AfshinSoltani
.:: حجم آب قابل برنامه ریزی پایدار برای کشاورزی در کشور چقدر است؟ حدود ۳۹ میلیارد متر مکعب در سال است که ۴۵ درصد برداشت فعلی است، یعنی ۵۵ درصد برداشت فعلی اضافه برداشت می باشد.
◀️ امنیت غذایی کشور در افق 2050: (23) حجم آب قابل برنامه ریزی پایدار برای کشاورزی در کشور چقدر است؟
🔸 حجم آب قابل برنامه ریزی برای کشاورزی تعیین شده توسط وزارت نیرو، دست بالا برآورد شده است و نیاز است هر چه زودتر مورد ارزیابی مجدد قرار گیرد.
🔸 در برآورد این وزارت، کل آب قابل بهره بردای کشور 89 میلیارد متر مکعب در سال و آب قابل بهره برداری برای کشاورزی 62 میلیارد متر مکعب در سال برآورد شده است. آب قابل بهره برداری کسری از کل آب تجدید پذیر می باشد. به نظر می رسد در برآورد آب قابل بهره برداری، حجم آب تجدید پذیر کشور 138 میلیارد متر مکعب در سال در نظر گرفته شده، 65 درصد آن، قابل بهره برداری منظور شده و 70 درصد آن به کشاورزی اختصاص یافته است.
🔸 برآورد 138 میلیارد متر مکعب در سال آب تجدید پذیر برای کشور یکی از برآوردهای دست بالا محسوب می شود. سایر برآورد ها بر اساس اطلاعات سال های اخیر و نیز لحاظ خشکسالی ها و تغییر اقلیم در سال های گذشته، 106 و 128 میلیارد متر مکعب می باشند. همچنین، قابل بهره برداری دانستن 65 درصد آب تجدید پذیر نیز بسیار دست بالا است. در منابع متعدد و معتبر، درصد آب قابل بهره برداری 40 درصد پیشنهاد شده است. دلیل این است که باید بخشی از آب تجدیدپذیر برای کارکرد طبیعی اکوسیستمها و حفظ جریانهای محیطی کنار گذاشته شود و نیز بخشی از آب تجدیدپذیر به دلیل عدم تطبیق نیاز به آب و فرآهمی آب در بعد زمانی و مکانی، قابل استحصال نیست. برای مثال، بخش قابل توجهی از بارندگی زمستانه در شمال کشور ممکن است قابل استفاده نباشد. در کشور ما 75 درصد بارندگی ها در 25 درصد مساحت کشور حادث می شود و نیز 75 درصد بارندگی ها خارج از فصل رشد گیاهان هستند.
🔸 حال چنانچه آب تجدیدپذیر را 138 میلیارد متر مکعب در سال در نظر بگیریم و 40 درصد آن را قابل بهره برداری فرض کنیم، حجم کل آب قابل 'بهره برداری 55 میلیارد مترمکعب در سال خواهد بود و با فرض اختصاص 70 درصد آن به کشاورزی، حجم آب قابل برنامه ریزی برای کشاورزی در کشور 39 میلیارد متر مکعب در سال به دست می آید که 38 درصد کمتر از حجم آب قابل برنامه ریزی ابلاغی وزارت نیرو می باشد. همچنین در این حالت حدود 17 میلیارد متر مکعب آب برای مصارف غیر کشاورزی باقی می ماند که برای شرایط فعلی و آینده با لحاظ افزایش جمعیت و توسعه صنعتی و سایر نیازها تا 2050 کافی به نظر می رسد.
🔸 در صورتی که آب تجدید پذیر را 128 میلیارد متر مکعب در سال در نظر بگیریم و 43 درصد آن را قابل بهره برداری بدانیم و 70 درصد به کشاورزی اختصاص داده شود، حجم آب قابل برنامه ریزی برای کشاورزی مجددا 39 میلیارد متر مکعب در سال به دست می آید.
🔸 در آن سوی طیف، اگر آب تجدید پذیر را 106 میلیارد متر مکعب در سال لحاظ کنیم و چنان چه 52 درصد آب تجدیدپذیر را قابل بهره برداری دانسته و 70 درصد آن را به کشاورزی اختصاص دهیم، حجم آب قابل برنامه ریزی برای کشاورزی مجددا 39 میلیارد متر مکعب در سال برآورد می شود.
🔸 در مجموع می توان گفت حجم آب قابل برنامه ریزی پایدار برای کشاورزی حدود 40 میلیارد متر مکعب در سال است که معادل 62 درصد برآورد وزارت نیرو برای آب قابل برنامه ریزی، و 45 درصد آب برداشت شده فعلی برای کشاورزی است. به عبارت بهتر، 55 درصد برداشت فعلی آب برای کشاورزی، اضافه برداشت می باشد که پایداری محیطی و پایداری کشاورزی را به شدت تهدید می کند و باید برای آن چاره جویی شود. محاسبات در سطح استانی نشان می دهد که بسته به استان 39 تا 71 درصد برداشت فعلی آب، اضافه برداشت می باشد.
لینک به کانال/ مشاهده سایر پیام ها:
@PPSLab_GUASNR
🔸 حجم آب قابل برنامه ریزی برای کشاورزی تعیین شده توسط وزارت نیرو، دست بالا برآورد شده است و نیاز است هر چه زودتر مورد ارزیابی مجدد قرار گیرد.
🔸 در برآورد این وزارت، کل آب قابل بهره بردای کشور 89 میلیارد متر مکعب در سال و آب قابل بهره برداری برای کشاورزی 62 میلیارد متر مکعب در سال برآورد شده است. آب قابل بهره برداری کسری از کل آب تجدید پذیر می باشد. به نظر می رسد در برآورد آب قابل بهره برداری، حجم آب تجدید پذیر کشور 138 میلیارد متر مکعب در سال در نظر گرفته شده، 65 درصد آن، قابل بهره برداری منظور شده و 70 درصد آن به کشاورزی اختصاص یافته است.
🔸 برآورد 138 میلیارد متر مکعب در سال آب تجدید پذیر برای کشور یکی از برآوردهای دست بالا محسوب می شود. سایر برآورد ها بر اساس اطلاعات سال های اخیر و نیز لحاظ خشکسالی ها و تغییر اقلیم در سال های گذشته، 106 و 128 میلیارد متر مکعب می باشند. همچنین، قابل بهره برداری دانستن 65 درصد آب تجدید پذیر نیز بسیار دست بالا است. در منابع متعدد و معتبر، درصد آب قابل بهره برداری 40 درصد پیشنهاد شده است. دلیل این است که باید بخشی از آب تجدیدپذیر برای کارکرد طبیعی اکوسیستمها و حفظ جریانهای محیطی کنار گذاشته شود و نیز بخشی از آب تجدیدپذیر به دلیل عدم تطبیق نیاز به آب و فرآهمی آب در بعد زمانی و مکانی، قابل استحصال نیست. برای مثال، بخش قابل توجهی از بارندگی زمستانه در شمال کشور ممکن است قابل استفاده نباشد. در کشور ما 75 درصد بارندگی ها در 25 درصد مساحت کشور حادث می شود و نیز 75 درصد بارندگی ها خارج از فصل رشد گیاهان هستند.
🔸 حال چنانچه آب تجدیدپذیر را 138 میلیارد متر مکعب در سال در نظر بگیریم و 40 درصد آن را قابل بهره برداری فرض کنیم، حجم کل آب قابل 'بهره برداری 55 میلیارد مترمکعب در سال خواهد بود و با فرض اختصاص 70 درصد آن به کشاورزی، حجم آب قابل برنامه ریزی برای کشاورزی در کشور 39 میلیارد متر مکعب در سال به دست می آید که 38 درصد کمتر از حجم آب قابل برنامه ریزی ابلاغی وزارت نیرو می باشد. همچنین در این حالت حدود 17 میلیارد متر مکعب آب برای مصارف غیر کشاورزی باقی می ماند که برای شرایط فعلی و آینده با لحاظ افزایش جمعیت و توسعه صنعتی و سایر نیازها تا 2050 کافی به نظر می رسد.
🔸 در صورتی که آب تجدید پذیر را 128 میلیارد متر مکعب در سال در نظر بگیریم و 43 درصد آن را قابل بهره برداری بدانیم و 70 درصد به کشاورزی اختصاص داده شود، حجم آب قابل برنامه ریزی برای کشاورزی مجددا 39 میلیارد متر مکعب در سال به دست می آید.
🔸 در آن سوی طیف، اگر آب تجدید پذیر را 106 میلیارد متر مکعب در سال لحاظ کنیم و چنان چه 52 درصد آب تجدیدپذیر را قابل بهره برداری دانسته و 70 درصد آن را به کشاورزی اختصاص دهیم، حجم آب قابل برنامه ریزی برای کشاورزی مجددا 39 میلیارد متر مکعب در سال برآورد می شود.
🔸 در مجموع می توان گفت حجم آب قابل برنامه ریزی پایدار برای کشاورزی حدود 40 میلیارد متر مکعب در سال است که معادل 62 درصد برآورد وزارت نیرو برای آب قابل برنامه ریزی، و 45 درصد آب برداشت شده فعلی برای کشاورزی است. به عبارت بهتر، 55 درصد برداشت فعلی آب برای کشاورزی، اضافه برداشت می باشد که پایداری محیطی و پایداری کشاورزی را به شدت تهدید می کند و باید برای آن چاره جویی شود. محاسبات در سطح استانی نشان می دهد که بسته به استان 39 تا 71 درصد برداشت فعلی آب، اضافه برداشت می باشد.
لینک به کانال/ مشاهده سایر پیام ها:
@PPSLab_GUASNR
◀️ امنیت غذایی کشور در افق 2050: (24) نقش اضافه برداشت آب برای کشاورزی در ناپایداری های محیطی
🔸 نشانه های کم آبی و بحران آب تقریبا در همه جای کشور به چشم می خورد: پایین افتادن سطح ایستابی، فرونشست زمین، طوفان های گرد وغبار (ریزگردها)، کم آبی و خشک شدن رودخانه ها (مثل رودخانه کارون، زاینده رود، کشف رود، سفیدرود)، تالاب ها (مثل تالاب انزلی، تالاب هورالعظیم) و دریاچه ها (مثل دریاچه ارومیه، دریاچه هامون، دریاچه بختگان، دریاچه پریشان، دریاچه کافتر، دریاچه طشک) و ... .
🔸 اگر سئوال شود دلیل یا دلایل این پدیده ها چه هستند، خواهیم شنید: خشکسالی، تغییر اقلیم، مصرف زیاد آب در صنعت و کشاورزی و ... اما، نقش اضافه برداشت آب برای کشاورزی از همه مهمتر است. چرا؟ چون حدود 10 درصد از کل آب مصرفی در کشور در بخش صنعت مورد بهره برداری قرار می گیرد که بخش کوچکی است، خشکسالی ها و تغییر اقلیم در سال های گذشته بین 10 تا 20 درصد موجب کاهش بارندگی یا آب تجدید پذیر شده اند، اما، اضافه برداشت آب برای کشاورزی در بیش از دو برابر حد پایدار آن است. بنابراین، عامل اصلی این پدیده های زیانبار اضافه برداشت برای کشاورزی است که تغییر اقلیم و خشکسالی ها آن را تشدید کرده اند. در این شرایط باید برداشت آب برای کشاورزی برای جبران اثرات خشکسالی و تغییر اقلیم تعدیل می شد، نه این که اضافه برداشت تداوم یافته و بیشتر گردد.
🔸 نشانه ای مبنی بر این که به طور موثر به سمت تعدیل اضافه برداشت آب در کشاورزی در حرکت باشیم، وجود ندارد. در این صورت پایداری محیطی و پایداری خود کشاورزی روز به روز در معرض خطر بیشتر قرار می گیرد، اگرچه ترسالی ها قدری تخفیف ایجاد کنند.
🔸 شرط اصلی برای تعدیل اضافه برداشت آب در کشاورزی این است که نقش آن در ایجاد اثرات زیانبار محیطی توسط همگان شناخته و پذیرفته شود و از طرف دیگر انتظارات از کشاورزی برای ایجاد اشتغال و تولید در کشور محدود و معقول گردد.
لینک به کانال/ مشاهده سایر پیام ها:
@PPSLab_GUASNR
🔸 نشانه های کم آبی و بحران آب تقریبا در همه جای کشور به چشم می خورد: پایین افتادن سطح ایستابی، فرونشست زمین، طوفان های گرد وغبار (ریزگردها)، کم آبی و خشک شدن رودخانه ها (مثل رودخانه کارون، زاینده رود، کشف رود، سفیدرود)، تالاب ها (مثل تالاب انزلی، تالاب هورالعظیم) و دریاچه ها (مثل دریاچه ارومیه، دریاچه هامون، دریاچه بختگان، دریاچه پریشان، دریاچه کافتر، دریاچه طشک) و ... .
🔸 اگر سئوال شود دلیل یا دلایل این پدیده ها چه هستند، خواهیم شنید: خشکسالی، تغییر اقلیم، مصرف زیاد آب در صنعت و کشاورزی و ... اما، نقش اضافه برداشت آب برای کشاورزی از همه مهمتر است. چرا؟ چون حدود 10 درصد از کل آب مصرفی در کشور در بخش صنعت مورد بهره برداری قرار می گیرد که بخش کوچکی است، خشکسالی ها و تغییر اقلیم در سال های گذشته بین 10 تا 20 درصد موجب کاهش بارندگی یا آب تجدید پذیر شده اند، اما، اضافه برداشت آب برای کشاورزی در بیش از دو برابر حد پایدار آن است. بنابراین، عامل اصلی این پدیده های زیانبار اضافه برداشت برای کشاورزی است که تغییر اقلیم و خشکسالی ها آن را تشدید کرده اند. در این شرایط باید برداشت آب برای کشاورزی برای جبران اثرات خشکسالی و تغییر اقلیم تعدیل می شد، نه این که اضافه برداشت تداوم یافته و بیشتر گردد.
🔸 نشانه ای مبنی بر این که به طور موثر به سمت تعدیل اضافه برداشت آب در کشاورزی در حرکت باشیم، وجود ندارد. در این صورت پایداری محیطی و پایداری خود کشاورزی روز به روز در معرض خطر بیشتر قرار می گیرد، اگرچه ترسالی ها قدری تخفیف ایجاد کنند.
🔸 شرط اصلی برای تعدیل اضافه برداشت آب در کشاورزی این است که نقش آن در ایجاد اثرات زیانبار محیطی توسط همگان شناخته و پذیرفته شود و از طرف دیگر انتظارات از کشاورزی برای ایجاد اشتغال و تولید در کشور محدود و معقول گردد.
لینک به کانال/ مشاهده سایر پیام ها:
@PPSLab_GUASNR
AfshinSoltani
25__conseq.png
◀️ امنیت غذایی کشور در افق 2050: (25) پیامدهای تعدیل برداشت آب برای کشاورزی به حد قابل برنامه ریزی یا پایدار
🔸 هیئت وزیران در اسفند 1396 مصوبه ای برای تشکیل کارگروه ملی سازگاری با کم آبی داشته است که در آن وزارت نیرو، سازمان صدا و سیما، وزارت جهاد کشاورزی، سازمان برنامه و بودجه، سازمان حفاظت محیط زیست کشور و وزارت صنعت، معدن و تجارت به عنوان دستگاه های مجری موظف به اقدامات لازم برای کاهش مصرف آب در حد قابل برنامه ریزی شده اند.
🔸 نتایج تعدیل برداشت آب برای کشاورزی به مقدار قابل برنامه ریزی که برای "شرایط اقلیمی، مدیریتی و الگوی کشت فعلی" با سیستم SEA محاسبه شده است به این قرار می باشد:
- 29 درصد کاهش در تولید گیاهی در کشت آبی
- 45 درصد افزایش کمبود تولیدات گیاهی در داخل کشور که باید با واردات جبران شود
- 26 درصد کاهش خودکفایی در تولیدات گیاهی (از 85 به 63 درصد)
- 2/46 میلیون هکتار از اراضی فعلی آبی قابل آبیاری نخواهد بود (29 درصد اراضی آبی فعلی)
- 1/07 میلیون شغل در بخش کشاورزی از دست خواهد رفت
🔸 نتایج در صورت تعدیل برداشت به حد پایدار به این قرار خواهد بود:
- 56 درصد کاهش در تولید گیاهی در کشت آبی
- 120 درصد افزایش کمبود تولیدات گیاهی در داخل کشور که باید با واردات جبران شود
- 50 درصد کاهش خودکفایی در تولیدات گیاهی (از 85 به 42 درصد)
- 4/7 میلیون هکتار از اراضی فعلی آبی قابل آبیاری نخواهد بود (56 درصد اراضی آبی فعلی)
- 2/04 میلیون شغل در بخش کشاورزی از دست خواهد رفت
🔸 احتمالا هیئت وزیران با این تصور که تعدیل از محل صرفه جویی ها ممکن خواهد شد و پیامدهای آن چنانی نخواهد داشت، این مصوبه را گذارنده است.
🔸 البته تحمل این پیامدها برای کشور در شرایط عادی اقتصادی راحت است ولی در شرایط تحریمی فعلی، سنگین بوده و بعید است برنامه سازگاری به کم آبی و کاهش برداشت آب برای کشاورزی در عمل به نتیجه برسد.
لینک به کانال/ مشاهده سایر پیام ها:
@PPSLab_GUASNR
🔸 هیئت وزیران در اسفند 1396 مصوبه ای برای تشکیل کارگروه ملی سازگاری با کم آبی داشته است که در آن وزارت نیرو، سازمان صدا و سیما، وزارت جهاد کشاورزی، سازمان برنامه و بودجه، سازمان حفاظت محیط زیست کشور و وزارت صنعت، معدن و تجارت به عنوان دستگاه های مجری موظف به اقدامات لازم برای کاهش مصرف آب در حد قابل برنامه ریزی شده اند.
🔸 نتایج تعدیل برداشت آب برای کشاورزی به مقدار قابل برنامه ریزی که برای "شرایط اقلیمی، مدیریتی و الگوی کشت فعلی" با سیستم SEA محاسبه شده است به این قرار می باشد:
- 29 درصد کاهش در تولید گیاهی در کشت آبی
- 45 درصد افزایش کمبود تولیدات گیاهی در داخل کشور که باید با واردات جبران شود
- 26 درصد کاهش خودکفایی در تولیدات گیاهی (از 85 به 63 درصد)
- 2/46 میلیون هکتار از اراضی فعلی آبی قابل آبیاری نخواهد بود (29 درصد اراضی آبی فعلی)
- 1/07 میلیون شغل در بخش کشاورزی از دست خواهد رفت
🔸 نتایج در صورت تعدیل برداشت به حد پایدار به این قرار خواهد بود:
- 56 درصد کاهش در تولید گیاهی در کشت آبی
- 120 درصد افزایش کمبود تولیدات گیاهی در داخل کشور که باید با واردات جبران شود
- 50 درصد کاهش خودکفایی در تولیدات گیاهی (از 85 به 42 درصد)
- 4/7 میلیون هکتار از اراضی فعلی آبی قابل آبیاری نخواهد بود (56 درصد اراضی آبی فعلی)
- 2/04 میلیون شغل در بخش کشاورزی از دست خواهد رفت
🔸 احتمالا هیئت وزیران با این تصور که تعدیل از محل صرفه جویی ها ممکن خواهد شد و پیامدهای آن چنانی نخواهد داشت، این مصوبه را گذارنده است.
🔸 البته تحمل این پیامدها برای کشور در شرایط عادی اقتصادی راحت است ولی در شرایط تحریمی فعلی، سنگین بوده و بعید است برنامه سازگاری به کم آبی و کاهش برداشت آب برای کشاورزی در عمل به نتیجه برسد.
لینک به کانال/ مشاهده سایر پیام ها:
@PPSLab_GUASNR
AfshinSoltani
◀️ امنیت غذایی کشور در افق 2050: (25) پیامدهای تعدیل برداشت آب برای کشاورزی به حد قابل برنامه ریزی یا پایدار 🔸 هیئت وزیران در اسفند 1396 مصوبه ای برای تشکیل کارگروه ملی سازگاری با کم آبی داشته است که در آن وزارت نیرو، سازمان صدا و سیما، وزارت جهاد کشاورزی،…
◀️ امنیت غذایی کشور در افق 2050: (26) ظرفیت افزایش تولیدات گیاهی با آب محدود
🔸 با اختصاص 62 میلیارد متر مکعب در سال منابع آب به کشاورزی، در شرایط اقلیمی، مدیریتی و الگوی کشت فعلی کشور، تولیدات آبی حدود 70 میلیون تن در سال و کل تولیدات گیاهی در جمع شرایط دیم و آبی حدود 80 میلیون تن در سال پیش بینی می شود. چنان چه میزان اختصاص 39 میلیارد متر مکعب در سال (حد پایدار برداشت آب برای کشاورزی) را مدنظر قرار دهیم، این برآورد ها به 44 و 54 میلیون تن در سال به ترتیب برای کشت آبی و جمع آبی و دیم کاهش می یابند.
🔸 در شرایط اقلیمی، مدیریتی و الگوی کشت فعلی، تولیدات گیاهی بالاتر از این حدود به معنی تداوم و یا تشدید تخریب اکوسیستمهای طبیعی، آثار طبیعی و تنوع زیستی کشور است که برای جبران برخی خسارات وارده در آینده هزینه بالاتری مورد نیاز خواهد بود (مثل ستادهای احیا دریاچه ارومیه و مبارزه با ریزگردها).
🔸 حال یک سئوال مهم این است که چگونه و چقدر می توان با همین مقادیر محدود آب، تولیدات گیاهی را افزایش داد؟
این امر از طریق بهبود مدیریت و تغییر الگوی کشت میسر است که بعدا به آن پرداخته می شود.
لینک به کانال/ مشاهده سایر پیام ها:
@PPSLab_GUASNR
🔸 با اختصاص 62 میلیارد متر مکعب در سال منابع آب به کشاورزی، در شرایط اقلیمی، مدیریتی و الگوی کشت فعلی کشور، تولیدات آبی حدود 70 میلیون تن در سال و کل تولیدات گیاهی در جمع شرایط دیم و آبی حدود 80 میلیون تن در سال پیش بینی می شود. چنان چه میزان اختصاص 39 میلیارد متر مکعب در سال (حد پایدار برداشت آب برای کشاورزی) را مدنظر قرار دهیم، این برآورد ها به 44 و 54 میلیون تن در سال به ترتیب برای کشت آبی و جمع آبی و دیم کاهش می یابند.
🔸 در شرایط اقلیمی، مدیریتی و الگوی کشت فعلی، تولیدات گیاهی بالاتر از این حدود به معنی تداوم و یا تشدید تخریب اکوسیستمهای طبیعی، آثار طبیعی و تنوع زیستی کشور است که برای جبران برخی خسارات وارده در آینده هزینه بالاتری مورد نیاز خواهد بود (مثل ستادهای احیا دریاچه ارومیه و مبارزه با ریزگردها).
🔸 حال یک سئوال مهم این است که چگونه و چقدر می توان با همین مقادیر محدود آب، تولیدات گیاهی را افزایش داد؟
این امر از طریق بهبود مدیریت و تغییر الگوی کشت میسر است که بعدا به آن پرداخته می شود.
لینک به کانال/ مشاهده سایر پیام ها:
@PPSLab_GUASNR
AfshinSoltani
.:: افزایش راندمان آبیاری در سال های اخیر باعث خشکی بیشتر اکوسیستم ها شده است::.
◀️ امنیت غذایی کشور در افق 2050: (27) افزایش راندمان آبیاری باعث خشکی بیشتر محیط زیست کشور شده است!
🔸 راندمان آبیاری کل عبارت است از نسبت یا درصد آب مصرفی در مزرعه (تبخیرتعرق) تقسیم بر آب اختصاص یافته از منبع (چاه، رودخانه و نظیر این ها).
🔸 از 86 میلیارد متر مکعب آب اختصاصی به کشاورزی در کشور، با راندمان 38 درصد فعلی، 33 میلیارد آن به مصرف می رسد و 53 میلیارد آن ظاهرا هدر می رود که حدود نیمی از آن یعنی 27 میلیارد آن به اکوسیستم ها یا محیط زیست بر می گردد اگرچه ممکن است کیفیت آن کاهش یافته باشد.
🔸 در صورتی که آب اختصاصی به کشاورزی در حد فعلی ( 86 میلیارد) بماند، افزایش راندمان از 38 به 60، مقدار آب مصرفی در مزرعه را از 33 به 52 میلیارد افزایش می دهد که می تواند باعث افزایش چشمگیر تولیدات گیاهی شود. اما، در این حالت مقدار آب برگشتی به محیط از 27 به 17 میلیارد کاهش پیدا می کند و به معنی بدتر شدن وضعیت برای گردش آب در طبیعت و اکوسیستم ها خواهد بود.
🔸 در سال های اخیر، راندمان آبیاری سالانه حدود یک درصد افزایش یافته است. این افزایش بدون کنترل و کاهش مقدار منابع آب اختصاصی به کشاورزی در واقع شرایط محیط زیست را خشک تر کرده است. کنترل و مدیریت فیزیکی منابع آب کشور باید بر برنامه های افزایش راندمان آبیاری تقدم داشته باشد. در صورتی که امکان مدیریت و کاهش منابع آب اختصاصی به کشاورزی وجود نداشته باشد، بهتر است برنامه های افزایش راندمان آبیاری کنار گذاشته شوند.
لینک به کانال/ مشاهده سایر پیام ها:
@PPSLab_GUASNR
🔸 راندمان آبیاری کل عبارت است از نسبت یا درصد آب مصرفی در مزرعه (تبخیرتعرق) تقسیم بر آب اختصاص یافته از منبع (چاه، رودخانه و نظیر این ها).
🔸 از 86 میلیارد متر مکعب آب اختصاصی به کشاورزی در کشور، با راندمان 38 درصد فعلی، 33 میلیارد آن به مصرف می رسد و 53 میلیارد آن ظاهرا هدر می رود که حدود نیمی از آن یعنی 27 میلیارد آن به اکوسیستم ها یا محیط زیست بر می گردد اگرچه ممکن است کیفیت آن کاهش یافته باشد.
🔸 در صورتی که آب اختصاصی به کشاورزی در حد فعلی ( 86 میلیارد) بماند، افزایش راندمان از 38 به 60، مقدار آب مصرفی در مزرعه را از 33 به 52 میلیارد افزایش می دهد که می تواند باعث افزایش چشمگیر تولیدات گیاهی شود. اما، در این حالت مقدار آب برگشتی به محیط از 27 به 17 میلیارد کاهش پیدا می کند و به معنی بدتر شدن وضعیت برای گردش آب در طبیعت و اکوسیستم ها خواهد بود.
🔸 در سال های اخیر، راندمان آبیاری سالانه حدود یک درصد افزایش یافته است. این افزایش بدون کنترل و کاهش مقدار منابع آب اختصاصی به کشاورزی در واقع شرایط محیط زیست را خشک تر کرده است. کنترل و مدیریت فیزیکی منابع آب کشور باید بر برنامه های افزایش راندمان آبیاری تقدم داشته باشد. در صورتی که امکان مدیریت و کاهش منابع آب اختصاصی به کشاورزی وجود نداشته باشد، بهتر است برنامه های افزایش راندمان آبیاری کنار گذاشته شوند.
لینک به کانال/ مشاهده سایر پیام ها:
@PPSLab_GUASNR
◀️ امنیت غذایی کشور در افق 2050: (28) تغییر اقلیم
🔸 یکی دیگر از چالش های مهم مرتبط با کشاورزی و امنیت غذایی، تغییر اقلیم جهانی است. تغییر اقلیم به عنوان یکی از اصلی ترین مشکلات زیست محیطی قرن بیست و یکم در نظر گرفته شده است. فعالیت های بشر از زمان صنعتی شدن منجر به افزایش انتشار گازهای گلخانه ای شده است که انتظار می رود الگوهای بارندگی و دمای منطقه ای را تغییر دهد.
🔸 میانگین دمای جهانی در قرن گذشته 0/74 درجه سانتیگراد افزایش یافته است و پیش بینی می شود که تا انتهای این قرن 1/1 تا 6 درجه سانتیگراد دیگر افزایش یابد.
🔸 در اثر تغییرات اقلیمی، تغییراتی در الگوی بارندگی رخ خواهد داد که بسته به مکان منجر به افزایش یا کاهش بارندگی خواهد شد.
لینک به کانال/ مشاهده سایر پیام ها:
@PPSLab_GUASNR
🔸 یکی دیگر از چالش های مهم مرتبط با کشاورزی و امنیت غذایی، تغییر اقلیم جهانی است. تغییر اقلیم به عنوان یکی از اصلی ترین مشکلات زیست محیطی قرن بیست و یکم در نظر گرفته شده است. فعالیت های بشر از زمان صنعتی شدن منجر به افزایش انتشار گازهای گلخانه ای شده است که انتظار می رود الگوهای بارندگی و دمای منطقه ای را تغییر دهد.
🔸 میانگین دمای جهانی در قرن گذشته 0/74 درجه سانتیگراد افزایش یافته است و پیش بینی می شود که تا انتهای این قرن 1/1 تا 6 درجه سانتیگراد دیگر افزایش یابد.
🔸 در اثر تغییرات اقلیمی، تغییراتی در الگوی بارندگی رخ خواهد داد که بسته به مکان منجر به افزایش یا کاهش بارندگی خواهد شد.
لینک به کانال/ مشاهده سایر پیام ها:
@PPSLab_GUASNR
◀️ امنیت غذایی کشور در افق 2050: (29) پیش بینی دمای کشور در 2050
به کارگیری دو مدل عمومی گردش (HadGEM و IPSL) و دو سناریوی انتشار (RCP4.5 و RCP8.5) انتخاب شده نشان می دهد میزان افزایش دمای در نقاط مختلف کشور، متفاوت خواهد بود ولی می توان گفت اکثر نقاط افزایش دمایی بین 2/5 تا 4 درجه سانتیگراد را تجربه خواهند کرد.
لینک به کانال/ مشاهده سایر پیام ها:
@PPSLab_GUASNR
به کارگیری دو مدل عمومی گردش (HadGEM و IPSL) و دو سناریوی انتشار (RCP4.5 و RCP8.5) انتخاب شده نشان می دهد میزان افزایش دمای در نقاط مختلف کشور، متفاوت خواهد بود ولی می توان گفت اکثر نقاط افزایش دمایی بین 2/5 تا 4 درجه سانتیگراد را تجربه خواهند کرد.
لینک به کانال/ مشاهده سایر پیام ها:
@PPSLab_GUASNR
◀️ امنیت غذایی کشور در افق 2050: (30) پیش بینی تغییرات بارندگی در کشور در 2050
جهت و میزان تغییرات بسته به مدل عمومی گردش (HadGEM و IPSL) و سناریوی انتشار (RCP4.5 و RCP8.5) متفاوت است که حاکی از عدم قطعیت بالاتر برای پیش بینی بارندگی می باشد. حدود نیمی از ایستگاه ها افزایش و نیمی دیگر کاهش بارندگی را تجربه خواهند کرد و در مجموع سناریوها حدود 8 درصد افزایش بارندگی پیش بینی می شود، ولی مکان قرارگیری این ایستگاه ها بسیار متفاوت می باشد که به معنی افزایش شدید در غیر یکنواختی بارندگی است.
لینک به کانال/ مشاهده سایر پیام ها:
@PPSLab_GUASNR
جهت و میزان تغییرات بسته به مدل عمومی گردش (HadGEM و IPSL) و سناریوی انتشار (RCP4.5 و RCP8.5) متفاوت است که حاکی از عدم قطعیت بالاتر برای پیش بینی بارندگی می باشد. حدود نیمی از ایستگاه ها افزایش و نیمی دیگر کاهش بارندگی را تجربه خواهند کرد و در مجموع سناریوها حدود 8 درصد افزایش بارندگی پیش بینی می شود، ولی مکان قرارگیری این ایستگاه ها بسیار متفاوت می باشد که به معنی افزایش شدید در غیر یکنواختی بارندگی است.
لینک به کانال/ مشاهده سایر پیام ها:
@PPSLab_GUASNR
AfshinSoltani
.:: تاثیر تغییر اقلیم بر عملکرد و نیاز آبیاری::.
◀️ امنیت غذایی کشور در افق 2050: (31) تغییر اقلیم و عملکرد و نیاز آبیاری (در واحد سطح) در 2050
🔸 تاثیر تغییر اقلیم بر عملکرد در واحد سطح و نیاز آبیاری در واحد سطح گیاهان مختلف در سطح کشور در 2050 که با سیستم SEA بررسی شده است به قرار زیر است:
- در شرایط کشت آبی: عملکرد برنج، دانه های روغنی گرمسیری (مثل سویا)، چغندر قند، میوه های گرمسیری، سبزی-صیفی، ذرت دانه ای و سیلویی بین 8 تا 12 درصد کاهش می یابد، عملکرد گندم، جو و دانه های روغنی سردسیری (مثل کلزا) حدود 5 درصد کاهش می یابد و تغییرات عملکرد در سایر گیاهان معنی دار نیست.
- در شرایط دیم: عملکرد گندم و دانه های روغنی سردسیری 20 تا 30 درصد افزایش می یابد، افزایش عملکرد حبوبات سردسیری (مثل نخود) و جو کمتر از 10 درصد می باشد، عملکرد حبوبات گرمسیری، دانه های روغنی گرمسیری و ذرت سیلویی به صورت معنی داری کاهش می یابد و تغییرات عملکرد در سایر گیاهان معنی دار نیست.
- از نظر نیاز آبیاری، در گندم، جو و دانه های روغنی سردسیری کاهش 32 تا 36 درصدی پیش بینی می شود، در سیب زمینی، دانه های روغنی گرمسیری، چغندرقند، نیشکر، میوه های سردسیری و گرمسیری این کاهش 7 تا 20 درصد است، در برنج، حبوبات گرمسیری (مثل لوبیا) افزایش 5 تا 10 درصد پیش بینی می شود و در سایر گیاهان تغییرات معنی دار نیست.
🔸 پیش بینی های فوق بر اساس تاریخ کشت ها و ارقام فعلی هستند. در شرایط تغییر اقلیم می توان هر دوی این ها را تغییر داد که مربوط به مبحث سازگاری با تغییر اقلیم است.
لینک به کانال/ مشاهده سایر پیام ها:
@PPSLab_GUASNR
🔸 تاثیر تغییر اقلیم بر عملکرد در واحد سطح و نیاز آبیاری در واحد سطح گیاهان مختلف در سطح کشور در 2050 که با سیستم SEA بررسی شده است به قرار زیر است:
- در شرایط کشت آبی: عملکرد برنج، دانه های روغنی گرمسیری (مثل سویا)، چغندر قند، میوه های گرمسیری، سبزی-صیفی، ذرت دانه ای و سیلویی بین 8 تا 12 درصد کاهش می یابد، عملکرد گندم، جو و دانه های روغنی سردسیری (مثل کلزا) حدود 5 درصد کاهش می یابد و تغییرات عملکرد در سایر گیاهان معنی دار نیست.
- در شرایط دیم: عملکرد گندم و دانه های روغنی سردسیری 20 تا 30 درصد افزایش می یابد، افزایش عملکرد حبوبات سردسیری (مثل نخود) و جو کمتر از 10 درصد می باشد، عملکرد حبوبات گرمسیری، دانه های روغنی گرمسیری و ذرت سیلویی به صورت معنی داری کاهش می یابد و تغییرات عملکرد در سایر گیاهان معنی دار نیست.
- از نظر نیاز آبیاری، در گندم، جو و دانه های روغنی سردسیری کاهش 32 تا 36 درصدی پیش بینی می شود، در سیب زمینی، دانه های روغنی گرمسیری، چغندرقند، نیشکر، میوه های سردسیری و گرمسیری این کاهش 7 تا 20 درصد است، در برنج، حبوبات گرمسیری (مثل لوبیا) افزایش 5 تا 10 درصد پیش بینی می شود و در سایر گیاهان تغییرات معنی دار نیست.
🔸 پیش بینی های فوق بر اساس تاریخ کشت ها و ارقام فعلی هستند. در شرایط تغییر اقلیم می توان هر دوی این ها را تغییر داد که مربوط به مبحث سازگاری با تغییر اقلیم است.
لینک به کانال/ مشاهده سایر پیام ها:
@PPSLab_GUASNR
◀️ امنیت غذایی کشور در افق 2050: (32) تغییر اقلیم و منابع آب آبی برای کشاورزی
🔸 یکی دیگر از جنبه های مهم تغییر اقلیم، تاثیر آن بر منابع آب آبی برای کشاورزی است. به طور ساده می توان حجم آب تجدید پذیر را حاصل تفریق حجم بارندگی و تبخیرتعرق (یعنی رواناب از اراضی غیر کشاورزی) در نظر گرفت.
🔸 پیش بینی تغییرات بارندگی در پیام دیگری قبلا بیان شد که در سطح کشور معادل 8 درصد افزایش در 2050 بود (با عدم قطعیت و غیریکنواختی بالا). تغییرات شبیه سازی شده تبخیرتعرق برای مراتع کشور، گیاهان دایمی دیم یعنی یونجه، زیتون و مرکبات نشان داد تغییرات تبخیرتعرق کمتر از 10 درصد است و در بیشتر موارد کاهشی است. حال چنان چه تاثیر تغییر اقلیم را معادل تاثیر آن بر بارندگی فرض کنیم، حدود 8 درصد افزایش در منابع آب پیش بینی می شود. اما، تغییرات بین استانی به شدت غیر یکنواخت است. این موضوع نیازمند مطالعات جدی توسط متخصصان مربوطه است.
🔸 شاید کاهش تبخیرتعرق در اثر تغییر اقلیم که همراه با افزایش دما می باشد، دور از ذهن باشد. اما، باید توجه داشت که برداشت ذهنی افزایش تبخیرتعرق در اثر دما ناشی از تاثیری است که در تبخیرتعرق پتانسیل (مرجع) برای دوره های زمانی ثابت، مشاهده میشود. اما، تبخیرتعرق واقعی به طول دوره رشد گیاه بستگی دارد که در اثر افزایش دما کوتاه میگردد. همچنین تبخیرتعرق واقعی به میزان رطوبت خاک بستگی دارد و در شرایط خشکی خاک به شدت کاهش مییابد. از سوی دیگر، با افزایش دما در اثر تغییر اقلیم دوره رشد گیاهان و در نتیجه تبخیرتعرق در طی آن کاهش می یابد. افزایش CO2 ناشی از تغییر اقلیم نیز مقاومت روزنه ای را افزایش و تعرق واقعی را کاهش می دهد.
لینک به کانال/ مشاهده سایر پیام ها:
@PPSLab_GUASNR
🔸 یکی دیگر از جنبه های مهم تغییر اقلیم، تاثیر آن بر منابع آب آبی برای کشاورزی است. به طور ساده می توان حجم آب تجدید پذیر را حاصل تفریق حجم بارندگی و تبخیرتعرق (یعنی رواناب از اراضی غیر کشاورزی) در نظر گرفت.
🔸 پیش بینی تغییرات بارندگی در پیام دیگری قبلا بیان شد که در سطح کشور معادل 8 درصد افزایش در 2050 بود (با عدم قطعیت و غیریکنواختی بالا). تغییرات شبیه سازی شده تبخیرتعرق برای مراتع کشور، گیاهان دایمی دیم یعنی یونجه، زیتون و مرکبات نشان داد تغییرات تبخیرتعرق کمتر از 10 درصد است و در بیشتر موارد کاهشی است. حال چنان چه تاثیر تغییر اقلیم را معادل تاثیر آن بر بارندگی فرض کنیم، حدود 8 درصد افزایش در منابع آب پیش بینی می شود. اما، تغییرات بین استانی به شدت غیر یکنواخت است. این موضوع نیازمند مطالعات جدی توسط متخصصان مربوطه است.
🔸 شاید کاهش تبخیرتعرق در اثر تغییر اقلیم که همراه با افزایش دما می باشد، دور از ذهن باشد. اما، باید توجه داشت که برداشت ذهنی افزایش تبخیرتعرق در اثر دما ناشی از تاثیری است که در تبخیرتعرق پتانسیل (مرجع) برای دوره های زمانی ثابت، مشاهده میشود. اما، تبخیرتعرق واقعی به طول دوره رشد گیاه بستگی دارد که در اثر افزایش دما کوتاه میگردد. همچنین تبخیرتعرق واقعی به میزان رطوبت خاک بستگی دارد و در شرایط خشکی خاک به شدت کاهش مییابد. از سوی دیگر، با افزایش دما در اثر تغییر اقلیم دوره رشد گیاهان و در نتیجه تبخیرتعرق در طی آن کاهش می یابد. افزایش CO2 ناشی از تغییر اقلیم نیز مقاومت روزنه ای را افزایش و تعرق واقعی را کاهش می دهد.
لینک به کانال/ مشاهده سایر پیام ها:
@PPSLab_GUASNR
AfshinSoltani
Photo
◀️ امنیت غذایی کشور در افق 2050: (33) تغییر اقلیم و کل تولیدات گیاهی در سطح کشور
🔸 تاثیر تغییر اقلیم شبیه سازی شده در 2050 بر تولیدات گیاهی کشور با فرض مدیریت و الگوی کشت کنونی تحت دو سناریوی آب فعلی و پایدار با سیستم SEA بررسی شد که در آن اثر تغییر اقلیم از طریق تاثیر بر عملکرد و نیاز آبیاری در واحد سطح و تاثیر بر منابع آب لحاظ شده است.
🔸 با فرض این که سناریوی آب فعلی (برداشت 86 میلیارد متر مکعب در سال در حال حاضر) تا 2050 قابل تداوم باشد، نتیجه خالص تغییر اقلیم بر تولیدات گیاهی عبارت خواهد بود از 9 درصد کاهش تولیدات گیاهی در شرایط کشت آبی، 16 درصد افزایش تولیدات گیاهی در شرایط دیم و عدم تغییر تولید فرآورده های فرعی گیاهی (کاه، سبوس و کنجاله). البته تصوّر نمی شود سناریوی آب فعلی تا 2050 قابل تداوم باشد و فقط برای مقایسه آورده شده است.
🔸 در سناریو آبی پایدار (برداشت 39 میلیارد متر مکعب در سال در حال حاضر)، در 2050 نسبت به شرایط اقلیمی کنونی 1 درصد کاهش تولیدات گیاهی در شرایط آبی، 16 درصد افزایش تولیدات گیاهی در شرایط دیم و 10 درصد افزایش تولید فرآورده های فرعی گیاهی پیش بینی می شود. در این سناریوی آبی، کل تولیدات گیاهی در اثر تغییر اقلیم 3 درصد افزایش را نشان می دهد.
🔸 برای سناریو آبی فعلی، کل تولیدات گیاهی 7 درصد کاهش را نشان داد. دلیل تفاوت واکنش در سناریوهای آبی فعلی و پایدار این است که در اثر سناریوی پایدار سطح زیر کشت گیاهان در استان های مختلف کاهش مییابد و این کاهش برای استان ها و گیاهان مختلف یکنواخت نمی باشد.
🔸 تاثیر تعدیل اضافه برداشت آب برای کشاورزی، بسیار مهم تر و بزرگتر از تغییر اقلیم است.
لینک به کانال/ مشاهده سایر پیام ها:
@PPSLab_GUASNR
🔸 تاثیر تغییر اقلیم شبیه سازی شده در 2050 بر تولیدات گیاهی کشور با فرض مدیریت و الگوی کشت کنونی تحت دو سناریوی آب فعلی و پایدار با سیستم SEA بررسی شد که در آن اثر تغییر اقلیم از طریق تاثیر بر عملکرد و نیاز آبیاری در واحد سطح و تاثیر بر منابع آب لحاظ شده است.
🔸 با فرض این که سناریوی آب فعلی (برداشت 86 میلیارد متر مکعب در سال در حال حاضر) تا 2050 قابل تداوم باشد، نتیجه خالص تغییر اقلیم بر تولیدات گیاهی عبارت خواهد بود از 9 درصد کاهش تولیدات گیاهی در شرایط کشت آبی، 16 درصد افزایش تولیدات گیاهی در شرایط دیم و عدم تغییر تولید فرآورده های فرعی گیاهی (کاه، سبوس و کنجاله). البته تصوّر نمی شود سناریوی آب فعلی تا 2050 قابل تداوم باشد و فقط برای مقایسه آورده شده است.
🔸 در سناریو آبی پایدار (برداشت 39 میلیارد متر مکعب در سال در حال حاضر)، در 2050 نسبت به شرایط اقلیمی کنونی 1 درصد کاهش تولیدات گیاهی در شرایط آبی، 16 درصد افزایش تولیدات گیاهی در شرایط دیم و 10 درصد افزایش تولید فرآورده های فرعی گیاهی پیش بینی می شود. در این سناریوی آبی، کل تولیدات گیاهی در اثر تغییر اقلیم 3 درصد افزایش را نشان می دهد.
🔸 برای سناریو آبی فعلی، کل تولیدات گیاهی 7 درصد کاهش را نشان داد. دلیل تفاوت واکنش در سناریوهای آبی فعلی و پایدار این است که در اثر سناریوی پایدار سطح زیر کشت گیاهان در استان های مختلف کاهش مییابد و این کاهش برای استان ها و گیاهان مختلف یکنواخت نمی باشد.
🔸 تاثیر تعدیل اضافه برداشت آب برای کشاورزی، بسیار مهم تر و بزرگتر از تغییر اقلیم است.
لینک به کانال/ مشاهده سایر پیام ها:
@PPSLab_GUASNR
AfshinSoltani
.::تغییر اقلیم و تولید علوفه در مراتع کشور::.
◀️ امنیت غذایی کشور در افق 2050: (34) تغییر اقلیم و تولیدات مرتعی
🔸 در افق 2030، پیش بینی می شود کل تولید مرتعی کشور به مقدار جزئی یعنی 0/2 درصد کاهش یابد و از 10/86 به 10/83 میلیون تن برسد. اما، در افق 2050، کاهش قدری بیشتر ولی هنوز کوچک یعنی 4/8 درصد خواهد بود، طوری که تولید مرتعی کشور از 10/86 میلیون تن فعلی به 10/33 میلیون تن کاهش خواهد یافت. بررسی دقیق تر نشان می دهد که در 2030، مراتع خوب و متوسط کشور افزایش تولید (4 و 5 درصد) و مراتع ضعیف کاهش تولید (11 درصد) را تجربه خواهند کرد. در 2050، برای مراتع خوب و متوسط افزایش تولید (1 و 4 درصد) و مراتع ضعیف کاهش تولید (25 درصد) پیش بینی شد.
🔸 حداقل تولید مراتع کشور در افق 2030 حدود 5/3 درصد (از 8/05 به 7/62 میلیون تن) و در افق 2050 حدود 7/3 درصد (از 8/05 به 7/46 میلیون تن) نسبت به شرایط کنونی کاهش خواهد یافت. اما، تغییرات بسته به نوع مرتع متفاوت است: در افق 2030 حداقل تولید مراتع خوب کشور 2/7 درصد افزایش می یابد و حداقل تولید مراتع متوسط و ضعیف به ترتیب 3/6 درصد و 18/3 درصد کاهش خواهند داشت. در افق 2050، حداقل تولید مراتع خوب کشور 3/2 درصد افزایش و حداقل تولید مراتع متوسط و ضعیف به ترتیب 1/7 درصد 30/7 درصد کاهش تولید نشان می دهند. حداقل تولید، کمترین ظرفیت مرتع را مشخص می سازد و در برنامه ریزی دراز مدت استفاده از مرتع باید به آن توجه شود.
🔸 اگرچه در مقیاس کشوری تغییرات (کاهش) تولید مراتع اندک بود ولی در مقیاس استانی تغییرات بسیار بیشتر بودند (تا بیش از 70 درصد کاهش و نیز افزایش، بسته به استان و وضعیت مرتع) که به معنی به هم ریختگی توازن استانی فعلی و افزایش نوسانات تولید است. شاید کاهش تولیدات مرتعی در آینده با اجرای اقدامات احیا و بهبود مراتع قابل پیشگیری باشد. اما، نباید انتظار داشت که نسبت به افزایش تقاضا در آینده در اثر افزایش جمعیت یا تغییر رژیم غذایی به سمت مصرف محصولات دامی بیشتر، پاسخگو باشند و لازم است در آینده منابع جایگزین یافت شوند یا تقاضا برای علوفه مرتعی تعدیل شود.
لینک به کانال/ مشاهده سایر پیام ها:
@PPSLab_GUASNR
🔸 در افق 2030، پیش بینی می شود کل تولید مرتعی کشور به مقدار جزئی یعنی 0/2 درصد کاهش یابد و از 10/86 به 10/83 میلیون تن برسد. اما، در افق 2050، کاهش قدری بیشتر ولی هنوز کوچک یعنی 4/8 درصد خواهد بود، طوری که تولید مرتعی کشور از 10/86 میلیون تن فعلی به 10/33 میلیون تن کاهش خواهد یافت. بررسی دقیق تر نشان می دهد که در 2030، مراتع خوب و متوسط کشور افزایش تولید (4 و 5 درصد) و مراتع ضعیف کاهش تولید (11 درصد) را تجربه خواهند کرد. در 2050، برای مراتع خوب و متوسط افزایش تولید (1 و 4 درصد) و مراتع ضعیف کاهش تولید (25 درصد) پیش بینی شد.
🔸 حداقل تولید مراتع کشور در افق 2030 حدود 5/3 درصد (از 8/05 به 7/62 میلیون تن) و در افق 2050 حدود 7/3 درصد (از 8/05 به 7/46 میلیون تن) نسبت به شرایط کنونی کاهش خواهد یافت. اما، تغییرات بسته به نوع مرتع متفاوت است: در افق 2030 حداقل تولید مراتع خوب کشور 2/7 درصد افزایش می یابد و حداقل تولید مراتع متوسط و ضعیف به ترتیب 3/6 درصد و 18/3 درصد کاهش خواهند داشت. در افق 2050، حداقل تولید مراتع خوب کشور 3/2 درصد افزایش و حداقل تولید مراتع متوسط و ضعیف به ترتیب 1/7 درصد 30/7 درصد کاهش تولید نشان می دهند. حداقل تولید، کمترین ظرفیت مرتع را مشخص می سازد و در برنامه ریزی دراز مدت استفاده از مرتع باید به آن توجه شود.
🔸 اگرچه در مقیاس کشوری تغییرات (کاهش) تولید مراتع اندک بود ولی در مقیاس استانی تغییرات بسیار بیشتر بودند (تا بیش از 70 درصد کاهش و نیز افزایش، بسته به استان و وضعیت مرتع) که به معنی به هم ریختگی توازن استانی فعلی و افزایش نوسانات تولید است. شاید کاهش تولیدات مرتعی در آینده با اجرای اقدامات احیا و بهبود مراتع قابل پیشگیری باشد. اما، نباید انتظار داشت که نسبت به افزایش تقاضا در آینده در اثر افزایش جمعیت یا تغییر رژیم غذایی به سمت مصرف محصولات دامی بیشتر، پاسخگو باشند و لازم است در آینده منابع جایگزین یافت شوند یا تقاضا برای علوفه مرتعی تعدیل شود.
لینک به کانال/ مشاهده سایر پیام ها:
@PPSLab_GUASNR
AfshinSoltani
.:: تغییر اقلیم و منابع آب لازم برای پرورش ماهی::.
◀️ امنیت غذایی کشور در افق 2050: (35) تغییر اقلیم و پرورش ماهی
🔸 یکی از جنبه های مرتبط با تغییر اقلیم تاثیر آن بر نیاز به آب آبی برای پرورش ماهی می باشد.
🔸 در شرایط اقلیمی کنونی، کل مصرف یا اختصاص آب آبی برای پرورش ماهی در کشور حدود 3 میلیارد متر مکعب در سال برآورد شد که شامل مصرف مستقیم در مزارع پرورشی و غیر مستقیم برای تولید خوراک میباشد. در مقطع زمانی 2050، چنانچه قرار باشد برای رفع نیازهای جمعیت آن زمان پرورش ماهی صورت گیرد (با فرض این که عرضه یا صید ماهی از منابع آبی طبیعی در حد فعلی بماند) با توجه به تاثیر تغییر اقلیم بر تبخیر از مزارع پرورش ماهی به 3/79 میلیارد متر مکعب منابع آب آبی نیاز خواهد بود که معادل 27 درصد افزایش است. اما، در صورتی که قرار باشد علاوه بر مصرف داخلی، صادرات نیز در سطح فعلی نیز ادامه داشته باشد، مقدار منابع آب لازم برای پرورش ماهی در 2050 به 4/47 میلیارد متر مکعب در سال خواهد رسید که معادل 49 درصد افزایش است.
🔸 اگرچه افزایش 27 تا 49 درصدی نیاز به منابع آب آبی زیاد به نظر می رسد ولی به لحاظ مقدار، معادل 0/8 تا 1/5 میلیارد متر مکعب در سال است که در مقایسه با کل آب آبی مورد استفاده در کشاورزی، رقم کوچکی است و احتمالا با صرفه جویی در همین بخش یا سایر بخش ها قابل تامین خواهد بود.
🔸 میانگین کشوری مقدار آب مصرفی برای تولید هر تن گوشت ماهی (رد پای آب آبی) گرمابی 19102 مترمکعب و سردابی 2059 متر مکعب برآورد شد. برای مجموع این دو و با لحاظ تولید نسبی هر یک، مقدار آب مصرفی برای تولید هر تن گوشت ماهی 9844 مترمکعب به دست آمد. در شرایط اقلیم آینده در سال 2050، این ارقام به 19826 مترمکعب بر تن برای ماهی گرمابی، 2067 مترمکعب بر تن برای ماهی سردابی و 10179 مترمکعب بر تن برای هر دو (با فرض حفظ ترکیب تولید فعلی) پیش بینی گردید.
لینک به کانال/ مشاهده سایر پیام ها:
@PPSLab_GUASNR
🔸 یکی از جنبه های مرتبط با تغییر اقلیم تاثیر آن بر نیاز به آب آبی برای پرورش ماهی می باشد.
🔸 در شرایط اقلیمی کنونی، کل مصرف یا اختصاص آب آبی برای پرورش ماهی در کشور حدود 3 میلیارد متر مکعب در سال برآورد شد که شامل مصرف مستقیم در مزارع پرورشی و غیر مستقیم برای تولید خوراک میباشد. در مقطع زمانی 2050، چنانچه قرار باشد برای رفع نیازهای جمعیت آن زمان پرورش ماهی صورت گیرد (با فرض این که عرضه یا صید ماهی از منابع آبی طبیعی در حد فعلی بماند) با توجه به تاثیر تغییر اقلیم بر تبخیر از مزارع پرورش ماهی به 3/79 میلیارد متر مکعب منابع آب آبی نیاز خواهد بود که معادل 27 درصد افزایش است. اما، در صورتی که قرار باشد علاوه بر مصرف داخلی، صادرات نیز در سطح فعلی نیز ادامه داشته باشد، مقدار منابع آب لازم برای پرورش ماهی در 2050 به 4/47 میلیارد متر مکعب در سال خواهد رسید که معادل 49 درصد افزایش است.
🔸 اگرچه افزایش 27 تا 49 درصدی نیاز به منابع آب آبی زیاد به نظر می رسد ولی به لحاظ مقدار، معادل 0/8 تا 1/5 میلیارد متر مکعب در سال است که در مقایسه با کل آب آبی مورد استفاده در کشاورزی، رقم کوچکی است و احتمالا با صرفه جویی در همین بخش یا سایر بخش ها قابل تامین خواهد بود.
🔸 میانگین کشوری مقدار آب مصرفی برای تولید هر تن گوشت ماهی (رد پای آب آبی) گرمابی 19102 مترمکعب و سردابی 2059 متر مکعب برآورد شد. برای مجموع این دو و با لحاظ تولید نسبی هر یک، مقدار آب مصرفی برای تولید هر تن گوشت ماهی 9844 مترمکعب به دست آمد. در شرایط اقلیم آینده در سال 2050، این ارقام به 19826 مترمکعب بر تن برای ماهی گرمابی، 2067 مترمکعب بر تن برای ماهی سردابی و 10179 مترمکعب بر تن برای هر دو (با فرض حفظ ترکیب تولید فعلی) پیش بینی گردید.
لینک به کانال/ مشاهده سایر پیام ها:
@PPSLab_GUASNR
0__main_report_v8.pdf
5 MB
گزارش طرح:
تحلیل امنیت غذایی کشور تا ۲۰۵۰ با مدل سازی همبست زمین ـ آب ـ غذا ـ محیط زیست
تحلیل امنیت غذایی کشور تا ۲۰۵۰ با مدل سازی همبست زمین ـ آب ـ غذا ـ محیط زیست