Introduction_to_Quantum_Mechanics_by_David_J_Griffiths,_Darrell.pdf
26.4 MB
کتاب《مقدمه ای بر مکانیک کوانتومی》
Introduction to Quantum Mechanics. by David J. Griffiths, Darrell F. Schroeter (z-lib.org).pdf
@ReligionandScience2021
Introduction to Quantum Mechanics. by David J. Griffiths, Darrell F. Schroeter (z-lib.org).pdf
@ReligionandScience2021
The_Theoretical_Minimum_What_You_Need_to_Know_to_Start_Doing_Physics.pdf
3.2 MB
کتاب《حداقل نظری》
آنچه شما نیاز دارید برای شروع فیزیک بدانید.
The Theoretical Minimum.
What You Need to Know to Start Doing Physics.
@ReligionandScience2021
آنچه شما نیاز دارید برای شروع فیزیک بدانید.
The Theoretical Minimum.
What You Need to Know to Start Doing Physics.
@ReligionandScience2021
Quantum_mechanics_A_textbook_for_undergraduates_PDFDrive_.pdf
1.7 MB
کتاب《کوانتوم مکانیک》
تکست بوکی برای کارشناسی.
Quantum Mechanics.
A Textbook for Undergraduates.
@ReligionandScience2021
تکست بوکی برای کارشناسی.
Quantum Mechanics.
A Textbook for Undergraduates.
@ReligionandScience2021
آیا هستی انتها دارد و محدود (finite) است و یا بی نهایت (infinite) است؟ آیا هستی مرز دارد ؟ شکل هستی چگونه است ؟ مسطح ؟ کروی ؟ به شکل شیرینی دونات (Donuts) ؟ و یا زین اسب ؟
اول تعریف هستی را مشخص میکنم. هستی را ما معادل واژه فیزیکی ان میگیریم یعنی (Universe). پس هر جا از هستی نام بردم منظور یونیورس است یعنی همین کره زمین، خورشید، کهکشانها و آنچه ما بین آنها است.
دو نوع هستی وجود دارد:
اول آنچه تلسکوپهای عظیم انتهای آن را می بیند که به آن (observable universe) می گوییم یعنی هستی که قابل مشاهده است و آنچه دستگاه های ما توانایی مشاهده خارج از آن را ندارد که به آن (unobservable universe) میگیم.
خوب آنچه قابل رویت است بنابر تعریف نمیتواند نامحدود ویا "infinite" باشد .پس هستی (observable) محدود است و مرز و بوم دارد. ما حدود این هستی را توسط CMB می توانیم اندازه بگیریم. عرض این هستی را 27.6 بیلیون سال نوری تخمین زده اند (2×13.8 زیرا ما اتمهای هیدروژن را در هر جهت می بینیم) . خوب اما هستی هنوز در حال "انبساط" است و عرض هستی تا به امروز 93 بیلیون سال نوری تخمین خورده که خیلی خیلی بزرگ است اما هنوز (Finite) و یا محدود و مرز دار است.
خوب آیا ما به آخر خط رسیدیم ؟ احتمالا نه چون بیرون از این مرز را افق رویداد کیهانی (cosmic horizon) می گوئیم و ما اطلاعاتی در مورد بعد از این مرز نداریم زیرا توانایی اندازه گیری فراتر از (cosmic horizon) را نداریم ولی اگر بتوانیم شکل هستی را بدانیم شاید بتوانیم جوابی معقول پیدا کنیم.
بدون حاشیه روی ، ما یک معادله داریم که به آن《Friedmann-Lemaitre-walker》می گوئیم که در این معادله یک متغیری وجود دارد که ان را با K نشان می دهیم. اگر این متغیر صفر باشد هستی مسطح است و اگر مسطح باشد هستی می تواند نامحدود (infinite) باشد. اگر K بزرگتر از صفر باشد ممکن است به شکل کره و یا دونات باشد که ثابت میکند هستی صد در صد محدود و (Finite) است و اگر K کمتر از صفر باشد شکل آن مثل زین اسب است.
خوب رسیدیم به نقطه حساس، با تلسکوپ پلانک و اندازه گیری دو نقطه در CMB به نظر میرسد که هستی مسطح است و وقتی میگویم مسطح منظورمان یک صفحه کاغذ نیست بلکه منظور حالتی است که اگر شما 2 نقطه از هستی را انتخاب کنید و یک مثلثی بین آنها بکشید مجموع زوایای این دقیقا 180 درجه میشود یا مثل دو خط موازی را اگر بر این سطح بکشید این دو خط هیچگاه به هم نمیرسند. این نوشتار بسیار کلی است و جای توضیح بیشتر دارد. توجه ، ما اینجا از توپولوژی (Topology) هستی صحبت نکردیم و آن را در سوالات پاسخ خواهیم داد ، زیرا سعی کردیم حاشیه روی نکنیم.
👤Dr Rahman Hosseinzade
@ReligionandScience2021
اول تعریف هستی را مشخص میکنم. هستی را ما معادل واژه فیزیکی ان میگیریم یعنی (Universe). پس هر جا از هستی نام بردم منظور یونیورس است یعنی همین کره زمین، خورشید، کهکشانها و آنچه ما بین آنها است.
دو نوع هستی وجود دارد:
اول آنچه تلسکوپهای عظیم انتهای آن را می بیند که به آن (observable universe) می گوییم یعنی هستی که قابل مشاهده است و آنچه دستگاه های ما توانایی مشاهده خارج از آن را ندارد که به آن (unobservable universe) میگیم.
خوب آنچه قابل رویت است بنابر تعریف نمیتواند نامحدود ویا "infinite" باشد .پس هستی (observable) محدود است و مرز و بوم دارد. ما حدود این هستی را توسط CMB می توانیم اندازه بگیریم. عرض این هستی را 27.6 بیلیون سال نوری تخمین زده اند (2×13.8 زیرا ما اتمهای هیدروژن را در هر جهت می بینیم) . خوب اما هستی هنوز در حال "انبساط" است و عرض هستی تا به امروز 93 بیلیون سال نوری تخمین خورده که خیلی خیلی بزرگ است اما هنوز (Finite) و یا محدود و مرز دار است.
خوب آیا ما به آخر خط رسیدیم ؟ احتمالا نه چون بیرون از این مرز را افق رویداد کیهانی (cosmic horizon) می گوئیم و ما اطلاعاتی در مورد بعد از این مرز نداریم زیرا توانایی اندازه گیری فراتر از (cosmic horizon) را نداریم ولی اگر بتوانیم شکل هستی را بدانیم شاید بتوانیم جوابی معقول پیدا کنیم.
بدون حاشیه روی ، ما یک معادله داریم که به آن《Friedmann-Lemaitre-walker》می گوئیم که در این معادله یک متغیری وجود دارد که ان را با K نشان می دهیم. اگر این متغیر صفر باشد هستی مسطح است و اگر مسطح باشد هستی می تواند نامحدود (infinite) باشد. اگر K بزرگتر از صفر باشد ممکن است به شکل کره و یا دونات باشد که ثابت میکند هستی صد در صد محدود و (Finite) است و اگر K کمتر از صفر باشد شکل آن مثل زین اسب است.
خوب رسیدیم به نقطه حساس، با تلسکوپ پلانک و اندازه گیری دو نقطه در CMB به نظر میرسد که هستی مسطح است و وقتی میگویم مسطح منظورمان یک صفحه کاغذ نیست بلکه منظور حالتی است که اگر شما 2 نقطه از هستی را انتخاب کنید و یک مثلثی بین آنها بکشید مجموع زوایای این دقیقا 180 درجه میشود یا مثل دو خط موازی را اگر بر این سطح بکشید این دو خط هیچگاه به هم نمیرسند. این نوشتار بسیار کلی است و جای توضیح بیشتر دارد. توجه ، ما اینجا از توپولوژی (Topology) هستی صحبت نکردیم و آن را در سوالات پاسخ خواهیم داد ، زیرا سعی کردیم حاشیه روی نکنیم.
👤Dr Rahman Hosseinzade
@ReligionandScience2021
آیا قبل از مِهبانگ یا بیگ بنگ، فعالیتهای فیزیکی دیگری وجود داشته است ؟ آیا زمان و فضا در بیگ بنگ شروع شد ؟
پاسخ را از زبان پروفسور راجر پنروز می شنویم. او با ارائه مدل CCC (تئوری کیهان شناسی چرخه ای تطبیقی ) یا《Conformal Cyclic Cosmology》 ادعا میکند که بیگ بنگهای متعددی قبل از آنچه امروزه (Big Bang) نامیده میشود ، وجود داشته است.
مدل بیگ بنگ فرض را بر این گذاشته که زمان مکان هر دو بعد از (Big Bang) آغاز شده اند اما راجر پنروز میگوید قبل از بیگ بنگ یا مهبانگ فعالیتهائی بوده و اینکه مشاهدات جدید در (WMAP Data) دیدگاه او را قوی میکند. دوستداران این مدل میتوانند مطالعات خود را با استفاده از لینک زیر بسط و گسترش بدهند:
Concentric circles in WMAP data may provide evidence of violent pre-Big-Bang activity.
https://arxiv.org/abs/1011.3706
در جلسات آینده این مدل را دقیق تر توضیح خواهیم داد.
@ReligionandScience2021
پاسخ را از زبان پروفسور راجر پنروز می شنویم. او با ارائه مدل CCC (تئوری کیهان شناسی چرخه ای تطبیقی ) یا《Conformal Cyclic Cosmology》 ادعا میکند که بیگ بنگهای متعددی قبل از آنچه امروزه (Big Bang) نامیده میشود ، وجود داشته است.
مدل بیگ بنگ فرض را بر این گذاشته که زمان مکان هر دو بعد از (Big Bang) آغاز شده اند اما راجر پنروز میگوید قبل از بیگ بنگ یا مهبانگ فعالیتهائی بوده و اینکه مشاهدات جدید در (WMAP Data) دیدگاه او را قوی میکند. دوستداران این مدل میتوانند مطالعات خود را با استفاده از لینک زیر بسط و گسترش بدهند:
Concentric circles in WMAP data may provide evidence of violent pre-Big-Bang activity.
https://arxiv.org/abs/1011.3706
در جلسات آینده این مدل را دقیق تر توضیح خواهیم داد.
@ReligionandScience2021
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
فرانک جانسون ، فیلسوف معاصر استرالیایی، آزمایش فکری را در سال 1982 با نام (اتاق ماری) مطرح کرد که به (استدلال دانش) هم مشهور است و این استدلال در مخالفت با "فیزیکالیسم" مطرح میشود که در کلیپ بالا میتوانید به طور خلاصه این آزمایش فکری را مشاهده فرمایید.
منبع کلیپ: وبسایت TED
@ReligionandScience2021
منبع کلیپ: وبسایت TED
@ReligionandScience2021
تزریق پروتئین های حساس به نور، بینایی انسان نابینا را بازیابی می کند !
Injection of Light-Sensitive Proteins Restores Blind Man’s Vision.
The first successful clinical test of optogenetics lets a person see for the first time in decades, with help from image-enhancing goggles.
By Sara Reardon, Nature Medicine on May 25, 2021
1_ https://www.scientificamerican.com/article/injection-of-light-sensitive-proteins-restores-blind-mans-vision/
2_ https://www.nature.com/articles/d41586-021-01421-0
After 40 years of blindness, a 58-year-old man can once again see images and moving objects, thanks to an injection of light-sensitive proteins into his retina.
پس از 40 سال نابینایی ، یک مرد 58 ساله به لطف تزریق پروتئین های حساس به نور در شبکیه چشم خود ، بار دیگر می تواند تصاویر و اجسام متحرک را مشاهده کند !!!
@ReligionandScience2021
Injection of Light-Sensitive Proteins Restores Blind Man’s Vision.
The first successful clinical test of optogenetics lets a person see for the first time in decades, with help from image-enhancing goggles.
By Sara Reardon, Nature Medicine on May 25, 2021
1_ https://www.scientificamerican.com/article/injection-of-light-sensitive-proteins-restores-blind-mans-vision/
2_ https://www.nature.com/articles/d41586-021-01421-0
After 40 years of blindness, a 58-year-old man can once again see images and moving objects, thanks to an injection of light-sensitive proteins into his retina.
پس از 40 سال نابینایی ، یک مرد 58 ساله به لطف تزریق پروتئین های حساس به نور در شبکیه چشم خود ، بار دیگر می تواند تصاویر و اجسام متحرک را مشاهده کند !!!
@ReligionandScience2021
Scientific American
Injection of Light-Sensitive Proteins Restores Blind Man’s Vision
The first successful clinical test of optogenetics lets a person see for the first time in decades, with help from image-enhancing goggles
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
📢مناظره: «آیا علم، خدا را کفن و دفن کرده است؟»
👥طرفین مناظره:
👤جان لنکس ( استاد سابق ریاضیات محض در دانشگاه آکسفورد و فیلسوف علم خداباور )
👤ریچارد داوکینز ( رفتارشناس و زیستشناس فرگشتی خداناباور از دانشگاه آکسفورد )
«این مناظره شناخته شدهترین مناظره بر سر وجود خداست که در قرن 21 ام صورت گرفته و برای اولین بار به فارسی ترجمه و زیرنویس شده است»
@ReligionandScience2021
👥طرفین مناظره:
👤جان لنکس ( استاد سابق ریاضیات محض در دانشگاه آکسفورد و فیلسوف علم خداباور )
👤ریچارد داوکینز ( رفتارشناس و زیستشناس فرگشتی خداناباور از دانشگاه آکسفورد )
«این مناظره شناخته شدهترین مناظره بر سر وجود خداست که در قرن 21 ام صورت گرفته و برای اولین بار به فارسی ترجمه و زیرنویس شده است»
@ReligionandScience2021
فلسفه ، معرفت شناسی ، علیت و ایجاد خود به خودی:
ایجاد خود به خودی ، آنطور که در مباحث فلسفی بیان شده است بدین معناست که چیزی هستی بخش خودش باشد ، یعنی نیازمند خودش باشد.
این جمله پارادوکسیکال می باشد ، دو پاسخ و اشکال به این مطلب وارد است؛
1_ ابتدا اینکه «اصل تناقض» را نادیده می گیرد ، از این جهت لازم است بداهت اصل تناقض نشان داده شده و این مطلب با اصل تناقض رد شود.
2_ دوم اینکه "اصالت تأثیر وجود" در مقابل "عدم" را نادیده می گیرد. که ابتدا باید بداهت این اصل نیز نشان داده شود و این مطلب با این اصل رد شود.
اگر چیزی در وجود داشتن به خودش نیازمند باشد و ایجاد شود ، دیگر نمی تواند در قسم «واجب الوجود بالذات» قرار بگیرد و هم علت خودش است و هم معلول خودش. به عبارتی هم نیازمند خودش در وجود است و هم بی نیاز کننده ی خودش در وجود. در صورتی که بر اساس اصل تناقض یک چیز نمی تواند در وجود داشتن هم نیازمند خودش باشد و هم بی نیاز کننده ی خودش ! اگر نیازمند باشد ، یعنی وجودی ندارد که بخواهد بدهد. اگر نیازمند نباشد و بی نیاز کننده باشد ، یعنی وجود دارد و وجود می دهد. محال است که چیزی در عین حال که وجود نداشته باشد ، وجود داشته باشد. بنابراین ، فقط و فقط با کلمات بازی شده و پیچیدگی هایی به کار رفته تا ذهن را فریب دهند ، با تحلیل عقلی محال بودن و بداهت آن روشن می شود. نکته ی دیگر اینکه اصالت در تأثیر ، با وجود است نه عدم. اگر چیزی وجود داشته باشد می تواند اثر بگذارد و علت باشد ، نه اینکه معدوم باشد. به همین دلیل است که در اثر ادراک مفهوم محسوس بالذات ، مفهوم وجود را هم درک می کنیم و می گوییم آن محسوس بالعرض موجود است نه معدوم. حال فرض بگیریم که چیزی علت خودش باشد ، هستی بخش خودش باشد ؛ اگر موجود باشد بعد معدوم شود دیگر نمی تواند موجود شود ؛ چون چیزی که معدوم است نمی تواند اثر بگذارد ، بنابراین ایجاد خود به خودی با دو استدلال رد می شود. در مباحث فیزیکی نیز ایجاد خود به خودی مطرح می شود که آن ها را نیز بررسی خواهیم کرد.
( ادامه:👇🏼👇🏼)
@ReligionandScience2021
ایجاد خود به خودی ، آنطور که در مباحث فلسفی بیان شده است بدین معناست که چیزی هستی بخش خودش باشد ، یعنی نیازمند خودش باشد.
این جمله پارادوکسیکال می باشد ، دو پاسخ و اشکال به این مطلب وارد است؛
1_ ابتدا اینکه «اصل تناقض» را نادیده می گیرد ، از این جهت لازم است بداهت اصل تناقض نشان داده شده و این مطلب با اصل تناقض رد شود.
2_ دوم اینکه "اصالت تأثیر وجود" در مقابل "عدم" را نادیده می گیرد. که ابتدا باید بداهت این اصل نیز نشان داده شود و این مطلب با این اصل رد شود.
اگر چیزی در وجود داشتن به خودش نیازمند باشد و ایجاد شود ، دیگر نمی تواند در قسم «واجب الوجود بالذات» قرار بگیرد و هم علت خودش است و هم معلول خودش. به عبارتی هم نیازمند خودش در وجود است و هم بی نیاز کننده ی خودش در وجود. در صورتی که بر اساس اصل تناقض یک چیز نمی تواند در وجود داشتن هم نیازمند خودش باشد و هم بی نیاز کننده ی خودش ! اگر نیازمند باشد ، یعنی وجودی ندارد که بخواهد بدهد. اگر نیازمند نباشد و بی نیاز کننده باشد ، یعنی وجود دارد و وجود می دهد. محال است که چیزی در عین حال که وجود نداشته باشد ، وجود داشته باشد. بنابراین ، فقط و فقط با کلمات بازی شده و پیچیدگی هایی به کار رفته تا ذهن را فریب دهند ، با تحلیل عقلی محال بودن و بداهت آن روشن می شود. نکته ی دیگر اینکه اصالت در تأثیر ، با وجود است نه عدم. اگر چیزی وجود داشته باشد می تواند اثر بگذارد و علت باشد ، نه اینکه معدوم باشد. به همین دلیل است که در اثر ادراک مفهوم محسوس بالذات ، مفهوم وجود را هم درک می کنیم و می گوییم آن محسوس بالعرض موجود است نه معدوم. حال فرض بگیریم که چیزی علت خودش باشد ، هستی بخش خودش باشد ؛ اگر موجود باشد بعد معدوم شود دیگر نمی تواند موجود شود ؛ چون چیزی که معدوم است نمی تواند اثر بگذارد ، بنابراین ایجاد خود به خودی با دو استدلال رد می شود. در مباحث فیزیکی نیز ایجاد خود به خودی مطرح می شود که آن ها را نیز بررسی خواهیم کرد.
( ادامه:👇🏼👇🏼)
@ReligionandScience2021
فلسفه ، معرفت شناسی، علیت و ایجاد خود به خودی در فیزیک:
ایجاد خود به خودی و بدون علت از هیچ عقلاً محال است چون اجتماع نقیضین عدم و وجود پیش می آید. ما در دو مقام این مسأله را بررسی می کنیم: ابتدا اینکه «اصل تناقض» در فیزیک و در هر علمی پذیرفته شده است. بنابراین نمی توانیم ایجاد خود به خودی را در فیزیک داشته باشیم. همچنین «اصالت وجود در تأثیر» نیز در فیزیک پذیرفته شده است، همینکه آزمایش می شود تا صحت اظهار نظری سنجیده شود یعنی اگر فلان خاصیت هست باید فلان اثر را داشته باشد و اگر فلان اثر نباشد نتیجه می گیرند که فلان خاصیت نیست. شاهدی هم از تاریخ علم تجربی در دست است ؛ آزمایشاتی ترتیب داده شده بود تا وجود ماده ی فرضی به نام «اتر» ، برای توجیه سرعت نور و امواج مرتبط با آن ، اثبات شود . اگر اتر وجود می داشت باید فلان اثر را می داشت. بعد از آزمایش اثری از اتر مشاهده نشد و نتیجه گرفته شد که اتر وجود ندارد. این یعنی پذیرش «اصالت وجود در تأثیر» دوم اینکه پدیده هایی در آشکارسازی رخدادهای زیراتمی مشاهده شده که برخی بدفهمی ها موجب شد تا شبهاتی پیرامون ایجاد خود به خودی ایجاد شود. پدیده ی مورد نظر مربوط به «تابش نابودی» و «تولید زوج» است. بدین صورت که در سطح انرژی های خاصی و در مدت زمان بسیار کوتاهی ، گاهی پرتو گاما به الکترون و پوزیترون تبدیل می شود و گاهی برعکس. ایجاد خود به خودی در کار نیست ، بلکه تبدیل در کار است. برخی این تبدیل را بی علت می دانند که با فهم کامل مطلب این شبهه نیز برطرف می شود. متن کامل این دو پدیده را از کتب دانشگاهی در مطلب بعدی منتشر خواهیم کرد تا توضیح داده شود.
( ادامه:👇🏼👇🏼)
@ReligionandScience2021
ایجاد خود به خودی و بدون علت از هیچ عقلاً محال است چون اجتماع نقیضین عدم و وجود پیش می آید. ما در دو مقام این مسأله را بررسی می کنیم: ابتدا اینکه «اصل تناقض» در فیزیک و در هر علمی پذیرفته شده است. بنابراین نمی توانیم ایجاد خود به خودی را در فیزیک داشته باشیم. همچنین «اصالت وجود در تأثیر» نیز در فیزیک پذیرفته شده است، همینکه آزمایش می شود تا صحت اظهار نظری سنجیده شود یعنی اگر فلان خاصیت هست باید فلان اثر را داشته باشد و اگر فلان اثر نباشد نتیجه می گیرند که فلان خاصیت نیست. شاهدی هم از تاریخ علم تجربی در دست است ؛ آزمایشاتی ترتیب داده شده بود تا وجود ماده ی فرضی به نام «اتر» ، برای توجیه سرعت نور و امواج مرتبط با آن ، اثبات شود . اگر اتر وجود می داشت باید فلان اثر را می داشت. بعد از آزمایش اثری از اتر مشاهده نشد و نتیجه گرفته شد که اتر وجود ندارد. این یعنی پذیرش «اصالت وجود در تأثیر» دوم اینکه پدیده هایی در آشکارسازی رخدادهای زیراتمی مشاهده شده که برخی بدفهمی ها موجب شد تا شبهاتی پیرامون ایجاد خود به خودی ایجاد شود. پدیده ی مورد نظر مربوط به «تابش نابودی» و «تولید زوج» است. بدین صورت که در سطح انرژی های خاصی و در مدت زمان بسیار کوتاهی ، گاهی پرتو گاما به الکترون و پوزیترون تبدیل می شود و گاهی برعکس. ایجاد خود به خودی در کار نیست ، بلکه تبدیل در کار است. برخی این تبدیل را بی علت می دانند که با فهم کامل مطلب این شبهه نیز برطرف می شود. متن کامل این دو پدیده را از کتب دانشگاهی در مطلب بعدی منتشر خواهیم کرد تا توضیح داده شود.
( ادامه:👇🏼👇🏼)
@ReligionandScience2021
فلسفه ، معرفت شناسی، علیت و ایجاد خود به خودی در فیزیک:
متن زیر از کتاب «آشکارسازی و اندازه گیری تابش ، جلد اول» نوشته ی «گلن اف.نول» است ، از صفحه ی نوزدهم آن:
هنگامی که هسته ی مادر تحت تأثیر واپاشی بتا مثبت قرار می گیرد ، تابش الکترومغناطیسی تولید می شود . منشأ این تابش در سرنوشت پوزیترون های گسیل شده در فرآیند واپاشی اصلی نهفته است. با توجه به اینکه پوزیترون ها پیش از از دست دادن انرژی خود تا چند میلی متر را در داخل محیط طی می کنند (فصل ۲ را ببینید) ، پوشش ذاتی اطراف چشمه برای متوقف کردن پوزیترون ها طی فرآیند نابودی با الکترون های منفی ماده جاذب ترکیب می شوند. در اثر این فرآیند الکترون و پوزیترون اصلی نابود شده و به جای آن ها دو فوتون گامای ۵۱۱ کیلوالکترون ولت که به فوتون های نابود معروفند ، در دو جهت مخالف گسیل می شوند. بنابراین ، این تابش به تابش گامای ساطع شده در واپاشی هسته ی دختر اضافه خواهد شد . به عنوان مثال در واپاشی سدیم-۲۲ ، که در شکل ۵.۱ نشان داده شده است ، فوتون هایی با انرژی ۰/۵۱۱ و ۱/۲۷۴ مگاالکترون ولت از چشمه گسیل می شود. پس واضح شد که در انرژی های خاصی ، تبدیل الکترون-پوزیترون به دو فوتون و مصداقی از هم ارزی جرم-انرژی و تبدیل جرم به انرژی صورت می گیرد و خبری از ایجاد خود به خودی نیست.
( ادامه:👇🏼👇🏼)
@ReligionandScience2021
متن زیر از کتاب «آشکارسازی و اندازه گیری تابش ، جلد اول» نوشته ی «گلن اف.نول» است ، از صفحه ی نوزدهم آن:
هنگامی که هسته ی مادر تحت تأثیر واپاشی بتا مثبت قرار می گیرد ، تابش الکترومغناطیسی تولید می شود . منشأ این تابش در سرنوشت پوزیترون های گسیل شده در فرآیند واپاشی اصلی نهفته است. با توجه به اینکه پوزیترون ها پیش از از دست دادن انرژی خود تا چند میلی متر را در داخل محیط طی می کنند (فصل ۲ را ببینید) ، پوشش ذاتی اطراف چشمه برای متوقف کردن پوزیترون ها طی فرآیند نابودی با الکترون های منفی ماده جاذب ترکیب می شوند. در اثر این فرآیند الکترون و پوزیترون اصلی نابود شده و به جای آن ها دو فوتون گامای ۵۱۱ کیلوالکترون ولت که به فوتون های نابود معروفند ، در دو جهت مخالف گسیل می شوند. بنابراین ، این تابش به تابش گامای ساطع شده در واپاشی هسته ی دختر اضافه خواهد شد . به عنوان مثال در واپاشی سدیم-۲۲ ، که در شکل ۵.۱ نشان داده شده است ، فوتون هایی با انرژی ۰/۵۱۱ و ۱/۲۷۴ مگاالکترون ولت از چشمه گسیل می شود. پس واضح شد که در انرژی های خاصی ، تبدیل الکترون-پوزیترون به دو فوتون و مصداقی از هم ارزی جرم-انرژی و تبدیل جرم به انرژی صورت می گیرد و خبری از ایجاد خود به خودی نیست.
( ادامه:👇🏼👇🏼)
@ReligionandScience2021
متن زیر از کتاب «آشکارسازی و اندازه گیری تابش ، جلد اول» نوشته ی «گلن اف.نول» است ، از صفحه ی هفتاد و هشتادم آن:
چنانچه انرژی پرتو گاما از دو برابر انرژی جرم سکون الکترون (۱/۰۲ مگاالکترون ولت) بزرگ تر باشد ، فرآیند تولید زوج به لحاظ انرژی امکان پذیر خواهد بود. برای پرتو های گامایی که انرژی آن ها تنها چند صد کیلوالکترون ولت بالاتر از این آستانه است، احتمال تولید زوج کوچک است . اما با افزایش انرژی تا محدوده ی چندین مگاالکترون ولت، این مکانیسم برهم کنش ، مکانیسم غالب خواهد بود . در این برهم کنش(که باید در میدان کولونی هسته رخ دهد ) ، فوتون گاما ناپدید شده و به جای آن یک زوج الکترون-پوزیترون تولید می شود.مابقی انرژی فوتون از ۱/۰۲ مگاالکترون ولت، که برای تولید زوج لازم است ، به شکل انرژی جنبشی تقسیم شده بین الکترون و پوزیترون در می آید. با توجه به اینکه پوزیترون پس از کند شدن در محیط جاذب نهایتاً نابود خواهد شد ، دو فوتون نابودی نیز به عنوان محصولات ثانویه ی این برهم کنش تولید خواهند شد .
تبیین شد که ایجاد خود به خودی نداریم و حداکثر می توان از تبدیل خود به خودی سخن گفت ، اما این هم مردود است. چه اینکه در انرژی های خاصی و در مدت زمان بسیار کوتاهی و نیز تحت شرایطی مانند قرار گرفتن در میدان کولونی هسته رخ می دهد و از این جهت نمی توان این پدیده ی اقلی را بدون علت دانست.
مشکل از آنجا شروع شد که «ایجاد» در فلسفه و فیزیک را با هم خلط کردند. چرا ؟ زیرا کتب تخصصی به دست غیرمتخصص و مغرض افتاد تا در کتاب بگردد و چیزی علیه مخالفانش پیدا کند ! و چون با اصطلاحات آشنا نبود دچار مغالطه شد. در مورد کتب عرفانی هم همینطور ، ترجمه شد و در دست عوام افتاد و شد آنچه شد !!!
مشخصات کتاب:
آشکارسازی و اندازه گیری تابش ، گلن اف.نول ؛ ترجمه ی علیرضا کمالی اصل ، حمیدرضا باغانی ، تهران ، دانشگاه شهید بهشتی ، مرکز چاپ و انتشارات ، ۱۳۹۲.
Radiation detection and measurement , glenn f.knoll , john wiley & sons , inc , usa , 2010 .
فلسفه فیزیک
👤 @Chosen72
@ReligionandScience2021
چنانچه انرژی پرتو گاما از دو برابر انرژی جرم سکون الکترون (۱/۰۲ مگاالکترون ولت) بزرگ تر باشد ، فرآیند تولید زوج به لحاظ انرژی امکان پذیر خواهد بود. برای پرتو های گامایی که انرژی آن ها تنها چند صد کیلوالکترون ولت بالاتر از این آستانه است، احتمال تولید زوج کوچک است . اما با افزایش انرژی تا محدوده ی چندین مگاالکترون ولت، این مکانیسم برهم کنش ، مکانیسم غالب خواهد بود . در این برهم کنش(که باید در میدان کولونی هسته رخ دهد ) ، فوتون گاما ناپدید شده و به جای آن یک زوج الکترون-پوزیترون تولید می شود.مابقی انرژی فوتون از ۱/۰۲ مگاالکترون ولت، که برای تولید زوج لازم است ، به شکل انرژی جنبشی تقسیم شده بین الکترون و پوزیترون در می آید. با توجه به اینکه پوزیترون پس از کند شدن در محیط جاذب نهایتاً نابود خواهد شد ، دو فوتون نابودی نیز به عنوان محصولات ثانویه ی این برهم کنش تولید خواهند شد .
تبیین شد که ایجاد خود به خودی نداریم و حداکثر می توان از تبدیل خود به خودی سخن گفت ، اما این هم مردود است. چه اینکه در انرژی های خاصی و در مدت زمان بسیار کوتاهی و نیز تحت شرایطی مانند قرار گرفتن در میدان کولونی هسته رخ می دهد و از این جهت نمی توان این پدیده ی اقلی را بدون علت دانست.
مشکل از آنجا شروع شد که «ایجاد» در فلسفه و فیزیک را با هم خلط کردند. چرا ؟ زیرا کتب تخصصی به دست غیرمتخصص و مغرض افتاد تا در کتاب بگردد و چیزی علیه مخالفانش پیدا کند ! و چون با اصطلاحات آشنا نبود دچار مغالطه شد. در مورد کتب عرفانی هم همینطور ، ترجمه شد و در دست عوام افتاد و شد آنچه شد !!!
مشخصات کتاب:
آشکارسازی و اندازه گیری تابش ، گلن اف.نول ؛ ترجمه ی علیرضا کمالی اصل ، حمیدرضا باغانی ، تهران ، دانشگاه شهید بهشتی ، مرکز چاپ و انتشارات ، ۱۳۹۲.
Radiation detection and measurement , glenn f.knoll , john wiley & sons , inc , usa , 2010 .
فلسفه فیزیک
👤 @Chosen72
@ReligionandScience2021
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
آیا Aeon ها میتوانند بیگ بنگ را توضیح دهند؟
مصاحبهی انجام شده توسط موسسهی iai
(Institute of art and ideas)
با سِر راجر پنروز برنده نوبل فیزیک 2020 در تاریخ سوم فوریه سال 2019. پیشتر پنروز در کتاب چرخهی زمان این نظریه را که بیگ بنگ فازی از جهان است مطرح کرده بود. حال در این مصاحبه نظریه خود را توضیح میدهد.
باز نشر شده از:
انجمن نجوم دانشگاه گیلان.
( ادامه:👇🏼👇🏼)
@ReligionandScience2021
مصاحبهی انجام شده توسط موسسهی iai
(Institute of art and ideas)
با سِر راجر پنروز برنده نوبل فیزیک 2020 در تاریخ سوم فوریه سال 2019. پیشتر پنروز در کتاب چرخهی زمان این نظریه را که بیگ بنگ فازی از جهان است مطرح کرده بود. حال در این مصاحبه نظریه خود را توضیح میدهد.
باز نشر شده از:
انجمن نجوم دانشگاه گیلان.
( ادامه:👇🏼👇🏼)
@ReligionandScience2021
Science and Religion
آیا قبل از مِهبانگ یا بیگ بنگ، فعالیتهای فیزیکی دیگری وجود داشته است ؟ آیا زمان و فضا در بیگ بنگ شروع شد ؟ پاسخ را از زبان پروفسور راجر پنروز می شنویم. او با ارائه مدل CCC (تئوری کیهان شناسی چرخه ای تطبیقی ) یا《Conformal Cyclic Cosmology》 ادعا میکند که بیگ…
penrsoe cyclic conformal.PDF
76.6 KB
پروفسور جفری لانگ استاد ریاضیات محض دانشگاه کانزاس آمریکا، از آتئیسم خارج، و به خداباوری و دین اسلام مشرف می شود. ایشان راجع به خداوند و قرآن کریم صحبتهای بسیار جالبی را مطرح مینمایند.
لینک آپارات:
https://www.aparat.com/v/h9OR4
@ReligionandScience2021
لینک آپارات:
https://www.aparat.com/v/h9OR4
@ReligionandScience2021
آپارات - سرویس اشتراک ویدیو
پروفسور جفری لانگ آتئیستی که مسلمان شد از خدا و قرآن میگوید
به کانال دروغ ها و خرافات ملحدین در تلگرام بپیوندید = ایدی = Zandiq_IQ7
ایام محرم را خدمت داغ داران سید الشهداء ، امام مظلوم حضرت اباعبدالله الحسین تسلیت و تعزیت عرض میکنیم. چندی از بیت های حافظ در وصف این بزرگمرد را می آوریم:
رندان تشنه لب را آبی نمی دهد کس
گویا ولی شناسان رفتند از این ولایت
چشمت به غمزه مارا خون خورد، می پسندی ؟
جانا روا نباشد خون ریز را حمایت
در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کانجا
سر ها بریده بینی بی جرم و بی جنایت
در این شب سیاهم گم گشت راه مقصود
از گوشه ای برون آی ای کوکب هدایت
از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود
زینهار از این بیابان وین راه بی نهایت
ای آفتاب خوبان می جوشد اندرونم
یک ساعتم بگنجان در سایه ی عنایت
@ReligionandScience2021
رندان تشنه لب را آبی نمی دهد کس
گویا ولی شناسان رفتند از این ولایت
چشمت به غمزه مارا خون خورد، می پسندی ؟
جانا روا نباشد خون ریز را حمایت
در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کانجا
سر ها بریده بینی بی جرم و بی جنایت
در این شب سیاهم گم گشت راه مقصود
از گوشه ای برون آی ای کوکب هدایت
از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود
زینهار از این بیابان وین راه بی نهایت
ای آفتاب خوبان می جوشد اندرونم
یک ساعتم بگنجان در سایه ی عنایت
@ReligionandScience2021
❤2👍1
مشکلات و ایرادات وارده به تئوری مِهبانگ یا بیگ بنگ:
ریچارد فاینمن (Richard Feynman) برنده جایز نوبل و از نوابغ فیریک می گوید:
اگر تئوری یا نظریه با مشاهدات مخالفت کند ، تئوری غلط است.
"If it disagrees with experiment, its wrong." - Physics Nobel Prize winner Richard Feynman
فیریکدانان بخصوص ایرانی ها عادت بر این دارند که مشاهداتی را که موافق عقیدها آنها باشد شواهد بر صحت تئوری بگذارند و کلیه شواهد علیه تئوری را بی محلی کنند. علم دموکراسی نیست ! یک ادعا با کلیه مشاهدات مطابقت دارد و یا ندارد. یا آب در 100 درجه به جوش می آید یا خیر. علم با روشهای علمی تفاوت عظیم دارد. روشهای علمی ممکن است به علم برسند و یا ممکن است حذف شوند. اینجا جای بحث در مورد (Epistomology) علم نیست. فقط بدانید علم را نمی شود با رأی گیری از دانشمندان محک زد. ( خواهشمندم که بحث را به statistical , Bayesian و stochastical مدل نکشید اینجا ادعا چیز دیگری است )
در اینجا مشکل «Big Bang» را تو ضیح میدهیم و ریاضیات آن را برای علاقه مندان بعدها ارائه خواهیم داد. ترجیح میدهیم که با زبان ریاضی نگارش کنیم که دیگر جای جدل نباشد. امروزه به نظر میرسد که بیگ بنگ فکت است و مولای درزش نمیرود. اول باید توضیح داد که بیگ بنگ صحبت از منشا ماده-انرژی نمی کند. این مدل تحول و تکامل هستی را ترسیم میکند و بس.
با یک تحقیق سریع 3 مشکل وارده به تئوری بیگ بنگ را میتوان به شرح زیر خلاصه کرد:
1_Horizon problem
2_Flatness problem
3_ Monolope problem
دوستان میتوانند خود آنها را مطالعه کنند و ما به مشکلات عمیق تر میپردازیم:
1_ مشکل ثابت کهکشانی: اشتباه بین مشاهدات و تئوری 1×10 به قوه 120 میباشد. این بزرگترین اختلاف در تاریخ علم میباشد که به آن «vacuum Catastrope» گفته میشود. خوب جهت این اختلاف فاحش طرفداران بیگ بنگ با معرفی ماده و انرژی تاریک 95% کل هستی را با این مفهوم پر کردند که مدل معنا دار شود.
2_ مدل «Big Bang» حداقل 30 نوع مختلف دارد و منظور اینجا «static state» و «plasma model» نیست، اینجا مننظور مدلهای ریاضی مختلف مِهبانگ میباشد. هر کدام از این مدل ها با بعضی از مشاهدات مطابقت میکنند اما در همه ی انها تضاد وجود دارد.
3_ طرفداران بیگ بنگ ادعا دارند که عمر هستی را می توان دقیقا توسط《Planck 2013 microwave data》 که مبنا بر《Lambda-Cold Dark Matter model,》است حساب کرد این رقم با عمر ستاره «HD 140283 Methuselah» که قدیمی تر است مطابقت ندارد.
3_ مدلهای دیگری هست که عمر هستی را متفاوت میدانند:
Study finds the universe might be 2 billion years younger.
by Seth Borenstein.
https://phys.org/news/2019-09-universe-billion-years-younger.html
دوستان میتوانند PDF آن دانلود و مطالعه کنند.
4_ شناخت و دانش انسان در مورد شروع هستی «universe» استوار بر دو مفهوم در فیزیک است: اولی《Standard model of particle physics》 و دومی تئوری عام انیشتین یا《Einstein's General theory of relativity》.
مدل استاندارد میگوید هستی مثل بادکنکی «مُنبسط» شد. این انبساط، انبساط در فضا نبود بلکه انبساط فضای موجود بود به عبارت دیگر فضائی نبود که منبسط شود. (هستی منفجر نشد و «Bang» به کار نبوده بلکه هستی «Expand» و یا منبسط شد)
اکثر دانشمندان اعتقاد دارند که این انبساط (exponentially) انجام شد که به آن (Inflation) گفته میشود که فقط 32 منفی ^ 10 یا ³²-10 طول کشید و پس از این دوره هستی به مقدار انبساط نرمال خود ادامه داد.
مشکل بیگ بنگ اینجاست که در «planck scale» که چگالی یا «density» ماده بسیار بسیار زیاد است خمیدگی فضا-زمان «space time»، همچنین مقدار و درجه انبساط یا «expansion rate» را نمیشود با فیزیک توضیح داد. ما الان چنین تئوری نداریم. مشکلات دیگری هم با آنتروپی و اصل اول ترمودینامیک بهم میزند که فعلا به آن وارد نمیشویم.
5_ تمام مدلهای متفاوت بیگ بنگ بدون استثناء احتیاج به پارامترهایی دارند که بتوان آنها را تنظیم کرد تا مدل معنا دار شود. بهترین مدلهای موجود بیگ بنگ همچون:
Lambda-Cold Dark Matter, "Relativistic Friedman-LeMaitre" (open and closed versions),McGaugh, Einstein-deSitter relativistic, LeMaitre, Eddington-LeMaitre, and Zero-Kelvin.
همگی احتیاج به تنظیم پارامتر تورم (Inflation) و یا شتاب «Acceleration» دارند وگرنه کل مدل فرو میریزد. ( تعداد این پارامتر ها بین 6 تا 19 میباشد )
6_ دانشمندان «Cosmologists» مثل Princeton's P. James E. Peebles, بیگ بنگ را تئوری نمی نامند و آن را بیشتر یک مدل کهکشانی میدانند.
@ReligionandScience2021
(ادامه:👇🏼👇🏼)
ریچارد فاینمن (Richard Feynman) برنده جایز نوبل و از نوابغ فیریک می گوید:
اگر تئوری یا نظریه با مشاهدات مخالفت کند ، تئوری غلط است.
"If it disagrees with experiment, its wrong." - Physics Nobel Prize winner Richard Feynman
فیریکدانان بخصوص ایرانی ها عادت بر این دارند که مشاهداتی را که موافق عقیدها آنها باشد شواهد بر صحت تئوری بگذارند و کلیه شواهد علیه تئوری را بی محلی کنند. علم دموکراسی نیست ! یک ادعا با کلیه مشاهدات مطابقت دارد و یا ندارد. یا آب در 100 درجه به جوش می آید یا خیر. علم با روشهای علمی تفاوت عظیم دارد. روشهای علمی ممکن است به علم برسند و یا ممکن است حذف شوند. اینجا جای بحث در مورد (Epistomology) علم نیست. فقط بدانید علم را نمی شود با رأی گیری از دانشمندان محک زد. ( خواهشمندم که بحث را به statistical , Bayesian و stochastical مدل نکشید اینجا ادعا چیز دیگری است )
در اینجا مشکل «Big Bang» را تو ضیح میدهیم و ریاضیات آن را برای علاقه مندان بعدها ارائه خواهیم داد. ترجیح میدهیم که با زبان ریاضی نگارش کنیم که دیگر جای جدل نباشد. امروزه به نظر میرسد که بیگ بنگ فکت است و مولای درزش نمیرود. اول باید توضیح داد که بیگ بنگ صحبت از منشا ماده-انرژی نمی کند. این مدل تحول و تکامل هستی را ترسیم میکند و بس.
با یک تحقیق سریع 3 مشکل وارده به تئوری بیگ بنگ را میتوان به شرح زیر خلاصه کرد:
1_Horizon problem
2_Flatness problem
3_ Monolope problem
دوستان میتوانند خود آنها را مطالعه کنند و ما به مشکلات عمیق تر میپردازیم:
1_ مشکل ثابت کهکشانی: اشتباه بین مشاهدات و تئوری 1×10 به قوه 120 میباشد. این بزرگترین اختلاف در تاریخ علم میباشد که به آن «vacuum Catastrope» گفته میشود. خوب جهت این اختلاف فاحش طرفداران بیگ بنگ با معرفی ماده و انرژی تاریک 95% کل هستی را با این مفهوم پر کردند که مدل معنا دار شود.
2_ مدل «Big Bang» حداقل 30 نوع مختلف دارد و منظور اینجا «static state» و «plasma model» نیست، اینجا مننظور مدلهای ریاضی مختلف مِهبانگ میباشد. هر کدام از این مدل ها با بعضی از مشاهدات مطابقت میکنند اما در همه ی انها تضاد وجود دارد.
3_ طرفداران بیگ بنگ ادعا دارند که عمر هستی را می توان دقیقا توسط《Planck 2013 microwave data》 که مبنا بر《Lambda-Cold Dark Matter model,》است حساب کرد این رقم با عمر ستاره «HD 140283 Methuselah» که قدیمی تر است مطابقت ندارد.
3_ مدلهای دیگری هست که عمر هستی را متفاوت میدانند:
Study finds the universe might be 2 billion years younger.
by Seth Borenstein.
https://phys.org/news/2019-09-universe-billion-years-younger.html
دوستان میتوانند PDF آن دانلود و مطالعه کنند.
4_ شناخت و دانش انسان در مورد شروع هستی «universe» استوار بر دو مفهوم در فیزیک است: اولی《Standard model of particle physics》 و دومی تئوری عام انیشتین یا《Einstein's General theory of relativity》.
مدل استاندارد میگوید هستی مثل بادکنکی «مُنبسط» شد. این انبساط، انبساط در فضا نبود بلکه انبساط فضای موجود بود به عبارت دیگر فضائی نبود که منبسط شود. (هستی منفجر نشد و «Bang» به کار نبوده بلکه هستی «Expand» و یا منبسط شد)
اکثر دانشمندان اعتقاد دارند که این انبساط (exponentially) انجام شد که به آن (Inflation) گفته میشود که فقط 32 منفی ^ 10 یا ³²-10 طول کشید و پس از این دوره هستی به مقدار انبساط نرمال خود ادامه داد.
مشکل بیگ بنگ اینجاست که در «planck scale» که چگالی یا «density» ماده بسیار بسیار زیاد است خمیدگی فضا-زمان «space time»، همچنین مقدار و درجه انبساط یا «expansion rate» را نمیشود با فیزیک توضیح داد. ما الان چنین تئوری نداریم. مشکلات دیگری هم با آنتروپی و اصل اول ترمودینامیک بهم میزند که فعلا به آن وارد نمیشویم.
5_ تمام مدلهای متفاوت بیگ بنگ بدون استثناء احتیاج به پارامترهایی دارند که بتوان آنها را تنظیم کرد تا مدل معنا دار شود. بهترین مدلهای موجود بیگ بنگ همچون:
Lambda-Cold Dark Matter, "Relativistic Friedman-LeMaitre" (open and closed versions),McGaugh, Einstein-deSitter relativistic, LeMaitre, Eddington-LeMaitre, and Zero-Kelvin.
همگی احتیاج به تنظیم پارامتر تورم (Inflation) و یا شتاب «Acceleration» دارند وگرنه کل مدل فرو میریزد. ( تعداد این پارامتر ها بین 6 تا 19 میباشد )
6_ دانشمندان «Cosmologists» مثل Princeton's P. James E. Peebles, بیگ بنگ را تئوری نمی نامند و آن را بیشتر یک مدل کهکشانی میدانند.
@ReligionandScience2021
(ادامه:👇🏼👇🏼)
phys.org
Study finds the universe might be 2 billion years younger
The universe is looking younger every day, it seems.
7_ هاوکینگ نیز ارائه مدل《No Boundary solution》 و پنروز با مدل (Conformal cyclic cosmology) سعی بر تبیین مدل بهتری از هستی ارائه دادهاند که هر دو متاسفانه مشکلات و مفروضات خود را دارند. این دو نابغه مدون مدل بیگ بنگ بوده اند. مشکلات تئوری بیگ بنگ زیاد است که در آینده آن را بیشتر بسط خواهم داد. نامه ای توسط بسیاری از اساتید دانشگاه و فیریکدانان در مورد مشکل بیگ بنگ:
Open Letter on Cosmology / Cosmology Statement
An Open Letter to the Scientific Community, published by E. Lerner,
New Scientist, May 22, 2004.
https://cosmology.info/open-letter/index.html
Bucking the big bang.
| COMMENT 22 May 2004.
By Eric Lerner.
👤Dr.R.H
@ReligionandScience2021
Open Letter on Cosmology / Cosmology Statement
An Open Letter to the Scientific Community, published by E. Lerner,
New Scientist, May 22, 2004.
https://cosmology.info/open-letter/index.html
Bucking the big bang.
| COMMENT 22 May 2004.
By Eric Lerner.
👤Dr.R.H
@ReligionandScience2021
تئوری تورم و مشکلات آن و چرا پروفسور پنروز آن را فانتزی خواند:
قبل از شروع باید توضیح بدهم که تورم یک «conjecture» است. کانجکشر یعنی عقیده و یا نتیجه بر اساس اطلاعات ناقص. مفهوم تورم کهکشانی سعی در حل مشکلات و ایرادات وارده به مدل استاندارد «BigBang» است.
تورم کهکشانی و یا ( cosmic Inflation ) با مشاهده و حرکت (Spectral line Shift) و رابطه آن با فاصله نشان میدهد که هستی منبسط شد و نه منفجر. سایز نقطه انبساط کوچکتر از یک الکترون بود اما صفر نبود. این مفهوم استوار بر 2 کانجکشر و دو «Hypothesis» می باشد. دوستان باید معنای دقیق "Hypothesis" را بدانند و گرنه نتایج خام از مدلهای موجود خواهند گرفت:
اولین «Hypothesis»: بین فاصله و (Spectral line Shift) یک رابطه دقیق وجود دارد. مشکل این ادعا وجود مقدار خطا بسیار زیاد میباشد. دانشمندان در این رابطه ابدا متفق القول نیستند.
دومین «Hypothesis»: تورم (Red Shift) را معادل پس رفتگی سرعت یا «Recession Velocity» میگیرد. علاقه مندان تفاوت بین این دو را می توانند خارج از این بحث مطرح کنند و ما ریاضیات ات را نشان میدهیم.
اولین «Conjecture»: تورم کهکشانی انبساط هستی را با اثر نسبی داپلر یا《Relavestic Doppler Effect》 تشریح میکند که قابل آزمایش نیست.
دومین «Conjecture»: هر 3.3 میلیون سال نوری فضا 72 کیلومتر در هر ثانیه منبسط میشود . این ادعایی بیش نیست. شواهد این را قبول ندارد.
مشکلات مشاهدات در «cosmic inflation» به حدی زیاد است که دو سال پیش در ژورنال معتبر (Scientific American) فوریه 2017 این مدل را به چالش کشید متاسفانه هنوز هم در دانشگاه تدریس میشود.
Cosmic inflation is dead, long live cosmic inflation!
SPACE 25 September 2014.
By Michael Slezak.
https://www.newscientist.com/article/dn26272-cosmic-inflation-is-dead-long-live-cosmic-inflation/
Cosmic Inflation Theory Faces Challenges.
The latest astrophysical measurements, combined with theoretical problems, cast doubt on the long-cherished inflationary theory of the early cosmos and suggest we need new ideas.
By Anna Ijjas, Paul J. Steinhardt, Abraham Loeb on February 1, 2017.
https://www.scientificamerican.com/article/cosmic-inflation-theory-faces-challenges/
Paul Steinhardt Disowns Inflation, the Theory He Helped Create.
Is the theory at the heart of modern cosmology deeply flawed?
By Paul J. Steinhardt on August 1, 2014.
https://www.scientificamerican.com/article/paul-steinhardt-disowns-inflation-the-theory-he-helped-create/
قابل توجه است که 14000 مقاله توسط 9000 تا از فیریکدانان جهانی مدل تورم را بسط و گسترش داده اند که با مدل اولیه آلن گوث "Alen Guth" ( بنیان گذار تورم ) تفاوت بارز دارد و اخرین مدل که «single-field slow-roll Models » معروف است با تنظیم پارامترهای مختلف یک تبیین بهتری از انبساط و تورم بعد از «BigBang»
می دهد که به نظر ما معقول تر است ( مشاهدات با تئوری تا حدود زیادی مطابقت دارد ). البته دانشمندان هنوز آن را به عنوان مدل ناقص تلقی میکنند. شان کارول (Sean Carrol) فیزیکدان برجسته و از دوستان نزدیک آلن گوث یکی از آنها است و او مشکل تورم را به شرح زیر توضیح داده است:
Is Inflationary Cosmology Science?
25 Comments / Philosophy, Science.
https://www.preposterousuniverse.com/blog/2017/05/10/is-inflationary-cosmology-science/
مشکل شون کارول به مدل جدید تورم در «fine tunning» در مدل تورم میباشد که او آن را در لینک زیر توضیح داده است:
In What Sense Is the Early Universe Fine-Tuned?
Sean M. Carroll.
https://arxiv.org/abs/1406.3057
راجر پنروز مفهوم تورم کهکشانی را در کتاب جدید خود:
Fashion Falth Fantasy Oxford press 2016.
یک فانتزی نامید و آن را غیرعلمی نامید. ما ادعای او را از کتاب وی برای دوستان ارائه میکنیم.
نتیجه: دوستان ایرانی قبل از اینکه فکت فکت فکت بکنند بهتر است در لیوان آب، هم نصفه خالی را ببینند و هم پر. بی احترامی به فیزیک شاخ و دم ندارد.
👤Dr Rahman Hosseinzade
( ادامه:👇🏼👇🏼)
@ReligionandScience2021
قبل از شروع باید توضیح بدهم که تورم یک «conjecture» است. کانجکشر یعنی عقیده و یا نتیجه بر اساس اطلاعات ناقص. مفهوم تورم کهکشانی سعی در حل مشکلات و ایرادات وارده به مدل استاندارد «BigBang» است.
تورم کهکشانی و یا ( cosmic Inflation ) با مشاهده و حرکت (Spectral line Shift) و رابطه آن با فاصله نشان میدهد که هستی منبسط شد و نه منفجر. سایز نقطه انبساط کوچکتر از یک الکترون بود اما صفر نبود. این مفهوم استوار بر 2 کانجکشر و دو «Hypothesis» می باشد. دوستان باید معنای دقیق "Hypothesis" را بدانند و گرنه نتایج خام از مدلهای موجود خواهند گرفت:
اولین «Hypothesis»: بین فاصله و (Spectral line Shift) یک رابطه دقیق وجود دارد. مشکل این ادعا وجود مقدار خطا بسیار زیاد میباشد. دانشمندان در این رابطه ابدا متفق القول نیستند.
دومین «Hypothesis»: تورم (Red Shift) را معادل پس رفتگی سرعت یا «Recession Velocity» میگیرد. علاقه مندان تفاوت بین این دو را می توانند خارج از این بحث مطرح کنند و ما ریاضیات ات را نشان میدهیم.
اولین «Conjecture»: تورم کهکشانی انبساط هستی را با اثر نسبی داپلر یا《Relavestic Doppler Effect》 تشریح میکند که قابل آزمایش نیست.
دومین «Conjecture»: هر 3.3 میلیون سال نوری فضا 72 کیلومتر در هر ثانیه منبسط میشود . این ادعایی بیش نیست. شواهد این را قبول ندارد.
مشکلات مشاهدات در «cosmic inflation» به حدی زیاد است که دو سال پیش در ژورنال معتبر (Scientific American) فوریه 2017 این مدل را به چالش کشید متاسفانه هنوز هم در دانشگاه تدریس میشود.
Cosmic inflation is dead, long live cosmic inflation!
SPACE 25 September 2014.
By Michael Slezak.
https://www.newscientist.com/article/dn26272-cosmic-inflation-is-dead-long-live-cosmic-inflation/
Cosmic Inflation Theory Faces Challenges.
The latest astrophysical measurements, combined with theoretical problems, cast doubt on the long-cherished inflationary theory of the early cosmos and suggest we need new ideas.
By Anna Ijjas, Paul J. Steinhardt, Abraham Loeb on February 1, 2017.
https://www.scientificamerican.com/article/cosmic-inflation-theory-faces-challenges/
Paul Steinhardt Disowns Inflation, the Theory He Helped Create.
Is the theory at the heart of modern cosmology deeply flawed?
By Paul J. Steinhardt on August 1, 2014.
https://www.scientificamerican.com/article/paul-steinhardt-disowns-inflation-the-theory-he-helped-create/
قابل توجه است که 14000 مقاله توسط 9000 تا از فیریکدانان جهانی مدل تورم را بسط و گسترش داده اند که با مدل اولیه آلن گوث "Alen Guth" ( بنیان گذار تورم ) تفاوت بارز دارد و اخرین مدل که «single-field slow-roll Models » معروف است با تنظیم پارامترهای مختلف یک تبیین بهتری از انبساط و تورم بعد از «BigBang»
می دهد که به نظر ما معقول تر است ( مشاهدات با تئوری تا حدود زیادی مطابقت دارد ). البته دانشمندان هنوز آن را به عنوان مدل ناقص تلقی میکنند. شان کارول (Sean Carrol) فیزیکدان برجسته و از دوستان نزدیک آلن گوث یکی از آنها است و او مشکل تورم را به شرح زیر توضیح داده است:
Is Inflationary Cosmology Science?
25 Comments / Philosophy, Science.
https://www.preposterousuniverse.com/blog/2017/05/10/is-inflationary-cosmology-science/
مشکل شون کارول به مدل جدید تورم در «fine tunning» در مدل تورم میباشد که او آن را در لینک زیر توضیح داده است:
In What Sense Is the Early Universe Fine-Tuned?
Sean M. Carroll.
https://arxiv.org/abs/1406.3057
راجر پنروز مفهوم تورم کهکشانی را در کتاب جدید خود:
Fashion Falth Fantasy Oxford press 2016.
یک فانتزی نامید و آن را غیرعلمی نامید. ما ادعای او را از کتاب وی برای دوستان ارائه میکنیم.
نتیجه: دوستان ایرانی قبل از اینکه فکت فکت فکت بکنند بهتر است در لیوان آب، هم نصفه خالی را ببینند و هم پر. بی احترامی به فیزیک شاخ و دم ندارد.
👤Dr Rahman Hosseinzade
( ادامه:👇🏼👇🏼)
@ReligionandScience2021
New Scientist
Cosmic inflation is dead, long live cosmic inflation!
The BICEP2 results hailed as demonstrating inflation in the early universe now seem to do the exact opposite, if they can be trusted at all