ما معمولاً فکر میکنیم مشکل از «دیگران» است که نمیفهمند.
اما واقعیت این است که ذهن ما طوری طراحی شده که گاهی حتی خودمان هم متوجه ناتوانیهایمان نمیشویم.
دانایی واقعی با داشتن اطلاعات شروع نمیشود،
بلکه با این شروع میشود که محدودیتها و ندانستههای خودمان را ببینیم.
در روانشناسی به این حالت میگویند:
فروتنی شناختی (Cognitive Humility)
یعنی این که قبول کنیم شاید برداشت ما از چیزی ناقص یا اشتباه باشد.
یعنی حتی وقتی مطمئن هستیم، یک بار دیگر بپرسیم:
«شاید بخشهایی وجود داشته باشد که من هنوز نمیدانم.»
رشد فکری دقیقاً از اینجا شروع میشود،
نه از اعتماد به نفس بیش از حد،
نه از حفظ کردن تعاریف یا جملات علمی…
بلکه از آمادگی برای بازنگری و یادگیری دوباره.
ذهنهای هوشمند همیشه در حال بهروزرسانی خودشان هستند،
جایی متوقف نمیشوند که فقط احساس کنند «بلد هستند».
آنها میمانند چون میخواهند عمیقتر بفهمند.
اگر گاهی حس کردی که در «قله دانایی ظاهری» بودهای و حالا کمکم داری پایین میآیی، نگران نباش،
همین پایین آمدن نشانهی شروع واقعی رشد است…
#توسعه_فردی #سوگیری_شناختی #سوگیری
#cognitive_bias
💎 @ReverseMatrix
اما واقعیت این است که ذهن ما طوری طراحی شده که گاهی حتی خودمان هم متوجه ناتوانیهایمان نمیشویم.
دانایی واقعی با داشتن اطلاعات شروع نمیشود،
بلکه با این شروع میشود که محدودیتها و ندانستههای خودمان را ببینیم.
در روانشناسی به این حالت میگویند:
فروتنی شناختی (Cognitive Humility)
یعنی این که قبول کنیم شاید برداشت ما از چیزی ناقص یا اشتباه باشد.
یعنی حتی وقتی مطمئن هستیم، یک بار دیگر بپرسیم:
«شاید بخشهایی وجود داشته باشد که من هنوز نمیدانم.»
رشد فکری دقیقاً از اینجا شروع میشود،
نه از اعتماد به نفس بیش از حد،
نه از حفظ کردن تعاریف یا جملات علمی…
بلکه از آمادگی برای بازنگری و یادگیری دوباره.
ذهنهای هوشمند همیشه در حال بهروزرسانی خودشان هستند،
جایی متوقف نمیشوند که فقط احساس کنند «بلد هستند».
آنها میمانند چون میخواهند عمیقتر بفهمند.
اگر گاهی حس کردی که در «قله دانایی ظاهری» بودهای و حالا کمکم داری پایین میآیی، نگران نباش،
همین پایین آمدن نشانهی شروع واقعی رشد است…
#توسعه_فردی #سوگیری_شناختی #سوگیری
#cognitive_bias
💎 @ReverseMatrix
👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✅ با دلایل علمی و فکت ثابت میکنه که اصطلاح معروف نیچه:
بول شته و در رنج کشیدن هیچ فضیلتی نیست.
#Reason
💎 @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
« هرچه مرا نکشد قوی ترم می کند »
what doesn't kill you makes you stronger
بول شته و در رنج کشیدن هیچ فضیلتی نیست.
#Reason
💎 @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
👍2
🔴 در خدمت و خیانت روشنفکران چپ
✍🏻 دکتر نظام بهرامی کمیل
📍«جرج برنارد شاو پس از بازدید چند روزهاش از شوروی و ملاقات با استادان و اندیشمندان روس به مجیزگویی از استالین و برنامههای او پرداخت. او شوروی را «مملکت آینده» نامید. شاو در پاسخ به این پرسش که پس چرا در این مملکت باقی نمیماند، گفت: انگلیس به واقع جهنم است، ولی من گناهکار پیری هستم که محکومم در جهنم ساکن باشم. (رادزینسکی،۱۳۹۵؛ ۲۸۸)
📍علاوه بر شاو، سایر روشنفکران چپ ارویایی هم کم و بیش از شوروی زمان لنین و استالین تعریف و تمجید میکردند. هربرت ولز(تاریخنویس سوسیالیست و روزنامهنگار انگلیسی)؛ امیل لودویگ(نویسنده و روزنامهنگار آلمانی)؛ هنری باربوس(نویسنده فرانسوی) و رومن رولان(ادیب فرانسوی و برنده جایزه نوبل) پس از بازدید از شوروی با رضایت تمام به تمجید لنین و استالین پرداختند.
📍«دفتر خاطرات رومن رولان سالها پس از مرگ او به چاپ رسید، معلوم شد که او همه چیز را دریافته و همه چیز را دیده بود: «احساس میکنم چگونه درد و آشفتگی وجودم را فرا میگیرد. من نیاز به گفتن و نوشتن در اینباره را در خود سرکوب میکنم.»
ولی چرا؟ چرا رولان حقیقت را ننوشت؟ رولان پاسخ میدهد: «زیرا دشمنان عنان گسیخته در فرانسه و سراسر جهان از کلمات من به عنوان سلاح [علیه سوسیالیسم] استفاده خواهند کرد.» (همان: ۳۹۵) رولان وصیت کرده بود، خاطراتش از سفر به شوروی، پنجاه سال پس از مرگش به چاپ برسد. درود بر شرف روشنفکرانی که خود را به نظام سرمایهداری نفروختند!
📍فویخت وانگر، رمان نویس معروف ضدفاشیست آلمانی، پس از مصاحبه سه ساعته با استالین و بازدید چند روزه از شوروی نوشت: «کاملاً ابلهانه است که بگوییم استالین برای سلطه جویی و انتقام به محاکمه و اعدام سران حزب کمونیست پرداخته است. در مورد کیش استالینپرستی هم باید بگوییم؛ این پرستش صادقانهِ مردم تنها به دلیل آن است که مردم میخواهند از نان، گوشت، تحصیلات، نظم و امنیتی که استالین برای آنها به ارمغان آورده؛ سپاسگذاری کنند. وانگ ادامه داد؛ چگونه میتوان از شوروی دفاع نکرد، از این مبارز علیه فاشیسم، از این یاور آزادی در اسپانیا.
برتولت برشت، نمایشنامه نویس مشهور، از کتاب وانگ تجلیل کرد و آن را بهترین اثری که در ادبیات غرب نوشته شده است نامید، ولی کتابِ آندره ژید را که در نقد نظام استالینی نوشته شده بود؛ محکوم کرد.(همان: ۳۹۷)
📍ژید در پاسخ به منتقدانی مانند برشت، در کتاب «بازگشت از شوروی» نوشت: «با اندوهی رو به ازدیاد از خودتان میپرسید که (مثلا در مورد محاکمات مسکو) آخر تا کی باید تایید کنیم؟ دیر یا زود چشمهای شما نیز باز خواهد شد. چشمهای شما مجبور به باز شدن است و آن وقت است که شما - شما شرافتمندان- از خود خواهید پرسید که چطور توانستهایم این همه مدت چشمهای خود را بسته نگهداریم؟»(ژید، ۱۳۳۳: ۱۴۸)
📍راجر اسکروتن، فیلسوف انگلیسی، میگوید: روشنفکران چپ در برابر حکومتهای سوسیالیستی سه دوره را طی میکنند. در دوره نخست به تبلیغ و ترویج و ستایش این حکومتها میپردازند. بعد که جنایات کمونیستها مشخص میشود؛ سکوت میکنند و در پایان و پس از سرنگونی این حکومتها به نقد آنها میپردازند.
📚 منابع:
اسکروتن، راجر (۱۳۹۹) متفکران چپ نو- ترجمه بابک واحدی، انتشارات مینوی خرد
رادزینسکی، ادوارد(۱۳۹۵) استالین- ترجمه آبتین گلکار- نشر ماهی
ژید، آندره (۱۳۳۳) بازگشت از شوروی- ترجمه جلال آلاحمد، انتشارات امیرکبیر
#رومن_رولان #جرج_برنارد_شاو #کمونیسم #مارکسیسم #شوروی #سوسیالیسم
💎 @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
✍🏻 دکتر نظام بهرامی کمیل
📍«جرج برنارد شاو پس از بازدید چند روزهاش از شوروی و ملاقات با استادان و اندیشمندان روس به مجیزگویی از استالین و برنامههای او پرداخت. او شوروی را «مملکت آینده» نامید. شاو در پاسخ به این پرسش که پس چرا در این مملکت باقی نمیماند، گفت: انگلیس به واقع جهنم است، ولی من گناهکار پیری هستم که محکومم در جهنم ساکن باشم. (رادزینسکی،۱۳۹۵؛ ۲۸۸)
📍علاوه بر شاو، سایر روشنفکران چپ ارویایی هم کم و بیش از شوروی زمان لنین و استالین تعریف و تمجید میکردند. هربرت ولز(تاریخنویس سوسیالیست و روزنامهنگار انگلیسی)؛ امیل لودویگ(نویسنده و روزنامهنگار آلمانی)؛ هنری باربوس(نویسنده فرانسوی) و رومن رولان(ادیب فرانسوی و برنده جایزه نوبل) پس از بازدید از شوروی با رضایت تمام به تمجید لنین و استالین پرداختند.
📍«دفتر خاطرات رومن رولان سالها پس از مرگ او به چاپ رسید، معلوم شد که او همه چیز را دریافته و همه چیز را دیده بود: «احساس میکنم چگونه درد و آشفتگی وجودم را فرا میگیرد. من نیاز به گفتن و نوشتن در اینباره را در خود سرکوب میکنم.»
ولی چرا؟ چرا رولان حقیقت را ننوشت؟ رولان پاسخ میدهد: «زیرا دشمنان عنان گسیخته در فرانسه و سراسر جهان از کلمات من به عنوان سلاح [علیه سوسیالیسم] استفاده خواهند کرد.» (همان: ۳۹۵) رولان وصیت کرده بود، خاطراتش از سفر به شوروی، پنجاه سال پس از مرگش به چاپ برسد. درود بر شرف روشنفکرانی که خود را به نظام سرمایهداری نفروختند!
📍فویخت وانگر، رمان نویس معروف ضدفاشیست آلمانی، پس از مصاحبه سه ساعته با استالین و بازدید چند روزه از شوروی نوشت: «کاملاً ابلهانه است که بگوییم استالین برای سلطه جویی و انتقام به محاکمه و اعدام سران حزب کمونیست پرداخته است. در مورد کیش استالینپرستی هم باید بگوییم؛ این پرستش صادقانهِ مردم تنها به دلیل آن است که مردم میخواهند از نان، گوشت، تحصیلات، نظم و امنیتی که استالین برای آنها به ارمغان آورده؛ سپاسگذاری کنند. وانگ ادامه داد؛ چگونه میتوان از شوروی دفاع نکرد، از این مبارز علیه فاشیسم، از این یاور آزادی در اسپانیا.
برتولت برشت، نمایشنامه نویس مشهور، از کتاب وانگ تجلیل کرد و آن را بهترین اثری که در ادبیات غرب نوشته شده است نامید، ولی کتابِ آندره ژید را که در نقد نظام استالینی نوشته شده بود؛ محکوم کرد.(همان: ۳۹۷)
📍ژید در پاسخ به منتقدانی مانند برشت، در کتاب «بازگشت از شوروی» نوشت: «با اندوهی رو به ازدیاد از خودتان میپرسید که (مثلا در مورد محاکمات مسکو) آخر تا کی باید تایید کنیم؟ دیر یا زود چشمهای شما نیز باز خواهد شد. چشمهای شما مجبور به باز شدن است و آن وقت است که شما - شما شرافتمندان- از خود خواهید پرسید که چطور توانستهایم این همه مدت چشمهای خود را بسته نگهداریم؟»(ژید، ۱۳۳۳: ۱۴۸)
📍راجر اسکروتن، فیلسوف انگلیسی، میگوید: روشنفکران چپ در برابر حکومتهای سوسیالیستی سه دوره را طی میکنند. در دوره نخست به تبلیغ و ترویج و ستایش این حکومتها میپردازند. بعد که جنایات کمونیستها مشخص میشود؛ سکوت میکنند و در پایان و پس از سرنگونی این حکومتها به نقد آنها میپردازند.
📚 منابع:
اسکروتن، راجر (۱۳۹۹) متفکران چپ نو- ترجمه بابک واحدی، انتشارات مینوی خرد
رادزینسکی، ادوارد(۱۳۹۵) استالین- ترجمه آبتین گلکار- نشر ماهی
ژید، آندره (۱۳۳۳) بازگشت از شوروی- ترجمه جلال آلاحمد، انتشارات امیرکبیر
#رومن_رولان #جرج_برنارد_شاو #کمونیسم #مارکسیسم #شوروی #سوسیالیسم
💎 @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
👍1
اصول تصمیمگیری درست
1. افرادی که قابلاعتمادترین دیدگاهها را دارند اما با شما مخالف هستند پیدا کنید و سعی کنید دلایل آنها را درک کنید.
2. افزایش احتمال درست بودن تصمیم ارزشمند است حتی اگر احتمال درست بودن شما از قبل هم بالا باشد.
3. دیدگاه خود را با افرادی که قابل اعتماد هستند و حاضر به مخالفت میباشند مثلثبندی کنید.
4. تصمیمگیری خود را بر اساس وزندهی به باورپذیری افراد انجام دهید.
5. به این نکته توجه کنید که:
۱ بزرگترین تهدید برای تصمیمگیری خوب احساسات مضر است. ۲ تصمیمگیری فرآیندی دو مرحلهای است ابتدا یادگیری و سپس تصمیمگیری.
6. به یاد داشته باشید که شما به دنبال بهترین پاسخ هستید نه صرفاً بهترین پاسخی که خودتان میتوانید ارائه دهید.
7. بهطور جدی باور کنید که ممکن است مسیر درست را ندانید و بپذیرید که توانایی شما در مواجهه با ندانستن مهمتر از دانستههای شما است.
8. وقتی مسئولیت تصمیمگیری را بر عهده دارید، تصمیمگیری جمعی وزندار بر اساس باورپذیری را با باورهای خود مقایسه کنید.
💎 @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
1. افرادی که قابلاعتمادترین دیدگاهها را دارند اما با شما مخالف هستند پیدا کنید و سعی کنید دلایل آنها را درک کنید.
2. افزایش احتمال درست بودن تصمیم ارزشمند است حتی اگر احتمال درست بودن شما از قبل هم بالا باشد.
3. دیدگاه خود را با افرادی که قابل اعتماد هستند و حاضر به مخالفت میباشند مثلثبندی کنید.
4. تصمیمگیری خود را بر اساس وزندهی به باورپذیری افراد انجام دهید.
5. به این نکته توجه کنید که:
۱ بزرگترین تهدید برای تصمیمگیری خوب احساسات مضر است. ۲ تصمیمگیری فرآیندی دو مرحلهای است ابتدا یادگیری و سپس تصمیمگیری.
6. به یاد داشته باشید که شما به دنبال بهترین پاسخ هستید نه صرفاً بهترین پاسخی که خودتان میتوانید ارائه دهید.
7. بهطور جدی باور کنید که ممکن است مسیر درست را ندانید و بپذیرید که توانایی شما در مواجهه با ندانستن مهمتر از دانستههای شما است.
8. وقتی مسئولیت تصمیمگیری را بر عهده دارید، تصمیمگیری جمعی وزندار بر اساس باورپذیری را با باورهای خود مقایسه کنید.
💎 @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
👍4🤝1
تو کانال قبلی خیلی وابسته به ممبرها بودم. حتی ربات گذاشته بودم ببینم کی لفت میده و میرفتم پیوی میپرسیدم چرا رفتی؛ که آخرشم بیشتر وقتا بلاک میشدم.
کمکم فهمیدم سوشال مدیا فقط یه ویترین رایگانه؛ ممبر دارایی ما نیست، بر اساس علاقه میاد و بیهزینه هم میره. پس حرص زدن برای نگه داشتنش بیفایدهست. الان اینجا بیشتر حکم یه آرشیو شخصی برام داره.
یادمه قبلاً با چند تا اکانت خودم لایک میزدم و تو دهها گروه فوروارد میکردم، کلی وقتم میرفت و تهش هیچ! الان نه فوروارد میکنم نه لایک، چون اهمیتشو از دست داده. حتی دیسلایک رو هم بستم که حس منفی نگیرم.
از این به بعد تو کامنتا هم بیخودی انرژی حروم نمیکنم؛ هر کی فهمید و خوشش اومد دمش گرم، هر کی نقد درست داشت هم دمش گرم چون همین نقدها باعث بهتر شدن میشه. ولی آدمای بیمنطق ــ مخصوصاً بعضی انیمهفنها و کیپاپفنهای تینیجر که فقط دنبال ترولان ــ ارزش وقت گذاشتن ندارن. بهترین واکنش بهشون بیتوجهیه؛ اگه هم زیاد سروصدا کنن، با بلاک و ریمو جمع میشن و تمام.
کمکم فهمیدم سوشال مدیا فقط یه ویترین رایگانه؛ ممبر دارایی ما نیست، بر اساس علاقه میاد و بیهزینه هم میره. پس حرص زدن برای نگه داشتنش بیفایدهست. الان اینجا بیشتر حکم یه آرشیو شخصی برام داره.
یادمه قبلاً با چند تا اکانت خودم لایک میزدم و تو دهها گروه فوروارد میکردم، کلی وقتم میرفت و تهش هیچ! الان نه فوروارد میکنم نه لایک، چون اهمیتشو از دست داده. حتی دیسلایک رو هم بستم که حس منفی نگیرم.
از این به بعد تو کامنتا هم بیخودی انرژی حروم نمیکنم؛ هر کی فهمید و خوشش اومد دمش گرم، هر کی نقد درست داشت هم دمش گرم چون همین نقدها باعث بهتر شدن میشه. ولی آدمای بیمنطق ــ مخصوصاً بعضی انیمهفنها و کیپاپفنهای تینیجر که فقط دنبال ترولان ــ ارزش وقت گذاشتن ندارن. بهترین واکنش بهشون بیتوجهیه؛ اگه هم زیاد سروصدا کنن، با بلاک و ریمو جمع میشن و تمام.
❤🔥6❤3💯2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎥ویدیو / از دادگاه تفتیش عقاید چه میدانید؟
♻️ #زیرنویس_فارسی (05:47 دقیقه)
#تفتیش_عقاید #قرون_وسطی #کلیسا
💎 @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
♻️ #زیرنویس_فارسی (05:47 دقیقه)
#تفتیش_عقاید #قرون_وسطی #کلیسا
💎 @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
👍2🤔1
👍2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🙅♂️کنسلکالچر یا فرهنگ حذف، ابزاری برای حذف سیستماتیک مخالف و رسیدن به قدرت مطلق و بی چون و چرا.... کاش از تاریخ درس میگرفتیم.... کاش
🎙 سیاوش صمدی
#فرهنگ_حذف #کنسلکالچر #آزادی_بیان
#Cancel_culture
💎 @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
🎙 سیاوش صمدی
#فرهنگ_حذف #کنسلکالچر #آزادی_بیان
#Cancel_culture
💎 @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
👍2
📝 این تصویر ساده و در عین حال چندلایه، تمثیلی ژرف از وضعیت روانی و اجتماعی انسان در برابر مسئلهی «امنیت» و «آزادی» است.
🐟🐠 نمو میپرسد: «چرا اونجایی؟!» و دوری جواب میدهد: «چون جام امنه!».
🎙️این دیالوگ کوتاه اما پرمعنا، به خوبی نمایانگر پارادوکسی است که بسیاری از انسانها در زندگی روزمره با آن دست به گریباناند: انتخاب میان ماندن در حصارِ امن محدودیتها یا دلسپردن به گسترهی پرمخاطره آزادی.
🔮 تنگ شیشهای در این تصویر، نمادی است از حصارهایی که انسان به دست خود یا دیگران برای خود ساخته است؛ حصارهایی که گاه به شکل قواعد اجتماعی، باورهای نهادینه شده، ترسهای درونی یا عادتهای روزمره ظاهر میشوند.
⛓️ این حصارها، هرچند شفاف و در ظاهر بیخطرند، مرزهایی غیرقابلانکار بر زندگی فرد تحمیل میکنند. ماهی درون تنگ، احساس امنیت دارد، چرا که چارچوب زندگیاش روشن و محدود است؛ اما بهای این امنیت، محرومیت از تجربهی ناشناختهها و شکوفایی توان بالقوهی وجودی خویش است.
🌊 از سوی دیگر، ماهی بیرون از تنگ، تجسم روح جستجوگر و حقیقتطلب انسان است. او نماد آن نیرو یا ندایی است که ما را به رهایی از قید و بندها و به کاوش در جهانی بیپایان فرامیخواند؛ جهانی که در آن نه امنیت تضمینشده است و نه مرزهای آشنا. اینجا همان جایی است که فلسفه آزادی رخ مینماید: آزادی، هرگز بیهزینه نیست. همواره با خطر، بیثباتی و رویارویی با ناشناختهها همراه است.
🔓 پیام نهفته در این تصویر را میتوان چنین بازخوانی کرد: امنیت صرف، اگر به قیمت اسارت و محدودیت به دست آید، خود نوعی زندان است؛ زندانی که هرچند دیوارهایش شفاف و نامرئی باشند، در نهایت روح انسان را از پرواز و تجربهی جهان باز میدارد.
🕊️ در مقابل، آزادی در دل مخاطره، فرصتی است برای شکوفایی، رشد و دستیابی به حقیقت وجودی.
📖 درسی که این اثر هنری به ما میآموزد این است که گاه باید جرئت کنیم و از «تنگ امن» خویش بیرون آییم، چرا که زندگی حقیقی در فراسوی مرزهای امن و آشنا آغاز میشود.
#آزادی #امنیت #منطقه_امن #در_جستجوی_نمو
💎 @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
🐟🐠 نمو میپرسد: «چرا اونجایی؟!» و دوری جواب میدهد: «چون جام امنه!».
🎙️این دیالوگ کوتاه اما پرمعنا، به خوبی نمایانگر پارادوکسی است که بسیاری از انسانها در زندگی روزمره با آن دست به گریباناند: انتخاب میان ماندن در حصارِ امن محدودیتها یا دلسپردن به گسترهی پرمخاطره آزادی.
🔮 تنگ شیشهای در این تصویر، نمادی است از حصارهایی که انسان به دست خود یا دیگران برای خود ساخته است؛ حصارهایی که گاه به شکل قواعد اجتماعی، باورهای نهادینه شده، ترسهای درونی یا عادتهای روزمره ظاهر میشوند.
⛓️ این حصارها، هرچند شفاف و در ظاهر بیخطرند، مرزهایی غیرقابلانکار بر زندگی فرد تحمیل میکنند. ماهی درون تنگ، احساس امنیت دارد، چرا که چارچوب زندگیاش روشن و محدود است؛ اما بهای این امنیت، محرومیت از تجربهی ناشناختهها و شکوفایی توان بالقوهی وجودی خویش است.
🌊 از سوی دیگر، ماهی بیرون از تنگ، تجسم روح جستجوگر و حقیقتطلب انسان است. او نماد آن نیرو یا ندایی است که ما را به رهایی از قید و بندها و به کاوش در جهانی بیپایان فرامیخواند؛ جهانی که در آن نه امنیت تضمینشده است و نه مرزهای آشنا. اینجا همان جایی است که فلسفه آزادی رخ مینماید: آزادی، هرگز بیهزینه نیست. همواره با خطر، بیثباتی و رویارویی با ناشناختهها همراه است.
🔓 پیام نهفته در این تصویر را میتوان چنین بازخوانی کرد: امنیت صرف، اگر به قیمت اسارت و محدودیت به دست آید، خود نوعی زندان است؛ زندانی که هرچند دیوارهایش شفاف و نامرئی باشند، در نهایت روح انسان را از پرواز و تجربهی جهان باز میدارد.
🕊️ در مقابل، آزادی در دل مخاطره، فرصتی است برای شکوفایی، رشد و دستیابی به حقیقت وجودی.
📖 درسی که این اثر هنری به ما میآموزد این است که گاه باید جرئت کنیم و از «تنگ امن» خویش بیرون آییم، چرا که زندگی حقیقی در فراسوی مرزهای امن و آشنا آغاز میشود.
#آزادی #امنیت #منطقه_امن #در_جستجوی_نمو
💎 @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
◾ عزت نفس
- احساس ارزشمندی و احترام به خود، حتی در شرایط شکست یا ناکامی.
- ساختاری درونی و نسبتا ثابت که با پیچیدگیهای زندگی تغییرات ناچیزی دارد.
- رابطهای با تجارب ابتدایی، پذیرش اجتماعی و حمایت عاطفی خانواده دارد.
- عزتنفس پایین ممکن است منجر به افسردگی، اضطراب یا اختلالات خوردن شود.
- فردی با عزتنفس بالا معمولا خود را بهصورت واقعی میپذیرد و دست به خودمداری یا خودتخریبی نمیزند.
◽اعتماد به نفس
- باور فرد در توانایی اجرای یک وظیفه یا مهارت خاص.
- با موفقیتهای خاص افزایش مییابد و با شکست کاهش مییابد.
📮آوای فلسفه
#عزت_نفس #اعتماد_به_نفس
💎 @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
- احساس ارزشمندی و احترام به خود، حتی در شرایط شکست یا ناکامی.
- ساختاری درونی و نسبتا ثابت که با پیچیدگیهای زندگی تغییرات ناچیزی دارد.
- رابطهای با تجارب ابتدایی، پذیرش اجتماعی و حمایت عاطفی خانواده دارد.
- عزتنفس پایین ممکن است منجر به افسردگی، اضطراب یا اختلالات خوردن شود.
- فردی با عزتنفس بالا معمولا خود را بهصورت واقعی میپذیرد و دست به خودمداری یا خودتخریبی نمیزند.
◽اعتماد به نفس
- باور فرد در توانایی اجرای یک وظیفه یا مهارت خاص.
- با موفقیتهای خاص افزایش مییابد و با شکست کاهش مییابد.
📮آوای فلسفه
#عزت_نفس #اعتماد_به_نفس
💎 @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
👍1
🔆 سوگیری محافظه کاری
✍️ بهمن شهری
🔅محافظهکاری به عنوان یک سوگیری شناختی ربطی به محافظهکاری در عالم سیاست ندارد. هر کسی در هر طیف سیاسی ممکن است در بند این خطای معرفتی گرفتار شود. در فرایند تصمیمگیری و قضاوت وقتی پای محافظهکاری در میان باشد، ذهن وزن بیشتری برای دادههایی که از پیش داشته قائل میشود و به شواهد جدید اهمیتی نمیدهد. مثلاً سالها طول کشید تا مردم بپذیرند زمین گرد است زیرا همچنان بر درک قبلی که زمین صاف است پافشاری میکردند.
🔅تحقیقات دانشگاهی نشان میدهند که خریداران سهام در بازار بورس وقتی میبینند درآمد یک شرکت چندین سال متوالی روند صعودی داشته، به این باور میرسند که این روند ادامه خواهد یافت در نتیجه دچار خوشبینی بیش از اندازه میشوند. این خوشبینی، محافظهکاری را در آنان تقویت میکند. به همین منوال وقتی خبرهایی درباره روند نزولی سود همان شرکت دریافت میکنند، اطلاعات جدید را کماهمیت میشمارند و به سرمایهگذاریشان ادامه میدهند یا خیلی دیر واکنش نشان میدهند. محافظهکاری در سرمایهگذاری میتواند زیانبار باشد.
🔅محافظهکاری میتواند روند پردازش اطلاعات را در ذهن خدشهدار کند. وقتی ذهن اطلاعات پیچیده فراوانی را دریافت میکند، فرد دچار دلهره و اضطراب میشود. آسانترین گزینه پیش روی ذهن برای رفع نگرانی چسبیدن به باورهای قبلی است و در نتیجه محافظهکاری رخ میدهد. برعکس اگر فرد تلاش کند به آرامی و از روی حوصله درباره اطلاعات دریافتی فکر کند و کمکم پیچیدگیشان را درک کند، روند پردازش اطلاعات و واکنش به آن از گزند محافظهکاری در امان خواهد ماند.
🔻اجازه دهید دو سناریوی فرضی را با هم بررسی کنیم.
🔹سناریوی یک: کیارش سالهاست مشتری شرکت الف است. شرکت الف محصولات ورزشی تولید میکند. کیارش سالهاست از محصولات این شرکت راضی است. شرکت الف اعلام میکند که محصول جدید این شرکت پس از دو سال انتظار دو ماه دیگر به بازار عرضه میشود و در نتیجه پیشفروش محصول را آغاز میکند. کیارش به عنوان یک مشتری وفادار محصول را در ایام پیشفروش خریداری میکند. دو هفته میگذرد و شایعاتی به گوش میرسند مبنی بر اینکه محصول جدید هنوز آماده ورود به بازار نیست. کیارش این شایعات را جدی نمیگیرد. یک ماه بعد شرکت در اطلاعیهای بلند بالا اعلام میکند که برخی مشکلات فنی باعث شده تحویل محصول چند هفته عقب بیفتد. کیارش در این مرحله بدون خواندن جزییات اعلامیه و تحقیق درباره اطلاعات جدید، بر مبنای تجربه گذشته از خرید صرفنظر نمیکند با اینکه مبلغ بالایی پرداخت کرده است. در حقیقت محافظهکاری باعث میشود کیارش به اطلاعات جدید بیاعتنا باشد در صورتی که شاید تصمیم عاقلانهتر برای کیارش این است که مبلغ پرداختی را پس بگیرد و منتظر بماند تا محصول به بازار عرضه شود و آنگاه تصمیم بگیرد.
🔸سناریوی دو: دنیا پس از چندین ماه کار و تلاش، تصمیم میگیرد خانوادهاش را در اولین تعطیلات به سفر ببرد. او پس از یک هفته تحقیق، یک بسته مسافرتی شامل پرواز و اقامت در یک هتل خوب در یک ساحل بینظیر را با قیمتی بسیار مناسب پیشخرید میکند. یک هفته مانده به سفر، پیشبینی سازمان هواشناسی حکایت از آن دارد که طوفانی شدید قرار است همان منطقه ساحلی را در همان ایامی که دنیا و خانوادهاش آنجا هستند درنوردد. او میداند که با توجه به این اطلاعات جدید باید سفر را لغو کند اما در عین حال دنیا دوست ندارد از سفر صرفنظر کند و در نتیجه صدایی در ذهنش میگوید "حالا ببینیم چه میشود" یا "حالا برویم اگر خیلی وضع خراب شد فکری میکنیم یا اصلا از هتل بیرون نمیرویم." این ندای محافظهکاری در ذهن دنیاست زیرا سخت است تصمیم خیلی خوبی را که پیشتر گرفته شده به خاطر شرایط جدید لغو کرد.
🔅محافظهکاری سبب میشود برخی تصمیمات خوب هیچگاه گرفته نشوند در نتیجه باید همیشه حواسمان به اثر محافظهکاری جمع باشد. نکته کلیدی در کاهش اثر محافظهکاری سازگاری با موقعیت جدید و اهمیت دادن به واقعیتهای ملموس است. بهینهسازی تصمیمگیری ممکن نیست مگر بدون تردید درباره تمام دادههای موجود فکر و سپس تصمیم نهایی را اتخاذ کنیم.
#سوگیری
#سوگیری_شناختی
#سوگیری_محافظه_کاری
💎 @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
✍️ بهمن شهری
محافظهکاری (Conservatism) نوعی سوگیری شناختی است که ذهن اطلاعات و شواهد قدیمی را بر اطلاعاتی که تازه به دست آورده ترجیح میدهد.
🔅محافظهکاری به عنوان یک سوگیری شناختی ربطی به محافظهکاری در عالم سیاست ندارد. هر کسی در هر طیف سیاسی ممکن است در بند این خطای معرفتی گرفتار شود. در فرایند تصمیمگیری و قضاوت وقتی پای محافظهکاری در میان باشد، ذهن وزن بیشتری برای دادههایی که از پیش داشته قائل میشود و به شواهد جدید اهمیتی نمیدهد. مثلاً سالها طول کشید تا مردم بپذیرند زمین گرد است زیرا همچنان بر درک قبلی که زمین صاف است پافشاری میکردند.
🔅تحقیقات دانشگاهی نشان میدهند که خریداران سهام در بازار بورس وقتی میبینند درآمد یک شرکت چندین سال متوالی روند صعودی داشته، به این باور میرسند که این روند ادامه خواهد یافت در نتیجه دچار خوشبینی بیش از اندازه میشوند. این خوشبینی، محافظهکاری را در آنان تقویت میکند. به همین منوال وقتی خبرهایی درباره روند نزولی سود همان شرکت دریافت میکنند، اطلاعات جدید را کماهمیت میشمارند و به سرمایهگذاریشان ادامه میدهند یا خیلی دیر واکنش نشان میدهند. محافظهکاری در سرمایهگذاری میتواند زیانبار باشد.
🔅محافظهکاری میتواند روند پردازش اطلاعات را در ذهن خدشهدار کند. وقتی ذهن اطلاعات پیچیده فراوانی را دریافت میکند، فرد دچار دلهره و اضطراب میشود. آسانترین گزینه پیش روی ذهن برای رفع نگرانی چسبیدن به باورهای قبلی است و در نتیجه محافظهکاری رخ میدهد. برعکس اگر فرد تلاش کند به آرامی و از روی حوصله درباره اطلاعات دریافتی فکر کند و کمکم پیچیدگیشان را درک کند، روند پردازش اطلاعات و واکنش به آن از گزند محافظهکاری در امان خواهد ماند.
🔻اجازه دهید دو سناریوی فرضی را با هم بررسی کنیم.
🔹سناریوی یک: کیارش سالهاست مشتری شرکت الف است. شرکت الف محصولات ورزشی تولید میکند. کیارش سالهاست از محصولات این شرکت راضی است. شرکت الف اعلام میکند که محصول جدید این شرکت پس از دو سال انتظار دو ماه دیگر به بازار عرضه میشود و در نتیجه پیشفروش محصول را آغاز میکند. کیارش به عنوان یک مشتری وفادار محصول را در ایام پیشفروش خریداری میکند. دو هفته میگذرد و شایعاتی به گوش میرسند مبنی بر اینکه محصول جدید هنوز آماده ورود به بازار نیست. کیارش این شایعات را جدی نمیگیرد. یک ماه بعد شرکت در اطلاعیهای بلند بالا اعلام میکند که برخی مشکلات فنی باعث شده تحویل محصول چند هفته عقب بیفتد. کیارش در این مرحله بدون خواندن جزییات اعلامیه و تحقیق درباره اطلاعات جدید، بر مبنای تجربه گذشته از خرید صرفنظر نمیکند با اینکه مبلغ بالایی پرداخت کرده است. در حقیقت محافظهکاری باعث میشود کیارش به اطلاعات جدید بیاعتنا باشد در صورتی که شاید تصمیم عاقلانهتر برای کیارش این است که مبلغ پرداختی را پس بگیرد و منتظر بماند تا محصول به بازار عرضه شود و آنگاه تصمیم بگیرد.
🔸سناریوی دو: دنیا پس از چندین ماه کار و تلاش، تصمیم میگیرد خانوادهاش را در اولین تعطیلات به سفر ببرد. او پس از یک هفته تحقیق، یک بسته مسافرتی شامل پرواز و اقامت در یک هتل خوب در یک ساحل بینظیر را با قیمتی بسیار مناسب پیشخرید میکند. یک هفته مانده به سفر، پیشبینی سازمان هواشناسی حکایت از آن دارد که طوفانی شدید قرار است همان منطقه ساحلی را در همان ایامی که دنیا و خانوادهاش آنجا هستند درنوردد. او میداند که با توجه به این اطلاعات جدید باید سفر را لغو کند اما در عین حال دنیا دوست ندارد از سفر صرفنظر کند و در نتیجه صدایی در ذهنش میگوید "حالا ببینیم چه میشود" یا "حالا برویم اگر خیلی وضع خراب شد فکری میکنیم یا اصلا از هتل بیرون نمیرویم." این ندای محافظهکاری در ذهن دنیاست زیرا سخت است تصمیم خیلی خوبی را که پیشتر گرفته شده به خاطر شرایط جدید لغو کرد.
🔅محافظهکاری سبب میشود برخی تصمیمات خوب هیچگاه گرفته نشوند در نتیجه باید همیشه حواسمان به اثر محافظهکاری جمع باشد. نکته کلیدی در کاهش اثر محافظهکاری سازگاری با موقعیت جدید و اهمیت دادن به واقعیتهای ملموس است. بهینهسازی تصمیمگیری ممکن نیست مگر بدون تردید درباره تمام دادههای موجود فکر و سپس تصمیم نهایی را اتخاذ کنیم.
#سوگیری
#سوگیری_شناختی
#سوگیری_محافظه_کاری
💎 @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
👍2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🚨 کیش شخصیت (Cult of personality)
🔺کیش شخصیت پدیدهای است که در آن یک شخص با استفاده از رسانههای گروهی و تبلیغات سیاسی از خود وجههی عمومیِ آرمانی و قهرمانانهای ارائه میدهد.
#کیش_شخصیت
#شخصیت_پرستی
💎 @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
🔺کیش شخصیت پدیدهای است که در آن یک شخص با استفاده از رسانههای گروهی و تبلیغات سیاسی از خود وجههی عمومیِ آرمانی و قهرمانانهای ارائه میدهد.
#کیش_شخصیت
#شخصیت_پرستی
💎 @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
👍4
📸 عکس تاریخی «آگوست لندمسر» و داستان اجتناب او از سلام نازی
◾ بیشتر عکسهای تاریخی مشهور، آنقدر نفسگیر و احساسبرانگیزند که کوتاهزمانی بعد از ثبت، مشهور میشوند، اما عکسی که در این پست میخواهم در موردش بنویسم، سالهای سال طول کشید تا مشهور شود و داستان مردی که در محور عکس قرار دارد، کشف شود.
◽ سیزدهم ژوئن سال ۱۹۳۶ بود، انبوهی از مردم در هامبورگ به مناسبت به آب انداخته شدن کشتی هورست وسل گرد آمده بودند، کشتیای که نام یک فعال اجتماعی حزب نازی بر آن گذاشته شده بود. هیتلر هم به هامبورگ آمده بود.
◾ اجتماع مردم آلمان، یادآور اجتماعات قبلی بود، همان اجتماعات باشکوهی که مشابهش را «لنی ریفنشتال» در فیلم «پیروزی اراده» ثبت کرده بود.
◽ عکسی از این گردهمایی ثبت شد، در این عکس، صدها نفر از مردم را میبینیم که با دستان کشیده، سلام نازی میدهند، اما در عکس اگر خوب دقت کنید، مردی را میبینید که با بقیه تفاوت دارد، او تنها کسی است که سلام نازی نمیگوید.
◾ آیا در لحظه گرفته شدن عکس، اتفاقی دست او پایین بود؟ نه! حالت صورت و دستهای بر سینه گذاشته شده او، چیز دیگری میگوید، به نظر میرسد که آگاهانه و عمدا از دادن سلام نازی اجتناب کرده است.
◽ این عکس، سالها در در مرکز اسنادی که توسط گشتاپو ، اس اس و واحد امنیتی رایش استفاده میشد، در خیابان پرنس آلبرت برلین نگاهداری شد، تا اینکه سالها بعد، مبدل به عکسی نمادین شد، عکسی که مردی را در حال حرکت در خلاف جریان آب نشان میدهد، عکس کسی که لابد در جامعه به خود آمده آلمان در سالهای بعد از جنگ جهانی، مجبور نبود بار عذاب وجدانی را بر دوش بکشد.
◾ اما این مرد واقعا چه کسی بود؟ آیا نام او را میدانیم یا اینکه نشانی از او در آن سالهای پرآشوب باقی نمانده است؟
◽ تا سال ۱۹۹۱، تصور میشد که این مرد جزو شخصیتهای گمنام تاریخ است، اما در این زمان روزنامه واشنگتن پست گزارش کرد که یکی از فرزندان این مرد، با دیدن اتفاقی این عکس در یکی از روزنامههای آلمانی، موفق شده پدرش را شناسایی کند.
◾ مردی که در عکس دیدید، «آگوست لندمسر» August Landmesser نام داشت، او در ۲۴ می سال ۱۹۱۰ به دنیا آمده بود، او کارگر شرکت کشتیسازی بلوم + ووس در هامبورگ آلمان بود.
◽ در سال ۱۹۳۱ لندمسر به امید یافتن کار، عضو حزب نازی شده بود، در سال ۱۹۳۵ او با زنی به نام ایرما اکلر آشنا شد، این زن اصلیتی یهودی داشت و مادربزرگش یهودی بود، اما بقیه اعضای خانواده او مسیحی پروتستان بودند.
◾ درخواست رسمی ازدواج لندمسر، به خاطر قوانین آن زمان آلمان که آمیزش آلمانیها را با یهودیها منع میکرد، رد شد.
◽ در سال ۱۹۳۵ و ۱۹۳۷، این زوج صاحب دو دختر شدند که نامهای اینگرید و ایرِنه را بر آنها نهادند.
◾در سال ۱۹۳۷، زمانی که همسر لندمسر، دختر دوم را باردار بود، لندمسر تصمیم گرفت که به خاطر فشارهایی که بر او تحمیل میشد به دانمارک برود، اما او دستگیر شد و زمانی که گشتاپو دریافت همسر یهودیتبار او کودک دومشان را باردار است، او را به دادگاه فرستاد.
◽ دادگاه با استناد به بند دوم قانون حفاظت از خون و افتخار آلمانی او را مقصر تشخیص داد و طبق بند پنجم همان قانون او را به دو و نیم سال زندان با کار اجباری محکوم کرد، همسر او هم دستگیر شد.
◾ لندمسر به اردوگاه بروگمور فرستاده شد، اما همسرش به اردوگاه لیچنبرگ و بعد راونسبروک اعزام شد، جایی که در ژانویه سال ۱۹۴۲ درگذشت.
◽ دو دختر او هم در امان نبودند، اینگرید از آنجا که قبل از تصویب قوانین حفاظت از نژاد آلمانی به دنیا آمده بود از گزند قوانین در امان ماند و اجازه داده شد که نزد مادربزرگش بماند، اما ایرِنه به پرورشگاه فرستاده شد، تا اینکه خانوادهای او را به فرزندی قبول کردند، اما ناپدری جدید او یهودی بود و بعد از دستگیری ناپدری، ایرنه مجددا به پرورشگاه فرستاده شد، اما یکی از نزدیکان او، توانست ایرنه را از پرورشگاه فراری بدهد و به اتریش ببرد.
لندمسر در سال ۱۹۴۱ آزاد شد، برای کار به یک کارخانه تولید خودروهای نظامی رفت، در سال ۱۹۴۳ زمانی که آلمان اوکراین را اشغال کرده بود، لندمسر با یک پرستار روسی آشنا شد و با او ازدواج کرد و او را به دخترانش معرفی کرد.
◾ در سال ۱۹۴۴ به میدان نبرد فراخوانده شد و همین سال مفقود شد، تصور میشود که او به قتل رسیده باشد.
◽ در سال ۱۹۹۶، ایرنه کتابی در مورد داستان زندگی خانوادهاش نوشت، بخش بزرگی از این کتاب را به صورت آنلاین و به زبان انگلیسی میتوانید در لینک زیر بخوانید.
https://www.fasena.de/courage/english/index.htm
#حافظه_تاریخی #فردگرایی #هیتلر #آلمان #نازی #جنگ_جهانی_دوم
#Augustlandmesser
💎 @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
◾ بیشتر عکسهای تاریخی مشهور، آنقدر نفسگیر و احساسبرانگیزند که کوتاهزمانی بعد از ثبت، مشهور میشوند، اما عکسی که در این پست میخواهم در موردش بنویسم، سالهای سال طول کشید تا مشهور شود و داستان مردی که در محور عکس قرار دارد، کشف شود.
◽ سیزدهم ژوئن سال ۱۹۳۶ بود، انبوهی از مردم در هامبورگ به مناسبت به آب انداخته شدن کشتی هورست وسل گرد آمده بودند، کشتیای که نام یک فعال اجتماعی حزب نازی بر آن گذاشته شده بود. هیتلر هم به هامبورگ آمده بود.
◾ اجتماع مردم آلمان، یادآور اجتماعات قبلی بود، همان اجتماعات باشکوهی که مشابهش را «لنی ریفنشتال» در فیلم «پیروزی اراده» ثبت کرده بود.
◽ عکسی از این گردهمایی ثبت شد، در این عکس، صدها نفر از مردم را میبینیم که با دستان کشیده، سلام نازی میدهند، اما در عکس اگر خوب دقت کنید، مردی را میبینید که با بقیه تفاوت دارد، او تنها کسی است که سلام نازی نمیگوید.
◾ آیا در لحظه گرفته شدن عکس، اتفاقی دست او پایین بود؟ نه! حالت صورت و دستهای بر سینه گذاشته شده او، چیز دیگری میگوید، به نظر میرسد که آگاهانه و عمدا از دادن سلام نازی اجتناب کرده است.
◽ این عکس، سالها در در مرکز اسنادی که توسط گشتاپو ، اس اس و واحد امنیتی رایش استفاده میشد، در خیابان پرنس آلبرت برلین نگاهداری شد، تا اینکه سالها بعد، مبدل به عکسی نمادین شد، عکسی که مردی را در حال حرکت در خلاف جریان آب نشان میدهد، عکس کسی که لابد در جامعه به خود آمده آلمان در سالهای بعد از جنگ جهانی، مجبور نبود بار عذاب وجدانی را بر دوش بکشد.
◾ اما این مرد واقعا چه کسی بود؟ آیا نام او را میدانیم یا اینکه نشانی از او در آن سالهای پرآشوب باقی نمانده است؟
◽ تا سال ۱۹۹۱، تصور میشد که این مرد جزو شخصیتهای گمنام تاریخ است، اما در این زمان روزنامه واشنگتن پست گزارش کرد که یکی از فرزندان این مرد، با دیدن اتفاقی این عکس در یکی از روزنامههای آلمانی، موفق شده پدرش را شناسایی کند.
◾ مردی که در عکس دیدید، «آگوست لندمسر» August Landmesser نام داشت، او در ۲۴ می سال ۱۹۱۰ به دنیا آمده بود، او کارگر شرکت کشتیسازی بلوم + ووس در هامبورگ آلمان بود.
◽ در سال ۱۹۳۱ لندمسر به امید یافتن کار، عضو حزب نازی شده بود، در سال ۱۹۳۵ او با زنی به نام ایرما اکلر آشنا شد، این زن اصلیتی یهودی داشت و مادربزرگش یهودی بود، اما بقیه اعضای خانواده او مسیحی پروتستان بودند.
◾ درخواست رسمی ازدواج لندمسر، به خاطر قوانین آن زمان آلمان که آمیزش آلمانیها را با یهودیها منع میکرد، رد شد.
◽ در سال ۱۹۳۵ و ۱۹۳۷، این زوج صاحب دو دختر شدند که نامهای اینگرید و ایرِنه را بر آنها نهادند.
◾در سال ۱۹۳۷، زمانی که همسر لندمسر، دختر دوم را باردار بود، لندمسر تصمیم گرفت که به خاطر فشارهایی که بر او تحمیل میشد به دانمارک برود، اما او دستگیر شد و زمانی که گشتاپو دریافت همسر یهودیتبار او کودک دومشان را باردار است، او را به دادگاه فرستاد.
◽ دادگاه با استناد به بند دوم قانون حفاظت از خون و افتخار آلمانی او را مقصر تشخیص داد و طبق بند پنجم همان قانون او را به دو و نیم سال زندان با کار اجباری محکوم کرد، همسر او هم دستگیر شد.
◾ لندمسر به اردوگاه بروگمور فرستاده شد، اما همسرش به اردوگاه لیچنبرگ و بعد راونسبروک اعزام شد، جایی که در ژانویه سال ۱۹۴۲ درگذشت.
◽ دو دختر او هم در امان نبودند، اینگرید از آنجا که قبل از تصویب قوانین حفاظت از نژاد آلمانی به دنیا آمده بود از گزند قوانین در امان ماند و اجازه داده شد که نزد مادربزرگش بماند، اما ایرِنه به پرورشگاه فرستاده شد، تا اینکه خانوادهای او را به فرزندی قبول کردند، اما ناپدری جدید او یهودی بود و بعد از دستگیری ناپدری، ایرنه مجددا به پرورشگاه فرستاده شد، اما یکی از نزدیکان او، توانست ایرنه را از پرورشگاه فراری بدهد و به اتریش ببرد.
لندمسر در سال ۱۹۴۱ آزاد شد، برای کار به یک کارخانه تولید خودروهای نظامی رفت، در سال ۱۹۴۳ زمانی که آلمان اوکراین را اشغال کرده بود، لندمسر با یک پرستار روسی آشنا شد و با او ازدواج کرد و او را به دخترانش معرفی کرد.
◾ در سال ۱۹۴۴ به میدان نبرد فراخوانده شد و همین سال مفقود شد، تصور میشود که او به قتل رسیده باشد.
◽ در سال ۱۹۹۶، ایرنه کتابی در مورد داستان زندگی خانوادهاش نوشت، بخش بزرگی از این کتاب را به صورت آنلاین و به زبان انگلیسی میتوانید در لینک زیر بخوانید.
https://www.fasena.de/courage/english/index.htm
#حافظه_تاریخی #فردگرایی #هیتلر #آلمان #نازی #جنگ_جهانی_دوم
#Augustlandmesser
💎 @ReverseMatrix | هنر آگاهانه زیستن
👍3