Physics & Astronomy
2.67K subscribers
65 photos
17 videos
8 files
47 links
We are butterflies in the universe!🪐
We look at the plain of stars🌙
Because the life of butterflies is short...🦋

⬇️Admins⬇️
Created by: @FarmaniF
Exchanges: @Sahar_u
Download Telegram
عکس اول:
تصویر هفته ستاره شناسی ایران
تاریخ  : ۰۵ خرداد ۱۴۰۲

موضوع : ابرنواختر کهکشان مارپیچی M101
عکاس : خسرو جعفری زاده
لینک توضیحات تصویر:
https://b2n.ir/y87466

عکس دوم:
محل قرار گیری کهکشان فرفره یا M101 در صورت فلکی دب اکبر یا همان ملاقه ی بزرگ معروف!

کانال تخصصی فیزیک هسته ای

@Nuclear_ph_ysics
👍173
#اصل_مکملیت
بخش اول:

قبلا درمورد مومنتوم یا همان تکانه صحبت کردیم. تکانه یا مومنتوم را با فرمول p=mv بیان و محاسبه میکنیم که میشود جرم ضرب در سرعت.
در اینجا میشود فهمید که جرم و سرعت با هم ارتباط دارند و اگر بخواهیم یک ذره را بررسی کنیم تا ببینیم در چه وضعیتی است، تکانه نقش اساسی دارد.
اما یک سوال بوجود می آید.
آیا صرفا با داشتن تکانه میشود وضعیت ذره را مشخص کرد؟
پاسخ خیر است!
علاوه بر تکانه، باید از مکان ذره مورد بررسی هم مطلع بشویم تا وضعیت ذره مشخص بشود.
پس ما باید همزمان هم تکانه و هم مکان ذره را بدانیم.

این را میدانیم که اگر بخواهیم مکان یک ذره را بفهمیم، باید محدوده ای که داریم دنبال ذره میگردیم را خیلی محدود و کوچک کنیم و اصطلاحا، مقیاس باید کوچک باشد.
اما در این صورت، "دقت" اندازه گیری سرعت آن ذره که نقش مهمی در محاسبه تکانه دارد کمتر میشود!
حالا اگر برای اندازه گرفتن "دقیق" سرعت ذره، مقیاس را بزرگ کنیم آنوقت اندازه گیری سرعت بصورت دقیق تری انجام میشود اما "دقت" در اندازه گیری مکان ذره کاهش میابد.

این رابطه که بیان میکند همواره نمیتوان هم تکانه و هم مکان ذره را بصورت دقیق اندازه گرفت و فقط یکی از این دوتا را میشود دقیق اندازه گرفت، "رابطه عدم قطعیت هایزنبرگ" نام دارد که باعث میشود هیچوقت بصورت دقیق نتوانیم وضهیت ذره را بسنجیم.

قبلا در این باره، در همین کانال توضیح داده شده است که میتوانید از اینجا مطالعه کنید:
https://t.iss.one/Nuclear_ph_ysics/174

مثلا عدم قطعیت مکان تکانه را با این فرمول نشان میدهیم:

Δp Δx ≥ ℏ
[دلتا پی × دلتا ایکس ≥ اچ بار]
Δ = تغییرات کمیت مورد نظر
P = مومنتوم
X = مکان
Δp= انحراف معیار مومنتوم
Δx = انحراف معیار مکان
ℏ = ثابت پلانک کاهش یافته
ℏ=h/2π

اما این فقط تکانه و مکان ذره نیست که به حالت عدم قطعیت در می آید.
برای بررسی یک ذره، باید همزمان انرژی و زمان را با هم بصورت "دقیق" اندازه گیری کنیم.

این موضوع که باید هردو کمیت را مثل تکانه و مکان، یا مثلا انرژی و زمان همزمان و دقیق در دست داشته باشیم تا بتوانیم ذره را دقیق و کامل توصیف کنیم و توضیح بدهیم، اصل مکملیت بور است.
اما طبق رابطه عدم قطعیت هایزنبرگ، نمیتوانیم هر دو کمیت را همزمان و دقیق اندازه بگیریم.

اصل مکملیت را میتوان در جلوه های دیگری هم در نظر گرفت. مثلا درباره خاصیت موج گونه و یا ذره گونه ی ذرات نیز اصل مکملیت صادق است.
ذرات کوانتومی طبق توضیحات قبلی در کانال، هم میتوانند رفتار موجی داشته باشند که حاصل سوپرپوزیشن کوانتومی است که از اصول مکانیک کوانتوم است، و هم میتوانند بعنوان ذره رفتار کنند.

قبلا توضیح داده شد که چرا پی بردیم ماده و نور از ذرات ساخته شدند(مقاله دوم اینشتین و آزمایش فوتوالکتریک) و چرا پی بردیم ماده و نور بصورت موج ظاهر میشوند(آزمایش دوشکاف و طرح تداخل امواج)
گویی موج و ذره، دو بال یک پرنده هستند که اگر یکی از بال ها نباشد، پرنده نمیتواند پرواز کند.
این حقیقت که پرنده باید همزمان دو بال داشته باشد تا پرواز کند و نتیجه حاصل شود، مثال واضح و ساده ای از اصل مکملیت در مکانیک کوانتوم است.

ما میدانیم ماده و نور، هم خاصیت ذره ای دارند و هم موجی؛ اما آخرین شرط برای اصل مکملیت، یک نتیجه کاملا منطقی و بر اساس شواهد تجربی است.
این که ماده و نور دو رفتار موجی و ذره ای دارد، اما نمیشود همزمان هر دو باهم اتفاق بیافتد.
یعنی در آن واحد، ماده و نور یا باید ذره باشد و یا موج.
طبق اصول مکانیک کوانتوم، اگر نظارتی بر روی نور یا ماده نباشد و اندازه گیری انجام نشود، ذرات سازنده نور و ماده وارد حالتی میشوند که به آن سوپرپوزیشن یا به فارسی، اَبَر حالت میگوییم که سبب تشکیل موج میشود.
از طرفی، اگر موج را اندازه گیری کنیم، تابع موج فروپاشی میکند و فقط روی یک حالت مجاز تمرکز میکند و فقط آن حالت واقعیت 100 درصد پیدا میکند که همان ذره را به ما نشان میدهد.

اصل مکملیت میگوید همواره ما یا شاهد رفتار موجی هستیم و یا رفتار ذره ای!

اما آیا همیشه باید اصل مکملیت پابرجا باشد؟!

کانال تخصصی فیزیک هسته ای

@Nuclear_ph_ysics
👍21👏21
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
توضیح #اصل_عدم_قطعیت_هایزنبرگ
🎚️
چهاردهم ژانویه 2013


ترجمه و زیرنویس : نادیه افشاری
بیستم آذر 1400


🎚️

کانال تخصصی فیزیک هسته ای

@Nuclear_ph_ysics
👍211👏1
#اصل_مکملیت
بخش دوم:


ریچارد فاینمن که به راستی یکی از تاثیرگذارترین فیزیکدان های تاریخ در پیشبرد مکانیک کوانتوم است، درباره آزمایش معروف دو شکاف به دانشجویانش در کلاس میگوید:

"آزمایش دو شکاف قلب مکانیک کوانتومی را در خود دارد. در واقع، تنها راز را در بر دارد...هیچ کس نمی تواند توضیحی عمیق تر از آنچه که من از این پدیده داده ام به شما بدهد."

گویا توضیحاتش خیلی غیرقابل درک بنظر میرسیده! اما طبق گفته های خودش، توضیحی عمیق تر وجود ندارد، واقعا هم وجود ندارد!
علتش این است که ما با دو خاصیت بسیار عجیب و شگفت انگیز، یعنی موجی-ذره ای از مواد و نور مواجهیم. این دو که به دو بال یک پرنده تشبیه شدند، طبق اصل مکملیت بور باید باهم وجود داشته باشند، اما نمیتوانند همزمان باهم اتفاق بیافتند؛ ما یا ذره میبینیم یا موج.

در آزمایش دو شکاف، وقتی فوتون یا الکترون با دو شکاف روبرو میشوند، رفتار موجی نشان میدهند و اگر یک دتکتور یا آشکار ساز در محل دوشکاف قرار دهیم، دیگر شاهد رفتار موجی نیستیم! این همان اصل کوانتوم است که به اصل نظارت و اندازه گیری هم میشناسیم.

ما با یک چیز واحد و یکپارچه و رفتار آماری و میانگینی روبرو هستیم و نام آن را "نور و ماده" میگذاریم.
اما در ریاضیات، همه ما بر سر اعداد توافق کردیم. مثلا به سیب میگوییم: یک عدد سیب!
اما آیا واقعا با یک عدد سیب طرفیم؟ اصلا عدد 1 یعنی چه؟ آیا قبل از ظهور انسان، چیزی بنام 1 در طبیعت وجود داشت؟
همان سیب را میتوان به بخش های زیادی تقسیم کرد.

تا قبل از اینشتین و زمینه سازی های قبل از او توسط دیگر فیزیکدانان تاریخ، قرن ها کلیسا دیدگاهش بر جامعه حاکم بود.
کلیسا میگفت ماده را تا بینهایت مرتبه میتوان نصف کرد، یعنی مثلا یک ریسمان یک متری را میتوان نصف کرد که میشود 50 سانتی متر و نصف آن را نیز میتوان دوباره نصف کرد که میشود 25 سانتی متر و الی آخر...
اگر طول یک ریسمان که مثالی از ماده است را بشود تا بی نهایت نصف کرد، پس مسافت را هم باید بتوان نصف کرد.

فرض کنید میخواهیم از یک مبداء مشخص به یک مقصد مشخص برویم؛ مثلا از خانه مان بلند میشویم و حرکت میکنیم، سپس بعد از گذر مقداری زمان، به محل کار یا دفتر مان میرسیم و دوباره این مسیر را بعد از ظهر بازمیگردیم. اگر مسافت از نظر عددی(ریاضیاتی) در عمل و بصورت فیزیکی هم تا بینهایت نصف بشود، پس میتوان پرسید که چگونه به مقصد میرسیم؟ چون فرآیند نصف کردن مسافت از نظر عددی و طول، هیچ موقع تمام نمیشود و تا بینهایت بار میشود نصف کرد. حتی مکاتب فلسفی بسیار مطرحی وجود دارند که میگویند ماده، نور، زمان و طول را میشود تا بینهایت بار نصف کرد!

اما همواره این سوال مطرح است که پس چرا مبداء تا مقصد بعد از پیمودن راه بمدت زمان مشخص، تمام میشود و به مقصد میرسیم؟!
پس باید چیزی وجود داشته باشد که مسافت و طول، زمان، میزان انرژی و مقدار ماده را محدود نگه دارد.

در اینجا به یک عدد میرسیم که پلانک آن را محاسبه و با نماد h ارائه کرد. آن عدد که به ثابت پلانک مشهور است:
h= 6.62 × 10-³⁴ Js
که بصورت کاهیده میشود:
ℏ= h/2π = 1.05 × 10-³⁴ Js

اما آیا سوالمان پاسخ داده شد؟ نه!
همچنان موضوع سر جایش است؛ آیا عدد 1 واقعا یک دانه است؟
آیا وقتی میگوییم یک عدد سیب، فقط یک عدد سیب داریم؟ یا توافق کردیم که به آن جسم قرمز رنگ که از درخت میچینیم بگوییم یک عدد سیب؟

حقیقت این است که خود سیب به تکه های زیادی تقسیم میشود، از حدی کوچکتر هم تقسیم نمیشود و بنا بر ثابت پلانک، به مقیاس های کوچکی میرسیم و در حوزه ذرات بنیادی دیگر نمیشود چیزی را تقسیم کرد، اما همچنان اعداد سر جای خودشان هستند و خود ثابت پلانک هم حتی کاهیده میشود و با علامت اچ بار ℏنمایش داده میشود!

پس واقعا ذات عدد چیست؟
صرفا یک توافق منطقی بر سر رفتار موجی-ذره ای چیزی که اصلا نمیدانیم آن چیز هم چیست!
واقعا آن چیست؟
انرژی؟ میدان کوانتومی؟ آیا اینها جواب سوال هستند؟ حقیقتا خیر! موضوع این است: نمیدانیم!

اما میشود کمی عمیق تر شد تا فهمید واقعا چه خبر است؟
یک سیب را به قطعات ریزتری بنام اتم تقسیم میکنیم، در آن ابعاد و مقیاس، رفتارها بسیار عجیب هستند. اصل مکملیت و خاصیت ذره ای یا موجی بودن.
این دو باهم ارتباط مستقیم دارند، رفتاری از یک چیز واحد هستند که نمیدانیم دقیقا و ماهیتاً آن چیز چیست!
فقط فهمیدیم گاهی موج است، گاهی ذره، و میشود انتخاب کرد که کدام خاصیت را اجرا کند.
مثلا کاملا دست ما است و مختاریم یک آشکار ساز را در محل دو شکاف قرار بدهیم تا شاهد رفتار ذره ای باشیم، یا آشکار ساز را برداریم تا شاهد رفتار موجی باشیم.

اینکه ما مختاریم تا انتخاب کنیم خیلی مهم است.
فراموش نکنید، ماده و نور حاصل اصل مکملیت و دو رفتار از یک چیز هستند!
خیلی عجیب است، به راستی هیچ توضیح عمیق تری وجود ندارد!

کانال تخصصی فیزیک هسته ای

@Nuclear_ph_ysics
👍163👏3
#اصل_مکملیت
بخش سوم:


در پست قبلی سعی کردم دیدگاه کلی ام را در رابطه با برداشت هایم از کوانتوم بنویسم، اما ظاهرا برای یک عده از مخاطبین کمی گنگ و نامربوط بوده است. البته حق هم میدم، محدودیت تعداد کاراکتر های هر پست و حجم بالای مطالب مد نظرم، باهم به تداخل خوردند و به ناچار به هر مبحث فقط یک اشاره کردم.

اما این را خوب میدانیم که چیزی وجود دارد که از خودش هم رفتار موجی نشان میدهد و هم ذره ای، موقعی که اندازه گیری و نظارت کنید ذره است و اگر نظارتش نکنید، موج است.
مجموع این دو رفتار، ماده و نور را در جهان ما تداعی میکند که همان نور احتمالا باعث درک ابعاد جهان میشود.

اما این نظارت دقیقا یعنی چه؟
مثلا برهمکنش یک ذره با یک ذره دیگر، باعث فروپاشی تابع موج آن ذره میشود. لزوما قرار نیست یک انسان بالای سر ذره و آزمایش بایستد و به فرآیند نظارت کند!
اصلا اینکه برخی ادعا میکنند انسان باعث فروپاشی تابع موج میشود یک حرف غیر علمی و غیر حرفه ای است!
با این اوصاف، نقش ناظر آگاه در فروپاشی تابع موج کاملا آشکار است.
در حالت کلی جهان و تمام قوانین کوانتوم و البته در پی اینها، برهمکنش ها و فروپاشی ها در جریانند، اما چه میشود وقتی این جریانات توسط انسان سمت و سو بگیرند و انسان با اراده خودش وارد عمل بشود و در این فرآیندها دخالت کند؟

مثلا در آزمایش دوشکاف، این انسان است که فوتون یا الکترون را وادار میکند تا رفتار موجی یا ذره ای از خودش نشان دهد.
از طرفی، این کاملا غیر منطقی بنظر میرسد که بگوییم نور، هم رفتار موجی دارد و هم ذره ای(اصل مکملیت) و حاصل همین دو رفتار هم نور را میسازد! همچنین درباره ماده!
رفتار موجی-ذره ای است که نور و ماده را تداعی میکند، آنوقت خود نور و ماده هستند که رفتار ذره ای و موجی دارند! اینجا یک چیز کم است، انگار گربه سیاهی در اتاق تاریکی گم شده و نمیتوانیم آن را درست ببینیم!

موضوع از آنجایی عجیب تر میشود که بگوییم اطلاعات پایسته هستند و از بین نمیروند، اما ما با یک اصلی بنام اصل مکملیت سر و کار داریم که حکم میکند یا ذره وجود دارد و یا موج، که درست هم میگوید، اما در حالت موج ما با حالت های متعددی از یک چیز طرفیم که تا قبل از اندازه گیری اصلا اطلاع نداریم کدام حالت واقعی است، اما همه حالت ها همزمان اتفاق میافتند!

وقتی پای آشکارساز را برای اندازه گیری و نظارت به سیستم باز میکنیم، به یکباره موج فرومیپاشد و از بین تمام آن حالت ها فقط یکی از آنها باقی میماند و واقعیت را شکل میدهد!

مسئله اینجاست:
پس حالت های دیگر کجا رفتند؟
واقعا نابود شدند؟
اصلا بر چه معیار و منطقی این حالت به خصوص که از بین تمام آن حالت ها در سوپرپوزیشن وجود داشت، انتخاب و اعمال شد؟
چرا هربار نتایج متفاوت هستند و انگار هیچ معیاری وجود ندارد؟
اما واقعا چه خبر است؟
مگر میشود حالت های مجاز یک سیستم کوانتومی نابود بشوند و بعد بصورت تصادفی و غیرقابل پیشبینی فقط یک حالت باقی بماند و واقعیت پیدا کند؟!

ما اولین کسانی نیستیم که به این مسئله فکر میکنیم. جان ویلر به تمام اینها و فراتر از اینها فکر کرده و شاید هم پاسخ نسبتا خوبی دارد.

در پست بعدی یک بازنگری به آزمایش انتخاب تاخیردار ویلر خواهیم داشت.

کانال تخصصی فیزیک هسته ای

@Nuclear_ph_ysics
👍151👏1
#کنفرانس
موضوع: آیا مدل استاندارد کیهان‌شناسی دچار بحران است؟

📆تاریخ ارائه : پنجشنبه، ۲۶ بهمن ماه
(به وقت آلمان: ساعت 19:30 , 15 Feb)

ساعت ارائه : ۲۲ به وقت ایران

ارائه توسط: دکتر سپهر اربابی
- کارشناسی ارشد از دانشگاه RWTH آخن
- دکترای اخترفیزیک، گرایش کیهانشناسی از دانشگاه پتسدام
- سالهای فعالیت در مدیریت طرح رصدخانه ملی ایران: 1395 - 1382
- عضو اسبق هیئت علمی دانشگاه های ایران
- پژوهشگر فیزیک‌پزشکی و پرتو درمانی بیمارستان دانشگاهی کلن

#محل_برگزاری
#سوپر_گروه_تخصصی فیزیک و نجوم:

https://t.iss.one/joinchat/71iL3giJ9cY3ZTdk

کانال علمی:
@Nuclear_ph_ysics
👍1513👏8
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یکی از مردانی که یک شب بعد از آن که فهمیده بود باید در ستاره ها واکنش های هسته ای در حال وقوع باشد که آنها را به درخشش وا می دارد، با معشوقه اش بیرون رفته بود.

دختر گفت: «ستاره ها را نگاه! چه زیبا می درخشند!»
مرد گفت: «بله، و در این لحظه من تنها کس در کل دنیا هستم که می داند آنها چرا می درخشند.»
دختر فقط به او خندید.
برایش مهم نبود با مردی آمده است بیرون که در آن لحظه می دانست چرا ستاره ها می درخشند.
#ریچارد_فاینمن
(از بنیانگذاران کوانتوم)

در " گروه تخصصی فیزیک و نجوم " کمی عمیق تر از آن دختر به گفته های بزرگان علم و دانش خواهیم اندیشید.



لینک گروه فیزیک و نجوم:


https://t.iss.one/joinchat/71iL3giJ9cY3ZTdk

کانال علمی:
@Nuclear_ph_ysics
👍1811👏5
Channel photo updated
⚠️دوستان دقت فرمائید که تا چند روز آینده، نام کانال مانند عکس پروفایل تغییر خواهد کرد.
از همراهی و صبر و شکیبایی شما کمال تشکر را داریم.

نام کانال از Nuclear physics به Physics & Astronomy تغییر خواهد کرد.
👍154👎1
Forwarded from رصدخونه (ᎬᏒᎥᏦᎪ)
❤️چنل جدید SciLink❤️

لینک بده تا بتونی با بقیه درس/کتاب بخونی😇
این ترفند همیشه نه ولی به بعضی‌ها کمک می‌کنه تا بهتر بتونن تمرکز کنن. این گروه با تاپیک‌های مختلف برای کساییه که می‌خوان موقع درس خوندن تمرکز داشته باشن.
اگه جزوشونی، پس بهمون ملحق شو❤️

🥰قوانین گروه🥰

✔️Join: @scilinkk
📣لینک گروه: https://t.iss.one/scilinkk
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍104
Physics & Astronomy
#اصل_مکملیت بخش سوم: در پست قبلی سعی کردم دیدگاه کلی ام را در رابطه با برداشت هایم از کوانتوم بنویسم، اما ظاهرا برای یک عده از مخاطبین کمی گنگ و نامربوط بوده است. البته حق هم میدم، محدودیت تعداد کاراکتر های هر پست و حجم بالای مطالب مد نظرم، باهم به تداخل…
هیچوقت شرودینگر نمیتوانست حدس بزند که در آینده ای نه چندان دور، گربه ای بخواهد با او سلفی بگیرد!
اینجاست که آینده بر گذشته تاثیر میگذارد...

پس شاید بتوان گفت که شرودینگر آزمایش ذهنی اش را بخاطر "بشه من" و علاقه نه چندان زیادش به گربه ها طرح کرد.
شرودینگر امیدوار بود حالت گربه "مرده" اتفاق بیافتد، آخر از گربه ها متنفر بود...
👍20👏7
#آزمایش_انتخاب_تاخیردار_ویلر


یکی از ویژگی های عجیب در دنیای کوانتومی، رفتار موج-ذره است. طبق اصل مکملیت بور، اشیاء کوانتومی یا از خود خاصیت موجی بروز میدهند و یا خاصیت ذره ای. مثلا در آزمایش دوشکاف اگر یک دسته الکترون را به سمت شکاف ها شلیک کنیم، تا زمانی که ندانیم آن الکترون ها چه مسیری دارند و مکان آنها چیست خاصیت موجی فعال است. با برخورد موج به دو شکاف نیز طرح تداخل موجی را بر روی پرده مشاهده می کنیم. اما به محض اینکه در محل شکاف ها یک آشکارساز قرار دهیم تا متوجه شویم که الکترون ها از کدام شکاف عبور کردند، طرح موجی از بین رفته و خاصیت ذره ای فعال می شود. این حالت برای ذرات نور (فوتون) هم وجود دارد.

جان ویلر در سال 1987 آزمایش شگفت انگیزتری را طراحی کرد. او سعی داشت بفهمد که چه زمانی فوتون تصمیم میگیرد که موجی یا ذره ای رفتار کند. او به آزمایش دو شکاف یک لنز عدسی اضافه کرد که در جلوی شکاف ها قرار میگیرد. کار این عدسی متمرکز کردن نوری است که از هر شکاف عبور می کند. موج های عبوری از هردو شکاف ابتدا به سمت هم همگرا می شوند و در ادامه از هم جدا شده و هر یک مسیر جداگانه ای را طی می کنند(تصویر زیر). حال اگر پردۀ آشکارساز در خارج از کانون (جایی که مسیرها از هم متمایزند) قرار داشته باشد ما خاصیت ذره ای را مشاهده میکنیم. اما اگر پرده را درست در کانون قرار دهیم (به دلیل تداخل دو موج عبوری) خاصیت موجی پدید می آید.

نکته شگفت انگیز اینجاست که وقتی قرار باشد نور خاصیت ذره ای داشته باشد پس فوتون باید مانند ذره فقط از یک شکاف عبور کرده باشد. اما وقتی قرار باشد که ما خاصیت موجی را ببینیم نور باید مانند موج از هر دو شکاف عبورکرده باشد و در نقطۀ کانون با هم تداخل کنند. حال اگر ما اجازه دهیم که نور ابتدا تصمیم خود را بگیرد و از دو شکاف عبور کند و آنوقت ما تصمیم بگیریم که پردۀ آشکار ساز را در کجا بگذاریم چه اتفاقی می افتد؟ آیا ممکن است که نور بخواهد موج باشد و آنوقت ما آشکارساز را  در خارج از کانون عدسی بگذاریم؟ (در این صورت هم خاصیت موجی و هم خاصیت ذره ای اتفاق می افتد و اصل مکملیت نقض میشود) آزمایش های انجام شده نشان می دهد که پاسخ این سوال منفی است!

در این آزمایش نیز ما همواره یک نقاب از موج-ذره را مشاهده می کنیم، با این تفاوت که انتخاب نقاب وابسته به شرایط آزمایش در آینده است! گویی نوری که به سمت دو شکاف می آید از تصمیم آینده ما درباره محل قرار دادن پرده باخبر است و طبق آن تصمیم خود را میگیرد. اگر ما بخواهیم پرده را در کانون بگذاریم پس نور باید مانند موج از دو شکاف عبور کند و اگر بخواهیم خارج از کانون بگذاریم نور مجبور بوده مانند یک ذره تنها از یک شکاف رد شده باشد. بعد از این ایدۀ ویلر آزمایشات بسیار دقیق تر و پیچیده تری انجام شد که حاکی از صحت این امر دارد. حتی ویلر آزمایشاتی در ابعاد کیهان طراحی کرد تا نشان دهد این موضوع برای فوتون هایی که چند میلیون سال قبل، از لنز گرانشی کهکشان ها رد شده اند هم صادق است. علیرغم سکوت همیشکی کوانتوم کپنهاگی در پاسخ به این دسته آزمایشات، کوانتوم بوهمی توضیح زیبایی برای این پدیده دارد.

کانال تخصصی فیزیک هسته ای

@Nuclear_ph_ysics
👍222
#کنفرانس
موضوع: رازهای ماده، کاوش در دنیای فیزیک ماده چگال

📆تاریخ ارائه : پنجشنبه، 10 اسفند ماه

ساعت ارائه : 22 به وقت ایران

ارائه توسط: دکتر فرنود قمصری

- پژوهشگر پسا دکترای فیزیک ماده چگال، پژوهشکده فیزیک، پژوهشگاه دانش های بنیادی IPM
- دکترای فیزیک حالت جامد از دانشگاه خوارزمی تهران
- ارشد فیزیک ذرات بنیادی از دانشگاه زنجان
- کارشناسی فیزیک حالت جامد از دانشگاه علم و صنعت ایران


#محل_برگزاری
#سوپر_گروه_تخصصی فیزیک و نجوم:

https://t.iss.one/joinchat/71iL3giJ9cY3ZTdk

کانال علمی:
@Nuclear_ph_ysics
👍178
Audio
آیا مدل استاندارد کیهانشناسی دچار بحران است؟
فرمت: ogg

جمعه، 27 بهمن 1402
به وقت آلمان: ساعت19:30 , 15 Feb)

#اجرا_توسط
دکتر سپهر اربابی

- کارشناسی ارشد از دانشگاه RWTH آخن
- دکترای اخترفیزیک، گرایش کیهانشناسی از دانشگاه پتسدام
- سالهای فعالیت در مدیریت طرح رصدخانه ملی ایران: 1395 - 1382
- عضو اسبق هیئت علمی دانشگاه های ایران
- پژوهشگر فیزیک‌پزشکی و پرتو درمانی بیمارستان دانشگاهی کلن

#برگزار_شده_در:
سوپر گروه تخصصی فیزیک و نجوم:
https://t.iss.one/joinchat/71iL3giJ9cY3ZTdk
8👍4
Audio
آیا مدل استاندارد کیهانشناسی دچار بحران است؟
فرمت: mp3

جمعه، 27 بهمن 1402
به وقت آلمان: ساعت19:30 , 15 Feb)

#اجرا_توسط
دکتر سپهر اربابی

- کارشناسی ارشد از دانشگاه RWTH آخن
- دکترای اخترفیزیک، گرایش کیهانشناسی از دانشگاه پتسدام
- سالهای فعالیت در مدیریت طرح رصدخانه ملی ایران: 1395 - 1382
- عضو اسبق هیئت علمی دانشگاه های ایران
- پژوهشگر فیزیک‌پزشکی و پرتو درمانی بیمارستان دانشگاهی کلن

#برگزار_شده_در:
سوپر گروه تخصصی فیزیک و نجوم:
https://t.iss.one/joinchat/71iL3giJ9cY3ZTdk
👍107
Audio
🎙رازهای ماده، کاوش در دنیای فیزیک ماده چگال

فرمت: mp3
پنجشنبه ۱۰ اسفند ۱۴۰۲

#ارائه_توسط
دکتر فرنود قمصری

- کارشناسی فیزیک حالت جامد از دانشگاه علم و صنعت ایران
- ارشد فیزیک ذرات بنیادی از دانشگاه زنجان
- دکترای فیزیک حالت جامد از دانشگاه خوارزمی تهران
- پژوهشگر پسا دکترای فیزیک ماده چگال، پژوهشکده فیزیک، پژوهشگاه دانش های بنیادی IPM

#برگزار_شده_در:
سوپر گروه تخصصی فیزیک و نجوم:
https://t.iss.one/joinchat/71iL3giJ9cY3ZTdk
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Audio
🎙رازهای ماده، کاوش در دنیای فیزیک ماده چگال

فرمت: ogg
پنجشنبه ۱۰ اسفند ۱۴۰۲

#ارائه_توسط
دکتر فرنود قمصری

- کارشناسی فیزیک حالت جامد از دانشگاه علم و صنعت ایران
- ارشد فیزیک ذرات بنیادی از دانشگاه زنجان
- دکترای فیزیک حالت جامد از دانشگاه خوارزمی تهران
- پژوهشگر پسا دکترای فیزیک ماده چگال، پژوهشکده فیزیک، پژوهشگاه دانش های بنیادی IPM

#برگزار_شده_در:
سوپر گروه تخصصی فیزیک و نجوم:
https://t.iss.one/joinchat/71iL3giJ9cY3ZTdk
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
14👍7👏3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یاسمین مقبلی فضانورد ایرانی تبار ناسا، نقاشی‌هایی را که کودکان ایرانی برایش فرستاده بودند، در پس‌زمینه زیبایی از کره زمین در ایستگاه فضایی بین‌المللی در صفحه اینستاگرام خود به نمایش گذاشت و به زبان فارسی نوشت: «باعث افتخار من است که بیشتر از صد نقاشی از کودکان ایران بدستم رسیده. ممنون که به فکر من هستید. امیدوارم بتوانید به تمام آرزوهایتان برسید.»

🛰و حالا این نقاشی که در ویدئو می بینید نقاشی دانشمندِ کوچک ۸ ساله ی حاضر در جمع ما نجمه جان بر فراز زمین زیبای آبی ما هست

ما به نبوغ و علاقه ی نجمه جان افتخار میکنیم و آرزوی بهترینها را برای دانشمند کوچکمان و تمامی کودکان در هرجای دنیا داریم

کانال تخصصی فیزیک هسته ای و نجوم

@Nuclear_ph_ysics

سوپر گروه فیزیک تخصصی و نجوم

https://t.iss.one/joinchat/71iL3giJ9cY3ZTdk
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
19👍4👏3
#QBism

این طرز فکر را اینطور معرفی میکنم که اگر جهان متشکل از اطلاعات و چیزهایی باشد که از آنها بی اطلاعیم، بعد از اندازه گیری سیستم های کوانتومی و کسب اطلاعات از جهان مان صرفا میفهمیم که چه اتفاقی افتاده بود یا قرار بود بیافتد و حالا واقعیت از پیش تعیین شده را فهمیدیم.

درواقع کیوبیسم یک دترمنیسم به خصوصی را حاکم بر جهان میداند که گویا نامرتبط با اندازه گیری و اثر انسان بعنوان ناظر بر سیستم های فیزیکی و مجموعا جهان، میباشد.

دترمینیسم را معادل با همان واژه جبر قرار میدهیم. طبق این تفسیر، اسپین الکترون قبل از اندازه گیری اش مشخص بوده و ما صرفا پس از اندازه گیری به اطلاعات آن سیستم پی بردیم و مثلا فهمیدیم که اسپین الکترون مورد بررسی بالا است یا پایین.

در اینجا میتوان نتیجه گرفت که کیوبیسم، تابع موج را واقعی نمیداند و درواقع میگوید کار معادله شرودینگر صرفا پیشبینی کردن است. مثلا پیشبینی آب و هوا که در آخر هوا یا آفتابی میشود یا ابری!
تابع موج اما میگوید احتمال ابری بودن بیشتر است و در نهایت ممکن است هوا ابری بشود.
اگر هوا ابری شد، آیا میتوان ادعا کرد که اطلاعات مربوط به حالت هوای آفتابی از بین رفت و فقط هوای ابری ماند؟!
پاسخ این است: خیر!

کیوبیسم استدلال میکند که چون تابع موج تابعی واقعی نیست، پس نتایج واقعی هم نمیدهد و نباید نگران نابود شدن حالت های قابل پیشبینی اما انتزاعی بود!
فکر کنم تا اینجا متوجه شده اید که کیوبیسم تحت شعاع مکتب فلسفی “معرفت شناسانه” قرار میگیرد و هرجا که کسی خواست تابع موج و حالت های مجاز را غیرواقعی بداند و به قولی قضیه را ماستمالی کند، باید بدانیم که احتمالا معرفت را بر واقعیت هستی مقدم میداند!

کیوبیسم معتقد است که هنگام مشاهده یک سیستم و اندازه گیری کمیت های ذره، چیزی را در ذات طبیعت تغییر نمیدهد و درواقع اصلا اثر مشاهده وجود خارجی ندارد و معرفت ماست که تغییر میکند. وقتی میزان اطلاعات ما درباره سیستم فیزیکی بواسطه مشاهده بیشتر بشود، پس فهمیده ایم چه بر سر آینده این سیستم خواهد آمد و اگر در پیشبینی هایمان دچار خطا شدیم، علت نقص در میزان اطلاعات ماست.

کیوبیسم در لغت درواقع از
Quantum-Bayesianism
آمده که به فارسی باید بنویسم: کوانتوم بیزیانیسم.
نام بیزیانیسم هم از نام یک شخص که درباره احتمالات مطالعه و نظرات زیادی داشته است امده. تامس بیز که یک کشیش بود.

اما احتمالا با شنیدن کلمه کیوبیسم به یاد سبک کوبیسم در هنر و فلسفه هم افتادید که چندان هم بی ربط نیست!

اگر نویسنده این مطلب را میشناسید احتمالا میدانید که من هم در حیطه نقاشی و هم موسیقی کار میکنم و مطالعات زیادی داشتم و مدرک کتابت خطاطی هم دارم و همیشه برایم سوال بوده که اگر رنگ های مختلف را در کنار هم استفاده کنیم و قرار بدهیم، چطور بیننده حس میکند که تابلو عمق دارد؟

هنرمندانی همچون براک و پیکاسو که سبک شان در نقاشی کوبیسم بوده، همزمان با رشد کوانتوم در اروپا با بنیانگزاران کوانتوم هم نظر و هم دیدگاه بودند و از یک مکتب فکری بودند که هردو بر سر اینکه میتوان جهان را از منظرگاهی یکسان و واحد نمایان کرد و توضیح داد، دور شدند.

در اوایل قرن بیستم، لوی استروس میفهمد که مطالعه فرهنگ، تغییر آن است.
زیگموند فروید متوجه شد که هیچ پزشکی بدون تاثیر بر ذهن بیمار نمیتواند او را درمان کند و یا به مشکل پی ببرد.

ایراد کیوبیسم همینجاست که بدون در نظر گرفتن تاثیر ناظر بر جهان، جهان را جدا از ناظر میبیند و میگوید ناظر تاثیری بر سیستم های فیزیکی ندارد و تغییری در ذات طبیعت صورت نمیدهد، بلکه فقط تماشا میکند و اطلاعات بیشتری کسب میکند.

انگار کیوبیست ها فراموش کرده اند که جسم خودشان هم با همین قوانین و قواعد کوانتوم مکانیک توضیح داده میشوند!

در پست بعدی به یک پارادوکس معروف خواهم پرداخت. اما نه به این شکل که احتمالا در طی مطالعه این متن حس تکه تکه بودن مطالب بهتان دست داد!
من خواستم از روحیه هنری استفاده کنم و سبک کوبیسم را بهتان نشان بدهم.

قرمز در کنار سفید، سیاه در کنار صورتی و سبز در کنار خاکستری!

حسی ناخوشایند که از دیدن تابلوهای سبک کوبیسم بخاطر همین تضاد ها به شخص دست میدهد و انگار مشوش شده، اما یک سوال مهم را شکل میدهد:
چرا با وجود همه رنگ های متناقض باهم در طبیعت، برخلاف تابلوهای کوبیستی اما از دیدن طبیعت آرامش میگیریم و لذت میبریم؟!

من در این پست یک نویسنده کوبیست بودم!

🪐کانال تخصصی فیزیک و نجوم 🔭

💫 @Nuclear_ph_ysics
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
12👍10👏4
#حالت_های_ذهنی
#تجربه

قسمت اول:

مدت هاست که درباره جهانهای موازی دارم مطلب مینویسم و تحقیق میکنم و به همین علت، با انواع تفکرات و طرق مختلف نقد یا تایید این ایده مواجه شدم و حالا تصمیم گرفتم یک جمع بندی کلی را از رویارویی با حجم عظیمی از طرز فکرهای مختلف اینجا منتقل کنم.

شاید در نظر اول، ایراد اساسی جهانهای موازی را همگی چشم بسته این مسئله بدانیم که حقیقتا “جهانهای موازی قابل آزمودن و مشاهده پذیر نیستند” .
باید بگویم بله، همینطور است!
اما اگر اینطور است، پس آیا میتوان جهانهای موازی را شبه علم برشمرد؟
آیا چون اینگونه ایده ایست، پس به درد علم نمیخورد؟

بیایید روایتی را از قبل تر مرور کنیم.
در فلسفه ذهن برای توضیح و توصیف سوالاتی از جنس خودآگاهی، آگاهی و حالات ذهنی، دیدگاه ها و رویکرد های مختلفی وجود دارند که هر کدام از این دیدگاه ها، مبتنی بر اصولی خاص هستند و پیش بینی هایی درباره حیطه شان میکنند که حقیقتا تا به امروز، ما با تحقیق در علم و تکنولوژی توانستیم صحت یا عدم صحت این پیشبینی ها را تا حدی بسنجیم و به یک نتیجه اولیه برسیم که آیا این دیدگاه تا چه حد درست و منطقی پیش رفته است و الان چقدر میتواند مقبول واقع شود؟

یکی از مسائلی که باعث شده این دیدگاه ها به وجود آیند، مسئله ای است که حقیقتا بسی پیچیده و سخت است.
آن هم این است که ما هیچکدام دسترسی به حالات درونی همدیگر نداریم و نمیتوانیم حالات درونی مان را با هم قیاس کنیم.
اگر همزمان من و شما به یک سیب سرخ نگاه کنیم، احتمالا هردو خواهیم گفت چه سیب قرمز زیبایی!
اما ایا حس قرمز بودن سیب یا تجربه رنگ قرمز من و شما، دقیقا یکسان است؟
ایا قرمزی که من تجربه کردم دقیقا همان حسی است که شماهم تجربه کردید؟!
بله؟ ثابت کنید یا حداقل راهی را بیابید که بتوان موضوع را بررسی کرد و اگر پاسخ تان خیر است، پس پذیرفته ایم که هیچکدام به حالات درونی و ذهنی یکدیگر دسترسی نداریم.
فلانی میگوید من دردم گرفته و دارم میمیرم، در حالی که من و شما نشسته ایم و نگاهش میکنیم!
آیا تعریف درد برای او و تعریف درد برای من، هردو یکسان است؟ آیا اصلا حس درد قابل تعریف است؟ درمورد شما چطور؟ آیا اصلا حس درد های ما، باهم یکسان است؟

ما درد را موقعی تجربه میکنیم که مثلا یک سیخ داغ به بدنمان برخورد کرده باشد، سیخ داغ هم گرما دارد و درواقع درد ما ناشی از گرماست.
پس شاید بتوان تا حدی توصیف کرد که مثلا گرما باعث ایجاد این درد است و خود درد هم باعث ایجاد حالات ذهنی دیگری همچون ناله، بی قراری، ناراحتی و شیون و… است.
سوالی که پیش می آید این است که چرا برخی افراد در مقابل درد مقاومت بیشتری نشان میدهند و حتی میتوانند طوری وانمود کنند که انگار دردی وجود ندارد، اما فرد دیگری با نیمی از شدت آن درد ممکن است شیون و ناله کند و حتی از هوش برود!
این خود به تنهایی میتواند گویای این باشد که تجربه درد توسط هر فرد، خاص همان فرد است و هیچ فرد دیگری دقیقا همان تجربه را ندارد!
حتی اگر بر فرض محال همچین تجربه ای توسط فردی دیگر دقیقا به همان شکل هم وجود داشته باشد، نمیتوان این دو حس را باهم قیاس کرد تا بتوان اثبات کرد که این دقیقا همان است!

اما حالت ذهنی ناله و شیون را با حس درد و حس درد را با سیخ داغ و سیخ داغ را با گرما توصیف کردیم.
سوالی که وجود دارد این است که گرما را چگونه توصیف کنیم؟
آیا اصلا گرما معنا دارد؟ آیا گرما قابل تعریف است؟
آیا گرما را جز انرژی جنبشی ذرات سازنده ماده میتوان تعریف کرد؟
ما اصلا ذرات سازنده ماده را نمیبینیم بلکه فقط بر اثر گرما به وجود انرژی جنبشی در ذرات ماده پی بردیم.
حالا چالش از اینجا آغاز میشود که فرض کنیم یک شخص تابحال گرما را تجربه نکرده و برای اولین بار واژه گرما را از زبان ما میشنود و میپرسد که “گرما چیست؟”
پاسخ تان به این فرد فرضی چیست؟
میگویید انرژی جنبشی ذرات ماده؟
یا میگویید حسی است که با آن تعریق صورت میگیرد؟
اصلا مگر لزوما گرما باعث تعریق میشود؟ خیر! شما فقط تجربه ای خاص را از گرمای زیاد که باعث تعریق تان شده بود را برای توصیف گرما استفاده کردید که خود دارای خطاها و ایرادات اساسی است و اینجا میبینیم که هرکسی با تجربه شخصی خودش میخواهد فرد سوال کننده را درباره چیستی گرما مجاب کند!

🪐کانال تخصصی فیزیک و نجوم🔭

🪐 @Nuclear_ph_ysics 💫
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍135👏4👎2