مُستشار
330 subscribers
313 photos
53 videos
1 file
59 links
من، حسین توحیدی هستم، یک جستجوگر، یادگیرنده و پویندهٔ مسیر مشاوره مدیریت و اینجا گوشهٔ خلوتی است برای به اشتراک گذاشتن چیزهایی که دوست دارم شما هم ببینید یا بخوانیدشان.

@H_Tohidi
Download Telegram
نفسم گرفت از این شهر - بخش اول

این روزها با خیال راحت، نفس هم نمیتوان کشید. به راستی چه بر سر شهرهایمان آمده است؟! گویی وجهی از عذاب الهی است که در دوران جدید بر ساکنان شهرها نازل شده.
در چند نوشتهٔ پیش رو ابعادی از مسألهٔ آلودگی هوای شهرهای بزرگ ایران را بررسی خواهیم کرد.

ابتدا ببینیم به چه چیزی آلودگی هوا میگویند و چند نوع آلودگی داریم. آلودگی هوا یعنی «حضور یک مادهٔ آسیب‏رسان با غلظت بیش از معمول در هوا»؛ این مواد آسیب‏رسان معمولاً در اثر فعالیت‏های انسانی وارد اتمسفر می‏شوند. به لحاظ تقسیم‏بندی مکانی، ما دو نوع کیفیت هوا (Air Quality) و به تَبَعِ آن دو نوع آلودگی هوا (Air Pollution) داریم؛

یک. داخلی (Indoor): هر آلاینده‌ای در درون منزل و اداره و کلاً هر ساختمانی که در نظر بگیریم. نوع آلاینده‏ها اما متفاوت هستند؛ مثلاً بخارات ناشی از رنگ دیوارها، کفپوش‏ها یا دیوارکوب‏های پلیمری (VOCs)، دود سیگار و قلیان، قارچ‏ها و هاگ‏هایی (spore) که در بافت فرش و موکت رشد می‏کنند و رطوبت در میزان رشد آن‏ها مؤثر است، گازهای حاصل از احتراق سوخت‏های کربنی در اجاق گاز، آبگرمکن و پکیج حرارتی، اعم از احتراق کامل (دی‌اکسیدکربن) یا احتراق ناقص (منوکسیدکربن)، انواع آلاینده‏های بیرونی که البته به دلیل فیلتر شدن از طریق در و دیوار و پنجره‏ها (Infiltration)، با غلظت کمتری در درون ساختمان هم حضور دارند؛

دو. بیرونی (Outdoor): اکسیدهای کربن، اکسیدهای نیتروژن، اکسیدهای گوگرد، ذرات معلق با قطر کمتر از 10 میکرون، بخارات بَنزن، سرب، آزبست، اُزُن و مانند اینها.

«مستشار» در قسمتهای بعدی هر یک از آلاینده های بیرونی را توضیح خواهد داد.
«پشت شهرداری» کجاست؟

امشب سرانجام به طور کامل فهمیدم که به کجا میگویند «پشت شهرداری» و چرا. مدتها پیش در ضلع شمالی میدان توپخانه عمارتی بوده است که بلدیّه یا همان شهرداری تهران در آنجا قرار داشته که پس از مدتی تخریب میشود، اما مغازه های ضلع شمالی کوچهٔ پشت شهرداری باقی میمانند و از آن به بعد، آنها ضلع شمالی میدان توپخانه را تشکیل میدهند.

چند نکتهٔ دیگر دربارهٔ این میدان:
یک. به طوری عجیب و باورنکردنی، طراحی میدان در زمان ساخت الگوگرفته از میدان نقش جهان اصفهان بوده است؛ دو طبقه؛ که طبقهٔ اول محل نگهداری توپها بوده و طبقهٔ دوم محل استقرار توپچی ها.
دو. ساختمان بلند و بی ریخت مخابرات که در ضلع جنوبی میدان است، در دههٔ ۴۰ و به جای ساختمان تلگرافخانه (ساختمانی که در پوستر برنامه دیده میشود) ساخته شده است.
سه. در حال حاضر تنها دو بنا با ارزش تاریخی در این میدان باقی مانده است؛ یکی بانک بازرگانی در ضلع شرقی میدان و دیگری موزهٔ مجسمهٔ استاد صنعتی در ضلع غربی ...

منبع نکات فوق: مستند «میدان بی حصار»، نمایش داده شده در شب بخارا با موضوع میدان توپخانه، ۱۳ دی ۹۴
نفسم گرفت از این شهر - بخش دوم

در قسمت اول گفتیم که دو نوع کیفیت هوا و به تَبَعِ آن دو نوع آلودگی هوا داریم. در بحث ساختمانهای سبز یا ساختمانهای پایدار به کیفیت هوای درونی پرداخته میشود. اما بحث ما آلودگی نوع دوم یا همان آلودگی هوای شهرهاست. به همین سبب، تنها به معرفی آلاینده های بیرونی میپردازیم.

مونوکسیدکربن: گازی است بی‏رنگ و بی‏بو، ولی بسیار سمی. این گاز حاصل احتراق ناقص است؛ یعنی اگر بخاری یا مشعل موتورخانه یا حتی موتورِ وسیلهٔ نقلیهٔ ما بد بسوزد، مونوکسیدکربن تولید خواهد کرد. این گاز در هوای آزاد و به مقدار کم، زندگی بیماران قلبی و ریوی را به خطر می‏اندازد و در افراد سالم باعث سردرد، سرگیجه، خستگی زیاد و تحریک اعصاب می‏شود. استنشاق این گاز در محیط‏های بسته باعث خفگی و حتی مرگ می‏شود. در صورت مسمومیتِ ساده با این گاز، قرار گرفتن در زیر چترِ اکسیژنِ خالص، کمک‏کننده است. (مستشار سه سال پیش یک روز به دلیل ناقص سوختن شومینه در دفتر کارش، دچار این مسمومیت شد که با نیم ساعت استنشاق اکسیژن، مشکل برطرف شد). ضمنا به این نکته هم باید اشاره کرد که دی‌اکسیدکربن، که حاصل احتراق کامل است، از آلاینده های هوا به شمار نمیرود و فقط اثر گلخانه ای دارد که در بلندمدت سبب گرمایش زمین میشود.

دی‌اکسیدنیتروژن: گازی است قهوه‏ای‏رنگ و بَدبو که به وسیلهٔ موتورهای درون‏سوز (موتور خودروها نوعی موتور درون‏سوز است) وارد هوا می‏شود. این گاز باعث تحریک چشم‏ها و قسمت‏های عمقی ریه‏ها شده و موجب بروز خستگی مفرط و افزایش موارد بیماری می‏شود. در کودکانِ مبتلا به آسم، که در معرض این گاز بوده‏اند، نشانه‏های برونشیت نیز دیده شده است. علاوه بر این‏ها رشد گیاهان در حضور این گاز به میزان زیادی کاهش می‏یابد.

«مستشار» در قسمتهای بعدی سایر آلاینده های بیرونی را معرفی خواهد کرد.
نفسم گرفت از این شهر - بخش سوم

در قسمت پیشین دو مورد از آلاینده‌های هوا را معرفی کردیم. در این بخش توضیحاتی دربارهٔ سه آلایندهٔ دیگر هوا ارائه شده است.

دی‌اکسیدگوگرد: گازی است بی‌رنگ و بَدبو که می‌تواند از طریق خودروهای دیزلی و کارخانه‏هایی که گازوئیل می‏سوزانند، وارد هوا شود. این گاز باعث تحریک مجاری تنفسی به‌خصوص حلق، بینی و حنجره شده و ایجاد برونشیت‏های مزمن و آسم می‏کند. اگر نسبت به سال‌های گذشته تغییر چندانی در کیفیت گازوئیل داده نشده باشد، همچنان در هوا وجود دارد.

بخارات بَنزن: بنزن یکی از مهم‏ترین هیدروکربن‏های فرار است که استنشاق آن موجب جلوگیری از تشکیل گلبول قرمز در مغز استخوان شده و قرار گرفتن طولانی‌مدت در معرض این ماده، احتمال ابتلا به سرطان خون را افزایش می‏دهد. این مادهٔ آروماتیک در اواسط دولت پیشین و وقتی که واردات بنزین به ایران تحریم شد، به بنزین افزوده شد و در اوایل دولت تدبیر و امید و با توجه به آسیب‌های فراوانی که داشت، از بنزین حذف گردید.

سُرب: پیش‏تر که برای بهبود خاصیت بهسوزی بنزین از تِترااِتیل‏سرب
و تترامِتیل‏سرب استفاده می‏شد، در اثر سوختن بنزین، سرب به صورت اکسیدِسرب وارد هوا می‏شد و هوا را آلوده می‏کرد، اما به دلیل خطرات بسیاری که داشت، تصمیم به حذف آن گرفته شد. خطرات حضور سرب در هوا عبارتند از: کم‌حوصلگی، بی‌اشتهایی، تغییر ضربان نبض و فشار خون، چروک خوردن کلیه، پارگی یا درد شدید عضلات، فلج، بیماری‏های مغزی و مانند اینها. برای مقابله با این آلاینده توصیه می‏شد که افراد به مصرف شیر روی آورند، چرا که کلسیم موجود در شیر در رقابت با سرب، پیروز شده و از جذب‌شدن سرب در بدن جلوگیری به عمل می‏آمد؛ که البته این توصیه دیگر چندان کاربردی ندارد. سرب در سال ۱۳۸۰ از بنزین حذف شد و برای حفظ خاصیت بهسوزی بنزین، متیل‌ترشیاری‌بوتیل‌اِتِر (MTBE) جایگزین آن شد.

«مستشار» در قسمت بعدی، سه آلایندهٔ باقیمانده را معرفی خواهد کرد.
@mostashaar
با سعدی - قناعت

دَه آدمی بر سفره‌ای بخورند و دو سگ بر مُرداری با هم به سر نَبَرند. حریص با جهانی، گرسنه است و قانع به نانی، سیر. حکما گفته‌اند: توانگری به قناعت بِه از توانگری به بضاعت.

گلستان سعدی - باب هشتم

@mostashaar
نفسم گرفت از این شهر - بخش چهارم

در قسمت‌های پیشین تعدادی از آلاینده‌های هوا را معرفی کردیم. در این بخش سه مادهٔ آلایندهٔ باقیمانده بررسی شده‌اند.

ذرات معلق با قطر کمتر از ۱۰ میکرون: این ذرات به دلیل راهیابی به سیستم تنفسیِ تحتانی، برای سلامتی، مخاطره‏آمیزتر از اکسیدهای‌گوگرد و نیتروژن هستند و در تشدید بیماری‏های قلبی، ریوی، کاهش مقاومت سیستم ایمنی بدن در مقابل بیماری‏ها و ازبین‌رفتن بافت، اثرگذارند. استفاده از دستگاه‏های تصفیهٔ هوا که فیلترهای هِپا* دارند - فیلترهایی که طبق استاندارد دولت آمریکا ۹۹/۹۷درصد ذرات معلق با قطر بیشتر از ۰/۳ میکرون را فیلتر می‏کنند - مؤثر است. ماسک‏های N95 هم که ۹۵درصد ذرات معلق بین ۰/۱ تا ۰/۳ میکرون را فیلتر می‏کنند، در فضای بیرونی همین کارایی را دارند.
امسال آلایندهٔ اصلی هوای تهران همین ذرات بوده‌اند.

آزبِست: ماده‏ای معدنی است که با وجود ممنوعیت چندین و چند ساله، هنوز هم گویا در لنت ترمز تولیدیِ برخی شرکت‏های داخلی و برخی از انواع وارداتی آن، وجود دارد. ضرر این ماده بیشتر برای بچه‏هاست، چرا که قد آن‏ها کوتاه‏تر بوده و هنگام تردد در خیابان، سر و دهان آن‌ها دقیقاً در کنار چرخ خودروها قرار می‌گیرد و از آن‏جایی که غلظت آزبستِ رهاشده بر اثر ترمز، در آن ناحیه بیشتر است، بچه‏ها بیشتر در معرض خطر ابتلا به سرطان ریه هستند؛ راه‌حل پیشنهادی این است که هنگام تردد در خیابان، آن‏ها را  بغل کرده یا با فاصله از کنار خودروها عبور کنیم.

اُزُن: این گاز مستقیم وارد هوا نمی‏شود، بلکه در اثرِ واکنش‏های فتوشیمیایی توسط هیدروکربن‏های خروجی از اگزوز خودروها و اکسیدهای نیتروژن در اتمسفر به وجود می‏آید و به همین دلیل جزء آلاینده‏های ثانویه به شمار می‏رود. از جمله اثرات مضر این آلاینده، سوزش چشم و ریه‏ها و آسیب به سالخوردگان، کودکان و افراد دارای ناراحتی تنفسی است.

* (HEPA: High Efficiency Particulate Absorption)

حال که با آلاینده‌های هوا آشنا شدیم، در بخش‌های بعدی به راهکارهای محافظت از خود و دیگران در مقابل آلودگی هوا خواهیم پرداخت.

@mostashaar
نفسم گرفت از این شهر - بخش پنجم

پس از معرفی آلاینده‌های هوا در بخش‌های پیشین، در این قسمت به راهکارهای حفظ خود از آسیب‌های ناشی از آلودگی هوا می‌پردازیم.

اولین و کارامدترین راهکار این است که تا جایی که می‌توانیم از قرار گرفتن در معرض هوای آلوده خودداری کنیم. اصولاً در خانه ماندن بهتر از تردد در شهر است. این بدین معنی است که می‏توانیم کارهایی را که نیاز چندانی به خروج از خانه ندارند، از طریق اینترنت، تلفن و سایر وسایل ارتباطی انجام دهیم یا به طور کلی فعالیت‌های‌مان را طوری طرح‌ریزی یا بازطراحی کنیم که در فصل سرد که آلودگی هوا بیشتر است، خیلی نیازی به بیرون‌رفتن نداشته باشیم. بعضی‌ها بار سفر بستن و مهاجرت از شهرهای آلوده را نیز جزء این راهکار دانسته‌اند.

در ساعات اولیهٔ صبح و پایانی عصر یا شب، معمولاً غلظت آلاینده‌ها بیشتر است. بنابراین اگر اجباری به بیرون‌رفتن در این زمان‌ها نداریم، کارهای ضروری خود را در حوالی ظهر انجام دهیم.

از فعالیت بدنی، ورزش، و بازی (به ویژه کودکان) در فضای آزاد پرهیز کنیم.

برای جلوگیری از ورود ذرات گرد و غبار به سیستم تنفسی‌مان، از ماسک‌های مخصوص (ماسک N95) استفاده کنیم.

به‌طور منظم و متناوب از مواد غذایی حاوی آنتی‌اُکسیدان استفاده کنیم. تحقیقات نشان داده است که مواد غذایی حاوی آنتی‌اکسیدان از قبیل ویتامین C، ویتامین A، ویتامین E، سِلِنیُم، و بتاکاروتِن از اثرات مضر دود و آلاینده‌های هوا بر بدن می‌کاهند. در واقع این مواد واکنش‌های مضر مواد شیمیایی را در بدن متوقف می‌کنند. علاوه بر این، مواد حاوی آنتی‏اکسیدان با تقویت سیستم ایمنی بدن، سلامتی انسان را در برابر سرطان تضمین می‌کنند. به طور کلی از نظر تغذیه‌ای، مصرف میوه‌ها و سبزیجات تازه و لبنیات مهم‌ترین پیشنهاد برای کاهش عوارض ناشی از آلودگی هوا به شمار می‌رود.

هنگام گرفتار شدن در راه‌بندان (ترافیک)، اگر حالت گردش هوای داخلی را انتخاب کنیم، به‌صورت موقتی، کمتر در معرض گازهای خروجی از اگزوز خودروهای اطراف قرار می‌گیریم.

حضور خود (به‌ویژه کودکان) را در پمپ‏های بنزین به حداقل برسانیم.

این دو مورد را هم سایرین در زمرهٔ راهکارهای مقابله با آلودگی هوا آورده‌اند، اما «مستشار» چندان از صحت‌شان مطمئن نیست.

به‌منظور دفع آلاینده‌ها، مایعات و دمنوش‏های گیاهی بنوشیم.

دست و صورت‌مان را به‌طور مرتب، با صابون و مایع دست‏شویی شسته و بر دفعات حمام رفتن‌مان بیافزاییم. این کارها می‏تواند آلودگی‌های چسبیده به سطح پوست را شسته و از جذب‌شدن آن‏ها از طریق پوست، جلوگیری به عمل آوَرَد.

@mostashaar
«کشور توسعه‌یافته جایی نیست که فقرایش خودروی شخصی دارند، بلکه جایی است که ثروتمندانش از وسایل حمل‌ونقل عمومی استفاده می‌کنند.»

@mostashaar
«ظریف» چون فوتبالیستی است که هر سرمربی موفقی آرزوی داشتنش را دارد.

حرکت هوشمندانه و مؤثر یعنی نوشتن ایشان در نیویورک‌تایمز

@mostashaar
نفسم گرفت از این شهر - بخش ششم

پیشنهاد «مستشار» برای کاهش آلودگی هوای کلانشهرها، رعایت‌کردن این موارده:

از اون جایی که بخشی از آلودگی، ناشی از سیستم گرمایشی خونه‌ها و اداره‏هاس، تعمیر و سرویس دوره‏ای اونا و کم‌کردن دمای توی خونه و اداره، به معنی سهم کمترمون در آلوده‌کردنه. کمپینی که اخیراً خانوم ابتکار راه انداختن در همین راستاس.

میگن که قسمت اصلی آلودگی هوای تهران، تقصیر وسایل نقلیهٔ موتوریه؛ پس بهتره:

تا جایی که امکان داره، ماشینامونو توی خونه پارک کنیم و از مترو و اتوبوس و تاکسی و اینا استفاده کنیم.

محل کار خودمون، مدرسهٔ بچه‌هامون و به‌طورکلی، جاهایی که براش از خونه میایم بیرون رو نزدیک انتخاب کنیم. (این یه راهکار اساسیه برای کاهش تقاضای سفر یا کاهش طول سفرهای درون‌شهری)

محلی (از فروشگاه‏های نزدیک به خودمون) خرید کنیم و مثلاً کلی راه پا نشیم بریم اون سر شهر برا خریدن یه دونه مانتو یا یه جفت کفش؛ خوب که فک کنیم، واقعاً ارزششو نداره.

هم‏پیمایی (carpooling) رو یاد بگیریم و کم‌کم تجربه‌ش کنیم؛ یعنی با دوستامون یا همکارایی که هم‌مسیر هستیم، بریم و بیایم و مثلاً هر روز، یکی‌مون ماشین بیاره.

قبل از روشن‌کردن ماشین‌مون، برنامه داشته باشیم و بدونیم کجا می‌خوایم بریم و چرا.

آقا، دور دور زدن‏های بی‏هدف رو که اصلاً نگو ...

فعلاً بریم این هفت‌تا رو انجام بدیم، تا بعد ...

@mostashaar
با سعدی - مال‌اندوزی

مال از بهرِ آسایش عُمر است، نه عُمر از بهرِ گِردکردن مال.
عاقلی را پرسیدند: نیک‌بخت کیست و بدبختی چیست؟ گفت: نیک‌بخت آن‌که خورد و کِشت، و بدبخت آن‌که مُرد و هِشت.

گلستان سعدی - باب هشتم
* هِشت: واگذاشت، برجای گذاشت

@mostashaar
نفسم گرفت از این شهر - بخش هفتم

غیر از اون هفت‌تا کاری که دفعهٔ قبل برشمرده شدن، چند تا کار دیگه هم هست که ممکنه جسته‌گریخته باهاشون آشنا باشیم.

موارد خروج از منزل‌مون رو به ساعات کم‌تردد (کم‌ترافیک) منتقل کنیم تا باز هم سهم کمتری توی آلایندگی هوا داشته باشیم.

مطمئن بشیم که ماشین‌مون «کربن کنیستر» و «مبدل کاتالیستی» داره و زمان مصرفشون هم تموم نشده.

اگه بیشتر از یکی‌دو دقیقه پشت چراغ قرمز یا توی ترافیکیم، ماشینو خاموش کنیم.

چی می‌شد اگه می‌تونستیم ماشینمونو با انواع کم‏مصرف‏تر و پیشرفته‏تر (هیبریدی، الکتریکی) جایگزین کنیم!

حالا اگه مورد قبلی نمیشه، حداقل برای معاینه فنی گرفتن، بهانه نگیریم و توجیه نتراشیم.

فک نکنیم اگه کارامونو بدیم پیک موتوریا انجام بدن، باید به خودمون افتخار کنیم! وضع آلایندگی موتورا بدتر از ماشیناس.

اگه موتورسواریم یا دوست و آشنای موتورسوار داریم، بهتره موتور دوزمانه رو با انواع چهارزمانه تعویض کنیم. ( بازم چی می‌شد اگه موتور برقی خوبم توی بازار می‌بود!)

اینا کارایی بودن که هر کدوم از ماها می‌تونیم انجامش بدیم. «مستشار» در بخش بعدی چیزای دیگه‌ای هم برای گفتن داره ...

@mostashaar
Forwarded from Systems Thinking
کار خوب که می‌کنی، حالت خوب می‌شه
حالت که خوب باشه، کاراتم خوب می‌شه
و این حلقهٔ خوبی ادامه‌دار می‌شه ...
😀
@systemsthinking
سرانجام، برجام به فرجام رسید.

@mostashaar
نفسم گرفت از این شهر - بخش هشتم

یه تعدادی جمله‌س که این روزا خیلی شنیده می‌شن، ولی لزوماً درست نیستن؛ یعنی یه جورایی می‌شه بهشون گفت «افسانه‌های آلودگی هوا» ...

🗣 «امروز نه برج میلاد دیده می‌شه، نه کوه‌های شمال تهران»
لزوماً دیده‌نشدن این‌ها یا همون کاهش شعاع دید، دلیل آلوده‌بودن هوا نیست؛ مِه هم می‌تونه دید ما رو محدود کنه!

🗣 «من هوا که آلوده می‌شه، روزی دو لیوان شیر می‌خورم»
شیرخوردن اون وقتی که توی هوا سرب داشتیم، کار خیلی درستی بود، اما الان نه لزوماً!

🗣 «آلودگی هوا مال سُربه»
باور کنیم که سرب از سال ۸۰ از بنزین حذف شده!

🗣 «آقا تقصیر دولته؛ اگه بنزین یورو ۴ بده، همه‌چی درست می‌شه»
درسته که بنزین یورو ۴ تقریباً نصف بنزین یورو ۲ مواد آلاینده تولید می‌کنه اما قسمت مهم اینه که موتور ماشینامون هم باید همون سطح از استاندارد رو داشته باشه!

🗣 «ما که این بالاهاییم وضعمون اینه، طفلکی اون پایین‌شهریا»
اتفاقاً برخی از مناطق شمال شهر جزء آلوده‌ترین مناطقه و بالاشهر بودن لزوماً ربطی به پاک‌تر بودن هوا نداره!

🗣 «من که چند روزه این ماسک رو صورتمه»
باشه، ولی بدونیم که:
ماسک، اونم نوع فیلتردارش، فقط برای ذرات معلق کاربرد داره!
فیلترای ماسک‌ها هم اشباع می‌شن و هر ۲۴ ساعت باید عوضشون کرد!

🗣 «من که برای ورزش می‌رم پارک؛ آخه توی پارک کلی درخته که هوا رو تصفیه می‌کنه»
هوای پارک مطبوع‌تر هست، ولی لزوماً پاک نیست. آخه کار اصلی درختا فقط جذب دی‌اکسیدکربنه، نه سایر آلاینده‌ها!

🗣 «شاخص‌هاشون به درد خودشون می‌خوره؛ من خودم امروز انقلاب بودم، اصلاً نمی‌شد نفس کشید»
جا به جا وضع فرق می‌کنه و مکان‌های خاص مثل انقلاب و هفت‌تیر و آزادی و اینا ممکنه وضعش بدتر از وضع شاخصای اعلام‌شده باشه، چون لزوماً برای اندازه‌گیری که نرفتن پارک‌سوار آزادی!

🗣 «فقط باید بادی، بارونی، چیزی بیاد؛ همین‌طوری که درست نمی‌شه»
اتفاقاً این مورد درسته؛ فقط به این شرط که نخوایم فرافکنی کنیم و نقش خودمونو در آلوده‌کردن کم نشون بدیم.

@mostashaar
نفسم گرفت از این شهر - بخش نهم

چند شب پیش (۲۲ دی ۹۴) اخبار ساعت ۲۰ شبکهٔ چهار سیما که معمولاً بار علمی بیشتری نسبت به سایر بخش‌های خبری دارد به مسألهٔ آلودگی هوا پرداخته بود. نکته‌ای مهم اما در میان بحث‌ها نهفته بود که مدتی پیش از آن هم در گفتگوی خبری ۲۲:۳۰ شبکهٔ دوم سیما دیده شده بود:
«تک‌علته‌بودن مسأله و حل‌شدن آن با تک‌راهکار، آن هم به یک‌باره»

این تفکر، تفکری است که در دنیای پیچیدهٔ کنونی راه به جایی نخواهد بُرد. اصولاً در دنیای امروز، ما با مسائلی ترکیبی، پیچیده و در‌هم‌تنیده روبروییم. مسائلی که نه به‌وجود‌آمدن‌شان دلیل واحدی دارد و نه با انجام تنها یک اقدام، حل خواهد شد؛ فقر و نابرابری‌های اجتماعی، آلودگی هوای کلانشهرها، مسألهٔ کم‌آبی، انرژی‌های فسیلی و گرمایش زمین و مانند اینها.

به‌طورکلی باید نکات زیر را دربارهٔ مسائل پیچیده در نظر گرفت:

یک. عوامل متعددی سبب ایجاد آن‌ها شده؛

دو. معمولاً اقدامات پیشینِ خودمان آن‌ها را ایجاد کرده؛

سه. مدت‌ها طول کشیده تا مشکل بروز کرده و خود را نشان داده؛

چهار. همان‌گونه که شکل‌گیری مسأله زمان‌بر بوده، حل‌شدن آن هم زمان‌بر است؛

پنج. برای حل آن باید مجموعه‌ای از اقدامات مکمل انجام داد؛

شش. لزوماً همهٔ علت‌های شکل‌گیری مسأله معلوم نیست و باید برای یافتن آن پژوهش کرد؛

هفت. ندانستن علل کامل مسأله، نباید مانع از انجام اقداماتی در حوزه‌هایی که اجماع حاصل شده، شود؛

هشت. نباید فرافکنی کرده و باید خود را، هم جزئی از ایجاد مسأله و هم بخشی از راه‌حل آن دانست.

به نقل از کانال تفکر سیستمی
@systemsthinking

@mostashaar
نفسم گرفت از این شهر - بخش دهم ( پایانی)

امروز ۲۹ دی و روز هوای پاکه. دو سال پیش بود که توی همچین روزی یه کار خوب انجام شد؛ کاری که یه تلنگرایی به عده‌ای زد، اما گویا خیلی مؤثر واقع نشد. «مستشار» هم نقش کمی در پروروندن ایدهٔ اون و یه سری از هماهنگی‌های این رویداد داشت.
بخش پایانی سلسله نوشته‌های «نفسم گرفت از این شهر»، دیدن کلیپیه که در اون رویداد ساخته شد، با نام «هوادار کوچک».
لینک دیدن کلیپ در آپارات: https://goo.gl/bQJ7DV
جملهٔ کلیدی این پویش هم این بود:
«من یک هوادار کوچک هستم. مأموریت من نجات آسمان است.»

با امید به اندیشیدن تدابیر جدی توسط دولتمردان و ایفای نقش مؤثر توسط یکایک شهروندان برای بازگرداندن هوای پاک به آسمان شهرهایمان.
من یک هوادار کوچک هستم، شما چطور؟

@mostashaar
اگه می‌خواین بدونین چی می‌شه که یه وقتایی خوشحالین و یه وقتایی ناراحت و حتی یه وقتایی عصبانی، بهترین راه تماشای این کارتونه!

@mostashaar
شرکت دوست‌داشتنی من - بخش اول

یه جاهایی هستن که خیلیامون به خودمون می‌گیم «کاش منم می‌تونستم اونجا کار کنم» یا «کاشکی شرکت یا ادارهٔ ما هم این‌طوری بود». مثال خیلی بارزش هم گوگله؛ وقتی که چند سال پیش عکس‌های دفاتر کاری گوگل منتشر شد و اوایلش اساتید توی کلاساشون نشون دادن و بعدتر هم کلی ایمیلش دست به دست چرخید، برامون خیلی عجیب بود و رؤیایی. البته فک کنم هنوز هم رؤیای گوگل برامون دور و دست‌نیافتنی باشه! اما بازم یه جاهایی هستن، همین دور و بر، که محیط کاریشون اون‌قدرا هم خشک و رسمی نیست و دست به یه کارایی زده‌ن و یه خرده ابتکار و خلاقیت به خرج داده‌ن که بتونن زمانی که توی محیط کار هستن، بیشتر ازش لذت ببرن.
در این سری از نوشته‌ها مستشار می‌خواد چند تا نمونهٔ دوست‌داشتنی رو معرفی کنه و بگه چرا دوسشون داره. شما هم اگه جاهایی رو سراغ دارین، باهامون به اشتراک بذارین؛ یا حتی اگه بعضی وقتا با خودتون یه محل کار ایده‌آل رو تصور می‌کنین، بگین که اونجا چه شکلیه.

@mostashaar
شرکت دوست‌داشتنی من
اتاق جلسات دفتر کار گوگل در بوداپست

@mostashaar