👍2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🙅♂️کنسلکالچر یا فرهنگ حذف، ابزاری برای حذف سیستماتیک مخالف و رسیدن به قدرت مطلق و بی چون و چرا.... کاش از تاریخ درس میگرفتیم.... کاش
🎙 سیاوش صمدی
#فرهنگ_حذف #کنسلکالچر #آزادی_بیان
#Cancel_culture
💎 @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
🎙 سیاوش صمدی
#فرهنگ_حذف #کنسلکالچر #آزادی_بیان
#Cancel_culture
💎 @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
👍2
📝 این تصویر ساده و در عین حال چندلایه، تمثیلی ژرف از وضعیت روانی و اجتماعی انسان در برابر مسئلهی «امنیت» و «آزادی» است.
🐟🐠 نمو میپرسد: «چرا اونجایی؟!» و دوری جواب میدهد: «چون جام امنه!».
🎙️این دیالوگ کوتاه اما پرمعنا، به خوبی نمایانگر پارادوکسی است که بسیاری از انسانها در زندگی روزمره با آن دست به گریباناند: انتخاب میان ماندن در حصارِ امن محدودیتها یا دلسپردن به گسترهی پرمخاطره آزادی.
🔮 تنگ شیشهای در این تصویر، نمادی است از حصارهایی که انسان به دست خود یا دیگران برای خود ساخته است؛ حصارهایی که گاه به شکل قواعد اجتماعی، باورهای نهادینه شده، ترسهای درونی یا عادتهای روزمره ظاهر میشوند.
⛓️ این حصارها، هرچند شفاف و در ظاهر بیخطرند، مرزهایی غیرقابلانکار بر زندگی فرد تحمیل میکنند. ماهی درون تنگ، احساس امنیت دارد، چرا که چارچوب زندگیاش روشن و محدود است؛ اما بهای این امنیت، محرومیت از تجربهی ناشناختهها و شکوفایی توان بالقوهی وجودی خویش است.
🌊 از سوی دیگر، ماهی بیرون از تنگ، تجسم روح جستجوگر و حقیقتطلب انسان است. او نماد آن نیرو یا ندایی است که ما را به رهایی از قید و بندها و به کاوش در جهانی بیپایان فرامیخواند؛ جهانی که در آن نه امنیت تضمینشده است و نه مرزهای آشنا. اینجا همان جایی است که فلسفه آزادی رخ مینماید: آزادی، هرگز بیهزینه نیست. همواره با خطر، بیثباتی و رویارویی با ناشناختهها همراه است.
🔓 پیام نهفته در این تصویر را میتوان چنین بازخوانی کرد: امنیت صرف، اگر به قیمت اسارت و محدودیت به دست آید، خود نوعی زندان است؛ زندانی که هرچند دیوارهایش شفاف و نامرئی باشند، در نهایت روح انسان را از پرواز و تجربهی جهان باز میدارد.
🕊️ در مقابل، آزادی در دل مخاطره، فرصتی است برای شکوفایی، رشد و دستیابی به حقیقت وجودی.
📖 درسی که این اثر هنری به ما میآموزد این است که گاه باید جرئت کنیم و از «تنگ امن» خویش بیرون آییم، چرا که زندگی حقیقی در فراسوی مرزهای امن و آشنا آغاز میشود.
#آزادی #امنیت #منطقه_امن #در_جستجوی_نمو
💎 @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
🐟🐠 نمو میپرسد: «چرا اونجایی؟!» و دوری جواب میدهد: «چون جام امنه!».
🎙️این دیالوگ کوتاه اما پرمعنا، به خوبی نمایانگر پارادوکسی است که بسیاری از انسانها در زندگی روزمره با آن دست به گریباناند: انتخاب میان ماندن در حصارِ امن محدودیتها یا دلسپردن به گسترهی پرمخاطره آزادی.
🔮 تنگ شیشهای در این تصویر، نمادی است از حصارهایی که انسان به دست خود یا دیگران برای خود ساخته است؛ حصارهایی که گاه به شکل قواعد اجتماعی، باورهای نهادینه شده، ترسهای درونی یا عادتهای روزمره ظاهر میشوند.
⛓️ این حصارها، هرچند شفاف و در ظاهر بیخطرند، مرزهایی غیرقابلانکار بر زندگی فرد تحمیل میکنند. ماهی درون تنگ، احساس امنیت دارد، چرا که چارچوب زندگیاش روشن و محدود است؛ اما بهای این امنیت، محرومیت از تجربهی ناشناختهها و شکوفایی توان بالقوهی وجودی خویش است.
🌊 از سوی دیگر، ماهی بیرون از تنگ، تجسم روح جستجوگر و حقیقتطلب انسان است. او نماد آن نیرو یا ندایی است که ما را به رهایی از قید و بندها و به کاوش در جهانی بیپایان فرامیخواند؛ جهانی که در آن نه امنیت تضمینشده است و نه مرزهای آشنا. اینجا همان جایی است که فلسفه آزادی رخ مینماید: آزادی، هرگز بیهزینه نیست. همواره با خطر، بیثباتی و رویارویی با ناشناختهها همراه است.
🔓 پیام نهفته در این تصویر را میتوان چنین بازخوانی کرد: امنیت صرف، اگر به قیمت اسارت و محدودیت به دست آید، خود نوعی زندان است؛ زندانی که هرچند دیوارهایش شفاف و نامرئی باشند، در نهایت روح انسان را از پرواز و تجربهی جهان باز میدارد.
🕊️ در مقابل، آزادی در دل مخاطره، فرصتی است برای شکوفایی، رشد و دستیابی به حقیقت وجودی.
📖 درسی که این اثر هنری به ما میآموزد این است که گاه باید جرئت کنیم و از «تنگ امن» خویش بیرون آییم، چرا که زندگی حقیقی در فراسوی مرزهای امن و آشنا آغاز میشود.
#آزادی #امنیت #منطقه_امن #در_جستجوی_نمو
💎 @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
◾ عزت نفس
- احساس ارزشمندی و احترام به خود، حتی در شرایط شکست یا ناکامی.
- ساختاری درونی و نسبتا ثابت که با پیچیدگیهای زندگی تغییرات ناچیزی دارد.
- رابطهای با تجارب ابتدایی، پذیرش اجتماعی و حمایت عاطفی خانواده دارد.
- عزتنفس پایین ممکن است منجر به افسردگی، اضطراب یا اختلالات خوردن شود.
- فردی با عزتنفس بالا معمولا خود را بهصورت واقعی میپذیرد و دست به خودمداری یا خودتخریبی نمیزند.
◽اعتماد به نفس
- باور فرد در توانایی اجرای یک وظیفه یا مهارت خاص.
- با موفقیتهای خاص افزایش مییابد و با شکست کاهش مییابد.
📮آوای فلسفه
#عزت_نفس #اعتماد_به_نفس
💎 @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
- احساس ارزشمندی و احترام به خود، حتی در شرایط شکست یا ناکامی.
- ساختاری درونی و نسبتا ثابت که با پیچیدگیهای زندگی تغییرات ناچیزی دارد.
- رابطهای با تجارب ابتدایی، پذیرش اجتماعی و حمایت عاطفی خانواده دارد.
- عزتنفس پایین ممکن است منجر به افسردگی، اضطراب یا اختلالات خوردن شود.
- فردی با عزتنفس بالا معمولا خود را بهصورت واقعی میپذیرد و دست به خودمداری یا خودتخریبی نمیزند.
◽اعتماد به نفس
- باور فرد در توانایی اجرای یک وظیفه یا مهارت خاص.
- با موفقیتهای خاص افزایش مییابد و با شکست کاهش مییابد.
📮آوای فلسفه
#عزت_نفس #اعتماد_به_نفس
💎 @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
👍1
🔆 سوگیری محافظه کاری
✍️ بهمن شهری
🔅محافظهکاری به عنوان یک سوگیری شناختی ربطی به محافظهکاری در عالم سیاست ندارد. هر کسی در هر طیف سیاسی ممکن است در بند این خطای معرفتی گرفتار شود. در فرایند تصمیمگیری و قضاوت وقتی پای محافظهکاری در میان باشد، ذهن وزن بیشتری برای دادههایی که از پیش داشته قائل میشود و به شواهد جدید اهمیتی نمیدهد. مثلاً سالها طول کشید تا مردم بپذیرند زمین گرد است زیرا همچنان بر درک قبلی که زمین صاف است پافشاری میکردند.
🔅تحقیقات دانشگاهی نشان میدهند که خریداران سهام در بازار بورس وقتی میبینند درآمد یک شرکت چندین سال متوالی روند صعودی داشته، به این باور میرسند که این روند ادامه خواهد یافت در نتیجه دچار خوشبینی بیش از اندازه میشوند. این خوشبینی، محافظهکاری را در آنان تقویت میکند. به همین منوال وقتی خبرهایی درباره روند نزولی سود همان شرکت دریافت میکنند، اطلاعات جدید را کماهمیت میشمارند و به سرمایهگذاریشان ادامه میدهند یا خیلی دیر واکنش نشان میدهند. محافظهکاری در سرمایهگذاری میتواند زیانبار باشد.
🔅محافظهکاری میتواند روند پردازش اطلاعات را در ذهن خدشهدار کند. وقتی ذهن اطلاعات پیچیده فراوانی را دریافت میکند، فرد دچار دلهره و اضطراب میشود. آسانترین گزینه پیش روی ذهن برای رفع نگرانی چسبیدن به باورهای قبلی است و در نتیجه محافظهکاری رخ میدهد. برعکس اگر فرد تلاش کند به آرامی و از روی حوصله درباره اطلاعات دریافتی فکر کند و کمکم پیچیدگیشان را درک کند، روند پردازش اطلاعات و واکنش به آن از گزند محافظهکاری در امان خواهد ماند.
🔻اجازه دهید دو سناریوی فرضی را با هم بررسی کنیم.
🔹سناریوی یک: کیارش سالهاست مشتری شرکت الف است. شرکت الف محصولات ورزشی تولید میکند. کیارش سالهاست از محصولات این شرکت راضی است. شرکت الف اعلام میکند که محصول جدید این شرکت پس از دو سال انتظار دو ماه دیگر به بازار عرضه میشود و در نتیجه پیشفروش محصول را آغاز میکند. کیارش به عنوان یک مشتری وفادار محصول را در ایام پیشفروش خریداری میکند. دو هفته میگذرد و شایعاتی به گوش میرسند مبنی بر اینکه محصول جدید هنوز آماده ورود به بازار نیست. کیارش این شایعات را جدی نمیگیرد. یک ماه بعد شرکت در اطلاعیهای بلند بالا اعلام میکند که برخی مشکلات فنی باعث شده تحویل محصول چند هفته عقب بیفتد. کیارش در این مرحله بدون خواندن جزییات اعلامیه و تحقیق درباره اطلاعات جدید، بر مبنای تجربه گذشته از خرید صرفنظر نمیکند با اینکه مبلغ بالایی پرداخت کرده است. در حقیقت محافظهکاری باعث میشود کیارش به اطلاعات جدید بیاعتنا باشد در صورتی که شاید تصمیم عاقلانهتر برای کیارش این است که مبلغ پرداختی را پس بگیرد و منتظر بماند تا محصول به بازار عرضه شود و آنگاه تصمیم بگیرد.
🔸سناریوی دو: دنیا پس از چندین ماه کار و تلاش، تصمیم میگیرد خانوادهاش را در اولین تعطیلات به سفر ببرد. او پس از یک هفته تحقیق، یک بسته مسافرتی شامل پرواز و اقامت در یک هتل خوب در یک ساحل بینظیر را با قیمتی بسیار مناسب پیشخرید میکند. یک هفته مانده به سفر، پیشبینی سازمان هواشناسی حکایت از آن دارد که طوفانی شدید قرار است همان منطقه ساحلی را در همان ایامی که دنیا و خانوادهاش آنجا هستند درنوردد. او میداند که با توجه به این اطلاعات جدید باید سفر را لغو کند اما در عین حال دنیا دوست ندارد از سفر صرفنظر کند و در نتیجه صدایی در ذهنش میگوید "حالا ببینیم چه میشود" یا "حالا برویم اگر خیلی وضع خراب شد فکری میکنیم یا اصلا از هتل بیرون نمیرویم." این ندای محافظهکاری در ذهن دنیاست زیرا سخت است تصمیم خیلی خوبی را که پیشتر گرفته شده به خاطر شرایط جدید لغو کرد.
🔅محافظهکاری سبب میشود برخی تصمیمات خوب هیچگاه گرفته نشوند در نتیجه باید همیشه حواسمان به اثر محافظهکاری جمع باشد. نکته کلیدی در کاهش اثر محافظهکاری سازگاری با موقعیت جدید و اهمیت دادن به واقعیتهای ملموس است. بهینهسازی تصمیمگیری ممکن نیست مگر بدون تردید درباره تمام دادههای موجود فکر و سپس تصمیم نهایی را اتخاذ کنیم.
#سوگیری
#سوگیری_شناختی
#سوگیری_محافظه_کاری
💎 @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
✍️ بهمن شهری
محافظهکاری (Conservatism) نوعی سوگیری شناختی است که ذهن اطلاعات و شواهد قدیمی را بر اطلاعاتی که تازه به دست آورده ترجیح میدهد.
🔅محافظهکاری به عنوان یک سوگیری شناختی ربطی به محافظهکاری در عالم سیاست ندارد. هر کسی در هر طیف سیاسی ممکن است در بند این خطای معرفتی گرفتار شود. در فرایند تصمیمگیری و قضاوت وقتی پای محافظهکاری در میان باشد، ذهن وزن بیشتری برای دادههایی که از پیش داشته قائل میشود و به شواهد جدید اهمیتی نمیدهد. مثلاً سالها طول کشید تا مردم بپذیرند زمین گرد است زیرا همچنان بر درک قبلی که زمین صاف است پافشاری میکردند.
🔅تحقیقات دانشگاهی نشان میدهند که خریداران سهام در بازار بورس وقتی میبینند درآمد یک شرکت چندین سال متوالی روند صعودی داشته، به این باور میرسند که این روند ادامه خواهد یافت در نتیجه دچار خوشبینی بیش از اندازه میشوند. این خوشبینی، محافظهکاری را در آنان تقویت میکند. به همین منوال وقتی خبرهایی درباره روند نزولی سود همان شرکت دریافت میکنند، اطلاعات جدید را کماهمیت میشمارند و به سرمایهگذاریشان ادامه میدهند یا خیلی دیر واکنش نشان میدهند. محافظهکاری در سرمایهگذاری میتواند زیانبار باشد.
🔅محافظهکاری میتواند روند پردازش اطلاعات را در ذهن خدشهدار کند. وقتی ذهن اطلاعات پیچیده فراوانی را دریافت میکند، فرد دچار دلهره و اضطراب میشود. آسانترین گزینه پیش روی ذهن برای رفع نگرانی چسبیدن به باورهای قبلی است و در نتیجه محافظهکاری رخ میدهد. برعکس اگر فرد تلاش کند به آرامی و از روی حوصله درباره اطلاعات دریافتی فکر کند و کمکم پیچیدگیشان را درک کند، روند پردازش اطلاعات و واکنش به آن از گزند محافظهکاری در امان خواهد ماند.
🔻اجازه دهید دو سناریوی فرضی را با هم بررسی کنیم.
🔹سناریوی یک: کیارش سالهاست مشتری شرکت الف است. شرکت الف محصولات ورزشی تولید میکند. کیارش سالهاست از محصولات این شرکت راضی است. شرکت الف اعلام میکند که محصول جدید این شرکت پس از دو سال انتظار دو ماه دیگر به بازار عرضه میشود و در نتیجه پیشفروش محصول را آغاز میکند. کیارش به عنوان یک مشتری وفادار محصول را در ایام پیشفروش خریداری میکند. دو هفته میگذرد و شایعاتی به گوش میرسند مبنی بر اینکه محصول جدید هنوز آماده ورود به بازار نیست. کیارش این شایعات را جدی نمیگیرد. یک ماه بعد شرکت در اطلاعیهای بلند بالا اعلام میکند که برخی مشکلات فنی باعث شده تحویل محصول چند هفته عقب بیفتد. کیارش در این مرحله بدون خواندن جزییات اعلامیه و تحقیق درباره اطلاعات جدید، بر مبنای تجربه گذشته از خرید صرفنظر نمیکند با اینکه مبلغ بالایی پرداخت کرده است. در حقیقت محافظهکاری باعث میشود کیارش به اطلاعات جدید بیاعتنا باشد در صورتی که شاید تصمیم عاقلانهتر برای کیارش این است که مبلغ پرداختی را پس بگیرد و منتظر بماند تا محصول به بازار عرضه شود و آنگاه تصمیم بگیرد.
🔸سناریوی دو: دنیا پس از چندین ماه کار و تلاش، تصمیم میگیرد خانوادهاش را در اولین تعطیلات به سفر ببرد. او پس از یک هفته تحقیق، یک بسته مسافرتی شامل پرواز و اقامت در یک هتل خوب در یک ساحل بینظیر را با قیمتی بسیار مناسب پیشخرید میکند. یک هفته مانده به سفر، پیشبینی سازمان هواشناسی حکایت از آن دارد که طوفانی شدید قرار است همان منطقه ساحلی را در همان ایامی که دنیا و خانوادهاش آنجا هستند درنوردد. او میداند که با توجه به این اطلاعات جدید باید سفر را لغو کند اما در عین حال دنیا دوست ندارد از سفر صرفنظر کند و در نتیجه صدایی در ذهنش میگوید "حالا ببینیم چه میشود" یا "حالا برویم اگر خیلی وضع خراب شد فکری میکنیم یا اصلا از هتل بیرون نمیرویم." این ندای محافظهکاری در ذهن دنیاست زیرا سخت است تصمیم خیلی خوبی را که پیشتر گرفته شده به خاطر شرایط جدید لغو کرد.
🔅محافظهکاری سبب میشود برخی تصمیمات خوب هیچگاه گرفته نشوند در نتیجه باید همیشه حواسمان به اثر محافظهکاری جمع باشد. نکته کلیدی در کاهش اثر محافظهکاری سازگاری با موقعیت جدید و اهمیت دادن به واقعیتهای ملموس است. بهینهسازی تصمیمگیری ممکن نیست مگر بدون تردید درباره تمام دادههای موجود فکر و سپس تصمیم نهایی را اتخاذ کنیم.
#سوگیری
#سوگیری_شناختی
#سوگیری_محافظه_کاری
💎 @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
👍2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🚨 کیش شخصیت (Cult of personality)
🔺کیش شخصیت پدیدهای است که در آن یک شخص با استفاده از رسانههای گروهی و تبلیغات سیاسی از خود وجههی عمومیِ آرمانی و قهرمانانهای ارائه میدهد.
#کیش_شخصیت
#شخصیت_پرستی
💎 @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
🔺کیش شخصیت پدیدهای است که در آن یک شخص با استفاده از رسانههای گروهی و تبلیغات سیاسی از خود وجههی عمومیِ آرمانی و قهرمانانهای ارائه میدهد.
#کیش_شخصیت
#شخصیت_پرستی
💎 @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
👍4
📸 عکس تاریخی «آگوست لندمسر» و داستان اجتناب او از سلام نازی
◾ بیشتر عکسهای تاریخی مشهور، آنقدر نفسگیر و احساسبرانگیزند که کوتاهزمانی بعد از ثبت، مشهور میشوند، اما عکسی که در این پست میخواهم در موردش بنویسم، سالهای سال طول کشید تا مشهور شود و داستان مردی که در محور عکس قرار دارد، کشف شود.
◽ سیزدهم ژوئن سال ۱۹۳۶ بود، انبوهی از مردم در هامبورگ به مناسبت به آب انداخته شدن کشتی هورست وسل گرد آمده بودند، کشتیای که نام یک فعال اجتماعی حزب نازی بر آن گذاشته شده بود. هیتلر هم به هامبورگ آمده بود.
◾ اجتماع مردم آلمان، یادآور اجتماعات قبلی بود، همان اجتماعات باشکوهی که مشابهش را «لنی ریفنشتال» در فیلم «پیروزی اراده» ثبت کرده بود.
◽ عکسی از این گردهمایی ثبت شد، در این عکس، صدها نفر از مردم را میبینیم که با دستان کشیده، سلام نازی میدهند، اما در عکس اگر خوب دقت کنید، مردی را میبینید که با بقیه تفاوت دارد، او تنها کسی است که سلام نازی نمیگوید.
◾ آیا در لحظه گرفته شدن عکس، اتفاقی دست او پایین بود؟ نه! حالت صورت و دستهای بر سینه گذاشته شده او، چیز دیگری میگوید، به نظر میرسد که آگاهانه و عمدا از دادن سلام نازی اجتناب کرده است.
◽ این عکس، سالها در در مرکز اسنادی که توسط گشتاپو ، اس اس و واحد امنیتی رایش استفاده میشد، در خیابان پرنس آلبرت برلین نگاهداری شد، تا اینکه سالها بعد، مبدل به عکسی نمادین شد، عکسی که مردی را در حال حرکت در خلاف جریان آب نشان میدهد، عکس کسی که لابد در جامعه به خود آمده آلمان در سالهای بعد از جنگ جهانی، مجبور نبود بار عذاب وجدانی را بر دوش بکشد.
◾ اما این مرد واقعا چه کسی بود؟ آیا نام او را میدانیم یا اینکه نشانی از او در آن سالهای پرآشوب باقی نمانده است؟
◽ تا سال ۱۹۹۱، تصور میشد که این مرد جزو شخصیتهای گمنام تاریخ است، اما در این زمان روزنامه واشنگتن پست گزارش کرد که یکی از فرزندان این مرد، با دیدن اتفاقی این عکس در یکی از روزنامههای آلمانی، موفق شده پدرش را شناسایی کند.
◾ مردی که در عکس دیدید، «آگوست لندمسر» August Landmesser نام داشت، او در ۲۴ می سال ۱۹۱۰ به دنیا آمده بود، او کارگر شرکت کشتیسازی بلوم + ووس در هامبورگ آلمان بود.
◽ در سال ۱۹۳۱ لندمسر به امید یافتن کار، عضو حزب نازی شده بود، در سال ۱۹۳۵ او با زنی به نام ایرما اکلر آشنا شد، این زن اصلیتی یهودی داشت و مادربزرگش یهودی بود، اما بقیه اعضای خانواده او مسیحی پروتستان بودند.
◾ درخواست رسمی ازدواج لندمسر، به خاطر قوانین آن زمان آلمان که آمیزش آلمانیها را با یهودیها منع میکرد، رد شد.
◽ در سال ۱۹۳۵ و ۱۹۳۷، این زوج صاحب دو دختر شدند که نامهای اینگرید و ایرِنه را بر آنها نهادند.
◾در سال ۱۹۳۷، زمانی که همسر لندمسر، دختر دوم را باردار بود، لندمسر تصمیم گرفت که به خاطر فشارهایی که بر او تحمیل میشد به دانمارک برود، اما او دستگیر شد و زمانی که گشتاپو دریافت همسر یهودیتبار او کودک دومشان را باردار است، او را به دادگاه فرستاد.
◽ دادگاه با استناد به بند دوم قانون حفاظت از خون و افتخار آلمانی او را مقصر تشخیص داد و طبق بند پنجم همان قانون او را به دو و نیم سال زندان با کار اجباری محکوم کرد، همسر او هم دستگیر شد.
◾ لندمسر به اردوگاه بروگمور فرستاده شد، اما همسرش به اردوگاه لیچنبرگ و بعد راونسبروک اعزام شد، جایی که در ژانویه سال ۱۹۴۲ درگذشت.
◽ دو دختر او هم در امان نبودند، اینگرید از آنجا که قبل از تصویب قوانین حفاظت از نژاد آلمانی به دنیا آمده بود از گزند قوانین در امان ماند و اجازه داده شد که نزد مادربزرگش بماند، اما ایرِنه به پرورشگاه فرستاده شد، تا اینکه خانوادهای او را به فرزندی قبول کردند، اما ناپدری جدید او یهودی بود و بعد از دستگیری ناپدری، ایرنه مجددا به پرورشگاه فرستاده شد، اما یکی از نزدیکان او، توانست ایرنه را از پرورشگاه فراری بدهد و به اتریش ببرد.
لندمسر در سال ۱۹۴۱ آزاد شد، برای کار به یک کارخانه تولید خودروهای نظامی رفت، در سال ۱۹۴۳ زمانی که آلمان اوکراین را اشغال کرده بود، لندمسر با یک پرستار روسی آشنا شد و با او ازدواج کرد و او را به دخترانش معرفی کرد.
◾ در سال ۱۹۴۴ به میدان نبرد فراخوانده شد و همین سال مفقود شد، تصور میشود که او به قتل رسیده باشد.
◽ در سال ۱۹۹۶، ایرنه کتابی در مورد داستان زندگی خانوادهاش نوشت، بخش بزرگی از این کتاب را به صورت آنلاین و به زبان انگلیسی میتوانید در لینک زیر بخوانید.
https://www.fasena.de/courage/english/index.htm
#حافظه_تاریخی #فردگرایی #هیتلر #آلمان #نازی #جنگ_جهانی_دوم
#Augustlandmesser
💎 @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
◾ بیشتر عکسهای تاریخی مشهور، آنقدر نفسگیر و احساسبرانگیزند که کوتاهزمانی بعد از ثبت، مشهور میشوند، اما عکسی که در این پست میخواهم در موردش بنویسم، سالهای سال طول کشید تا مشهور شود و داستان مردی که در محور عکس قرار دارد، کشف شود.
◽ سیزدهم ژوئن سال ۱۹۳۶ بود، انبوهی از مردم در هامبورگ به مناسبت به آب انداخته شدن کشتی هورست وسل گرد آمده بودند، کشتیای که نام یک فعال اجتماعی حزب نازی بر آن گذاشته شده بود. هیتلر هم به هامبورگ آمده بود.
◾ اجتماع مردم آلمان، یادآور اجتماعات قبلی بود، همان اجتماعات باشکوهی که مشابهش را «لنی ریفنشتال» در فیلم «پیروزی اراده» ثبت کرده بود.
◽ عکسی از این گردهمایی ثبت شد، در این عکس، صدها نفر از مردم را میبینیم که با دستان کشیده، سلام نازی میدهند، اما در عکس اگر خوب دقت کنید، مردی را میبینید که با بقیه تفاوت دارد، او تنها کسی است که سلام نازی نمیگوید.
◾ آیا در لحظه گرفته شدن عکس، اتفاقی دست او پایین بود؟ نه! حالت صورت و دستهای بر سینه گذاشته شده او، چیز دیگری میگوید، به نظر میرسد که آگاهانه و عمدا از دادن سلام نازی اجتناب کرده است.
◽ این عکس، سالها در در مرکز اسنادی که توسط گشتاپو ، اس اس و واحد امنیتی رایش استفاده میشد، در خیابان پرنس آلبرت برلین نگاهداری شد، تا اینکه سالها بعد، مبدل به عکسی نمادین شد، عکسی که مردی را در حال حرکت در خلاف جریان آب نشان میدهد، عکس کسی که لابد در جامعه به خود آمده آلمان در سالهای بعد از جنگ جهانی، مجبور نبود بار عذاب وجدانی را بر دوش بکشد.
◾ اما این مرد واقعا چه کسی بود؟ آیا نام او را میدانیم یا اینکه نشانی از او در آن سالهای پرآشوب باقی نمانده است؟
◽ تا سال ۱۹۹۱، تصور میشد که این مرد جزو شخصیتهای گمنام تاریخ است، اما در این زمان روزنامه واشنگتن پست گزارش کرد که یکی از فرزندان این مرد، با دیدن اتفاقی این عکس در یکی از روزنامههای آلمانی، موفق شده پدرش را شناسایی کند.
◾ مردی که در عکس دیدید، «آگوست لندمسر» August Landmesser نام داشت، او در ۲۴ می سال ۱۹۱۰ به دنیا آمده بود، او کارگر شرکت کشتیسازی بلوم + ووس در هامبورگ آلمان بود.
◽ در سال ۱۹۳۱ لندمسر به امید یافتن کار، عضو حزب نازی شده بود، در سال ۱۹۳۵ او با زنی به نام ایرما اکلر آشنا شد، این زن اصلیتی یهودی داشت و مادربزرگش یهودی بود، اما بقیه اعضای خانواده او مسیحی پروتستان بودند.
◾ درخواست رسمی ازدواج لندمسر، به خاطر قوانین آن زمان آلمان که آمیزش آلمانیها را با یهودیها منع میکرد، رد شد.
◽ در سال ۱۹۳۵ و ۱۹۳۷، این زوج صاحب دو دختر شدند که نامهای اینگرید و ایرِنه را بر آنها نهادند.
◾در سال ۱۹۳۷، زمانی که همسر لندمسر، دختر دوم را باردار بود، لندمسر تصمیم گرفت که به خاطر فشارهایی که بر او تحمیل میشد به دانمارک برود، اما او دستگیر شد و زمانی که گشتاپو دریافت همسر یهودیتبار او کودک دومشان را باردار است، او را به دادگاه فرستاد.
◽ دادگاه با استناد به بند دوم قانون حفاظت از خون و افتخار آلمانی او را مقصر تشخیص داد و طبق بند پنجم همان قانون او را به دو و نیم سال زندان با کار اجباری محکوم کرد، همسر او هم دستگیر شد.
◾ لندمسر به اردوگاه بروگمور فرستاده شد، اما همسرش به اردوگاه لیچنبرگ و بعد راونسبروک اعزام شد، جایی که در ژانویه سال ۱۹۴۲ درگذشت.
◽ دو دختر او هم در امان نبودند، اینگرید از آنجا که قبل از تصویب قوانین حفاظت از نژاد آلمانی به دنیا آمده بود از گزند قوانین در امان ماند و اجازه داده شد که نزد مادربزرگش بماند، اما ایرِنه به پرورشگاه فرستاده شد، تا اینکه خانوادهای او را به فرزندی قبول کردند، اما ناپدری جدید او یهودی بود و بعد از دستگیری ناپدری، ایرنه مجددا به پرورشگاه فرستاده شد، اما یکی از نزدیکان او، توانست ایرنه را از پرورشگاه فراری بدهد و به اتریش ببرد.
لندمسر در سال ۱۹۴۱ آزاد شد، برای کار به یک کارخانه تولید خودروهای نظامی رفت، در سال ۱۹۴۳ زمانی که آلمان اوکراین را اشغال کرده بود، لندمسر با یک پرستار روسی آشنا شد و با او ازدواج کرد و او را به دخترانش معرفی کرد.
◾ در سال ۱۹۴۴ به میدان نبرد فراخوانده شد و همین سال مفقود شد، تصور میشود که او به قتل رسیده باشد.
◽ در سال ۱۹۹۶، ایرنه کتابی در مورد داستان زندگی خانوادهاش نوشت، بخش بزرگی از این کتاب را به صورت آنلاین و به زبان انگلیسی میتوانید در لینک زیر بخوانید.
https://www.fasena.de/courage/english/index.htm
#حافظه_تاریخی #فردگرایی #هیتلر #آلمان #نازی #جنگ_جهانی_دوم
#Augustlandmesser
💎 @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
👍3
🏛️ در کشوری که اکنون شما زندگی میکنید کدام شرایط حاکم است؟
#توتالیتاریسم
#سوسیالیسم
#کاپیتالیسم
#فاشیسم
#لیبرالیسم
#ایسم_شناسی
⚛️ @ReverseMatrix
#توتالیتاریسم
#سوسیالیسم
#کاپیتالیسم
#فاشیسم
#لیبرالیسم
#ایسم_شناسی
⚛️ @ReverseMatrix
👍3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🚨 مارکسیسم فرهنگی چیست؟
#مارکسیسم
#مکتب_فرانکفورت
#چپ_نو
#ایسم_شناسی
💎 @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
#مارکسیسم
#مکتب_فرانکفورت
#چپ_نو
#ایسم_شناسی
💎 @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
👍1
❌ نژاد پرستی شکلی از جمع گرایی
✍️ آین رند
نژادپرستی پست ترین و بی رحمانه ترین شکل از جمع گرایی است. نژادپرستی برای اصل و نسب ژنتیکی انسان اهمیت و اعتبار اخلاقی، اجتماعی و سیاسی قائل میشود و بر این باور است که خصیصه های عقلی و شخصیتی فرد از شیمی بدن او نشأت می گیرد و از طریق آن منتقل می شود. این در عمل بدان معناست که انسان باید بر اساس ویژگی های شخصیتی و اعمال جمعی از نیاکانش مورد قضاوت قرار گیرد نه بر اساس شخصیت و اعمال خودش.
نژاد پرستی ادعا می کند که آدمی محتوای ذهن خود را یعنی محتوای شناختی خود را و نه دستگاه شناختی را به ارث می برد؛ و اندیشه ها، ارزش ها و شخصیت هر فرد توسط عوامل جسمی خارج از کنترل او از پیش تعیین شده است حتی قبل از آنکه فرد به دنیا بیاید. این بدوی ترین نسخه از نظریه ایده های ذاتی، ( innate ideas) یا دانش موروثی است که توسط فلسفه و علوم تجربی کاملا رد شده است. نژادپرستی نظریه درنده خویان است.در خدمت منافع انهاست نسخه ای حیوانی از جمع گرایی است . .....به لحاظ تاریخی، نژادپرستی همواره تحت تأثیر رونق و افول دیدگاه جمع گرایی، دستخوش رونق و افول شده است. دیدگاه جمع گرایی این است که فرد هیچ حقی ندارد، جان و مال و کارش متعلق به گروه است (یعنی متعلق به جامعه، به قبیله، به دولت، به ملت و گروه می تواند برای رسیدن به خواسته ها و منافع خویش هر فردی را به دلخواه قربانی کند. تنها راه اجرا و پیاده سازی این طرز فکر، توسل به نیروی قهری فیزیکی است و دولت گرایی (یعنی اعتقاد به تمرکز قدرت سیاسی و اقتصادی در دست دولت مرکزی) (statism) همواره یکی از پیامدهای سیاسی جمع گرایی بوده است ...دولت گرایی از دل جنگ های قبیله ای پیشا تاریخی بیرون می آید، از درون این دیدگاه که افراد یک قبیله باید قربانی قبیله دیگر شوند........
تنها یک پادزهر برای نژادپرستی وجود دارد : فلسفه فردگرایی و دستاوردسیاسی- اقتصادی آن، یعنی کاپیتالیسم مبتنی بر اقتصاد آزاد. فردگرایی،انسان ها را یعنی فرد فرد انسان ها را، به عنوان یک موجود مستقل و ارباب خویش به می آورد که از حق حیات برخوردار است، حقی که قابل انتقال به کسی و ریشه در ماهیت و ذات انسان به عنوان یک موجود عقلانی دارد. بر این باور است که یک جامعه متمدن و دیگر اشکال انجمن های که به صورت مسالمت آمیز با یکدیگر همکاری با همزیستی دارند تنها در صورتی می تواند شکل بگیرد که در آنها حقوق فردی افراد به رسمیت شناخته می شود ...در یک بازار آزاد، نیاکان یک فرد یا خویشاوندان با ژنها یا شیمی بدن او هیچ اهمیتی ندارد، بلکه فقط یک ویژگی او اهمیت دارد: توانایی و قابليت تولید . کاپیتالیسم فرد را تنها براساس قابلیت و اراده فردی او قضاوت می کند و بر این اساس به او پاداش می دهد.
هیچ نظام سیاسی نمی تواند توسط قانون یا توسط زور) عقلانیتی جهان گستر به وجود آورد. ولی کاپیتالیسم تنها نظامی است که با عمکرد خود به عقلانیت پاداش میدهد و همه گونه های عدم عقلانیت، از جمله نژادپرستی، را کیفر می دهد. تاکنون در هیچ جایی از جهان یک نظام کاپیتالیستی کاملا آزاد برپا نشده است. ولی آنچه که بسیار اهمیت دارد همبستگی میان نژاد پرستی و کنترل های سیاسی در اقتصادهای نیمه آزاد سده نوزدهم است که در آنها میزان آزارو اذیت اقلیت ها به بهانه های نژادی و یا مذهبی با درجه آزادی کشورها نسبت عکس داشت. هر جا میزان نظارت بر اقتصاد بیشتر بود، مانند روسیه و آلمان، نژاد -پرستی هم بیشتر بود و هرجامیزان آزادی بیشتر بود، مانند انگلستان، نژاد پرستی کمتر بود.
این کاپیتالیسم است که به آدمی امکان می دهد نخستین گام هایش را به سوی آزادی و در راه زندگی خردمندانه بردارد. این کاپیتالیسم است که به کمک تجارت آزاد مرزهای ملی و نژادی را در می نوردد. این کاپیتالیسم است که آثار اسارت و بردگی را در همه کشورهای متمدن جهان از میان می برد. این کاپیتالیسم شمالی است که بردگی فئودالی کشاورزی را درجنوب آمریکا از بین می برد.
#آین_رند #نژادپرستی #راسیسم #نژاد #کاپیتالیسم #جمع_گرایی
💎 @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
✍️ آین رند
نژادپرستی پست ترین و بی رحمانه ترین شکل از جمع گرایی است. نژادپرستی برای اصل و نسب ژنتیکی انسان اهمیت و اعتبار اخلاقی، اجتماعی و سیاسی قائل میشود و بر این باور است که خصیصه های عقلی و شخصیتی فرد از شیمی بدن او نشأت می گیرد و از طریق آن منتقل می شود. این در عمل بدان معناست که انسان باید بر اساس ویژگی های شخصیتی و اعمال جمعی از نیاکانش مورد قضاوت قرار گیرد نه بر اساس شخصیت و اعمال خودش.
نژاد پرستی ادعا می کند که آدمی محتوای ذهن خود را یعنی محتوای شناختی خود را و نه دستگاه شناختی را به ارث می برد؛ و اندیشه ها، ارزش ها و شخصیت هر فرد توسط عوامل جسمی خارج از کنترل او از پیش تعیین شده است حتی قبل از آنکه فرد به دنیا بیاید. این بدوی ترین نسخه از نظریه ایده های ذاتی، ( innate ideas) یا دانش موروثی است که توسط فلسفه و علوم تجربی کاملا رد شده است. نژادپرستی نظریه درنده خویان است.در خدمت منافع انهاست نسخه ای حیوانی از جمع گرایی است . .....به لحاظ تاریخی، نژادپرستی همواره تحت تأثیر رونق و افول دیدگاه جمع گرایی، دستخوش رونق و افول شده است. دیدگاه جمع گرایی این است که فرد هیچ حقی ندارد، جان و مال و کارش متعلق به گروه است (یعنی متعلق به جامعه، به قبیله، به دولت، به ملت و گروه می تواند برای رسیدن به خواسته ها و منافع خویش هر فردی را به دلخواه قربانی کند. تنها راه اجرا و پیاده سازی این طرز فکر، توسل به نیروی قهری فیزیکی است و دولت گرایی (یعنی اعتقاد به تمرکز قدرت سیاسی و اقتصادی در دست دولت مرکزی) (statism) همواره یکی از پیامدهای سیاسی جمع گرایی بوده است ...دولت گرایی از دل جنگ های قبیله ای پیشا تاریخی بیرون می آید، از درون این دیدگاه که افراد یک قبیله باید قربانی قبیله دیگر شوند........
تنها یک پادزهر برای نژادپرستی وجود دارد : فلسفه فردگرایی و دستاوردسیاسی- اقتصادی آن، یعنی کاپیتالیسم مبتنی بر اقتصاد آزاد. فردگرایی،انسان ها را یعنی فرد فرد انسان ها را، به عنوان یک موجود مستقل و ارباب خویش به می آورد که از حق حیات برخوردار است، حقی که قابل انتقال به کسی و ریشه در ماهیت و ذات انسان به عنوان یک موجود عقلانی دارد. بر این باور است که یک جامعه متمدن و دیگر اشکال انجمن های که به صورت مسالمت آمیز با یکدیگر همکاری با همزیستی دارند تنها در صورتی می تواند شکل بگیرد که در آنها حقوق فردی افراد به رسمیت شناخته می شود ...در یک بازار آزاد، نیاکان یک فرد یا خویشاوندان با ژنها یا شیمی بدن او هیچ اهمیتی ندارد، بلکه فقط یک ویژگی او اهمیت دارد: توانایی و قابليت تولید . کاپیتالیسم فرد را تنها براساس قابلیت و اراده فردی او قضاوت می کند و بر این اساس به او پاداش می دهد.
هیچ نظام سیاسی نمی تواند توسط قانون یا توسط زور) عقلانیتی جهان گستر به وجود آورد. ولی کاپیتالیسم تنها نظامی است که با عمکرد خود به عقلانیت پاداش میدهد و همه گونه های عدم عقلانیت، از جمله نژادپرستی، را کیفر می دهد. تاکنون در هیچ جایی از جهان یک نظام کاپیتالیستی کاملا آزاد برپا نشده است. ولی آنچه که بسیار اهمیت دارد همبستگی میان نژاد پرستی و کنترل های سیاسی در اقتصادهای نیمه آزاد سده نوزدهم است که در آنها میزان آزارو اذیت اقلیت ها به بهانه های نژادی و یا مذهبی با درجه آزادی کشورها نسبت عکس داشت. هر جا میزان نظارت بر اقتصاد بیشتر بود، مانند روسیه و آلمان، نژاد -پرستی هم بیشتر بود و هرجامیزان آزادی بیشتر بود، مانند انگلستان، نژاد پرستی کمتر بود.
این کاپیتالیسم است که به آدمی امکان می دهد نخستین گام هایش را به سوی آزادی و در راه زندگی خردمندانه بردارد. این کاپیتالیسم است که به کمک تجارت آزاد مرزهای ملی و نژادی را در می نوردد. این کاپیتالیسم است که آثار اسارت و بردگی را در همه کشورهای متمدن جهان از میان می برد. این کاپیتالیسم شمالی است که بردگی فئودالی کشاورزی را درجنوب آمریکا از بین می برد.
#آین_رند #نژادپرستی #راسیسم #نژاد #کاپیتالیسم #جمع_گرایی
💎 @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
برنامه واژه ها - اينديويدواليسم يعني چه؟
👤 فردگرایی یا ایندیویدوالیسم (Individualism) يعنی چه؟
#فردگرایی #فایل_صوتی #ایسم_شناسی
💎 @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
#فردگرایی #فایل_صوتی #ایسم_شناسی
💎 @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
👍1