آموزه های مدیریتی(ترس)
@managementeco
روزی زنبور و مار با هم بحثشان شد؛مار گفت: «انسانها از ترس ظاهر خوفناک من میمیرند نه به خاطر نیش زدنم.»
زنبور قبول نکرد؛ مار برای اثبات حرفش با زنبور قراری گذاشت، آنها رفتند و رفتند تا رسیدند به چوپانی که در کنار درختی خوابیده بود. مار رو به زنبور کرد و گفت: «من او را میگزم و مخفی میشوم و تو در بالای سرش سر و صدا ایجاد کن و خود نمایی کن.»
مار نیش زد و زنبور شروع به پرواز کردن در بالای سر چوپان کرد؛ چوپان فورا از خواب پرید و گفت: «ای زنبور لعنتی» و شروع به مکیدن جای نیش و تخلیه زهر کرد. مقداری دارو بر روی زخمش قرار داد و بعد از چند روز بهبودی یافت.
مدتی بعد که باز چوپان در همان حالت بود، مار و زنبور نقشه دیگری کشیدند؛ این بار زنبور نیش میزد و مار خودنمایی میکرد، این کار را کردند و چوپان از خواب پرید و همین که مار را دید از ترس پا به فرار گذاشت و به خاطر وحشت از مار دیگر زهر را تخلیه نکرد و ضمادی هم استفاده نکرد. چند روز بعد چوپان به خاطر ترس از مار و نیش زنبور مرد.
🔆برخی بیماریها و کارها نیز همین گونه هستند. فقط به خاطر ترس از آنها، افراد نابود میشوند یا شکست میخورند.
@managementeco
@managementeco
روزی زنبور و مار با هم بحثشان شد؛مار گفت: «انسانها از ترس ظاهر خوفناک من میمیرند نه به خاطر نیش زدنم.»
زنبور قبول نکرد؛ مار برای اثبات حرفش با زنبور قراری گذاشت، آنها رفتند و رفتند تا رسیدند به چوپانی که در کنار درختی خوابیده بود. مار رو به زنبور کرد و گفت: «من او را میگزم و مخفی میشوم و تو در بالای سرش سر و صدا ایجاد کن و خود نمایی کن.»
مار نیش زد و زنبور شروع به پرواز کردن در بالای سر چوپان کرد؛ چوپان فورا از خواب پرید و گفت: «ای زنبور لعنتی» و شروع به مکیدن جای نیش و تخلیه زهر کرد. مقداری دارو بر روی زخمش قرار داد و بعد از چند روز بهبودی یافت.
مدتی بعد که باز چوپان در همان حالت بود، مار و زنبور نقشه دیگری کشیدند؛ این بار زنبور نیش میزد و مار خودنمایی میکرد، این کار را کردند و چوپان از خواب پرید و همین که مار را دید از ترس پا به فرار گذاشت و به خاطر وحشت از مار دیگر زهر را تخلیه نکرد و ضمادی هم استفاده نکرد. چند روز بعد چوپان به خاطر ترس از مار و نیش زنبور مرد.
🔆برخی بیماریها و کارها نیز همین گونه هستند. فقط به خاطر ترس از آنها، افراد نابود میشوند یا شکست میخورند.
@managementeco
کارآفرینان متخصص نیستند اما متخصصان را استخدام می کنند و خودشان، مهارت رهبری بسیار قوی ای دارند.
👤رابرت كيوساكى
@managementeco
👤رابرت كيوساكى
@managementeco
یک مدیر می گوید : برو ....
یک رهبر می گوید: بیا برویم...
👈این تفاوت تفکر است که تأثیری اساسی در موفقیت رهبر و مدیر دارد.
#نکات
@managementeco
یک رهبر می گوید: بیا برویم...
👈این تفاوت تفکر است که تأثیری اساسی در موفقیت رهبر و مدیر دارد.
#نکات
@managementeco
گاهي اوقات، دفعه بعدي وجود ندارد. شانس ديگري وجود ندارد. زمان ديگري باقي نمانده. گاهي اوقات اينگونه است: يا حالا يا هرگز.
@managementeco
@managementeco
اونا بهم می خندن چون من باهاشون فرق دارم...
من بهشون می خندم، چون اونا همشون عین همن..
#دیالوگ
@managementeco
من بهشون می خندم، چون اونا همشون عین همن..
#دیالوگ
@managementeco
اینکه تصمیم بگیریم دیگه اشتباهات گذشته رو تکرار نکنیم گام اول در رسیدن ب مسیر درسته
گام دوم و مهمتر اینه ک باید هزینهی اشتباهات قبل رو بدیم
@managementeco
گام دوم و مهمتر اینه ک باید هزینهی اشتباهات قبل رو بدیم
@managementeco
داستان های مدیریتی(وصیت)
@managementeco
گفته های پدری هنگام مرگ به فرزندش...
ﻓﺮﺯﻧﺪﻡ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺳﻪ ﻭﺻﯿﺖ ﺩﺍﺭﻡ. امیدوارم ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺳﻪ ﻭﺻﯿﺖ ﻣﻦ ﺗﻮﺟﻪ ﮐﻨﯽ!
1⃣ ﺍﮔﺮ ﺧﻮﺍﺳﺘﯽ ﻣﻠﮑﯽ ﺑﻔﺮﻭﺷﯽ، ﺍﺑﺘﺪﺍ ﺩﺳﺘﯽ ﺑﻪ ﺳﺮﻭ ﺭﻭﯾﺶ ﺑﮑﺶ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﻔﺮﻭﺵ!
2⃣ اﮔﺮ ﺧﻮﺍﺳﺘﯽ ﻗﻤﺎﺭ ﺑﺎﺯﯼ ﮐﻨﯽ، ﺳﻌﯽ ﮐﻦ ﺑﺎ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﻗﻤﺎﺭ ﺑﺎﺯ ﺷﻬﺮ ﺑﺎﺯﯼ ﮐﻨﯽ!
3⃣ ﺍﮔﺮ ﺧﻮﺍﺳﺘﯽ ﺳﯿﮕﺎﺭ ﯾﺎ ﺍﻓﯿﻮﻧﯽ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﻨﯽ، ﺑﺎ ﺁﺩﻡ ﺑﺰﺭﮔﺴﺎﻟﯽ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﻦ..
ﻣﺪﺗﯽ ﭘﺲ ﺍﺯ ﻣﺮﮒ ﭘﺪﺭ، ﭘﺴﺮ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﺮﻓﺖ ﺧﺎﻧﻪ ﭘﺪﺭﯼ ﺭﺍ ﺑﻔﺮﻭﺷﺪ. ﭘﺲ ﺑﻪ ﻧﺼﯿﺤﺖ ﭘﺪر، ﺁﻥ ﻣﻠﮏ ﺭﺍ ﺳﺮ ﻭ ﺳﺎﻣﺎﻥ ﺩﺍﺩ. ﭘﺲ ﺍﺯ ﺍﺗﻤﺎﻡ ﮐﺎﺭ ﺩﯾﺪ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺯﯾﺒﺎ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺣﯿﻒ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻔﺮﻭﺷﺪ ﭘﺲ ﻣﻨﺼﺮﻑ ﺷﺪ❗️
ﺑﻌﺪ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﻗﻤﺎﺭ ﺑﺎﺯﯼ ﮐﻨﺪ؛ ﭘﺲ ﺍﺯ ﭘﺮﺱ ﻭ ﺟﻮﯼ ﻓﺮﺍﻭﺍﻥ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﻗﻤﺎﺭ ﺑﺎﺯ ﺷﻬﺮ ﺭﺍ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩ. ﺩﯾﺪ ﺍﻭ ﺩﺭ ﺧﺮﺍﺑﻪ ﺍﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ! ﻋﻠﺘش را ﭘﺮﺳﯿﺪ ﮔﻔﺖ: ﻫﻤﻪ ﺩﺍﺭﺍﯾﯿﻢ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻗﻤﺎﺭ ﺑﺎﺧﺘﻪ ﺍﻡ! ﺩﺭ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﺑﻪ ﻋﻤﻖ ﻧﺼﺎﯾﺢ ﭘﺪﺭﺵ ﭘﯽ ﺑﺮﺩ...❗️
و می خواست ﺑﺎ ﻣﺮﺩ ﭘﻨﺠﺎﻩ ﺳﺎﻟﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﭘﺪﺭ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﺶ ﺑﻮﺩ ﺩﻭﺩ ﺭﺍ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﻨﺪ، ﻭﻟﯽ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺑﻪ ﻣﻮﺕ ﯾﺎﻓﺖ ﮐﻪ ﺑﺮ ﺍﺛﺮ ﻣﻮﺍﺩ ﻣﺨﺪﺭ اینچنین شده ﺑﻮﺩ❗️
ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺷﮑﺮ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﭘﺪﺭ، ﺭﺣﻤﺖ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺭﺍ ﺧﻮﺍﺳﺘﺎﺭ ﺷﺪ.
#داستان_های_مدیریتی
#وصیت
#سرگذشت_تجربه
@managementeco
@managementeco
گفته های پدری هنگام مرگ به فرزندش...
ﻓﺮﺯﻧﺪﻡ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺳﻪ ﻭﺻﯿﺖ ﺩﺍﺭﻡ. امیدوارم ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺳﻪ ﻭﺻﯿﺖ ﻣﻦ ﺗﻮﺟﻪ ﮐﻨﯽ!
1⃣ ﺍﮔﺮ ﺧﻮﺍﺳﺘﯽ ﻣﻠﮑﯽ ﺑﻔﺮﻭﺷﯽ، ﺍﺑﺘﺪﺍ ﺩﺳﺘﯽ ﺑﻪ ﺳﺮﻭ ﺭﻭﯾﺶ ﺑﮑﺶ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﻔﺮﻭﺵ!
2⃣ اﮔﺮ ﺧﻮﺍﺳﺘﯽ ﻗﻤﺎﺭ ﺑﺎﺯﯼ ﮐﻨﯽ، ﺳﻌﯽ ﮐﻦ ﺑﺎ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﻗﻤﺎﺭ ﺑﺎﺯ ﺷﻬﺮ ﺑﺎﺯﯼ ﮐﻨﯽ!
3⃣ ﺍﮔﺮ ﺧﻮﺍﺳﺘﯽ ﺳﯿﮕﺎﺭ ﯾﺎ ﺍﻓﯿﻮﻧﯽ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﻨﯽ، ﺑﺎ ﺁﺩﻡ ﺑﺰﺭﮔﺴﺎﻟﯽ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﻦ..
ﻣﺪﺗﯽ ﭘﺲ ﺍﺯ ﻣﺮﮒ ﭘﺪﺭ، ﭘﺴﺮ ﺗﺼﻤﯿﻢ ﮔﺮﻓﺖ ﺧﺎﻧﻪ ﭘﺪﺭﯼ ﺭﺍ ﺑﻔﺮﻭﺷﺪ. ﭘﺲ ﺑﻪ ﻧﺼﯿﺤﺖ ﭘﺪر، ﺁﻥ ﻣﻠﮏ ﺭﺍ ﺳﺮ ﻭ ﺳﺎﻣﺎﻥ ﺩﺍﺩ. ﭘﺲ ﺍﺯ ﺍﺗﻤﺎﻡ ﮐﺎﺭ ﺩﯾﺪ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﺴﯿﺎﺭ ﺯﯾﺒﺎ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺣﯿﻒ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻔﺮﻭﺷﺪ ﭘﺲ ﻣﻨﺼﺮﻑ ﺷﺪ❗️
ﺑﻌﺪ ﺧﻮﺍﺳﺖ ﻗﻤﺎﺭ ﺑﺎﺯﯼ ﮐﻨﺪ؛ ﭘﺲ ﺍﺯ ﭘﺮﺱ ﻭ ﺟﻮﯼ ﻓﺮﺍﻭﺍﻥ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﻗﻤﺎﺭ ﺑﺎﺯ ﺷﻬﺮ ﺭﺍ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﺮﺩ. ﺩﯾﺪ ﺍﻭ ﺩﺭ ﺧﺮﺍﺑﻪ ﺍﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ! ﻋﻠﺘش را ﭘﺮﺳﯿﺪ ﮔﻔﺖ: ﻫﻤﻪ ﺩﺍﺭﺍﯾﯿﻢ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻗﻤﺎﺭ ﺑﺎﺧﺘﻪ ﺍﻡ! ﺩﺭ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﺑﻪ ﻋﻤﻖ ﻧﺼﺎﯾﺢ ﭘﺪﺭﺵ ﭘﯽ ﺑﺮﺩ...❗️
و می خواست ﺑﺎ ﻣﺮﺩ ﭘﻨﺠﺎﻩ ﺳﺎﻟﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﭘﺪﺭ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﺶ ﺑﻮﺩ ﺩﻭﺩ ﺭﺍ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﻨﺪ، ﻭﻟﯽ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻧﺰﺩﯾﮏ ﺑﻪ ﻣﻮﺕ ﯾﺎﻓﺖ ﮐﻪ ﺑﺮ ﺍﺛﺮ ﻣﻮﺍﺩ ﻣﺨﺪﺭ اینچنین شده ﺑﻮﺩ❗️
ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺷﮑﺮ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﭘﺪﺭ، ﺭﺣﻤﺖ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺭﺍ ﺧﻮﺍﺳﺘﺎﺭ ﺷﺪ.
#داستان_های_مدیریتی
#وصیت
#سرگذشت_تجربه
@managementeco
خداوندقادرترین ڪارگردانیست
ڪہ بارسیدن سپیده دم ميگوید:
نور،صدا،حرڪت،
اوزیباترین فیلم هستےرا
ڪلیدمیزندومن بهترین نقش
رابراتون آرزومیڪنم
✨بسم الله الرحمن الرحیم✨
الهے بہ امید تو
@managementeco
ڪہ بارسیدن سپیده دم ميگوید:
نور،صدا،حرڪت،
اوزیباترین فیلم هستےرا
ڪلیدمیزندومن بهترین نقش
رابراتون آرزومیڪنم
✨بسم الله الرحمن الرحیم✨
الهے بہ امید تو
@managementeco
“There is no elevator to success. You have to take the stairs”
برای رسیدن به موفقیت آسانسوری وجود ندارد؛
باید از پله بری!
@managementeco
برای رسیدن به موفقیت آسانسوری وجود ندارد؛
باید از پله بری!
@managementeco
◻️دیوانگی یعنی کاری را دوباره و دوباره انجام دادن، و انتظار نتایج متفاوت داشتن…!
“آلبرت اینشتین”
@managementeco
“آلبرت اینشتین”
@managementeco
داستان های مدیریتی (احوال مملکت)
@managementeco
حكايت نمودهاند حاکمی رسم بنهاد هر که از مسافران و ساکنان دزدی کند آن شخص را سوار بر الاغ به مدت یک هفته در شهر بگردانند.
〰این گذشت تا که شخصی از دیگری حلوا بدزدید و بخورد.
☝️به جرم دزدی به محکمه اش بردند و چون محکوم شد..
📄 طبق حکمِ حاکم سوار بر الاغی او را در شهر بچرخانیدند و مردم در کوچه و بازار با دیدن آن حالت بسیار هیاهو بکردند.
🔅هنگام چرخاندن نگهبان از دزد پرسید:
بسیار سخت میگذرد؟
دزد گفت نه !
حلوا را که خوردم، الاغ را هم که سوارم،
مردم هم که شادی میکنند و شادند، از این بهتر چه هست⁉️
👈حکایتیست از احوال مملکت ...
بیت المال را که میخورند،
بنز را هم سوارند،
ملت نیز جوک میسازند و می خندند.
#داستان_های_مدیریتی
#احوال_مملکت
@managementeco
@managementeco
حكايت نمودهاند حاکمی رسم بنهاد هر که از مسافران و ساکنان دزدی کند آن شخص را سوار بر الاغ به مدت یک هفته در شهر بگردانند.
〰این گذشت تا که شخصی از دیگری حلوا بدزدید و بخورد.
☝️به جرم دزدی به محکمه اش بردند و چون محکوم شد..
📄 طبق حکمِ حاکم سوار بر الاغی او را در شهر بچرخانیدند و مردم در کوچه و بازار با دیدن آن حالت بسیار هیاهو بکردند.
🔅هنگام چرخاندن نگهبان از دزد پرسید:
بسیار سخت میگذرد؟
دزد گفت نه !
حلوا را که خوردم، الاغ را هم که سوارم،
مردم هم که شادی میکنند و شادند، از این بهتر چه هست⁉️
👈حکایتیست از احوال مملکت ...
بیت المال را که میخورند،
بنز را هم سوارند،
ملت نیز جوک میسازند و می خندند.
#داستان_های_مدیریتی
#احوال_مملکت
@managementeco
ایـــن شـمـا هستـیـد
که تابلـو زندگی خود
را نقاشی میکنید
بهــشت را نقاشی کنیـد
و وارد آن شوید.
#لئو بوسکالیا
@managementeco
که تابلـو زندگی خود
را نقاشی میکنید
بهــشت را نقاشی کنیـد
و وارد آن شوید.
#لئو بوسکالیا
@managementeco
مدیران موفق دنیای امروز، رمز پیروزی سازمان خود را بهرهمندی از انسانها فرهیخته میدانند.
#نکات
@managementeco
#نکات
@managementeco
سه راه حل برای هر مشکلى وجود داره:
🔆بپذیریش، تغییرش بدهی، رهایش کنی.
اگر نمیتوانی بپذیری، تغییرش بده؛ اگر نمیتونی تغییرش بدی، رهایش کن‼️
#نکات
@managementeco
🔆بپذیریش، تغییرش بدهی، رهایش کنی.
اگر نمیتوانی بپذیری، تغییرش بده؛ اگر نمیتونی تغییرش بدی، رهایش کن‼️
#نکات
@managementeco
Don't tell people your plans
Show them your results!
برنامه هاتو به مردم نگو
نتیجه هاتو بهشون نشون بده !
@managementeco
Show them your results!
برنامه هاتو به مردم نگو
نتیجه هاتو بهشون نشون بده !
@managementeco
قاله(تکنیک های خلاقیت گروهی)
@managementeco
\▪️برخی از تکنیک های خلاقیت گروهی که درآخرین ویرایش کتاب دانش مدیریت پروژه(pmbok)آمده است.
1️⃣طوفان ذهنی:
تکنیکی برای تولید و جمع آوری ایده های مختلف در خصوص موضوع مربوطه،در این روش تنها ایده ها جمع آوری میشوند و هیچ ایده ای بر دیگری اولویت ندارد.
2️⃣تکنیک گروه اسمی:
این تکنیک طوفان ذهنی را با یک فرآیند رای گیری جهت رتبه بندی مفید ترین ایده ها بهبود می بخشد.
💡به زبان ساده تر:کلیه ایده هایی که در طوفان ذهنی جمع آوری می شنود با این تکنیک از بالا به پایین رتبه بندی می شوند.
3️⃣نقشه فکر/ایده:
تکنیکی که به وسیله آن ایده های ایجاد شده در نشست های طوفان ذهنی در یک نقشه یا سند ادغام می شوند تا موارد اشتراک و اختلاف آنها مشخص شود و ایده های جدیدی تولید شوند.
4️⃣ نمودار وابستگی:
تکنیکی که تعداد زیادی از ایده هارا برای بررسی و تحلیل در چند گروه طبقه بندی می کنند.
5️⃣ تحلیل تصمیم گیری چند معیاره:
تکنیکی که از یک ماتریس تصمیم گیری برای تعیین معیار هایی چون ریسک عدم قطعیت و ارزش گذاری بهره می برد و از این طریق ایده هارا اولویت بندی می کند.
#مقاله
#تکنیک
@managementeco
@managementeco
\▪️برخی از تکنیک های خلاقیت گروهی که درآخرین ویرایش کتاب دانش مدیریت پروژه(pmbok)آمده است.
1️⃣طوفان ذهنی:
تکنیکی برای تولید و جمع آوری ایده های مختلف در خصوص موضوع مربوطه،در این روش تنها ایده ها جمع آوری میشوند و هیچ ایده ای بر دیگری اولویت ندارد.
2️⃣تکنیک گروه اسمی:
این تکنیک طوفان ذهنی را با یک فرآیند رای گیری جهت رتبه بندی مفید ترین ایده ها بهبود می بخشد.
💡به زبان ساده تر:کلیه ایده هایی که در طوفان ذهنی جمع آوری می شنود با این تکنیک از بالا به پایین رتبه بندی می شوند.
3️⃣نقشه فکر/ایده:
تکنیکی که به وسیله آن ایده های ایجاد شده در نشست های طوفان ذهنی در یک نقشه یا سند ادغام می شوند تا موارد اشتراک و اختلاف آنها مشخص شود و ایده های جدیدی تولید شوند.
4️⃣ نمودار وابستگی:
تکنیکی که تعداد زیادی از ایده هارا برای بررسی و تحلیل در چند گروه طبقه بندی می کنند.
5️⃣ تحلیل تصمیم گیری چند معیاره:
تکنیکی که از یک ماتریس تصمیم گیری برای تعیین معیار هایی چون ریسک عدم قطعیت و ارزش گذاری بهره می برد و از این طریق ایده هارا اولویت بندی می کند.
#مقاله
#تکنیک
@managementeco