Physics & Astronomy
2.67K subscribers
65 photos
17 videos
8 files
47 links
We are butterflies in the universe!🪐
We look at the plain of stars🌙
Because the life of butterflies is short...🦋

⬇️Admins⬇️
Created by: @FarmaniF
Exchanges: @Sahar_u
Download Telegram
طراحی و ساخت دستگاه قابل حمل پلاسمای سرد اتمسفری برای مصارف پزشکی

پژوهشگر اصفهانی موفق به طراحی و ساخت دستگاه قابل حمل پلاسمای سرد اتمسفری برای مصارف پزشکی شد.
خانم حق جو رئیس بنیاد نخبگان استان اصفهان امروز گفت: این دستگاه بمنظور درمان انواع زخمهای دیابتی ، زخمهای عفونی و از بین بردن میکرو ارگانیسم های سطح پوست قابل استفاده است.
آقای نیکمرام طراح و سازنده گفت: این دستگاه از قسمتهایی مانند منبع تغذیه اختلاف پتانسیل و نازل پلاسما جت تشکیل شده که قادر است با استفاده از گاز هلیم ، پلاسما جت سرد اتمسفری را برای درمان انواع زخم تولید کند.

وی افزود: داشتن وزن کم با قابلیت جابجایی دستگاه ، کاهش مدت زمان درمان زخم ها ، صرفه جویی 30 درصدی در مصرف گاز هلیم با توجه به قیمت بالای این نوع گاز و قابلیت کاربردهای متفاوت برای درمان سلوهای سرطانی و از بین بردن انواع عفونتها از مزایای دستگاه ساخته شده است.

آقای نیکمرام گفت: دستگاه قابل حمل پلاسمای سرد اتمسفری امسال با شماره 80673 در اداره کل ثبت شرکتها و مالکیت صنعتی به ثبت رسیده است.

https://isfahan.irib.ir/-/

کانال تخصصی فیزیک هسته ای

@Nuclear_ph_ysics
تفاوت بین "اثر کامپتون"
و "اثر فتوالکتریک" چیست؟

در برهم كنش "فوتون" با ماده
ممکن است:
همه انرژي فوتون به ماده منتقل شود
یعنی
فوتون جذب الكترون شود.
همان "اثر فوتوالكتريك"
که حالتی خاص از پديده "كامپتون" است.

یک "فوتون" ممکن است،
قسمتی از انرژی خود را به الکترون منتقل کند.
همان اثر کامپتون.


در پدیده" فتوالکتریک" ،
الکترون " باید" مقید باشد.

اما
در اثر "کامپتون" ،
میتواند و ممکن است،
" الکترون آزاد" باشد.


چرا در اثر کامپتون، الکترون آزاد نمیتواند تمام انرژی فوتون را جذب کند اما در اثر فتوالکتریک الکترون مقید میتواند تمام انرژی فوتون را جذب کند؟

در اثر کامپتون الکترون آزاد نمیتواند
فوتون فرودی را جذب کند،
و در عین حال
هر دو کمیت انرژی و تکانه خطی را پایسته نگه دارد
زیرا به یک تناقض آشکار میرسیم.

اگر الکترون آزاد ، فوتون را جذب کند،
سرعت نهایی آن معادل سرعت نور میشود.
و بنا بر نظریه نسبیت خاص
هیچ ذره ای از جمله الکترون نمیتواند با سرعت نور حرکت کند.

در اثر فتوالکتریک، فوتون جذب الکترون میشود؛
یعنی انرژی و اندازه حرکت خود را به طور کامل به الکترون منتقل میکند.
اما این انرژی صرف غلبه بر تابع کار الکترون یا انرژی بستگیش به هسته میشود. بنابراین، فقط یک الکترون مقید میتواند کل انرژی فوتون را جذب کند.

هر دو اثر کامپتون و اثر فتوالکتریک
نشان می دهد که نور در  تعامل با ماده، به عنوان ذرات رفتار می کند.


کانال تخصصی فیزیک هسته ای

@Nuclear_ph_ysics
پلاسما چیست؟

#بخش_اول

شاید واژه پلاسما، بنظر نامناسب برسد؛
اما درواقع واژه plasma ، از لغت یونانی " πλάσμα،_ατος،τό " گرفته شده است که به معنی "هرچیز قالب ریزی شده یا ساخته شده" است.

پلاسما را یک مجموعه در نظر میگیریم که رفتار جمعی دارد و نمیتوان آن را جدا از هم تصور کرد. چرا که الکترون ها و یون ها(در معادله ساها: ni و nn ) در کنار هم مستقل رفتار نمیکنند، و باهم، هم ریتم و هماهنگ هستند.
به همین علت است که پلاسما، گرایشی به پیروی از تاثیرات خارجی ندارد و اغلب طوری رفتار میکند که گویی اختیارش با خودش است.

کانال تخصصی فیزیک هسته ای

@Nuclear_ph_ysics
پلاسما چیست؟

#بخش_دوم

پلاسما، گاز شبه خنثایی از ذرات باردار (در معادله ساها: ni) و ذرات خنثی (در معادله ساها: nn) است که رفتار جمعی از خود نشان میدهد.


مقصودمان از رفتار جمعی پلاسما چیست؟

بر روی مولکول ها و اتم های خنثی(همچون هوا) نیروی الکترومغناطیس، برایندی وجود ندارد؛ چرا که خنثی است.

درواقع مولکول ها ازادانه حرکت میکنند و تصادفاً با یکدیگر برخورد میکنند.
اما در پلاسما اینطور نیست!

چون در پلاسما، ذرات باردار هستند، با حرکت شان به اطراف، میتوانند تمرکز های موضعی با بار منفی یا مثبت ایجاد کنند که منجر به میدان‌های الکتریکی میشوند‌.
سپس، حرکت بارها و جریانها، میدان مغناطیسی را شکل میدهند و این میدان ها، بر حرکت و رفتار ذرات باردار دیگر که در فواصل دورتر قرار گرفته اند، اثر میگذارند.

پس پارامتر اول پلاسما بودن عبارت است از:

داشتن رفتار جمعی و در نتیجه، پیروی نکردن از قانون معروف گاز ها:
PV=nRT


کانال تخصصی فیزیک هسته ای

@Nuclear_ph_ysics
پلاسما چیست؟

#بخش_سوم

یکی از مشخصات اساسی رفتار پلاسما، توانایی آن برای دفع پتانسیل‌های الکتریکی است که به آن اعمال میشود.
( درباره این شرط λd<<L که از سه مولفه اصلی پلاسما است، بعدا در پست جداگانه ای مفصل خواهیم پرداخت )

اما تاکنون یک شرط پلاسما بودن را تشریح کرده، و تشریح شرط دوم را به آینده موکول کردیم.
شرط سوم، به برخورد میان یون ها مربوط میشود.
برای مثال، گاز یونیده ضعیف در خروجی یک جت، مشخصات پلاسما را ندارد؛
چرا که ذرات باردار آنقدر با اتم های خنثی برخورد میکنند که حرکت آنها توسط نیروهای "هیدرودینامیک" معمولی تعیین میشود؛
نه توسط نیروهای "الکترومغناطیسی" .

اگر ω بسامد نوعیِ نوسان‌های پلاسما،
و τ زمان متوسط بین برخورد ها با اتم های خنثی باشد،
برای آنکه گاز مانند پلاسما، و نه یک گاز خنثی، رفتار کند لازم است که:
ωτ > 1

منبع:
فیزیک پلاسما و همجوشی کنترل شده چن


کانال تخصصی فیزیک هسته ای

@Nuclear_ph_ysics
آیا فوتون میتواند واپاشی کند؟

امکان واپاشی فوتون‌ها به ذرات سبک‌تر، یکی از جنجالی‌ترین موضوعات فیزیک نوین به شمار می‌رود که تا کنون تلاش‌های بسیاری برای اثبات آن صورت گرفته است.
یولیان هیک آلمانی یکی از محققانی است که سعی می‌کند با استناد به طیف تابش میکروموج زمینه (CMB) نشان دهد فوتون‌ها می‌توانند با احتمال قابل قبولی در طول عمر خود دچار واپاشی شوند.

آیا یک فوتون می‌تواند واپاشی کند؟
تصور این موضوع که یک فوتون دچار واپاشی شود بسیار سخت است، به ویژه هنگامی که نور ستارگان دوردست را در نظر می‌گیریم که میلیون‌ها کیلومتر را در فضا طی می‌کنند تا به ما برسند.
با این حال اگر فوتون‌ها دارای جرم باشند، حتی اگر این جرم بسیار کوچک و غیر قابل مشاهده باشد، احتمال واپاشی آن‌ها به ذرات سبک‌تر وجود دارد.
اگر بخواهیم دنبال نشانه‌هایی برای این نوع واپاشی بگردیم، باید به قدیمی‌ترین نور موجود در کیهان،
یعنی تابش میکروموج زمینه (CMB) مراجعه کنیم.
در مقاله‌ای که اخیرا در فیزیکال ریویو لترز چاپ شده است، یولیان هیک (Julian Heeck) از موسسه ماکس پلانک برای فیزیک هسته‌ای در هایلدبرگ آلمان نشان می‌دهد که اگر به طیف جسم سیاه CMB دقت کنیم، می‌بینیم که واپاشی فوتون‌ها امری غیر محتمل نیست؛
و بنابراین می‌توان یک حد پایین برای طول عمر فوتون‌ها در نظر گرفت.

همان‌طور که می‌دانیم، برای آنکه یک فوتون بتواند دچار واپاشی شود باید دارای جرم باشد. چرا که در غیر این صورت هیچ ذره سبک‌تری وجود نخواهد داشت که فوتون بتواند به آن فرو بپاشد.
وجود یک فوتون با جرم غیر صفر از لحاظ نظری کاملا ممکن است، اما آزمایش‌هایی که با کمک میدان‌های الکتریکی و مغناطیسی صورت گرفته است، جرم فوتون را تا کمتر از ده به توان منفی پنجاه و چهار کیلوگرم محدود می‌کنند.

هیک با فرض این حد بالا برای جرم فوتون، یک مدل کاملا عمومی در نظر گرفت که در آن فوتون‌ها می‌توانند به ذرات سبک‌تری چون نوترینوها و یا ذرات ناشناخته واپاشی کنند.

به عنوان یک قید، هیک تابش CMB را در نظر گرفت که در واقع یک تابش بسیار قدیمی گسیل شده از پلاسمای داغ و تیره‌ای است که تا چند صد هزار سال پس از بیگ بنگ وجود داشته است.
طیف CMB به خوبی با طیف تابش یک جسم سیاه ایده‌آل همخوانی دارد. این امر بیانگر آن است که تعداد بسیار اندکی از فوتون‌های CMB در طی سفر سیزده میلیارد ساله خود دچار واپاشی شده‌اند. طبق محاسبات هیک، حداقل طول عمر این فوتون‌ها پیش از آنکه دچار واپاشی شوند، در چارچوب لخت فوتون، سه سال بوده است. این زمان به نظر بسیار کوتاه می‌رسد، اما باید در نظر داشته باشیم که فوتون‌ها موجوداتی به شدت نسبیتی هستند. بنابراین هنگامی که اتساع زمانی را به حساب آوریم، یک فوتون نور مرئی در چارچوب مرجع ما برای مدت ده به توان هجده سال یا بیشتر پایدار خواهد بود.

https://www.livescience.com/38533-photons-may-emit-faster-than-light-particles.html




کانال تخصصی فیزیک هسته ای

@Nuclear_ph_ysics
@Nuclear_ph_ysics
@Nuclear_ph_ysics


پايان‌نامه دكتراي شهيد مصطفي چمران در رشته فيزيك پلاسما از بي‌نظيرترين پايان‌نامه‌ها در اين رشته هسته‌اي محسوب مي‌شود،

از نظر علمی و اهل فن به جرأت مي‌توان گفت كه پايان‌نامه شهيد چمران از سطح دانش بسيار بالايي برخوردار بوده، به حدي كه هنوز پس از مدت‌ها در كشور استفاده چنداني از اين پايان‌‌نامه به دليل سطح بسيار بالاي آن نشده است.

امضاي استاد «اچ‌اسلون» به عنوان استاد راهنمای پايان‌نامه شهيد چمران و همكاری با استاد اچ‌اسلون از افتخارات این دانشمند فیزیک پلاسما است.

شهيد مصطفي چمران جزو يكصد دانشمند برتر گداخت هسته‌ای جهان
و هم‌چنين نخستين ايرانی در اين رشته محسوب می‌شود.

دکتر چمران در جریان تحقیق درباره مگنترون، کاتد سرد را هم اضافه کرد و آن را تعالى بخشید.

منبع:
خبرگزاری فارس
به نقل از دکتر امراللهی


کانال تخصصی فیزیک هسته ای

@Nuclear_ph_ysics
1
کوانتوم بوهمی چیست؟

نظریه بوهم بر اساس "ناموضعیت"
و تأثیر گذار ی فوق نوری مبتنی است.

تاثیر گذار ی فوق نوری مستقیما قابل مشاهده نیست.


در مدل بوهمی کوانتوم مکانیک، نیروی پتانسیل کوانتومی داریم.

چهار نیروی، گرانش، الکترومغناطیس، هسته‌ای قوی و هسته ای ضعیف داریم. که با بیشتر شدن فاصله ضعیف میشوند، اما نیروی پتانسیل کوانتومی با فاصله ضعیف نمیشود.

بوهم ، یک "سطح زیرین" در نظر میگیرد، که در آن جا همه چیز به صورت عِلّی وجود دارد.
عدم قطعیت کوانتومی ناشی از جهل ماست

در دیدگاه بوهم ، موجود کوانتومی
هم ذره است و هم موج،
هم مکان دارد هم تکانه
هویت کوانتومی، خواص ذاتی دارند، چه اندازه گیری بشوند و چه اندازه گیری نشوند .

البته بوهم میگوید:
عمل اندازه گیری روی سیستم اثر دارد. اگر پس از اندازه گیری مکان سیستم را یک عددی بدست آورد ید لزوما قبل از اندازه گیری آنجا نبوده.

در نظریه کوانتومی بوهم
ما هم ذره داریم هم موج(نه، یا ذره یا موج)

به ذره دسترسی داریم و از طریق آثار به موج پی می بریم.

این موج از تمام نقاط جهان اطلاعات را میگیرد و به ذره منتقل می کند.
و اگر هر گوشه ای از جهان اتفاقی بیفتد این موج آنرا به ذره منتقل می کند بنابراین از همان ابتدا به ناموضعیت معتقد است.
ذره دارای خواص معین است.

از نظر بوهم، کوانتوم مکانیک فعلی یک دستورالعمل محاسبه ای است یا بیشتر یک ابزار است، تا اینکه قابلیت تفسیر داشته باشد.

در مکانیک کلاسیک اجزای جهان هیچ ارتباطی با هم نداشتند

در مکانیک بوهمی:
جهان از اجزای لاینفک و غیر قابل تجزیه اقلا در سطح زیرین تشکیل شده. در سطح روئین این بهم پیوستگی دیده نمیشود
که البته این نظر بوهر و هایزنبرگ هم بود.

در مکانیک بوهمی هر بلایی سر یک قسمت سیستم بیارید در
در همه جای سیستم تاثیر گذار است.

بوهم یک فیزیکدان درجه یک بود و از شاگردان اوپنهایمر رهبر پروژه منهتن بود.

بوهم قبل از نظریه کوانتومی خود، قضایایی در مورد فیزیک پلاسما داشت.

منبع:
درس مبانی فلسفی مکانیک کوانتومی
دکتر گلشنی

کانال تخصصی فیزیک هسته ای

@Nuclear_ph_ysics
در فیزیک "صفر" یا "هیچ" بی معناست.
اگر جایی دیدید که ادعا شده جهان از هیچ ایجاد شده کاملا اشتباه است.

در کوانتوم فیلد تئوری
، "خلأ کوانتومی" به هیچ عنوان به معنی "هیچ مطلق فلسفی" نیست و نمیتواند باشد.

در فیزیک "دمای" صفر مطلق نداریم و نمیتوانیم داشته باشیم.

در فیزیک کوانتوم "انرژی" صفر نداریم و هرگز نمیتوانیم داشته باشیم.
چرا؟
زیرا در مکانیک کوانتومی، کمینه انرژی برای ذره
در جعبه نامتناهی
مقداری " غیر صفر " دارد.
و به انرژی "حالت پایه" موسوم است.


چرا ما در طبیعت هیچ وقت به دمای صفر مطلق نخواهیم رسید؟
چون در طبیعت هر سیستمی دارای "حداقل انرژی" است.
یعنی هر سیستمی دارای یک حداقل انرژی و دما است.
بنابراین شما هیچ وسیله ای نمیتوانید بسازید که
دما را به صفر مطلق برسانید.

چرا خلأ کوانتومی به معنای هیچ مطلق فلسفی نیست و دارای انرژی است؟

اصل عدم قطعیت زمان-انرژی می گوید همیشه مقداری عدم قطعیت در مقدار انرژی وجود دارد و ما هیچگاه نمی توانیم مقدار انرژی را به صورت کاملا دقیق بدست آوریم. 

بنابراین نمی توانیم ادعا کنیم انرژی خلا، دقیقا صفر است و این بدان معناست که در یک بازه ی زمانی بسیار کوتاه، خلا دارای انرژی است.

بنابراین "خلأ کوانتومی"
به معنی "عدم" نیست.

در نظریه میدان کوانتومی، یک حالت میدان پایه‌ی کوانتومی وجود دارد که دارای کمترین انرژی است و به آن خلأ کوانتومی می‌گویند.

اگر معتقد باشیم که در خلاء هیچ چیز وجود ندارد
به این معنی است که:
رابطه عدم قطعیت را به وضوح رد کرده ایم.

که البته بحث تخصصی آن مربوط به نظريه میدان های کوانتومی یا کوانتوم فیلد تئوری است که دانشجویان گرایش ذرات بنیادی در دانشگاه این درس را میگذرانند.

و در آخر دو جمله از دکتر گلشنی:

هاوکینگ مرکز تناقض گویی است. خلأ کوانتومی، خلا متافیزیک و ارسطویی و صدرائی نیست و بین هیچ فلسفی که هاوکینگ از خلأ فیزیکی آن را نتیجه میگیرد تفاوت وجود دارد.

مگر می شود با فیزیک که وجهه ای از هستی است، هستی مطلق را نفی کرد اگر اطلاقی موجود نباشد مقید معنی نخواهد داشت.


کانال تخصصی فیزیک هسته ای

@Nuclear_ph_ysics
👍2
همراهان عزیز کانال فیزیک هسته ای

ضمن تشکر از بابت دنبال کردن مطالب کانال؛
از امشب، هر شب یک بخش از تاریخ تکامل کوانتوم مکانیک را در کانال تشریح خواهم کرد.
مقصود از اشتراک گذاری این مطالب از امشب، درک بهتر و کامل تری نسبت به تفسیر جهان‌های موازی میباشد.

امید است،
اشتراک گذاری و مطالعه مطالب پیش رو در کانال، در جهت درک بهتر کوانتوم و بخصوص نظریه جهان های موازی، مفید واقع شود.

سوالات در این زمینه را میتوانید بزودی در گروه نو تاسیسِ فیزیک هسته ای مطرح کرده و پاسخ تان را از طریق متخصصان این حوزه دریافت نمائید.
لازم بذکر است برخی مطالب برداشت از نوشتار های دکتر پژمان بوده و از ایشان بابت نشر مطالب تشکر مینماییم.

با تشکر
"مدیریت مجموعه فیزیک هسته ای"

@Nuclear_ph_ysics
👍71👎1
نور پُلاریزه١

دنیای کوانتوم را نمی شود به طور مستقیم دید. دست کم تا کنون بشر نتوانسته است به طور مستقیم ذرات بنیادی را ببیند. برای این که آن ذرات آن قدر کوچک هستند که حتی تصورِ این کوچکی هم برای انسان ممکن نیست. اما یک چیزی هست که می تواند به شکل ملموسی اتفاقات کوانتومی را نشان بدهد: نور پلاریزه.
نور پُلاریزه را اگر بخواهیم به فارسی بگوییم، یا ترجمه کنیم، می شود مثلاً نور قطبی شده، یا نور قطبیده. اما نور پُلاریزه چیست؟ امواجی که در فضا هست، مثلاً امواج صوتی، امواج رادیویی، امواجی که فوتون ها یا ذرات نوری آن را ایجاد می کنند، نوسانات بسیار ریزی در فضا دارند. یعنی همین طور که دارند با سرعت سرسام آوری در فضا حرکت می کنند، ضمن این حرکتشان هر کدام یک موجی هم ایجاد می کنند. قبلاً هم گفتیم که انسان نمی تواند چیزی را تجسم کند که هم ذره است هم موج. اما اکنون دیگر می داند که نور واقعاً چنین چیزی است. حتی اگر درک شهودیِ ما نتواند آن را تجسم کند. باری، هر کدام از این موج هایی که فوتون ها آنها را ایجاد می کند، پنج تا مشخصه دارد:
١- طول موج، که عبارت است فاصلۀ دو تا نوسان. موج همین طور که دارد پیش می رود، نوسان هم می کند. فاصلۀ هر دو تا نوسان متوالی مقدار ثابتی است که به آن می گویند طول موج.
٢ – فرکانس، که عبارت است از تعداد این نوسان ها در یک ثانیه، در یک نقطۀ مشخص از فضا. این که می گویم در یک نقطۀ مشخص از فضا، به این خاطر است که تعداد این نوسان ها در محیط های مختلف می تواند تغییر کند. مثلاً نور وقتی در جو زمین حرکت می کند تعداد نوسان هایش فرق دارد با تعداد نوسان هایی که مثلاً هنگام حرکت در آب دارد. 
٣- جهت حرکت موج یا همان فوتون. مثلاً بعضی فوتون هایی که از خورشید راه می افتند و به پنجرۀ اتاق ما می تابند، جهتشان از نقطه¬ای در خورشید به سمت پنجرۀ اتاق ماست.
۴- دامنۀ نوسان، که انگلیسی¬اش می شود amplitude ، عبارت است از فاصله¬ای است که بین بالاترین نقطۀ یک نوسان و پایین¬ترین نقطۀ آن هست.
۵- جهت، نوسان ها. برای این که تصوری از جهت نوسان ها داشته باشیم، باید دامنه را در نظر بگیریم. آن وقت جهت نوسان خطی خواهد بود که از پایین¬ترین نقطۀ نوسان به طرف بالاترین نقطۀ آن کشیده می شود. این خط همیشه عمود بر جهت حرکت فوتون (شمارۀ ٣) است. گفتیم وقتی فوتون ها در فضا دارند نوسان می کنند و پیش می روند، هر کدام موجی تولید می کنند. اما این موج ها همه در یک جهت نوسان نمی کنند. بعضی ها در یک جهت هستند، بعضی ها در یک جهت دیگر. باز بعضی های دیگر در یک جهت دیگر. به طوری که جهت های بسیار مختلفی ایجاد می شود. یک دایره را در نظر بگیرید. این دایره چندتا قطر می تواند داشته باشد؟ بینهایت. جهت نوسان هم همین طور است. اگر جهت نوسان های یک دسته از فوتون ها را که مثلاً از لامپ اتاق ما می تابند، روی یک دایره نشان دهیم. این جهت ها ممکن است قطرهای زیادی روی این دایره ایجاد کنند.

کانال تخصصی فیزیک هسته ای

@Nuclear_ph_ysics
👍3
بخش دوم:



باری، فیزیکدان‌ها برای این که جهت نوسان های فوتون ها را کمی ساده تر و ملموس تر بیان کنند، می آیند روی یک صفحه دو تا خط عمود برهم رسم می کنند.
یکی از آنها افقی و دیگری عمود بر آن.
اسم خط افقی را می گذارند محور Y،
و اسم آن یکی را محور X .

حالا فرض کنیم در محل تقاطع این دو تا محور، یک منبع نور باشد. مثلاً یک چراغ قوه. فوتون هایی که از این منبع در فضا راه می افتند، جهت نوسان هاشان می تواند روی محور X باشد، روی محور Yباشد، و در هر خطی بین اینها هم باشد. اما از میان همۀ این جهت ها سه تا در مطالعات فیزیکی خیلی مهم تر است:
یکی جهت افقی،
دیگری جهت عمودی،
و سومی هم جهتی که درست وسط این دوتا قرار می گیرد و زاویۀ نود درجه بین آن دو محور را نصف می کند.

فیزیکدانها این سه تا جهت مخصوص را فقط طبق قرارداد انتخاب می کنند تا راحت تر بتوانند آزمایش مربوط به پلاریزاسیون را انجام دهند. اهمیت این سه تا جهت هم فقط به همین خاطر است.

سپس دانشمندان می آیند فیلترهایی می سازند که این فیلترها می توانند بعضی از آن فوتون ها را که در جهت خاصی نوسان می کنند از خودشان عبور دهند، و بقیه را نگذارند عبور کند.
مثلا بعضی فیلترها هست که فقط فوتون هایی را که در جهت عمودی نوسان می کنند از خودشان عبور می دهند. اینها بقیۀ فوتون هایی را که در جهت های دیگر نوسان می کنند از خودشان عبور نمی دهند.
یا فیلترهایی هست که فقط فوتون هایی را که در جهت افقی نوسان می کنند از خودشان عبور می دهند. بنابراین اگر یک دسته اشعه نوری به یک فیلتر عمودی بتابد، مقدار زیادی از آنها نمی توانند از فیلتر رد شوند.
فقط فوتون هایی از این فیلتر می گذرند که در جهت عمودی نوسان می کنند. بدیهی است که شدت نور وقتی از فیلتر گذشت خیلی کم می شود. برای این که بسیاری از فوتون هایش نمی توانند از آن بگذرند.
اما عوضش نوری خواهد بود که همۀ فوتون هایش فقط در یک جهت نوسان می کنند.
این را می گویند نور پُلاریزه.


کانال تخصصی فیزیک هسته ای

@Nuclear_ph_ysics
👍1
بخش سوم:



در یادداشت های قبلی دیدیم فوتون ها (یا همان ذراتی که نور از آنها تشکیل شده است)، هم خاصیت ذره ای دارند،
و هم خاصیت موجی.

یعنی، در آنِ واحد، هم به صورت ذره هستند هم به صورت موج.
موج هم می دانیم چیزی است که یک «نوسان» در خود دارد که یِکریز تکرار می شود.
بعد گفتیم، فوتون هایی که از یک منبع نوری می تابند، همه در یک جهت نوسان نمی کنند، بلکه در جهت های گوناگون و بیشماری می توانند «نوسان» کنند.

گفتیم فیزیکدان ها برای این که «جهت»ِ نوسان های فوتون ها را کمی ساده تر و ملموس تر بیان کنند؛
می آیند روی یک صفحه دو تا خط عمود برهم رسم می کنند.
یکی از آنها افقی و دیگری عمود بر آن.

اسم خط افقی را می گذارند محور Y،
و اسم آن یکی را محور X .
آن وقت می توانند جهت نوسان های فوتون ها را روی این صفحه نشان دهند که ملموس تر باشد. اینجا توضیح بیشتری لازم است.

فرض کنیم مثلا چراغ قوه مخصوصی داریم که این چراغ قوه می تواند با فشار یک دکمه که روی آن هست فقط یک فوتون از خودش بتاباند.
چراغ قوه را می گیریم دستمان و آن را طوری جلو خود نگه می داریم که نسبت به کف اتاق حالت افقی داشته باشد. به طوری که وقتی فوتون از آن خارج شد
و به دیوار روبرو خورد، به طور کاملاً عمودی به وسط دیوار بخورد.
آن محور X و Y که گفتم، در واقع روی یک همچون صفحه ای باید رسم شود. یعنی موقعیت فضایی آن صفحه باید طوری باشد که فوتون ها از روبرو و کاملاً عمودی به وسط آن بخورند.

حالا فوتون ها را یکی یکی به آن صفحه کاغذ، که آن محورهای X و Y را رویش رسم کرده ایم، شلیک می کنیم.
هر کدام از فوتون ها می روند درست به محل تقاطع این دوتا محور می خورند.

حالا در این نکته باید خیلی دقت کنیم:

می دانیم که هر کدام از این فوتون ها یک موج، ضمن حرکتشان در فضا ایجاد می کنند. موج هم می دانیم چیزی است که نوسانی دارد.

آنچه برای ما مهم است، «جهت»ِ این نوسان است.
آزمایش ها نشان داده است بعضی فوتون ها، همین طور که دارند می روند و موجی هم ایجاد می کنند،
جهتِ نوسانِ این موج از بالا به پایین است. یا می توانیم بگوییم از پایین به بالاست- فرقی نمی کند. بعضی های دیگر هم نوسان موجشان از چپ به راست است. یا از راست به چپ است- باز هم فرقی نمی کند.
بعضی های دیگر هم نوسان موجشان کَجَکی است.
آنهایی که جهت نوسانشان از بالا به پایین است، یعنی نوسانشان می رود بالا و می آید پایین، این بالا و پایین رفتنش روی محور X خواهد بود.

آنهایی هم که از چپ به راست، یا از راست به چپ نوسان می کنند، این چپ و راست رفتنشان روی محورY خواهد بود.

بقیه که کجکی نوسان می کنند،
روی خط هایی نوسان خواهند کرد که بین محور X و محور Y می افتند. مثلاً روی خطی که زاویه بین محور X و محور Y را به دو قسمت مساوی تقسیم می کند و با هر یک از آنها زاویه 45 درجه می سازد. یا مثلاً روی خطی دیگر بین محور X و محور Y می افتد و مثلاً با X زاویه 30 درجه می سازد. و الی آخر.

اگر این را توانسته باشید خوب مجسم کنید، بقیه بحثمان خیلی آسان تر خواهد شد. آنگاه عجایب دنیای فوتون ها هم بیشتر شگفت زده مان خواهد کرد.
در ویدیو پایین👇، شبیه سازی این زوایا و محور ها انجام شده و تجسم آنهارا آسان تر میسازد.
فقط هر طور هست باید بتوانید این را خوب تجسم کنید،
وگرنه ادامه بحث کمی برایتان مشکل خواهد بود.

کانال تخصصی فیزیک هسته ای

@Nuclear_ph_ysics
1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این ویدئو نشان می دهد فیلترهای نوری چطور عمل می کنند.
شکل نوسان های سه تا فوتون را هم نشان می دهد:

یکی از آنها، فوتون قرمز رنگ: در جهت عمودی نوسان می کند
یکی دیگر، فوتون سبز رنگ: درجهت افقی نوسان میکند
و فوتون آبی رنگ: کجکی نوسان میکند.


کانال تخصصی فیزیک هسته ای

@Nuclear_ph_ysics
نور پُلاریزه ۴

فبلترهای نوری- در ویدیویی که قبل از این پست گذاشته¬ام، نشان داده می¬شود فوتون ها به چه صورت حرکت می کنند و موجی که درست می کنند به چه صورت است. در این ویدیو سه تا فوتون هست که موج هر یک از آنها در جهت خاصی نوسان می کند. فوتون قرمز رنگ، در جهت عمودی نوسان می کند، فوتون سبز رنگ، درجهت افقی، فوتون آبی رنگ هم کجکی. حالا به جای این سه تا فوتون، مثلاً یک میلیارد فوتون در نظر می گیریم. اینها در فضا به شکل یک دسته موج خواهند بود که در هم دیگر تنیده شده¬اند و در جهت های مختلف نوسان می کنند. تعدادی در جهت عمودی، یعنی روی محور X ، نوسان می کنند. تعدادی در جهت افقی، یعنی روی محورY، نوسان می کنند. تعدادی دیگر از آنها جهت نوسانشان طوری است که درست وسط X و Y نوسان می کنند. یعنی اگر خطی را که روی آن نوسان می کنند رسم کنیم زاویۀ بین X و Y را نصف می کند. بقیه هم روی خط هایی نوسان می کنند که اگر آنها را رسم کنیم، باز هر کدام از آنها زاویۀ بین X و Y را به دو قسمت تقسیم می کنند، اما نه به طور مساوی، بلکه بعضی ها به X نزدیک خواهند بود و بعضی ها به Y، و تعدادشان هم معمولاً زیاد خواهد بود.

و اما فیلترهای نوری. فیلترهای نوری وسایلی هستند که اگر جلو نور قرار داده شوند، فقط فوتون هایی را از خودشان عبور می دهد که در یک جهت خاص نوسان می کنند. مثلاً فقط فوتون هایی می توانند از آنها عبور کنند که در جهت عمودی نوسان می کنند. بقیۀ فوتون ها که در جهت های دیگر نوسان می کنند، همه¬شان فیلتر می شوند و نمی توانند از آن عبور کنند. در ویدیوی پست قبلی، فیلتری می بینیم که فقط فوتونی را از خود عبور می دهد که در جهت افقی نوسان می کند. یعنی فوتون سبز. آن دو تا فوتون دیگر، یعنی فوتون قرمز، که در جهت عمودی نوسان می کند، و فوتون آبی، که کجکی نوسان می کند، نمی توانند از آن فیلتر رد شوند.

یکی از کابردهای فیلترهای نوری در عینک های آفتابی است. شیشه های این عینک ها معمولاً فقط فوتون هایی را از خود عبور می دهند که در جهت عمودی نوسان می کنند و بقیۀ فوتون ها را نمی گذارند وارد چشم شود. بنابراین مقدار زیادی از شدت نور را حذف می کنند. نوری هم که شدتش کم باشد چشم را نمی زند. غینک آفتابی را برای همین می زنیم. آن را می زنیم که شدت نور را کم کند و نگذارد چشممان را بزند. اما چرا این عینک ها را طوری می سازند که فقط فوتون های عمودی را به چشم راه دهد؟ این به خاطر یک پدیدۀ طبیعی است که همۀ ما هم با آن آشنا هستیم. همۀ ما نوری را که از سطح یک جاده یا بیابان یا پشت بام منعکس می شود دیده¬ایم. نوری که از این جور سطح ها، یعنی سطح های وسیع و صاف و نسبتاً افقی منعکس می شود، بیشترِ فوتون هایش افقی هستند. بعضی از این فوتون های افقی پیش از خوردن به آن سطح هم افقی هستند، اما بعضی هم بعد از خوردن به آن سطح است که افقی می شوند. باری، نوری که از این جور سطح ها منعکس می شود، بیشترِ فوتون هایش جهت نوسانشان افقی است. برای همین است که عینک های آفتابی را طوری می سازند که این جور فوتون ها را از خود عبور ندهد. اگر فیلتر را طوری بسازند که فوتون های افقی را از خود عبور دهد و فوتون های دیگر حذف کند، شدت نوری که به چشم می رسد چندان کم نخواهد شد.


کانال تخصصی فیزیک هسته ای

@Nuclear_ph_ysics
نور پُلاریزه – ۵

اکنون دیگر می توانیم نور پُلاریزه یا نورِ قطبی شده را خوب بشناسیم. نور پُلاریزه نوری است که همۀ فوتون هایش در یک جهت نوسان کنند. مثلاً همۀ فوتون هایش فقط در جهت عمودی، یعنی روی محور X نوسان می کنند. یا مثلاً همۀ فوتون هایش در جهت افقی یا روی محور Y نوسان می کنند. یا همین طور مثلاً در جهتی نوسان می کنند که محورش زاویۀ بین محور X و Y را نصف می کند. یعنی هم با محور X زاویۀ ۴۵ درجه می سازد هم با محور Y .

تهیۀ نور پُلاریزه هم بسیار ساده است. کافی است لامپی را روشن کنیم، و آنگاه شبشۀ یک عینک آفتابی را بگیریم جلو این لامپ. نوری که ازش عبور می کند نور پُلاریزه¬ای خواهد بود که همۀ فوتون هایش در جهت عمودی نوسان می کنند.

اما اگر همان شیشه را که جلو لامپ گرفته¬ایم، ٩٠ درجه به سمت راست یا چپ بچرخانیم، آنگاه آن نوری که ازش عبور خواهد کرد نورِ پلاریزه¬ای می شود که فوتون هایش در جهت افقی نوسان می کنند. و اگر به جای ٩٠ درجه، ۴۵درجه بچرخانیم، نوری که ازش عبور می کند، نوری خواهد شد که همۀ فوتون هایش روی محور۴۵ درجه نوسان می کنند! حتماً می دانید چرا. می توانید از فیلتری که در ویدیو هست کمک بگیرید.

حالا که دیگر نورِ پلاریزه را شناختیم، بر می گردیم به آزمایش دو شکاف. اما این بار آن را با استفاده از فوتون یا فوتون های پلاریزه انجام خواهیم داد. از سه نوع فوتونِ پلاریزه هم استفاده خواهیم کرد. فوتون هایی که در جهت عمودی یا روی محور X نوسان می کنند، فوتون هایی که در جهت افقی یا روی محور Y نوسان می کنند، و فوتون هایی که روی محور ۴۵ درجه نوسان می کنند . یعنی روی محوری که زاویۀ بین محور X و Y را نصف می کند. هم با محور X زاویۀ ۴۵ درجه می سازد هم با محور Y .

کانال تخصصی فیزیک هسته ای

@Nuclear_ph_ysics
👍1
باز گشت به آزمایش دو شکاف

قبلاً گفتیم که می خواهیم آزمایش دو شکاف را دوباره انجام دهیم. منتهی این بار می خواهیم با نور پُلاریزه انجام دهیم. این بود که ابتدا نور پُلاریزه را شناختیم. و حالا که نورِ پلاریزه را شناخته¬ایم، بر می گردیم به آزمایش دو شکاف. آزمایش دو شکاف با الکترون یا فوتون معمولی به این صورت بود:

یک مقوا داشتیم که این مقوا نور را از خودش عبور نمی داد. مثلاً اگر  اشعه¬ای از نور را به آن می تابانیدیم، هیچ چیزی از  این اشعه نمی توانست از آن عبور کند. آن وقت می آمدیم دو تا شکاف در وسط این مقوا ایجاد می کردیم. شکاف ها بسیار نزدیک به هم و موازی هم بودند. یک صفحۀ حساس هم پشت این صفحه و با فاصله¬ای از آن طوری می گذاشتیم که دوتا صفحه موازی هم باشند. این صفحۀ دوم این خاصیت را داشت که هر فوتونی که به آن می خورد، عکسش روی آن می افتاد. آزمایش را در سه قسمت انجام می دادیم.

در قسمت اول، یک دسته شعاع نوری را که از چند فوتون تشکیل می شود از روبروی صفحۀ اول به سوی آن می فرستادیم. بعضی فوتون ها از شکاف ها رد می شدند و تصویرشان روی صفحۀ دوم می افتاد. مشخص هم نبود هر بار چند تا از فوتون ها از شکاف ها می گذرند. همچنین نمی توانستیم پیش بینی کنیم عکسشان در کجای صفحۀ دوم می افتد. یعنی همه چیز از روی تصادف اتفاق می افتاد. آزمایش را که ادامه می دادیم، کم کم تصویری روی صفحۀ حساس ظاهر می شد که تصویر فوتون هایی بود که به صفحۀ دوم رسیده بودند. این تصویر ابتدا به شکل نقطه هایی بود که روی صفحه پراکنده شده بودند. اما با افزایش تعداد آنها کم کم شکل خاصی پیدا می کرد. تصویری که از نوارهای باریک و موازی هم تشکیل شده بود که در کنار هم قرار گرفته بودند و یک در میان روشن و تاریک بودند.

در قسمت دوم آزمایش، شکاف چپ را می بستیم تا فقط شکاف راست باز باشد. دوباره یک دسته شعاع نور را از روبروی صفحۀ اول به سوی آن می فرستادیم. بعضی فوتون ها از شکافی که باز بود رد می شدند و تصویرشان روی صفحۀ دوم می افتاد. مشخص هم نبود هر بار چند تا از فوتون ها از شکاف می گذرند. همچنین مشخص نبود عکسشان در کجای صفحۀ دوم می افتد. همه چیز از روی تصادف اتفاق می افتاد. با ادامۀ این آزمایش هم کم کم نقطه هایی روی صفحۀ دوم ظاهر می شد که به شکل کاملاً تصادفی روی آن پراکنده شده بودند. اما تصویر اینها دیگر شکل خاصی پیدا نمی کرد. فقط تصویری بود که می شد گفت از تجمع تعداد زیادی نقطه ایجاد شده است.

در قسمت سوم آزمایش، شکاف راست را می بستیم تا فقط شکاف چپ باز باشد. آزمایش را عیناً مثل دفعه های قبل تکرار می کردیم. اینجا هم باز تصویری که ایجاد می شد، مثل تصویری بود که در قسمت دوم ایجاد شده بود. یعنی تصویری بود که می شد گفت از تجمع تعداد زیادی نقطه ایجاد شده است.

قسمت دوم و سوم این آزمایش نشان می داد فوتون ها به شکل ذره از آن یک شکاف که باز بود عبور کرده-اند. اما تصویری که در قسمت اول آزمایش روی صفحه ظاهر می شد، حکایت از آن داشت که فوتون ها به صورت تداخل امواج به آن صفحه رسیده¬اند، و آن تصویر از  مجموع این تداخل ها ایجاد شده است. اینجا اولین توضیحی که به ذهن خیلی ها ممکن است برسد این خواهد بود که چون در هر شعاع نوری تعداد زیادی فوتون هست، بعضی فوتون ها از شکاف راست می گذرند، بعضی ها هم از شکاف چپ، و این فوتون های متعدد و مستقل از هم هستند که با یکدیگر تداخل می کنند. اما حقیقتاً این طور نیست. چرا؟ برای این که اگر این آزمایش را  به جای شلیک هر بار چند فوتون، با شلیک هر بار فقط یک فوتون انجام دهیم، باز هم آخر سر همان تصویر ایجاد می شود. یعنی تصویری که حکایت از آن دارد که آن فوتون هر بار که به آن صفحه می رسد، به صورت تداخل دوتا موج می رسد! خوب، فوتون که تقسیم پذیر نیست. بنابراین نمی تواند نصفش از این شکاف بگذرد و نصفش از آن شکاف. پس فقط می شود گفت هر بار که خود را به آن صفحۀ حساس می رساند، هم از این شکاف گذشته است هم از آن شکاف، و  خودش با خودش پشت صفحۀ مات تداخل کرده است! چیز بسیار عجیبی است! اما حقیقتی است که هست! این حقیقت حتی می تواند خود را به صورت آشکارتری هم نشان دهد. و آن هنگامی است که آزمایش دو شکاف را به جای فوتون معمولی، با فوتون پلاریزه انجام دهیم. یعنی با فوتونی که هر بار که آن را به سوی صفحۀ مات می فرستیم، می دانیم موجش در چه جهتی نوسان می کند. مثلاً در جهت افقی یا عمودی یا روی محوری دیگر.


کانال تخصصی فیزیک هسته ای

@Nuclear_ph_ysics
آزمایش دوشکاف با نور پلاریزه - ١

در آزمایش دو شکاف، جلوِ شکافِ راست یک فیلتر افقی می گذاریم، و جلوِ شکافِ چپ یک فیلتر عمودی. به طوری که وقتی فوتون می خواهد از این شکاف یا آن شکاف بگذرد، قبلش باید از فیلتری که جلوِ آن است بگذرد.

حالا، اگر یک فوتون را که نوسان موجش روی محور X است، یعنی فوتون عمودی را به سمت صفحۀ مات بفرستیم، این فوتون فقط می تواند از شکاف چپ بگذرد. یعنی فقط از شکافی می تواند بگذرد که فیلترش عمودی است. اگر به سمت شکاف راست برود، نمی تواند وارد آن شکاف شود. چون فیلتری که جلو شکاف راست است فیلتری افقی است. چراکه فیلتر افقی فقط فوتون هایی را از خودش عبور می دهد که افقی باشند، و فوتونی که ما فرستاده¬ایم عمودی است، نه افقی. البته این هم باید یادمان باشد که در دنیای کوانتوم همه چیز بر مبنای احتمالات است. بنابراین وقتی می گوییم فوتون عمودی همیشه از شکافی می گذرد که جلویش فیلتر عمودی گذاشته شده است، این به آن معنی نیست که هر بار که یک فوتون عمودی را به سوی صفحۀ مات می فرستیم این فوتون حتماً از آن شکاف خواهد گذشت. نه، گاهی هم ممکن است اصلاً نگذرد. اما هر بار که بگذرد، فقط از شکافی خواهد گذشت که جلویش فیلتر عمودی هست.

اما اگر یک فوتون افقی را به سمتِ صفحۀ مات بفرستیم، این فوتون فقط می تواند از شکاف راست بگذرد، که جلویش فیلتر افقی هست. این فوتون از شکاف چپ نمی تواند بگذرد. چراکه فیلتری که جلوِ شکاف چپ است، فیلتری عمودی است، و فوتون افقی نمی تواند از آن رد شود.

راحت هم می شود نشان داد فوتونی که عمودی است فقط از شکافی می تواند بگذرد که جلویش فیلتر عمودی هست، و فوتونی که افقی است فقط از شکافی می تواند بگذرد که جلویش فیلتر افقی هست. برای این کار می توانیم جلو صفحۀ حساس، که به آن می گویند دِتِک۫تور، مثلاً یک فیلتر عمودی بگذاریم. هر فوتونی که به صفحۀ حساس بخورد، از شکاف چپ آمده است، که جلویش فیلتر عمودی هست. یا اگر جلو صفحۀ حساس یک فیلتر افقی بگذاریم، هر فوتونی که به صفحۀ حساس بخورد، از شکاف راست آمده است، که جلویش فیلتر افقی هست.

و حالا آزمایشمان را با فوتونی تکرار می کنیم که نوسان موجش نه روی محور X است نه روی محور Y، بلکه روی محوری است که بین این دوتاست. آن گاه چه می شود؟ منظور این است که دوباره یک فیلتر عمودی گذاشته¬ایم جلوِ شکاف چپ، و یک فیلتر افقی گذاشته¬ایم جلوِ شکاف راست، اما این بار داریم فوتون هایی را به سمت صفحۀ مات می فرستیم که نه عمودی هستند نه افقی، بلکه موج همۀ اینها روی محوری بین محور X و Y نوسان می کند. مثلاً روی محوری که با X زاویۀ ٢٠ درجه می سازد و با Y زاویۀ ٧٠ درجه. آنگاه چه می شود؟ آزمایش نشان می دهد که این فوتون گاهی از شکاف بالایی می گذرد گاهی از شکاف پایینی. یعنی گاهی از شکافی می گذرد که جلویش فیلتر عمودی هست و گاهی از شکافی می گذرد که جلویش فیلتر افقی هست! مثلاً اگر ده بار یک چنین فوتونی را به سمت صفحۀ مات بفرستیم، چند بار ممکن است اصلاً از صفحه نتواند رد شود، چند بار هم ممکن است از شکاف بالایی بگذرد، چند بار هم ممکن است از شکاف پایینی بگذرد. البته بستگی به محور نوسان هم دارد. اگر محورنوسان به X نزدیک¬تر باشد، بیشتر از شکافی می گذرد که جلویش فیلتر عمودی هست، و اگر محور نوسان به Y نزدیک¬تر باشد، بیشتر از شکافی می گذرد که جلویش فیلتر افقی هست.


کانال تخصصی فیزیک هسته ای

@Nuclear_ph_ysics
آزمایش دوشکاف با نور پلاریزه - ٢

وقتی آزمایش دو شکاف را با فوتون پلاریزه انجام می دهیم، و جلوِ یکی از شکاف ها یک فیلتر عمودی می گذاریم و جلوِ شکافِ دیگر یک فیلتر افقی، مثل این است که در آزمایش دو شکافِ معمولی¬مان یکی از شکاف ها را می بندیم و آن را فقط با یک شکاف باز انجام می دهیم. یعنی کاری می کنیم که فوتون فقط از یک شکاف بتواند بگذرد و نه از هر دوی آنها. بنابراین مثل این است که از فوتون می خواهیم خودش را به شکل ذره برای ما ظاهر کند. فیزیکدانها اسم این را گذاشته¬اند اندازه¬گیری.

حالا در آزمایشمان، که جلو شکاف چپ یک فیلتر عمودی هست و جلو شکاف راست یک فیلتر افقی، فوتون هایی با پلاریزاسیون۴۵ درجه می فرستیم. چه خواهد شد؟ آزمایش نشان می دهد هر وقت که این فوتون خود را به صفحۀ حساس برساند، تقریباً در ۵٠% موارد از شکاف راست می آید، و در ۵٠% از شکاف چپ. یعنی انگار این فوتون دوتا فوتون است! یک فوتون که افقی است و یک فوتون که عمودی. بنابراین گاهی به شکل افقی¬اش رد می شود، گاهی به شکل عمودی¬اش. اما نکتۀ مهم این است که در این آزمایش هیچ گاه الگوی تداخل را روی صفحه نمی بینیم؟ چرا؟ چون همچنان که گفتم، آن دوتا فیلتری که جلو شکاف ها گذاشته¬ایم، مثل این است که به فوتون می گوییم فقط از یکی از این دو شکاف می توانی بگذری. یا باید افقی بشوی و از شکاف راست بگذری، یا عمودی بشوی و از شکاف چپ بگذری. فوتون هم همین کار را می کند. مثل این است که فوتون ۴۵ درجه چیزی مثل گربۀ شرودینگر است. گربۀ شرودینگر تا ما نگاهش نکرده¬ایم، هم زنده است هم مرده. اما نگاهش که می گنیم، آن وقت دیگر یا زنده است یا مرده. فوتون ۴۵ درجه هم تا از فیلتر افقی یا عمودی نگذشته است هم افقی است هم عمودی. اما وقتی خواست از یکی از اینها بگذرد فقط یکی از آنها خواهد شد. اگر خواست از فیلتر افقی بگذرد، آنگاه دیگر عمودی دیگر نیست. فقط افقی است. یا اگر خواست از عمودی بگذرد، آنگاه دیگر افقی نیست. فقط عمودی است. ضمناً تصویری هم که روی صفحۀ حساس ایجاد می شود، همان تصویری است که وقتی ایجاد می شود که فوتون فقط از یک شکاف می گذرد، نه از دو شکاف. یعنی تصویری است از مجموعۀ نقطه ها که نشان می دهد فوتون به صورت ذره ظاهر شده است.

کل مسئله تا اینجا به قدر کافی عجیب هست. این که یک فوتون ۴۵ درجه هم چیزی مثل گربۀ شرودینگر می تواند باشد، خودش کم عجیب نیست. اما مسئله آنگاه عجیب تر می شود که بیاییم جلو صفحۀ حساس، یک فیلتر دیگر، یک فیلتر ۴۵ درجه، بگذاریم. حالا آزمایش را از اول مرور می کنیم. جلو شکاف چپ یک فیلتر عمودی است. جلو شکاف راست یک فیلتر افقی است. یک فوتون ۴۵ درجه را، که الان دیگر می دانیم تا قبل از گذشتن از یکی این شکاف ها هم افقی است هم عمودی، به طرف آن شکاف ها می فرستیم. می دانیم که فقط از یکی از آنها خواهد گذشت. یعنی بعد از گذشتن از یکی از اینها دیگر از آن حالت قبلیش، که هم افقی بود هم عمودی، در خواهد آمد. به طوری که یا افقی خواهد شد یا عمودی. حال این فوتون می آید دوباره از یک فیلتر ۴۵ درجه می گذرد. یعنی دوباره فوتونی می شود ۴۵ درجه . آیا ممکن است دوباره همان فوتون اولی شود؟ هم افقی بشود هم عمودی؟ به عبارت دیگر، دوتا فوتون بشود؟ دقیقاً همین اتفاق می افتد.

فوتون ۴۵ درجه¬مان که با گذشتن از یکی از فیلترهای اولی عمودی یا افقی می شد و به صورت ذره ظاهر می شد، حالا دوباره که ۴۵ شد، شروع می کند با خودش تداخل کردن . مثل فوتونی می شود که انگار از دو شکاف گذشته. یا مثل فوتونی می شود که انگار در عینِ یکی بودنش دوتاست!

ضمناً این فیلتر سوم، یا فیلتر فیلتر ۴۵، که اندازه¬گیرمان را بی اثر یا پاک کرد، اسمش پاک کن کوانتومی است. همان که پیش از این هم صحبتش را کرده بودم.


کانال تخصصی فیزیک هسته ای

@Nuclear_ph_ysics
آزمایش پاک کن کوانتومی

آزمایش پاک کن چه می خواهد بگوید؟
آزمایش پاک کن هم دوباره نقش اندازه گیری و اندازه گیرنده را در آزمایش های کوانتومی نشان می دهد.
منتهی به یک شکل آشکارتر و گویاتر.

وقتی آن دوتا فیلتر عمودی و افقی را جلوِ شکاف ها می گذاریم، معنی‌اش این است که به فوتون می گوییم به شکل ذره دربیاید. و فوتون به شکل ذره در می آید.
آن وقت می خواهیم این چیزی را که از فوتون خواسته بودیم، لغو کنیم. یا به عبارت دیگر، می خواهیم آن نقشمان را ،که عبارت بود از این که از فوتون بخواهیم به شکل ذره ظاهر شود، پاک کنیم.
می خواهیم بهش بگوییم حالا دیگر به شکل ذره ظاهر نشو.
این را به این صورت می گوییم:
می آییم یک فیلتر سوم، که فیلتر 45 درجه است جلو صفحه حساس یا دیکتتور می گذاریم. فوتون هم تا این را می بیند دیگر به شکل ذره ظاهر نمی شود، بلکه به شکل موج ظاهر می شود.


کانال تخصصی فیزیک هسته ای

@Nuclear_ph_ysics