هفت درسآموخته از واقعه کربلا «برای زندگی»
۱. زندگی همیشه و با هر خواری و خفتی ارزش ادامهدادن ندارد.
۲. هستند انسانهایی که به هیچ قیمتی نمیتوان آنها را خرید و تهدید و تطمیع روی آنها اثر نمیکند.
۳. قدرت سیاسی در برابر انسانها عاجزتر از آنی است که مقتدران سیاسی گمان میکنند.
۴. همه چیز قابل مذاکره نیست و مصالحه به هر قیمتی معنا ندارد. مصالحه وقتی است که حق و باطل را نتوان شناخت.
۵. هستند ارزشهایی که از اتحاد مردم مهمترند و اتحاد مردم به هر قیمتی ارزش ندارد. اگر اتحاد حول ارزشهای اخلاقی شکل بگیرد، ارزشمند است.
۶. امام حسین نشان دادند که اگر طرفداری از حق میکنند، وقتی به سودشان باشد طرفداری میکنند، وقتی هم به ضررشان باشد، باز طرفداری میکنند.
۷. امام حسین از مقدسات مذهبی به سود خودشان بهره نبردند.
برگرفته از سخنرانی استاد ملکیان در سال ۹۴
@mostashaar
۱. زندگی همیشه و با هر خواری و خفتی ارزش ادامهدادن ندارد.
۲. هستند انسانهایی که به هیچ قیمتی نمیتوان آنها را خرید و تهدید و تطمیع روی آنها اثر نمیکند.
۳. قدرت سیاسی در برابر انسانها عاجزتر از آنی است که مقتدران سیاسی گمان میکنند.
۴. همه چیز قابل مذاکره نیست و مصالحه به هر قیمتی معنا ندارد. مصالحه وقتی است که حق و باطل را نتوان شناخت.
۵. هستند ارزشهایی که از اتحاد مردم مهمترند و اتحاد مردم به هر قیمتی ارزش ندارد. اگر اتحاد حول ارزشهای اخلاقی شکل بگیرد، ارزشمند است.
۶. امام حسین نشان دادند که اگر طرفداری از حق میکنند، وقتی به سودشان باشد طرفداری میکنند، وقتی هم به ضررشان باشد، باز طرفداری میکنند.
۷. امام حسین از مقدسات مذهبی به سود خودشان بهره نبردند.
برگرفته از سخنرانی استاد ملکیان در سال ۹۴
@mostashaar
☝️☝️ امیر مهرانی گهگاه مطالب خیلی خوبی تولید و منتشر میکند که پادکست اخیرش یکی از آنهاست.
اگر شما هم علایق متعددی داشته یا دارید، یا افراد با علایق گوناگون در اطرافتان حضور داشتهاند، شنیدن این پادکست را مفید خواهید یافت.
@mostashaar
اگر شما هم علایق متعددی داشته یا دارید، یا افراد با علایق گوناگون در اطرافتان حضور داشتهاند، شنیدن این پادکست را مفید خواهید یافت.
@mostashaar
استاد ملکیان امروز (سیاُم مهر) در کنگره سالیانه انجمن علمی روانپزشکان ایران مطرح کردند:
نکاتی هست که منابع فلسفی، عرفانی، دینی و ادبيات جهانی در باب روان آدمی بیان کردهاند؛ و خوب است که روانشناسان و روانپزشکان غیر از تکستبوکها و هندبوکهای تخصصی، به این موارد هجدهگانه در باب روان آدمی توجه کنند.
۱. اینجایی و اکنونی زیستن (هم خوبی، هم خوشی و هم ارزشمندی زندگی به اینجایی و اکنونی زیستن مربوط است)
۲. پرهیز از مقایسه خود با دیگران (در مقام نظر) و مسابقه با دیگران (در مقام عمل)
۳. زیستن بر مبنای صرافت طبع خود و التفات نداشتن به ارزشداوریهای دیگران
۴. کُنشِ بیخواهش (تلاش کردن بدون انتظار داشتن نتیجه)
۵. پذیرش تنهایی بهعنوان وجه تراژیک زندگی
۶. عاشق بودن اما دلبستگی نداشتن
۷. قانون تلقی نکردنِ قانوننماهای زندگی
۸. پذیرش ریاضتهای ناگزیر (دنیا، دنیای تزاحم است و نمیتوان همهچیز را با هم داشت)
۹. پذیرش بیثباتی جهان
۱۰. توجه به پیشبینیناپذیری زندگی
۱۱. توجه به واقعیتهای درونی و محدودیتهای خود و انتظار بیشازحد از خود نداشتن
۱۲. نبودن مسئولیت زندگی و سرنوشت دیگران بر دوش من (اینکه مسئولیت من اصلاح خودم هست و اصلاح دیگران نتیجه اصلاح خودم خواهد بود)
۱۳. توجه به ناچیز بودن من در جهان (اینکه هر یک از ما چندان که خودمان فکر میکنیم، مهم نیستیم)
۱۴. تلاش برای افزودن تعداد گزینههای زندگی (خلاقیت چنین کارکردی دارد)
۱۵. توجه به رابطه مستقیم آزادی و مسئولیت
۱۶. پذیرش بلامصداقبودن زندگیِ بدون درد و رنج
۱۷. تمرکز و تلاش در جهت معناسازی (جعل معنا) بهجای معنایابی (کشف معنا) برای زندگی
۱۸. توجه به بودنها بهجای داشتنها
@mostashaar
نکاتی هست که منابع فلسفی، عرفانی، دینی و ادبيات جهانی در باب روان آدمی بیان کردهاند؛ و خوب است که روانشناسان و روانپزشکان غیر از تکستبوکها و هندبوکهای تخصصی، به این موارد هجدهگانه در باب روان آدمی توجه کنند.
۱. اینجایی و اکنونی زیستن (هم خوبی، هم خوشی و هم ارزشمندی زندگی به اینجایی و اکنونی زیستن مربوط است)
۲. پرهیز از مقایسه خود با دیگران (در مقام نظر) و مسابقه با دیگران (در مقام عمل)
۳. زیستن بر مبنای صرافت طبع خود و التفات نداشتن به ارزشداوریهای دیگران
۴. کُنشِ بیخواهش (تلاش کردن بدون انتظار داشتن نتیجه)
۵. پذیرش تنهایی بهعنوان وجه تراژیک زندگی
۶. عاشق بودن اما دلبستگی نداشتن
۷. قانون تلقی نکردنِ قانوننماهای زندگی
۸. پذیرش ریاضتهای ناگزیر (دنیا، دنیای تزاحم است و نمیتوان همهچیز را با هم داشت)
۹. پذیرش بیثباتی جهان
۱۰. توجه به پیشبینیناپذیری زندگی
۱۱. توجه به واقعیتهای درونی و محدودیتهای خود و انتظار بیشازحد از خود نداشتن
۱۲. نبودن مسئولیت زندگی و سرنوشت دیگران بر دوش من (اینکه مسئولیت من اصلاح خودم هست و اصلاح دیگران نتیجه اصلاح خودم خواهد بود)
۱۳. توجه به ناچیز بودن من در جهان (اینکه هر یک از ما چندان که خودمان فکر میکنیم، مهم نیستیم)
۱۴. تلاش برای افزودن تعداد گزینههای زندگی (خلاقیت چنین کارکردی دارد)
۱۵. توجه به رابطه مستقیم آزادی و مسئولیت
۱۶. پذیرش بلامصداقبودن زندگیِ بدون درد و رنج
۱۷. تمرکز و تلاش در جهت معناسازی (جعل معنا) بهجای معنایابی (کشف معنا) برای زندگی
۱۸. توجه به بودنها بهجای داشتنها
@mostashaar
حامد قدوسی از شریفیهای اقتصادخواندهای است که معمولاً تحلیلهایش با اعداد و ارقام سروکار دارد و غیرشهودی و کمخطا استدلال میکند.
مطلب زیر و شیوه محاسباتی بهکاررفته در آن را میتوان در پاسخ به افرادی که صادرات هندوانه را دلیل عمدهای برای مشکل بیآبی ایران میدانند، مد نظر قرار داد.
همچنین میتوان بهطور ضمنی چگونگی تعریف شاخصهای جامعتر و گویاتر را آموخته و در تحلیلها و تصمیمگیریها از آن بهره بُرد.
👇👇
@mostashaar
مطلب زیر و شیوه محاسباتی بهکاررفته در آن را میتوان در پاسخ به افرادی که صادرات هندوانه را دلیل عمدهای برای مشکل بیآبی ایران میدانند، مد نظر قرار داد.
همچنین میتوان بهطور ضمنی چگونگی تعریف شاخصهای جامعتر و گویاتر را آموخته و در تحلیلها و تصمیمگیریها از آن بهره بُرد.
👇👇
@mostashaar
Forwarded from یک لیوان چای داغ، نوشتههای حامد قدوسی hamed_ghoddusi
بحث شیرین و گمراهکننده صادرات هندوانه
انتظار از رسانهها و روزنامهنگاران و متخصصان این است که یک جمله محبوبشده را به صرف زیاد شنیده شدن آن صرفا تکرار نکنند، بلکه اول یک بررسی یا باز-بررسی انتقادی/تحقیقی روی آن انجام بدهند و جزییات آن را برای خواننده بحث کنند. متاسفانه این رویه در کشور ما کمی کمرنگ است.
در این دو سه سال فکر میکنم کمتر گزارهای به اندازه «فاجعه نابودی منابع اب از طریق صادرات هندوانه» در رسانهها تکرار شده باشد. خود من هم تقریبا هر جایی در ایران در مورد اقتصاد آب صحبت داشتهام تقریبا اولین سوال/واکنش این بود که «با صادرات هندوانه چه کنیم؟». مدعی پایه این گزارهها این است که ۱) هندوانههای صادراتی حجم عظیمی آب مصرف کردهاند و ۲) درآمدی که تولید کردهاند ارزش این همه آب را نداشته است.
متاسفانه بخش اول این گزاره چندان با اعداد و ارقام «ردپای» آب محصولات سازگار نیست. به عنوان یک قاعده شهودی محصولاتی که خیلی خیس به نظر میرسند (مثلا گوجهفرنگی یا خیار یا هندوانه یا کاهو) اتفاقا ردپای آب خیلی «کمی» دارند. در مقابل محصولات خشک و جاندار مثل بادام و پسته و بامیه و قهوه یا دانههای روغنی مثل زیتون ردپای آب خیلی بالاتری دارند (چیزی در مقیاس ۱۰ تا ۵۰ برابر بیشتر از محصولات جالیزی). هندوانه علیرغم ظاهر پرآبش تنها ۳۰۰-۵۰۰ لیتر آب برای هر کیلو مصرف میکند، این عدد برای گندم حدود ۱۵۰۰ و برای پسته و بادام حدود ۸۰۰۰ لیتر است.
معنی پاراگراف قبلی لزوما این نیست که هندوانه بهترین انتخاب برای صادرات است. در آنجا صرفا نشان دادیم که به لحاظ حجم فیزیکی آب هندوانه اتفاقا جزو محصولات «کمآببر» است. ولی متغیر نهایی که در بحث مدیریت آب کشاورزی مهم است «نسبت بازده (فیزیکی/ریالی) محصول به ارزش اقتصادی آب مصرفشده» است. هندوانه حدود ۴۰۰ لیتر آب مصرف میکند و هر کیلو آن ۶۵۰ تومان صادر میشود. گندم حدود ۳-۴ برابر آب مصرف میکند ولی قیمت تضمینی آن فقط دو برابر هندوانه است. پسته ایران حدود ۷۵۰۰ لیتر برای هر کیلو مصرف میکند و هر کیلو آن حدود ۱۶۰۰۰ تومان فروش میرود. خود خواننده میتواند شاخص «قیمت به مصرف آب» را برای این سه محصول محاسبه کرده و نتیجهگیری لازم را بکند.
* در پاراگراف قبلی برای سادهسازی فرض کردیم ارزش سایه (کمیابی) آب در مناطق مختلف کشور یکسان است.
@hamedghoddusi کانال یک لیوان چای داغ٬ نوشتههای حامد قدوسی
انتظار از رسانهها و روزنامهنگاران و متخصصان این است که یک جمله محبوبشده را به صرف زیاد شنیده شدن آن صرفا تکرار نکنند، بلکه اول یک بررسی یا باز-بررسی انتقادی/تحقیقی روی آن انجام بدهند و جزییات آن را برای خواننده بحث کنند. متاسفانه این رویه در کشور ما کمی کمرنگ است.
در این دو سه سال فکر میکنم کمتر گزارهای به اندازه «فاجعه نابودی منابع اب از طریق صادرات هندوانه» در رسانهها تکرار شده باشد. خود من هم تقریبا هر جایی در ایران در مورد اقتصاد آب صحبت داشتهام تقریبا اولین سوال/واکنش این بود که «با صادرات هندوانه چه کنیم؟». مدعی پایه این گزارهها این است که ۱) هندوانههای صادراتی حجم عظیمی آب مصرف کردهاند و ۲) درآمدی که تولید کردهاند ارزش این همه آب را نداشته است.
متاسفانه بخش اول این گزاره چندان با اعداد و ارقام «ردپای» آب محصولات سازگار نیست. به عنوان یک قاعده شهودی محصولاتی که خیلی خیس به نظر میرسند (مثلا گوجهفرنگی یا خیار یا هندوانه یا کاهو) اتفاقا ردپای آب خیلی «کمی» دارند. در مقابل محصولات خشک و جاندار مثل بادام و پسته و بامیه و قهوه یا دانههای روغنی مثل زیتون ردپای آب خیلی بالاتری دارند (چیزی در مقیاس ۱۰ تا ۵۰ برابر بیشتر از محصولات جالیزی). هندوانه علیرغم ظاهر پرآبش تنها ۳۰۰-۵۰۰ لیتر آب برای هر کیلو مصرف میکند، این عدد برای گندم حدود ۱۵۰۰ و برای پسته و بادام حدود ۸۰۰۰ لیتر است.
معنی پاراگراف قبلی لزوما این نیست که هندوانه بهترین انتخاب برای صادرات است. در آنجا صرفا نشان دادیم که به لحاظ حجم فیزیکی آب هندوانه اتفاقا جزو محصولات «کمآببر» است. ولی متغیر نهایی که در بحث مدیریت آب کشاورزی مهم است «نسبت بازده (فیزیکی/ریالی) محصول به ارزش اقتصادی آب مصرفشده» است. هندوانه حدود ۴۰۰ لیتر آب مصرف میکند و هر کیلو آن ۶۵۰ تومان صادر میشود. گندم حدود ۳-۴ برابر آب مصرف میکند ولی قیمت تضمینی آن فقط دو برابر هندوانه است. پسته ایران حدود ۷۵۰۰ لیتر برای هر کیلو مصرف میکند و هر کیلو آن حدود ۱۶۰۰۰ تومان فروش میرود. خود خواننده میتواند شاخص «قیمت به مصرف آب» را برای این سه محصول محاسبه کرده و نتیجهگیری لازم را بکند.
* در پاراگراف قبلی برای سادهسازی فرض کردیم ارزش سایه (کمیابی) آب در مناطق مختلف کشور یکسان است.
@hamedghoddusi کانال یک لیوان چای داغ٬ نوشتههای حامد قدوسی
Forwarded from فرشید گلزاده کرمانی Farshid Golzadeh
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تعادل بین؛
۱- سودآوری از طریق بهرهبرداری از روشها و دانش موجود (Exploitation)
۲- توسعه کسبوکار از طریق نوآوری و جستجو برای رویکردهای نو (Exploration)
رمز بقاء و حیات شرکتهاست.
@fgolzadeh
۱- سودآوری از طریق بهرهبرداری از روشها و دانش موجود (Exploitation)
۲- توسعه کسبوکار از طریق نوآوری و جستجو برای رویکردهای نو (Exploration)
رمز بقاء و حیات شرکتهاست.
@fgolzadeh
👆👆 یه تِد تاک خوب که فرشید گلزاده، مدیرعامل یکی دو سال اخیر فروشگاههای زنجیرهای رفاه، روی کانالش گذاشته و در اون یک سخنران نروژی فرق بین «بهرهبرداری از روشها و دانش موجود» و «کاوشگری، نوآوری و جستجوی روشها و رویکردهای نو» رو بیان میکنه و میگه که کسبوکارها، سازمانهای عمومی و حتی افراد با تعادل برقرار کردن بین این دو رویکرد میتونن به موفقیت برسن.
@mostashaar
@mostashaar
⭕️ اگر فقط آیکیوی بالایی داریم از نگاه گاردنر لزوماً باهوش نیستیم! ⭕️
هوش یک پتانسیل و توان بالقوه از جنس زیستروانشناختی (Biopsychologic) برای پردازش اطلاعات است که در شرایط مختلف و چیدمانهای فرهنگی مختلف میتواند فعال شود و کمک کند تا افراد مشکلات پیش رو در آن فرهنگ و جامعه را حل کنند و محصولاتی تولید کنند که در آن فرهنگ، ارزشمند محسوب میشوند.
گاردنر بحث هوش چندگانه یا Multiple Intelligences را مطرح میکند و پیشنهاد میکند که هوشهای انسانی را در هشت گروه طبقهبندی کنیم:
Musical / Rhythmic (موسیقی ریتمی)
Visual / Spatial (دیداری فضایی)
Verbal / Linguistic (کلامی زبانی)
Logical / Mathematical (منطقی ریاضی)
Bodily / Kinesthetic (بدنی جنبشی)
Interpersonal (درونفردی)
Intrapersonal (بینفردی)
Naturalistic (طبیعتگرایی و درک طبیعت)
هوش هشتم (طبیعتگرایی) با کمی تاخیر به مدل هفتگانه قبلی اضافه شد و مدل هوش هشتگانه را شکل داد.
البته گاردنر بعدها پیشنهاد کرد که هوش وجودی و هوش اخلاقی هم به فهرست هوشهای چندگانه اضافه شوند و به این ترتیب مدل هوشهای دهگانه شکل گرفت.
🔹از وبسایت بسیار آموزنده و مفیدِ متمم
@mostashaar
هوش یک پتانسیل و توان بالقوه از جنس زیستروانشناختی (Biopsychologic) برای پردازش اطلاعات است که در شرایط مختلف و چیدمانهای فرهنگی مختلف میتواند فعال شود و کمک کند تا افراد مشکلات پیش رو در آن فرهنگ و جامعه را حل کنند و محصولاتی تولید کنند که در آن فرهنگ، ارزشمند محسوب میشوند.
گاردنر بحث هوش چندگانه یا Multiple Intelligences را مطرح میکند و پیشنهاد میکند که هوشهای انسانی را در هشت گروه طبقهبندی کنیم:
Musical / Rhythmic (موسیقی ریتمی)
Visual / Spatial (دیداری فضایی)
Verbal / Linguistic (کلامی زبانی)
Logical / Mathematical (منطقی ریاضی)
Bodily / Kinesthetic (بدنی جنبشی)
Interpersonal (درونفردی)
Intrapersonal (بینفردی)
Naturalistic (طبیعتگرایی و درک طبیعت)
هوش هشتم (طبیعتگرایی) با کمی تاخیر به مدل هفتگانه قبلی اضافه شد و مدل هوش هشتگانه را شکل داد.
البته گاردنر بعدها پیشنهاد کرد که هوش وجودی و هوش اخلاقی هم به فهرست هوشهای چندگانه اضافه شوند و به این ترتیب مدل هوشهای دهگانه شکل گرفت.
🔹از وبسایت بسیار آموزنده و مفیدِ متمم
@mostashaar
"بیایید رقابت را به همکاری و همیاری و مشارکت تبدیل کنیم تا فرزندان ما بتوانند به حداکثر تواناییهای خود برسند و احساس آرامش کنند."
توران میرهادی، بیرقیب، به خاکِ سردِ پاییز جان بخشید.
@mostashaar
توران میرهادی، بیرقیب، به خاکِ سردِ پاییز جان بخشید.
@mostashaar
با همین دیدگان اشکآلود
از همین روزن گشوده به دود
به پرستو، به گُل، به سبزه درود
فریدون مشیری
به اُمید هوایی پاک و آسمانی آبی
@mostashaar
از همین روزن گشوده به دود
به پرستو، به گُل، به سبزه درود
فریدون مشیری
به اُمید هوایی پاک و آسمانی آبی
@mostashaar
"اجازه ندادم هیچ خیابانی به اسم من نامگذاری شود."
"مبارز انقلابی اگر فساد کند، باید فاتحه کشور را خواند."
دو جمله منتسب به کاسترو، رهبر انقلاب کوبا
@mostashaar
"مبارز انقلابی اگر فساد کند، باید فاتحه کشور را خواند."
دو جمله منتسب به کاسترو، رهبر انقلاب کوبا
@mostashaar
Forwarded from یادداشتها
فیدل درگذشت
باورهای غلط، از انسانهای خوب، جنایتکار میسازد. او چهل سال، شرافتمندانه ظلم کرد و کشورش را به بنبست كشاند؛ تا جهانیان بدانند که آنچه کشوری را آباد میکند، نیتها نیست؛ روشها است.
باورهای غلط، از انسانهای خوب، جنایتکار میسازد. او چهل سال، شرافتمندانه ظلم کرد و کشورش را به بنبست كشاند؛ تا جهانیان بدانند که آنچه کشوری را آباد میکند، نیتها نیست؛ روشها است.
ای مَسند قضا، که بدین روزت اوفکند؟!
کاندر تو کس نظر نکند جز به ریشخند
این روزها یاد و نام آیتالله موسوی اردبیلی گرامی داشته میشود. ایشان تعریف میکردند: آقای بهشتی آمدند در اتاق من، من دادستان کل کشور بودم؛ برافروخته و با چشمان اشکآلود. گفتند آقای موسوی، همسر بنیصدر را دستگیر کردهاند. بنیصدر مخفی شده بود. ماموران دادستانی و اطلاعات گمان کرده بودند با دستگیری همسر بنیصدر میتوانند از او ردّی پیدا کنند. آقای بهشتی گفتند ما نیامدهایم که چنین کارهایی انجام بدهیم. جرم بنیصدر جه ربطی به همسرش دارد؟ اگر شما دستور آزادی همسر بنیصدر را ندهید من بهعنوان رئیس قوه و رئیس دیوانعالی کشور دستور میدهم. بعد شما مرا به دادگاه انتظامی قضات معرفی کنید، برای این که من چنین اختیاری ندارم و از اختیارات شماست!
آیتالله موسوی اردبیلی هر وقت این خاطره را تعریف میکردند، اشک میریختند.
از روزنوشتهای عطاءالله مهاجرانی
پ.ن: این انقلاب چنین رهبران و سردمدارانی هم داشته است!
@mostashaar
کاندر تو کس نظر نکند جز به ریشخند
این روزها یاد و نام آیتالله موسوی اردبیلی گرامی داشته میشود. ایشان تعریف میکردند: آقای بهشتی آمدند در اتاق من، من دادستان کل کشور بودم؛ برافروخته و با چشمان اشکآلود. گفتند آقای موسوی، همسر بنیصدر را دستگیر کردهاند. بنیصدر مخفی شده بود. ماموران دادستانی و اطلاعات گمان کرده بودند با دستگیری همسر بنیصدر میتوانند از او ردّی پیدا کنند. آقای بهشتی گفتند ما نیامدهایم که چنین کارهایی انجام بدهیم. جرم بنیصدر جه ربطی به همسرش دارد؟ اگر شما دستور آزادی همسر بنیصدر را ندهید من بهعنوان رئیس قوه و رئیس دیوانعالی کشور دستور میدهم. بعد شما مرا به دادگاه انتظامی قضات معرفی کنید، برای این که من چنین اختیاری ندارم و از اختیارات شماست!
آیتالله موسوی اردبیلی هر وقت این خاطره را تعریف میکردند، اشک میریختند.
از روزنوشتهای عطاءالله مهاجرانی
پ.ن: این انقلاب چنین رهبران و سردمدارانی هم داشته است!
@mostashaar