Forwarded from گفتوشنود اقتصادی
گفت و شنود اقتصادی 87 - اخلاق کسب و کار
زمان: یک شنبه 21 آذر 1395
ساعت 5:45
در هشتاد و هفتمین جلسه ی گفت و شنود اقتصادی
حسین توحیدی، پژوهشگر حوزه "مسئولیت اجتماعی شرکتی" با موضوع اخلاق کسب و کار با ما همراه است. قبلاً در هفتادمین جلسه ی گفت و شنود اقتصادی حسین در جمع گفت و شنود اقتصادی از مسئولیت اجتماعی شرکتها صحبت کرد. اکنون در این جلسه از اخلاق در کسب و کار می گوید. در این جلسه قرار است حسین ابتدا مروری بر مکاتب اخلاقی (وظیفه گرایی کانت، پیامدگرایی بنتام و میل، فضیلت گرایی و حق بنیان) داشته، سپس تفاوت اخلاق فردی و اخلاق حرفه ای را بررسی کند و پس از آن به مفهوم اخلاق در کسب و کار و اخلاق کاری بپردازد. در انتها چند نمونه و مصداق بی اخلاقی در کسب و کارهای اطرافمان را به بحث خواهیم گذاشت
***********
معمولاً در ابتدای جلسه اخبار را مرور می کنیم و با دوستانی که جدیداً به جمع پیوسته اند آشنا می شویم
زمان: یک شنبه 21 آذر1395 ساعت 5:45 تا 8:45 عصر
آدرس: خیابان انقلاب - ابتدای خیابان وصال (نزدیک به چهارره ولیعصر) - کوچه نایبی - پلاک ۲۳- جنب دانشگاه دماوند - باشگاه اندیشه
✨ لطفاً و حتماً برای اعلام حضور از یکی از لینک های ذیل اقدام بفرمایید:
https://www.couchsurfing.com/events/87
https://evand.com/events/economictalk87
زمان: یک شنبه 21 آذر 1395
ساعت 5:45
در هشتاد و هفتمین جلسه ی گفت و شنود اقتصادی
حسین توحیدی، پژوهشگر حوزه "مسئولیت اجتماعی شرکتی" با موضوع اخلاق کسب و کار با ما همراه است. قبلاً در هفتادمین جلسه ی گفت و شنود اقتصادی حسین در جمع گفت و شنود اقتصادی از مسئولیت اجتماعی شرکتها صحبت کرد. اکنون در این جلسه از اخلاق در کسب و کار می گوید. در این جلسه قرار است حسین ابتدا مروری بر مکاتب اخلاقی (وظیفه گرایی کانت، پیامدگرایی بنتام و میل، فضیلت گرایی و حق بنیان) داشته، سپس تفاوت اخلاق فردی و اخلاق حرفه ای را بررسی کند و پس از آن به مفهوم اخلاق در کسب و کار و اخلاق کاری بپردازد. در انتها چند نمونه و مصداق بی اخلاقی در کسب و کارهای اطرافمان را به بحث خواهیم گذاشت
***********
معمولاً در ابتدای جلسه اخبار را مرور می کنیم و با دوستانی که جدیداً به جمع پیوسته اند آشنا می شویم
زمان: یک شنبه 21 آذر1395 ساعت 5:45 تا 8:45 عصر
آدرس: خیابان انقلاب - ابتدای خیابان وصال (نزدیک به چهارره ولیعصر) - کوچه نایبی - پلاک ۲۳- جنب دانشگاه دماوند - باشگاه اندیشه
✨ لطفاً و حتماً برای اعلام حضور از یکی از لینک های ذیل اقدام بفرمایید:
https://www.couchsurfing.com/events/87
https://evand.com/events/economictalk87
حس غریبی دارم.
امروز عصر برای رفتن به مراسمی از پیش دعوت شده، از خانه بیرون آمدم.
دقایقی نگذشته بود که یک موتورسوار از پشت به ماشین برخورد کرد. پیاده شدم که ببینم ابعاد قضیه چگونه است.
پسرک موتورسوار هم آمد و با هم دیدیم.
گفتم کنار بزنیم که راه بسته نباشد و ببینیم چه باید کرد.
سوار شدم.
سوار شد.
کنار کشیدم.
در رفت ...
او به اعتمادم تعرض کرد.
"اعتمادِ مورد تعرض واقع شده" از جنس درد است. 😔😔
#سادگی
#اعتماد
#جامعه_ایرانی
@mostashaar
امروز عصر برای رفتن به مراسمی از پیش دعوت شده، از خانه بیرون آمدم.
دقایقی نگذشته بود که یک موتورسوار از پشت به ماشین برخورد کرد. پیاده شدم که ببینم ابعاد قضیه چگونه است.
پسرک موتورسوار هم آمد و با هم دیدیم.
گفتم کنار بزنیم که راه بسته نباشد و ببینیم چه باید کرد.
سوار شدم.
سوار شد.
کنار کشیدم.
در رفت ...
او به اعتمادم تعرض کرد.
"اعتمادِ مورد تعرض واقع شده" از جنس درد است. 😔😔
#سادگی
#اعتماد
#جامعه_ایرانی
@mostashaar
امروز و در حاشیه کنفرانس "پیشدبستانی، زیربنای عدالت آموزشی پایدار"، یکی از دوستان برای دلداریدادن به من در راستای پست اخیر، گفت:
"چرا از این اتفاق تعجب کردهای و از آن حس غریبی داشتهای؟! مگر حال هر روز ما چیزی جز این است؟!
سیاستگذارمان با سیاستهایش
مدیرمان با سبک مدیریتیش
همکارمان با زیرآبزنیش
دوستمان با بدعهدیهایش
شهروندمان با انواع کژرفتاریش
و همه و همه ما با انواع و اقسام دروغهای ریز و درشتی که از صبح تا شب به هم میگوییم، داریم روز به روز از اندوخته اعتماد تاریخیمان میخوریم و سرمایه اجتماعیمان را به باد میدهیم.
با این توصیف، هنوز هم متعجبی؟!"
شاید اوضاع به این تیرگیها هم نباشد، اما به نظرم این دوستم خیلی هم بیراه نگفته است ...
#اعتماد
#سرمایه_اجتماعی
#جامعه_ایرانی
@mostashaar
"چرا از این اتفاق تعجب کردهای و از آن حس غریبی داشتهای؟! مگر حال هر روز ما چیزی جز این است؟!
سیاستگذارمان با سیاستهایش
مدیرمان با سبک مدیریتیش
همکارمان با زیرآبزنیش
دوستمان با بدعهدیهایش
شهروندمان با انواع کژرفتاریش
و همه و همه ما با انواع و اقسام دروغهای ریز و درشتی که از صبح تا شب به هم میگوییم، داریم روز به روز از اندوخته اعتماد تاریخیمان میخوریم و سرمایه اجتماعیمان را به باد میدهیم.
با این توصیف، هنوز هم متعجبی؟!"
شاید اوضاع به این تیرگیها هم نباشد، اما به نظرم این دوستم خیلی هم بیراه نگفته است ...
#اعتماد
#سرمایه_اجتماعی
#جامعه_ایرانی
@mostashaar
مطلب زیر آخرین پست #شهر_تازه است.
این مطلب را "بان" نوشته؛ "بان" یک کارگاه اندیشه است که در پی تحقق جامعهای انسانی است.
@mostashaar
این مطلب را "بان" نوشته؛ "بان" یک کارگاه اندیشه است که در پی تحقق جامعهای انسانی است.
@mostashaar
⭕️ ما، شهرداری، «#شهر_تازه» و چند نکته
۱. بهطور کلی از هر طرح و ایدهای که به دنبال بهبود کیفیت زندگی شهری در جامعه باشد، باید استقبال و حمايت کرد.
۲. نکته مهم اما این است که عملکرد آن شخص یا نهاد، تا چه حد همسو با طرح و ايدهای که مطرح میکند، هست.
٣. عملكرد شهردارى تهران در ساليان گذشته در برخى موارد همسو با «شهر تازه» نبوده و در بسيارى موارد خلاف ايدهها و شاخصههاى «شهر تازه»اى كه ترسيم مىكند، عمل کرده است. در واقع بخش مهمى از احساس نياز به حرکت به سوی یک «شهر تازه»، ناشى از بسیاری اقدامات خود شهردارى در «شهر کنونی» و در این سالها بوده است؛ اقداماتی از قبيل:
• قطع درختان
• فروش زیاد تراكم
• تغییر کاربری فضاى سبز يا فروش زمين شهرى به سازندگان ساختمانى
• صرف بودجه كلان براى اجرای طرحهایی مانند دو طبقه كردن بزرگراهها (به عنوان راهحلی نامطمئن در دنيا براى كاهش ترافيك) با وجود محدوديت در بودجۀ گسترش و بهسازی سامانۀ حملونقل عمومى
۴. البته اینکه شهرداری تهران بدون تغییر عملکرد خود چندان نمیتواند ادعای درانداختن یک طرح و «شهر تازه» کند به معنای آن نیست که شعارها، ایدهها و حرفهای آمده در این کمپین ارزشی ندارند یا باید آنها را بهکل کنار گذاشت. قطعاً شهروندان و سازمانهای مردمنهادِ مرتبط باید به سهم خود در عملیشدن این ایدهها و اصلاح رفتار خود و وضع موجود تلاش کنند.
۵. مطرح شدن این ایدهها به واسطه کمپین «شهر تازه» و حتی همین زمینهسازی برای نقد عملکرد شهرداری و طرح این مباحث، خود اتفاق مثبت و قابلقبولی است.
۶. شهرداری تهران باید بداند، طرح دغدغههای محیطزیستی از سوی نهادی که در بسیاری موارد خلاف آنها عمل میکند، بیشتر نمودی تبلیغاتی و شعاری داشته و تأثیرگذاری کمی روی مخاطبین و شهروندان خواهد داشت. در واقع مخاطبِ همزمانِ این کمپین، در کنار شهروندان باید خودِ شهرداری و سایر نهادهای دولتی باشند که تصمیمات و رفتار خود را با این اولویتهای محیطزیستی همسو کنند.
۷. درنهایت اینکه اگر پس از این، عملکرد شهرداری تهران تغییر جدی نکرده و همچنان این ایدهها صرفاً در قالب شعارها و بیلبوردها مطرح شوند، یک آسیب جدیِ بزرگتر نیز در کمین است که لوث و بیاثر شدن این مفاهیم، ایدهها، دغدغهها و کارهای مشابه دیگران، نزد بسیاری از مردم خواهد بود. ما شهروندان از هماکنون وظیفه داریم با حمایت از سازمانهای محیطزیستی مردمنهاد و نیز طرح مطالبه از شهرداری در شبکههای اجتماعی و سایر فضاها برای عمل به شعارهای خود، جلوی این پدیده را بگیریم.
@baan_is
@mostashaar
۱. بهطور کلی از هر طرح و ایدهای که به دنبال بهبود کیفیت زندگی شهری در جامعه باشد، باید استقبال و حمايت کرد.
۲. نکته مهم اما این است که عملکرد آن شخص یا نهاد، تا چه حد همسو با طرح و ايدهای که مطرح میکند، هست.
٣. عملكرد شهردارى تهران در ساليان گذشته در برخى موارد همسو با «شهر تازه» نبوده و در بسيارى موارد خلاف ايدهها و شاخصههاى «شهر تازه»اى كه ترسيم مىكند، عمل کرده است. در واقع بخش مهمى از احساس نياز به حرکت به سوی یک «شهر تازه»، ناشى از بسیاری اقدامات خود شهردارى در «شهر کنونی» و در این سالها بوده است؛ اقداماتی از قبيل:
• قطع درختان
• فروش زیاد تراكم
• تغییر کاربری فضاى سبز يا فروش زمين شهرى به سازندگان ساختمانى
• صرف بودجه كلان براى اجرای طرحهایی مانند دو طبقه كردن بزرگراهها (به عنوان راهحلی نامطمئن در دنيا براى كاهش ترافيك) با وجود محدوديت در بودجۀ گسترش و بهسازی سامانۀ حملونقل عمومى
۴. البته اینکه شهرداری تهران بدون تغییر عملکرد خود چندان نمیتواند ادعای درانداختن یک طرح و «شهر تازه» کند به معنای آن نیست که شعارها، ایدهها و حرفهای آمده در این کمپین ارزشی ندارند یا باید آنها را بهکل کنار گذاشت. قطعاً شهروندان و سازمانهای مردمنهادِ مرتبط باید به سهم خود در عملیشدن این ایدهها و اصلاح رفتار خود و وضع موجود تلاش کنند.
۵. مطرح شدن این ایدهها به واسطه کمپین «شهر تازه» و حتی همین زمینهسازی برای نقد عملکرد شهرداری و طرح این مباحث، خود اتفاق مثبت و قابلقبولی است.
۶. شهرداری تهران باید بداند، طرح دغدغههای محیطزیستی از سوی نهادی که در بسیاری موارد خلاف آنها عمل میکند، بیشتر نمودی تبلیغاتی و شعاری داشته و تأثیرگذاری کمی روی مخاطبین و شهروندان خواهد داشت. در واقع مخاطبِ همزمانِ این کمپین، در کنار شهروندان باید خودِ شهرداری و سایر نهادهای دولتی باشند که تصمیمات و رفتار خود را با این اولویتهای محیطزیستی همسو کنند.
۷. درنهایت اینکه اگر پس از این، عملکرد شهرداری تهران تغییر جدی نکرده و همچنان این ایدهها صرفاً در قالب شعارها و بیلبوردها مطرح شوند، یک آسیب جدیِ بزرگتر نیز در کمین است که لوث و بیاثر شدن این مفاهیم، ایدهها، دغدغهها و کارهای مشابه دیگران، نزد بسیاری از مردم خواهد بود. ما شهروندان از هماکنون وظیفه داریم با حمایت از سازمانهای محیطزیستی مردمنهاد و نیز طرح مطالبه از شهرداری در شبکههای اجتماعی و سایر فضاها برای عمل به شعارهای خود، جلوی این پدیده را بگیریم.
@baan_is
@mostashaar
"استعمال دخانیات ممنوع" که گویا موثر نبوده و نیست.
"اتاق سیگار" اما ساختاری است که میتواند حداقل حق غیرسیگاریها را پاس بدارد.
عکس: فرودگاه اهواز
@mostashaar
"اتاق سیگار" اما ساختاری است که میتواند حداقل حق غیرسیگاریها را پاس بدارد.
عکس: فرودگاه اهواز
@mostashaar
"محصول سبز محصولی است که انرژی کمتری مصرف کرده باشد، مواد شیمیایی سمی نداشته باشد و پس از مصرف به طبیعت بازگردد."
مدیرعامل داربُن
در همایش کسبوکار سبز
@mostashaar
مدیرعامل داربُن
در همایش کسبوکار سبز
@mostashaar
Forwarded from امیر مهرانی
🌀 در ژاپن معمولا اشیای شکسته را با طلا تعمیر میکنند. این نقص بهعنوان ویژگی خاصی از تاریخچه آن شی دیده میشود که به زیباییاش اضافه میشود. زمان احساس شکستن یاد این ماجرا باشید.
@thecoach_ir
@thecoach_ir
کانال "مستشار" امروز یکساله شد.
ممنون از همراهی شما در این مدت و با آرزوی دنیایی کمنزاعتر، مهربانتر و سبزتر در سال جدید
@mostashaar
ممنون از همراهی شما در این مدت و با آرزوی دنیایی کمنزاعتر، مهربانتر و سبزتر در سال جدید
@mostashaar
⭕️«ملالت» در بیان استاد ملکیان
همنشینی با استاد ملکیان یا پای صحبت ایشان نشستن، موهبتی است بس شیرین، دلانگیز، دوستداشتنی، و روح و جان افزا؛ موهبتی که امسال به لطف یکی از دوستانی که حق استادی هم بر بنده دارند، برایم فراهم شده است. موضوع امروز به «ملولی» یا «ملالت» اختصاص داشت و استاد ملکیان نکاتی را درباره ملالت بیان کردند.
با خود گفتم کمینه زکات این همنشینی بهاشتراکگذاشتنِ خلاصهای از آن است با شما بزرگواران.
🌀گونه اول ملال، ملالی است که در مواجهه فرد با دیگران پدید میآید و بر چهار دسته است.
۱. وقتی سنخ روانی دو نفر تا حدودی یکسان یا هماهنگ نباشد.
۲. وقتی رگههای وجودی یا مؤلفههای هویتبخش دو نفر با هم تفاوت داشته باشد.
(رگههای وجودی، سوای سنخ روانی هستند و به ویژگیهایی گفته میشود که اگر یک نفر آنها را کنار بگذارد، دیگر آن فرد سابق نیست و به عبارتی «گر تو ببینی، نشناسیش باز»)
۳. وقتی حد همنشینی و مُجالست رعایت نشود.
از پیامبر نقل است: «زُرنی غِبّاً، تَزدَد حُبّا» یعنی «گاهگاه به دیدار من بیایید تا محبت بینمان افزون گردد»؛ یا به عبارتی «هر که جز ماهی ز آبش سیر شد».
۴. وقتی از یک مصداقِ یک پدیده ضربه خورده باشیم، از بقیه مصادیق آن پدیده اگر خشم، نفرت یا کینه پیدا نکنیم، ملول خواهیم شد. یعنی دل آدمی از آن پدیده میگیرد یا حالت قبض پیدا میکند.
🌀گونه دوم ملال، ملالی است که از خود پدید میآید و بر سه دسته است.
۱. وقتی که به آرمانمان رسیدهایم و دیدهایم که به اندازه تصورمان لذت یا شادی یا خوشی در پی ندارد.
۲. وقتی فاصله عظیمی بین وضع مطلوبِ ناموجودمان و وضع نامطلوبِ موجودمان هست و نه میتوانیم فتیله عزممان را بالاتر بکشیم و نه حاضریم به مطلوبیت کمتری رضایت دهیم.
۳. وقتی در پی آمالی میرویم که میدانیم به آن نخواهیم رسید؛ یعنی رسیدن به آن اَمل برای «ما» ممکن نیست؛ و در پی این آرمان رفتن برایمان ملالت میآورد. (مثلاً در پی آرمان عصمتطلبی رفتن)
پ.ن: زندگی بین رنج و لذت و ملال در نوسان است.
رنج: نداشتنِ آنچه میخواهیم.
لذت: داشتنِ آنچه میخواهیم.
ملال: داشتنِ آنچه نمیخواهیم.
@mostashaar
همنشینی با استاد ملکیان یا پای صحبت ایشان نشستن، موهبتی است بس شیرین، دلانگیز، دوستداشتنی، و روح و جان افزا؛ موهبتی که امسال به لطف یکی از دوستانی که حق استادی هم بر بنده دارند، برایم فراهم شده است. موضوع امروز به «ملولی» یا «ملالت» اختصاص داشت و استاد ملکیان نکاتی را درباره ملالت بیان کردند.
با خود گفتم کمینه زکات این همنشینی بهاشتراکگذاشتنِ خلاصهای از آن است با شما بزرگواران.
🌀گونه اول ملال، ملالی است که در مواجهه فرد با دیگران پدید میآید و بر چهار دسته است.
۱. وقتی سنخ روانی دو نفر تا حدودی یکسان یا هماهنگ نباشد.
۲. وقتی رگههای وجودی یا مؤلفههای هویتبخش دو نفر با هم تفاوت داشته باشد.
(رگههای وجودی، سوای سنخ روانی هستند و به ویژگیهایی گفته میشود که اگر یک نفر آنها را کنار بگذارد، دیگر آن فرد سابق نیست و به عبارتی «گر تو ببینی، نشناسیش باز»)
۳. وقتی حد همنشینی و مُجالست رعایت نشود.
از پیامبر نقل است: «زُرنی غِبّاً، تَزدَد حُبّا» یعنی «گاهگاه به دیدار من بیایید تا محبت بینمان افزون گردد»؛ یا به عبارتی «هر که جز ماهی ز آبش سیر شد».
۴. وقتی از یک مصداقِ یک پدیده ضربه خورده باشیم، از بقیه مصادیق آن پدیده اگر خشم، نفرت یا کینه پیدا نکنیم، ملول خواهیم شد. یعنی دل آدمی از آن پدیده میگیرد یا حالت قبض پیدا میکند.
🌀گونه دوم ملال، ملالی است که از خود پدید میآید و بر سه دسته است.
۱. وقتی که به آرمانمان رسیدهایم و دیدهایم که به اندازه تصورمان لذت یا شادی یا خوشی در پی ندارد.
۲. وقتی فاصله عظیمی بین وضع مطلوبِ ناموجودمان و وضع نامطلوبِ موجودمان هست و نه میتوانیم فتیله عزممان را بالاتر بکشیم و نه حاضریم به مطلوبیت کمتری رضایت دهیم.
۳. وقتی در پی آمالی میرویم که میدانیم به آن نخواهیم رسید؛ یعنی رسیدن به آن اَمل برای «ما» ممکن نیست؛ و در پی این آرمان رفتن برایمان ملالت میآورد. (مثلاً در پی آرمان عصمتطلبی رفتن)
پ.ن: زندگی بین رنج و لذت و ملال در نوسان است.
رنج: نداشتنِ آنچه میخواهیم.
لذت: داشتنِ آنچه میخواهیم.
ملال: داشتنِ آنچه نمیخواهیم.
@mostashaar
نکاتی که برای مرتضی کاظمی درباره "وام گرفتن" نوشتم، اینگونه در کانال "اقتصاد و زندگی" بازتاب یافته است. 👇
Forwarded from اقتصاد و زندگی، مرتضی کاظمی
⚡️باز هم درباره وام گرفتن
در ارتباط با پست قبلی، حسین گفته که چرا فقط درباره وام گرفتن از بانک مسکن نوشتهام و وام گرفتن از بقیه بانکها تحلیل نشده است.
✨ باید عرض کنم هدفم از یادداشتهای اخیر نقد سیاستها یا وامهای بانک مسکن نبوده و نیست. بانک مسکن کسبوکار خودش را دارد، مثل سایر بانکها. روی صحبتم با کسانی است که برای خرید مسکن به دریافت وام بلندمدت فکر میکنند. در واقع این یادداشت از جنس Personal Finance است از جنس نقد سیاست های بانکی نیست.
⚡️ از حسین بابت نظراتش ممنونم🌺
حسین، چند نکته نیز فرستاده که آنها را با شما به اشتراک میگذارم:
✨نکته اول: (سوالی برای فکر کردن)
اگه نرخ سود بانکیِ حساب پساندازتون ۲۰ درصد باشه و شما یک وام ۱۰ میلیون تومنی با بهره ۲۰ درصد بگیرین (فرض کنیم با دوره بازگشت ۳ ساله یا ۳۶ ماهه) و تمام ۱۰ میلیون تومن رو در حساب پساندازتون بذارین، در پایان ۳ سال چقدر پول براتون باقی مونده؟
✨نکته دوم:
برای افراد، خیلی بدیهی تلقی شده که "زودتر به دست آوردن چیزی"، مطلوبیت بیشتری داره و خیلی محاسبه نمیکنن که ببینن هزینهش چقدر میشه. مثلاً من الان هیچ پولی ندارم و میخوام یه پیانو بخرم به قیمت ۵ میلیون تومن، اما با درآمدم ماهی ۵۰۰ هزار تومن میتونم پسانداز کنم یا قسط بدم. حالا دو تا گزینه دارم:
- ۱۰ ماه صبر کنم و با پساندازم برم بخرم؛
- الان برم وام بگیرم و بین ۱۲ تا ۱۶ ماه قسط بدم؛
اگه اولی رو انتخاب کنم، علاوه بر پیانو میتونم یه تور نسبتاً خوب به کشورهای همسایه هم برم (یا هر کار دیگهای در حد یک تا سه میلیون). اما مدل ذهنی افراد خیلی بدیهی دومی رو انتخاب میکنه، چون فکر میکنه اگه الان پیانو رو داشته باشه، نوازنده بهتری میشه یا هر محاسبه ذهنی و روانی دیگه.
✨نکته سوم:
سه تا عدد هست که باید در تصمیم به گرفتن یا نگرفتن وام لحاظ بشه:
یک. نرخ تورم
دو. نرخ بازدهی وام یا ارزشی که من میتونم از پول بسازم
سه. نرخ بهره وام
در حالی که افراد معمولاً فقط سومی رو ملاک قرار میدن؛ بعضیا دومی رو هم لحاظ میکنن و خیلی کم هستن کسانی که هر سه رو در نظر میگیرن.
⚡️ حسین توحیدی کانالی دارد به نام مستشار @Mostashaar که به قول خودش جایی برای شنیدن و خواندن از یک مهندسِ مدیریتخواندهٔ دوستدار صلح، زمین و آدمها است.
@EghtesadZendegi
در ارتباط با پست قبلی، حسین گفته که چرا فقط درباره وام گرفتن از بانک مسکن نوشتهام و وام گرفتن از بقیه بانکها تحلیل نشده است.
✨ باید عرض کنم هدفم از یادداشتهای اخیر نقد سیاستها یا وامهای بانک مسکن نبوده و نیست. بانک مسکن کسبوکار خودش را دارد، مثل سایر بانکها. روی صحبتم با کسانی است که برای خرید مسکن به دریافت وام بلندمدت فکر میکنند. در واقع این یادداشت از جنس Personal Finance است از جنس نقد سیاست های بانکی نیست.
⚡️ از حسین بابت نظراتش ممنونم🌺
حسین، چند نکته نیز فرستاده که آنها را با شما به اشتراک میگذارم:
✨نکته اول: (سوالی برای فکر کردن)
اگه نرخ سود بانکیِ حساب پساندازتون ۲۰ درصد باشه و شما یک وام ۱۰ میلیون تومنی با بهره ۲۰ درصد بگیرین (فرض کنیم با دوره بازگشت ۳ ساله یا ۳۶ ماهه) و تمام ۱۰ میلیون تومن رو در حساب پساندازتون بذارین، در پایان ۳ سال چقدر پول براتون باقی مونده؟
✨نکته دوم:
برای افراد، خیلی بدیهی تلقی شده که "زودتر به دست آوردن چیزی"، مطلوبیت بیشتری داره و خیلی محاسبه نمیکنن که ببینن هزینهش چقدر میشه. مثلاً من الان هیچ پولی ندارم و میخوام یه پیانو بخرم به قیمت ۵ میلیون تومن، اما با درآمدم ماهی ۵۰۰ هزار تومن میتونم پسانداز کنم یا قسط بدم. حالا دو تا گزینه دارم:
- ۱۰ ماه صبر کنم و با پساندازم برم بخرم؛
- الان برم وام بگیرم و بین ۱۲ تا ۱۶ ماه قسط بدم؛
اگه اولی رو انتخاب کنم، علاوه بر پیانو میتونم یه تور نسبتاً خوب به کشورهای همسایه هم برم (یا هر کار دیگهای در حد یک تا سه میلیون). اما مدل ذهنی افراد خیلی بدیهی دومی رو انتخاب میکنه، چون فکر میکنه اگه الان پیانو رو داشته باشه، نوازنده بهتری میشه یا هر محاسبه ذهنی و روانی دیگه.
✨نکته سوم:
سه تا عدد هست که باید در تصمیم به گرفتن یا نگرفتن وام لحاظ بشه:
یک. نرخ تورم
دو. نرخ بازدهی وام یا ارزشی که من میتونم از پول بسازم
سه. نرخ بهره وام
در حالی که افراد معمولاً فقط سومی رو ملاک قرار میدن؛ بعضیا دومی رو هم لحاظ میکنن و خیلی کم هستن کسانی که هر سه رو در نظر میگیرن.
⚡️ حسین توحیدی کانالی دارد به نام مستشار @Mostashaar که به قول خودش جایی برای شنیدن و خواندن از یک مهندسِ مدیریتخواندهٔ دوستدار صلح، زمین و آدمها است.
@EghtesadZendegi