Physics & Astronomy
2.66K subscribers
65 photos
17 videos
8 files
47 links
We are butterflies in the universe!🪐
We look at the plain of stars🌙
Because the life of butterflies is short...🦋

⬇️Admins⬇️
Created by: @FarmaniF
Exchanges: @Sahar_u
Download Telegram
#فراتر_از_حادثه
#جیمز_وب

تقریبا بیش از دو دهه است که مهندسان، فیزیکدانان، ریاضیدان ها و متخصصان متععدی بر روی پروژه ای کار کرده اند که به معنای واقعی کلمه، قرار است مرز های علم را جابجا کند!
سوالاتی را که قرن هاست در ذهن میپرورانیم و پاسخ مشخصی تابحال برای آنها نداشتیم و نداریم، قرار است بزودی پاسخ داده شود و این یعنی انقلاب!
انقلابی در علم و فلسفه، در تکنولوژی، در صنعت، و در تمام زندگی مردم دنیا!

اما یک چیز باعث شده تا اینقدر این پروژه حساس واقع شود.
طبق گفته متخصصان فعال در این پروژه، پرتاب این تلسکوپ که قرار است با یکی از بزرگترین کلاهک های موشکی موجود در دنیا صورت بگیرد تا بتوان تلسکوپ غول پیکر فضایی جیمز وب را درون آن جای داد، پروژه و پروسه ای بشدت پیچیده و یک سویه است.
یعنی چه؟

یعنی این پرتاب، تنها و تنها یک بار انجام خواهد شد؛
چرا که امکان تعمیری وجود ندارد چون فاصله این تلسکوپ با زمین، قریب به پنج برابر فاصله زمین تا ماه است!
و اگر فقط یک درصد احتمالا با شکست روبرو شویم، تلاش دو دهه تمام متخصصان و مهندسان، و البته ذوق و شوق خیلی از مردم که صبورانه منتظر این رخداد بسیار مهم بوده اند، همه و همه، در یک جمله، "از بین خواهد رفت"

اما آیا واقعا ممکن است این اتفاق بی افتد یا این فقط یک نگرانی بیهوده است؟!

درست است که این تلسکوپ ملقب به "ماشین زمان" قرار است به نزدیک ترین زمان ممکن برای رصد نخستین دوران تشکیل ستاره ها و کهکشان های نخستین خیره شود؛
اما صبر کنید!
قبل از این ها باید موفق شویم تلسکوپ را به محل استقرارش برسانیم و با موفقیت، تمام مراحل راه اندازی اش طی شود و ادامه ی داستان...!

بیایید خوش بین باشیم...
تلسکوپ ما، با تمام چالش های موجود در پرتاب و لانچ و لیفت آف آریان V5 ، با تمام تکان ها و لرزش های موجود در کلاهک آریان V5 ، و با تمام تغییرات دمایی و تحمل این همه شرایط، با موفقیت به خارج از اتمسفر زمین خواهد رسید.
و اینها همگی در حالی اند که فاصله تلسکوپ جیمز وب، داخل کلاهک، با دیواره ی داخلی کلاهک، تنها حدود 50 سانتی متر است!

اما بیایید خوش بین باشیم...

قرار است با صمیمیت و هماهنگی صدها تکنسین و متخصص، شاهد پرتابی موفقیت آمیز باشیم.
سپس،
حدود چهارده روز باید صبر کنیم تا مراحل بعدی طی شوند...

تلسکوپ دوست داشتنی ما، 50 عملیات حساسِ استقرار دارد و 178 مکانیزم آزاد سازی که آن 50 عملیات، با موفقیت پیش بروند.
همه این مکانیزم ها باید به درستی و بدون کوچکترین خطایی کار کنند.
به جرات میتوانم بگویم که پروسه کارکرد این مکانیزم ها و استقرار این سیستم پیچیده در مکانی دور _ آن هم این همه دور! _ از زمین، پیچیده ترین عملیات انجام شده توسط نوع بشر از راه دور خواهد بود؛ بدون آنکه حتی یک درصد امید به تعمیر یا فرستادن فضانورد به آنجا داشته باشیم!

اول از همه، قرار است پنل های خورشیدی و آنتن های فرستنده این تلسکوپ، در نزدیکی زمین باز شوند.
پس از تست سلامت پنل ها و آنتن ها و تایید کارکرد آنها، بعد از 12 ساعت از پرتاب، موتور پیشران، احتراق خواهد کرد و این تلسکوپ را به سمت محل استقرارش پیش خواهد برد.

در کمتر از 48 ساعت، قرار است تلسکوپ فضایی جیمز وب، با ماه نیز خداحافظی کند.
عجیب است.
انسان به این نتیجه رسیده است که باید چیزی بسازد که حتی از قمر سیاره خودش نیز دور شود!

بعد از رسیدن به محل استقرار و بعد از تست یک سری تست ها، در اول، صفحات محافظ خورشیدی باز خواهند شد.
این صفحات که از کپتون ساخته شده اند، با ضخامتی حدود 1/1500 اینچ، قرار است تلسکوپ را از پرتوهای خورشیدی در امان نگه دارند.
باز شدن این صفحات، به تنهایی شامل 142 مکانیزم مختلف است که تنها بتوان صفحات را آزاد کرده و کاملا باز کنیم!
حدود 70 لولا ،
400 قرقره ،
9 کابل ،
تعداد زیادی چرخ دنده، یاتاقان، فنر و پیچ های تنظیم و... ، در این مکانیزم بازشدن صفحات محافظ خورشیدی، کار خواهند کرد که باید همگی به طرز دقیق و کاملی کار کنند.
وگرنه... حتی نمیتوان تصورش را کرد!

سپس، اگر تمام این موتور ها و مکانیزم های مربوط، به درستی کار کنند، سه موتور، تلسکوپ را اندکی بلند کرده و از صفحات محافظ دور میکند.

سپس صفحه ای شفاف باز میشود تا پرتوهای الکترومغناطیسی خورشید، تلسکوپ را با وارد کردن نیروی تابشی، به سمت خاصی ببرد و درواقع میتوان گفت مانند باز کردن چتر در برابر باد است.
این کار، به پایداری تلسکوپ در محل خود کمک خواهد کرد.

پس از باز شدن این فلپ ها، نوبت محافظ های مرکز تلسکوپ است که وظیفه آنها، مراقبت از آشکار ساز ها و طیف سنج قرار گرفته در پشت آینه طلایی این تلسکوپ است و اینها نیز به تنهایی، شامل 109 مکانیزم مختلف است.
تاکید میکنم، همه اینها باید به درستی کار کنند.
بخش دوم:

سپس، آینه ثانویه این تلسکوپ باز شده که همین باز شدن آینه ثانویه، طبق گفته تکنسین ها، شامل 270 مکانیزم مختلف است.
بعد از این، به پیچیده ترین بخش عملیات راه اندازی میرسیم که احتمالا برای منجمان آماتور، آشناست و خیلی درگیرش بوده اند.
کالیبره کردن یا هم خط کردن آینه ها و اپتیک های مربوط به تلسکوپ.

پس از این، رادیاتور های تنظیم دمای اپتیک های این تلسکوپ از بخش پشتی سیستم باز میشوند.
همگی باید به درستی کار کنند.

بعد از این، دو قسمت جانبی آینه که بخاطر جاسازی در کلاهک آریان V5 تا شده بود، باز میشوند تا آینه بطور کامل، آینه دوم را پوشش دهد.

با اینکه تا اینجای کار، ظاهرا تلسکوپ آماده شده؛
اما عملا هنوز کاری انجام نمیدهد.
آن 50 عملیات، هنوز تکمیل نشده.

18 قطعه اصلی آینه های جیمز وب، که توسط موتور های متعددی نگهداری و کنترل میشوند، باید از لحاظ فنی کاملا سالم باشند و از تست نهایی، موفق بیرون بیایند.

اگر کوچکترین ایراد و یا اشتباهی وجود نداشته باشد، هم اکنون جیمز وب شروع به کار خواهد کرد تا به هزاران سوال علمی، فلسفی، مهندسی و حتی شاید عقیدتی، پاسخ بدهد.

هم اکنون آریان V5 در حال گذراندن تست های استاتیک است.

زمان پرتاب آریان V5 به همراه محموله دوست داشتنی اش، شنبه 4 دی ماه 1400 حدود ساعت 15:50 به وقت تهران.
لینک پخش لایو مستقیم:

https://youtu.be/7nT7JGZMbtM



#تهیه_کننده: مهدی فرمانی


کانال تخصصی فیزیک هسته ای

@Nuclear_ph_ysics
👍2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هم اکنون، پرتاب موفقیت آمیز آریان V5 حامل تلسکوپ فضایی جیمز وب.

کانال تخصصی فیزیک هسته ای

@Nuclear_ph_ysics
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جداسازی و آزاد سازی تلسکوپ از موتور پیشران و باز شدن پنل خورشیدی تلسکوپ.
خداحافظ جیمز وب!
Forwarded from Mohammadreza Nouri
Photo_1641984564856.jpg
7 MB
سحابی رُزِت و یا گل سرخ، واقع شده در صورت فلکی تکشاخ

تاریخ ثبت عکس: 18دی ماه 1400
محل عکس برداری: کویر مصر واقع در شرق استان اصفهان، دشت کویر مرکزی ایران

حاصل استک 48 فریم عکس با نوردهی دو دقیقه ای با روش لایت فریم

ایزو: 3200

لنز: 135 آنالوگ ژوپیتر

#photographer: Rasool Soltani
#Astronomer: Mahdi Farmani

انتشار از پیج اینستاگرام: Slmrasool


کانال تخصصی فیزیک هسته ای

@Nuclear_ph_ysics
👍3
Photo_1642397693535.png
4.7 MB
کهکشان گرداب یا (whirlpool galaxy)

یک کهکشان برهمکنشی و دیگری، کهکشان مارپیچی که حدود 31 میلیون سال نوری از ما فاصله دارد.

این کهکشان واقع در صورت فلکی تازی ها است.
حاصل استک 20 فریم با لنز 200 میل آنالوگ پنتاگون.

تاریخ ثبت عکس: 18دی ماه 1400
محل عکس برداری: کویر مصر واقع در شرق استان اصفهان، دشت کویر مرکزی ایران

ایزو: 3200



#photographer: Rasool Soltani
#Astronomer: Mahdi Farmani


@slmrasool 📸

کانال تخصصی فیزیک هسته ای

@Nuclear_ph_ysics
👍4
#اثر_پروانه‌ای

بخش اول:

آیا ممکن است تمامی رویدادهای جهان با یکدیگر در ارتباط باشند؟
مثلا آیا افتادن برگی از یک درخت چنار در یکی از کوچه‌ های تهران می‌تواند منجر به وقوع رویدادی در آن سوی جهان شود؟
یا بال زدن یک پروانه در دهکده‌ای در ژاپن ممکن است سبب وقوع طوفان عظیمی در آمریکا شود؟
بله!
پاسخ تمام این پرسش‌های حیرت‌انگیز، مثبت است و علت آن هم پدیده‌ای است که ریاضی‌ دانان و فیزیک‌ دانان آن را با نام "اثر پروانه‌ای" می‌شناسند.
اثر پروانه‌ای نام پدیده‌ای است که به دلیل حساسیت سیستم‌ های آشوبی، به شرایط اولیه ایجاد می‌شود.
این پدیده به این اشاره می‌کند که تغییری کوچک در یک سیستم آشوبی مانند جو سیاره‌ زمین (مثلا بال ‌زدن پروانه) می‌تواند باعث تغییرات شدید (وقوع طوفان در کشوری دیگر) در آینده شود.
ایده اینکه پروانه‌ای می‌تواند باعث تغییری آشوبی شود نخستین بار در 1952 در داستان کوتاهی به نام "آوای تندر" نوشته "ری بردبری" مطرح شد.

 یکی از شخصیت‌ های داستان، از یک ماشین زمان برای سفر به گذشته‌ ی دور استفاده کرده و در آنجا یک پروانه را له می‌کند.
بعد از بازگشت به زمان حال، دنیای متفاوتی را مشاهده می‌کند. این داستان معمولا با عبارت اثر پروانه‌ ای نیز شناخته می‌شود که به حساسیت بسیار زیاد یک سیستم پیچیده و پویا به شرایط اولیه‌ ی خود اشاره دارد. در چنین سیستمی، عامل‌ های ابتدایی و کوچک، تاثیر بسیار زیادی روی تکامل و روند کل سیستم می‌گذارند.

عبارت «اثر پروانه‌ای» هم در 1961 در پی مقاله‌ای از "ادوارد لورنتس" به وجود آمد.
وی در 139 مین اجلاس AAAS در سال 1972 مقاله‌ای با این عنوان ارائه داد:
«آیا بال ‌زدن پروانه‌ای در برزیل می‌تواند باعث ایجاد تندباد در تگزاس شود؟»

لورنتس در پژوهش بر روی مدل ریاضی بسیار ساده‌ای از آب و هوای جو زمین، به معادله‌ی دیفرانسیل غیر قابل حل رسید. وی برای حل این معادله از روش‌های عددی به کمک کامپیوتر بهره گرفت. او برای اینکه بتواند این کار را در روزهای متوالی انجام دهد، نتیجه آخرین خروجی یک روز را به عنوان شرایط اولیه روز بعد وارد می‌کرد.
لورنتس در نهایت مشاهده کرد که نتیجه شبیه‌سازی‌های مختلف با "شرایط اولیه یکسان" با هم "کاملا متفاوت" است!
بررسی خروجی چاپ شده رایانه نشان داده که Royal McBee (رایانه‌ای که لورنتس از آن استفاده می کرد) خروجی را تا 4 رقم اعشار گرد می‌کند.
از آنجایی که محاسبات داخل این رایانه با 6 رقم اعشار صورت می گرفت، از بین رفتن دو رقم آخر باعث چنین تاثیری شده بود.
مقدار تغییرات در عمل گرد‌ کردن نزدیک به اثر بال ‌زدن یک پروانه است!
این واقعیت غیرممکن بودن پیش‌بینی آب و هوا در دراز مدت را نشان می دهد.
مشاهدات لورنتس باعث پررنگ شدن مبحث نظریه آشوب شد. عبارت عامیانه "اثر پروانه‌ای" در زبان تخصصی نظریه آشوب، "وابستگی حساس به شرایط اولیه" ترجمه می شود.

به غیر از آب و هوا، در سیستم‌های پویای دیگر نیز حساسیت به شرایط اولیه به چشم می‌خورد. یک مثال ساده، توپی است که در قله کوهی قرار گرفته و با ضربه بسیار کوچکی شروع به پایین غلطیدن از دامنه کوه می‌کند. این توپ بسته به اینکه ضربه بسیار کوچک، از چه جهتی زده شده باشد، می‌تواند به هر کدام از دره‌های اطراف سقوط کند.


https://lnk.pw/xssu


کانال تخصصی فیزیک هسته ای

@Nuclear_ph_ysics
#اثر_پروانه_ای
#سیستم_لورنتس

بخش دوم


در بخش اول دیدیم که سیستم‌ های آشوبی، حساس به شرایط اولیه هستند؛ یعنی تغییر کوچکی در شرایط اولیه سیستم، می تواند تغییرات بزرگی در آینده سیستم ایجاد کند.

سیستم لورنتس دستگاه معادله دیفرانسیل کوپل شده از مرتبه 1 هست که نخستین بار توسط ادوارد لورنتس برای مدل سازی شرایط جوی بررسی شد.
نکته جالبِ این معادلات، داشتن جواب آشوبناک برای مقادیر دقیق پارامترها و شرایط اولیه مشخص است. حالت خاصی از سیستم لورنتس وقتی جواب آن رسم می‌شود شبیه یک پروانه است.
در این معادلات، x و y و z حالات سیستم را می‌سازند و t زمان دینامیکی سیستم است، همچنین ρ و σ و β پارامترهای سیستم هستند و مقادیر خاصی دارند:

dx/dt = σ (y - x)
dy/dt = x (ρ - z) - y
dz/dt = xy - βz


نمونه مثال فیزیکی برای این مجموعه معادلات، سیستم آب ‌و‌ هوا است.
سیستم لورنتس حالت ساده‌ای از سیستم‌ های فیزیکی مانند لیزرها، پدیده ترموسفیون، واکنش‌ های شیمیایی، مدار های الکتریکی و... است.
چنین سیستم‌هایی با چنین معادلات دیفرانسیل غیرخطی و نامتناوب اصطلاحا "آشوبناک" هستند و رفتار آن‌ ها به شدت تحت تأثیر شرایط اولیه است.
به همین دلیل، سیستمی مانند آب و هوا در صورتی که شرایط اولیه دقیق مشخص نباشد، پیش‌ بینی آن اشتباه می‌شود. (فیلم سیستم لورنتس که در ادامه ارسال میگردد، نتیجه حل این معادلات دیفرانسیل به روش عددی است)

به این نکته توجه کنید:
این دستگاه معادلات با دو مقدار اولیه متفاوت حل شدند.
برای سیستم‌ های غیر آشوبناک تفاوت ناچیز در مقدار اولیه در نتایج حاصل، تفاوت زیادی ایجاد نمی کند. اما برای این سیستم آشوبناک کوچک‌ ترین اختلاف در دو مقدار اولیه، نتایج به شدت متفاوتی ایجاد می‌کند که نشان می‌دهد چنین سیستم‌ هایی بطور قابل ملاحظه‌ای وابسته به شرایط اولیه هستند.
شرایط اولیه دو سیستم در فیلم، تنها 0.0001 اختلاف دارند، اما با این وجود پس از مدتی، رفتار دو سیستم به شدت متفاوت می‌شود.
( تصویر پایین که بعد از فیلم مربوط به سیستم لورنتس ارسال میگردد نیز اختلاف فاصله دو نقطه بر حسب زمان را در دو سیستم مذکور نشان می‌ دهد)

کانال تخصصی فیزیک هسته ای

@Nuclear_ph_ysics
👍6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
"فیلم سیستم لورنتس"

نقطه قرمز در شکل آبی (1،1،1) و آبی در شکل قرمز (1،1،1.0001) اختلاف بسیار کمی دارند اما بعد از مدتی، حرکتی بسیار متفاوت دارند.

کانال تخصصی فیزیک هسته ای

@Nuclear_ph_ysics
👍1
تصویر مربوط به پست فوق.

فاصله دو نقطه بر حسب زمان، بسیار متغیر است و نامتناوب بودن معادلات مشهود است. (نقاط ابتدایی شرایط اولیه حل عددی هستند)

کانال تخصصی فیزیک هسته ای

@Nuclear_ph_ysics
👍2
#اثر_پروانه_ای
#سفر_در_زمان
#مکانیک_کوانتوم

بخش سوم:


فرض کنید شما مبتلا به نوعی سرطان هستید که قطع به یقین تا فردا فوت خواهید شد. اما ناگهان راه حلی به ذهنتان خطور میکند:
شما میتوانید در زمان سفر کنید و به گذشته بروید تا زمانی که هنوز بیماری تان حاد و وخیم نشده بود، به پزشک مراجعه کنید و درمان شوید.
بنابراین اگر به گذشته انتقال پیدا کنید و تغییر کوچکی در گذشته ایجاد کنید، این کار منجر به نجات یافتن تان خواهد شد.
اما آیا این یک پارادوکس نیست؟
دقیقا همانند پارادوکس پدر بزرگ که هاکینگ مطرح کرده بود.

سوالی که مطرح میشود این است:
آیا واقعا درمان این بیماری در گذشته، باعث میشود تا در آینده از مرگ نجات یابیم؟!

اثر پروانه ای که راجبش صحبت کردیم، همیشه قرار نیست صادق باشد و در این باره، یعنی این پارادوکس، احتمالا صادق نیست.

Germain Tobar
از دانشگاه کوئینزلند، از لحاظ ریاضیاتی نشان داده است که هرگونه تغییری در گذشته، میتواند با وقایع بعدی سازگار شود و در واقع، بطور خودکار و شاید هوشمندانه ای، بین دو پدیده که به یکدیگر مربوطند، ارتباط حاصل شده و حالت های احتمالی، با یکدیگر رابطه میدا کنند و اتفاق بیافتند.

مثلا فرض کنید شما دچار سرطانی شده اید و میدانید که قطعا فردا فوت خواهید کرد.
حالا اگر طبق همین مثال که بالاتر مفصل شرح دادم، شما به گذشته بروید و به پزشک مراجعه کرده و درمان بشوید، نتیجه این خواهد بود ‌که شما دیگر فوت نخواهید شد.
واقعا هم فوت نخواهید شد.

اما اگر این کار را نکنید، فوت نخواهید شد.
شما بعنوان Observer ، در یک موقعیت خاص قرار دارید و در میان انبوهی از State یا حالت ها و احتمالات وجود دارید و این موجودیت شما طبق تصمیم خودتان و یا اتفاقاتی که برایتان می افتد، تعیین میشود و حتی زمان نیز با این پدیده ها و تصمیمات، سازگار میشود.
یا بهتر است بگوییم " به مرور زمان، واقعیت خود را بهبود میبخشد"

حالا اینجاست که اثر پروانه ای نیز نقض میشود و دیگر اینجا معنایی نخواهد داشت.

اما ماجرا فقط به یک فرضیه ریاضی محدود نمیشود و در اصل این فرضیه باید مورد آزمایش قرار میگرفت.

Nikolai Sinitsyn
فیزیکدانی از آزمایشگاه لوس الاموس، همراه با همکارش Yan ، شبیه سازی سفر در زمان با استفاده از کامپیوتر کوانتومی ترتیب میدهند که از این قرار است:

دو شخصیت مجازی را در نظر بگیرید.
در این آزمایش، آلیس (شخصیت محبوب و همیشگی آزمایش‌ های فکری کوانتومی) یکی از کیوبیت‌ هایش را در زمان حال آماده کرده و آن را از طریق کامپیوتر کوانتومی و در جهت معکوس زمانی اجرا می‌کند.
در گذشته‌ی دور، یک متجاوز (باب)، کیوبیت آلیس را اندازه‌گیری می‌کند و این کار باعث مختل شدن کیوبیت و نابودی تمام همبستگی‌ های کوانتومی‌ اش با بقیه جهان می‌شود.

سپس سیستم به زمان حاضر باز می‌گردد. 
با توجه به داستان بردبری(که راجبش در پست های قبلی توضیح دادم)، خسارت کوچک باب روی حالت سیستم و همبستگی‌ های آن در گذشته، باید به سرعت در طول تحول پیچیده‌ ی سیستم در جهت رو به‌ جلوی زمانی، بزرگ‌تر شود.
در نتیجه آلیس نباید بتواند اطلاعات را بازیابی کند.

اما این اتفاق رخ نداد!
یان و نیکولایی متوجه شدند که اکثر اطلاعات محلی زمان حال، در گذشته دور و اساسا در قالب همبستگی‌ های کوانتومی که نمی‌توانستند با خسارت‌ های کوچک صدمه ببیند، پنهان شده بودند.

آن‌ها نشان دادند که اطلاعات بدون صدمه قابل توجهی، علی‌ رغم تجاوز باب به کیوبیت آلیس باز می‌گردند.
به صورت متناقضی، برای سفر های عمیق‌ تر به گذشته و همچنین به دنیاهای بزرگ‌ تری، اطلاعات نهایی آلیس به کیوبیتش، هر چند با خسارت‌های کوچک، باز می‌گردد.

نیکولایی می‌گوید:

ما دریافتیم که عبارت آشوب در فیزیک کلاسیک و مکانیک کوانتومی باید به شکل‌های متفاوتی تفسیر شوند.

References:

https://lnk.pw/xvcw

Article:
https://lnk.pw/ttdl


https://lnk.pw/tndy

The study was published in the journal Classical and Quantum Gravity:
https://lnk.pw/sxcd



کانال تخصصی فیزیک هسته ای

@Nuclear_ph_ysics
👍131👎1
فیزیک‌ دان‌ ها چگونه به مفاهیم پیچیده می‌اندیشند؟

مطالعه مغز فیزیکدان‌ ها نشان می‌دهد که آن‌ها چگونه ایده‌های پیچیده‌ ای را که نمی‌توان تجربه کرد در مغز خود پرورش می‌دهند.
- ذرات کوانتومی هم وجود دارند و هم وجود ندارند.
- فضا یک بافت خم‌ شدنی است.
- ماده تاریک نامرئی است، اما بخش زیادی از کیهان را تشکیل می‌دهد.
- جهان ما از یک انفجار در 13.8 میلیارد سال قبل ایجاد شده و بی‌ نهایت در حال انبساط است.


اگر یک فیزیک‌ دان باشیم یا در زمینه‌ های فوق مطالعه عمیق داشته باشیم، درک این جملات برای ما دشوار نخواهد بود؛ اما اگر چنین نباشد، دست‌ کم یکی از این جملات موجب گیج شدن ما خواهد شد.

هنگامی که ما برای درک وسعت چنین مفاهیم پیچیده و غیر قابل تصوری تلاش می‌کنیم، احتمالا دچار نوعی ناهماهنگی شناختی می‌شویم؛
اما هر روز فیزیک‌ دان‌ های نظری در تمام طول روز به این ایده‌ ها و مفاهیم می‌اندیشند.

آن‌ها چگونه این کار را انجام می‌دهند؟

مغز فیزیکدان‌ ها از طریق دسته‌ بندی خودکار "قابل اندازه‌ گیری" یا "غیر قابل اندازه‌ گیری" با نظریه‌ های غیر شهودی دست‌ و پنجه نرم می‌کند.
اغلب چیز هایی که ما هر روز با آن‌ ها روبرو می‌شویم‌ مانند یک سنگ، یک دریاچه، یک گل و... ، قابل توصیف هستند، اما مفاهیمی که فیزیک‌ دان‌ ها در مورد آنها می‌اندیشند، این ویژگی را ندارند.

بر اساس تحقیقات انجام‌ شده به نظر می‌ رسد مغز فیزیک‌ دان‌ ها مفاهیم را به دو دسته تقسیم و سازماندهی می‌کند.
مفاهیم فیزیکی مانند ماده‌ تاریک، دوگانگی، کیهان‌ شناسی، چند‌ جهانی و... در ذهن فیزیک‌ دان‌ ها وجود دارند.
یک فرد معمولی ممکن است مفاهیم فیزیکی مانند ماده تاریک را در دسته غیر قابل توضیح قرار دهد، اما مهم‌ ترین مقیاسی که از این مفاهیم دریافت می‌کند در واقع غیرقابل اندازه‌ گیری بودن آن‌ ها خواهد بود.

اسکن‌ های مغزی فیزیک‌ دان‌ ها در ارتباط با فعالیت مغزی در واکنش به مفاهیم فوق نشان می‌دهد که آن‌ها ویژگی "وسعت" را ندارند؛ وسعت به اعمال محدودیت‌های ملموس بر چیزی اشاره می‌کند.

بررسی‌ ها نشان داده است که مغز فیزیک‌ دان‌ ها به شکلی خودکار می‌تواند تفاوت بین عناصر انتزاعی مانند فیزیک کوانتومی و عناصر قابل درک و قابل اندازه‌ گیری مانند سرعت و فرکانس را تشخیص دهد.
در واقع چیزی که موجب حس شگفتی در مردم عادی (غیر فیزیکدان‌‌ ها) می‌شود، افکار مربوط به "وسعت" را در آن‌ها برانگیخته نمی‌کند.
احتمالا به همین دلیل است که فیزیک‌ دان‌‌ ها می‌توانند به راحتی درباره این مفاهیم بی اندیشند، در حالی که وسعت و بزرگی این مفاهیم به تعجب یا نگرانی در مردم عادی و یا همان "غیر فیزیک دان ها" می‌‌انجامد.

در واقع قدرت فیزیک‌ دان‌ ها از فرگشت مغز ناشی می‌شود. به نظر می‌ رسد اندیشیدن به ایده‌ های انتزاعی فیزیک در دوران دانشجویی، می‌تواند بسیار متفاوت از درک یک فیزیک‌ دان‌ با سابقه نسبت به این مفاهیم باشد؛ بدین معنا که هر چه سن فیزیک‌ دان‌ ها بیشتر می‌شود، به شیوه‌ ای کارآمدتر می‌توانند این مفاهیم را به کار بگیرند و به نتایج موثر تری برسند و هر چه بیشتر با این مفاهیم سر و کار داشته باشند از این لحاظ بیشتر به دوستان قدیمی‌ شان تبدیل می‌شوند.

اسکن‌ های مغزی نیز از این گفته پشتیبانی می‌کند:
«مغز فیزیک‌ دان‌ های قدیمی که سالها با این مفاهیم سر و کار دارند، دارای عملکرد بهینه‌ تری است.
همچنین فعالیت مغزی بیشتری در نیم کره راست مغز اساتید فیزیک نسبت به دانشجویان این رشته مشاهده می‌شود که نشان می‌دهد آنها با تعداد بیش‌ تری از مفاهیم مرتبط با فاصله مانند نزدیک و دور در مدت‌ زمان طولانی‌ تری در ارتباط بوده‌اند.

بنابراین یک دانشجوی فیزیک ممکن است بین سرعت و شتاب ارتباط برقرار کند، اما به نظر می‌ رسد اساتید سرعت را به مفاهیم دور تری مثل سرعت انبساط جهان ربط می‌ دهند»


لازم به ذکر است که رسیدن به ایده‌ های جدید فقط مختص فیزیک‌ دان‌ ها نیست.
مغز ما به شکلی فرگشت یافته است که همه می‌توانند به ایده‌ های جدید و انتزاعی برسند، درست است که شاید فقط فیزیک‌ دان‌ های نظری بتوانند به راحتی مفاهیمی مانند دوگانگی یا چند جهانی را متوجه شوند، اما کسانی که در دیگر زمینه‌ ها مشغول هستند نیز ایده‌ های پیچیده خود را دارند. به عنوان مثال اگر هنگام ورزش به نوسانات فکر کنید، مغز بخش‌ های مربوط به فعالیت ریتمیک را فعال می‌کند.
ایده‌ موج‌ های سینوسی چند صد سال بیشتر قدمت ندارد، اما افراد از گذشته‌های دور به نوسانات روی برکه نگاه می‌کردند!


ارجاع:

https://www.nature.com/articles/s41539-021-00107-6


کانال تخصصی فیزیک هسته ای

@Nuclear_ph_ysics
👍245👏3🤔2
#نجوم
#زندگی

به جرات میگویم؛
افرادی که با نجوم و اختر شناسی چه بصورت آماتوری و چه آکادمیک سر و کار داشتند، حتما با برخی پرسش ها و کنایه هایی روبرو شدند و قطعا یکی از آنها این بوده است:

- نجوم به چه درد ما میخورد؟ چه تاثیری روی زندگی مان گذاشته؟
برای ما نون و آب شده است؟!!!!

این بود که تصمیم گرفتم این پست را نگاشته و Share کنم.

در این پست قصد دارم چند نمونه از اختراعاتی را لیست کنم که با هدف بکار گیری در جهت پیشرفت و پیشبرد نجوم و کیهانشناسی اختراع شده و به مرور به زندگی انسان ها وارد شده و قطعا اهمیت شان را در زندگی مان درک خواهیم کرد و میکنیم.

هدف از اختراع دستگاه هایی مثل MRI در واقع تصویر برداری از اجرام به کمک روش " تداخل سنجی " با کمک چندین تلسکوپ مختلف در لوکیشن های مختلف بوده و هست؛
اما به مرور این دستگاه در پزشکی عامل پیشرفت هایی شده است و امروزه میتوان به جرات بیان داشت که بدون وجود دستگاه های MRI ، فرایند درمان و تشخیص بسیاری از بیماری ها مختل خواهد شد.
همچنین روش هایی برای " تشخیص غیر مخرب تومور " وجود دارد که در واقع منجمین و کیهان شناسان، این روش ها را برای رصد در طول موج های رادیویی به کار میگرند.

دوربین های مداربسته ای که امروزه همه جا دیده میشوند و مورد استفاده عموم قرار گرفته اند، در واقع بعد از ساخت و ارسال تلسکوپ فضایی هابل اختراع شدند و به بازار راه یافتند.
اولین بار، CCD که برای تصویر برداری از اجرام آسمانی توسط هابل ساخته شد، این ایده را بوجود اورد که برای تصویر برداری در اماکن تاریک و کم نور، از همان CCD هایی استفاده کنیم که در دوربین عکس برداری هابل بکار گرفته شده و امروزه،علاوه بر دوربین های مدار بسته، این CCD ها در اختیار منجمین آماتور نیز قرار گرفته و آماتور ها نیز میتوانند از آن ها استفاده کرده و به تصویر برداری نجومی بپردازند.

دستگاه هایی مانند کروماتوگرافی گازی که کاربرد گسترده ای دارند، همچون نمونه بارزش که در فرودگاه ها جهت تشخیص بمب،مواد دارویی و... در بخش بار ها دارد، در اصل برای اولین بار برای یک مریخ نورد طراحی و بکار گرفته شد.

نوار های عکاسی Kodak نیز اولین بار برای ثبت تغییرات سطح خورشید اختراع شدند و به مرور زمان، در دوربین های آنالوگ مورد استفاده قرار گرفتند.

همچنین میتوان به اسکنر های اشعه ایکس اشاره کرد که اولین بار سنسور های اشعه ایکس در جهت تشخیص اشعه ایکس در تلسکوپ ها ساخته شدند.

زبان برنامه نویسی IDL یا زبان توصیف واسط در کامپیوتر نیز درواقع برای تحلیل داده های رصدی ابداع شد اما بعد ها شرکت جنرال موتورز از این زبان در جهت تحلیل تست های تصادفی استفاده کرد و بعد ها،شرکت های نفتی مانند Texaco و BP از این روش برای پیدا کردن میدان های نفتی استفاده کردند و همواره این روش مورد استفاده است.

همچنین،
نرم افزار های IRAF که توسط رصدخانه ملی آمریکا برای تبدیل داده های رصدی به آرایه های عددی توسعه یافتند، به مرور مشتریانی همچون شرکت ارتباطاتی AT&T را جذب کرد که برای تحلیل کامپیوتری سیستم ها مورد استفاده قرار گرفتند.


از همه اینها گذشته، یک منجم به خوبی میداند که نجوم چه تاثیری روی زندگی اش گذاشته؛
احتیاجی هم به توضیح اضافی ندارد، شاید اصلا قابل وصف نیز نباشد و فقط مبتلایان به نجوم حال او را بفهمند.


کانال تخصصی فیزیک هسته ای

@Nuclear_ph_ysics
18👍17👏1
Forwarded from دانش و اندیشه
لایو اینستاگرامی

موضوع سخنرانی:
مکانیک کوانتوم و چالش هایش

با حضور: مهدی فرمانی، پژوهشگر فیزیک_گرایش پلاسما


مجری برنامه: مهدی بصیرت نیا

شنبه ۰۷ / ۰۳ /۱۴۰۱
ساعت ۹ شب به وقت ایران

لینک حضور در جلسه

لینک کانال تلگرامی دانش و اندیشه
👍17
جهان های موازی
بخش هفتم(پایانی)

تفسیر جهان های موازی، تفسیری دترمنیستیک است.
میشود این جمله را اینگونه باز کرد که به زبان ساده، نوعی جبر در میان جهان های موازی در جریان است و این تفسیر، به اصطلاح دقیق تر و علمی اش، دترمنیزم است.

با یک مثال میشود این خاصیت تفسیر جهانهای موازی را تشریح کرد:
فرض کنید یک فرد در جهان کنونی خودکشی میکند.
همین فرد بعنوان ناظر در جهان موازی دیگری محکوم به زندگی کردن میشود و دیگر در آن جهان نمیتواند زندگی خودش را به پایان برساند.

این است که آن فرد در جهان موازی دیگر، محکوم به زندگی کردن و جاودانه شدن است.

به نظر شما جهان موازی جهان ما ایرانیان در سال 1401 چطور است؟
بیایید یکی از این جهان ها را بررسی کنیم.
در جهانی به موازات جهان ما، مهسا امینی یک دختر معمولی گمنام است که هیچکدام از ما او را نمیشناسد و یقینا با آسایش و آرامش زندگی خوبی دارد و حجاب اجباری نیست.
گشت ارشاد بی معناست، ایران جزو چند کشور برتر در دنیا از لحاظ جاذبه های گردشگری است و مقام اول دنیا را در میزان سفر توریست ها دارد.
نیکا از شاگردان شروین حاجی پور است و میشود پیشبینی کرد که بزودی خودش کنسرتی در تهران برگزار خواهد کرد و از طرفی، میهمانان بیشماری به این کنسرت از داخل و خارج کشور دعوت خواهند بود.
در آن جهان، بطور قطع به یقین مردم در امنیت کامل به زندگی خود ادامه میدهند.
در آن جهان با روشنگری حکومت ایران، مردم آگاه هستند که امنیت، فقط نظامی نیست و امنیت کامل نظامی زمانی برقرار خواهد بود که امنیت اقتصادی، امنیت اعتقادی و امنیت اجتماعی و مدنی و رفاهی برقرار باشد.

در آن جهان، نیروی ضد شورش از کمترین امکانات برخوردار است و به نوعی اصلا مسلح نیستند.
ارتش حامی مردم است و تهران جزو اولین پایتخت های پیشرفته دنیا معرفی شده است.

در آن جهان، ایران بیشترین تعداد پرتاب های موشکی به فضا را داراست و از سرتاسر دنیا برای تحصیل در رشته های علمی همجون فیزیک و هوافضا و شیمی، به دانشگاه های ایران اپلای میکنند.

در آن جهان، مردم ایران بعنوان شادترین مردم دنیا معرفی شده اند و محدودیت هایی برای سفر به ایران وضع شده است، چرا که با تعداد بیش از اندازه توریست ها، طبیعت ایران به خطر می افتد.

در آن جهان، فیروز نادری، مدیریت پرتاب کاوشگر های IS (iran space) را بر عهده دارد و فاطیما ابراهیمی، اخیرا با اختراع جدیدش برنامه سفر به مریخ با موشک های ایران اسپیس را متحول کرده است.

در آن جهان ایران بعنوان کشوری ثروتمند معرفی شده و اتحادیه آسیا با محوریت ایران، به دنبال ایجاد صلح جهانی، بودجه نظامی اش را کاهش داده و بودجه علمی را افزایش میدهد.

امیدوارم مفهوم دترمنیزم را در تفسیر جهانهای موازی به خوبی توضیح داده باشیم.
👍34👎7
حدودا یک سال قبل تر(شاید هم بیشتر) بود که در جهت فهم بهتر تفسیر جهان های موازی یا "many worlds interpretation" مباحث و توضیحات مفصلی را بصورت پست در آوردم و آنها را جمع آوری کردم و توضیحات دکتر عباس پژمان نیز دید خوبی به من داد در این جهت و از زحمات ایشان نیز تقدیر و تشکر میکنم.

اما بعد از گذشت حدود یک سال که دیگر مطلب مهمی در این رابطه نوشته نشد، در موضوع جهان های موازی و به صورت عام تری، در باب کوانتوم مکانیک، مباحثات مفصلی در گروه وابسته به همین کانال صورت گرفته و من خوشحالم که توانستم جمعی از دوستان را دور هم به این موضوعات علاقمند کنم و از دوستان فرهیخته دعوت کردم تا با هم نظری همدیگر، به یک دید کلی و بهتر از تفاسیر مکانیک کوانتوم برسیم.

هدف از جمع آوری و ارائه و نشر مطالب کانال در باب تفاسیر مکانیک کوانتوم، در درجه اول این بود که شبهات موجود در این حوزه را در حدود مجموعه مان یعنی مجموعه فیزیک هسته ای برطرف کنیم و در وهله بعد، در مباحثات مان به نقطه ای برسیم که سطح بحث ها یک پله بالاتر از مباحثات مان در یک سال قبل باشد و وقتی به این حد رسیدیم، طبق قولی که داده بودم مباحث را در کانال و به موازات کانال، در گروه پیش ببریم.

امروز با توجه به مباحث صورت گرفته در گروه، تصمیم گرفتم ادامه بحث را تا یک حدی که لازم است، پیش ببریم.

باری اولین پست را سعی میکنم برای امشب آماده کنم و در کانال منتشر کنم.

نکته ای که لازم به توجه است:

با توجه به اینکه مباحث در گروه ادامه دار خواهند بود، دوستانی که علاقمند هستند میتوانند عضو گروه وابسته به همین کانال بشوند:

https://t.iss.one/+71iL3giJ9cY3ZTdk



کانال تخصصی فیزیک هسته ای

@Nuclear_ph_ysics
👍13👏1
#جهان_های_موازی
ایده یا واقعیت؟


بخش اول:

جهان های موازی را اولین بار شخصی بنام هیو اورت سوم ( ||| Hugh Everett ) بعنوان تز دکترایش ارائه داد.
اما مورد تائید و قبول هیچ فیزیکدانی قرار نگرفت.
درواقع همه (از فیزیکدان ها بگیر تا عوام) او را مورد تمسخر قرار دادند تا جایی که هیو اورت فیزیک را رها کرد و کم کم تبدیل شده بود به یک تکه گوشت و استخوان که روی مبل در خانه میخوابید و سیگار میکشید، سیگار پشت سیگار.
همسرش او را بعد از مدتی ترک کرد و فرزندانش هم کم کم از او جدا شدند.

بعد از مدتی او فوت کرد و حالا یک دنیا خاطرات مانده بود و کسانی که تحت عنوان فیزیکدان، او را به تمسخر گرفته بودند.

خاطراتی از این دست که مثلا در شبی از سال 1954 ، وقتی با همکلاسی پرینستونی اش بنام چارلز میسنر و دستیار نیلز بور بنام آگه پترسن درباره تلویحات خنده دار مکانیک کوانتوم و تفسیر کپنهاگن صحبت میکردند، بعد از چند ساعت ایده جهان های موازی به ذهنش رسید و حدود چند هفته بعدش، شروع کرد به نوشتنش.

اما طولی نکشید که همه به یکباره رسیدند به همین جهان های موازی!
ظاهرا علم به یک تفسیر احتیاج داشت تا بشود پیش بردش!

جهان های موازی یک تفسیر بر مبنای ریاضیات محض است.
یعنی کاملا محسوس است که هیو اورت چگونه فکر کرده و چه شده است که ایده جهان های موازی به ذهنش خطور کرده.

موضوع این است که آزمایشی مثل دوشکاف، واقعیت را در کوانتوم به نمایش کشیده است اما آیا واقعیت فقط همین بود که آزمایش دوشکاف نشان میداد؟
آیا واقعیتی نهفته در دل این آزمایش بود که هیو اورت میخواست به آن برسد؟

هیو اورت تصمیم گرفت بر این مبنا که "همه چالش هارا کنار میگذارم تا ببینم ریاضیاتِ کوانتوم مکانیک چه میگوید" آن واقعیت نهفته را صرفا بر اساس ریاضیات از دل تفسیر کپنهاگن و تابع موج (Wave function) بیرون بکشد و موفق هم شد.

اما این موفقیت را بیست سال بعد از ارائه اش و بعد از بیست سال تمسخرش بدان پی بردند.

اگر ریاضیات در مکانیک کوانتوم کار میکنند، مثل معادله شرودینگر که تمام مکانیک کوانتوم بر آن استوار است، پس چرا نشود از آن نتایج منطقی و جبری گرفت که به برخی سوالات بی پاسخِ مکانیک کوانتوم پاسخ بدهد؟

این شد که جهان های موازی بعنوان یک تفسیر ریاضیاتی و محکم و منطقی، خیلی از مشکلات، سوالات بی پاسخ و حتی تناقضات کوانتوم مکانیک را پاسخ داد.
اما موضوع فقط به همین جا ختم نمیشود.


کانال تخصصی فیزیک هسته ای

@Nuclear_ph_ysics
👍20👏2
#جهان_های_موازی
ایده یا واقعیت؟


بخش دوم:

خاصیت ریاضیات این است که جبر را به نمایش میگذارد.
ریاضیات یعنی جبر، یعنی 4=2×2 و تمام!
چیز دیگری نگویید، فقط همین است! تمام!

دقیقا بر خلاف علم که نمیشود با قطعیت مطلق حرفی زد.
ما در علم تایید یا عدم تایید داریم، اما اینها مفاهیمی نسبی هستند و نمیشود چیزی را اثبات کرد.
اما در ریاضیات وقتی مثلا میگوییم:

sin²χ + cos²χ =1
میشود اثباتش کرد.
اثبات منطقی دارد و تا وقتی که پیش فرض های اولیه هندسه را تغییر ندهیم، نمیشود جمله جبری فوق را نفی کرد.

این است که چون تفسیر جهان های موازی بر پایه ریاضیات نوشته شده و یک تفسیر ریاضی است، پس ما در آن پدیده ای بنام دترمنیزم Determinism میبینیم.

دترمنیزم را بارها توضیح دادم، اما یکبار دیگر مرورش میکنیم:

تصور کنید یک اسلحه در دست خود دارید و بر روی سرتان گذاشته اید و دو تا انتخاب دارید:
تیر را شلیک کنید
یا
تیر را شلیک نکنید

که نتیجه هردو مشخص است.
شما مختارید خودتان را در هر لحظه بکشید یا نکشید.

حالا اگر یکی از این دو تا را انتخاب کنید، در همان لحظه شما دو جهان را بوجود آورده اید:
جهانی که در آن تیر را شلیک کردید و خودکشی کرده اید و جهانی که در آن تیر را شلیک نکرده اید و خودکشی نکرده اید.

مثلا اگر تیر را شلیک کردید و خودکشی کردید، در جهانی موازی دیگر، خودکشی نکرده اید و در آنجا محکوم به ادامه زندگی خود هستید.
این همان دترمنیزم است که خاصیت ذاتی جهان های موازی است. درواقع خاصیت ریاضیات است که در قالب تفسیر در آمده است.
ریاضیات و احتمالات حکم میکند که اگر قرار بر این است که هر احتمال در یک جهان به خصوصی اتفاق بی افتد، پس اگر مثلا در این جهان تاسی پرتاب میکنید و از بین 6 حالت مجاز آن تاس، مثلا عدد 1 رو می آید، پس بدون شک، قطعا و جبراً ما 6 جهان موازی مختلف داریم که در یکی از آنها عدد 1 در دیگری عدد 2 و... در ششمی عدد 6 رو آمده است.
باید همین گونه باشد، حالت دیگری ندارد.

درست است که با این تز، مشکلات زیادی حل میشود و حل هم شد، اما از طرفی مشکلات دیگری خلق شد که در شب های آینده بیشتر توضیح شان خواهم داد.


کانال تخصصی فیزیک هسته ای

@Nuclear_ph_ysics
👍17👏1