﷽
📜چون خداوند رسولش را به جهان دیگر برد، در امتش دوازده صدیق آمدند که آنان اهل بیت اش می باشند و زمین به آنان قائم است، و چون یکی از آنان از جهان رود، بعدی جایش را می گیرد، تا آن که شمارشان پایان پذیرد،و چون هنگام زوال دنیا فرا رسد، خداوند ولیِ خویش را برگزیده و بر می انگیزد و آنچه را که به تمام اولیا داده است بدو می بخشد، و وی را اختصاص به خاتم الولایه ای می دهد، لذا روز رستاخیز حجت خداوند بر دیگر اولیا خواهد بود.
📘ختم الاولیاء، ترجمه:مرحوم استاد خواجوی، ص9
👤حکیم ترمذی قدّس سرّه
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
📜چون خداوند رسولش را به جهان دیگر برد، در امتش دوازده صدیق آمدند که آنان اهل بیت اش می باشند و زمین به آنان قائم است، و چون یکی از آنان از جهان رود، بعدی جایش را می گیرد، تا آن که شمارشان پایان پذیرد،و چون هنگام زوال دنیا فرا رسد، خداوند ولیِ خویش را برگزیده و بر می انگیزد و آنچه را که به تمام اولیا داده است بدو می بخشد، و وی را اختصاص به خاتم الولایه ای می دهد، لذا روز رستاخیز حجت خداوند بر دیگر اولیا خواهد بود.
📘ختم الاولیاء، ترجمه:مرحوم استاد خواجوی، ص9
👤حکیم ترمذی قدّس سرّه
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
⭕️انجمن علمی ادیان و عرفان برگزار میکند.
❇️کارگاه آموزشی برنامهریزی آزمون کارشناسی ارشد
ارائه دهنده: علی شبانی
زمان : دوشنبه ۱۴۰۳/۳/۲۱ ساعت ۱۲ الی ۱۳
مکان : کلاس ۳۷۳ دانشکده الهیات
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
❇️کارگاه آموزشی برنامهریزی آزمون کارشناسی ارشد
ارائه دهنده: علی شبانی
زمان : دوشنبه ۱۴۰۳/۳/۲۱ ساعت ۱۲ الی ۱۳
مکان : کلاس ۳۷۳ دانشکده الهیات
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
❤5
#معرفی_کتاب
لوایح، با نام کامل «لوائح الحق و لوامع العشق»، اثر نورالدین عبدالرحمن جامی، رسالهای است موجز در تصوف و عرفان اسلامی که با تصحیح، مقدمه و توضیحات یان ریشار، منتشر شده است.
لوایح، رسالهای است کوتاه که به زبانی روان و آسان، نگارش یافته است، مگر در چند جا که مؤلف زمام قلم را رها میکند و ناگهان کلمات و اصطلاحات و عبارات عربی بهکار میبرد و به حاشیهرویهای نسبتا فنی میپردازد. بخشهای منثور کتاب غالبا آهنگین و قافیه دارند و این شیوهای است که به نام نثر مسجع در ادبیات فارسی مرسوم بوده است. در مورد تداخل و توالی نثر و نظم (رباعی) هم باید گفت که این کار امری رایج بوده و مثلا احمد غزالی در سوانح، همین شیوه را بهکار برده است.
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
لوایح، با نام کامل «لوائح الحق و لوامع العشق»، اثر نورالدین عبدالرحمن جامی، رسالهای است موجز در تصوف و عرفان اسلامی که با تصحیح، مقدمه و توضیحات یان ریشار، منتشر شده است.
لوایح، رسالهای است کوتاه که به زبانی روان و آسان، نگارش یافته است، مگر در چند جا که مؤلف زمام قلم را رها میکند و ناگهان کلمات و اصطلاحات و عبارات عربی بهکار میبرد و به حاشیهرویهای نسبتا فنی میپردازد. بخشهای منثور کتاب غالبا آهنگین و قافیه دارند و این شیوهای است که به نام نثر مسجع در ادبیات فارسی مرسوم بوده است. در مورد تداخل و توالی نثر و نظم (رباعی) هم باید گفت که این کار امری رایج بوده و مثلا احمد غزالی در سوانح، همین شیوه را بهکار برده است.
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
هو
سَقفِ میخانه شِکافید که از بویِ شراب
آسمان بلکه شود مَست و ز رفتار اُفتد
• صائب تبریزی
• میرزا غلامرضا اصفهانی
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
#ذکر_شب
🆔@RAM_HSU
سَقفِ میخانه شِکافید که از بویِ شراب
آسمان بلکه شود مَست و ز رفتار اُفتد
• صائب تبریزی
• میرزا غلامرضا اصفهانی
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
#ذکر_شب
🆔@RAM_HSU
🔥6
انجمن علمی ادیان و عرفان دانشگاه حکیم سبزواری
Photo
نبرد تروا، تصرف شهر
با مرگ هکتور و آشیل، قهرمانان طرفین، جنگ وارد مرحله ای جدید شد.
یونانیان که در فاصله اندکی پس از مرگ آشیل، دیگر پهلوان خود آیاس بزرگ را نیز به دلیل رقابتی که بر سر بدست آوردن زره او رخ داده بود از دست دادند، بیمناک از سرنوشت جنگ رو به پیشگویی آوردند و از دانش هلنوس، شاهزاده و پیشگوی ناراضی تروا در این راه بهره جستند.
هلنوس که از فرط ناامیدی شهر را ترک کرده بود، به لطف آپولو از موهبت پیشگویی برخوردار بود و از همین روی تصرف تروا را مبتنی بر چند شرط دانست:
یکی آنکه نئوپتولموس، پسر آشیل به یونانی ها بپیوندد.
دوم اینکه استخوان های پلوپس به آسیا برگردد.
سومین شرط ربودن پالادیوم، تندیس مقدس تروا بود. (تندیس مقدس ساخته شده بدست آتنا که هدیه زئوس برای تروا بود)
و همچنین فیلوکتتس که پس از مرگ هرکول تیر رو کمانش را صاحب شده بود باید با همان سلاح به یونانی ها میپیوست، زیرا اودیسه زمان لشکرکشی او را زخمی و تنها در جزیره لمنوس رها کرده بود.
با تدابیر اودیسه طولی نکشید که تمامی این شرایط مهیا گشتند؛ او خود به همراه گروهی از یونانیان از جمله دیومدس در پی فیلوکتتس بازگشت و همو بود که پس از ورود به جنگ پاریس را به قتل رساند. اودیسه و دیومدس همچنین مخفیانه پالادیوم را از شهر خارج نمودند و با پیوستن فرزند آشیل همه چیز برای به پایان رساندن کار فراهم شد.
این بار نیز اودیسه، فرمانروای زیرک ایثاکا در متن ماجرا قرار داشت و تدبیر جنگی او بود که یونانیان را به سوی پیروزی سوق داد:
به پیشنهاد او اسب چوبین عظیمی ساخته شد و بهترین جنگجویان درون آن مخفی شدند. آنگاه یونانیان خیمه هایشان را برچیدند، سوار بر کشتی هایشان از سواحل تروا دور شدند و تنها یک نفر را جا گذاشتند: سینون پسر عموی ادیسه.
او با ادعاهای دروغین وانمود کرد توسط یونانی ها شکنجه شده و اطلاعات غلطی درباره اسب چوبین به آنها داد، به گفته سینون این اسب کفاره ای برای توهین به مقدسات از طرف یونانی ها ساخته شده، چراکه پیشگویی شده بود با ربودن پالادیوم تروا سقوط خواهد کرد ازین رو ادیسه این تندیس مقدس را از معبد تروایی ها ربود.
سینون به افشاگری های دروغینش دامن زد و مدعی شد که یونانی ها اسب را آنقدر بزرگ ساختند که تروایی ها نتوانند آن را به داخل شهرشان ببرند زیرا در صورت پرستیدن اسب از یونانی ها برتری خواهند یافت.
او با مهارت و زیرکی تروایی ها قانع کرد دیوار شهر را خراب کنند تا اسب چوبین را به داخل ببرند.
اینچنین اهالی تروا سرمست و شادمان از پیروزی خود بر یونانیان اسب را به شهر خود وارد کردند و پس از جشن و پایکوبی به خواب فرو رفتند.
در این هنگام بود که سربازان شبانه یک به یک از درون اسب بیرون آمده و تروایی ها را قتل عام نمودند. آنها دروازه را به روی لشکر یونانی گشودند و طولی نکشید که تروای شکوهمند به همراه مردمانش به خاک و خون کشیده شد. تنها عده ی اندکی جان سالم به در بردند که بسیاری از آنان زنان و کودکان اسیر بودند اما در میان نجات یافتگان نامی دیگر نیز میدرخشید: او آینئاس فرزند آفرودیت بود.
پایان
تصویر: ساختن اسب تروا اثر جیووانی دومنیکو تیوپولو
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
با مرگ هکتور و آشیل، قهرمانان طرفین، جنگ وارد مرحله ای جدید شد.
یونانیان که در فاصله اندکی پس از مرگ آشیل، دیگر پهلوان خود آیاس بزرگ را نیز به دلیل رقابتی که بر سر بدست آوردن زره او رخ داده بود از دست دادند، بیمناک از سرنوشت جنگ رو به پیشگویی آوردند و از دانش هلنوس، شاهزاده و پیشگوی ناراضی تروا در این راه بهره جستند.
هلنوس که از فرط ناامیدی شهر را ترک کرده بود، به لطف آپولو از موهبت پیشگویی برخوردار بود و از همین روی تصرف تروا را مبتنی بر چند شرط دانست:
یکی آنکه نئوپتولموس، پسر آشیل به یونانی ها بپیوندد.
دوم اینکه استخوان های پلوپس به آسیا برگردد.
سومین شرط ربودن پالادیوم، تندیس مقدس تروا بود. (تندیس مقدس ساخته شده بدست آتنا که هدیه زئوس برای تروا بود)
و همچنین فیلوکتتس که پس از مرگ هرکول تیر رو کمانش را صاحب شده بود باید با همان سلاح به یونانی ها میپیوست، زیرا اودیسه زمان لشکرکشی او را زخمی و تنها در جزیره لمنوس رها کرده بود.
با تدابیر اودیسه طولی نکشید که تمامی این شرایط مهیا گشتند؛ او خود به همراه گروهی از یونانیان از جمله دیومدس در پی فیلوکتتس بازگشت و همو بود که پس از ورود به جنگ پاریس را به قتل رساند. اودیسه و دیومدس همچنین مخفیانه پالادیوم را از شهر خارج نمودند و با پیوستن فرزند آشیل همه چیز برای به پایان رساندن کار فراهم شد.
این بار نیز اودیسه، فرمانروای زیرک ایثاکا در متن ماجرا قرار داشت و تدبیر جنگی او بود که یونانیان را به سوی پیروزی سوق داد:
به پیشنهاد او اسب چوبین عظیمی ساخته شد و بهترین جنگجویان درون آن مخفی شدند. آنگاه یونانیان خیمه هایشان را برچیدند، سوار بر کشتی هایشان از سواحل تروا دور شدند و تنها یک نفر را جا گذاشتند: سینون پسر عموی ادیسه.
او با ادعاهای دروغین وانمود کرد توسط یونانی ها شکنجه شده و اطلاعات غلطی درباره اسب چوبین به آنها داد، به گفته سینون این اسب کفاره ای برای توهین به مقدسات از طرف یونانی ها ساخته شده، چراکه پیشگویی شده بود با ربودن پالادیوم تروا سقوط خواهد کرد ازین رو ادیسه این تندیس مقدس را از معبد تروایی ها ربود.
سینون به افشاگری های دروغینش دامن زد و مدعی شد که یونانی ها اسب را آنقدر بزرگ ساختند که تروایی ها نتوانند آن را به داخل شهرشان ببرند زیرا در صورت پرستیدن اسب از یونانی ها برتری خواهند یافت.
او با مهارت و زیرکی تروایی ها قانع کرد دیوار شهر را خراب کنند تا اسب چوبین را به داخل ببرند.
اینچنین اهالی تروا سرمست و شادمان از پیروزی خود بر یونانیان اسب را به شهر خود وارد کردند و پس از جشن و پایکوبی به خواب فرو رفتند.
در این هنگام بود که سربازان شبانه یک به یک از درون اسب بیرون آمده و تروایی ها را قتل عام نمودند. آنها دروازه را به روی لشکر یونانی گشودند و طولی نکشید که تروای شکوهمند به همراه مردمانش به خاک و خون کشیده شد. تنها عده ی اندکی جان سالم به در بردند که بسیاری از آنان زنان و کودکان اسیر بودند اما در میان نجات یافتگان نامی دیگر نیز میدرخشید: او آینئاس فرزند آفرودیت بود.
پایان
تصویر: ساختن اسب تروا اثر جیووانی دومنیکو تیوپولو
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
انجمن علمی ادیان و عرفان دانشگاه حکیم سبزواری
Video
💠 وحدت آفرینی امام
▫️ اما «الامام الخمینی و ما ادراك من الامام الخمینی»! این بزرگوار وصفی كه خود داشت را به جامعه كنونی منتقل كرد؛ آن وصف ممتاز امام این بود:
1️⃣ خود كریمانه زندگی می كرد (یك)
2️⃣ و كرامت خود را در قلمرو دین دانست (دو).
▫️ این دو عنصر محوری باعث شد كه هم علوم را با هم هماهنگ كرد هم نزاع عقل و نقل را به صلح مبدل كرد و این عقل و نقل هماهنگ را به جامعه عرضه كرد، بعداً شیعه و سنی را با هم متحد كرد، كلیمی و مسیحی و مسلمان را با هم متحد كرد و بالأخره #جامعه_انسانی را با هم متحد كرد.
اگر در قانون اساسی این سه محور آمده است، #محصول_كرامت_امام بود.
▫️ در قانون اساسی، یك وحدت ملی داریم یك وحدت الهی داریم و یك وحدت انسانی که هر سه از سیره امام نشأت گرفته است.
ـ #وحدت_ملی، همه مسلمان ها را به هم مرتبط می كند؛
ـ #وحدت_الهی، پیروان ادیان الهی را به هم مرتبط می كند
ـ و #وحدت_انسانی می گوید هر كس انسان است، برادر انسان است منتها در حوزه خاص خود.
▫️ اگر ﴿إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ﴾ است، این ندای #وحدت_ملی است؛ اگر ﴿یا أَهْلَ الْكِتابِ تَعالَوْا إِلی كَلِمَةٍ سَواءٍ بَینَنا وَ بَینَكُمْ﴾ است، این صلای #وحدت_ادیان الهی_است و اگر ﴿لا ینْهاكُمُ اللّهُ عَنِ الَّذینَ لَمْ یقاتِلُوكُمْ فِی الدِّینِ﴾ در سوره «ممتحنه» است كه متن این پیام در قانون اساسی آمده است، این ندای #وحدت_انسانی است.
این مثلث پربركت، شناسنامه امام بود و این را امام از #قرآن_كریم فرا گرفت.
#سالگرد_رحلت_امام_خمینی_ره
#آیت_الله_العظمی_جوادی_آملی
#جام_معرفت
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
▫️ اما «الامام الخمینی و ما ادراك من الامام الخمینی»! این بزرگوار وصفی كه خود داشت را به جامعه كنونی منتقل كرد؛ آن وصف ممتاز امام این بود:
1️⃣ خود كریمانه زندگی می كرد (یك)
2️⃣ و كرامت خود را در قلمرو دین دانست (دو).
▫️ این دو عنصر محوری باعث شد كه هم علوم را با هم هماهنگ كرد هم نزاع عقل و نقل را به صلح مبدل كرد و این عقل و نقل هماهنگ را به جامعه عرضه كرد، بعداً شیعه و سنی را با هم متحد كرد، كلیمی و مسیحی و مسلمان را با هم متحد كرد و بالأخره #جامعه_انسانی را با هم متحد كرد.
اگر در قانون اساسی این سه محور آمده است، #محصول_كرامت_امام بود.
▫️ در قانون اساسی، یك وحدت ملی داریم یك وحدت الهی داریم و یك وحدت انسانی که هر سه از سیره امام نشأت گرفته است.
ـ #وحدت_ملی، همه مسلمان ها را به هم مرتبط می كند؛
ـ #وحدت_الهی، پیروان ادیان الهی را به هم مرتبط می كند
ـ و #وحدت_انسانی می گوید هر كس انسان است، برادر انسان است منتها در حوزه خاص خود.
▫️ اگر ﴿إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ﴾ است، این ندای #وحدت_ملی است؛ اگر ﴿یا أَهْلَ الْكِتابِ تَعالَوْا إِلی كَلِمَةٍ سَواءٍ بَینَنا وَ بَینَكُمْ﴾ است، این صلای #وحدت_ادیان الهی_است و اگر ﴿لا ینْهاكُمُ اللّهُ عَنِ الَّذینَ لَمْ یقاتِلُوكُمْ فِی الدِّینِ﴾ در سوره «ممتحنه» است كه متن این پیام در قانون اساسی آمده است، این ندای #وحدت_انسانی است.
این مثلث پربركت، شناسنامه امام بود و این را امام از #قرآن_كریم فرا گرفت.
#سالگرد_رحلت_امام_خمینی_ره
#آیت_الله_العظمی_جوادی_آملی
#جام_معرفت
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
❤4
هو
پیر هرات -رضی الله عنه- اصحاب خود را وصیت کرده است که از هر پیری سخنی یاد گیرید و اگر نتوانید نام ایشان را به یاد دارید تا بهره یابید.
آنی تو که از نام تو میبارد عشق
وز نامه و پیغام تو میبارد عشق
عاشق گردد هر که به کویت گذرد
آری ز در و بام تو میبارد عشق
بهارستان
شیخ عبدالرحمن جامی
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
#ذکر_شب
🆔@RAM_HSU
پیر هرات -رضی الله عنه- اصحاب خود را وصیت کرده است که از هر پیری سخنی یاد گیرید و اگر نتوانید نام ایشان را به یاد دارید تا بهره یابید.
آنی تو که از نام تو میبارد عشق
وز نامه و پیغام تو میبارد عشق
عاشق گردد هر که به کویت گذرد
آری ز در و بام تو میبارد عشق
بهارستان
شیخ عبدالرحمن جامی
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
#ذکر_شب
🆔@RAM_HSU
❤4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ویدیویی از برخی شخصیتهای ترسیم شده توسط "رافائل" نقاش مشهور دورهی رنسانس در دیوارنگارهی "مکتب آتن" که از برترین شاهکارهای دوران اوج رنسانس میباشد.
#نقاشی
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
#نقاشی
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
❤5
هو
معشوقه نه سَر، نه سَروَری میخواهد
حیرانی و زیر و زِبری میخواهد
من، زاهدِ فوطهپوش، چون تانَم بود؟
چون یار، مرا قلندری میخواهد
• شیخ فریدالدین عطار
• مختارنامه - رباعیات
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
معشوقه نه سَر، نه سَروَری میخواهد
حیرانی و زیر و زِبری میخواهد
من، زاهدِ فوطهپوش، چون تانَم بود؟
چون یار، مرا قلندری میخواهد
• شیخ فریدالدین عطار
• مختارنامه - رباعیات
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#ادیان_گردی
🔺️ آتشکده آذرگُشَسپ
🔸️ آتشکدهای در آذربایجان غربی ایران بود که پیش از فتح اعراب، مهمترین مرکز دینیمذهبی شاهنشاهی ساسانیان محسوب میشد. مکانی که متعلق به جنگجویان، سپاهیان و شاهان بود.
🔹️ آتشکده آذرگشَسپ که بهاشتباه به بنای تخت سلیمان مشهور شد، نام یک منطقه تاریخی بزرگ، نزدیکِ شهرستان تکاب هست درواقع برای جلوگیری از تخریب این اثر در جریان حمله اعراب به ایران، با ساخت داستانهایی از سلیمان پیامبر، این منطقه رو مقدس جلوه دادن تا از خرابیش جلوگیری کنند.
#آتشکده_آذرگشسپ #آتشکده #تکاب #تخت_سلیمان #آذربایجان_غربی #آتشکده_آذر_گشسپ
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
🔺️ آتشکده آذرگُشَسپ
🔸️ آتشکدهای در آذربایجان غربی ایران بود که پیش از فتح اعراب، مهمترین مرکز دینیمذهبی شاهنشاهی ساسانیان محسوب میشد. مکانی که متعلق به جنگجویان، سپاهیان و شاهان بود.
🔹️ آتشکده آذرگشَسپ که بهاشتباه به بنای تخت سلیمان مشهور شد، نام یک منطقه تاریخی بزرگ، نزدیکِ شهرستان تکاب هست درواقع برای جلوگیری از تخریب این اثر در جریان حمله اعراب به ایران، با ساخت داستانهایی از سلیمان پیامبر، این منطقه رو مقدس جلوه دادن تا از خرابیش جلوگیری کنند.
#آتشکده_آذرگشسپ #آتشکده #تکاب #تخت_سلیمان #آذربایجان_غربی #آتشکده_آذر_گشسپ
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
❤5
انجمن علمی ادیان و عرفان دانشگاه حکیم سبزواری
Photo
داستان سیاوش
سیاوش و سودابه: پارت نخست
میگویند کاووس در شبستان خویش معشوقه ای ماه چهر داشت که برایش پسری نیک بزاد.
او که سیاوش نام گرفت، به سرپرستی رستم در زابلستان پرورش یافت و نزد او در همه ی هنرها از سواری و کمانداری و شکار و رزم، تا کار فرمانروایی و میگساری و بزم سرآمد گشت.
سالیان بدینگونه سپری شد تا آنکه سیاوش سرانجام غرق در شکوه به دیدار پدر شتافت، در میان پیشوازی بی مانند به دربار کاووس آمد و همه ی چشمان را به خود خیره ساخت.
در این میان حتی خود شاه نیز از شایستگی های فرزندش به وجد آمده، رستم را سپاس گفت و با برپای ساختن روزها جشن و پایکوبی، سیاوش را گرامی شمرد.
از آن پس سیاوش در دربار پدر بماند و روز به روز در زیبایی چهره و برومندی اندام و توانمندی های گوناگون رو به فرهیختگی نهاد چنانکه به شگفتی روزگار خویش بدل شده، تمامی زنان دربار را شیفته ی خود ساخت.
در آن بین اما زنی والامقام نیز به عشق او گرفتار شد و با هر نگاهی، بیشتر و بیشتر شیدای وی گشت و گرچه خود به خوبی میدانست که این عشق، عشقی ممنوعه است، سرانجام کوشش خود را برای دستیابی به آن آغاز نمود.
افسوس که این زن سودابه نام داشت؛ همو که دخت شاه هاماوران و شهبانوی ایران بود که دل به فرزند شوی خویش داده بود.
او که در آتش بدست آوردن سیاوش میسوخت، سرانجام روزی او را به شبستان شاه فراخواند و پس از خودداری سیاوش، به خود شاه رو کرد.
او با بیان اینکه زنان حرمسرا همچون خود او و دختران شاه خواهان دیدار با سیاوش اند، خواهش کرد کاووس او را به شبستان بفرستد و سیاوش، گرچه پس از روبرو شدن با فرمان شاه نسبت به آن بدگمان گشته و دلش پر از اندیشه شده بود، ناگزیر پذیرفت و در زمان مقرر شده به دیدار آنان رفت.
او در میان آوای موسیقی و زمزمه ی ستایش خوانندگان، همچون خورشیدی تابان نمایان گشت و چشمان زنان و دختران شاه و کنیزکانشان را یکسره به خود خیره ساخت چنانکه هیچکس نمیتوانست چشم از وی بازدارد.
سودابه اما که خویش را بیش از همه آراسته و بر تخت باشکوهش تکیه زده بود، از آنجا به زیر آمد و او را دربر گرفت و چنان بر سر و رویش بوسه زد که سیاوش پریشان شد و دانست آن بوسه ها نه از مهربانی مادرانه، بلکه از هوس است.
پس با گذر اندک زمانی، به هر بهانه که بود پوزش خواست و آنجا را ترک نمود حال آنکه خود نیز میدانست این آغاز ماجراست.
ادامه دارد...
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
#سوگنامه_سیاوش
🆔@RAM_HSU
سیاوش و سودابه: پارت نخست
میگویند کاووس در شبستان خویش معشوقه ای ماه چهر داشت که برایش پسری نیک بزاد.
او که سیاوش نام گرفت، به سرپرستی رستم در زابلستان پرورش یافت و نزد او در همه ی هنرها از سواری و کمانداری و شکار و رزم، تا کار فرمانروایی و میگساری و بزم سرآمد گشت.
سالیان بدینگونه سپری شد تا آنکه سیاوش سرانجام غرق در شکوه به دیدار پدر شتافت، در میان پیشوازی بی مانند به دربار کاووس آمد و همه ی چشمان را به خود خیره ساخت.
در این میان حتی خود شاه نیز از شایستگی های فرزندش به وجد آمده، رستم را سپاس گفت و با برپای ساختن روزها جشن و پایکوبی، سیاوش را گرامی شمرد.
از آن پس سیاوش در دربار پدر بماند و روز به روز در زیبایی چهره و برومندی اندام و توانمندی های گوناگون رو به فرهیختگی نهاد چنانکه به شگفتی روزگار خویش بدل شده، تمامی زنان دربار را شیفته ی خود ساخت.
در آن بین اما زنی والامقام نیز به عشق او گرفتار شد و با هر نگاهی، بیشتر و بیشتر شیدای وی گشت و گرچه خود به خوبی میدانست که این عشق، عشقی ممنوعه است، سرانجام کوشش خود را برای دستیابی به آن آغاز نمود.
افسوس که این زن سودابه نام داشت؛ همو که دخت شاه هاماوران و شهبانوی ایران بود که دل به فرزند شوی خویش داده بود.
او که در آتش بدست آوردن سیاوش میسوخت، سرانجام روزی او را به شبستان شاه فراخواند و پس از خودداری سیاوش، به خود شاه رو کرد.
او با بیان اینکه زنان حرمسرا همچون خود او و دختران شاه خواهان دیدار با سیاوش اند، خواهش کرد کاووس او را به شبستان بفرستد و سیاوش، گرچه پس از روبرو شدن با فرمان شاه نسبت به آن بدگمان گشته و دلش پر از اندیشه شده بود، ناگزیر پذیرفت و در زمان مقرر شده به دیدار آنان رفت.
او در میان آوای موسیقی و زمزمه ی ستایش خوانندگان، همچون خورشیدی تابان نمایان گشت و چشمان زنان و دختران شاه و کنیزکانشان را یکسره به خود خیره ساخت چنانکه هیچکس نمیتوانست چشم از وی بازدارد.
سودابه اما که خویش را بیش از همه آراسته و بر تخت باشکوهش تکیه زده بود، از آنجا به زیر آمد و او را دربر گرفت و چنان بر سر و رویش بوسه زد که سیاوش پریشان شد و دانست آن بوسه ها نه از مهربانی مادرانه، بلکه از هوس است.
پس با گذر اندک زمانی، به هر بهانه که بود پوزش خواست و آنجا را ترک نمود حال آنکه خود نیز میدانست این آغاز ماجراست.
ادامه دارد...
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
#سوگنامه_سیاوش
🆔@RAM_HSU
🔥3
هو
أدينُ بدين الحبّ أنّى توجّهت
ركائبهُ فالحبُّ ديني و إيمانی
من به دین عشق مشرف گشتهام، مرکب عشق هر جا رو کند مرا نیز با خود خواهد برد، عشق دین و ایمان من است.
• شیخ الأکبر محییالدین إبن عربی
• ترجمان الأشواق - قصیده ١١
° تربت مبارک شیخ اکبر، دمشق، صالحیه، دامنهیِ کوهِ مقدس قاسیون
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
أدينُ بدين الحبّ أنّى توجّهت
ركائبهُ فالحبُّ ديني و إيمانی
من به دین عشق مشرف گشتهام، مرکب عشق هر جا رو کند مرا نیز با خود خواهد برد، عشق دین و ایمان من است.
• شیخ الأکبر محییالدین إبن عربی
• ترجمان الأشواق - قصیده ١١
° تربت مبارک شیخ اکبر، دمشق، صالحیه، دامنهیِ کوهِ مقدس قاسیون
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
🆔@RAM_HSU
❤5
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هو
یــــار عـــەلی مـەولام عـــــەلی
شــــێرەکەی جــــەبـــار عــەلی
ئـــــامـــۆزای مـــوخــــتار علی
صـــــاحێب زولــــفقــــار عەلی
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
#قلندریه
🆔@RAM_HSU
یــــار عـــەلی مـەولام عـــــەلی
شــــێرەکەی جــــەبـــار عــەلی
ئـــــامـــۆزای مـــوخــــتار علی
صـــــاحێب زولــــفقــــار عەلی
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
#قلندریه
🆔@RAM_HSU
❤3
هو
یا علی مدد
دی شیخ با چراغ همیگشت گرد شهر
کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
#ذکر_شب
🆔@RAM_HSU
یا علی مدد
دی شیخ با چراغ همیگشت گرد شهر
کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست
#انجمن_علمی_ادیان_و_عرفان
#ذکر_شب
🆔@RAM_HSU
❤5