انجمن علمی ادیان و عرفان دانشگاه حکیم سبزواری
134 subscribers
662 photos
178 videos
61 files
115 links
که یکی هست و نیست هیچ جز او
وحده لا اله الا هو

ارتباط : @asmasadaty
Download Telegram
/تمدن دره سند/



⭕️شکوفایی عجیبِ پنج‌هزار ساله‌ی دره سند



واپسین شهر ، شهری است نسبتا بزرگ ، با خانه‌های بسیار از دو اطاقه تا قصرهایی که ۲۶ متر طول و ۲۹/۵ متر عرض دارند ، دیوارهایی به قطر ۱/۲۵ تا ۱/۵ متر. بناها از آجر است ، با جنس خوب. ساختمان‌های بزرگ دارای دو طبقه یا بیشتراند. کف اتاق ها و حیاط‌ها مفروش از آجر است. هر خانه‌ای چاه آبی ، فاضلابی و گرمابه‌ای دارد. مهمترین بنای شهر گرمابه است که چنان مستحکم بوده که پس از ۵ هزار سال هنوز هم استوار برپاست
.



×منبع : ادیان آسیایی دکتر مهرداد بهار


#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
انجمن علمی ادیان و عرفان دانشگاه حکیم سبزواری
Photo
آفرینش یونانی
پارت نخست؛ سرآغاز جهان

یونانیان باستان معتقد نبودند که خدایان کائنات را آفریده اند بلکه این کائنات بودند که پیش از خدایان شکل گرفتند.

نخست هرج و مرج بود، گودالی پهناور و غیرقابل اندازه گیری
متلاطم چون دریا، تیره، بی کران، بیابان‌گونه و وحشی.
-میلتون

یونانیان باستان این فضای میان تهی را خائوس مینامیدند؛
دیربازی پیش از پدیدار شدن خدایان، در گذشته ای غبارآلود و عصری کهن که از شمارش بیرون است، هرج و مرجی ناشناخته و ژرف وجود داشت.
سرانجام به شکلی که نمیدانیم، دو کودک از بطن خائوس زاده شدند، یکی شب و دیگری اِرِبوس، ژرفایی بی انتها که مرگ در آن میزید.
پس از آن شگفت انگیز ترین شگفتی ها پدید آمد؛ روزگاری فزون از شمارش گذشت و اینبار به شکلی اسرارآمیز، از تاریکی دهشتناک شب و اربوس، اِروس (عشق) زاده شد:

...شب سیه بال،
در دامن اربوس تیره و ژرف،
تخمی بادآورده بنهاد، و چون فصل ها گذشت،
عشق بیرون جهید، درخشان و با بالهای زرین.

عشق با سوراخ کردن تاریکی، روشنایی را پدید آورد و به واسطه ی این رخداد در آن فضای میان‌تهی نظم به پیدایی رسید.
سپس زمین بود که با فرونشستن عناصر سنگین تر تشکیل شد و عناصر سبک تر آسمان را.
در ژرفای زمین مکانی تاریک به نام تارتاروس باقی ماند اما در بالای آن، در آسمان آبی، خورشید و ماه و ستارگان پدید آمدند و بر روی خود زمین، خشکی ها از دریاها جدا شدند، رودها به سوی دریاها روان گشتند و درختان و گیاهان روییدند.


#داستان_آفرینش_در_اساطیر_یونان
انجمن علمی ادیان و عرفان دانشگاه حکیم سبزواری
Video
رقص سماع


سماع به نوعی از رقص صوفیه شامل چرخش بدن همراه با حالت خلسه برای اهداف معنوی گفته می‌شود. سماع پیشینهٔ کهن تاریخی داشته و پس از اسلام موافقان و مخالفانی نیز در این دین پیدا نموده‌است یا به عبارت دیگر سماع از به حرکت درآمدن گروه شیفتگان تحت تأثیر آوای دف و نی و تنبور و شعرهای آهنگین است.

نخستین بار در شاهنامه به سماع به معنی پرستش با وجد برمی‌خوریم که توسط خسرو کیانی انجام گرفت که پنج هفته به سماع پرداخت چنین پنج هفته خروشان به پای همی بود بر پیش گیهان خدای و این راه و شیوه که خواندن و ستایش خداوند در حالت خوشی و مستی در فرهنگ اسلامی نیست بلکه از فرهنگ نخستین آریاییان است و همچنین در فرهنگ یهود نیز یافت می‌شود که داوود خدا را با نوای چنگ ستایش می‌کرد مسلم است که سماع و رقص مذهبی برای خداوند، ریشه در تاریخ کهن دارد. در آیاتی از تورات، به سماع داوود اشاره شده‌است که «به حضور خداوند جست و خیز و رقص می‌کرد» همچنین در انجیل نیز به رقص و سماع مریم بر روی پلکان مذبح اشاره شده‌است.اما پس از اسلام و تا سال ۲۴۵ هجری اثری از سماع در مراسم مسلمانان به چشم نمی‌خورد. در این سال ذوالنون مصری اجازه تشکیل اولین مجلس قوالی و سماع را به شاگردان خود داد. اندکی بعد و در سال ۲۵۳ نخستین حلقه سماع را علی تنوخی در بغداد به پا کرد.

از دیگر طرفداران سماع، مولانا جلال الدین محمد بلخی بوده که توجه روزافزون او به سماع در جاودانه شدن این آئین در میان درویشان به ویژه مولویه بی تأثیر نبوده‌است. مولانا ابتدا همانند پدرش، بهاء ولد، مشغول درس گفتن و وعظ و مجاهده بود و هرگز سماع نکرده بود اما چون شمس تبریزی را دید عاشق وی شد و هر چه او می‌فرمود را غنیمت می‌داشت؛ پس چون شمس به وی اشارت کرد که به سماع درآ، مولانای ۳۸ ساله آنچنان تحت تأثیر شمس قرار گرفت که منبر و مدرسه را ترک کرد. استدلال شمس در تشویق مولوی به سماع این بود که آنچه مولانا می‌طلبد با سماع، زیاد می‌شود و سماع برای انسان‌های عادی که به هوای نفس مشغولند حرام است نه برای کسانی که عاشق و طالب حق هستند.و حتی از نظر او سماع مدد حیات محسوب می‌شد.

حال پس از گذشت چند قرن مشاهده میکنیم که این رسم هنوز در بین جوامع دیده می‌شود و جالب‌تر آنکه اگر در زمان مولانا و شمس تبریز سماع در میان عرفا و صوفیه رایج بوده در زمانه ما و عصر معاصر سماع به طبقه عوام نزول کرده و برای آموزش آن کلاس آموزشی می‌گذارند و درآمد دریافت می‌کنند.


#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
مرغِ باغِ ملکوتم، نیَم از عالمِ خاک
دو سه روزی قفسی ساخته اند از بدنم ...

#مولانا

@RAM_HSU
Kayānsīh | کیانسه
کیانسه نام دریاچه‌ی هامون در زبان پهلوی است که هیچ حیوان دیوصفتی مانند مار و قورباغه در آن زندگی نمی‌کند. بر طبق روایات زردشت سه بار با همسر خود، هوُوی، نزدیکی می‌کند و هووی هربار خود را در آب کیانسه می‌شوید و نطفه‌های زردشت از طریق او وارد این آب می شوند. ایزد نریوسنگ آن نطفه‌ها را در اختیار می‌گیرد و برای نگرداری به ایزدبانو آناهیتا می‌سپارد تا در زمان مناسب با نطفه‌ی مادران فرندان موعود زردشت بیامیزد. برای نگهداری این نطفه‌ها ۹۹۹۹۹ فروهر مقدس گماشته شده‌اند. جای نگهداری این نطفه‌ها همان آب کیانسه است که گویند همچون یک چراغ در بن دریاچه می‌درخشند.
منبع:
تاریخ اساطیری ایران - دکتر ژاله آموزگار

#انجمن_ادیان_و_عرفان_حکیم_سبزواری
#ایران #افسانه #myths #iran #folklore #قصه #فرهنگ_عامه_مردم #فرهنگ #پهلوی #کیانسه
https://www.instagram.com/p/CtAgQNNqM1P/?igshid=MTc4MmM1YmI2Ng==
🇮🇷 سرزمینِ مینوی خرد

▪️در ایران قدیم، زنان نیز می‌توانستند به مدارج بالای روحانیت برسند

دکتر زهره زرشناس در گفت‌وگو با مجله نقد اندیشه:

🔺در متن‌های سُغدی مانوی، واژه‌هایی برای «دینْ‌زنان» در مقابل «دین‌ْمردان» دیده می‌شود. این واژه‌ها نشان‌دهنده منزلت روحانی و اجتماعی بانوان بود. زنان نیز می‌توانستند، جزء روحانیان مانوی باشند و به مدارج بالای روحانیت برسند.

🔺وقتی ایرانی‌ها مسلمان شدند، توانستند میان دین اسلام، زبان و فرهنگ عربی تمایز قائل شوند. این نکته بسیار مهمی است، زیرا همه ملت‌ها از عهده این امر بر نیامدند؛ مانند مصر که تمدن بسیار کهنسالی داشت، اما نتوانست این‌گونه رفتار کند و زبان عربی را جایگزین زبان قبطی کرد و با پذیرش زبان بیگانه، فرهنگ و هویت مصری خود را از دست داد و اکنون مصر جزء جهان عرب به شمار می‌رود.

✍️الهام صادقی، مجله نقد اندیشه، شماره اول، صفحه ۱۷۰

لینک ‌خرید مجله
https://zarinp.al/497897

#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
👍2
#معرفی_فیلم

📌 در فیلم تنها پسر او (His Only Son 2023) پس از دعوت خداوند، ایمان حضرت ابراهیم در سفر سه روزه‌اش برای قربانی کردن پسرش، مورد آزمایش قرار می‌گیرد و…
 
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان