مُستشار
330 subscribers
313 photos
53 videos
1 file
59 links
من، حسین توحیدی هستم، یک جستجوگر، یادگیرنده و پویندهٔ مسیر مشاوره مدیریت و اینجا گوشهٔ خلوتی است برای به اشتراک گذاشتن چیزهایی که دوست دارم شما هم ببینید یا بخوانیدشان.

@H_Tohidi
Download Telegram
Forwarded from گفت‌و‌شنود اقتصادی
در این جلسه با حسین توحیدی هستیم و درباره " مسوولیت اجتماعی و پایداری شرکتی" گفت و گو می کنیم

حسین دارای تحصیلات دانشگاهی ارشد مدیریت اجرایی است. حسین مشاور مدیرعامل کارگزاری بانک کشاورزی در حوزهٔ مسئولیت‌های اجتماعی - مشاور مدیرعامل مؤسسهٔ آوای سبز داربُن - پژوهشگر ارشد شرکت مشاوره مدیریت مپنا - پژوهشگر و مدرس تفکر سیستمی در گروه پژوهشی‌آموزشی آسمان - مشاور سابق مسئولیت اجتماعی و توسعهٔ پایدار در بنیاد ملت ،ایفاگر مسئولیت‌های اجتماعی بانک ملت، وعضو کمیتهٔ همراهان گروه دوستداران محیط‌زیست دانشگاه صنعتی شریف و مترجم کتاب کسب‌وکار سبز است

مسئولیت اجتماعی شرکتی یا مسئولیت اجتماعی شرکت‌ها یا مسئولیت اجتماعی سازمان‌ها از جستارهای "اخلاق کسب و کار" است که به نقش شرکتها درحوزه اجتماع می‌پردازد. مسئولیت اجتماعی شرکتی مجموعه وظایف و تعهداتی است که شرکت بایستی در جهت حفظ، مراقبت و کمک به جامعه‌ای که در آن فعالیت می‌کند، انجام دهد. مسئولیت اجتماعی شرکت‌ها در پیوند با مسئولیت شرکت در برابر جامعه، انسان‌ها، و محیطی است که شرکت در آن فعالیت می‌کند و این مسئولیت از جستارهای اقتصادی و مالی فراتر می‌رود. مسئولیت اجتماعی شرکت در تعریفی روشن‌تر این گونه تعریف شده است: "مسئولیت اجتماعی شرکت فعالیت‌هایی است که پیش برنده سود و منفعت اجتماعی بوده و فراتر از منافع سازمان و آن چیزی است که قانون بایسته می‌دارد

زمان: یک شنبه دهم مرداد ۱۳۹۵ ساعت 6 تا 9شب
آدرس: خیابان انقلاب - ابتدای خیابان وصال (نزدیک به چهارره ولیعصر) - کوچه نایبی - پلاک ۲۳- جنب دانشگاه دماوند - باشگاه اندیشه
با نامهربانان هم، مهربان باید بود،

مهربانان که تنور دلشان گرم بُود همواره ...

@mostashaar
Forwarded from Systems Thinking
«انسان خردمند با اصول خودش تصمیم می‌گیرد و فرد نادان پیرو افکار عمومی است».
ضرب‌المثلی چینی

#زندگی_اصیل
#حرکت_رمه_ای

@systemsthinking
Forwarded from Systems Thinking
تصمیم کامل وجود خارجی ندارد.
همواره برای تصمیماتی که می‌گیریم باید هزینه‌هایی پرداخت کنیم.
بهترین تصمیمات هم معمولاً مقداری تخمین و ریسک در دل خود دارند.

پیتر دراکر

#تصمیم_گیری

@systemsthinking
انیمیشن کوتاه «بیا آلوده کنیم»
نامزد دریافت اسکار بهترین انیمیشن کوتاه ۲۰۱۱
لینک تماشا و دانلود: https://goo.gl/4nDKQR

@mostashaar
Forwarded from شبکه توسعه
🔳⭕️خبرگان و متخصصان باعث می شوند که مغز ما خاموش شود!

تحقیقات تجربی نشان داده است ما زمانی که به سخن متخصصان گوش می کنیم، بخشی از مغز ما خاموش می شود. انگار که هیپنوتیزم می شویم. ما عادت کرده ایم به متخصصان اعتماد کنیم و به نوعی به این اعتماد، اعتیاد پیدا کرده ایم. پزشکان جراح، اقتصاددانان، مشاوران حقوقی، تعمیرکار لباس شویی هر کدام از حوزه خود متخصص هستند و در طول زمان نیز یاد گرفته اند که چگونه مغز ما را خاموش کنند. یکی از بهترین روش های آن ها، استفاده از اصطلاحات تخصصی و فنی است.

ما اغلب تمایل داریم تاکید زیادی بر گفته‌های متخصصان داشته باشیم. اما واقعیت آن است که اگر کمی دقت کنیم نظرات برجسته ترین پزشکان و اقتصاددانان و مشاوران حقوقی همیشه با هم یکی نیست و معلوم می شود که بین 5 پزشک/اقتصاددان/حقوق دان دست کم نظر 4 نفر آنان اشتباه است (می تواند هر 5 نفر با هم اشتباه کنند).

🔎⭕️تحلیل و توصیه راهبردی:
شاید ما نتوانیم متخصص مسکن، اقتصاد، حقوق، موبایل، شوفاژ و پزشکی شویم. ولی باید در یک حوزه متخصص شویم: ما باید در حوزه تصمیم گیری متخصص شویم. چه یک خانه دار باشیم، چه یک کارخانه دار، چه یک استاندار باشیم و چه یک کارمند معمولی، چه یک رییس جمهور باشیم و چه یک رفتگر از ما انتظار نمی رود که در همه حوزه ها خبره و متخصص باشیم ولی از ما انتظار می رود که بدانیم چگونه می توانیم تصمیم گیری درست کنیم. از تصمیم گیری آموخته ایم:
1) هیچگاه به سرعت به حرف یک متخصص اعتقاد پیدا نکنیم.
2) سعی کنیم از چند متخصص نظر بگیریم. شاید اصطلاح Second Opinion را شنیده باشید در تصمیمات مهم حتما نظر دوم را اخذ کنید.
3) از متخصصان بخواهید که به زبان ساده توضیح دهند. نگذارید آن ها با اصطلاحات خود شما را مرعوب کنند.
4) فرضیات و تصمیمات آن ها را به چالش بکشید با سوالات ساده. مثلا چقدر به این تشخیص خود مطمئن هستید؟ تا حالا شده که تشخیص همکاران شما و یا خود شما اشتباه بوده باشد؟
5) با خودمان تکرار کنیم که یک متخصص در نهایت یک انسان است و انسان ها در شرایط گرسنگی، عجله، کم خوابی، عصبانیت و .... دچار تصمیم اشتباه می شوند. پس من باید مغزم را بیدار و هوشیار نگاه دارم .

مجتبی لشکربلوکی، معلم دانشگاه
@Dr_Lashkarbolouki
◾️ پنج گنج تفکر نوین مدیریت ◾️

اعتقاد دارم تفکر نوین مدیریت بر پنج پایه عمده بنا شده است که تمایل دارم برای آن ها تعبیر "پنج گنج" را استفاده نمایم:

- تفکر سیستمی
قابلیت درک روابط متقابل میان مسائل و موضوعات پیرامونی و توان یافتن راه حل های درست پایدار برای بسته مسائل و نه تک مساله ها

- تفکر راهبردی
توان و ظرفیت خلق و تصویرسازی آینده ای مطلوب برای خود و دیگران

- تفکر انتقادی
نگرش ها و مهارت های فکری لازم برای ارزیابی و محک زدن ادعاها و استدلال ها

- تفکر نوآورانه
نگاه متفاوت و خارج از چارچوب های خشک و تصنعی به موضوعات پیرامونی در راستای یافتن راه حل های بدیع برای آن ها

- تفکر دانش بنیان
توانایی و مهارت حداکثرسازی منافع حاصل از خلق و به کارگیری دانش و فناوری در سطح یک تیم، سازمان و یا کشور

تاکید می نمایم که وضعیت نابسامان مدیریت در کشورمان، به طور عمده، ریشه در فقر جدی این پنج تفکر طلایی دارد!

مهدی شامی زنجانی
عضو هیات علمی دانشگاه تهران

🔳🔳🔳

کانال تفکر مدیریت
@Dr_ShamiZanjani
از آثار نمایشگاه «نفس»
اهدای عضو، اهدای زندگی
خانه هنرمندان ایران
@mostashaar
از آثار نمایشگاه «نفس»
اهدای عضو، اهدای زندگی
خانه هنرمندان ایران
@mostashaar
از آثار نمایشگاه «نفس»
اهدای عضو، اهدای زندگی
خانه هنرمندان ایران
@mostashaar
قلبم را به تو هدیه می‌دهم، نه به خاک
فقط عشق بورز و نیکی کن ...

از آثار نمایشگاه «نفس»
خانه هنرمندان ایران

@mostashaar
Forwarded from Systems Thinking
مشارکت و انتشار کارهای خوب

دعوت حسین توحیدی در دوره سوم «تفکر سیستمی برای معلمان» به استفاده نکردن از لیوان یک بار مصرف، این‌گونه مورد استقبال و همراهی قرار گرفت :)

@systemsthinking
امروز
در پایان یک جلسه سه‌ساعته گپ‌وگفت
در کنار سجاد گُلی (از مشاورین شرکت مکنزی)
و میثم هاشم‌خانی (پژوهشگر اقتصاد اجتماعی و فعال حوزه توسعه عدالت آموزشی)

@mostashaar
Forwarded from ویراستاران
بزار نه! بذار.
میزارن نه! می‌ذارن.
نمیزاریم نه! نمی‌ذاریم.

«گذاشتن» مصدره.
فعل که می‌شه، می‌شه: 
می‌گذارم، بگذار، نمی‌گذارد... .

وقتی شکسته می‌نویسی:
می‌ذارم، بذار، نمی‌ذاره... .

@virastaran #املا #شکسته‌نویسی

حالا نیم‌فاصلهٔ «می» پیشکش؛
اما رفیق من،
توی شکسته‌نویسی که دیگه
«حرفِ» کلمه عوض نمی‌شه!

پس چی شد؟
میزارم: غلطه.
میذارم: بازم قبول.
می ذارم: بهتر شد.
می‌ذارم: این عالیه.
می‌گذارم: این نیز رسمی‌اش.
Forwarded from Systems Thinking
اگه تند رفتن برات مهمه، تنها بزن به جاده،
اگه داری به دوردستا فکر می‌کنی، با بقیه همراه شو.

ضرب‌المثلی آفریقایی

#همکاری

@systemsthinking
Forwarded from Systems Thinking
#تصمیم_گیری
#قضاوت
#پیش_داوری

قضاوت، آری یا نه؟!

مدتی است متداول شده که افراد، مخصوصاً کسانی که اخلاقی‌تر هم هستند، مدام و مکرر به یکدیگر گوشزد می‌کنند که «قضاوت نکن!»

آخر مگر می‌شود قضاوت نکرد؟!
مگر نه اینکه ما در تک‌تک مسائل زندگی باید تصمیم بگیریم؟ پس باید همواره پدیده‌ها، مقولات، افراد و به‌طور کلی گزینه‌های مقایسه‌پذیر را در کنار هم قرار داده، آنها را براساس ملاک‌ها و معیارهای مُشخصی ارزیابی کرده و در حالت عُقلایی و خردمندانه بهترین گزینه را برگزینیم. پیش‌نیاز ارزیابی هم، قضاوت و داوری دربارهٔ هر کدام از گزینه‌هاست. پس ما نه‌تنها ناگزیر به قضاوت‌کردن و داوری هستیم، بلکه اصولاً انجام چنین کاری پسندیده و شرط عقل هم هست.

نکته اما اینجاست که قضاوت یا داوری را نباید با قضاوت زودهنگام یا پیش‌داوری اشتباه گرفت. به عبارت دیگر، نباید در فرآیند ارزیابی دچار پیش‌داوری و قضاوت زودهنگام شد؛ این، آن چیزی است که نادرست، ناپسند و غیراخلاقی بوده و می‌تواند به شرمندگی و خُسران بیانجامد.

پ.ن: محمدرضای شعبانعلی هم پیشترها به تفاوت این دو مقوله پرداخته بود که متأسفانه لینک مطلب برای ارجاع یافت نشد.

@systemsthinking
دانش‌آموز: آقا آدم چه‌جوری گاو می‌شه؟
معلم (عماد): به مرور ...

دیالوگی در فیلم «فروشنده»

@mostashaar
روایتی از یک پزشک

... مناعت طبع را او داشت که نیمی از تمام آنچه داشت را برایم تحفه آورده بود ...

@mostashaar
باورنکردنی است!
بخشی از دریاچه اورمیه کویر شده است.

ضلع شمال غربی دریاچه
حوالی روستای جبل
۱۹ شهریور ۹۵

@mostashaar
ابراهیم، پدر ایمان

... و خداوند ابراهیم را امتحان کرد و به او گفت اسحاق، تنها پسرت را که دوستش می‌داری، برگیر و به وادی موریه برو و در آنجا او را بر فراز کوهی که به تو نشان خواهم داد، به قربانی بسوزان.

یعقوب دوازده پسر داشت که یکی از آنان را دوست می‌داشت؛ ابراهیم تنها یک پسر داشت، پسری که دردانۀ او بود.

با این همه ابراهیم ایمان داشت و شک نکرد، او به محال ایمان داشت.

او می‌دانست که قادر متعال است که او را آزمایش می‌کند؛ می‌دانست که این دشوارترین ایثاری است که می‌تواند از او طلب شود؛ اما این را نیز می‌دانست که هیچ قربانی وقتی که خدا آن را بخواهد، چندان دشوار نیست، و او کارد را کشید ...

بخشی از کتاب «ترس و لرز»، نوشتۀ سورن کِرکِگور

@mostashaar
#پاییز_آمد

پاییز آمد، در میان درختان، لانه کرده کبوتر، از تراوش باران، می‌گریزد

خورشید از غم، با تمام غرورش، پشت ابر سیاهی، عاشقانه به گریه، می‌نشیند

من با قلبی به سپیدی صبح، با اُمید بهاران، می‌روم به گلستان، همچو عطر اقاقی، لابلای درختان، می‌نشینم

باشد روزی به اُمید بهاران، روی دامن صحرا، لاله روید

شعر هستی، بر زبانم جاری، پر توانم آری، می‌روم در کوه و دشت و صحرا

ره‌پیمای قله‌ها هستم من، راه خود در طوفان، در کنار یاران، می‌نوردم

دارم اُمید که دهد روزی، سختی کوهستان، بر روان و جانم، پاکیِ این کوه و دشت و صحرا

باشد روزی برسد به جهان، شعر هستی بر لب، جان نهاده بر کف، راه انسان‌ها را در نوردم

در کوهستان، یا کویر تشنه، یا که در جنگل‌ها، رهنوردی شاد و پر اُمیدم

شعر هستی، بودن و کوشیدن، رفتن و پیوستن، از کژی بگسستن، جان فدا کردن در راه حق است ...

@mostashaar