داستان های مدیریت (فروش در دوران رکود)
@managementeco
چندین سال قبل و در دوران رکود اقتصادی جهانی، مدیر یکی از نمایندگیهای فروش خودروی لکسوس (Lexus) که یکی از خودروهای لوکس و گرانقیمت شرکت تویوتا است، اعتقاد داشت اوضاع اقتصادی مهم نیست، بلکه واکنش او مهم است.
🔆این مدیر خلاق تصمیم گرفت کار متفاوتی بکند. اگر همان واکنش همیشگی را نسبت به رکود نشان میداد، مردم دیگر از او خرید نمیکردند و ورشکست میشد. البته طبیعی هم بود که به علت گرانبودن قیمت خودروهای لکسوس و اوضاع بد اقتصادی، مردم توان خرید آنها را نداشته باشند.
☝️کاری که این مدیر توانا انجام داد این بود که از خودش پرسید: «کسانی که پول خرید خودروهای من را دارند کجا هستند❔»
👈 جوابی که گرفت این بود: «در زمینهای چوگان، در باشگاههای تفریحی، در اسکلههای قایقرانی.»
👥سپس پنج نفر از فروشندگانش را برداشت و یک ناوگان کوچک از خودروها را به راه انداختند و به باشگاههای تفریحی آن اطراف رفتند و گفتند: «چه کسی میخواهد با یک LS 400 (یک مدل لکسوس) رانندگی کند؟»
همه گفتند: «عیبی که ندارد، کمی رانندگی میکنیم.»
بعد او گفت: «چرا خودرو را به مدت یک هفته قرض نمیگیرید؟ خودروتان را در نمایندگی ما بگذارید و یکی از خودروهای ما را بردارید و ببرید. ما هم از گواهینامهتان یک فتوکپی میگیریم که بتوانیم پیدایتان کنیم.»
کسانی که خودرو را برده بودند، بعد از یک هفته که وقتشان تمام میشد برمیگشتند. حدس میزنید اغلب آنها چه میگفتند؟
«نمیخواهم از راندن آن دست بکشم. این خودروی جدید را دوست دارم.»
👈بدون شک اگر شما هم این تجربه را داشته باشید که از خودروی قدیمیتان پیاده شوید، در یک نمایندگی مجاز داخل یک خودروی جدید بنشیند، آن را بهطور آزمایشی برانید و بعد پشت فرمان خودروی قدیمیتان برگردید، ناگهان خودرو قدیمیتان دیگر به خوبیِ قبل به نظر نخواهد رسید. چون اکنون میدانید که رانندگی با خودرویی بهتر چطور است.
در نتیجهی این کار، مجموعهی تحت مدیریت او در دوران رکود خیلی بیشتر از زمانی فروش کرد که منتظر میماند تا مردم به نمایندگی فروش بیایند. این مدیر باهوش توانست تعداد زیادی از این خودروهای لوکس و گرانقیمت را بفروشد، زیرا کار متفاوتی انجام داد.
👌بنابراین مهم نیست که دیگران به شما چه میگویند و با شما چه رفتاری دارند.
👍مهم این است که شما در پاسخ به اوضاع کسبوکار چه واکنشی نشان میدهید و چه کار خلاقانه و متفاوتی میکنید. نباید تحت تأثیر اوضاع و احوال نامناسب قرار گیرید. همین رویکرد است که نتیجه را به نفع شما رقم میزند.
💡برای موفقیت در هر کار، اوضاع اقتصادی مهم نیست، بلکه واکنش شما مهم است.
فرد خلاق و باهوش در اوضاع بد و رکود اقتصادی، کاری متفاوت انجام میدهد و اوضاع را به نفع خود تغییر میدهد.
#داستان_های_مدیریتی
#رکود
@managementeco
@managementeco
چندین سال قبل و در دوران رکود اقتصادی جهانی، مدیر یکی از نمایندگیهای فروش خودروی لکسوس (Lexus) که یکی از خودروهای لوکس و گرانقیمت شرکت تویوتا است، اعتقاد داشت اوضاع اقتصادی مهم نیست، بلکه واکنش او مهم است.
🔆این مدیر خلاق تصمیم گرفت کار متفاوتی بکند. اگر همان واکنش همیشگی را نسبت به رکود نشان میداد، مردم دیگر از او خرید نمیکردند و ورشکست میشد. البته طبیعی هم بود که به علت گرانبودن قیمت خودروهای لکسوس و اوضاع بد اقتصادی، مردم توان خرید آنها را نداشته باشند.
☝️کاری که این مدیر توانا انجام داد این بود که از خودش پرسید: «کسانی که پول خرید خودروهای من را دارند کجا هستند❔»
👈 جوابی که گرفت این بود: «در زمینهای چوگان، در باشگاههای تفریحی، در اسکلههای قایقرانی.»
👥سپس پنج نفر از فروشندگانش را برداشت و یک ناوگان کوچک از خودروها را به راه انداختند و به باشگاههای تفریحی آن اطراف رفتند و گفتند: «چه کسی میخواهد با یک LS 400 (یک مدل لکسوس) رانندگی کند؟»
همه گفتند: «عیبی که ندارد، کمی رانندگی میکنیم.»
بعد او گفت: «چرا خودرو را به مدت یک هفته قرض نمیگیرید؟ خودروتان را در نمایندگی ما بگذارید و یکی از خودروهای ما را بردارید و ببرید. ما هم از گواهینامهتان یک فتوکپی میگیریم که بتوانیم پیدایتان کنیم.»
کسانی که خودرو را برده بودند، بعد از یک هفته که وقتشان تمام میشد برمیگشتند. حدس میزنید اغلب آنها چه میگفتند؟
«نمیخواهم از راندن آن دست بکشم. این خودروی جدید را دوست دارم.»
👈بدون شک اگر شما هم این تجربه را داشته باشید که از خودروی قدیمیتان پیاده شوید، در یک نمایندگی مجاز داخل یک خودروی جدید بنشیند، آن را بهطور آزمایشی برانید و بعد پشت فرمان خودروی قدیمیتان برگردید، ناگهان خودرو قدیمیتان دیگر به خوبیِ قبل به نظر نخواهد رسید. چون اکنون میدانید که رانندگی با خودرویی بهتر چطور است.
در نتیجهی این کار، مجموعهی تحت مدیریت او در دوران رکود خیلی بیشتر از زمانی فروش کرد که منتظر میماند تا مردم به نمایندگی فروش بیایند. این مدیر باهوش توانست تعداد زیادی از این خودروهای لوکس و گرانقیمت را بفروشد، زیرا کار متفاوتی انجام داد.
👌بنابراین مهم نیست که دیگران به شما چه میگویند و با شما چه رفتاری دارند.
👍مهم این است که شما در پاسخ به اوضاع کسبوکار چه واکنشی نشان میدهید و چه کار خلاقانه و متفاوتی میکنید. نباید تحت تأثیر اوضاع و احوال نامناسب قرار گیرید. همین رویکرد است که نتیجه را به نفع شما رقم میزند.
💡برای موفقیت در هر کار، اوضاع اقتصادی مهم نیست، بلکه واکنش شما مهم است.
فرد خلاق و باهوش در اوضاع بد و رکود اقتصادی، کاری متفاوت انجام میدهد و اوضاع را به نفع خود تغییر میدهد.
#داستان_های_مدیریتی
#رکود
@managementeco
هیچکس برتر نیست..
هیچکس پست تر نیست..
اما هیچکس برابر هم نیست!
انسانها منحصر به فرد هستند..
غیر قابل مقایسه.
تو، تو هستی.
من، من هستم.
#اوشو
@managementeco
هیچکس پست تر نیست..
اما هیچکس برابر هم نیست!
انسانها منحصر به فرد هستند..
غیر قابل مقایسه.
تو، تو هستی.
من، من هستم.
#اوشو
@managementeco
از یک چیز مطمئنم و آن اینکه،
نباید اجازه دهی زندگی ات
تو را زندگی کند...
#اروین_د_یالوم
@managementeco
نباید اجازه دهی زندگی ات
تو را زندگی کند...
#اروین_د_یالوم
@managementeco
پنج اشتباه که باعث ریزش مشتریان می شود..
〰حفظ مشتری موجب ارتقای سیستم، افزایش فروش و عمر طولانی کسب و کارها می شود.
#نکات
@managementeco
〰حفظ مشتری موجب ارتقای سیستم، افزایش فروش و عمر طولانی کسب و کارها می شود.
#نکات
@managementeco
هر موفقيت بزرگى مستلزم سختى ها و درس هاى پيشين است موفقيت بدون آنها دست يافتنى نيست.
👤برايان_تريسي
#سخنان
@managementeco
👤برايان_تريسي
#سخنان
@managementeco
تکه کتاب(رهبران آخر غذا می خورند)
@managementeco
⭕️◾️چندنکته از کتاب بالا....☝️
1️⃣ اگر هنگام صرف غذا با تفنگداران دریایی همراه باشید، متوجه میشوید که کمسابقهترین افراد اول از همه غذای خود را دریافت میکنند و باسابقهترین افراد کسانی هستند که غذایشان را آخر از همه میگیرند. هنگامیکه شاهد این رویداد هستید، متوجه میشوید که در این موقعیت هیچ دستوری داده نمیشود. سربازان نیروی دریایی فقط اینطور عمل میکنند. در عمق چنین عمل ساده ای نگرش تفنگداران دریایی نسبت به رهبری نهفته است.
2️⃣ از رهبران تفنگداران دریایی انتظار داریم آخرین افرادی باشند که غذا میخورند، چرا که ارزش واقعی رهبری در مقدم دانستن نیاز دیگران نسبت به نیاز خود است.
3️⃣ رهبران بزرگ برای کسانی که افتخار هدایتشان را دارند، صادقانه ارزش قائل اند و این مسئله را درک میکنند که بهای واقعی امتیاز رهبری در گرو صرف نظر کردن از منافع شخصی است.
📚رهبران آخر غذا میخورند.
👤سایمون سینک
#تکه_کتاب
#سایمون_سینک
@managementeco
@managementeco
⭕️◾️چندنکته از کتاب بالا....☝️
1️⃣ اگر هنگام صرف غذا با تفنگداران دریایی همراه باشید، متوجه میشوید که کمسابقهترین افراد اول از همه غذای خود را دریافت میکنند و باسابقهترین افراد کسانی هستند که غذایشان را آخر از همه میگیرند. هنگامیکه شاهد این رویداد هستید، متوجه میشوید که در این موقعیت هیچ دستوری داده نمیشود. سربازان نیروی دریایی فقط اینطور عمل میکنند. در عمق چنین عمل ساده ای نگرش تفنگداران دریایی نسبت به رهبری نهفته است.
2️⃣ از رهبران تفنگداران دریایی انتظار داریم آخرین افرادی باشند که غذا میخورند، چرا که ارزش واقعی رهبری در مقدم دانستن نیاز دیگران نسبت به نیاز خود است.
3️⃣ رهبران بزرگ برای کسانی که افتخار هدایتشان را دارند، صادقانه ارزش قائل اند و این مسئله را درک میکنند که بهای واقعی امتیاز رهبری در گرو صرف نظر کردن از منافع شخصی است.
📚رهبران آخر غذا میخورند.
👤سایمون سینک
#تکه_کتاب
#سایمون_سینک
@managementeco
اختلاف در زاویه دید:
👈از ابزار گردش شغلی بطور هدفمند استفاده کنید،تا افراد از زاویه دید سایرهمکاران هم بامسائل روبرو شوند.
#نکات
@managementeco
👈از ابزار گردش شغلی بطور هدفمند استفاده کنید،تا افراد از زاویه دید سایرهمکاران هم بامسائل روبرو شوند.
#نکات
@managementeco
آرزوهای بزرگ داشته باشید و از آنها دست نکشید؛ همه ی امور مهم به دستِ کسانی انجام پذیرفته است که از آرزوهای بزرگ خود دست نکشیده اند.
#فلورانس_اسکاول_شین
@managementeco
#فلورانس_اسکاول_شین
@managementeco
تفاوت بیشعور با احمق❗️
@managementeco
حقیقتش را که بخواهید احمق مجرم نیست، بیمار است ...
یعنی: معمولاً احمق ها آگاهانه دست به حماقت نمی زنند ...
خیلی از آن ها حتی فکر می کنند که خردمند و دانا هستند...نه....احمق!
احمق ها بیشتر از آنکه موجب تنفر بشوند، مایه ترحمند.
بیشعور ها داستان شان با احمق ها فرق دارد.
کسی که ساعت سه صبح بوق میزند...بیشعور است.
کسی که جلو تمام زنان مسیر می ایستد....بیشعور است.
کسی که در خیابان باریک دوبله پارک می کند..بیشعور است.
کسی که شب تمام مسیر را نور بالا می رود... بیشعور است.
این ها بیشعورند...حالا یا از نوع احمق بیشعور یا از نوع پرفسور بیشعور....
احمق بودن درد ندارد؛ درمان هم ندارد، ربطی هم به شعور ندارد، بیشعوری از جای دیگری می آید...
از خانه و مدرسه...از سرانه مطالعه....از خود شیفتگی...از بی وجدانی..از مرکز فرهنگ فاسد.
بیشعوری واگیر دارد. هم درد دارد و هم درمان...
مشکل ما، احمق ها نیستند؛
مشکل ما، هیچوقت احمق ها نبودند
مشکل ما، بیشعور ها هستند.
یادتان باشد سواد هیچ وقت شعور نمی آورد.
شعور یعنی تشخیص کار خوب از بد
شعور یعنی تشخیص کار درست از اشتباه
سواد یاد گرفتن فرمول و اطلاعات در علم و یا مبحث خاصی است!
این شعور است که راه استفاده درست و یا غلط از علم (سواد) رو به ما می گوید!
شعور رو به کسی نمی شود آموخت؛ یک انسان می بایست در درون خودش طلب شعور کند تا به آن دست پیدا کند!
📙 بیشعوری
✍🏻 #خاویر_کرمنت
@managementeco
@managementeco
حقیقتش را که بخواهید احمق مجرم نیست، بیمار است ...
یعنی: معمولاً احمق ها آگاهانه دست به حماقت نمی زنند ...
خیلی از آن ها حتی فکر می کنند که خردمند و دانا هستند...نه....احمق!
احمق ها بیشتر از آنکه موجب تنفر بشوند، مایه ترحمند.
بیشعور ها داستان شان با احمق ها فرق دارد.
کسی که ساعت سه صبح بوق میزند...بیشعور است.
کسی که جلو تمام زنان مسیر می ایستد....بیشعور است.
کسی که در خیابان باریک دوبله پارک می کند..بیشعور است.
کسی که شب تمام مسیر را نور بالا می رود... بیشعور است.
این ها بیشعورند...حالا یا از نوع احمق بیشعور یا از نوع پرفسور بیشعور....
احمق بودن درد ندارد؛ درمان هم ندارد، ربطی هم به شعور ندارد، بیشعوری از جای دیگری می آید...
از خانه و مدرسه...از سرانه مطالعه....از خود شیفتگی...از بی وجدانی..از مرکز فرهنگ فاسد.
بیشعوری واگیر دارد. هم درد دارد و هم درمان...
مشکل ما، احمق ها نیستند؛
مشکل ما، هیچوقت احمق ها نبودند
مشکل ما، بیشعور ها هستند.
یادتان باشد سواد هیچ وقت شعور نمی آورد.
شعور یعنی تشخیص کار خوب از بد
شعور یعنی تشخیص کار درست از اشتباه
سواد یاد گرفتن فرمول و اطلاعات در علم و یا مبحث خاصی است!
این شعور است که راه استفاده درست و یا غلط از علم (سواد) رو به ما می گوید!
شعور رو به کسی نمی شود آموخت؛ یک انسان می بایست در درون خودش طلب شعور کند تا به آن دست پیدا کند!
📙 بیشعوری
✍🏻 #خاویر_کرمنت
@managementeco
چهار چیز که مانع شاد بودنه:
۱-زندگی درگذشته
۲-نگرانی درموردآینده
۳-مقایسه خودبادیگران
۴-منفی بودن
@managementeco
۱-زندگی درگذشته
۲-نگرانی درموردآینده
۳-مقایسه خودبادیگران
۴-منفی بودن
@managementeco
ساختاری که با تغییرات محیطی تغییر رنگ ندهد و تغییرات مناسب را اتخاذ نکند، دیگر یک ساختار زنده نیست؟!
🎥 #نکات
@managementeco
🎥 #نکات
@managementeco
وقتی تو مسیرت به دیوار میرسی
فوری تسلیم نشو و برنگرد؛
به جاش به این فکر کن که چطوری میتونی ازش بالا بری!
@managementeco
فوری تسلیم نشو و برنگرد؛
به جاش به این فکر کن که چطوری میتونی ازش بالا بری!
@managementeco
برای کشتن یک جامعه روشی ساده به کار گیرید. بر فرهنگ آنان تمرکز کنید، ابتدا کتاب را از آنها بگیرید و بعد سرشان را درون تلویزیون فرو کنید...
#کارل پوپر
@managementeco
#کارل پوپر
@managementeco
بیل گیتس یکی از رموز موفقیت رو اینطوری بیان میکنه :
برای موفق شدن، "نمیدانم"
را به "هنوز نمیدانم"
تغییر دهید...
@managementeco
برای موفق شدن، "نمیدانم"
را به "هنوز نمیدانم"
تغییر دهید...
@managementeco
داستان اسب پیر#
@managementeco
کشاورزی جوان یک اسب پیر داشت یک روز هنگام برگشتن به خانه چون مراقبش نبود داخل چاهی بدون آب افتاد.
کشاورز جوان هر چه سعی کرد نتوانست اسب را از چاه در آورد از طرفی دلش هم به حال اسب پیر میسوخت که آن طور درد بکشد پس برای اینکه اسب زجر نکشد فکری به ذهنش رسید با بیلی که در دست داشت خاکهای اطراف چاه را داخل چاه ریخت به این نیت که اسبش زیر خاکها مدفون شود و بمیرد.!
اما اسب پیر هر بار که خاک روی بدنش می ریخت با دمش و تکان دادن بدنش خاکها را پایین می ریخت و در عین حال خاکها را روی هم کپه میکرد و چند سانتی متر بالاتر می آمد.
این کار همچنان ادامه پیدا کرد .کشاورز جوان خاک میریخت و اسب پیر خاکها را زیر پایش جمع میکردو....
تا بالاخره ارتفاع خاک به لبه چاه رسید و اسب پیر در حالی که یک کوزه پر از سکه طلا را به دندان گرفته بود از چاه خارج شد و کشاورز جوان تبدیل به مردی ثروتمند شد.
مشکلات زندگی مانند تلی از خاک بر سر ما میریزند .
انسانها نیز دو انتخاب پیش رو دارند :
اول اینکه اجازه دهند مشکلات آنها را زنده به گور کند!
دوم آنکه از مشکلات سکویی بسازند برای رسیدن به خوشبختی!
@managementeco
@managementeco
کشاورزی جوان یک اسب پیر داشت یک روز هنگام برگشتن به خانه چون مراقبش نبود داخل چاهی بدون آب افتاد.
کشاورز جوان هر چه سعی کرد نتوانست اسب را از چاه در آورد از طرفی دلش هم به حال اسب پیر میسوخت که آن طور درد بکشد پس برای اینکه اسب زجر نکشد فکری به ذهنش رسید با بیلی که در دست داشت خاکهای اطراف چاه را داخل چاه ریخت به این نیت که اسبش زیر خاکها مدفون شود و بمیرد.!
اما اسب پیر هر بار که خاک روی بدنش می ریخت با دمش و تکان دادن بدنش خاکها را پایین می ریخت و در عین حال خاکها را روی هم کپه میکرد و چند سانتی متر بالاتر می آمد.
این کار همچنان ادامه پیدا کرد .کشاورز جوان خاک میریخت و اسب پیر خاکها را زیر پایش جمع میکردو....
تا بالاخره ارتفاع خاک به لبه چاه رسید و اسب پیر در حالی که یک کوزه پر از سکه طلا را به دندان گرفته بود از چاه خارج شد و کشاورز جوان تبدیل به مردی ثروتمند شد.
مشکلات زندگی مانند تلی از خاک بر سر ما میریزند .
انسانها نیز دو انتخاب پیش رو دارند :
اول اینکه اجازه دهند مشکلات آنها را زنده به گور کند!
دوم آنکه از مشکلات سکویی بسازند برای رسیدن به خوشبختی!
@managementeco
۵ قانون برای داشتن یه زندگی شادتر:
۱. خودتونو دوست داشته باشید.
۲. کارای نیک انجام بدید.
۳. همیشه مردم رو ببخشید.
۴. به هیچ کس آسیب نرسونید.
۵. مثبت باشید.
@managementeco
۱. خودتونو دوست داشته باشید.
۲. کارای نیک انجام بدید.
۳. همیشه مردم رو ببخشید.
۴. به هیچ کس آسیب نرسونید.
۵. مثبت باشید.
@managementeco
انسان هایی که اعتماد به نفس دارند خودشان را با دیگران مقایسه نمی کنند‼️
🔆فقط خودشان را با بهترین کسی که می توانند باشند مقایسه می کنند.
#نکات
@managementeco
🔆فقط خودشان را با بهترین کسی که می توانند باشند مقایسه می کنند.
#نکات
@managementeco