❗️خانومها بخوانند
🔻نحوه رفتار با مردان در دوره شناخت قبل از ازدواج
✅وقتی مردی شما را بخواهد، هیچ چیز نمی تواند جلوی او را بگیرد.
✅اگر شما را نخواهد، هیچ چیز نمی تواند نگهش دارد.
✅دست از بهانه گیری برای یک مرد و رفتار او بردارید.
✅هیچوقت خودتان را برای رابطه ای که ارزشش را ندارد تغییر ندهید.
✅رفتار آرامتر همیشه بهتر است.
✅قبل از اینکه بفهمید واقعاً چه چیز خوشحالتان می کند، با کسی ارتباط برقرار نکنید.
✅اگر رابطه تان به این خاطر که مردتان آنطور که لیاقتش را دارید، با شما رفتار نمی کند، به اتمام رسید، هیچوقت سعی نکنید که با هم دو دوست معمولی باشید.
✅یک دوست با دوست خود بدرفتاری نمی کند.
✅پاگیر نشوید. اگر فکر می کنید که شما را در حالت تعلیق نگه داشته است، مطمئن باشید که حتماً اینکار را کرده است.
✅هیچوقت به خاطر اینکه فکر می کنید گذر زمان ممکن است اوضاع را بهتر کند، در یک رابطه نمانید. ممکن است یکسال بعد به خاطر اینکار از خودتان عصبانی شوید، چون اوضاع هیچ تغییری نکرده است.
✅تنها کسی که در رابطه می توانید کنترلش کنید، خودتان هستید.
✅برای رفتاری که با شما دارد، حد و مرز بگذارید.
✅اگر چیزی ناراحتتان می کند، حتماً با او درمیان بگذارید.
✅هیچوقت اجازه ندهید، طرفتان همه چیزتان را بداند. ممکن است بعدها بر ضد شما از آن استفاده کند.
✅شما نمی توانید رفتار هیچ مردی را تغییر دهید. تغییر از درون ناشی می شود.
✅هیچوقت نگذارید احساس کند او از شما مهمتر است...حتی اگر تحصیلات یا شغل بهتری نسبت به شما داشته باشد. او را به یک بت تبدیل نکنید.
✅او یک مرد است، نه چیزی بیشتر، و نه کمتر.
✅اجازه ندهید مردی هویت و وجود شما را توصیف کند.
✅هیچوقت مرد کس دیگری را هم قرض نگیرید.
✅اگر به کس دیگری خیانت کرد، مطمئن باشید که به شما هم خیانت خواهد کرد.
✅مردها طوری با شما رفتار می کنند که خودتان اجازه می دهید رفتار کنند.
✅همه مردها بد نیستند.
✅نباید فقط شما همیشه انعطاف از خودتان نشان دهید...هر مصالحه ای دو جانبه است.
✅بین از دست رفتن یک رابطه و شروع یک رابطه جدید، به زمانی برای ترمیم و التیام نیاز دارید....قبل از شروع کردن یک رابطه تازه، مسائل قبلیتان را باید به کل فراموش کنید.
✅هیچوقت نباید دنبال کسی باشید که مکمل شما باشد. یک رابطه از دو فرد کامل تشکیل می شود. دنبال کسی باشید که مشابهتان باشد نه مکملتان.
@lightfamily
🔻نحوه رفتار با مردان در دوره شناخت قبل از ازدواج
✅وقتی مردی شما را بخواهد، هیچ چیز نمی تواند جلوی او را بگیرد.
✅اگر شما را نخواهد، هیچ چیز نمی تواند نگهش دارد.
✅دست از بهانه گیری برای یک مرد و رفتار او بردارید.
✅هیچوقت خودتان را برای رابطه ای که ارزشش را ندارد تغییر ندهید.
✅رفتار آرامتر همیشه بهتر است.
✅قبل از اینکه بفهمید واقعاً چه چیز خوشحالتان می کند، با کسی ارتباط برقرار نکنید.
✅اگر رابطه تان به این خاطر که مردتان آنطور که لیاقتش را دارید، با شما رفتار نمی کند، به اتمام رسید، هیچوقت سعی نکنید که با هم دو دوست معمولی باشید.
✅یک دوست با دوست خود بدرفتاری نمی کند.
✅پاگیر نشوید. اگر فکر می کنید که شما را در حالت تعلیق نگه داشته است، مطمئن باشید که حتماً اینکار را کرده است.
✅هیچوقت به خاطر اینکه فکر می کنید گذر زمان ممکن است اوضاع را بهتر کند، در یک رابطه نمانید. ممکن است یکسال بعد به خاطر اینکار از خودتان عصبانی شوید، چون اوضاع هیچ تغییری نکرده است.
✅تنها کسی که در رابطه می توانید کنترلش کنید، خودتان هستید.
✅برای رفتاری که با شما دارد، حد و مرز بگذارید.
✅اگر چیزی ناراحتتان می کند، حتماً با او درمیان بگذارید.
✅هیچوقت اجازه ندهید، طرفتان همه چیزتان را بداند. ممکن است بعدها بر ضد شما از آن استفاده کند.
✅شما نمی توانید رفتار هیچ مردی را تغییر دهید. تغییر از درون ناشی می شود.
✅هیچوقت نگذارید احساس کند او از شما مهمتر است...حتی اگر تحصیلات یا شغل بهتری نسبت به شما داشته باشد. او را به یک بت تبدیل نکنید.
✅او یک مرد است، نه چیزی بیشتر، و نه کمتر.
✅اجازه ندهید مردی هویت و وجود شما را توصیف کند.
✅هیچوقت مرد کس دیگری را هم قرض نگیرید.
✅اگر به کس دیگری خیانت کرد، مطمئن باشید که به شما هم خیانت خواهد کرد.
✅مردها طوری با شما رفتار می کنند که خودتان اجازه می دهید رفتار کنند.
✅همه مردها بد نیستند.
✅نباید فقط شما همیشه انعطاف از خودتان نشان دهید...هر مصالحه ای دو جانبه است.
✅بین از دست رفتن یک رابطه و شروع یک رابطه جدید، به زمانی برای ترمیم و التیام نیاز دارید....قبل از شروع کردن یک رابطه تازه، مسائل قبلیتان را باید به کل فراموش کنید.
✅هیچوقت نباید دنبال کسی باشید که مکمل شما باشد. یک رابطه از دو فرد کامل تشکیل می شود. دنبال کسی باشید که مشابهتان باشد نه مکملتان.
@lightfamily
🔻تفاوت زنان و مردان
خيلى از آقايون كه شب بعد از يه روز كارى به خونه ميان دنبال صلح و آرامش ان و دلشون ميخواد استراحت كنند ولى خانوم هايى كه روزشون رو توى خونه بودن يا از همسرشون دور بودن مشتاق به صحبت كردن هستن!
و معمولاً اين تفاوت نظر با باعث رنجش خانوم ها ميشه چون حس ميكنن همسرشون بى تفاوته و براشون وقت نميذاره يا باعث ميشه آقا گوش كنه به صحبت ها ولى با يه حس مجبور بودن!!
🔴پيشنهاد اينه كه باهم براى زمان
صحبت كردن برنامه ريزى كنيد!
@lightfamily
خيلى از آقايون كه شب بعد از يه روز كارى به خونه ميان دنبال صلح و آرامش ان و دلشون ميخواد استراحت كنند ولى خانوم هايى كه روزشون رو توى خونه بودن يا از همسرشون دور بودن مشتاق به صحبت كردن هستن!
و معمولاً اين تفاوت نظر با باعث رنجش خانوم ها ميشه چون حس ميكنن همسرشون بى تفاوته و براشون وقت نميذاره يا باعث ميشه آقا گوش كنه به صحبت ها ولى با يه حس مجبور بودن!!
🔴پيشنهاد اينه كه باهم براى زمان
صحبت كردن برنامه ريزى كنيد!
@lightfamily
🔺نباید های ارتباطی با فرزندان🔺
برای برقراری ارتباط صحیح و مناسب با فرزندان نه تنها لازم است پدرها و مادرها بدانند که چه کارهایی را باید انجام بدهند بلکه بسیار مهم است که نبایدهای ارتباطی در فرزندپروری را هم بشناسند.
نباید های ارتباطی تربیتی درواقع نکات کلیدی هستند که به ما نشان می دهند در مسیر فرزندپروری چه رفتارها و سخنانی به برقراری تعامل مثبت ما و فرزندمان صدمه زده و او را هر روز از ما دورتر و دورتر می کنند.
❗️موارد ممنوعه را بشناسیم
بسیار مهم است که والدین بدانند چه رفتارها یا حرف هایی می تواند به رابطه آنها و بچه ها صدمه بزند، پس بهتر است همین امروز یک قلم و کاغذ بردارید و لیستی از رفتارها و گفتارهایی که خودتان احساس می کنید آفت های سبک فرزندپروری شما هستند را یادداشت کنید. ما هم در این جا به برخی از این نبایدهای کلامی و غیرکلامی مشکل ساز در ارتباط شما و فرزندتان اشاره می کنیم.
🔻توهین ، بی احترامی، تحقیر و ناسزاگویی به کودک یا نوجوان یا حتی همسرتان در حضور وی:
به جای همه این رفتارهای مخرب در تربیت بچه ها بهتر است در مورد مشکلتان صحبت کنید و اگر عصبانیت چنین اجازه ای به شما نمی دهد، از روش های کنترل خشم بهره بگیرید. اولین کاری که می توانید انجام دهید این است که بحث را تا زمانی که آرام شوید، متوقف کنید.
🔻نداشتن تماس چشمی هنگام صحبت با کودک یا نوجوان:
نگاه یکی از مهمترین ابزارها در برقراری ارتباط است و شما با حذف آن نه تنها یکی از کلید های موثر ارتباطی در فرزندپروری خود را از دست می دهید بلکه به طور غیر مستقیم به فرزندتان احساس نادیده شدن می دهید.
🔻انتقادگری زیاد و غر زدن :
اگر فکر می کنید که با انتقادهای وقت و بی وقت می توانید دلبندتان را به شاهراه موفقیت و خوشبختی هدایت کنید متاسفانه سخت در اشتباه هستید چون این کار نه تنها او را از شما دور می کند بلکه باعث می شود به شما به عنوان یک فرد غرغرو نگاه کند بنابراین دیگر توجهی به صحبت هایتان نخواهد داشت.
🔻قطع کردن صحبت فرزندتان:
با این کار نه تنها به طور غیرمستقیم به او یادآور می شوید که برای حرف هایش اهمیتی قایل نیستید و به نوعی او را به سکوت دعوت می کنید بلکه به او آموزش می دهید که او نیز می تواند با دیگران چنین رفتاری را داشته باشد.
🔻پیش بینی های منفی درباره آینده اش:
شاید شما بخواهید با چنین پیش بینی هایی او را از عواقب کارهایش آگاه کنید و به نوعی زنگ خطر و هشدار را برایش به صدا درآورید اما باور کنید که این پیش بینی ها نتیجه خوبی در تربیت او به دنبال نخواهد داشت. پیش بینی های منفی نه تنها مشوق فرزندتان برای تغییر رفتارش نخواهند بود بلکه او را از شما و مسیر مورد نظرتان دورتر می کنند.
@lightfamily
برای برقراری ارتباط صحیح و مناسب با فرزندان نه تنها لازم است پدرها و مادرها بدانند که چه کارهایی را باید انجام بدهند بلکه بسیار مهم است که نبایدهای ارتباطی در فرزندپروری را هم بشناسند.
نباید های ارتباطی تربیتی درواقع نکات کلیدی هستند که به ما نشان می دهند در مسیر فرزندپروری چه رفتارها و سخنانی به برقراری تعامل مثبت ما و فرزندمان صدمه زده و او را هر روز از ما دورتر و دورتر می کنند.
❗️موارد ممنوعه را بشناسیم
بسیار مهم است که والدین بدانند چه رفتارها یا حرف هایی می تواند به رابطه آنها و بچه ها صدمه بزند، پس بهتر است همین امروز یک قلم و کاغذ بردارید و لیستی از رفتارها و گفتارهایی که خودتان احساس می کنید آفت های سبک فرزندپروری شما هستند را یادداشت کنید. ما هم در این جا به برخی از این نبایدهای کلامی و غیرکلامی مشکل ساز در ارتباط شما و فرزندتان اشاره می کنیم.
🔻توهین ، بی احترامی، تحقیر و ناسزاگویی به کودک یا نوجوان یا حتی همسرتان در حضور وی:
به جای همه این رفتارهای مخرب در تربیت بچه ها بهتر است در مورد مشکلتان صحبت کنید و اگر عصبانیت چنین اجازه ای به شما نمی دهد، از روش های کنترل خشم بهره بگیرید. اولین کاری که می توانید انجام دهید این است که بحث را تا زمانی که آرام شوید، متوقف کنید.
🔻نداشتن تماس چشمی هنگام صحبت با کودک یا نوجوان:
نگاه یکی از مهمترین ابزارها در برقراری ارتباط است و شما با حذف آن نه تنها یکی از کلید های موثر ارتباطی در فرزندپروری خود را از دست می دهید بلکه به طور غیر مستقیم به فرزندتان احساس نادیده شدن می دهید.
🔻انتقادگری زیاد و غر زدن :
اگر فکر می کنید که با انتقادهای وقت و بی وقت می توانید دلبندتان را به شاهراه موفقیت و خوشبختی هدایت کنید متاسفانه سخت در اشتباه هستید چون این کار نه تنها او را از شما دور می کند بلکه باعث می شود به شما به عنوان یک فرد غرغرو نگاه کند بنابراین دیگر توجهی به صحبت هایتان نخواهد داشت.
🔻قطع کردن صحبت فرزندتان:
با این کار نه تنها به طور غیرمستقیم به او یادآور می شوید که برای حرف هایش اهمیتی قایل نیستید و به نوعی او را به سکوت دعوت می کنید بلکه به او آموزش می دهید که او نیز می تواند با دیگران چنین رفتاری را داشته باشد.
🔻پیش بینی های منفی درباره آینده اش:
شاید شما بخواهید با چنین پیش بینی هایی او را از عواقب کارهایش آگاه کنید و به نوعی زنگ خطر و هشدار را برایش به صدا درآورید اما باور کنید که این پیش بینی ها نتیجه خوبی در تربیت او به دنبال نخواهد داشت. پیش بینی های منفی نه تنها مشوق فرزندتان برای تغییر رفتارش نخواهند بود بلکه او را از شما و مسیر مورد نظرتان دورتر می کنند.
@lightfamily
جنگ جهانی سومی در پیش نیست 😊
شکست اول دجال
چهار ماه از تلاش دجال برای روشن کردن آتشی در سراسر زمین می گذره و با ایجاد جنگ های قومی و ملیتی در مرزها کشورها برای ایجاد یک جنگ گسترده تر در حال شکست می باشد
دجالی که شوق داشت با ترس وحشت خودش را نمایان بکنه دیگر مجبور هست با یک نمایش کوچک خودش را نمایان بکند
و این بخاطر رشد آگاهی جامعه انسانی هست که جلو برنامه های دجال را گرفته اند و چوب آتش جنگ آن نشدن
این چنین هست که اتحاد جهانی باعث شکست برنامه های دجال می شود.
آرش
@LightFamily
شکست اول دجال
چهار ماه از تلاش دجال برای روشن کردن آتشی در سراسر زمین می گذره و با ایجاد جنگ های قومی و ملیتی در مرزها کشورها برای ایجاد یک جنگ گسترده تر در حال شکست می باشد
دجالی که شوق داشت با ترس وحشت خودش را نمایان بکنه دیگر مجبور هست با یک نمایش کوچک خودش را نمایان بکند
و این بخاطر رشد آگاهی جامعه انسانی هست که جلو برنامه های دجال را گرفته اند و چوب آتش جنگ آن نشدن
این چنین هست که اتحاد جهانی باعث شکست برنامه های دجال می شود.
آرش
@LightFamily
جادو درمانگران شمن:
انسان در مسیر یادگیری و در جهت اهل معرفت شدن با چهار دشمن طبیعی خود روبر می شود که واقعا ً مهیب اند و بیشتر مردم نیز تسلیم آنها می شوند. هیچ کس نمی تواند طریق معرفت را آغاز کند، بدون آنکه با آنان درگیر شده و آنها را شکست دهد. هرگاه کسی بتواند چهار دشمن خود را به زانو در آورد، آنگاه می تواند قدم در راه معرفت گذارد.
ترس نخستین دشمن طبیعی است که انسان در مسیر یادگیری خود باید بر آن پیروز شود. زیرا تسلیم ترس شدن، تن به ضعف دادن حقیرانه است. البته ترس ها طبیعی اند و همه ی ما آنها را تجربه کرده و از سر می گذارنیم و کاری از دستمان ساخته نیست، اما از سویی دیگر مهم نیست که یادگیری چقدر مهیب است. فکر درباره اینکه انسان بی دانش باشد وحشتناک تر است.
هر گام آموزش وظیفه ی جدیدی است و ترس نیز بی رحمانه و بی حاصل افزایش می یابد. در این جاست که هدف تبدیل به میدان کارزار می شود. بنابراین او با اولین دشمن طبیعی خود درگیر شده، ترس! دشمنی وحشتناک، خیانتکار و مانعی سخت برای پیروزی. ترس در هر مرحله راه پنهان می ماند، صبر می کند، پرسه می زند و به محض اینکه شخص در حضورش احساس ضعف نماید، دشمن نقطه ی اتمام را بر جستجوی او نهاده است.
کسی که از ترس فرار کند، هرگز یاد نمی گیرد. هرگز اهل معرفت نمی شود. او احتمالاً یک پهلوان پنبه باقی می ماند. بهر حال او آدمی شکست خورده است. پیروز شدن بر ترس خیلی ساده است زیرا شخص به محض رویارویی با آن نباید فرار کند، بلکه باید با ترس خود به مبارزه برخیزد و علیرغم آن، گام مرحله ی بعد و بعد را نیز بردارد. این قاعده است! و بعد از مدتی متوجه می شود که دشمن اول او عقب نشینی کرده است. در اینجا شخص کم کم اعتماد به نفس پیدا کرده و قصدش استوارتر می شود و درگیر یادگیری کاری وحشتناک نخواهد بود. زمانی که این لحظه ی خوش فرا رسد، شخص می تواند بی تامل بگوید اولین دشمن طبیعی خود را شکست داده است.
این کار به تدریج اتفاق می افتد، اما ترس به یکباره و سریع شکست می خورد.
زمانی که شخص بر ترس خود فائق آید، برای بقیه ی عمر از شر آن راحت است. زیرا به جای ترس روشنی بدست آورده. روشنی و حضور ذهنی که ترس را نابود می سازد. ولی باید به این نکته توجه کند که، با آنکه دستیابی به پاکی ذهن سخت دشوار است و ترس را نیز می زداید، ولی همین پاکی ذهن به او اطمینان و اعتماد به نفس می دهد تا هر کاری دلش بخواهد انجام دهد.
او چون درون هر چیز را بوضوح می بیند و چون روشن است، جراتی خاص پیدا کرده و منتظر هیچ چیز نمی شود. زمانی که به این قدرت خود باوری می رسد تسلیم دشمن دوم خود شده و دیگر کورمال بدنبال یادگیری خواهد بود. وقتی باید صبور باشد عجله می کند. یا وقتی باید عجله کند صبور است. او در یادگیری آنقدر کند می شود که دیگر قادر به یادگیری هیچ چیز تازه نیست.
در این حالت دشمن دوم مانع اهل معرفت شدن می گردد و در عوض شخص ممکن است به یک "مبارز" سبک روح یا لوده تبدیل شود، اما آن روشنی که بخاطرش اینچنین قیمتی را پرداخته، هرگز از بین نمی رود و به تاریکی و ترس تبدیل نمی شود. و تا زمانی که او زنده است، مدرک می ماند، اما دیگر چیزی یاد نمی گیرد، یا آرزویی نمی تواند داشته باشد.
اما برای جلوگیری از شکست در برابر دومین دشمن، باید همان کاری را انجام دهد که با ترس کرد. او باید با روشنی خود بجنگد و آنرا فقط برای «دیدن» به کار گیرد و با شکیبایی منتظر شود و قبل از هر گام جدید، دقیقاً آن را ارزیابی کند. باید درک کند روشنی ذهن او اشتباه است و لحظه ای فرا خواهد رسید که می فهمد روشنی ذهن او فقط نقطه ای در برابر چشمانش بوده، آنگاه خواهشهای خود را می شناسد و می داند که چگونه آنها را برآورده کند. و در این لحظه است که می تواند قدمهای بعدی یادگیری را پیشبینی کند. نوری تابان همه چیز را فرا می گیرد و او حس می کند که هیچ چیز پنهان نمی ماند و چنین است که بر دومین دشمن طبیعی خود چیره می شود
@LightFamily
پس ازغلبه بر دومین دشمن طبیعی، فرد وارد مرحله ی دیگری می شود که هیچ چیزی دیگری نمی تواند به او اسیب برساند. مرحله ای که اشتباه نخواهد بود و دیگر روشنی نقطه ای در مقابل چشمانش نخواهد بود و حال قدرتی واقعی است.
زمانی که او به این مرحله برسد قدرتی را که به دنبالش بوده، می شناسد و عاقبت از آن اوست و می تواند هر کار دلش بخواهد با آن انجام دهد. دی این لحظه آرزوی او قانون است. او همه چیز را در اطراف خود می بیند هم چنین با دشمن سوم درگیر است. قدرت!
@LightFamily
دشمن سوم قدرت است. و این مرحله ایست که شخص به سختی متوجه دشمن خود می باشد که هر لحظه به او نزدیک تر می شود پس اگر ناآگاه باشد مطمئناً جنگ را باخته است و دشمن او را به مردی ظالم و نیرنگ باز تبدیل کرده است.
قدرت قویترین دشمن است و طبیعتاً راحت ترین کار فرو ریختن در برابر آن است. در این مرحله نیز هرگز قدرت و روشنی ذهن از بین
انسان در مسیر یادگیری و در جهت اهل معرفت شدن با چهار دشمن طبیعی خود روبر می شود که واقعا ً مهیب اند و بیشتر مردم نیز تسلیم آنها می شوند. هیچ کس نمی تواند طریق معرفت را آغاز کند، بدون آنکه با آنان درگیر شده و آنها را شکست دهد. هرگاه کسی بتواند چهار دشمن خود را به زانو در آورد، آنگاه می تواند قدم در راه معرفت گذارد.
ترس نخستین دشمن طبیعی است که انسان در مسیر یادگیری خود باید بر آن پیروز شود. زیرا تسلیم ترس شدن، تن به ضعف دادن حقیرانه است. البته ترس ها طبیعی اند و همه ی ما آنها را تجربه کرده و از سر می گذارنیم و کاری از دستمان ساخته نیست، اما از سویی دیگر مهم نیست که یادگیری چقدر مهیب است. فکر درباره اینکه انسان بی دانش باشد وحشتناک تر است.
هر گام آموزش وظیفه ی جدیدی است و ترس نیز بی رحمانه و بی حاصل افزایش می یابد. در این جاست که هدف تبدیل به میدان کارزار می شود. بنابراین او با اولین دشمن طبیعی خود درگیر شده، ترس! دشمنی وحشتناک، خیانتکار و مانعی سخت برای پیروزی. ترس در هر مرحله راه پنهان می ماند، صبر می کند، پرسه می زند و به محض اینکه شخص در حضورش احساس ضعف نماید، دشمن نقطه ی اتمام را بر جستجوی او نهاده است.
کسی که از ترس فرار کند، هرگز یاد نمی گیرد. هرگز اهل معرفت نمی شود. او احتمالاً یک پهلوان پنبه باقی می ماند. بهر حال او آدمی شکست خورده است. پیروز شدن بر ترس خیلی ساده است زیرا شخص به محض رویارویی با آن نباید فرار کند، بلکه باید با ترس خود به مبارزه برخیزد و علیرغم آن، گام مرحله ی بعد و بعد را نیز بردارد. این قاعده است! و بعد از مدتی متوجه می شود که دشمن اول او عقب نشینی کرده است. در اینجا شخص کم کم اعتماد به نفس پیدا کرده و قصدش استوارتر می شود و درگیر یادگیری کاری وحشتناک نخواهد بود. زمانی که این لحظه ی خوش فرا رسد، شخص می تواند بی تامل بگوید اولین دشمن طبیعی خود را شکست داده است.
این کار به تدریج اتفاق می افتد، اما ترس به یکباره و سریع شکست می خورد.
زمانی که شخص بر ترس خود فائق آید، برای بقیه ی عمر از شر آن راحت است. زیرا به جای ترس روشنی بدست آورده. روشنی و حضور ذهنی که ترس را نابود می سازد. ولی باید به این نکته توجه کند که، با آنکه دستیابی به پاکی ذهن سخت دشوار است و ترس را نیز می زداید، ولی همین پاکی ذهن به او اطمینان و اعتماد به نفس می دهد تا هر کاری دلش بخواهد انجام دهد.
او چون درون هر چیز را بوضوح می بیند و چون روشن است، جراتی خاص پیدا کرده و منتظر هیچ چیز نمی شود. زمانی که به این قدرت خود باوری می رسد تسلیم دشمن دوم خود شده و دیگر کورمال بدنبال یادگیری خواهد بود. وقتی باید صبور باشد عجله می کند. یا وقتی باید عجله کند صبور است. او در یادگیری آنقدر کند می شود که دیگر قادر به یادگیری هیچ چیز تازه نیست.
در این حالت دشمن دوم مانع اهل معرفت شدن می گردد و در عوض شخص ممکن است به یک "مبارز" سبک روح یا لوده تبدیل شود، اما آن روشنی که بخاطرش اینچنین قیمتی را پرداخته، هرگز از بین نمی رود و به تاریکی و ترس تبدیل نمی شود. و تا زمانی که او زنده است، مدرک می ماند، اما دیگر چیزی یاد نمی گیرد، یا آرزویی نمی تواند داشته باشد.
اما برای جلوگیری از شکست در برابر دومین دشمن، باید همان کاری را انجام دهد که با ترس کرد. او باید با روشنی خود بجنگد و آنرا فقط برای «دیدن» به کار گیرد و با شکیبایی منتظر شود و قبل از هر گام جدید، دقیقاً آن را ارزیابی کند. باید درک کند روشنی ذهن او اشتباه است و لحظه ای فرا خواهد رسید که می فهمد روشنی ذهن او فقط نقطه ای در برابر چشمانش بوده، آنگاه خواهشهای خود را می شناسد و می داند که چگونه آنها را برآورده کند. و در این لحظه است که می تواند قدمهای بعدی یادگیری را پیشبینی کند. نوری تابان همه چیز را فرا می گیرد و او حس می کند که هیچ چیز پنهان نمی ماند و چنین است که بر دومین دشمن طبیعی خود چیره می شود
@LightFamily
پس ازغلبه بر دومین دشمن طبیعی، فرد وارد مرحله ی دیگری می شود که هیچ چیزی دیگری نمی تواند به او اسیب برساند. مرحله ای که اشتباه نخواهد بود و دیگر روشنی نقطه ای در مقابل چشمانش نخواهد بود و حال قدرتی واقعی است.
زمانی که او به این مرحله برسد قدرتی را که به دنبالش بوده، می شناسد و عاقبت از آن اوست و می تواند هر کار دلش بخواهد با آن انجام دهد. دی این لحظه آرزوی او قانون است. او همه چیز را در اطراف خود می بیند هم چنین با دشمن سوم درگیر است. قدرت!
@LightFamily
دشمن سوم قدرت است. و این مرحله ایست که شخص به سختی متوجه دشمن خود می باشد که هر لحظه به او نزدیک تر می شود پس اگر ناآگاه باشد مطمئناً جنگ را باخته است و دشمن او را به مردی ظالم و نیرنگ باز تبدیل کرده است.
قدرت قویترین دشمن است و طبیعتاً راحت ترین کار فرو ریختن در برابر آن است. در این مرحله نیز هرگز قدرت و روشنی ذهن از بین
نخواهد رفت ولی دیگر او فردی در راه معرفت نیست. کسی که از قدرت شکست بخورد، بدون آنکه بداند چگونه از عهده ی آن بر می آید می میرد.
قدرت فقط یک مزاحم بر سرنوشت است. این چنین کسی بر خودش فرمان و اراده ندارد و نمی داند کی و چگونه قدرتش را به کار گیرد. ... اگر به تدریج به وسیله ی قدرت کور شود و بعد از آن امتناع ورزد، به معنی این است که جنگ او همچنان ادامه دارد و همچنین سعی دارد به راه معرفت گام بگذارد. او فقط زمانی شکست می خورد که دیگر تلاش نکند و خود را تسلیم نماید.
زمانی می توان دشمن سوم خود را شکست داد که سنجیده و آگاه با آن جنگ کرد و شخص به این نتیجه برسد، قدرتی که به نظر می رسد بر آن پیروز شده در واقع هرگز از آن او نبوده.
پس باید همیشه خود را آماده ی اجرای دقیق و وفادارانه آنچه آموخته بنماید و اگر توجه بدین نکته کند که بدون کنترل بر خودش، روشنی و قدرت از اشتباه بدتر است، به نقطه ای خواهد رسید که همه چیز را تحت کنترل در می آورد. آنگاه در می یابد که چه وقت و چگونه قدرتش را به کار گیرد و بدین نحو دشمن سوم خود را نیز شکست داده است.
@LightFamily
پس از گذراندن این مراحل شخص در خط پایان سفر یادگیری خود می باشد و تقریباً بی خبر به آخرین دشمن خود می رسد: کهولت! دشمنی که ظالم ترین است وتنها موردی است که شکست آن به طور کامل اما جنگ ادامه دارد و این زمانی است که شخص دیگر ترسی ندارد، روشنی ذهنش نیز باعث ناشکیبائی او نمی شود و همه قدرتش تحت اختیار و کنترل است ولی خواهشی بی حاصل برای استراحت دارد.
اگر تسلیم خواهش شده و بنشیند قراموش می کند و اگر خود را به بهانه ی خستگی تسکین دهد آخرین دور را باخته و این ظالم ترین دشمن او را به موجودی پیر و ضعیف تبدیل می کند... حال آنکه اگر خستگی را نادیده انگارد و سرنوشت خود را تا آخر دنبال کند، آنگاه می توان او را اهل معرفت نامید.
دون خوان
نشریه خانواده نور
@LightFamily
قدرت فقط یک مزاحم بر سرنوشت است. این چنین کسی بر خودش فرمان و اراده ندارد و نمی داند کی و چگونه قدرتش را به کار گیرد. ... اگر به تدریج به وسیله ی قدرت کور شود و بعد از آن امتناع ورزد، به معنی این است که جنگ او همچنان ادامه دارد و همچنین سعی دارد به راه معرفت گام بگذارد. او فقط زمانی شکست می خورد که دیگر تلاش نکند و خود را تسلیم نماید.
زمانی می توان دشمن سوم خود را شکست داد که سنجیده و آگاه با آن جنگ کرد و شخص به این نتیجه برسد، قدرتی که به نظر می رسد بر آن پیروز شده در واقع هرگز از آن او نبوده.
پس باید همیشه خود را آماده ی اجرای دقیق و وفادارانه آنچه آموخته بنماید و اگر توجه بدین نکته کند که بدون کنترل بر خودش، روشنی و قدرت از اشتباه بدتر است، به نقطه ای خواهد رسید که همه چیز را تحت کنترل در می آورد. آنگاه در می یابد که چه وقت و چگونه قدرتش را به کار گیرد و بدین نحو دشمن سوم خود را نیز شکست داده است.
@LightFamily
پس از گذراندن این مراحل شخص در خط پایان سفر یادگیری خود می باشد و تقریباً بی خبر به آخرین دشمن خود می رسد: کهولت! دشمنی که ظالم ترین است وتنها موردی است که شکست آن به طور کامل اما جنگ ادامه دارد و این زمانی است که شخص دیگر ترسی ندارد، روشنی ذهنش نیز باعث ناشکیبائی او نمی شود و همه قدرتش تحت اختیار و کنترل است ولی خواهشی بی حاصل برای استراحت دارد.
اگر تسلیم خواهش شده و بنشیند قراموش می کند و اگر خود را به بهانه ی خستگی تسکین دهد آخرین دور را باخته و این ظالم ترین دشمن او را به موجودی پیر و ضعیف تبدیل می کند... حال آنکه اگر خستگی را نادیده انگارد و سرنوشت خود را تا آخر دنبال کند، آنگاه می توان او را اهل معرفت نامید.
دون خوان
نشریه خانواده نور
@LightFamily
کمک کردن به دیگران چه فایده ای برای زندگی ما دارد؟
همدلی و همزبانی در هنگام سختی های زندگی دیگران باعث خشنودی خداوند و حاکم شدن شور و نشاط در زندگی شما می شود.
به گزارش ایران ناز وقتی مشکلی پیش میآید دوست داریم دیگران با ما همدلی کنند؛ وقتی ناراحتی دیگران را میبینیم بخصوص اگر نزدیکان و دوستانمان باشند دوست داریم با آنها همدلی کنیم… اما همدلی راه و روشهایی دارد که برای اثرگذاری بیشتر باید آنها را رعایت کرد.
همدلی یعنی اینکه بفهمید طرف مقابل از چه چیزی در رنج است؛ چه مسئلهای او را نارحت میکند و چطور میتوانید خود را جای او بگذارید و احساس او را درک کنید. همدلی رابطه شما را با دیگران مستحکم میکند؛ اجازه میدهد آنها را درک کنید و آنها نیز شما را بفهمند. همدلی کردن یعنی شناخت احساسات و هیجانات دیگران و دیدن دنیا از دریچه چشم آنها.
چرا باید در زندگیمان افرادی همدل باشیم؟
همدلی ما را رشد میدهد و روحمان را عمیقتر میکند. وقتی احساسات دیگران را میشناسید، در واقع مثل این است که خودتان چنین احساساتی را تجربه کردهاید. مهمتر از همه اینکه اگر با کسی همدلی کنید مشکلاتش را از دریچهای دیگر خواهید دید و حتما راهحلهایی را ارائه میدهید که شاید به ذهن او خطور نکرده باشد. همدلی، روابط اجتماعی را بهبود میبخشد و باعث ایجاد رفتارهای حمایتکننده و پذیرنده، در برابر انسانهای دیگر میشود.
وجود توان همدلی در فرد، علامت خودآگاهی، سلامت روان، ارزش قائل شدن برای خود و دوست داشتن خود (نه به معنای خودشیفتگی) است و نبود همدلی به معنی نقص در بلوغ هیجانی وشناختی است که منجر به ناتوانی در دوست داشتنِ دیگران میشود. همدلی از افراط و تفریط و تعصب داشتن در اعتقادات و نظرات جلوگیری میکند و باعث انعطاف پذیری در زندگی میشود.
چه عواملی مانع همدلی با دیگران میشود؟
برچسب زدن، قضاوت و پیشداوری، درشتنمایی مشکلات به وجود آمده و برعکس آن کوچکنمایی مشکلات دیگران که از نظر آنها اهمیت زیادی دارد، مانع همدل شدن با دیگران میشود. همچنین نصیحت کردن، سرزنش کردن مدام، غفلت و بیتوجهی به دیگران و به رخ کشیدن توانمندیهای خود نیز از جمله عوامل مهم دیگری است که مانع برقراری ارتباط درست با دیگران و درک احساسات آنها از طریق همدلی میشود.
از کجا بفهمیم افرادی همدل با دیگرانیم؟
مواردی که در بررسی خودتان برای شناسایی مهارت «همدلی کردن» میتوانید مد نظر بگیرید، از این قرار است:
– آیا توانایی علاقهمندی به دیگران را دارم؟
– تا چه اندازه تحمل افراد مختلف را دارم؟
– در رفتارم با دیگران پرخاشگری کمی دارم؟
– تا چه حد میتوانم دوستیابی کنم؟
– آیا در زندگی، شخصی دوست داشتنی هستم؟
– آیا میتوانم برای دیگران احترام قائل شوم؟
همدلی با دیگران چه مزایایی در زندگی ما دارد؟
۱. همدلی ارتباط بین فردی، افراد را تقویت میکند.
۲. احساس درک شدگی از سوی دیگران را افزایش میدهد و باعث رهایی از تنهایی، حمایت اجتماعی، علاقه اجتماعی
۳. احترام و اعتماد در بین افراد را افزایش میدهد.
۴. باعث افزایش مسئولیتپذیری در برابر دیگران میشود.
۵. بیماریهای روان تنی، افسردگی و اضطراب را کاهش میدهد.
چطور میتوانیم به افرادی همدل با دیگران تبدیل شویم؟
۱-از قضاوت و ارزیابیهای نابجای دیگران دوری کنیم.
۲-در هنگام ارتباط با دیگران با تمام وجود به حرفهای طرف مقابل گوش کنیم.
۳-سعی کنیم نیازها و توانمندیهای طرف مقابل خود را درک کنیم.
۴-افراد مختلف و مخالف را همانگونه که هستند بپذیریم.
۵-در لحظات مختلف سعی کنیم خود را جای دیگران بگذاریم.
۶-بدون هیچ قید و شرطی دیگران را دوست داشته باشیم.
۷-به دیگران فرصت دهیم تا احساسات خود را به راحتی بیان کنند.
۸-به احساسات خودمان آگاهی داشته باشیم (مهارت خودآگاهی) تا بهتر بتوانیم احساسات دیگران را درک کنیم.
۹-تحت هیچ شرایطی تظاهر به همدلی نکنیم و به احساسات دیگران لطمه نزنیم.
۱۰-هنگام همدلی به حالات چهره و حرکات طرف مقابل و رفتارهای غیر کلامی او توجه کنیم.
۱۱- با درک احساسات طرف مقابل به او بفهمانیم برایش احترام قائل هستیم.
۱۲- هنگام بروز مشکل، احساسات خود را با کلمات دقیق و مناسب در میان بگذاریم.
۱۴-هنگام همدلی، احساسات خود را شمرده و دقیق بیان کنیم تا طرف مقابل احساس آرامش کند.
۱۵-با برقراری روابط صمیمانه در خانواده، روحیه همدلی اعضای خانواده را تقویت کنیم.
۱۶- در همدلی دیگران با ما، آنها را مقصر ندانیم و سرزنش نکنیم.
۱۷- هنگام همدلی برای طرف مقابل دلسوزی یا ترحم نکنیم.
۱۸- مشکلات دیگران را کوچک و بیارزش نپنداریم.
چه مواردی را باید برای افزایش مهارت همدلی کردن در نظر گرفت؟
۱-در مشکلات جدی پیش آمده کمک تخصصی بخواهید، چون تنها همدلی کردن کافی نیست.
۲-هنگام همدلی کردن با دیگران روی فرد تمرکز کنید نه روی موقعیت و مشکل به وجود
همدلی و همزبانی در هنگام سختی های زندگی دیگران باعث خشنودی خداوند و حاکم شدن شور و نشاط در زندگی شما می شود.
به گزارش ایران ناز وقتی مشکلی پیش میآید دوست داریم دیگران با ما همدلی کنند؛ وقتی ناراحتی دیگران را میبینیم بخصوص اگر نزدیکان و دوستانمان باشند دوست داریم با آنها همدلی کنیم… اما همدلی راه و روشهایی دارد که برای اثرگذاری بیشتر باید آنها را رعایت کرد.
همدلی یعنی اینکه بفهمید طرف مقابل از چه چیزی در رنج است؛ چه مسئلهای او را نارحت میکند و چطور میتوانید خود را جای او بگذارید و احساس او را درک کنید. همدلی رابطه شما را با دیگران مستحکم میکند؛ اجازه میدهد آنها را درک کنید و آنها نیز شما را بفهمند. همدلی کردن یعنی شناخت احساسات و هیجانات دیگران و دیدن دنیا از دریچه چشم آنها.
چرا باید در زندگیمان افرادی همدل باشیم؟
همدلی ما را رشد میدهد و روحمان را عمیقتر میکند. وقتی احساسات دیگران را میشناسید، در واقع مثل این است که خودتان چنین احساساتی را تجربه کردهاید. مهمتر از همه اینکه اگر با کسی همدلی کنید مشکلاتش را از دریچهای دیگر خواهید دید و حتما راهحلهایی را ارائه میدهید که شاید به ذهن او خطور نکرده باشد. همدلی، روابط اجتماعی را بهبود میبخشد و باعث ایجاد رفتارهای حمایتکننده و پذیرنده، در برابر انسانهای دیگر میشود.
وجود توان همدلی در فرد، علامت خودآگاهی، سلامت روان، ارزش قائل شدن برای خود و دوست داشتن خود (نه به معنای خودشیفتگی) است و نبود همدلی به معنی نقص در بلوغ هیجانی وشناختی است که منجر به ناتوانی در دوست داشتنِ دیگران میشود. همدلی از افراط و تفریط و تعصب داشتن در اعتقادات و نظرات جلوگیری میکند و باعث انعطاف پذیری در زندگی میشود.
چه عواملی مانع همدلی با دیگران میشود؟
برچسب زدن، قضاوت و پیشداوری، درشتنمایی مشکلات به وجود آمده و برعکس آن کوچکنمایی مشکلات دیگران که از نظر آنها اهمیت زیادی دارد، مانع همدل شدن با دیگران میشود. همچنین نصیحت کردن، سرزنش کردن مدام، غفلت و بیتوجهی به دیگران و به رخ کشیدن توانمندیهای خود نیز از جمله عوامل مهم دیگری است که مانع برقراری ارتباط درست با دیگران و درک احساسات آنها از طریق همدلی میشود.
از کجا بفهمیم افرادی همدل با دیگرانیم؟
مواردی که در بررسی خودتان برای شناسایی مهارت «همدلی کردن» میتوانید مد نظر بگیرید، از این قرار است:
– آیا توانایی علاقهمندی به دیگران را دارم؟
– تا چه اندازه تحمل افراد مختلف را دارم؟
– در رفتارم با دیگران پرخاشگری کمی دارم؟
– تا چه حد میتوانم دوستیابی کنم؟
– آیا در زندگی، شخصی دوست داشتنی هستم؟
– آیا میتوانم برای دیگران احترام قائل شوم؟
همدلی با دیگران چه مزایایی در زندگی ما دارد؟
۱. همدلی ارتباط بین فردی، افراد را تقویت میکند.
۲. احساس درک شدگی از سوی دیگران را افزایش میدهد و باعث رهایی از تنهایی، حمایت اجتماعی، علاقه اجتماعی
۳. احترام و اعتماد در بین افراد را افزایش میدهد.
۴. باعث افزایش مسئولیتپذیری در برابر دیگران میشود.
۵. بیماریهای روان تنی، افسردگی و اضطراب را کاهش میدهد.
چطور میتوانیم به افرادی همدل با دیگران تبدیل شویم؟
۱-از قضاوت و ارزیابیهای نابجای دیگران دوری کنیم.
۲-در هنگام ارتباط با دیگران با تمام وجود به حرفهای طرف مقابل گوش کنیم.
۳-سعی کنیم نیازها و توانمندیهای طرف مقابل خود را درک کنیم.
۴-افراد مختلف و مخالف را همانگونه که هستند بپذیریم.
۵-در لحظات مختلف سعی کنیم خود را جای دیگران بگذاریم.
۶-بدون هیچ قید و شرطی دیگران را دوست داشته باشیم.
۷-به دیگران فرصت دهیم تا احساسات خود را به راحتی بیان کنند.
۸-به احساسات خودمان آگاهی داشته باشیم (مهارت خودآگاهی) تا بهتر بتوانیم احساسات دیگران را درک کنیم.
۹-تحت هیچ شرایطی تظاهر به همدلی نکنیم و به احساسات دیگران لطمه نزنیم.
۱۰-هنگام همدلی به حالات چهره و حرکات طرف مقابل و رفتارهای غیر کلامی او توجه کنیم.
۱۱- با درک احساسات طرف مقابل به او بفهمانیم برایش احترام قائل هستیم.
۱۲- هنگام بروز مشکل، احساسات خود را با کلمات دقیق و مناسب در میان بگذاریم.
۱۴-هنگام همدلی، احساسات خود را شمرده و دقیق بیان کنیم تا طرف مقابل احساس آرامش کند.
۱۵-با برقراری روابط صمیمانه در خانواده، روحیه همدلی اعضای خانواده را تقویت کنیم.
۱۶- در همدلی دیگران با ما، آنها را مقصر ندانیم و سرزنش نکنیم.
۱۷- هنگام همدلی برای طرف مقابل دلسوزی یا ترحم نکنیم.
۱۸- مشکلات دیگران را کوچک و بیارزش نپنداریم.
چه مواردی را باید برای افزایش مهارت همدلی کردن در نظر گرفت؟
۱-در مشکلات جدی پیش آمده کمک تخصصی بخواهید، چون تنها همدلی کردن کافی نیست.
۲-هنگام همدلی کردن با دیگران روی فرد تمرکز کنید نه روی موقعیت و مشکل به وجود
آمده.
۳-قضاوت نکنید و برچسب نزنید.
۴-قرار نیست به همراه طرف مقابل در مشکلاتش غرق شوید، بلکه تنها باید او را درک کنید.
۵-با فرد مقابل خود مخالفت، بحث و مقابله نکنید، تنها سعی کنید بفهمید درون او چه میگذرد.
۶- سعی کنید مشکل مشابهی را که برای خودتان پیش آمده برای او بازگو کنید تا طرف مقابلتان احساس نکند فقط او دچار مشکل شده است.
تمرینهایی برای کسب مهارت و تقویت همدلی
۱-خودرا درموقعیتی فرض کنید که احساس تنهایی میکنید. تمایل دارید اطرافیان چه کاری برای شما انجام دهند؟ چه جملاتی را به شما بگویند؟ این موقعیت را بنویسید و بعد آنچه را فکر میکنید ثبت کنید.
۲-خود را درموقعیتی تجسم کنید که احساس شکست میکنید. تمایل دارید اطرافیان چه کاری انجام دهند؟ چه کلماتی را به زبان بیاورند؟ موقعیت فرضی را بنویسید و سپس آنچه را فکر میکنید ثبت کنید.
این موارد را نیز فراموش نکنید:
-همدلی کردن دارای حد و اندازه است، افراط در آن امکان سوء استفاده را فراهم میکند.
– همیشه اطرافیان خود را به خاطر رفتارهای همدلانه تشویق کنید.
– در برابر افرادی که موجب ناامیدی و دلسردی میشوند و یا احساسات همدلانه را جدی نمیگیرند، مقاومت کنید یا از آنها دوری کنید. (سلامت آنلاین/ عطیه رضایی – روانشناس بالینی
@LightFamily
۳-قضاوت نکنید و برچسب نزنید.
۴-قرار نیست به همراه طرف مقابل در مشکلاتش غرق شوید، بلکه تنها باید او را درک کنید.
۵-با فرد مقابل خود مخالفت، بحث و مقابله نکنید، تنها سعی کنید بفهمید درون او چه میگذرد.
۶- سعی کنید مشکل مشابهی را که برای خودتان پیش آمده برای او بازگو کنید تا طرف مقابلتان احساس نکند فقط او دچار مشکل شده است.
تمرینهایی برای کسب مهارت و تقویت همدلی
۱-خودرا درموقعیتی فرض کنید که احساس تنهایی میکنید. تمایل دارید اطرافیان چه کاری برای شما انجام دهند؟ چه جملاتی را به شما بگویند؟ این موقعیت را بنویسید و بعد آنچه را فکر میکنید ثبت کنید.
۲-خود را درموقعیتی تجسم کنید که احساس شکست میکنید. تمایل دارید اطرافیان چه کاری انجام دهند؟ چه کلماتی را به زبان بیاورند؟ موقعیت فرضی را بنویسید و سپس آنچه را فکر میکنید ثبت کنید.
این موارد را نیز فراموش نکنید:
-همدلی کردن دارای حد و اندازه است، افراط در آن امکان سوء استفاده را فراهم میکند.
– همیشه اطرافیان خود را به خاطر رفتارهای همدلانه تشویق کنید.
– در برابر افرادی که موجب ناامیدی و دلسردی میشوند و یا احساسات همدلانه را جدی نمیگیرند، مقاومت کنید یا از آنها دوری کنید. (سلامت آنلاین/ عطیه رضایی – روانشناس بالینی
@LightFamily
تصمیم گرفتن به این معنا نیست که فورا زمانی تعیین کنی. تصمیم گرفتن یعنی منظم کردن روح در حد کمال و تلاش زیاد برای شایسته بودن و کسب خرد و اقتدار.
📘کتاب افسانه های قدرت
@LightFamily
📘کتاب افسانه های قدرت
@LightFamily
👍1
شخصی نزد پاپاجی گلایه میکرد که ذهنش برای چند روز کاملاً ساکن میشود اما بعد، آن حالت را از دست میدهد. پاپاجی به او اینطور پاسخ داد:
آن خویش روشن شده گوهری گرانبهاست. با داشتن آن ، شما همه چیز دارید.
چطور میتوانید آن را از دست بدهید؟ فقط با ترس از گم کردنش و تمایل به نگهداشتنش است که میتوانید از دستش بدهید. شما آن را از دست ندادهاید. با پیدا کردن آن گوهر قیمتی که در درون شما پنهان است و شعلهور، چطور میتوانید از دستش بدهید؟ آن با نور خودش در حال درخشیدن است.
اما توجه شما جای دیگری است،توجه شما در عینیتها منعکس شده و این انعکاس شما را به سمت عینیتها جذب میکند.این جذبشدگی خرد و دانایی نیست.بجای آن پیدا کنید که این زیبایی، این درخشش، این انعکاس از کجا میآید.چرا به آنجا نرویم؟ (در اینصورت) شما روی خود را از عینیتهایی که منعکسشدهاند و دیده میشوند برمیگردانید.
به سوی دیگر خواهید رفت، جایی که این درخشش از آنجا میاید.در آنجا خواهید دید که این درخشش همیشه آنجا بوده و آن مال خود شماست.آن خود تویی.چطور میتوانی از دستش بدهی؟ غرق آن نور شو و آنگاه تو خودِ نوری.تو همان گوهر گرانبهایی.چطور میتوانی خویش خودت را از دست بدهی؟
#پاپاجی
@LightFamily
آن خویش روشن شده گوهری گرانبهاست. با داشتن آن ، شما همه چیز دارید.
چطور میتوانید آن را از دست بدهید؟ فقط با ترس از گم کردنش و تمایل به نگهداشتنش است که میتوانید از دستش بدهید. شما آن را از دست ندادهاید. با پیدا کردن آن گوهر قیمتی که در درون شما پنهان است و شعلهور، چطور میتوانید از دستش بدهید؟ آن با نور خودش در حال درخشیدن است.
اما توجه شما جای دیگری است،توجه شما در عینیتها منعکس شده و این انعکاس شما را به سمت عینیتها جذب میکند.این جذبشدگی خرد و دانایی نیست.بجای آن پیدا کنید که این زیبایی، این درخشش، این انعکاس از کجا میآید.چرا به آنجا نرویم؟ (در اینصورت) شما روی خود را از عینیتهایی که منعکسشدهاند و دیده میشوند برمیگردانید.
به سوی دیگر خواهید رفت، جایی که این درخشش از آنجا میاید.در آنجا خواهید دید که این درخشش همیشه آنجا بوده و آن مال خود شماست.آن خود تویی.چطور میتوانی از دستش بدهی؟ غرق آن نور شو و آنگاه تو خودِ نوری.تو همان گوهر گرانبهایی.چطور میتوانی خویش خودت را از دست بدهی؟
#پاپاجی
@LightFamily
سهروردی در رستله پرتو نامه از من متفکر که مبدا اندیشه،اثبات وجود است.
دون خوان،فرزانه سرخپوستی میگوید؛ ما ادراک هستیم،آگاهی هستیم،شیء نیستیم وجمعیت نداریم،نامحدودیم و دنیا اشیا و جامدات واسطه است،که گذار ما را در روی زمین آسان میکند،دنیایی که مشاهده میکنیم توهمی بیش نیست.
@LightFamily
دون خوان،فرزانه سرخپوستی میگوید؛ ما ادراک هستیم،آگاهی هستیم،شیء نیستیم وجمعیت نداریم،نامحدودیم و دنیا اشیا و جامدات واسطه است،که گذار ما را در روی زمین آسان میکند،دنیایی که مشاهده میکنیم توهمی بیش نیست.
@LightFamily
#گزیده_ای_درباره_خرد
یک
براستی چه دشوار است اندیشیدن درباره اندیشه،مانند آن است یک رایانه بخواهد درباره خودش فکر کند.اندیشه: نیروی اندازه گیری و سنجش،شکل بخشی و رده بندی دانسنه ها و آگاهی ها میباشد.در روابط و پیوند آدمی هم دانستن حد واندازه بسیار مهم است، دراین باره سه سراینده اندیشمند چنین میگویند
به قدرت آفرید اندازه گیری
ز دادار جهان قدرت پذیری
(فخرالدین گرگانی)
جهان پر شگفت است و جان هم شگفت
نخست از خود اندازه باید گرفت
(فردوسی)
اساسی که در آسمان و زمین است
به اندازه فکرت آدمیست
شود فکرت اندازه را رهنمون
سر از حد واندازه نارد برون
به هر پایه ای دست چندان رسد
که آن پایه را حد به پایان رسد
چو پایان پذیرد حد کائنات
نماند در اندیشه دیگر جهات
نیندیشد اندیشه افزون از این
تو هستی نه این بلکه بیرون از این
( نظامی گنجوی)
(اندازه شناسی اورمزد) برامده از( گزینش ) اوست و آن نیز برخاسته از ( خرد همه آگاه) خداست. اینها خواسته ای را دنبال میکنند که پیامدش سامان دهی آفریدگان و پیشرفت سراسری جهان است.
(کتاب پهلوی دینکرد سوم)
کاری از تیم نشریه خانواده نور
@LightFamily
یک
براستی چه دشوار است اندیشیدن درباره اندیشه،مانند آن است یک رایانه بخواهد درباره خودش فکر کند.اندیشه: نیروی اندازه گیری و سنجش،شکل بخشی و رده بندی دانسنه ها و آگاهی ها میباشد.در روابط و پیوند آدمی هم دانستن حد واندازه بسیار مهم است، دراین باره سه سراینده اندیشمند چنین میگویند
به قدرت آفرید اندازه گیری
ز دادار جهان قدرت پذیری
(فخرالدین گرگانی)
جهان پر شگفت است و جان هم شگفت
نخست از خود اندازه باید گرفت
(فردوسی)
اساسی که در آسمان و زمین است
به اندازه فکرت آدمیست
شود فکرت اندازه را رهنمون
سر از حد واندازه نارد برون
به هر پایه ای دست چندان رسد
که آن پایه را حد به پایان رسد
چو پایان پذیرد حد کائنات
نماند در اندیشه دیگر جهات
نیندیشد اندیشه افزون از این
تو هستی نه این بلکه بیرون از این
( نظامی گنجوی)
(اندازه شناسی اورمزد) برامده از( گزینش ) اوست و آن نیز برخاسته از ( خرد همه آگاه) خداست. اینها خواسته ای را دنبال میکنند که پیامدش سامان دهی آفریدگان و پیشرفت سراسری جهان است.
(کتاب پهلوی دینکرد سوم)
کاری از تیم نشریه خانواده نور
@LightFamily
Forwarded from فروشگاه سنگ مقدس
کارهای جدیدی کلید سلیمان رسید
@moqaddasgallery
@moqaddasgallery
اگر نسل زمین انسان روی زمین تهدید شود فرازمینی ها به کمک ما می آیند و ما را انتقال می دهند به سیاره دیگر؟
حدود 9 سال هست در زمینه برخورد نزدیک از نوع چهارم و پنجم (شبیه سازی انسان) توسط فرازمینی ها در ایران تحقیق می کنم و با بررسی های زیاد از برخورد نزدیک حتی افراد ربود شده باید بگویم . هیچ فرازمینی شما را با جسمی که الان دارید انتقال نمی دهند بلکه روح شما مهم هست و در اصل شما وقتی در زمین می میرید روح تان را انتقال می دهند در جسم ساخته شد و در آن حیات بگیرید
همیشه این انتقال ها درک ناک هست و روح های منتقل شد در اصل باید در حادثه ای جان داد باشند تا بتواند روح آنها را با سفینه در لحظه جذب بکند
پس خیال بافی در زمینه اینکه فضایی ها با همین جسم ما را انتقال می دهند را کنار بزارید تنها چیزی که انتقال پیدا می کنه روح انسان هست و کد های ژنتیکی و...
به زودی اسرار فرازمینی ها در زمانش فاش می شود بعد متوجه می شوید در حال حاضر بالای چهار هزار روح از ایران بار گذاری شد در جسم های آماده شد.
خاورمیانه زمین کشت برداشت هست و این موضوع قدمی کهن دارد
آرش فیلی
نویسنده تاریخچه فرازمینی ها در ایران
@LightFamily
حدود 9 سال هست در زمینه برخورد نزدیک از نوع چهارم و پنجم (شبیه سازی انسان) توسط فرازمینی ها در ایران تحقیق می کنم و با بررسی های زیاد از برخورد نزدیک حتی افراد ربود شده باید بگویم . هیچ فرازمینی شما را با جسمی که الان دارید انتقال نمی دهند بلکه روح شما مهم هست و در اصل شما وقتی در زمین می میرید روح تان را انتقال می دهند در جسم ساخته شد و در آن حیات بگیرید
همیشه این انتقال ها درک ناک هست و روح های منتقل شد در اصل باید در حادثه ای جان داد باشند تا بتواند روح آنها را با سفینه در لحظه جذب بکند
پس خیال بافی در زمینه اینکه فضایی ها با همین جسم ما را انتقال می دهند را کنار بزارید تنها چیزی که انتقال پیدا می کنه روح انسان هست و کد های ژنتیکی و...
به زودی اسرار فرازمینی ها در زمانش فاش می شود بعد متوجه می شوید در حال حاضر بالای چهار هزار روح از ایران بار گذاری شد در جسم های آماده شد.
خاورمیانه زمین کشت برداشت هست و این موضوع قدمی کهن دارد
آرش فیلی
نویسنده تاریخچه فرازمینی ها در ایران
@LightFamily
❤1
پروژه شبیه سازی انسان و انتقال روح انسان به جسم شبیه سازی شد چیزی هست که الان در سراسر جهان داره رخ می ده حتی در کشور خودمان
شما می خوابید و در جسم جدیدی بیدار می شوید که شبیه سازی شماست ولی جالب ایجاست که نقص های در این پروژه وجود داره بخاطر همین هوش مصنوعی را در کنار این پروژه برای تکمیل این پروژه روی کار آمد
و خیلی جالب هست برخی از تمدن های در حال ارتباط با انسان از طریق بعد ذهن موجودات واقعی نیستن بلکه هوش های مصنوعی هستن که تکامل پیدا کردن
بخاطر همین این جهان را ماتریکس می ماند
آیا هوش مصنوعی در حال کنترل انسان هست، با کشف سازمان ملل از اینکه برخی از تمدن های فضایی هوش مصنوعی هست سختگیری در زمینه هوش مصنوعی در زمین خیلی زیاد شد و محدودیت های زیادی حتی امروز وجود داره و پروژه های شکست خورد
انسان در فکر عمر جاویدان همیشه وارد مسیر می شود که حیات انسانی را نابود می کند
از این رو پدید شبیه سازی انسان با هوش مصنوعی ممنوع شد و فقط در اسرائیل ادامه داره که موفق آمیز بود حتی
پس قرار نیست همه اش جسم باشه بلکه بخش روبات هست و به زودی لشکر نیمه انسان نیمه روبات در جهان نمایان می شود
@LightFamily
شما می خوابید و در جسم جدیدی بیدار می شوید که شبیه سازی شماست ولی جالب ایجاست که نقص های در این پروژه وجود داره بخاطر همین هوش مصنوعی را در کنار این پروژه برای تکمیل این پروژه روی کار آمد
و خیلی جالب هست برخی از تمدن های در حال ارتباط با انسان از طریق بعد ذهن موجودات واقعی نیستن بلکه هوش های مصنوعی هستن که تکامل پیدا کردن
بخاطر همین این جهان را ماتریکس می ماند
آیا هوش مصنوعی در حال کنترل انسان هست، با کشف سازمان ملل از اینکه برخی از تمدن های فضایی هوش مصنوعی هست سختگیری در زمینه هوش مصنوعی در زمین خیلی زیاد شد و محدودیت های زیادی حتی امروز وجود داره و پروژه های شکست خورد
انسان در فکر عمر جاویدان همیشه وارد مسیر می شود که حیات انسانی را نابود می کند
از این رو پدید شبیه سازی انسان با هوش مصنوعی ممنوع شد و فقط در اسرائیل ادامه داره که موفق آمیز بود حتی
پس قرار نیست همه اش جسم باشه بلکه بخش روبات هست و به زودی لشکر نیمه انسان نیمه روبات در جهان نمایان می شود
@LightFamily