالینی در او میگذارد.
یکی دیگر از سوگیریهای مهم، اثر دانینگ-کروگر۲ است که بهویژه در حوزه اطلاعات سلامت و علم دیده میشود. مطابق این اثر، افرادی که دانش یا تخصص کمی در یک حوزه دارند، اعتماد به نفس و اطمینان بیشتری به درستی دانستههای خود نشان میدهند. به بیان دیگر، هرچه دانش واقعی کمتر باشد، توهم دانایی بیشتر است.
چنین افرادی مستعد پذیرش ادعاهای شبهعلمیاند، زیرا پیچیدگی و عدم قطعیت روش علمی را درک نکرده و راه حل های ساده و مطمئن شبه علم را جذاب مییابند.
ادامه از اسلاید پنجم.
#شبه_علم #روانشناسی #سوگیری
💎 @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
🔺 ذهن انسان به گونه ای تکامل یافته که همواره به دنبال معنا و الگو در جهان پیرامون است. این ویژگی اگر چه پایه ی پیشرفت های علمی بوده، اما می تواند ما را در دام باور های نادرست نیز بیندازد.
سوگیری های شناختی نقش پررنگی در گرایش افراد به شبه علم دارند.
برای مثال، سوگیری تأیید یکی از رایجترین خطاهای ذهنی است: ما به طور طبیعی تمایل داریم شواهدی را جستجو کنیم یا به یاد بیاوریم که عقاید موجودمان را تأیید میکنند و شواهد مخالف را نادیده می گیریم.
این سوگیری باعث میشود فردی که به یک درمان جعلی اعتقاد پیدا کرده، تمام موارد بهبودی (هرچند اتفاقی یا ناشی از اثر placebo) را به آن نسبت دهد و موارد عدم موفقیت را توجیه یا فراموش کند.
به همین ترتیب، تفکر گزینشی و خطای دسترس پذیری نیز اثرگذارند: داستانها و حکایات پررنگ و احساسی (مثلاً روایت معجزه آسای درمان سرطان با رژیم غذایی خاص) بیشتر در ذهن می مانند و ما بر پایه همان ها قضاوت میکنیم، در حالی که دادههای آماری خشک و علمی کمتر مورد توجه قرار میگیرند.
این تکیه بر حکایات شخصی به جای شواهد آماری یکی از دلایل پذیرش گستردۀ شبهعلم در میان مردم است.
وقتی فردی داستان «شفایافتن» کسی را میشنود که از درمان های جایگزین استفاده کرده، آن روایت تأثیر روانی قویتری نسبت به نتایج یک پژوهش کارآزمایی بالینی در او میگذارد.
یکی دیگر از سوگیریهای مهم، اثر دانینگ-کروگر۲ است که بهویژه در حوزه اطلاعات سلامت و علم دیده میشود. مطابق این اثر، افرادی که دانش یا تخصص کمی در یک حوزه دارند، اعتماد به نفس و اطمینان بیشتری به درستی دانستههای خود نشان میدهند. به بیان دیگر، هرچه دانش واقعی کمتر باشد، توهم دانایی بیشتر است.
چنین افرادی مستعد پذیرش ادعاهای شبهعلمیاند، زیرا پیچیدگی و عدم قطعیت روش علمی را درک نکرده و راه حل های ساده و مطمئن شبه علم را جذاب مییابند.
ادامه از اسلاید پنجم.
#شبه_علم #روانشناسی #سوگیری
💎 @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
❤1👍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🖥️ آموزش مغلطه | قسمت چهارم
(مغلطه ریش)
🔗 قسمت قبلی
#Reason
#مغلطه #مغالطات #ویدئو_آموزشی
💎 @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
(مغلطه ریش)
🔗 قسمت قبلی
#Reason
#مغلطه #مغالطات #ویدئو_آموزشی
💎 @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
🅾️ اثر رژ لب
شلوغی بازارها در دوران رکود اقتصادی نشانه چیست؟
● اثر رژلب یکی از پدیدههای جذاب در اقتصاد رفتاری و روانشناسی مصرفکننده است که نشان میدهد انسانها حتی در شرایط سخت اقتصادی نیز به دنبال تجربه لذت و ایجاد حس مثبت در زندگی خود هستند.
○ این مفهوم برای نخستین بار در اوایل دهه ۲۰۰۰ میلادی توسط لئونارد لادر، مدیر شرکت استیلادر، مشهور شد. او در گزارشهای فروش برند خود متوجه شد که در زمان رکود اقتصادی، هرچند فروش کالاهای لوکس گرانقیمت کاهش مییابد، اما فروش رژلب و محصولات آرایشی کوچک افزایش پیدا میکند. به بیان ساده، مردم وقتی نمیتوانند لباسهای گران، جواهرات یا سفرهای پرهزینه بخرند، به سمت خرید یک رژلب یا محصولی کوچک اما لوکس میروند تا حس شادی و ارزشمندی را تجربه کنند.
● اگر به عقبتر برگردیم، ریشههای تاریخی این پدیده حتی قبل از طرح رسمی آن هم دیده میشود. در دوره رکود بزرگ اقتصادی آمریکا در دهه ۱۹۳۰، صنایع سرگرمی ارزان مانند سینما رشد چشمگیری داشتند. مردم دیگر توان خرید خانههای بزرگ یا اتومبیلهای جدید نداشتند، اما حاضر بودند بلیت ارزان سینما بخرند تا دنیایی متفاوت را تجربه کنند. همین منطق بعدها در قالب اثر رژلب صورتبندی شد. در جنگ جهانی دوم نیز زنان آمریکایی، با وجود کمبود منابع و جیرهبندی کالاها، همچنان به خرید لوازم آرایش و خصوصاً رژلب ادامه دادند؛ چرا که این خرید کوچک نه تنها برایشان حس زیبایی و امید ایجاد میکرد، بلکه نشانهای از مقاومت روانی در برابر شرایط سخت محسوب میشد.
○ از دید اقتصادی، اثر رژلب نوعی تقاضای مقاوم را توضیح میدهد. برخلاف کالاهای لوکس بزرگ که کاملاً وابسته به رونق اقتصادی هستند، کالاهای کوچک و لوکس از نوعی کشش تقاضای خاص برخوردارند. مردم خرید خانه، خودرو یا جواهر را به تعویق میاندازند، اما همچنان تمایل دارند بخشی از درآمد محدود خود را صرف محصولاتی کنند که خوشحالی کوتاهمدت ایجاد میکند. به همین دلیل است که شرکتهای فعال در حوزه لوازم آرایش، خوراکیهای خاص، قهوههای برند، یا حتی سرگرمیهای دیجیتال کوچک، در دوران رکود عملکردی بهتر از صنایع گرانقیمت دارند.
● از نظر مدیریتی، اثر رژلب پیامهای مهمی دارد. نخست اینکه مدیران شرکتها باید درک کنند که حتی در دوران بحران اقتصادی نیز تقاضای بازار از بین نمیرود، بلکه تغییر شکل میدهد. در چنین شرایطی، بازاریابی و طراحی محصول باید به سمت کالاهای کوچکتر، ارزانتر اما همچنان لوکس و لذتبخش متمایل شود.
○ اثر رژلب به مدیران کمک میکند نشانگرهای اقتصادی غیررسمی را درک کنند. وقتی فروش کالاهای کوچک لوکس رشد میکند، میتوان نتیجه گرفت که جامعه در وضعیت فشار اقتصادی است و مردم در حال جبران محرومیتهای بزرگ از طریق لذتهای کوچک هستند. بنابراین اثر رژلب نه تنها برای پیشبینی فروش، بلکه به عنوان شاخصی از احساسات مصرفکننده نیز ارزش دارد.
#اثر_رژلب #رکود_اقتصادی #سواد_اقتصادی
💎 @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
شلوغی بازارها در دوران رکود اقتصادی نشانه چیست؟
● اثر رژلب یکی از پدیدههای جذاب در اقتصاد رفتاری و روانشناسی مصرفکننده است که نشان میدهد انسانها حتی در شرایط سخت اقتصادی نیز به دنبال تجربه لذت و ایجاد حس مثبت در زندگی خود هستند.
○ این مفهوم برای نخستین بار در اوایل دهه ۲۰۰۰ میلادی توسط لئونارد لادر، مدیر شرکت استیلادر، مشهور شد. او در گزارشهای فروش برند خود متوجه شد که در زمان رکود اقتصادی، هرچند فروش کالاهای لوکس گرانقیمت کاهش مییابد، اما فروش رژلب و محصولات آرایشی کوچک افزایش پیدا میکند. به بیان ساده، مردم وقتی نمیتوانند لباسهای گران، جواهرات یا سفرهای پرهزینه بخرند، به سمت خرید یک رژلب یا محصولی کوچک اما لوکس میروند تا حس شادی و ارزشمندی را تجربه کنند.
● اگر به عقبتر برگردیم، ریشههای تاریخی این پدیده حتی قبل از طرح رسمی آن هم دیده میشود. در دوره رکود بزرگ اقتصادی آمریکا در دهه ۱۹۳۰، صنایع سرگرمی ارزان مانند سینما رشد چشمگیری داشتند. مردم دیگر توان خرید خانههای بزرگ یا اتومبیلهای جدید نداشتند، اما حاضر بودند بلیت ارزان سینما بخرند تا دنیایی متفاوت را تجربه کنند. همین منطق بعدها در قالب اثر رژلب صورتبندی شد. در جنگ جهانی دوم نیز زنان آمریکایی، با وجود کمبود منابع و جیرهبندی کالاها، همچنان به خرید لوازم آرایش و خصوصاً رژلب ادامه دادند؛ چرا که این خرید کوچک نه تنها برایشان حس زیبایی و امید ایجاد میکرد، بلکه نشانهای از مقاومت روانی در برابر شرایط سخت محسوب میشد.
○ از دید اقتصادی، اثر رژلب نوعی تقاضای مقاوم را توضیح میدهد. برخلاف کالاهای لوکس بزرگ که کاملاً وابسته به رونق اقتصادی هستند، کالاهای کوچک و لوکس از نوعی کشش تقاضای خاص برخوردارند. مردم خرید خانه، خودرو یا جواهر را به تعویق میاندازند، اما همچنان تمایل دارند بخشی از درآمد محدود خود را صرف محصولاتی کنند که خوشحالی کوتاهمدت ایجاد میکند. به همین دلیل است که شرکتهای فعال در حوزه لوازم آرایش، خوراکیهای خاص، قهوههای برند، یا حتی سرگرمیهای دیجیتال کوچک، در دوران رکود عملکردی بهتر از صنایع گرانقیمت دارند.
● از نظر مدیریتی، اثر رژلب پیامهای مهمی دارد. نخست اینکه مدیران شرکتها باید درک کنند که حتی در دوران بحران اقتصادی نیز تقاضای بازار از بین نمیرود، بلکه تغییر شکل میدهد. در چنین شرایطی، بازاریابی و طراحی محصول باید به سمت کالاهای کوچکتر، ارزانتر اما همچنان لوکس و لذتبخش متمایل شود.
○ اثر رژلب به مدیران کمک میکند نشانگرهای اقتصادی غیررسمی را درک کنند. وقتی فروش کالاهای کوچک لوکس رشد میکند، میتوان نتیجه گرفت که جامعه در وضعیت فشار اقتصادی است و مردم در حال جبران محرومیتهای بزرگ از طریق لذتهای کوچک هستند. بنابراین اثر رژلب نه تنها برای پیشبینی فروش، بلکه به عنوان شاخصی از احساسات مصرفکننده نیز ارزش دارد.
#اثر_رژلب #رکود_اقتصادی #سواد_اقتصادی
💎 @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
👍2🔥1