Stephen Meyer on Intelligent Design and The Return of the God Hypothesis.
https://www.youtube.com/watch?v=z_8PPO-cAlA
@ReligionandScience2021
https://www.youtube.com/watch?v=z_8PPO-cAlA
@ReligionandScience2021
YouTube
Stephen Meyer on Intelligent Design and The Return of the God Hypothesis
Recorded on March 30, 2021
To comment please go to: https://www.hoover.org/research/stephen-meyer-intelligent-design-and-return-god-hypothesis
Dr. Stephen Meyer directs the Center for Science and Culture at the Discovery Institute in Seattle. He returns…
To comment please go to: https://www.hoover.org/research/stephen-meyer-intelligent-design-and-return-god-hypothesis
Dr. Stephen Meyer directs the Center for Science and Culture at the Discovery Institute in Seattle. He returns…
Forwarded from Ali Abbasi
🐕 سگ یا ربات سلولی؟ آگاهی در حیوانات با چند آزمایش جالب
⏰ زمان مطالعه: ۴ دقیقه
امکان ندارد گربهای دیده باشید و خودتان را جای او نگذاشته و فکر کنید: "گربه بودن چگونه است؟"
💡🦇توماس نیگل، فیلسوف ذهن معروف تقریبا برای اولین بار این سوال را بهشکلی کاملا جدی مطرح کرد. اسم مقالهاش هم "خفاش بودن چجوری است؟" گذاشت و مطلبی بسیار جالب طرح کرد. مفهوم umwelt یعنی هر جانداری، جهان زیستی کاملا شخصی خودش را دارد. چیزی در مایههای جعبههای دربسته ویتگنشتاین. یعنی من هیچ موقع درک نخواهم کرد خفاش بودن چگونه است. تا به حال شده با شنیدن آنکه فلان جانور حس بینایی بسیار ضعیفی دارد و مثلا با بویاییاش اکثر اطلاعات را دریافت میکند احساس دلسوزی کنید؟
🦂 این دقیقا یعنی شما دارید خودتان را جای او میگذارید و سعی میکنید با umwelt خودتان، مال او را تجربه کنید. درحالیکه او شخصا هیچ احساس معلولیتی ندارد و بلکه شاید دلش برای شما هم بسوزد که بویاییتان اینقدر ضعیف است و از نظر او شما معلول هستید!
🐾 👓 پس حتی فکر اینکه "درک" کنید آگاهی جانوران چگونه است را از سرتان بیرون کنید. اما بالاخره این سوال همیشه برایمان وجود خواهد داشت و راز بسیار جالبیست که بدانیم حیوانات همان شخصیتهای The Secret Life Of Pets هستند یا صرفا ماشینهایی گوشتی و ربات مانندند؟
🌀نحوهی نگرش ما به اساسِ آگاهی، نحوهی نگرش ما به آن در حیوانات را زیر و رو میکند و به طبع آن بنیاد فلسفه اخلاق ما در برخورد با حیوانات هم شکل میدهد.
📌یکی از مهمترین مسائلی که دیدگاههای کارکردگرایانه و درکل تقلیلگرایانه (اینکه آگاهی مثلا تنها فرآیندهای مغزیست یا اساسا آگاهی توهم است یا کوالیا وجود ندارد) بهوجود میآورد این سوال بنیادیست که اگر اساسا کوالیا (اینکه مثلا درد چیزی اول شخص و خاص به نظر برسد و نه فقط مانند حسی که یک ربات از سنسور هایش میگیرد) نداریم یا حیوانات "موجودات خودکار بیاحساس" هستند، دیگر هیچ منعی بر کشتار، زجر دادن و یا هیچ نوعی از "حقوق حیوانات" با علتی در خود این موجودات (نه اینکه غیرمستقیم باعث صدمه به خودمان شود) الزامی ندارد!
🔍🦿یا اگر مانند دکارت دوگانهگرا معتقد به عدم وجود روح در حیوانات باشیم، باید مانند او بگوییم "خودکار بیاحساس" و با صدایی رسا بگوییم "موجود خودکار ناآگاه که نمیتواند ناراحت شود" و دیگر لازم نیست نگران درد و رنج کشیدن آنها باشیم . . .
✂️ 🧠 اما با همان ادراکات کلی که از آگاهی داریم، چیزهایی میتوان گفت. مثلا ماریان استامپ داکینز زیستشناس تلاش برای رفع درد و رنج یا تلاش برای راحتی بیشتر را نشان از آگاهی یا حداقل، داشتن کوالیای (کیفیت حسی) درد میداند. اما به وضوح میتوان سوالی رفتارگرایانه پرسید و استدلال را زیر سوال برد. "آیا این رفتار حیوان به معنای آن است که انگار درد دارد یا واقعا درد دارد؟"
🔦🧪 یکی دیگر از آزمونها و معیارهای قوی برای تشخیص آگاهی یا شدت آن در حیوانات "بازشناسی آینهای خود" است. جلوی آینهای بایستید. چه میبینید؟ البته که خودتان را. اما همین مسئله بدیهی یکی از پیشرفته ترین خصلتهای ماست؛ یعنی اینکه از "خود" مفهومی داشته باشیم.
🪞👀 اینکه خودتان را ببینید و تشخیص دهید یعنی تصوری از مفهوم "من" دارید و این احتمالا همان خود آگاهی معروف است. اگر حیوان خانگی دارید حتما آزمایشی که داروین با میمونها انجام داد انجام دهید. داروین بر روی پیشانی چند بچه اورانگوتان بعد از بیهوش کردنشان یک لکه قرمز رنگ کشید. پس از به هوش آمدنشان آنها را روبهروی آینهای قرار داد و با شگفتی دید که آنها به نقطهی قرمز درون آینه دست نمیزنند، بلکه به محل لکه قرمز بر روی پیشانی "خودشان" دست میزنند! درحالیکه بسیاری از حیوانات مانند پرندگان با تصویر آینهای خود بازی یا دعوا میکنند یا خود را به آن میکوبند یا با تعجب از دست آن فرار میکنند و از اینکه هرجا میروند آن تصویر دنبالشان میکند شگفت زده میشوند.
📯💡 از زمان داروین، این آزمایش بر روی بسیاری از حیوانات دیگر و حتی بچههای انسان امتحان شد. بهطور مثال بچههای انسان از 18 ماهگی دارای این قدرت میشود.(یعنی قبلش آگاهی یا خودآگاهی ندارد؟)
🎭🦊 نوعی دیگر از سنجش آگاهی درمورد فریب دادن یا نحوه رفتار با بقیه اجتماع است. اگر حیوانی بتواند دیگر حیوانات را فریب دهد یعنی میداند آنها چه میخواهند و چه میدانند پس شاید همین به این معنا باشد که او درمورد دیگران دارای نوعی شناخت یا نظریه ذهن است و ممکن است این کلی سازی (اینکه بداند فلان موجود یک "دیگر" است، یک "شخص" است و از او کلی سازی کند و او را یک واقعیت متشخص بداند) درمورد خودش هم انجام شود و "خود" را بفهمد.
با اینحال همین آزمایشها هم قابلیت مناقشه داشته و همچنان جهانی پر از مجهولات در این حیطه پیشروی ما باقیست . . .
✍🏻 علی عباسی ، انجمن فلسفهٔ ذهن دانشگاه بهشتی
⏰ زمان مطالعه: ۴ دقیقه
امکان ندارد گربهای دیده باشید و خودتان را جای او نگذاشته و فکر کنید: "گربه بودن چگونه است؟"
💡🦇توماس نیگل، فیلسوف ذهن معروف تقریبا برای اولین بار این سوال را بهشکلی کاملا جدی مطرح کرد. اسم مقالهاش هم "خفاش بودن چجوری است؟" گذاشت و مطلبی بسیار جالب طرح کرد. مفهوم umwelt یعنی هر جانداری، جهان زیستی کاملا شخصی خودش را دارد. چیزی در مایههای جعبههای دربسته ویتگنشتاین. یعنی من هیچ موقع درک نخواهم کرد خفاش بودن چگونه است. تا به حال شده با شنیدن آنکه فلان جانور حس بینایی بسیار ضعیفی دارد و مثلا با بویاییاش اکثر اطلاعات را دریافت میکند احساس دلسوزی کنید؟
🦂 این دقیقا یعنی شما دارید خودتان را جای او میگذارید و سعی میکنید با umwelt خودتان، مال او را تجربه کنید. درحالیکه او شخصا هیچ احساس معلولیتی ندارد و بلکه شاید دلش برای شما هم بسوزد که بویاییتان اینقدر ضعیف است و از نظر او شما معلول هستید!
🐾 👓 پس حتی فکر اینکه "درک" کنید آگاهی جانوران چگونه است را از سرتان بیرون کنید. اما بالاخره این سوال همیشه برایمان وجود خواهد داشت و راز بسیار جالبیست که بدانیم حیوانات همان شخصیتهای The Secret Life Of Pets هستند یا صرفا ماشینهایی گوشتی و ربات مانندند؟
🌀نحوهی نگرش ما به اساسِ آگاهی، نحوهی نگرش ما به آن در حیوانات را زیر و رو میکند و به طبع آن بنیاد فلسفه اخلاق ما در برخورد با حیوانات هم شکل میدهد.
📌یکی از مهمترین مسائلی که دیدگاههای کارکردگرایانه و درکل تقلیلگرایانه (اینکه آگاهی مثلا تنها فرآیندهای مغزیست یا اساسا آگاهی توهم است یا کوالیا وجود ندارد) بهوجود میآورد این سوال بنیادیست که اگر اساسا کوالیا (اینکه مثلا درد چیزی اول شخص و خاص به نظر برسد و نه فقط مانند حسی که یک ربات از سنسور هایش میگیرد) نداریم یا حیوانات "موجودات خودکار بیاحساس" هستند، دیگر هیچ منعی بر کشتار، زجر دادن و یا هیچ نوعی از "حقوق حیوانات" با علتی در خود این موجودات (نه اینکه غیرمستقیم باعث صدمه به خودمان شود) الزامی ندارد!
🔍🦿یا اگر مانند دکارت دوگانهگرا معتقد به عدم وجود روح در حیوانات باشیم، باید مانند او بگوییم "خودکار بیاحساس" و با صدایی رسا بگوییم "موجود خودکار ناآگاه که نمیتواند ناراحت شود" و دیگر لازم نیست نگران درد و رنج کشیدن آنها باشیم . . .
✂️ 🧠 اما با همان ادراکات کلی که از آگاهی داریم، چیزهایی میتوان گفت. مثلا ماریان استامپ داکینز زیستشناس تلاش برای رفع درد و رنج یا تلاش برای راحتی بیشتر را نشان از آگاهی یا حداقل، داشتن کوالیای (کیفیت حسی) درد میداند. اما به وضوح میتوان سوالی رفتارگرایانه پرسید و استدلال را زیر سوال برد. "آیا این رفتار حیوان به معنای آن است که انگار درد دارد یا واقعا درد دارد؟"
🔦🧪 یکی دیگر از آزمونها و معیارهای قوی برای تشخیص آگاهی یا شدت آن در حیوانات "بازشناسی آینهای خود" است. جلوی آینهای بایستید. چه میبینید؟ البته که خودتان را. اما همین مسئله بدیهی یکی از پیشرفته ترین خصلتهای ماست؛ یعنی اینکه از "خود" مفهومی داشته باشیم.
🪞👀 اینکه خودتان را ببینید و تشخیص دهید یعنی تصوری از مفهوم "من" دارید و این احتمالا همان خود آگاهی معروف است. اگر حیوان خانگی دارید حتما آزمایشی که داروین با میمونها انجام داد انجام دهید. داروین بر روی پیشانی چند بچه اورانگوتان بعد از بیهوش کردنشان یک لکه قرمز رنگ کشید. پس از به هوش آمدنشان آنها را روبهروی آینهای قرار داد و با شگفتی دید که آنها به نقطهی قرمز درون آینه دست نمیزنند، بلکه به محل لکه قرمز بر روی پیشانی "خودشان" دست میزنند! درحالیکه بسیاری از حیوانات مانند پرندگان با تصویر آینهای خود بازی یا دعوا میکنند یا خود را به آن میکوبند یا با تعجب از دست آن فرار میکنند و از اینکه هرجا میروند آن تصویر دنبالشان میکند شگفت زده میشوند.
📯💡 از زمان داروین، این آزمایش بر روی بسیاری از حیوانات دیگر و حتی بچههای انسان امتحان شد. بهطور مثال بچههای انسان از 18 ماهگی دارای این قدرت میشود.(یعنی قبلش آگاهی یا خودآگاهی ندارد؟)
🎭🦊 نوعی دیگر از سنجش آگاهی درمورد فریب دادن یا نحوه رفتار با بقیه اجتماع است. اگر حیوانی بتواند دیگر حیوانات را فریب دهد یعنی میداند آنها چه میخواهند و چه میدانند پس شاید همین به این معنا باشد که او درمورد دیگران دارای نوعی شناخت یا نظریه ذهن است و ممکن است این کلی سازی (اینکه بداند فلان موجود یک "دیگر" است، یک "شخص" است و از او کلی سازی کند و او را یک واقعیت متشخص بداند) درمورد خودش هم انجام شود و "خود" را بفهمد.
با اینحال همین آزمایشها هم قابلیت مناقشه داشته و همچنان جهانی پر از مجهولات در این حیطه پیشروی ما باقیست . . .
✍🏻 علی عباسی ، انجمن فلسفهٔ ذهن دانشگاه بهشتی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
آیا جهان با سرعت نور مُنبسط میشود ؟
شاید شما هم به این نکته دقت کرده باشید که با اینکه سن فعلی کیهان حدود ۱۳.۸ میلیارد سال است اما ابعاد کیهان مشاهدهپذیر حدود ۹۳ میلیارد سال نوری است. این با تصور عادی ما همخوان نیست. فکر میکنید چرا این اختلاف وجود دارد؟
مجله علم روز.
@ScienceToday_ir
@ReligionandScience2021
شاید شما هم به این نکته دقت کرده باشید که با اینکه سن فعلی کیهان حدود ۱۳.۸ میلیارد سال است اما ابعاد کیهان مشاهدهپذیر حدود ۹۳ میلیارد سال نوری است. این با تصور عادی ما همخوان نیست. فکر میکنید چرا این اختلاف وجود دارد؟
مجله علم روز.
@ScienceToday_ir
@ReligionandScience2021
📚دانلود کتاب " زبان خدا "
The Language of God: A Scientist Presents Evidence for Belief.
پروفسور فرانسیس کالینز، یکی از بزرگترین متخصصان ژنتیک در جهان که هشت سال قبل به همراه کرایگ توانسته بود رمز های (DNA) را کشف کند به وجود خدا ایمان آورد.
کولینز در مصاحبه با تایمز گفت: 30 سال آتئیست (خداناباور) بودم اما اکنون به وجود خدا اعتقاد دارم. وی افزود در مورد وجود خدا یک زیر ساخت واقعی وجود دارد و علم انسان را به خدا نزدیکتر هم می کند.
این دانشمند آمریکایی با ذکر اینکه به معجزات و فرشتگان اعتقاد دارد افزود: هنگامی که در آزمایشگاه مشغول کار بودم خدا را حس می کردم. قطعاً قدرتی بالاتر از ما هست و من به آن اعتقاد دارم. کشف رمز DNA کمی مرا به خدا نزدیکتر کرد. بارها دیده ام بیمارانی را که از درمان درمانده اند ، علم از علاج آنها قطع امید کرده بود. اما دیده ام که آنها به صورت معجزه وار به زندگی برگشته اند. این کار خداست.
هر کس می خواهد بداند چگونه علم و ایمان می توانند با هم آشتی کنند، هر کس نگران است که علم جدید بر دین می تازد و هر کس به بحثی روشن در باب یک مسئله حیاتی روزگار ما علاقه مند است، باید این کتاب را بخواند.
این کتاب در سه بخش و یک ضمیمه تألیف شده است.
📗بخش اول شکاف بین علم و ایمان که است که شامل دو فصل از کفر تا ایمان و جنگ عقاید است.
📗بخش دوم پرسش های عظیم وجود انسان را مورد بحث قرار داده و شامل سه فصل مبدأ کائنات و زندگی روی زمین و کشف رموز کتاب خداوند است.
📗بخش سوم در مورد ایمان به علم و ایمان به خدا بحث میکند و همچنین شامل بحث های آفرینش، گالیله و داروین، الحاد و لا أدری، اصالت خلقت، طراحی هوشمند، عقل کل حیات و ره پویان حقیقت است.
https://www.amazon.com/Language-God-Scientist-Presents-Evidence/dp/1416542744
@ReligionandScience2021
The Language of God: A Scientist Presents Evidence for Belief.
پروفسور فرانسیس کالینز، یکی از بزرگترین متخصصان ژنتیک در جهان که هشت سال قبل به همراه کرایگ توانسته بود رمز های (DNA) را کشف کند به وجود خدا ایمان آورد.
کولینز در مصاحبه با تایمز گفت: 30 سال آتئیست (خداناباور) بودم اما اکنون به وجود خدا اعتقاد دارم. وی افزود در مورد وجود خدا یک زیر ساخت واقعی وجود دارد و علم انسان را به خدا نزدیکتر هم می کند.
این دانشمند آمریکایی با ذکر اینکه به معجزات و فرشتگان اعتقاد دارد افزود: هنگامی که در آزمایشگاه مشغول کار بودم خدا را حس می کردم. قطعاً قدرتی بالاتر از ما هست و من به آن اعتقاد دارم. کشف رمز DNA کمی مرا به خدا نزدیکتر کرد. بارها دیده ام بیمارانی را که از درمان درمانده اند ، علم از علاج آنها قطع امید کرده بود. اما دیده ام که آنها به صورت معجزه وار به زندگی برگشته اند. این کار خداست.
هر کس می خواهد بداند چگونه علم و ایمان می توانند با هم آشتی کنند، هر کس نگران است که علم جدید بر دین می تازد و هر کس به بحثی روشن در باب یک مسئله حیاتی روزگار ما علاقه مند است، باید این کتاب را بخواند.
این کتاب در سه بخش و یک ضمیمه تألیف شده است.
📗بخش اول شکاف بین علم و ایمان که است که شامل دو فصل از کفر تا ایمان و جنگ عقاید است.
📗بخش دوم پرسش های عظیم وجود انسان را مورد بحث قرار داده و شامل سه فصل مبدأ کائنات و زندگی روی زمین و کشف رموز کتاب خداوند است.
📗بخش سوم در مورد ایمان به علم و ایمان به خدا بحث میکند و همچنین شامل بحث های آفرینش، گالیله و داروین، الحاد و لا أدری، اصالت خلقت، طراحی هوشمند، عقل کل حیات و ره پویان حقیقت است.
https://www.amazon.com/Language-God-Scientist-Presents-Evidence/dp/1416542744
@ReligionandScience2021
اگرچه من فکر میکنم که حیات ممکن است نتیجه یک تصادف باشد، اما دربارهٔ خودآگاهی چنین چیزی فکر نمیکنم خودآگاهی را نمیتوان برای اصطلاحات فیزیکی و هرچیز دیگری دانست. چراکه خودآگاهی کاملاً بنیادین است.
آبزرور ژانویه ۱۹۳۱ و پژوهش فیزیک (۱۹۳۱) شماره ۲۵، ص ۹۱
👤شردوینگر، فیزیکدان خداناباور
@ReligionandScience2021
آبزرور ژانویه ۱۹۳۱ و پژوهش فیزیک (۱۹۳۱) شماره ۲۵، ص ۹۱
👤شردوینگر، فیزیکدان خداناباور
@ReligionandScience2021
Quantum Physics Workbook for Dummies.pdf
29 MB
یکی از بهترین و کامل ترین کتابها جهت مطالعه ی «فیزیک نظری» برای مبتدیان:
Quantum Physics Workbook for Dummies .pdf
@ReligionandScience2021
Quantum Physics Workbook for Dummies .pdf
@ReligionandScience2021
👍1
لایبنیتس (ریاضیدان و فیلسوف) اعتقاد محکمی به منطق داشت - نه فقط در عرصه خود منطق، بلکه به عنوان اساس مابعدالطبیعه. وی در منطق ریاضی کار کرد ، و کارش اگر انتشار مییافت حائز اهمیّت بسیار میشد، و در آن صورت لایبنیتس بانی منطق ریاضی میبود و این شعبه از منطق یک قرن و نیم پیشتر ساخته میشد؛ اما لایبنیتس از انتشار کارهایش خودداری کرد، زیرا مشغول یافتن شواهدی بود که نشان دهد منطق قیاسی ارسطو در چند مورد غلط است. ارادت به ارسطو قبول این نکته را برایش غیرممکن میساخت، و در نتیجه لایبنیتس به خطا میپنداشت که خطا از خود اوست.
👤برتراند راسل
@ReligionandScience2021
👤برتراند راسل
@ReligionandScience2021
Science and Religion
لایبنیتس (ریاضیدان و فیلسوف) اعتقاد محکمی به منطق داشت - نه فقط در عرصه خود منطق، بلکه به عنوان اساس مابعدالطبیعه. وی در منطق ریاضی کار کرد ، و کارش اگر انتشار مییافت حائز اهمیّت بسیار میشد، و در آن صورت لایبنیتس بانی منطق ریاضی میبود و این شعبه از منطق…
گوتفرید ویلهلم ون لایبنیتس در سال 1646 در لایپزیک آلمان به دنیا آمد و در سال 1716 در هانوفر درگذشت. به دلیل هوش، استعداد و توانمندیهای فکریش در 21 سالگی به او پیشنهاد استادی دانشگاه دادند اما او این پیشنهاد را رد کرد زیرا می خواست مرد دنیا شود.
درباری و دیپلمات و دائم السفر بود و بیشتر عمرش را در هانوفر در خدمت دوکهای آن سامان گذرانید. اما اوقات فراغتی را برای خود در نظر می گرفت که در آن هنگام آثار فلسفی اش را می نوشت. مهمترین آثارش «مونادولوژی» و «گفتار در مابعدالطبیعه» نام دارند.
در «مونادولوژی» او درباره ی واژه یی به نام «موناد» بحث می کند.«موناد» در واقع همان «جوهر» است اما ویژگیهایی که او برای «موناد» در نظر می گیرد متفاوت از ویژگیهایی است که دیگر فلاسفه به مفهوم «جوهر» نسبت می دهند. «موناد» واحدی است منفرد و بخش ناپذیر، بسیط است و اجزایی ندارد. «مونادها» بینهایت هستند و مکانی را اشغال نمی کنند. بُعد یا امتداد ندارند و در واقع روحانی هستند. اجزای سازنده ی عالم از «مونادها» تشکیل شده است. در مواقع آنها نقطه ها ی فلسفی هستند و چون بُعد و امتداد ندارند بنابراین روحانی به حساب می آیند. خداوند «موناد» است، همانطور که نفس هر انسان هم «موناد» است.
لایب نیتس بنای فلسفی خود را بر روی نقطه هایی بنا می نهد که بخش ناپذیرند. اما اصولاً پذیرش چنین اصلی با دشواری روبه رو است. چرا نتوان بخش پذیری چیزی را تا بی نهایت ادامه داد ؟
یکی از نظریه های بنیادی فیزیک در قرن بیستم «قابلیت ماده برای تبدیل شدن به انرژی است» و اینکه جهان مادی در بالاترین سطح از انرژی تشکیل شده است. البته لایب نیتس نیز همین نکته را مطرح می کند که ماده از قابلیت و استعداد برای فعالیت برخوردار است و این استعداد مادی نیست. اما در زمان لایب نیتس تصوری که از مراکز غیرمادی فعالیت وجود داشت چیزی جز ذهن و نفس و روح نبود. یعنی مردم در آن زمان حرکت را به خارج از ماده نسبت می دادند، یعنی ویژگی که در ذات ماده نیست. اما لایب نیتس برای ذات اجزای تشکیل دهنده ی دنیا قائل به صفت حرکت بود. شاید بتوان لایب نیتس را نخستین فیلسوف خردگرا دانست که فرق واضح و جامع میان گزاره های تحلیلی و ترکیبی را تبیین نموده است.
گزاره هایی که صدق یا کذبشان را باید با تحلیل خود گزاره احراز نمود، گزاره های تحلیلی گفته می شوند و گزاره هایی که صدق یا کذبشان با فراتر رفتن از خود گزاره و آزمایش چیزی خارج از خودش به دست می آید، گزاره های ترکیبی نامیده می شوند.
گزاره های تحلیلی دربردارنده ی حقایق عقلی هستند و گزاره های ترکیبی در بردارنده ی حقایق واقعی. برای مثال اگر بگوییم هیچ فرد مجردی متاهل نیست، یک گزاره ی تحلیلی و عقلی را بیان کرده ایم که تایید صدق و کذبش مستلزم جست وجو در عالم بیرون نیست و با به کارگیری عقل و اصول منطقی می توان حکم به صدق یا کذبش داد. اما اگر بگوییم در اتاق بغل میز شام چیده شده است، یک گزاره ی ترکیبی بیان کرده ایم که تایید صدق یا کذبش نیازمند مشاهده و جست وجو است و درست یا نادرست بودنش نیز مستلزم تناقض نیست و برای تایید یا تکذیب نیازمند منطق نیستیم.
لایب نیتس سپس بین حقایق عقلی متناهی و حقایق عقلی نامتناهی فرق می گذارد و پس از طرح بحث ممکن الصدق و واجب الصدق به مبحث واجب الوجود و ممکن الوجود می پردازد.
لایب نیتس فقط به ضرورت خدا را واجب الوجود می داند و هر چیز دیگری غیراز او ممکن الوجود خواهند بود. هر چیزی که وجودش مستلزم تناقض نباشد ممکن الوجود است.
او معتقد است که جهان موجود، بهترین جهان ممکن است زیرا خالق آن خود کمال مطلق است و خداوند بهترین جهان ممکن را انتخاب و خلق می کند.
ولتر، لایبنیتس را به نیشخند و مسخره می گیرد و در کتابش با عنوان «کاندید» او را به هیات فیلسوفی به نام «پانگلوس» مورد هجو قرار می دهد. وِرد زبان ولتر در این کتاب این جمله بود که: « در این بهترین عالم ممکن، هر چیزی به بهترین وجه ممکن است.»
لایبنیتس پاسخی برای مساله ی علیت ندارد زیرا او اصلاً به علیت معتقد نیست. او مساله ی کنش و واکنش را اصولاً منتفی می داند و مفهومی به نام «هماهنگی پیشین بنیاد» را مطرح می کند. «مونادها» از این طریق با یکدیگر همبستگی پیدا می کنند. محتوای «مونادها» با یکدیگر منطبق است اما هیچ کنش و واکنشی بین آنها موجود نیست. رویدادها سبب پدیداری یکدیگر نمی شوند بلکه خداوند همه چیز را پدید می آورد و در هر لحظه جریان امور را حفظ می کند. اینکه ما تصور می کنیم بین امور رابطه ی علی و معلولی وجود دارد به این دلیل است که همه ی جهان خالق یگانه یی دارد و از این رو همه چیز در آن از هماهنگی از پیش تعیین شده برخوردار است.
@ReligionandScience2021
درباری و دیپلمات و دائم السفر بود و بیشتر عمرش را در هانوفر در خدمت دوکهای آن سامان گذرانید. اما اوقات فراغتی را برای خود در نظر می گرفت که در آن هنگام آثار فلسفی اش را می نوشت. مهمترین آثارش «مونادولوژی» و «گفتار در مابعدالطبیعه» نام دارند.
در «مونادولوژی» او درباره ی واژه یی به نام «موناد» بحث می کند.«موناد» در واقع همان «جوهر» است اما ویژگیهایی که او برای «موناد» در نظر می گیرد متفاوت از ویژگیهایی است که دیگر فلاسفه به مفهوم «جوهر» نسبت می دهند. «موناد» واحدی است منفرد و بخش ناپذیر، بسیط است و اجزایی ندارد. «مونادها» بینهایت هستند و مکانی را اشغال نمی کنند. بُعد یا امتداد ندارند و در واقع روحانی هستند. اجزای سازنده ی عالم از «مونادها» تشکیل شده است. در مواقع آنها نقطه ها ی فلسفی هستند و چون بُعد و امتداد ندارند بنابراین روحانی به حساب می آیند. خداوند «موناد» است، همانطور که نفس هر انسان هم «موناد» است.
لایب نیتس بنای فلسفی خود را بر روی نقطه هایی بنا می نهد که بخش ناپذیرند. اما اصولاً پذیرش چنین اصلی با دشواری روبه رو است. چرا نتوان بخش پذیری چیزی را تا بی نهایت ادامه داد ؟
یکی از نظریه های بنیادی فیزیک در قرن بیستم «قابلیت ماده برای تبدیل شدن به انرژی است» و اینکه جهان مادی در بالاترین سطح از انرژی تشکیل شده است. البته لایب نیتس نیز همین نکته را مطرح می کند که ماده از قابلیت و استعداد برای فعالیت برخوردار است و این استعداد مادی نیست. اما در زمان لایب نیتس تصوری که از مراکز غیرمادی فعالیت وجود داشت چیزی جز ذهن و نفس و روح نبود. یعنی مردم در آن زمان حرکت را به خارج از ماده نسبت می دادند، یعنی ویژگی که در ذات ماده نیست. اما لایب نیتس برای ذات اجزای تشکیل دهنده ی دنیا قائل به صفت حرکت بود. شاید بتوان لایب نیتس را نخستین فیلسوف خردگرا دانست که فرق واضح و جامع میان گزاره های تحلیلی و ترکیبی را تبیین نموده است.
گزاره هایی که صدق یا کذبشان را باید با تحلیل خود گزاره احراز نمود، گزاره های تحلیلی گفته می شوند و گزاره هایی که صدق یا کذبشان با فراتر رفتن از خود گزاره و آزمایش چیزی خارج از خودش به دست می آید، گزاره های ترکیبی نامیده می شوند.
گزاره های تحلیلی دربردارنده ی حقایق عقلی هستند و گزاره های ترکیبی در بردارنده ی حقایق واقعی. برای مثال اگر بگوییم هیچ فرد مجردی متاهل نیست، یک گزاره ی تحلیلی و عقلی را بیان کرده ایم که تایید صدق و کذبش مستلزم جست وجو در عالم بیرون نیست و با به کارگیری عقل و اصول منطقی می توان حکم به صدق یا کذبش داد. اما اگر بگوییم در اتاق بغل میز شام چیده شده است، یک گزاره ی ترکیبی بیان کرده ایم که تایید صدق یا کذبش نیازمند مشاهده و جست وجو است و درست یا نادرست بودنش نیز مستلزم تناقض نیست و برای تایید یا تکذیب نیازمند منطق نیستیم.
لایب نیتس سپس بین حقایق عقلی متناهی و حقایق عقلی نامتناهی فرق می گذارد و پس از طرح بحث ممکن الصدق و واجب الصدق به مبحث واجب الوجود و ممکن الوجود می پردازد.
لایب نیتس فقط به ضرورت خدا را واجب الوجود می داند و هر چیز دیگری غیراز او ممکن الوجود خواهند بود. هر چیزی که وجودش مستلزم تناقض نباشد ممکن الوجود است.
او معتقد است که جهان موجود، بهترین جهان ممکن است زیرا خالق آن خود کمال مطلق است و خداوند بهترین جهان ممکن را انتخاب و خلق می کند.
ولتر، لایبنیتس را به نیشخند و مسخره می گیرد و در کتابش با عنوان «کاندید» او را به هیات فیلسوفی به نام «پانگلوس» مورد هجو قرار می دهد. وِرد زبان ولتر در این کتاب این جمله بود که: « در این بهترین عالم ممکن، هر چیزی به بهترین وجه ممکن است.»
لایبنیتس پاسخی برای مساله ی علیت ندارد زیرا او اصلاً به علیت معتقد نیست. او مساله ی کنش و واکنش را اصولاً منتفی می داند و مفهومی به نام «هماهنگی پیشین بنیاد» را مطرح می کند. «مونادها» از این طریق با یکدیگر همبستگی پیدا می کنند. محتوای «مونادها» با یکدیگر منطبق است اما هیچ کنش و واکنشی بین آنها موجود نیست. رویدادها سبب پدیداری یکدیگر نمی شوند بلکه خداوند همه چیز را پدید می آورد و در هر لحظه جریان امور را حفظ می کند. اینکه ما تصور می کنیم بین امور رابطه ی علی و معلولی وجود دارد به این دلیل است که همه ی جهان خالق یگانه یی دارد و از این رو همه چیز در آن از هماهنگی از پیش تعیین شده برخوردار است.
@ReligionandScience2021
Science and Religion
لایبنیتس (ریاضیدان و فیلسوف) اعتقاد محکمی به منطق داشت - نه فقط در عرصه خود منطق، بلکه به عنوان اساس مابعدالطبیعه. وی در منطق ریاضی کار کرد ، و کارش اگر انتشار مییافت حائز اهمیّت بسیار میشد، و در آن صورت لایبنیتس بانی منطق ریاضی میبود و این شعبه از منطق…
در قرن هفدهم که اسپینوزا و لایبنیتس می زیستند، گالیله و دیگر فیزیکدانها توانسته بودند به کشفهای بزرگ علمی درباره ی طبیعت جهان مادی نایل آیند. از همین رو فیلسوفان خردگرایی همچون اسپینوزا و لایب نیتس می کوشیدند جایگاه دیانت را همچنان محفوظ و استوار نگاه دارند. اسپینوزا کوشید تا نگرشهای مذهبی را به تصویری که علوم طبیعی ارائه داده بود القا کند و لایبنیتس کوشید تا جهان را به گونه یی که دین تفسیر می کند، تحلیل و تشریح نماید . وی مفاهیم علمی پدیدارها را بر درک ذاتاً دینی از عالم قرارداد. درکی که بر اصالت روح استوار بود.
https://www.pourhamrang.org/Article/Articles/Leibniz.htm
@ReligionandScience2021
https://www.pourhamrang.org/Article/Articles/Leibniz.htm
@ReligionandScience2021
Mathematical_Concepts_of_Quantum_Mechanics_by_Stephen_J_Gustafson.pdf
6.1 MB
📚کتابی خوب برای علاقمندان و دانشجویان فیزیک نظری:
مفاهیم ریاضی مکانیک کوانتومی
Mathematical Concepts of Quantum Mechanics by Stephen J. Gustafson, Israel Michael Sigal (z-lib.org).pdf
@ReligionandScience2021
مفاهیم ریاضی مکانیک کوانتومی
Mathematical Concepts of Quantum Mechanics by Stephen J. Gustafson, Israel Michael Sigal (z-lib.org).pdf
@ReligionandScience2021
🎯 یادداشت | #سانسور | حذف فصلی از کتاب برندۀ جایزۀ مصطفی (ص) در رابطه با علم و دین.
🔸پروفسور کامران وفا ( استاد فیزیک نظری دانشگاه هاروارد ) کتابی را در سال ۲۰۲۰ با عنوان «Puzzles to Unravel the Universe» منتشر کردند. این کتاب توسط دکتر ارفعی ( استاد فیزیک دانشگاه صنعتی شریف ) با عنوان «معماهایی برای رازگشایی از عالم» به زبان فارسی ترجمه شد و اخیرا توسط نشر_نو چاپ و روانه بازار ایران شد.
🔸مسأله عجیب در ترجمه این کتاب رخ داد تا مورد توجه و بحث در جامعه دانشگاهی ما قرار گیرد. متأسفانه فصل ۱۰ این کتاب که در مورد علم و دین می باشد در ترجمۀ فارسی حذف شده است !!
هنوز دلایل حذف این بخش از کتاب به طور واضح مشخص نیست. لازم است مترجم محترم یا ناشر بابت حذف چنین فصل مهمی توضیحات خود را ارائه دهند.
🔸پروفسور وفا به طور مشترک با دکتر زاهد حسن برندۀ جایزه مصطفی(ص) برای سال ۲۰۲۱ شد. جایزۀ مصطفی(ص) نشان عالی علم و فناوری جهان اسلام است که هر دو سال یکبار به دانشمندان نوآور مسلمان اعطا می شود.
@MONTAHACOGNITION
@ReligionandScience2021
🔸پروفسور کامران وفا ( استاد فیزیک نظری دانشگاه هاروارد ) کتابی را در سال ۲۰۲۰ با عنوان «Puzzles to Unravel the Universe» منتشر کردند. این کتاب توسط دکتر ارفعی ( استاد فیزیک دانشگاه صنعتی شریف ) با عنوان «معماهایی برای رازگشایی از عالم» به زبان فارسی ترجمه شد و اخیرا توسط نشر_نو چاپ و روانه بازار ایران شد.
🔸مسأله عجیب در ترجمه این کتاب رخ داد تا مورد توجه و بحث در جامعه دانشگاهی ما قرار گیرد. متأسفانه فصل ۱۰ این کتاب که در مورد علم و دین می باشد در ترجمۀ فارسی حذف شده است !!
هنوز دلایل حذف این بخش از کتاب به طور واضح مشخص نیست. لازم است مترجم محترم یا ناشر بابت حذف چنین فصل مهمی توضیحات خود را ارائه دهند.
🔸پروفسور وفا به طور مشترک با دکتر زاهد حسن برندۀ جایزه مصطفی(ص) برای سال ۲۰۲۱ شد. جایزۀ مصطفی(ص) نشان عالی علم و فناوری جهان اسلام است که هر دو سال یکبار به دانشمندان نوآور مسلمان اعطا می شود.
@MONTAHACOGNITION
@ReligionandScience2021
ریاضیات، در جایگاه واقعی خود نه تنها حقیقت را حکایت میکند بلکه در منتها الیه زیبایی است - یک زیبایی سرد و تلخ مانند آنچه که در یک تندیس میبینیم بدون هیچگونه نشانهای از طبیعت ضعیف تر ما، بدون زیباییهای فریبندهٔ نقاشی و موسیقی و همچنان در انتهای خلوص و توانایی در نمایش کمال، چیزی که تنها بالاترین هنر قادر به نمایش آن است. ذات حقیقی سرخوشی و غرور. احساس شکستن محدودیتهای یک انسان معمولی و بالاتر رفتن، و این چیزی است که نشانهٔ اوج برتری است و تنها در ریاضی و شعر میتوان آن را جستجو کرد.
👤برتراند راسل
@ReligionandScience2021
👤برتراند راسل
@ReligionandScience2021
Science is a differential equation. Religion is a boundary condition.
علم یک معادله دیفرانسیل است. دین یک شرایط مرزی!
👤آلن تورینگ
@ReligionandScience2021
علم یک معادله دیفرانسیل است. دین یک شرایط مرزی!
👤آلن تورینگ
@ReligionandScience2021
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
فرانک جکسون ( فیلسوف ذهن معاصر استرالیایی ) آزمایش فکری اتاق مری (Mary)، استدلال دانش و نقد فیزیکالیسم.
منبع کلیپ: وبسایت TED
@ReligionandScience2021
منبع کلیپ: وبسایت TED
@ReligionandScience2021
اغلب با دیوید #هیوم فیلسوف اسکاتلندی قرن ۱۸ و ایراداتی که بر اصل #علیت وارد کرده است اشنا هستیم اما بنظر می رسد دیدگاه هیوم در این موضوع حتی در میان همعصران وی نیز بخوبی شناخته نشده بوده است .
هیوم در نامه ای در سال ۱۷۵۴ خطاب به جان استوارت ضمن گلایه از بدفهمی ها نسبت به دیدگاههای او در این موضوع می گوید :
《اجازه دهید به شما بگویم من هیچ گاه جمله ای تا این حد نابخردانه نگفته ام که چیزی ممکن است بدون علت بوجود امده باشد .》
"But allow me to tell you that I never asserted so #absurd a Proposition as that anything might arise without a cause. I only maintained, that our Certainty of the Falsehood of that Proposition proceeded neither from Intuition nor Demonstration; but from another Source."
https://book4you.org/book/2441536/dffced
@ReligionandScience2021
هیوم در نامه ای در سال ۱۷۵۴ خطاب به جان استوارت ضمن گلایه از بدفهمی ها نسبت به دیدگاههای او در این موضوع می گوید :
《اجازه دهید به شما بگویم من هیچ گاه جمله ای تا این حد نابخردانه نگفته ام که چیزی ممکن است بدون علت بوجود امده باشد .》
"But allow me to tell you that I never asserted so #absurd a Proposition as that anything might arise without a cause. I only maintained, that our Certainty of the Falsehood of that Proposition proceeded neither from Intuition nor Demonstration; but from another Source."
https://book4you.org/book/2441536/dffced
@ReligionandScience2021
《ایجاد خودبخودی ذرات در میدانهای کوانتومی و نقض علیت》
اغلب این سوال برایمان مطرح می شود که ایا یافته علمی ایجاد خودبخودی ذرات زیراتمی در نوسانات میدان های کوانتومی می تواند با پاسخ به این سوال که ایا جهان نیز می تواند بدون علت و از هیچ بوجود امده باشد ارتباطی داشته باشد.
#کوئنتین_اسمیت فیلسوف تحلیلی نام آشنایی است و از جمله در فلسفه فیزیک، کیهان شناسی و زمان دارای تالیفاتی بوده است. اسمیت در رد دیدگاه خداباوری مقالات متعدد بحث برانگیزی داشته و از جمله دو مقاله او با عنوان "آغاز بی علت جهان" و "علیت، و ناممکن بودن یک علت الهی برای جهان" توسط اقای امیر غلامی به فارسی ترجمه شده که اولی بیشتر مورد توجه بوده و دومی احتمالا به علت دیرفهم بودن و فنی بودن استدلالهای ان کمتر شناخته شده است.
اسمیت در مقاله ای با عنوان:
Can Everything Come to Be Without a Cause?
در صفحه اخر ( صفحه ۳۲۰ ) به همین مسئله اشاره می کند و نکته قابل تاملی را بیان می کند؛ از نظر اسمیت یافته علمی مورد اشاره علیت به معنای #شرط_کافی را نقض می کند و نه علیت به معنای #شرط_لازم را و در واقع انچه در این بحث دارای اهمیت است نشان دادن امکان نقض علیت به معنای شرط لازم است. در واقع میدانهای مورد اشاره شرط لازم برای ایجاد خودبخودی ان ذرات هستند که وجودشان ضرورت دارد.
It has been suggested by a reader of an earlier version of this paper that the thesis that each thing (other than the big-bang singularity) has a cause, in the sense of a necessary condition, is implausible in the light of virtual particles spontaneously coming into existence in quantum mechanical vacuums and real particles popping into existence in strong electromagnetic or gravitational fields. I think, however, that such events refute the sufficient-condition theory of causality, not the necessary-condition theory of causality that is adopted in this paper. The presence of a field of a certain strength in a certain space-time region r is not sufficient to produce a particle in r, since it is only probable to a greater or lesser degree that a particle will come to be in r. However, the region r is a necessary condition of the coming to be of the particle, since the particle comes into being only by virtue of borrowing energy from the field in r. If it is objected that the precise strength of the field is not fixed (due to quantum indeterminacy), and therefore that a precise strength of the field is not a necessary condition of the particle's coming to be, this objection may be accommodated by pointing out that the necessary condition of the particle's coming to be is that the fields in r exist with a strength that falls within a certain range of values, rather than some given precise value.
@ReligionandScience2021
فایل مقاله مورد اشاره کوئنتین اسمیت: ⬇️ ⬇️ ⬇️
اغلب این سوال برایمان مطرح می شود که ایا یافته علمی ایجاد خودبخودی ذرات زیراتمی در نوسانات میدان های کوانتومی می تواند با پاسخ به این سوال که ایا جهان نیز می تواند بدون علت و از هیچ بوجود امده باشد ارتباطی داشته باشد.
#کوئنتین_اسمیت فیلسوف تحلیلی نام آشنایی است و از جمله در فلسفه فیزیک، کیهان شناسی و زمان دارای تالیفاتی بوده است. اسمیت در رد دیدگاه خداباوری مقالات متعدد بحث برانگیزی داشته و از جمله دو مقاله او با عنوان "آغاز بی علت جهان" و "علیت، و ناممکن بودن یک علت الهی برای جهان" توسط اقای امیر غلامی به فارسی ترجمه شده که اولی بیشتر مورد توجه بوده و دومی احتمالا به علت دیرفهم بودن و فنی بودن استدلالهای ان کمتر شناخته شده است.
اسمیت در مقاله ای با عنوان:
Can Everything Come to Be Without a Cause?
در صفحه اخر ( صفحه ۳۲۰ ) به همین مسئله اشاره می کند و نکته قابل تاملی را بیان می کند؛ از نظر اسمیت یافته علمی مورد اشاره علیت به معنای #شرط_کافی را نقض می کند و نه علیت به معنای #شرط_لازم را و در واقع انچه در این بحث دارای اهمیت است نشان دادن امکان نقض علیت به معنای شرط لازم است. در واقع میدانهای مورد اشاره شرط لازم برای ایجاد خودبخودی ان ذرات هستند که وجودشان ضرورت دارد.
It has been suggested by a reader of an earlier version of this paper that the thesis that each thing (other than the big-bang singularity) has a cause, in the sense of a necessary condition, is implausible in the light of virtual particles spontaneously coming into existence in quantum mechanical vacuums and real particles popping into existence in strong electromagnetic or gravitational fields. I think, however, that such events refute the sufficient-condition theory of causality, not the necessary-condition theory of causality that is adopted in this paper. The presence of a field of a certain strength in a certain space-time region r is not sufficient to produce a particle in r, since it is only probable to a greater or lesser degree that a particle will come to be in r. However, the region r is a necessary condition of the coming to be of the particle, since the particle comes into being only by virtue of borrowing energy from the field in r. If it is objected that the precise strength of the field is not fixed (due to quantum indeterminacy), and therefore that a precise strength of the field is not a necessary condition of the particle's coming to be, this objection may be accommodated by pointing out that the necessary condition of the particle's coming to be is that the fields in r exist with a strength that falls within a certain range of values, rather than some given precise value.
@ReligionandScience2021
فایل مقاله مورد اشاره کوئنتین اسمیت: ⬇️ ⬇️ ⬇️
Telegram
کتابخانه پژواک
شماره ۱۷۷
مقاله :
۱- آغاز بی علت جهان
۲- آغاز دارای علت جهان
۳ - The Uncaused Beggining of the Universe
۴ - The Caused Beggining of the Universe
نویسنده : کوئنتین اسمیت - ویلیام لین کریگ
مترجم : امیر غلامی - محمد.م.ک
معرفی : مقاله اول این فایل نوشته…
مقاله :
۱- آغاز بی علت جهان
۲- آغاز دارای علت جهان
۳ - The Uncaused Beggining of the Universe
۴ - The Caused Beggining of the Universe
نویسنده : کوئنتین اسمیت - ویلیام لین کریگ
مترجم : امیر غلامی - محمد.م.ک
معرفی : مقاله اول این فایل نوشته…
Can everything coming to be without cause smit.pdf
808.1 KB
Can Everything Come to Be Without a Cause?
Quentin Smith
Dialogue / Volume 33 / Issue 02 / March 1994, pp 313 - 324 DOI: 10.1017/S0012217300010568, Published online: 13 April 2010
@ReligionandScience2021
Quentin Smith
Dialogue / Volume 33 / Issue 02 / March 1994, pp 313 - 324 DOI: 10.1017/S0012217300010568, Published online: 13 April 2010
@ReligionandScience2021