مُستشار
330 subscribers
313 photos
53 videos
1 file
59 links
من، حسین توحیدی هستم، یک جستجوگر، یادگیرنده و پویندهٔ مسیر مشاوره مدیریت و اینجا گوشهٔ خلوتی است برای به اشتراک گذاشتن چیزهایی که دوست دارم شما هم ببینید یا بخوانیدشان.

@H_Tohidi
Download Telegram
تک‌سرنشین نباشیم.

#شهر_تازه

@mostashaar
مطلب زیر آخرین پست #شهر_تازه است.
این مطلب را "بان" نوشته؛ "بان" یک کارگاه اندیشه است که در پی تحقق جامعه‌ای انسانی است.

@mostashaar
⭕️ ما، شهرداری، «#شهر_تازه» و چند نکته

۱. به‌طور کلی از هر طرح و ایده‌ای که به دنبال بهبود کیفیت زندگی شهری در جامعه باشد، باید استقبال و حمايت کرد.

۲. نکته مهم اما این است که عملکرد آن شخص یا نهاد، تا چه حد همسو با طرح و ايده‌ای که مطرح می‌کند، هست.

٣. عملكرد شهردارى تهران در ساليان گذشته در برخى موارد همسو با «شهر تازه» نبوده و در بسيارى موارد خلاف ايده‌ها و شاخصه‌هاى «شهر تازه‌»اى كه ترسيم مى‌كند، عمل کرده است. در واقع بخش مهمى از احساس نياز به حرکت به سوی یک «شهر تازه»، ناشى از بسیاری اقدامات خود شهردارى در «شهر کنونی» و در این سال‌ها بوده است؛ اقداماتی از قبيل:
• قطع درختان
• فروش زیاد تراكم
• تغییر کاربری فضاى سبز يا فروش زمين شهرى به سازندگان ساختمانى
• صرف بودجه كلان براى اجرای طرح‌هایی مانند دو طبقه كردن بزرگراه‌ها (به عنوان راه‌حلی نامطمئن در دنيا براى كاهش ترافيك) با وجود محدوديت در بودجۀ گسترش و به‌سازی سامانۀ حمل‌ونقل عمومى

۴. البته اینکه شهرداری تهران بدون تغییر عملکرد خود چندان نمی‌تواند ادعای درانداختن یک طرح و «شهر تازه» کند به معنای آن نیست که شعارها، ایده‌ها و حرف‌های آمده در این کمپین ارزشی ندارند یا باید آنها را به‌کل کنار گذاشت. قطعاً شهروندان و سازمان‌های مردم‌نهادِ مرتبط باید به سهم خود در عملی‌شدن این ایده‌ها و اصلاح رفتار خود و وضع موجود تلاش کنند.

۵. مطرح شدن این ایده‌ها به واسطه کمپین «شهر تازه» و حتی همین زمینه‌سازی برای نقد عملکرد شهرداری و طرح این مباحث، خود اتفاق مثبت و قابل‌قبولی است.

۶. شهرداری تهران باید بداند، طرح دغدغه‌‌های محیط‌زیستی از سوی نهادی که در بسیاری موارد خلاف آنها عمل می‌کند، بیشتر نمودی تبلیغاتی و شعاری داشته و تأثیرگذاری کمی روی مخاطبین و شهروندان خواهد داشت. در واقع مخاطبِ همزمانِ این کمپین،‌ در کنار شهروندان باید خودِ شهرداری و سایر نهادهای دولتی باشند که تصمیمات و رفتار خود را با این اولویت‌های محیط‌زیستی همسو کنند.

۷. درنهایت اینکه اگر پس از این، عملکرد شهرداری تهران تغییر جدی نکرده و همچنان این ایده‌ها صرفاً در قالب شعارها و بیلبوردها مطرح شوند، یک آسیب جدیِ بزرگ‌تر نیز در کمین است که لوث و بی‌اثر شدن این مفاهیم، ایده‌ها، دغدغه‌ها و کارهای مشابه دیگران، نزد بسیاری از مردم خواهد بود. ما شهروندان از هم‌اکنون وظیفه داریم با حمایت از سازمان‌های محیط‌زیستی مردم‌نهاد و نیز طرح مطالبه از شهرداری در شبکه‌های اجتماعی و سایر فضاها برای عمل به شعارهای خود، جلوی این پدیده را بگیریم.‏

@baan_is
@mostashaar
"استعمال دخانیات ممنوع" که گویا موثر نبوده و نیست.
"اتاق سیگار" اما ساختاری است که می‌تواند حداقل حق غیرسیگاری‌ها را پاس بدارد.

عکس: فرودگاه اهواز

@mostashaar
"محصول سبز محصولی است که انرژی کمتری مصرف کرده باشد، مواد شیمیایی سمی نداشته باشد و پس از مصرف به طبیعت بازگردد."

مدیرعامل داربُن
در همایش کسب‌وکار سبز

@mostashaar
۹ دی، تحریف تاریخ پیش چشمان خودِ خودِ ماست، به‌گونه‌ای که روایت‌های تاریخی پیش از انقلاب را نتوانیم به راحتی باور کنیم.
Forwarded from امیر مهرانی
🌀 در ژاپن معمولا اشیای شکسته را با طلا تعمیر می‌کنند. این نقص به‌عنوان ویژگی خاصی از تاریخچه آن شی دیده می‌شود که‌ به زیبایی‌اش اضافه می‌شود. زمان احساس شکستن یاد این ماجرا باشید.
@thecoach_ir
کانال "مستشار" امروز یک‌ساله شد.

ممنون از همراهی شما در این مدت و با آرزوی دنیایی کم‌نزاع‌تر، مهربان‌تر و سبزتر در سال جدید

@mostashaar
"به امید جهانی پاک از جنگ"

خشکشویی پاکان و تبریک سال نو

@mostashaar
⭕️«ملالت» در بیان استاد ملکیان

هم‌نشینی با استاد ملکیان یا پای صحبت ایشان نشستن، موهبتی است بس شیرین، دل‌انگیز، دوست‌داشتنی، و روح و جان افزا؛ موهبتی که امسال به لطف یکی از دوستانی که حق استادی هم بر بنده دارند، برایم فراهم شده است. موضوع امروز به «ملولی» یا «ملالت» اختصاص داشت و استاد ملکیان نکاتی را درباره ملالت بیان کردند.

با خود گفتم کمینه زکات این هم‌نشینی به‌اشتراک‌گذاشتنِ خلاصه‌ای از آن است با شما بزرگواران.


🌀گونه اول ملال، ملالی است که در مواجهه فرد با دیگران پدید می‌آید و بر چهار دسته است.

۱. وقتی سنخ روانی دو نفر تا حدودی یکسان یا هماهنگ نباشد.

۲. وقتی رگه‌های وجودی یا مؤلفه‌های هویت‌بخش دو نفر با هم تفاوت داشته باشد.
(رگه‌های وجودی، سوای سنخ روانی هستند و به ویژگی‌هایی گفته می‌شود که اگر یک نفر آنها را کنار بگذارد، دیگر آن فرد سابق نیست و به عبارتی «گر تو ببینی، نشناسیش باز»)

۳. وقتی حد هم‌نشینی و مُجالست رعایت نشود.
از پیامبر نقل است: «زُرنی غِبّاً، تَزدَد حُبّا» یعنی «گاه‌گاه به دیدار من بیایید تا محبت بین‌مان افزون گردد»؛ یا به عبارتی «هر که جز ماهی ز آبش سیر شد».

۴. وقتی از یک مصداقِ یک پدیده ضربه خورده باشیم، از بقیه مصادیق آن پدیده اگر خشم، نفرت یا کینه پیدا نکنیم، ملول خواهیم شد. یعنی دل آدمی از آن پدیده می‌گیرد یا حالت قبض پیدا می‌کند.

🌀گونه دوم ملال، ملالی است که از خود پدید می‌آید و بر سه دسته است.

۱. وقتی که به آرمان‌مان رسیده‌ایم و دیده‌ایم که به اندازه تصورمان لذت یا شادی یا خوشی در پی ندارد.

۲. وقتی فاصله عظیمی بین وضع مطلوبِ ناموجودمان و وضع نامطلوبِ موجودمان هست و نه می‌توانیم فتیله عزم‌مان را بالاتر بکشیم و نه حاضریم به مطلوبیت کمتری رضایت دهیم.

۳. وقتی در پی آمالی می‌رویم که می‌دانیم به آن نخواهیم رسید؛ یعنی رسیدن به آن اَمل برای «ما» ممکن نیست؛ و در پی این آرمان رفتن برایمان ملالت می‌آورد. (مثلاً در پی آرمان عصمت‌طلبی رفتن)

پ.ن: زندگی بین رنج و لذت و ملال در نوسان است.
رنج: نداشتنِ آنچه می‌خواهیم.
لذت: داشتنِ آنچه می‌خواهیم.
ملال: داشتنِ آنچه نمی‌خواهیم.

@mostashaar
نکاتی که برای مرتضی کاظمی درباره "وام گرفتن" نوشتم، اینگونه در کانال "اقتصاد و زندگی" بازتاب یافته است. 👇
Forwarded from اقتصاد و زندگی، مرتضی کاظمی
⚡️باز هم درباره وام گرفتن

در ارتباط با پست قبلی، حسین گفته که چرا فقط درباره وام گرفتن از بانک مسکن نوشته‌ام و وام گرفتن از بقیه بانک‌ها تحلیل نشده است.
باید عرض کنم هدفم از یادداشت‌های اخیر نقد سیاست‌ها یا وام‌های بانک مسکن نبوده و نیست. بانک مسکن کسب‌وکار خودش را دارد، مثل سایر بانک‌ها. روی صحبتم با کسانی است که برای خرید مسکن به دریافت وام بلندمدت فکر می‌کنند. در واقع این یادداشت از جنس Personal Finance است از جنس نقد سیاست های بانکی نیست.

⚡️ از حسین بابت نظراتش ممنونم🌺
حسین، چند نکته نیز فرستاده که آنها را با شما به اشتراک می‌گذارم:

نکته اول: (سوالی برای فکر کردن)
اگه نرخ سود بانکیِ حساب پس‌اندازتون ۲۰ درصد باشه و شما یک وام ۱۰ میلیون تومنی با بهره ۲۰ درصد بگیرین (فرض کنیم با دوره بازگشت ۳ ساله یا ۳۶ ماهه) و تمام ۱۰ میلیون تومن رو در حساب پس‌اندازتون بذارین، در پایان ۳ سال چقدر پول براتون باقی مونده؟

نکته دوم:
برای افراد، خیلی بدیهی تلقی شده که "زودتر به دست آوردن چیزی"، مطلوبیت بیشتری داره و خیلی محاسبه نمی‌کنن که ببینن هزینه‌ش چقدر می‌شه. مثلاً من الان هیچ پولی ندارم و می‌خوام یه پیانو بخرم به قیمت ۵ میلیون تومن، اما با درآمدم ماهی ۵۰۰ هزار تومن می‌تونم پس‌انداز کنم یا قسط بدم. حالا دو تا گزینه دارم:
- ۱۰ ماه صبر کنم و با پس‌اندازم برم بخرم؛
- الان برم وام بگیرم و بین ۱۲ تا ۱۶ ماه قسط بدم؛
اگه اولی رو انتخاب کنم، علاوه بر پیانو می‌تونم یه تور نسبتاً خوب به کشورهای همسایه هم برم (یا هر کار دیگه‌ای در حد یک تا سه میلیون). اما مدل ذهنی افراد خیلی بدیهی دومی رو انتخاب می‌کنه، چون فکر می‌کنه اگه الان پیانو رو داشته باشه، نوازنده بهتری می‌شه یا هر محاسبه ذهنی و روانی دیگه.

نکته سوم:
سه تا عدد هست که باید در تصمیم به گرفتن یا نگرفتن وام لحاظ بشه:
یک. نرخ تورم
دو. نرخ بازدهی وام یا ارزشی که من می‌تونم از پول بسازم
سه. نرخ بهره وام
در حالی که افراد معمولاً فقط سومی رو ملاک قرار می‌دن؛ بعضیا دومی رو هم لحاظ می‌کنن و خیلی کم هستن کسانی که هر سه رو در نظر می‌گیرن.
⚡️ حسین توحیدی کانالی دارد به نام مستشار @Mostashaar که به قول خودش جایی برای شنیدن و خواندن از یک مهندسِ مدیریت‌خواندهٔ دوستدار صلح، زمین و آدم‌ها است.

@EghtesadZendegi
"چون او دوباره بیاید کسی؟ محال، محال!"

فریدون مشیری در وصف امیرکبیر

@mostashaar
🏴پایان داستان ما و هاشمی

هاشمی از میان ما رفت.
اینکه او چه ظلم‌هایی در طول زندگی به دیگران روا داشته را نه من می‌دانم و نه آنها را لازم به بیان می‌دانم و البته امیدوارم خداوند بر آنها قلم عفو در کشد.
اما سه موقعیت را به خاطر دارم که به او ظلم روا داشته شد. امید دارم هاشمی از ما برای این سه در گذرد.

۱. وقتی در انتخابات سال ۸۴، آن مرد نالایق، بر اویی که حتی برنامه‌های اجراییش هم آماده بود، ترجیح داده شد. همه آن ۱۷ میلیون نفری که به هر دلیلی به آن بی‌کفایت رأی دادند و حتی همه کسانی که پای صندوق رأی نیامدند، در این ظلم به هاشمی و البته به ایران شریک‌اند.

۲. وقتی پس از انتخابات سال ۸۸ ...؛ و البته بعدتر چموشی آقای رئیس‌جمهور و دهن‌کجی او به مقام نمایان شد.

۳. وقتی که در انتخابات سال ۹۲، صلاحیت او تأیید نشد. وقتی که:
"مرکز افتاد برون، بس که شد این دایره تنگ".

@mostashaar
"مرکز افتاد برون، بس که شد این دایره تنگ"

مراسم تشییع پیکر اکبر هاشمی
۲۱ دی ۹۵

عکس از صادق عابدینی، از همراهان خوب کانال
آدمی فربه شود از راه گوش

@mostashaar
فکرِ شیرین مرد را فربه کند

@mostashaar
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
به دماوند،
که برای دیدنش، دلتنگیم.

"هوادار کوچک"
پروژه مسئولیت اجتماعی بوتان
۲۹ دی ۹۲

@mostashaar
💰پیش‌نویس پولی

پیش‌نویس‌های پولی، داستان‌ها و گزاره‌ها و قضاوت‌هایی درباره پول هستند که ما در طول زندگی خود (و عموماً در دوران کودکی از والدین و اطرافیان) آموخته‌ایم.
بردلی کلونتز، چهار پیش‌نویس پولی غالب را شناسایی کرده که فراوانی آنها بیشتر از سایر موارد بوده و بسیاری از ما کمابیش آنها را باور داریم.

بعضی‌ها از پول فراری هستند؛ یعنی در فرآیند به‌دست‌آوردن پول حس خوبی ندارند. به این دسته می‌گویند «پول‌گریز».
بعضی‌ها برعکس، عاشق پول هستند؛ این افراد گویی به دنیا آمده‌اند که پول در بیاورند و به عبارتی پول روی پول بگذارند. به اینها «پول‌پرست» می‌گویند. (البته پول‌پرستی در این تعریف، آن معنی منفی عامیانه را ندارد).
بعضی به دنبال پول درآوردن یا فرار کردن از پول نیستند؛ فقط به این فکر می‌کنند که چگونه دارایی‌های خود را حفظ کنند و همواره نگران ازدست‌دادن هستند. «پول‌بان» عنوان مناسبی برای این دسته است.
گروه چهارمی هم هستند که خودِ پول برایشان اهمیت خاصی ندارد و جایگاه اجتماعی و شخصیتی که پول برایشان می‌آورد، مهم است. برای این دسته هنوز عنوان خاصی یافت نشده است!

پیش‌نویس پولی شما کدام است؟

پ.ن: این متن به‌گونه‌ای برگرفته از وب‌سایت «متمم» است.

@mostashaar
محیط کاری در زمستان
دمای اتاق حدود ۳۰ درجه
پنجره باز
پنکه روشن

ما اینگونه منابع را هدر می‌دهیم و کک‌مان هم نمی‌گزد.

@mostashaar
Forwarded from Systems Thinking
#تفکرسیستمی_در_مدرسه
#مسیر_زندگی

امروز پس از چندین سال به مدرسه دوران تحصیلم بازگشتم؛ مرکز شهید بهشتی نیشابور.
در این بازگشت فرصتی فراهم شد تا با دانش‌آموزان پایه دهم در سه زنگ متوالی گپ‌وگفت‌های چالشی و جذابی شکل گیرد. گفتگوهایی با موضوع «طراحی مسیر زندگی» و حول این سؤال که «مأموریت من چیست؟»
دو نکته در این بازدید و گفتگوها برایم جالب بود.

یک. تغییر جدی در ساختار رشته‌های تحصیلی. رشته غالب در زمان ما، ۱۵ سال پیش، ریاضی بود؛ ۵۵ نفر از ۶۰ نفر ریاضی بودند و تنها ۵ نفر تجربی می‌خواندند. امروز این نسبت کاملاً برعکس شده است؛ ۸۰ نفر تجربی و فقط ۱۰ نفر ریاضی. این تغییر نسبت‌ها و پیامدهایی که در بخش عرضه و تقاضای بازار کار می‌سازد، کمی نگران‌کننده است.

دو. دانش‌آموزان از مطرح‌شدن مباحث مسیر زندگی راضی بودند، در کنار این ابراز رضایت یکی از آنها نکته‌ای را گفت که کمی دردناک بود: «آقا ما اینجا شدیم مثل روبات؛ روباتی که باید فقط درس بخونه. این چیزایی هم که شما می‌گین شاید فقط یه جرقه باشه. حالا اینکه بگیره یا نگیره رو ما نمی‌دونیم. فقط می‌دونیم که الان بعد از زنگِ شما، ما باز باید بریم همون درسامونو بخونیم و به فکر تستا و آزمونامون باشیم.»
این کنکور و آزمون و تست با ما چه کرده است؟!

@systemsthinking