دوره MBA با گرایش مالی کاربردهای گستردهای در دنیای کسبوکار و مدیریت دارد. این دوره به افراد کمک میکند تا علاوه بر کسب دانش مدیریت عمومی، مهارتهای تخصصی در حوزه مالی را نیز تقویت کنند. در ادامه برخی از کاربردهای اصلی این دوره آورده شده است:
1. تصمیمگیری مالی استراتژیک:
فارغالتحصیلان این دوره توانایی تحلیل مالی و تصمیمگیریهای استراتژیک را دارند. آنها میتوانند بودجهبندی، مدیریت جریان نقدی و پیشبینی مالی را بهطور مؤثر انجام دهند و به بهبود عملکرد مالی سازمان کمک کنند.
2. مدیریت سرمایهگذاری:
MBA با گرایش مالی افراد را برای مدیریت داراییها و سرمایهگذاریها آماده میکند. این مهارتها در مشاغل مرتبط با بانکداری، مدیریت سرمایه، صندوقهای سرمایهگذاری و مدیریت پرتفو بسیار مفید است.
3. تجزیه و تحلیل ریسک:
یکی از جنبههای مهم مدیریت مالی، توانایی شناسایی و ارزیابی ریسکهای مالی است. فارغالتحصیلان این رشته میتوانند استراتژیهای کاهش ریسک را طراحی کنند و به سازمانها در کاهش ضررهای احتمالی کمک کنند.
4. توسعه استراتژیهای مالی:
فارغالتحصیلان MBA مالی قادر به توسعه و پیادهسازی استراتژیهای مالی بلندمدت هستند که به رشد پایدار سازمانها کمک میکند. این شامل استراتژیهای ادغام و تملیک، تأمین مالی و مدیریت بدهیها میشود.
5. مشاوره مالی و مدیریتی:
افرادی که این دوره را گذراندهاند میتوانند بهعنوان مشاوران مالی در شرکتها یا مؤسسات مالی فعالیت کنند و به سازمانها در مدیریت منابع مالی و بهبود فرآیندهای مالی مشاوره دهند.
6. حسابداری مدیریتی:
این دوره مهارتهای لازم برای تحلیل دادههای مالی و ارائه گزارشهای مالی مدیریتی را فراهم میکند که به مدیران کمک میکند تا تصمیمات آگاهانهتری در مورد هزینهها و سرمایهگذاریها بگیرند.
7. مدیریت پروژههای مالی:
فارغالتحصیلان این رشته میتوانند مدیریت پروژههای مالی بزرگ را برعهده بگیرند، از جمله پروژههای زیرساختی، توسعه کسبوکار یا راهاندازی کسبوکارهای جدید.
MBA با گرایش مالی به افراد امکان میدهد تا در مشاغل مدیریتی در حوزههای مالی، بانکداری، مشاوره و سرمایهگذاری فعالیت کنند و نقش کلیدی در هدایت و توسعه مالی سازمانها ایفا کنند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
با تغییر سریع دنیای کسب و کار، آموزش مدیریت هم باید خود را با نیازهای جدید وفق دهد. در اینجا به برخی از ترندهای مهم اشاره میکنیم:
1. تمرکز بر مهارتهای دیجیتال:
* علم داده و تحلیل: مدیران امروزی باید بتوانند دادهها را تحلیل کرده و از آنها برای تصمیمگیریهای استراتژیک استفاده کنند.
* بازاریابی دیجیتال: با توجه به رشد روزافزون کسب و کارهای آنلاین، تسلط بر ابزارها و تکنیکهای بازاریابی دیجیتال ضروری است.
* مدیریت پروژه به کمک تکنولوژی: نرمافزارها و پلتفرمهای مدیریت پروژه به بخش جداییناپذیر کسب و کارها تبدیل شدهاند.
2. یادگیری تجربی و عملی:
* شبیهسازیهای کسب و کار: دانشجویان با شرکت در شبیهسازیهای واقعی، مهارتهای حل مسئله و تصمیمگیری خود را تقویت میکنند.
* مطالعات موردی: تحلیل چالشها و موفقیتهای کسب و کارهای واقعی، به درک عمیقتر مفاهیم مدیریتی کمک میکند.
* کارآموزی: تجربه عملی در محیط واقعی کسب و کار، فرصتی ارزشمند برای یادگیری و شبکهسازی است.
3. توجه به مسئولیت اجتماعی و اخلاق:
* پایداری: آموزش مدیران برای ایجاد کسب و کارهای پایدار و مسئول در قبال محیط زیست و جامعه.
* اخلاق کسب و کار: تأکید بر اهمیت اخلاق و مسئولیتپذیری در تصمیمگیریهای مدیریتی.
* تنوع و شمول: ایجاد محیطی مبتنی بر احترام و برابری برای همه افراد در سازمان.
4. یادگیری شخصیسازی شده:
* آموزش آنلاین و ترکیبی: ارائه دورههای آموزشی به صورت آنلاین و ترکیبی از حضوری و آنلاین، انعطافپذیری بیشتری برای دانشجویان فراهم میکند.
* محتوای آموزشی سفارشی: ارائه محتوای آموزشی متناسب با نیازها و علایق هر دانشجو.
5. توسعه مهارتهای نرم:
* هوش هیجانی: توانایی درک و مدیریت احساسات خود و دیگران، برای رهبری مؤثر ضروری است.
* ارتباطات موثر: مهارتهای ارتباطی قوی، برای ایجاد روابط سالم و انتقال پیام به طور موثر بسیار مهم است.
* تفکر انتقادی و حل مسئله: مدیران امروزی باید بتوانند به طور خلاقانه و انتقادی فکر کنند و برای چالشهای پیچیده راهحل پیدا کنند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🔹️ یه مدیر در سطح اول باید مهارتهایی مثل برنامهریزی، سازماندهی، نظارت و هدایت رو داشته باشه تا بتونه مطمئن بشه که کارها درست، سریع و باکیفیت انجام میشن. در سطح دوم مهارتهایی قرار دادن که نیازن تا مدیر بتونه به کارکنان انگیزه بده و بهشون کمک کنه رشد کنن. در مرحله بعدی مهمه که مدیر بتونه خودش و زمانش رو به درستی مدیریت کنه. در مرحله آخر و بالاترین سطح یه مدیر برای موفقیت باید مهارت رهبری داشته باشه تا بتونه الهامبخش افراد باشه و مطمئن بشه که استراتژی و عملکرد شرکت با رسالت و چشمانداز اون همراستا هستند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
رابرت دانهام با توجه تجارب خود و مشاهده رفتار سایر مدیران ارشد اجرایی ،۱۳ اشتباه فاحش را شناسایی کرده است که معتقد است این اشتباهات مخصوص مدیران صنایع و شرکت های خاص نیست بلکه در تمام صنایع وجود دارد.
📌 ۱- گوش ندادن
به سخنان کارکنان خود توجه نمیکنند، بلکه فقط با آنها صحبت میکنند. نتیجه این شیوه فقدان تعهد، وفاداری و احساس تعلق و نیز افزایش انزجار و دلسردی کارکنان است.
📌۲- افراط در تعهد
اگر نتوانید کارکنانی پرورش دهید که در مواقع لازم بتوانند پاسخ منفی دهند، به جای یک استراتژی موفقیت آمیز، با کار بیش از حد، دستاورد اندک، نارضایتی مشتری و «قهرمانانی مرده» دست به گریبان خواهد بود.
📌۳- دل خوش کردن به آمار و ارقام
آمار و ارقام فقط نتیجه فرعی تصمیمات شما است. انجام اقداماتی به منظور تغییر اعداد، بدون توجه به عوامل پدید آورنده این اعداد (از جمله پیشنهادهای ارزشمند، اجرای عدالت، رضایت مخاطبان و انگیزه و اشتیاق کارکنان) و نیز بدون توجه به مدیریت این عوامل، در نهایت نتایجی مخرب دارد.
📌۴- پذیرش تعهدهای مبهم و نامشخص یا پرهیز از تعهد
توافقهای مبهم و فقدان استانداردی روشن برای ایجاد و پذیرش تعهد و مدیریت آن، به اتلاف نیرو و کنارهگیری کارکنان میانجامد. همچنان که پرهیز از پذیرش تعهد و مسئولیتی روشن نیز همین نتایج را در پی خواهد داشت.
📌۵- توجه به مخاطبان در اولویت آخر
انجام وظیفه بدون توجه به واکنش مخاطبان طرحها و برنامهها به آنچه انجام شده و چگونگی انجام آن، رضایت مخاطبان را سلب میکند.
📌۶- ترس و بیمیلی نسبت به ارزیابی عملکرد
گفتوگوی صادقانه و مستقیم، یک مهارت ارزشمند است که انجام آن مستلزم مقداری جرأت و شهامت است. مدیران ارشد باید یاد بگیرند که زمینههای ارائه بازخورد مستقیم و به موقع عملکرد را فراهم کنند.
📌۷- تیمسازی فقط به شکل صوری
تیمها تنها گروههایی از افراد نیستند که با هم کار میکنند، مهارتهای ایجاد تیمهای واقعی با عملکردی مطمئن و اثربخش، باید آموخته شوند و واقعیت این است که کمتر کسی از این مهارتها برخوردار است.
📌۸- خالی بودن چنته مدیریت
مدیریت اثربخش مستلزم دامنهای از مهارتهاست و اغلب مدیران همه مهارتها و تواناییهای لازم را ندارند. کلیدیترین این تواناییها عبارت است از تیمسازی، توانایی ایجاد تعهد، توانایی شنیدن، مدیریت روحیه، مبارزه و غلبه بر کاستیها، مدیریت رضایت مشتری، برنامهریزی اثربخش، اصول اخلاقی معین، حضور و موجودیت و منفعل نبودن.
📌۹- دستور دادن به جای درخواست کردن و ایجاد تعهد
احساس تعلق و تعالی در افرادی که صرفاً فرمان پذیرند، دیده نمیشود و معمولاً دستور دادن به امتناعی همراه با آزردگی میانجامد. در واقع آنچه که در پی آن هستیم، احساس تعلق به سازمان، غرور و دلبستگی است و اینها وقتی ایجاد میشود که فرد نسبت به آنچه انجام میدهد، متعهد باشد.
📌۱۰- ناتوانی در ایجاد اعتماد
اعتماد احساسی مبهم برخاسته از سوابق قبلی نیست. ایجاد اعتماد، بازسازی و حفظ اعتماد موجود، مهارتهای ارزشمندی است که کمتر در رفتار مدیران مشاهده میشود و باید آموخته شود.
📌۱۱- نداشتن برنامه کاری روشن
یک هدف کمی یا بیانیه چشمانداز، فقط بخشهایی از یک برنامه کاری است. برنامه کاری مستلزم یک استراتژی روشن، ارزش و اهمیت کافی برای مخاطبان و تیمی آماده و توانمند برای اجرا است.
📌۱۲- شدت عمل
شدت عمل به دستور دادن منتهی میشود، نه جلب احترام و تعهد دیگران. شدت عمل، قدرت و نشاط سازمان را نابود میکند و کارکنان را ضعیف و شکست خورده رها میسازد.
📌۱۳- متعهد نبودن به یادگیری
ما باید یاد بگیریم که از اشتباهات، موفقیتها و تجاربمان بیاموزیم. ما باید یاد بگیریم که چگونه از دیگران بیاموزیم، بویژه از آنها که ریسک کردهاند و موفقیت و شکست را تجربه کردهاند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
مدیر حسابداری
مدیر برند
مدیر بازاریابی
مدیر محصول
برنامهریز رسانه
تحلیلگر تحقیقات بازار
مدیر بازاریابی اینترنتی
مدیر حسابداری
مدیران ارشد مالی (CFO)
همکار بانکداری سرمایهگذاری
مدیران و متخصصان اعتباری
تحلیلگر مالی
افسران مالی و خزانهداران
مدیران ریسک و بیمه
برنامهریز املاک
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
وقتی قرار است اهداف مدیریت استراتژیک مشخص شود نیاز است که 5 پارامتر مهم ارزیابی شود:
هدف نباید مبهم و کلی باشد و در واقع تمرکز هدف بر روی یک موضوع خاص خود سهم مهمی در رسیدن به هدف دارد. این سطح از تمرکز باید به صورتی باشد که در واقع فرد بداند که قرار است در نهایت به چه چیزی دست یابد. فرض کنید شما به عنوان رئیس یک شرکت نمی توانید به کارمند بگویید من از شما می خواهم پیشرفت کنید! شما باید روش پیشرفت را به کارمند بگویید.
وقتی قرار است در خصوص میزان تحقق هدف صحبت شود باید قابلیت اندازه گیری آن بررسی شود. در واقع این بخش قرار است میزان پیشرفت را اندازه گیری کند تا بررسی صورت بگیرد که آیا به هدف نزدیک است یا نه.
در این بخش بررسی صورت می گیرد که آیا هدف شما چیزی است که وقت و پول و منابع مورد نیاز آن قابل دستیابی باشد یا خیر! اینکه هدف رویایی انتخاب شود و منابع و شرایط برای آن وجود نداشته باشد اصلاً چیز خوبی نیست. به طور کلی فعالیت ها و عملکرد و باید به صورتی باشد که در نهایت یک نتیجه قابل استفاده ارزیابی شود و چیزی با آن خلق شود و یا در صورت نیاز بهبود و تغییر یابد.
یکی دیگر از بخش های مهمی که باید ارزیابی شود مرتبط بودن است! باید هدفی انتخاب شود که با شما یا گروهتان مرتبط باشد. اگر قرار است فرد معروف و مشهوری در دنیا شوید آیا چنین امتیازی دارید؟ اگر قرار است یک کار بزرگ در شرکت شما صورت بگیرد آیا تیم و اعتبار کافی برای انجام آن دارید و تخصص شما با سطح هدف شما سازگار و مرتبط است؟
ما برای رسیدن به هدفی همه عمر خود فرصت نداریم! بنابراین باید بررسی کنیم که منابع و امکانات بی نهایت نیستند و هر هدفی دارای زمان و سطح امکانات محدودی است. به طور کلی احتمال و میزان تحقق هر هدف به واسطه بررسی محدودیت ها ارزیابی می شود. از سوی دیگر نیاز است که محدودیت ها شناخته شود و روش ها و ابزارهایی کنترل نیز برقرار باشد و انحراف های برنامه شناسایی و اصلاح شود.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
۵کلمه انگلیسی که با حرف F شروع میشه و توجه دقیق و عمل کردن به این ۵مورد میتونه شمارو در مسیر بهترِ پیشرفت قرار بده :
🔎 Faith ایمان
🔎 Focus تمرکز
🔎 Future آینده
🔎 Fail شکست خوردن
🔎 Fun سرگرمی
ایمان: برای کاری که انجام میدید و برای رسیدن به اهدافتون ایمانی راسخ، باوری مانا و قدرتمند داشته باشید. ایمان اولین شرط موفقیته و باور یعنی رفتن نصف راه؛ پس کم نیارید.
تمرکز: روی خودتون؛ کارهاتون؛ برنامه هاتون متمرکز و دقیق بشید. نوسان و هیجان نداشته باشید، و از این راه به اون راه نرید. نگذارید شرایط، اطرافیان، تلخی و سختی ها؛ تمرکز شمارو بهم بریزه
آینده: آینده نگر باشید. برای آینده بهتر و خواسته های دوستداشتنیتون برنامه ریزی کنید، چون قرار نیست ۱روزه همه چی تغییر کنه پس بدونید تصویر آینده رویایی تون دقیقا چی هست.
شکست: از شکست اصلا نترسید. تمام تلاشتون رو کنید که ۲باره بلند بشید و شکستها باعث یادگرفتن بشه براتون نه اینکه باعث توقفتون یا نا امید شدنتون
سرگرمی: از خود؛ خوانواده و عزیزانتون نگذرید. انسان ذاتا یک موجود اجتماعیه و تنهایی محض کمکی بهش نمیکنه. پس به فکر حال خوبتون؛ شادابی روح، ذهن و سلامت فیزیکیتون هم باشید. سرگرمی و تفریح داشتن برای خودتونو فراموش نکنید و خوشحالی کنید...
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
مهمترین هدف از مدیریت منابع انسانی، ارتقای سطح انگیزه کارکنان است. انگیزه دادن به کارکنان مستلزم آن است که نیازهای مختلف آنها را بشناسیم و آنها را تأمین کنیم. درباره نیازهای انسان نظریه های زیادی ارائه شده اند. یکی از نظریه هایی که اخیراً مطرح گردیده است، نظریه CHAMPFROGS به معنی قورباغه های قهرمان است. هر یک از ۱۰ حرف این واژه، سرآغاز کلمه ای است که به یکی از نیازهای اساسی انسان اشاره دارد:
🔻← چقدر به کارکنان اطلاعات میدهیم و کنجکاوی آنها را پاسخ میدهیم؟ (Curiosity)
🔻← کارکنان سازمان، چقدر به کارشان افتخار میکنند؟ (Honor)
🔻← چقدر کارکنان و افکارشان را تأیید میکنیم؟ (Acceptance)
← چقدر روی دانش و مهارت کارکنان سرمایه گذاری میکنیم به گونه ای که احساس شایستگی و استادی کنند؟ (Mastery)
🔻← چقدر اجازه میدهیم که کارکنان روی کار و شرایط کار اثرگذار باشند و احساس قدرتمندی کنند؟ (Power)
🔻← چقدر به کارکنان آزادی عمل برای ابتکار و خلاقیت میدهیم؟ (Freedom)
🔻← چقدر امکان همکاری با همکاران خوب و کار تیمی را برای کارکنان فراهم کرده ایم؟ (Relatedness)
🔻← شرایط کار کارکنان چقدر منظم، ایمن و قابل پیش بینی است؟ (Order)
🔻← تا چه اندازه در تعریف و تخصیص اهداف برای کارکنان موفق بوده ایم و چقدر بین اهداف آنها و اهداف سازمان سازگاری وجود دارد؟ (Goal)
🔻← کارکنان چقدر احساس میکنند که مورد توجه و احترام و قدردانی هستند؟ (Status)
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
در هر سازمان سه نوع اختیار وجود دارد: اختیار صفی، اختیار ستادی و اختیار کارکردی.
✅ اختیار صفی
منظور از اختیار صفی، رابطه ایست که میان رئیس و مرئوس در سازمان برقرار است. رئیس هر واحد سازمانی برای هدایت فعالیت کارکنان تحت امرش از اختیارات صفی خود استفاده می کند. جریان اعمال اختیارات صفی، ساده و مستقیم است و با عنایت به اصول وحدت فرماندهی و خط فرمان شکل می گیرد.قدرت و توان کنترل در میان اعضای یک سازمان بر چه اساسی تعیین می شود؟
✅ اختیار ستادی
اختیار ستادی ماهیتی مشورتی دارد. مدیرانی که اختیار ستادی دارند بر مبنای بازرسی و ارزشیابی واحدهای مختلف، توصیه هایی به مدیران صفی ارائه می کنند. این افراد حق ندارند که به طور مستقل توصیه های خود را اجرا کنند و در صورت لزوم مدیران صفی به این امر مبادرت می کنند. مدیران بخش منابع انسانی، امور حقوقی، حسابداری، پردازش اطلاعات و نظایر آن از اختیارات ستادی برخوردارند و با کارهایی نظیر ارائه مشورت و خدمات تخصصی، ارائه پیشنهاد در زمینه های مختلف، انجام مطالعات ویژه و پیگیری فعالیت های سایر واحدها، به مدیران صفی کمک می کنند.
✅ اختیار کارکردی
منظور از اختیار کارکردی، رابطه ایست که به موجب انجام وظیفه یک فرد یا واحد، با افراد یا واحدهای دیگر برقرار می شود. بدین ترتیب بخش هایی که تحت سرپرستی مستقیم فرد یا واحد مذکور قرار ندارند، تحت هدایت آن قرار می گیرند. برای مثال واحد کارگزینی و منابع انسانی از سایر واحدها می خواهد تا رویه ها، خط مشی ها یا اقدام های خاصی را به اجرا درآورند؛ نظیر اینکه به واحدهای صفی اجازه می دهد تا به شیوه های معینی به استخدام افراد بپردازند یا برای افزایش حقوق و دستمزد آنها اقدام کنند یا آنها را موظف به رعایت مقررات ایمنی می سازد.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
در تلاشی برای بررسی تصمیمات مهم رهبران جدید، مؤسسهی تحقیقاتی Vistage نظر بیش از ۱۰۰۰ مدیر عامل شرکتهای بزرگ با کارایی بالا و کسبوکارهای کوچک و متوسط (SMB) را به وسیلهی این پرسش بررسی کرد: «تصمیم مهم و کلیدی که امسال گرفتید چیست؟»
📌 پاسخهای مدیر عاملان به ۵ گروه تقسیم شد:
▪️ مدیریت استعدادها (۳۷ درصد)
مهمترین تصمیمگیریها: مواردی مانند برنامهریزی استعدادهای درخشان، بررسی استعدادها، مدیریت منابع انسانی، تجزیه و تحلیل تواناییها و جایگاه، استخدام، پرداخت حقوق، مزایا، مشارکت و تعهد کارمندان و مدیریت عملکرد.
▪️ مدیریت مشتری (۲۹.۴ درصد)
مهمترین تصمیمگیریها: پیدا کردن، به دست آوردن و حفظ مشتریان در دنیای دیجیتال جدید.
▪️ مدیریت مالی (۱۷.۷ درصد)
مهمترین تصمیمگیریها: ثبت، گزارش و تجزیه و تحلیل درآمد، هزینهها و سود؛ مدیریت و گسترش سرمایه، استفاده از منابع مالی برای پیشرفت و دستیابی به اهداف سازمان.
▪️ ادارهی عملیات کسبو کار (۱۰.۹ درصد)
مهمترین تصمیمها: زیر ساختها و امکاناتی که مخصوص کسبوکار سازمان هستند. در رابطه با خدمات وابسته به شغل؛ هماهنگی درخواستهای مشتری و منابع مربوط به کار، در رابطه با تولید؛ بهینهسازی امکانات و تجهیزات تولید، کارخانهها و زنجیرهی تأمین؛ در رابطه با ساختار، مدیریت تجهیزات، پروژهها و منابع.
▪️ رهبری (۵ درصد)
مهمترین تصمیمها: انتخاب تاکتیکها، تکنیکها و استراتژیهایی که مدیران عامل را قادر میسازد تا دیدگاه خود را به اجرا درآورند یا به اهدافشان دستیابی پیدا کنند.
منبع: inc.com
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
اما اونها با این کار به سازمان زیان میزنند.
یک کارمند خوب، در مورد سیستمها، محصولات و فرآیندها دانش و تسلط داره. اونها با مشتریان و همکاران ارتباط برقرار کردهاند.
وقتی شما یک کارمند خوب رو از دست میدید، شما بخشی از فرهنگ شرکتتون رو از دست میدید. و حتی ممکنه آینده سازمانتون رو از دست بدید. هرگز کارمندان وفادارتون رو به مرز بیتفاوتی و سکوت نرسونید!»
📚 از کتاب «رهبری آینده نیروی انسانی» تالیف خانم بریگت هیاسین از بزرگان مدیریت منابع انسانی
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from بانک کتاب PMBOOKS
#مدیریت #کسب_و_کار
دانلود
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👈 در دام افکار منفی گرفتار نمی شوند.
غرق شدن در آنچه روانشناسان از آن با عنوان ذهنیت عملکرد یاد می کنند اغلب به معنای گیر افتادن در دام چرخه معیوب احساس بی کفایتی و محدودیت است. زمانی که نواقص خود را بزرگنمایی کرده و اجازه دهید اعتماد به نفس تان را تحت الشعاع قرار دهد، فراموش میکنید که قابلیت پیشرفت بهبود دارید. و زمانی که این اتفاق افتاد دست از تلاش برای بهتر بودن خواهید برداشت.
اجازه ندهید عملکردتان ولو ضعیف؛ افکارتان را تحت سلطه دراورد. آنچه در نظر شما نقص جلوه میکند میتواند فرصتی برای توسعه باشد. این هم نیازمند تغییری ساده در ذهنیت ما است: هر وظیفه چالش زایی را بعنوان فرصتی برای بهبود یک مهارت در نظر بگیرید نه دروازه ای رو به شکست و ناکامی.
👈 همواره متواضع و البته قاطع هستند.
متواضع بودن و در عین حال قاطع بودن سخت است. وقتی شما قاطعیت دارید، به شما لقب مغرور خواهند داد. اما این شما هستید که می توانید با عملکردی درست به دیگران بفهمانید که انسانی متواضع هستید. اما درباره حرفه خود و شیوه مدیریت خود قاطعانه عمل می کنید. بهترین راه حل آن است که با نگرشی متواضعانه و ذهنیت یادگیرنده و باز با شغل جدید خود مواجه شوید. شما ارتقا یافتید چرا که از دیدگاه راس سازمان، پتانسیل لازم را داشته اید. اما این ابدا به معنای آن نیست که شما همه چیز را میدانید و زیردستانتان از این نعمت بی بهره اند. در واقع برترین رهبران میدانند که همیشه باهوش تر از آنها نیز در حلقه خانواده کاری شان وجود دارد.کنترل نفس موجب ایجاد احترام از سوی دیگر همکاران میشود و خصوصیات رهبری در فرد را تقویت میکند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
مدیریت ایده فرآیند سیستماتیکی است که به سازمان ها و افراد در سطوح مختلف این امکان را می دهد که ایده های جدید کارمندان، مشتریان یا تامین کنندگان را مدیریت کنند. اهداف اصلی مدیریت ایده ها این است که:
نیاز برای دریافت ایده را شفاف کنیم
از ارائه ایده ها پشتیبانی کنیم
ایده های دریافت شده را ارزیابی کنیم
🔵 انواع برنامه های مدیریت ایده
برنامه های مدیریت ایده به ما کمک میکنند که هدفی که از ایده ها داریم رو به خوبی مدیریت کنیم. به عنوان مثال:
🔺 برنامه مدیریت ایده منابع انسانی: این برنامه ها تمرکزش بر شنیده شدن صدای کارکنان است. هدف افزایش رضایت کارکنان، فراهم آوردن محیط کاری بهتر و در نهایت افزایش تعداد کارکنان خلاق و نوآور است.
🔺 برنامه مدیریت ایده تحقیق و توسعه: این برنامه ها تمرکزش بر ارائه ایده های جدید متحول کننده است که تاثیرات شگرفی در ارائه سرویس و محصول و… ایجاد خواهد کرد.
🔺 برنامه مدیریت ایده مارکتینگ: این برنامه ها تمرکزش بر مشارکت مشتریان محصول است.هدف اصلی آن افزایش تعداد مشتریان وفادار سازمان است.
کانال مدیریت با MBA
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
در سال ۲۰۰۶، ماریان ام جنینیگز، استاد اخلاق در کسبوکار دانشگاه ایالتی آریزونا مدل خود را در کتابی با عنوان «علائم فروپاشی اخلاقی» منتشر کرد. این ۷ نشانه عبارتاند از:
👈فشار به اعضا برای کسب سطوح خاصی از نتایج
👈ترس و سکوت
👈تیم مدیریتی جوان و مدیرعامل سلطهجو
👈هیئتمدیرهی ضعیف
👈تضاد منافع
👈رقابت در رشد و نوآوری
👈افزایش نکات مثبت یک بخش برای پوشش دادن ضعفهای بخش دیگر
سازمانها در طول تلاش صادقانهی خود برای رسیدن به اهداف کسبوکار، ممکن است برخی از این نشانهها را شاهد باشند که البته به این معنی نیست که آنها لزوماً در معرض خطر هستند. از این علائم بهعنوان یک راهنما استفاده کنید و در ارزیابی سازمان، بهترین قضاوت را داشته باشید.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
عنوان مدیر ارشد (Senior Manager) به افرادی اطلاق میشود که در یک سازمان یا شرکت، سمتهای مدیریتی با مسئولیتها و وظایف بالاتر را به عهده دارند. این افراد معمولاً در سطح سطح بالاتر تیمها یا واحدهای مختلف فعالیت میکنند و نقشهای کلیدی در مدیریت عملکرد، تصمیمگیریهای استراتژیک و رهبری اجرایی دارند. مدیران ارشد میتوانند در سازمانهای بزرگ یا کوچک و در صنایع مختلف فعالیت کنند.
اصطلاح “مدیر ارشد” به طور کلی برای افرادی استفاده میشود که در سازمان به سمتهای مدیریتی بالاتر ترقی کردهاند و مسئولیتهای پیچیدهتری را در مقایسه با مدیران میانی یا مدیران عملیاتی دارند.
مدیر عامل معاون به کمک مدیر عامل در رهبری تیم اجرایی و اجرای استراتژیهای عملیاتی سازمان کمک میکند. او معمولاً به مدیریت فعالیتهای روزانه و اجرایی پرداخته و فرآیندها و ساختار سازمان را مدیریت مینماید.
مدیر مالی مسئول مدیریت امور مالی، بودجهبندی، حسابداری، مدیریت ریسکهای مالی و انجام تجزیه و تحلیلهای مالی است. او نقش مهمی در اتخاذ تصمیمهای مالی را بازی میکند.
مدیر علمی یا فنی معمولاً در شرکتهای فناوری و داراییهای فنی بالا واحد تحقیق و توسعه و فناوری را مدیریت میکند. او در تدوین استراتژیها و پیشرفتهای فناوری نقش بسزایی ایفا مینماید.
مدیر منابع انسانی مسئول امور مربوط به کارکنان، جذب و حفظ استعدادها، توسعهی انسانی، مدیریت عملکرد، حقوق و دستمزد، و مسائل مرتبط با فرهنگ سازمانی است.
یکی دیگر از سمتهای مدیران ارشد، فعالیت در حوزه مدیریت بازاریابی است. مدیر بازاریابی مسئولیت برنامهریزی و اجرای استراتژیهای بازاریابی و تبلیغاتی را بر عهده دارد. او نقش مهمی در ایجاد تقاضا و توسعه بازار برای محصولات یا خدمات سازمان ایفا میکند.
مدیر عرضه مسئولیت مدیریت زنجیره تأمین، عرضه مواد و محصولات به بازار را بر عهده دارد. جالب است بدانید که مدیر عرضه در تأمین و بهبود عملکرد زنجیره تأمین سازمان نقش کلیدی دارد.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
برای دانشآموختگان MBA که وارد دنیای حرفهای میشوند، نکته مهم این است که از نظریههای آموختهشده در دانشگاه به عنوان پایه و نه صرفاً راهحلهای ثابت استفاده کنند. مهارتهای رهبری و مدیریت استراتژیک که در طول دوره MBA به دست میآید، باید در شرایط واقعی، انعطافپذیر و مبتنی بر نیازهای خاص سازمان بهکار گرفته شود. بهجای تکیه بر تئوریهای مدیریتی بهعنوان راهحلهای قطعی، بهتر است با ترکیب تحلیلهای دادهمحور، بینشهای شخصی و خلاقیت، استراتژیهای عملی ایجاد شود که به شرایط فعلی سازمان شما میپردازد.
مهم است که دانشآموختگان MBA به تقویت مهارتهای نرم مانند ارتباطات مؤثر، هوش هیجانی و همدلی نیز توجه کنند؛ چرا که این مهارتها در توسعه روابط حرفهای، مدیریت تیمها و برقراری ارتباط با ذینفعان بسیار حیاتی هستند. تعامل مؤثر و شنیدن فعالانهی نیازها و دغدغههای اعضای تیم، میتواند نقش مهمی در موفقیت سازمان ایفا کند.
در نهایت، دانشآموختگان باید توانایی خود را در انطباق با تغییرات محیطی و یادگیری مستمر تقویت کنند. محیطهای کاری به سرعت در حال تغییر هستند و توانایی انطباق با این تغییرات و بهرهبرداری از آنها، از شما مدیری کارآمدتر و موفقتر میسازد.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
اصل مهم نظریه اقتضایی این است که در مدیریت چیزی به نام بهترین شیوه وجود ندارد.هیـچ برنامه ،ساختار سازماندهـی ،سبک رهبری یا شیوه کنترلی که متنـاسب با همه موقعیت ها باشد وجود ندارد.نگرش اقتضایی بر آن است که چون موقعیت ها مختلف است نتایج نیز فرق می کند.
در واقع در نگرش اقتضايي، مديران از همه نظريههاي كلاسيك، نئوكلا سيك و نگرشهاي جديد مديريتي براي حل مسايل خود استفاده ميكنند. نكته مهم درنگرش اقتضايي اين است كه بايد مديران مهارت اداركي خود را پرورش دهند تا يك موقعيت را بهتر بشناسند، آن را درك كنند و قبل از اتخاذ تصميم، نگرش مناسب بـا موقعيت را بيابند و آن را به كار گيرند كه براي اين منظور بايد سه متغيير الزامات خارجي سازمان، فناوري (فنون به كار رفته براي توليد يا ارايه كالا و خدمات) و افرادي كه در سازمان كار مي كنند، را مدنظر داشته باشند.از آنچه درمورد نگرش اقتضايي در مديريت گفتيم ميتوان دريافت كه مديريت اثربخش و كارسازميتواندهمواره مديريت وضعي، يا اقتضايي باشد.
📌چهار تفکر مهم در تئوری اقتضائی عبارتند از :
1- در مدیریت یک شیوه جهانی و بهترین شیوه وجود ندارد.
2- طراحی یک سازمان و زیر مجموعه های آن می باید متناسب با محیط باشد.
3- سازمان های قوی سازمانهائی هستند که نه تنها بین خودشان با محیط تناسب ایجاد می کنند بلکه بین اجزاء درونی شان و زیر مجموعه شان نیز به دنبال تناسب اند.
4- نیازهای سازمانی زمانی بخوبی ارضاء می گردد که شیوه رهبری مبتنی بر وظائف و خواست پیروان باشد.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
■تو دنیای روانشناسی اثر مهمی داریم به نام اثر دومینو(domino effect) که میگه؛ ما آدما همه چیمون به همه چیمون مرتبطه و با تغییر یک رفتار، تاثیر اون به صورت زنجیرهای از بازخوردها، سایر رفتارها رو هم تحت تاثیر قرار میده.
□برای بررسی این اثر، گروهی از پژوهشگران دانشگاه نورث وسترن به سرپرستی دکتر بانی اسپرینگ (Spring) دنبال این بودن ببینن موثرترین راه واسه ترغیب آدما به تغییر عادات بد غذایی چی میتونه باشه!
●برای رسیدن به جواب پژوهشگران ۲۰۴ نفر از افرادی که از اضافه وزن رنج میبردن رو انتخاب کردن و اونها رو تو چهار گروه مختلف قرار دادن.
○به گروه اول برنامه غذایی پرسبزیجات تجویز کردن، به گروه دوم فعالیت بدنی توصیه شد، به گروه سوم برنامه غذایی کم چرب دادن و به گروه چهارم هم گفتن لطفا تا حد امکان از هر تفریحی که به کم تحرکی منتهی میشه فاصله بگیر، از نشستنهای زیاد پای گوشی بگیر تا ساعتها تلویزیون و سریال دیدن...
■شرکت کنندهها به مدت شش ماه تحت نظر قرار گرفتن و در کمال تعجب دیده شد، اون گروهی که به اونها گفته شده بود"از کارهایی که به کم تحرکی منتهی میشه فاصله بگیر" نسبت به سه گروه دیگه هم عادات غذایی سالمی رو پیدا کرده بودن و هم تمایلشون به مصرف غذاهای چرب به طور معناداری کمتر شده بود!
□به این جریان میگن اثر دومینو که تو رفتارهای مثبت و منفی یکسان عمل میکنه. این اثر میگه شروع کردن یه فعالیت (مثلا آشنایی با یک نفر یا…) زنجیرهای از اتفاقات رو برامون رقم میزنه که در نهایت ممکنه باعث تغییر بزرگ(موفقیت یا فاجعه) بشه، در حالی که همه چیز با یه اتفاق ساده شروع شد…
●طبق این اثر؛ موفقیت حاصل زنجیرهای از اقدامات کوچک، به ظاهر ناچیز اما درسته و تو شروع کار شما باید به اون اثر اولیه، ساده و کوچیکی که میتونید بهش متعهد بمونید فکر کنید و ادامه بدید، نه اون گام بزرگ آخر که با فکر کردن و دور دیدنش، انرژیتون تحلیل میره و ناامید میشید.
○اثر دومینو بیشتر از اونکه از درون بخواد بجوشه، از بیرون باید ایجادش کنیم و زنجیرهای از عادات خوبه که با انجام کارهای مثبت ریز و غیرقابل مشاهده و بعضا بیمعنا اما مستمر شروع میشه و به موفقیتهای بزرگ میرسه.
■طبق این اثر:
▪︎میخوای یه روز مفید رو شروع کنی!، از مرتب کردن تختخوابت شروع کن…
▪︎میخوای عمیقتر به مسائل نگاه کنی!، از هر روز ۲ صفحه کتاب خوندن شروع کن!، میخوای سبک زندگیت رو عوض کنی!، از کم کردنِ کم تحرکیها شروع کن!، میخوای کتاب/ پایاننامه بنویسی! از هر روز ۵۰ کلمه نوشتن شروع کن. میخوای رو رابطهت کار کنی! از هر روز قدرشناسی شروع کن...
▪︎میخوای رو فرزندپروریت کار کنی!، از بازی کردن با بچههات شروع کن و میخوای تو کارهات متمرکز بمونی! از دور کردن گوشی از میز کار شروع کن.
□اینها به ظاهر ناچیز، بیاهمیت و بیاثرن اما، در بلند مدت با شکل دادن یه سلسله رفتارهای مرتبط میتونن ما رو به هدف نزدیکتر کنن…
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM