عمر ۱۲ هزار ساله ی جهان
ایرانیان باستان، عمر جهان را دوازده هزار سال دانسته، آن را به چهار دوره ی سه هزار ساله تقسیم میکردند.
در سه هزار سال نخست، جهان حالتی روحانی و مینوی داشت و اورمزد و اهریمن هر یک در قلمرو خود به سر میبردند.
در پایان سه هزار سال نخست، اهریمن از جهان روشنایی آگاهی یافت و بر آن یورش برد اما توسط اورمزد به خواب فرو رفت و دگربار به تاریکی بازگشت.
در سه هزار سال دوم اورمزد دست به آفرینش جهان زد؛ نخست امشاسپندان هفتگانه را آفرید که جلوه های وی بودند، سپس ایزدان را و در آخر جهان مادی را بدین ترتیب:
آسمان، آب، زمین، گیاهان، گاو یکتاآفریده و نخستین مرد به نام کیومرث.
در پایان سه هزار سال دوم، اهریمن از جای برخواست و بر جهان یورش آورد و به مدت سه هزار سال جهان آمیخته ای از خیر و شر خواهد بود تا اینکه سرانجام در سه هزار سال انتهایی، نیکی برای همیشه بر شر پیروز میگردد.
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
ایرانیان باستان، عمر جهان را دوازده هزار سال دانسته، آن را به چهار دوره ی سه هزار ساله تقسیم میکردند.
در سه هزار سال نخست، جهان حالتی روحانی و مینوی داشت و اورمزد و اهریمن هر یک در قلمرو خود به سر میبردند.
در پایان سه هزار سال نخست، اهریمن از جهان روشنایی آگاهی یافت و بر آن یورش برد اما توسط اورمزد به خواب فرو رفت و دگربار به تاریکی بازگشت.
در سه هزار سال دوم اورمزد دست به آفرینش جهان زد؛ نخست امشاسپندان هفتگانه را آفرید که جلوه های وی بودند، سپس ایزدان را و در آخر جهان مادی را بدین ترتیب:
آسمان، آب، زمین، گیاهان، گاو یکتاآفریده و نخستین مرد به نام کیومرث.
در پایان سه هزار سال دوم، اهریمن از جای برخواست و بر جهان یورش آورد و به مدت سه هزار سال جهان آمیخته ای از خیر و شر خواهد بود تا اینکه سرانجام در سه هزار سال انتهایی، نیکی برای همیشه بر شر پیروز میگردد.
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مهمترین سند حجیت قرآن تواتر آن است.
قران تنها کتابی است که طبق قرار داد با نیرو های تاریک توسط نور هیچ گونه دستکاری و تحریفی نشده است.
باقی کتاب های اسمانی به مرور زمان توسط تاریکی تحریف شده اند تا مانع گمراهی در جامعه بشری ایجاد کنند
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
قران تنها کتابی است که طبق قرار داد با نیرو های تاریک توسط نور هیچ گونه دستکاری و تحریفی نشده است.
باقی کتاب های اسمانی به مرور زمان توسط تاریکی تحریف شده اند تا مانع گمراهی در جامعه بشری ایجاد کنند
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
🔥5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
به قَدَم چو آفتابم، به خرابهها بتابم
بگریزم از عمارت، سخن خراب گویم
غزل مولانا
من به دنبال ویرانهها میروم. آنجا که کسی چراغی روشن نکرده است. آنجا که خانهای نیست. بیصاحب است. من مانند آفتاب پا به آن ویرانهها میگذارم. آنها را آباد میکنم. معمور میکنم و نقش ما در این جهان این است که دست بگیریم از آنها که افتاده اند. از آنها که در مانده اند.
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
بگریزم از عمارت، سخن خراب گویم
غزل مولانا
من به دنبال ویرانهها میروم. آنجا که کسی چراغی روشن نکرده است. آنجا که خانهای نیست. بیصاحب است. من مانند آفتاب پا به آن ویرانهها میگذارم. آنها را آباد میکنم. معمور میکنم و نقش ما در این جهان این است که دست بگیریم از آنها که افتاده اند. از آنها که در مانده اند.
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
کدام خدای پدر را میپسندید ؟
anonymous poll
زئوس (یونان) – 10
👍👍👍👍👍👍👍 83%
ژوپیتر (روم) – 2
👍 17%
👥 12 people voted so far.
anonymous poll
زئوس (یونان) – 10
👍👍👍👍👍👍👍 83%
ژوپیتر (روم) – 2
👍 17%
👥 12 people voted so far.
Forwarded from دانشگاهيان حكيم سبزواري
❇️❇️
# کرسی# علمی# ترویجی
🔸🔸 عنوان نشست:
آموزه سیاحت و بازشناسی تفصیلی آن، با تأکید بر تفاسیر قرآنی، متون روایی و عرفانی
♦️♦️ ارائه دهنده: حجت الاسلام دکتر سیدحسین بی ریایی
مدرس مدعو دانشگاه حکیم سبزواری
🟩🟩 ناقد اول: دکتر سیده فاطمه زارع حسینی
استادیار دانشگاه حکیم سبزواری
🟦🟦 ناقد دوم: دکتر فرزاد دهقانی
استادیار دانشگاه حکیم سبزواری
🟧🟧 مدیر جلسه: دکتر جواد سلمان زاده
استادیار دانشگاه حکیم سبزواری
🔻🕛 زمان:
دوشنبه، ۲۹ آبان ماه، ۱۴۰۲/ ساعت ۱۲
🔻🔴 مکان:
تالار اسرار، دانشکده الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه حکیم سبزواری
♦️♦️ لینک حضور مجازی:
https://meeting5.hsu.ac.ir/b/smk-a7c-hv4
# کرسی# علمی# ترویجی
🔸🔸 عنوان نشست:
آموزه سیاحت و بازشناسی تفصیلی آن، با تأکید بر تفاسیر قرآنی، متون روایی و عرفانی
♦️♦️ ارائه دهنده: حجت الاسلام دکتر سیدحسین بی ریایی
مدرس مدعو دانشگاه حکیم سبزواری
🟩🟩 ناقد اول: دکتر سیده فاطمه زارع حسینی
استادیار دانشگاه حکیم سبزواری
🟦🟦 ناقد دوم: دکتر فرزاد دهقانی
استادیار دانشگاه حکیم سبزواری
🟧🟧 مدیر جلسه: دکتر جواد سلمان زاده
استادیار دانشگاه حکیم سبزواری
🔻🕛 زمان:
دوشنبه، ۲۹ آبان ماه، ۱۴۰۲/ ساعت ۱۲
🔻🔴 مکان:
تالار اسرار، دانشکده الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه حکیم سبزواری
♦️♦️ لینک حضور مجازی:
https://meeting5.hsu.ac.ir/b/smk-a7c-hv4
دانشگاهيان حكيم سبزواري
❇️❇️ # کرسی# علمی# ترویجی 🔸🔸 عنوان نشست: آموزه سیاحت و بازشناسی تفصیلی آن، با تأکید بر تفاسیر قرآنی، متون روایی و عرفانی ♦️♦️ ارائه دهنده: حجت الاسلام دکتر سیدحسین بی ریایی مدرس مدعو دانشگاه حکیم سبزواری 🟩🟩 ناقد اول: دکتر سیده فاطمه زارع حسینی استادیار…
⭕️جهت یادآوری دانشجویان ادیان و عرفان
منزل و #خانقاه شیخ صفیالدین اردبیلی در همین مکان قرار دارد، و بر طبق وصیّت شیخ، جسد اش را در اتاقی جنب خلوتخانه و باغچه و حوضخانه دفن کردند و بر قبر او بنایی ایجاد کردند تا علاوه بر مقبره شیخ صفی و مرقد شاه اسماعیل اول - آرامگاههای دیگری از شاه زادگان صفوی و فرزندان وی را در این بقعه و محل شهیدگاه قرار دهند. به گفته بیوک جامعی (۱۳۷۹)، مجموعه نفیس بقعه شیخ صفیالدین به نام #عارف نامدار شیخ صفیالدین اردبیلی جد سلاطین دودمان صفویان، در سال ۷۳۵ ه.ق به دست فرزند وی صدرالدین موسی بنا شد. پس از شروع حکومت صفویه، به سبب ارادت شاهان صفوی به جد خود، واحدهای مختلفی به این مجموعه اضافه شد. به ویژه در دوره شاه عباس اول و از آن جا که وی ارادت فراوانی به شیخ صفی الدین داشت و بسیار به زیارت مقبره وی میرفت، برای تکمیل و تزیین این اثر، کارهای فراوانی صورت گرفت.
خانقاه، به رسم صوفیان، مکانی برای خلوت روحانی یا انزوای معنوی است.
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
خانقاه، به رسم صوفیان، مکانی برای خلوت روحانی یا انزوای معنوی است.
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
یکی از موارد منحصر به فرد این مجموعه این است که این بقعه حاوی دهها اثر بدیع در مضامین مختلف رشتههای هنری است که از آن جمله میتوان به عالیترین نوع کاشی کاری معرق و مقرنس و گچبری کتیبه های زیبا و نفیس و خط خطاطان بزرگ دوره صفوی (میر عماد، میر قوام الدین، محمد اسماعیل و…) منبت های ارزنده، نقره کاری، تذهیب و طلاکاری، نقاشی و تنگ بری و غیره اشاره کرد. این اثر از ساختار معماری فخیمی برخوردار است که گرد هم آمدن فضایل هنری نامبرده، آن را در مجموعههای تاریخی ایران شاخص و متمایز نمودهاست.
در جریان جنگهای ایران و روسیه در دوره قاجار و سقوط اردبیل، نسخ خطی کتابخانه شیخ صفیالدین اردبیلی توسط روسها به غارت رفت. هماکنون آن نسخ در موزه سن پترزبورگ در روسیه نگهداری میشوند. این بنای تاریخی در محله عالی قاپو است.
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔 @RAM_HSU
در جریان جنگهای ایران و روسیه در دوره قاجار و سقوط اردبیل، نسخ خطی کتابخانه شیخ صفیالدین اردبیلی توسط روسها به غارت رفت. هماکنون آن نسخ در موزه سن پترزبورگ در روسیه نگهداری میشوند. این بنای تاریخی در محله عالی قاپو است.
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔 @RAM_HSU
انجمن علمی ادیان و عرفان دانشگاه حکیم سبزواری
[انجمن علمی ادیان و عرفان برگزار میکند] 💻کلاس آموزشی مقاله نویسی 📌ویژه دانشجویان ادیان و عرفان سرفصل ها : ۱-مشکلات مقاله نویسی ۲-چگونه نوشتن مقاله را آغاز کنیم؟ ۳-مراحل نوشتن مقاله ۴-کلیدها و نکات مهم مقاله نویسی ✍مدرس: دکتر حسین خدابخشی 🛑مکان:…
⭕️اصلاحیه
مکان برگزاری کلاس آموزشی مقاله نویسی از تالار دانشکده نفت به کلاس ۲۱۹ دانشکده انسانی تغییر کرد.
مکان برگزاری کلاس آموزشی مقاله نویسی از تالار دانشکده نفت به کلاس ۲۱۹ دانشکده انسانی تغییر کرد.
انجمن علمی ادیان و عرفان دانشگاه حکیم سبزواری pinned «⭕️اصلاحیه مکان برگزاری کلاس آموزشی مقاله نویسی از تالار دانشکده نفت به کلاس ۲۱۹ دانشکده انسانی تغییر کرد.»
#معرفی_فیلم 🎬
ژاندارک
یک سریال تلویزیونی دو قسمتی کانادایی در سال 1999 درباره ژاندارک، قدیس کاتولیک قرن 15 است. در این مینی سریال، لیلی سوبیسکی در نقش سنت ژان بازی میکند.
خلاصه داستان:
ژاندارک در سال 1412 در روستای Domrémy در منطقه جنگی شمال فرانسه متولد شد. در دوران کودکی، شاهد وحشت جنگ است و در 11 سالگی شروع به شنیدن صداهای الهی میکند. او با افسانه دوشیزه لورن که میگوید دوشیزهای جوان روزی کشور تقسیم شده را متحد میکند و مردم را به آزادی میرساند همسان پنداری میشود.
در 17 سالگی، روستای ژان مورد حمله قرار گرفته و سوزانده میشود و دوست نابینای او، امیل، کشته میشود. او از خدا میخواهد که به او بگوید چه باید بکند، و مکاشفاتاو باز میگردند و به او میگویند که به چارلز (وارث حقیقی تاج و تخت) کمک کند تا فرانسه را زیر تاج خود متحد کند.
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
ژاندارک
یک سریال تلویزیونی دو قسمتی کانادایی در سال 1999 درباره ژاندارک، قدیس کاتولیک قرن 15 است. در این مینی سریال، لیلی سوبیسکی در نقش سنت ژان بازی میکند.
خلاصه داستان:
ژاندارک در سال 1412 در روستای Domrémy در منطقه جنگی شمال فرانسه متولد شد. در دوران کودکی، شاهد وحشت جنگ است و در 11 سالگی شروع به شنیدن صداهای الهی میکند. او با افسانه دوشیزه لورن که میگوید دوشیزهای جوان روزی کشور تقسیم شده را متحد میکند و مردم را به آزادی میرساند همسان پنداری میشود.
در 17 سالگی، روستای ژان مورد حمله قرار گرفته و سوزانده میشود و دوست نابینای او، امیل، کشته میشود. او از خدا میخواهد که به او بگوید چه باید بکند، و مکاشفاتاو باز میگردند و به او میگویند که به چارلز (وارث حقیقی تاج و تخت) کمک کند تا فرانسه را زیر تاج خود متحد کند.
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این فیلم قديمى ترين فيلم موجود از دخمه یا استودان زرتشتيان در يزد است که در سال ۱۹۶۹ توسط آلبرت موریس فیلمبرداری شد، این در سال ۱۹۷۴ برنده اسکار بهترین فیلم مستند شد.
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
🤩3
انجمن علمی ادیان و عرفان دانشگاه حکیم سبزواری
این فیلم قديمى ترين فيلم موجود از دخمه یا استودان زرتشتيان در يزد است که در سال ۱۹۶۹ توسط آلبرت موریس فیلمبرداری شد، این در سال ۱۹۷۴ برنده اسکار بهترین فیلم مستند شد. #انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان 🆔@RAM_HSU
طی گفت و گو با یکی از اساتید بزرگوار رشته ادبیات فارسی ، ایشان فرمودند:
تلفظ درست این مکان astōdān
به معنی جایگاه هسته و استخوان است.
تلفظ درست این مکان astōdān
به معنی جایگاه هسته و استخوان است.
آفرینش زرتشتی؛
پارت دوم، رخدادهای سه هزار سال دوم
هرمزد در سه هزار سالی که از پی آمد، به آفرینش مینوی و مادی جهان پرداخت.
نخست امشاسپندان را آفرید که هرکدام جلوه ای از او بودند؛ بهمن(۱)، اردیبهشت(۲)، شهریور(۳)، اسپندارمد(۴)، خرداد(۵) و مرداد(۶).
از نیک اندیشی هرمزد، بهمن زاده شد. او راستی را ستایش کرد و از آن راستی اردیبهشت زاده شد، اردیبهشت راستی را ستایش کرد و از آن ستایش، شهریور زاده شد. از شهریور، سپندارمد؛ از سپندارمد، خرداد؛ و از خرداد، مرداد زاده شد.
سپس ایزدان را آفرید و پس از ایزدان به آفرینش گیتی پرداخت؛ آسمان، آب، زمین، گیاه، سپس گاو ایوَکداد(۷) که در کرانه ی راست رود وِهدائیتی، در ایرانویج آفریده شد؛ روشن همچون ماه که بالایش برابر با سه نای(۸) بود.
در آخر نخستین انسان، گیومرث(۹) را در کناره ی چپ وِهدائیتی آفرید که همچون خورشید روشن، و بالایش چهار نای بود.
در طول این سه هزار سال دیوان یک به یک نزد اهریمن میرفتند و میکوشیدند او را به هوش آورند؛ هر یک بدی های خود را برمیشمرد و قول میداد به آفریدگان هرمزد حمله برند و آنها را نابود سازند اما سودی نداشت.
تا اینکه در پایان سه هزار سال جَهی بدکار(۱۰) به پیش میرود و بانگ میزند:
"برخیز پدر ما! زیرا من در آن کارزار چندان درد بر مرد پرهیزکار و گاو ورزا هِلم که به سبب کردار من زندگی نباید. فره ایشان بدزدم، آب را بیازارم، زمین را بیازارم، آتش را بیازارم، گیاه را بیازارم، همه ی آفرینش هرمزدآفریده را بیازارم."
او با برشمردن همه ی اینها موجب آرامش خیال اهریمن شد و به او جانی تازه بخشید.
او بوسه ای بر سر جهی میزند و برای سپاسگزاری این آرزویش را برآورده ساخت که مردان همگی آرزوی او کنند.
آنگاه بود که به همراهی همه ی دیوان از جای برخاست تا به جهان حمله کند.
یادداشت ها:
۱. اوستایی: وَهومَنَه. پارسیگ: وهمن. به معنای اندیشه ی نیک
۲. اوستایی: اشَه وَهیشتَه. پارسیگ: اردوهیشت. به معنای برترین راستی
۳. اوستایی: خشَثرَه وَئیریَه. پارسیگ: شهریور.
۴. اوستایی: سپَنتَه اَرمَئیتی. پارسیگ اسپندارمد. به معنای آزرم پاک
۵. اوستایی: هَئوروَتات. پارسیگ: خرداد. به معنای رسایی
۶. اوستایی: امَرَتات. پارسیگ: امرداد. به معنای بی مرگی
۷. یکتا آفریده
۸. هر نای برابر با ده فوت است
۹. زنده ی میرا
۱۰. دیو زنی که نماد همه ی پلیدی های زنانه و روسپی گری است.
#آفرینش_زرتشتی
🆔@RAM_HSU
پارت دوم، رخدادهای سه هزار سال دوم
هرمزد در سه هزار سالی که از پی آمد، به آفرینش مینوی و مادی جهان پرداخت.
نخست امشاسپندان را آفرید که هرکدام جلوه ای از او بودند؛ بهمن(۱)، اردیبهشت(۲)، شهریور(۳)، اسپندارمد(۴)، خرداد(۵) و مرداد(۶).
از نیک اندیشی هرمزد، بهمن زاده شد. او راستی را ستایش کرد و از آن راستی اردیبهشت زاده شد، اردیبهشت راستی را ستایش کرد و از آن ستایش، شهریور زاده شد. از شهریور، سپندارمد؛ از سپندارمد، خرداد؛ و از خرداد، مرداد زاده شد.
سپس ایزدان را آفرید و پس از ایزدان به آفرینش گیتی پرداخت؛ آسمان، آب، زمین، گیاه، سپس گاو ایوَکداد(۷) که در کرانه ی راست رود وِهدائیتی، در ایرانویج آفریده شد؛ روشن همچون ماه که بالایش برابر با سه نای(۸) بود.
در آخر نخستین انسان، گیومرث(۹) را در کناره ی چپ وِهدائیتی آفرید که همچون خورشید روشن، و بالایش چهار نای بود.
در طول این سه هزار سال دیوان یک به یک نزد اهریمن میرفتند و میکوشیدند او را به هوش آورند؛ هر یک بدی های خود را برمیشمرد و قول میداد به آفریدگان هرمزد حمله برند و آنها را نابود سازند اما سودی نداشت.
تا اینکه در پایان سه هزار سال جَهی بدکار(۱۰) به پیش میرود و بانگ میزند:
"برخیز پدر ما! زیرا من در آن کارزار چندان درد بر مرد پرهیزکار و گاو ورزا هِلم که به سبب کردار من زندگی نباید. فره ایشان بدزدم، آب را بیازارم، زمین را بیازارم، آتش را بیازارم، گیاه را بیازارم، همه ی آفرینش هرمزدآفریده را بیازارم."
او با برشمردن همه ی اینها موجب آرامش خیال اهریمن شد و به او جانی تازه بخشید.
او بوسه ای بر سر جهی میزند و برای سپاسگزاری این آرزویش را برآورده ساخت که مردان همگی آرزوی او کنند.
آنگاه بود که به همراهی همه ی دیوان از جای برخاست تا به جهان حمله کند.
یادداشت ها:
۱. اوستایی: وَهومَنَه. پارسیگ: وهمن. به معنای اندیشه ی نیک
۲. اوستایی: اشَه وَهیشتَه. پارسیگ: اردوهیشت. به معنای برترین راستی
۳. اوستایی: خشَثرَه وَئیریَه. پارسیگ: شهریور.
۴. اوستایی: سپَنتَه اَرمَئیتی. پارسیگ اسپندارمد. به معنای آزرم پاک
۵. اوستایی: هَئوروَتات. پارسیگ: خرداد. به معنای رسایی
۶. اوستایی: امَرَتات. پارسیگ: امرداد. به معنای بی مرگی
۷. یکتا آفریده
۸. هر نای برابر با ده فوت است
۹. زنده ی میرا
۱۰. دیو زنی که نماد همه ی پلیدی های زنانه و روسپی گری است.
#آفرینش_زرتشتی
🆔@RAM_HSU
👏2
«عقلانیت»، «رنج» و «دین»
شوپنهاور میگوید برترین و بیشترین لذت در زندگی، لذت تفکر و اندیشه است. منتها انسان متفکر لاجرم «ذهن حساسی» دارد و از واقعیات تلخ جهان رنجور میشود و لذا به نحو پارادوکسیکالی، «لذت تفکر» با «رنج مواجهه با واقعیت» عجین است. برای بهرهبردن از لذت تفکر باید ذهن حساسی داشته باشیم و ذهن حساس نیز تولید رنج میکند و لذت تفکر را با رنج میآمیزد. نیچه میگفت کسی بهتر از من نمیداند که چرا انسان تنها حیوانیست که میخندد؛ زیرا واقعیت به قدری رنجآور بود که انسان برای تحمل رنج و برای بقاء «خنده» را اختراع کرد.
برای تفکر و عقلانیت به استدلالگرایی و واقعبینی نیاز داریم، اما مشاهدهٔ واقعیات، رنجآور است. واقعیت این است که ما در این کائنات عظیم شبیه به پر کاهی در پهنهٔ اقیانوس تنها هستیم و کثیری از حیوانات برای تغذیه و بقاء یکدیگر را میدرند و میخورند. واقعیت این است که هستی هیچ اهمیتی به نوع بشر و رنجهای او نمیدهد و برای هستی، بین سگ و سنگ و سوسک فرقی وجود ندارد. واقعیت این است که خدای «متشخص و عادل و مهربان» در ادیان وجود ندارد.
واقعبینی که برای عقلانیت لازم است، رنجهای عظیم و اگزیستانسیلی چون رنج «تنهایی و معنایابی و مرگ و کوچکی و آزادی و فردیت و مسئولیت» را به همراه میآورد و بیگمان نهاد دین، تسکیندهندهٔ بیبدیلی برای رنجهای عظیم مذکور است. منتها از طرف دیگر بین دین با «عقلانیت و واقعبینی» تعارض وجود دارد. انسان متفکر نمیتواند با توهم خودش را تسکین دهد و برای تسکین رنجهایش به دین متوسل شود.
در فیلم «ماتریکس» به کارگردانی «واچوفسکیها»، انسانها در عالم واقع، خواب هستند و در محفظهای که انباشته از نوعی مایع است، منبع تهیهٔ انرژی برای رباتها میباشند. منتها به واسطهٔ یک برنامهریزی کامپیوتری در عالم توهم و رؤیا، خودشان را در حال زندگی طبیعی و لذت بردن از «خوردن و شهوت و کار و ازدواج و امثالهم» میبینند. در سکانسی از فیلم، یکی از معدود انسانهایی که دچار بیداری شده و از ماتریکس خارج گشته و در جهان واقع قرار گرفتهاست، از رنج واقعیت و «زمین سوخته» خسته میشود و تصمیم میگیرد تا با خیانت به دوستانش، مأمورین ماتریکس او را به «عالم توهم» برگردانند و در دیالوگی از «رنج واقعیت و لذت توهم» سخن میگوید. نکتهٔ تراژیک این است که انسان متفکر و دچار عقلانیت نمیتواند برای رهایی از رنجهای اگزیستانسیلِ مذکور به «دین و توهم و دروغ» و به «خدای عادل و مهربان» پناه آورد و رنج بیپناهی و نیز تنهایی و پرتابشدگیاش در هستی بیکران را تسکین دهد. دین از یک طرف، برای تسکین رنجهای مدنظر بیبدیل است (اگرچه اصنافی از رنجهای دیگر را با جهل مقدس و ظلم مقدس تولید میکند) و از طرف دیگر، با عقلانیت و واقعبینی در تعارض است و انسان متفکر و فرهیخته، ناخودآگاه نمیتواند به دین متوسل شود.
چگونه انسان با «عقلانیت و واقعیت» خواهد توانست رنجهای عظیم و اگزیستانسیل زندگی را تحمل کند؟ این وجهی تراژیک است، شبیه به آنچه که شوپنهاور در صدر این نوشتار اشاره کردهاست. دین با توهمی به نام «روح و بهشت»، رنج مرگ عزیزان را تشکیل میدهد و با «خدای عادل و مهربان»، برای تنهایی و بیپناهی و بیمعنایی در زندگی راه حل نشان میدهد. با این وجود «عقلانیت و واقعیت» اجازه نمیدهد تا از دین برای تسکین این رنجهای جانسوز استفاده کنیم.
علیرضا موثق
#فلسفیدن #نقد_ادیان
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔 @RAM_HSU
شوپنهاور میگوید برترین و بیشترین لذت در زندگی، لذت تفکر و اندیشه است. منتها انسان متفکر لاجرم «ذهن حساسی» دارد و از واقعیات تلخ جهان رنجور میشود و لذا به نحو پارادوکسیکالی، «لذت تفکر» با «رنج مواجهه با واقعیت» عجین است. برای بهرهبردن از لذت تفکر باید ذهن حساسی داشته باشیم و ذهن حساس نیز تولید رنج میکند و لذت تفکر را با رنج میآمیزد. نیچه میگفت کسی بهتر از من نمیداند که چرا انسان تنها حیوانیست که میخندد؛ زیرا واقعیت به قدری رنجآور بود که انسان برای تحمل رنج و برای بقاء «خنده» را اختراع کرد.
برای تفکر و عقلانیت به استدلالگرایی و واقعبینی نیاز داریم، اما مشاهدهٔ واقعیات، رنجآور است. واقعیت این است که ما در این کائنات عظیم شبیه به پر کاهی در پهنهٔ اقیانوس تنها هستیم و کثیری از حیوانات برای تغذیه و بقاء یکدیگر را میدرند و میخورند. واقعیت این است که هستی هیچ اهمیتی به نوع بشر و رنجهای او نمیدهد و برای هستی، بین سگ و سنگ و سوسک فرقی وجود ندارد. واقعیت این است که خدای «متشخص و عادل و مهربان» در ادیان وجود ندارد.
واقعبینی که برای عقلانیت لازم است، رنجهای عظیم و اگزیستانسیلی چون رنج «تنهایی و معنایابی و مرگ و کوچکی و آزادی و فردیت و مسئولیت» را به همراه میآورد و بیگمان نهاد دین، تسکیندهندهٔ بیبدیلی برای رنجهای عظیم مذکور است. منتها از طرف دیگر بین دین با «عقلانیت و واقعبینی» تعارض وجود دارد. انسان متفکر نمیتواند با توهم خودش را تسکین دهد و برای تسکین رنجهایش به دین متوسل شود.
در فیلم «ماتریکس» به کارگردانی «واچوفسکیها»، انسانها در عالم واقع، خواب هستند و در محفظهای که انباشته از نوعی مایع است، منبع تهیهٔ انرژی برای رباتها میباشند. منتها به واسطهٔ یک برنامهریزی کامپیوتری در عالم توهم و رؤیا، خودشان را در حال زندگی طبیعی و لذت بردن از «خوردن و شهوت و کار و ازدواج و امثالهم» میبینند. در سکانسی از فیلم، یکی از معدود انسانهایی که دچار بیداری شده و از ماتریکس خارج گشته و در جهان واقع قرار گرفتهاست، از رنج واقعیت و «زمین سوخته» خسته میشود و تصمیم میگیرد تا با خیانت به دوستانش، مأمورین ماتریکس او را به «عالم توهم» برگردانند و در دیالوگی از «رنج واقعیت و لذت توهم» سخن میگوید. نکتهٔ تراژیک این است که انسان متفکر و دچار عقلانیت نمیتواند برای رهایی از رنجهای اگزیستانسیلِ مذکور به «دین و توهم و دروغ» و به «خدای عادل و مهربان» پناه آورد و رنج بیپناهی و نیز تنهایی و پرتابشدگیاش در هستی بیکران را تسکین دهد. دین از یک طرف، برای تسکین رنجهای مدنظر بیبدیل است (اگرچه اصنافی از رنجهای دیگر را با جهل مقدس و ظلم مقدس تولید میکند) و از طرف دیگر، با عقلانیت و واقعبینی در تعارض است و انسان متفکر و فرهیخته، ناخودآگاه نمیتواند به دین متوسل شود.
چگونه انسان با «عقلانیت و واقعیت» خواهد توانست رنجهای عظیم و اگزیستانسیل زندگی را تحمل کند؟ این وجهی تراژیک است، شبیه به آنچه که شوپنهاور در صدر این نوشتار اشاره کردهاست. دین با توهمی به نام «روح و بهشت»، رنج مرگ عزیزان را تشکیل میدهد و با «خدای عادل و مهربان»، برای تنهایی و بیپناهی و بیمعنایی در زندگی راه حل نشان میدهد. با این وجود «عقلانیت و واقعیت» اجازه نمیدهد تا از دین برای تسکین این رنجهای جانسوز استفاده کنیم.
علیرضا موثق
#فلسفیدن #نقد_ادیان
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔 @RAM_HSU
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کارما ؟
تناسخ ؟
اخلاق ؟
عشق ؟
فنا ؟
نیروانا ؟
برداشت شما از این جهان بینی چیست؟
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
تناسخ ؟
اخلاق ؟
عشق ؟
فنا ؟
نیروانا ؟
برداشت شما از این جهان بینی چیست؟
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
👏2
💡وقتی انسان اراده شخصی خود را نفی کند، او نفسانیت خود کنار گرفته و پروردگار را بر همه چیز ترجیح دهد، خداوند به جای صورت خود، صورت هدایت الهی که صورت حقی از جانب حق است قرار می دهد تا شخص با مباهات در اوج درخشش نور قدم زند. این صورت شرع نبی او و رسالت رسول اوست. و چیزی که سعادت او وابسته به آن است، از جانب پروردگار به او ابلاغ می شود.
(فتوحات المکیه،جلد۳.صفحه۷۰)
#محی_الدین_ابن_عربی
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔 @RAM_HSU
(فتوحات المکیه،جلد۳.صفحه۷۰)
#محی_الدین_ابن_عربی
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔 @RAM_HSU
👏2
اینجا نه سوئیس، نه سوئد، نه اروپاست، نه امریکاست
اینجا قره کلیسا، چالدران
آذربایجان غربی
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔 @RAM_HSU
اینجا قره کلیسا، چالدران
آذربایجان غربی
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔 @RAM_HSU
🔥3