دوازده آتش به نیت دوازده ایزد ایران باستان و آتش مرکزی به نیت اهورامزدا
چهار شنبه سوری همه دوستان شاد باد
@LightFamily
چهار شنبه سوری همه دوستان شاد باد
@LightFamily
ماده همه چیز نیست و کسانی که چنین باور ندارند، زندگی ای سطحی خواهند داشت. آنها مدام به دور خود می چرخند و هرگز به ماوای حقیقت خود نمی رسند، ماوای حقیقی، در مرکز خودتان واقع است.
@LightFamily
@LightFamily
دیو ها ایران و کنگ دژ
(دژ پرنده کیانی)
قسمت اول ظهور ناجی در ایران و بازگشت 80 میلیون جاویدان شدگان
برای پاییدن و بی بیم نگه داشتن کیخسرو و پشوتن از اهریمن و دیوها، سیاوش کنگ دژ را به درازای هفتصد فرسنگ و پهنای هفت فرسنگ ساخت.
کنگ دژ در میان ستاره پایه (کهکشان؟) و زمین است؛ همچون آسمان، ستارگان، ماه و خورشید که جدا جدا و خود-رونده هستند. همان سان که کره ی زمین بر روی باد (جاذبه) نهاده شده است، آن کنگ دژ نیز برنهاده به بادی ( جاذبه ای ) بوده است که فرازش به اختر «هفت اورنگ» ( هفت برادران یا بنات النعش ) بسته شده بود تا آنکه سیاوش به کنگ دژ شود.
آنچنانکه روش (چرخش) هفت اورنگ بود، کنگ دژ به بهیزه (دوره های مشخص و معین نجومی) می آمد و میرفت.
سیاوش با راهنمایی اورمزد، کنگ دژ را آراست تا کیخسرو پسر سیاوش، کنگ دژ را بدان گونه ای که ساخته و پرداخته شده بود، در دست بگیرد.
پشوتن پسر گشتاسپ و دیگر دین برداران که برای پاک گردانیدن دین، ایستاده و آماده اند، آنها نیز به کنگ دژ رفته اند.
سیاوش کنگ دژ را بر فراز کوه آنگونه آراسته بود که تا آمدن کیخسرو به آن جایگاه، بر جای بماند و به آسمان نرود. هرکس سرایش و فرمان کیخسرو را بپزیرد، آنگاه او در پناه کیخسرو و پشوتن و دیندارانی خواهد بود که با پشوتن هستند.
@LightFamily
{} کنگ دژ دارای دست و پای (پایه های متحرک)، درفشهای افراشته، همیشه گردان و یکنواخت رونده، و بر روی سر دیوها بود. کیخسرو آن را بر زمین نشانید.
{} ورجاوندی سیاوش پسر کاووس چنان بود که با فره ی کیانی اش، کنگ دژ را به دست خویش و با نیروی اورمزد و امشاسپندان، بر سر دیوها نشانید,
و به فرمان سیاوش همیشه رونده و سپهرپیما بود.
تا آنکه کیخسرو آمد و به مینوی کنگ دژ گفت: تو خواهر منی، و من برادر تو هستم. زیرا سیاوش تو را با دست و مرا با نطفه اش ساخت. به سوی من بازگرد.
@LightFamily
{} کنگ همان کار را انجام داد و به سوی زمین آمد؛ در سوی خوراسان (شرق)، در توران، جایی که سیاوش-گرد میخواندند، فرود آمد و ایستاد.
کیخسرو آن را هزار بند افکند و با هزار میخ نگه داشت. پس از آن، کنگ دیگر به آسمان نرفت و همه ی توران با چارپایان و ستوران را نگهبان بود.
و کیخسرو مردم ایرانی را در آنجا نشانید.
@LightFamily
{} کنگ دژ هفت دیوار داشت: زرین، سیمین، پولادین، برنجین، آهنین، آبگینه ای و کاسگین (لاجوردی).
( دیوارهای آهنین و سنگی و رویین نیز گفته اند.)
کوشک هایش سیمین و دندانه هایش زرین بود.
راسته اش هفتصد فرسنگ بود و پانزده دروازه داشت. در یک روز بهاری، با اسبی راهوار، از دری به دروازه ی دیگر، پانزده روزه میشد رفت.
هر دروازه به بلندای پانزده مرد بود. بالا و ارتفاع کنگ دژ به اندازه ی تیری بود که یک مرد جنگی پرتاب کند.
درون آنجا آکنده از یاقوت و طلا و نقره و گوهرهای گرانبها بود. چهارده کوه و هفت رود ناوتاز و قابل کشتی رانی، و هفت مرغزار که پناهگاه شاهان میشد کرد. زمینش چنان نیک و درخور کشت بود که اگر خری میشاشید، تا شب علفهایی به اندازه ی یک مرد میرویید.
کنگ دژ همیشه بهار بود. سراسر آبادی و پربار، به دور از گرما و سرمای سخت؛ و کم گزند.
@LightFamily
{} کیخسرو، افراسیاب تورانی جادوگر را شکست داد و همراه خویشاوند بدکار او «گرسیوز وگیرگان» برافکند و کشت.
او همچنین بتکده ای که در کرانه ی دریاچه ی چیچست بود، از بتها زدود و با شگفت کاری، آن دروغ ورزان بتکده را در هم شکست؛ زیرا این کار، ابزار بایسته ای برای نوسازی جهان بود.
به یاری وخش (نیروی یاور روان) به جایگاهی رازمند به نام کنگ دژ کوچید و تا رستاخیز پیکری بی مرگ خواهد داشت.
سوشیانس پیروزگر که آراینده ی مردگان است، در تن پسین، رستاخیز را به یاریِ کیخسرو بهتر می تواند انجام دهد.
@LightFamily
{} کنگ دژ به سوی اوش استر (ستاره ی بامدادی، شرق سپهر) رانده شده و نزدیک ور (سینه ی) ستاره ی سدویس گمارده شده برای دیده بانی ایران ویج.
@LightFamily
(دژ پرنده کیانی)
قسمت اول ظهور ناجی در ایران و بازگشت 80 میلیون جاویدان شدگان
برای پاییدن و بی بیم نگه داشتن کیخسرو و پشوتن از اهریمن و دیوها، سیاوش کنگ دژ را به درازای هفتصد فرسنگ و پهنای هفت فرسنگ ساخت.
کنگ دژ در میان ستاره پایه (کهکشان؟) و زمین است؛ همچون آسمان، ستارگان، ماه و خورشید که جدا جدا و خود-رونده هستند. همان سان که کره ی زمین بر روی باد (جاذبه) نهاده شده است، آن کنگ دژ نیز برنهاده به بادی ( جاذبه ای ) بوده است که فرازش به اختر «هفت اورنگ» ( هفت برادران یا بنات النعش ) بسته شده بود تا آنکه سیاوش به کنگ دژ شود.
آنچنانکه روش (چرخش) هفت اورنگ بود، کنگ دژ به بهیزه (دوره های مشخص و معین نجومی) می آمد و میرفت.
سیاوش با راهنمایی اورمزد، کنگ دژ را آراست تا کیخسرو پسر سیاوش، کنگ دژ را بدان گونه ای که ساخته و پرداخته شده بود، در دست بگیرد.
پشوتن پسر گشتاسپ و دیگر دین برداران که برای پاک گردانیدن دین، ایستاده و آماده اند، آنها نیز به کنگ دژ رفته اند.
سیاوش کنگ دژ را بر فراز کوه آنگونه آراسته بود که تا آمدن کیخسرو به آن جایگاه، بر جای بماند و به آسمان نرود. هرکس سرایش و فرمان کیخسرو را بپزیرد، آنگاه او در پناه کیخسرو و پشوتن و دیندارانی خواهد بود که با پشوتن هستند.
@LightFamily
{} کنگ دژ دارای دست و پای (پایه های متحرک)، درفشهای افراشته، همیشه گردان و یکنواخت رونده، و بر روی سر دیوها بود. کیخسرو آن را بر زمین نشانید.
{} ورجاوندی سیاوش پسر کاووس چنان بود که با فره ی کیانی اش، کنگ دژ را به دست خویش و با نیروی اورمزد و امشاسپندان، بر سر دیوها نشانید,
و به فرمان سیاوش همیشه رونده و سپهرپیما بود.
تا آنکه کیخسرو آمد و به مینوی کنگ دژ گفت: تو خواهر منی، و من برادر تو هستم. زیرا سیاوش تو را با دست و مرا با نطفه اش ساخت. به سوی من بازگرد.
@LightFamily
{} کنگ همان کار را انجام داد و به سوی زمین آمد؛ در سوی خوراسان (شرق)، در توران، جایی که سیاوش-گرد میخواندند، فرود آمد و ایستاد.
کیخسرو آن را هزار بند افکند و با هزار میخ نگه داشت. پس از آن، کنگ دیگر به آسمان نرفت و همه ی توران با چارپایان و ستوران را نگهبان بود.
و کیخسرو مردم ایرانی را در آنجا نشانید.
@LightFamily
{} کنگ دژ هفت دیوار داشت: زرین، سیمین، پولادین، برنجین، آهنین، آبگینه ای و کاسگین (لاجوردی).
( دیوارهای آهنین و سنگی و رویین نیز گفته اند.)
کوشک هایش سیمین و دندانه هایش زرین بود.
راسته اش هفتصد فرسنگ بود و پانزده دروازه داشت. در یک روز بهاری، با اسبی راهوار، از دری به دروازه ی دیگر، پانزده روزه میشد رفت.
هر دروازه به بلندای پانزده مرد بود. بالا و ارتفاع کنگ دژ به اندازه ی تیری بود که یک مرد جنگی پرتاب کند.
درون آنجا آکنده از یاقوت و طلا و نقره و گوهرهای گرانبها بود. چهارده کوه و هفت رود ناوتاز و قابل کشتی رانی، و هفت مرغزار که پناهگاه شاهان میشد کرد. زمینش چنان نیک و درخور کشت بود که اگر خری میشاشید، تا شب علفهایی به اندازه ی یک مرد میرویید.
کنگ دژ همیشه بهار بود. سراسر آبادی و پربار، به دور از گرما و سرمای سخت؛ و کم گزند.
@LightFamily
{} کیخسرو، افراسیاب تورانی جادوگر را شکست داد و همراه خویشاوند بدکار او «گرسیوز وگیرگان» برافکند و کشت.
او همچنین بتکده ای که در کرانه ی دریاچه ی چیچست بود، از بتها زدود و با شگفت کاری، آن دروغ ورزان بتکده را در هم شکست؛ زیرا این کار، ابزار بایسته ای برای نوسازی جهان بود.
به یاری وخش (نیروی یاور روان) به جایگاهی رازمند به نام کنگ دژ کوچید و تا رستاخیز پیکری بی مرگ خواهد داشت.
سوشیانس پیروزگر که آراینده ی مردگان است، در تن پسین، رستاخیز را به یاریِ کیخسرو بهتر می تواند انجام دهد.
@LightFamily
{} کنگ دژ به سوی اوش استر (ستاره ی بامدادی، شرق سپهر) رانده شده و نزدیک ور (سینه ی) ستاره ی سدویس گمارده شده برای دیده بانی ایران ویج.
@LightFamily
Forwarded from . (Arash Ufo)
پرسپولیس را بر بنای تخت جمشید شاه کیانی بناه نهادن
و در ظهور اولین منجی این تخت بار دیگر باسازی می شود
و تمدن امپراطوری ایران باسازی می گردد
@LightFamily
و در ظهور اولین منجی این تخت بار دیگر باسازی می شود
و تمدن امپراطوری ایران باسازی می گردد
@LightFamily
Forwarded from . (Arash Ufo)
زال و سیمرغ
افسانه ای که رنگ حقیقت دارد
سیمرغ همیشه حامی مردمان ستاره ای زمین بود است و بارها برای یاری آنها آمد
آیا شما نیز در مراقبه خویش سیمرغ را دیداید؟
با ما همراه باشید
@LightFamily
افسانه ای که رنگ حقیقت دارد
سیمرغ همیشه حامی مردمان ستاره ای زمین بود است و بارها برای یاری آنها آمد
آیا شما نیز در مراقبه خویش سیمرغ را دیداید؟
با ما همراه باشید
@LightFamily
آفرین خوانم بر یزش و نیایش، نثار خوب،
نثار آرزو کردنی و نثار ستایش آمیز که بر تو، ای آتش
پسر اهوره مزدا،
تو شایسته ستایش هستی، شایسته دعا هستی
باشد که تو شایسته ستایش، شایسته دعا باشی،
در خانه های مردمان
نیکی باد مردی را که تو را به راستی بپرستد.
(دالا ،نیایش ها، ص 155)
@LightFamily
نثار آرزو کردنی و نثار ستایش آمیز که بر تو، ای آتش
پسر اهوره مزدا،
تو شایسته ستایش هستی، شایسته دعا هستی
باشد که تو شایسته ستایش، شایسته دعا باشی،
در خانه های مردمان
نیکی باد مردی را که تو را به راستی بپرستد.
(دالا ،نیایش ها، ص 155)
@LightFamily
👍1
تجربه پرواز یک ستاره ای با اژدهای اهورامزدا و
وقتی یک ستاره ای عنصر قالب درونش آتش باشد با ایزد آتش که حمایتگر اژدها می باشد. همراه هست در برابر اهریمن
تجربه دوستان در دورهای مراقبه
@LightFamily
وقتی یک ستاره ای عنصر قالب درونش آتش باشد با ایزد آتش که حمایتگر اژدها می باشد. همراه هست در برابر اهریمن
تجربه دوستان در دورهای مراقبه
@LightFamily
ای اژدهای سه پوزه بازگرد، اگر آن فره دست نیافتی را به چنگ آوری، بر پشت تو زبانه کشم و در دهان تو شعله افکنم که دیگر هرگز نتوانی بر روی زمین آفریده اهوره گام برداری
(یشت 19،بند 59)
@LightFamily
(یشت 19،بند 59)
@LightFamily
تجربه دوستان با سمبل دروازه ستاره ای
وارد مراقبه دروازه شدم سمبل را رسم کردم
دروازه هایی از نور به بلندی فرسنگها رادیدم
یک گوی نورانی در دستم قرار گرفت و همه وجودم شد بک پارچه نور
یک شعله بزرگ اتش از پشت سرم بطرفم رقص کنان اومدشعله دورم میرقصید
تاج بر سرم بود و بالهایی روی شانه ام و به اسمان پرواز کردم
درختی از نور دیدم ریشه هاش همه جا گسترده روی زمین روی ستاره ها توی اسمان تنه اش همه جا شاخه هاش همه جا
صدایی گفت درخت دانش
بعد مشعل نور دیدم سرش گوی بزرگ از نور
و کشیده شدم به بالا فضایی از نور سبز آبی،
رفتم بالا تر همه کرات و ستارگان از نور بودند و من از درون هر ستاره رد میشدم .پرندگان بزرگ از بالای سرم رد میشدن شبیه طاووس سیمرغ هم بینشان هست ولی همگی دمهای و بالهای خیلی بلند داشتن
بزرگانی را دیدم جناب سهروردی،مولانا،شمس،حافظ.....
با خودم گفتم یعنی واقعا خودشون هستن
جناب سهروردی فرمودن هر کس که بخواهد انوار الهی را در می یابد
شما نیز می توانید با این سمبل مراقبه بکنید و تجربه هایتان را با ما در میان بگذارید
در هر سرزمینی سمبل برای اشراق و رشد نور دورن وجود دارد
مثل 🕉 در فرهنگ هند
سمبلی که برای شما دوستان قرار دادیم سمبل اختصاصی هست و ویژه مردمان ستاره ای نشان برای آنکه بتوانید نور درونشان را ارتقاع بدن و به حقیقت خویش و خداوند دست پیدا بکنید
برای اطلاع بیشتر با ما در ارتباط باشید
@Lightfamily_admin
وارد مراقبه دروازه شدم سمبل را رسم کردم
دروازه هایی از نور به بلندی فرسنگها رادیدم
یک گوی نورانی در دستم قرار گرفت و همه وجودم شد بک پارچه نور
یک شعله بزرگ اتش از پشت سرم بطرفم رقص کنان اومدشعله دورم میرقصید
تاج بر سرم بود و بالهایی روی شانه ام و به اسمان پرواز کردم
درختی از نور دیدم ریشه هاش همه جا گسترده روی زمین روی ستاره ها توی اسمان تنه اش همه جا شاخه هاش همه جا
صدایی گفت درخت دانش
بعد مشعل نور دیدم سرش گوی بزرگ از نور
و کشیده شدم به بالا فضایی از نور سبز آبی،
رفتم بالا تر همه کرات و ستارگان از نور بودند و من از درون هر ستاره رد میشدم .پرندگان بزرگ از بالای سرم رد میشدن شبیه طاووس سیمرغ هم بینشان هست ولی همگی دمهای و بالهای خیلی بلند داشتن
بزرگانی را دیدم جناب سهروردی،مولانا،شمس،حافظ.....
با خودم گفتم یعنی واقعا خودشون هستن
جناب سهروردی فرمودن هر کس که بخواهد انوار الهی را در می یابد
شما نیز می توانید با این سمبل مراقبه بکنید و تجربه هایتان را با ما در میان بگذارید
در هر سرزمینی سمبل برای اشراق و رشد نور دورن وجود دارد
مثل 🕉 در فرهنگ هند
سمبلی که برای شما دوستان قرار دادیم سمبل اختصاصی هست و ویژه مردمان ستاره ای نشان برای آنکه بتوانید نور درونشان را ارتقاع بدن و به حقیقت خویش و خداوند دست پیدا بکنید
برای اطلاع بیشتر با ما در ارتباط باشید
@Lightfamily_admin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ما به شما باور داریم
ما باور داریم یک ستاره ای می تواند جهان را دگرگون کند
نور درونتان را شکوفا کنید و به جهانیان هدیه بدهید
@LightFamily
ما باور داریم یک ستاره ای می تواند جهان را دگرگون کند
نور درونتان را شکوفا کنید و به جهانیان هدیه بدهید
@LightFamily
سرزمین موعود ستاره های ایران
سرزمینی که همه بزرگان از آنجا به اشراق رسیدن
گذشته نامش گذاشت شهر راز چون رازش همیشه محفوظ بود
@LightFamily
سرزمینی که همه بزرگان از آنجا به اشراق رسیدن
گذشته نامش گذاشت شهر راز چون رازش همیشه محفوظ بود
@LightFamily
اولین منجی از سه منجی در منطقه ایران
@LightFamily
اوشیدر منجی(گسترش دهنده راست کاری)
گرچه از دوشیزه با کره ای زاده می شود اما فرزند پیامبر بزرگ زردشت نیز هست.
در اسطوره آمده است که نطفه زردشت دریاچه ای نگهداری می شود و نزدیک به فرا رسیدن هزاره این نطفه دختر باکره پانزده ساله ای را که در آن دریاچه به آب تنی می پردازد بارور می کند و نطفه منجی در رحم او بسته می شود
وقتی این منجی به سی سالگی می رسد،
(که در باور زرتشتیان در فرودین در روز تولد زرتشت 6 فرودین به درجه پیامبری می رسد)
خورشید ده روز یکسره در میان آسمان در هنگام ظهر، یعنی((رپیثوین)) در همان جایی که پیش از نخستین حمله اهریمن قرار داشت می ایستد.
(فرودین ماه بر اساس باور زرتشتیان روز متولد شدن ورود انسان به زمین هست و فرودین از کلمه فروهر می آید یعنی ماهی که فروهر ها در زمین تجلی پیدا می کند و متولد می شن ده روز اشاره داره اول فرودین بر اساس نجوم شناسی تاریخ نوروز ایران دقیقا ترین تاریخ نجومی در زمان قرار گیری زمین در منظومه شمسی هست که آغاز فصل بهار را شاهد هستیم)
@LightFamily
منجی با فرشتگان بزرگ هم سخنی می کند و الهام دینی را که نخستین بار زردشت آورد بود، باز می آورد. با آمد او وضعی همانند وضع بهشت به جهان باز می گردد(آغاز بهار) به مدت سه سال مردمان با هماهنگی بیشتر و به دور از آفریدگان بد زندگی می کنند و بخشی از آفریدگان اهریمن یعنی نوع گرگ نابود می شود(گرگ نژاد ها و اژدها نژاد ها دو تمدن انسانی هستن در کنار انسان های فروهر نشان در زمین که وعده نابودی این دو نژاد نا خالص که از ترکیب های نژاد اهریمن هست در اردیبهشت ماه توسط ایزد اردیبهشت داد می شود)
بدین گونه ظهور نخستین منجی پیش آزمونی است برای فرا رسیدن کمال، یعنی تلفیق نظم اولیه با دین بهی که زردشت آن را آورده بود. با این همه(بازسازی جهان) کامل نیست. بدی هنوز هست و بار دیگر اظهار وجود خواهد کرد
در برخی از متون آمده است که دشمنان ایران باز خواهند گشت و دین بهی و دولت را پایمان خواهند کرد(دولتی که توسط پادشاه پارسی ایجاد شده)
اشاره می کنید به جنگ دوم در سر زمین ایران
جنگ اول در اردیبهشت ماه رخ می دهد و پایان نژاد گرگ ها هست و در جنگ بعدی نبرد با نژاد اژدها ها می باشد
@LightFamily
زمستان هراس انگیز که با جادوگری دیو ملکوس به وجود می آید ظاهر می گردد. برف و تگرگ بخش اعظم نوع بشر را از میان خواهد برد. با این همه، پیش از رسیدن دومین منجی، خیر دوباره پیروز خواهد شد، زیرا مردمان از وری(قلعه) که جمشید ساخته است، بیرون خواهند آمد و زمین از آنان پر خواهد شد
(ما شاهد هزار شهر زیر زمینی ساخته شده در دوران باستان در ایران هستیم که توسط پادشاهان برای این دوران ساخته شده و در دوران جنگ اتمی در جنگ جهانی سوم این شهر های باستانی امن ترین شهرهایی زیر زمینی هست)
در این زمین دوباره پر جمعیت شده، بیماری دیگر کشنده نخواهد بود و مرگ فقط بر اثر پیری یا قتل اتفاق خواهد افتاد بدین گونه، بزرگترین سلاح اهریمن که مرگ است، کم کم نیروی خود را تا پیش از تولد دومین منجی از دست خواهد داد.
(همان طور که آگاه هستیم بیماری و مگر در سرزمین ها به اوج خودش رسید و باعث نابودی بخش زیادی از مردم سر زمین ایران شده)
با ما همراه باشید برای معرفی وقایع آخر زمان و نقش ستاره ای نشان ها در آن دوران
@LightFamily
@LightFamily
اوشیدر منجی(گسترش دهنده راست کاری)
گرچه از دوشیزه با کره ای زاده می شود اما فرزند پیامبر بزرگ زردشت نیز هست.
در اسطوره آمده است که نطفه زردشت دریاچه ای نگهداری می شود و نزدیک به فرا رسیدن هزاره این نطفه دختر باکره پانزده ساله ای را که در آن دریاچه به آب تنی می پردازد بارور می کند و نطفه منجی در رحم او بسته می شود
وقتی این منجی به سی سالگی می رسد،
(که در باور زرتشتیان در فرودین در روز تولد زرتشت 6 فرودین به درجه پیامبری می رسد)
خورشید ده روز یکسره در میان آسمان در هنگام ظهر، یعنی((رپیثوین)) در همان جایی که پیش از نخستین حمله اهریمن قرار داشت می ایستد.
(فرودین ماه بر اساس باور زرتشتیان روز متولد شدن ورود انسان به زمین هست و فرودین از کلمه فروهر می آید یعنی ماهی که فروهر ها در زمین تجلی پیدا می کند و متولد می شن ده روز اشاره داره اول فرودین بر اساس نجوم شناسی تاریخ نوروز ایران دقیقا ترین تاریخ نجومی در زمان قرار گیری زمین در منظومه شمسی هست که آغاز فصل بهار را شاهد هستیم)
@LightFamily
منجی با فرشتگان بزرگ هم سخنی می کند و الهام دینی را که نخستین بار زردشت آورد بود، باز می آورد. با آمد او وضعی همانند وضع بهشت به جهان باز می گردد(آغاز بهار) به مدت سه سال مردمان با هماهنگی بیشتر و به دور از آفریدگان بد زندگی می کنند و بخشی از آفریدگان اهریمن یعنی نوع گرگ نابود می شود(گرگ نژاد ها و اژدها نژاد ها دو تمدن انسانی هستن در کنار انسان های فروهر نشان در زمین که وعده نابودی این دو نژاد نا خالص که از ترکیب های نژاد اهریمن هست در اردیبهشت ماه توسط ایزد اردیبهشت داد می شود)
بدین گونه ظهور نخستین منجی پیش آزمونی است برای فرا رسیدن کمال، یعنی تلفیق نظم اولیه با دین بهی که زردشت آن را آورده بود. با این همه(بازسازی جهان) کامل نیست. بدی هنوز هست و بار دیگر اظهار وجود خواهد کرد
در برخی از متون آمده است که دشمنان ایران باز خواهند گشت و دین بهی و دولت را پایمان خواهند کرد(دولتی که توسط پادشاه پارسی ایجاد شده)
اشاره می کنید به جنگ دوم در سر زمین ایران
جنگ اول در اردیبهشت ماه رخ می دهد و پایان نژاد گرگ ها هست و در جنگ بعدی نبرد با نژاد اژدها ها می باشد
@LightFamily
زمستان هراس انگیز که با جادوگری دیو ملکوس به وجود می آید ظاهر می گردد. برف و تگرگ بخش اعظم نوع بشر را از میان خواهد برد. با این همه، پیش از رسیدن دومین منجی، خیر دوباره پیروز خواهد شد، زیرا مردمان از وری(قلعه) که جمشید ساخته است، بیرون خواهند آمد و زمین از آنان پر خواهد شد
(ما شاهد هزار شهر زیر زمینی ساخته شده در دوران باستان در ایران هستیم که توسط پادشاهان برای این دوران ساخته شده و در دوران جنگ اتمی در جنگ جهانی سوم این شهر های باستانی امن ترین شهرهایی زیر زمینی هست)
در این زمین دوباره پر جمعیت شده، بیماری دیگر کشنده نخواهد بود و مرگ فقط بر اثر پیری یا قتل اتفاق خواهد افتاد بدین گونه، بزرگترین سلاح اهریمن که مرگ است، کم کم نیروی خود را تا پیش از تولد دومین منجی از دست خواهد داد.
(همان طور که آگاه هستیم بیماری و مگر در سرزمین ها به اوج خودش رسید و باعث نابودی بخش زیادی از مردم سر زمین ایران شده)
با ما همراه باشید برای معرفی وقایع آخر زمان و نقش ستاره ای نشان ها در آن دوران
@LightFamily
هفت تن هفت ستاره ای به اشراق رسید
هر کدوم در یک طبقه از آسمان ایستاد اند برای راهنمایی و هدایت دیگر ستاره ها
و حفاظت از شهر موعود ستاره ای
@LightFamily
هر کدوم در یک طبقه از آسمان ایستاد اند برای راهنمایی و هدایت دیگر ستاره ها
و حفاظت از شهر موعود ستاره ای
@LightFamily
مردمان ستاره ای و سرزمین موعود
مردمان ستاره ای نشان همه شان رویایی از نابودی جهان شاهد بودن که خودشان تنها در آن زمان بودن
برخی از ستاره ای ها شاهد آن بودن در آن زمان نابودی تمدن در ایران رهبری برخی مردم را بر عهده می گیرن
ولی حقیقت چیست؟
در زمان آغاز جنگ در ایران ستاره ها نقش مهمی دارند و آن هم یاری و هدایت مردم هست
1-ستاره ای های ارشد مسئول هدایت مردم هستن
بخاطر همین شاهد هستن در رویا هایشان که آنها رهبری مردمی را بر عهده می گیرن و آنها را هدایت می کند
2-ستاره ای های نور بان مسئول جنگ هستن با تاریکی
این افراد شاهد آن هستن که در رویای شان تنها هستن و جهان نابود شده و تنها باقی مانده اند در آن زمان
نقش ستاره ها در آخر زمان در ایران بسیار مهم هست و احیا کنده حیات دوباره در ایران و زمینه ساز های ظهور هستن منجی ها هستن
تمام ستاره های ایران در زمان آغاز جنگ داخلی ایران و شروع به نابودی این سرزمین دیگر مردم را هدایت می کند به شهر موعود شهر موعود در جهان چند شهر می باشد
یکی از این شهرها در ایران هست
مشهد شهر قیام و نبرد هست با تاریکی و لشکر ستاره ای ها برای مقابله با تاریکی از آنجا خارج می شوند
@LightFamily
شیراز شهر امانت هست شهر حفاظت از ستاره ها و شهر موعود
شیراز از زمان هخامنشیان به نام شهر راز شناخته شده و محل تولد بزرگان ستاره ای نشان کشور هست
خیلی جالب هست بدانید
درویش ها
که پیروی شاه نعمت ولی هستن به این آگاه هستن که شاه نعمت ولی در شیراز به اشراق دست پیدا می کند بخاطر همین وقتی یک درویش می خواهد به درجه قطب برسد باید سه سال را در شیراز به تمرین و مراقبه بپردازید تا تایید قطب بودن را به دست بیاورید
حافظ شیرازی هم دور شاه نعمت الله ولی ستاره ارشد جام نشانی بود که الان نیز داره از شهر شیراز حفاظت می کند با وجودش تا مانع حضور تاریکی بشه و این شهر را برای ستاره ای ها ایمن قرار دهد
@LightFamily
شاه چراغ امام موسی کاظم برادر امام رضا
دومین پاسبان این شهر هست و با وجودشان سعی کردن مانع رشد تاریکی در این شهر و حفاظت از شهر موعود بکند
افراد دیگر
هفت تن ها.. چهل مقام ها. وصال شیرازی. قطب الدین شیرازی. کریمخان زند. و.....
@LightFamily
ولی حقیقت شیراز فراتر از گفتن هست و وقتی نمایان می شود که تمام ستاره ای نشان ها در زمان جنگ به این سرزمین ناخوادگاه هدایت می شوند
برخی می گویند این شهر، شهر ظهور منجی عالم هست و امانت آن بخاطر همین باید این شهر همیشه ایمن باشد و به همین در زمان یورش ها به ایران در زمان مغول ها و دیگر مهاجمان حتما اعراب این شهر ایمن بود
جالب هست هنگام ورود اعراب به استان فارس با دلیل های گوناگون کمترین خون در این سر زمین ریخته میشود
و.....
همراه باشید
و آگاه نسبت به حقیقت خویش و آینده سرزمین ایران
@LightFamily
مردمان ستاره ای نشان همه شان رویایی از نابودی جهان شاهد بودن که خودشان تنها در آن زمان بودن
برخی از ستاره ای ها شاهد آن بودن در آن زمان نابودی تمدن در ایران رهبری برخی مردم را بر عهده می گیرن
ولی حقیقت چیست؟
در زمان آغاز جنگ در ایران ستاره ها نقش مهمی دارند و آن هم یاری و هدایت مردم هست
1-ستاره ای های ارشد مسئول هدایت مردم هستن
بخاطر همین شاهد هستن در رویا هایشان که آنها رهبری مردمی را بر عهده می گیرن و آنها را هدایت می کند
2-ستاره ای های نور بان مسئول جنگ هستن با تاریکی
این افراد شاهد آن هستن که در رویای شان تنها هستن و جهان نابود شده و تنها باقی مانده اند در آن زمان
نقش ستاره ها در آخر زمان در ایران بسیار مهم هست و احیا کنده حیات دوباره در ایران و زمینه ساز های ظهور هستن منجی ها هستن
تمام ستاره های ایران در زمان آغاز جنگ داخلی ایران و شروع به نابودی این سرزمین دیگر مردم را هدایت می کند به شهر موعود شهر موعود در جهان چند شهر می باشد
یکی از این شهرها در ایران هست
مشهد شهر قیام و نبرد هست با تاریکی و لشکر ستاره ای ها برای مقابله با تاریکی از آنجا خارج می شوند
@LightFamily
شیراز شهر امانت هست شهر حفاظت از ستاره ها و شهر موعود
شیراز از زمان هخامنشیان به نام شهر راز شناخته شده و محل تولد بزرگان ستاره ای نشان کشور هست
خیلی جالب هست بدانید
درویش ها
که پیروی شاه نعمت ولی هستن به این آگاه هستن که شاه نعمت ولی در شیراز به اشراق دست پیدا می کند بخاطر همین وقتی یک درویش می خواهد به درجه قطب برسد باید سه سال را در شیراز به تمرین و مراقبه بپردازید تا تایید قطب بودن را به دست بیاورید
حافظ شیرازی هم دور شاه نعمت الله ولی ستاره ارشد جام نشانی بود که الان نیز داره از شهر شیراز حفاظت می کند با وجودش تا مانع حضور تاریکی بشه و این شهر را برای ستاره ای ها ایمن قرار دهد
@LightFamily
شاه چراغ امام موسی کاظم برادر امام رضا
دومین پاسبان این شهر هست و با وجودشان سعی کردن مانع رشد تاریکی در این شهر و حفاظت از شهر موعود بکند
افراد دیگر
هفت تن ها.. چهل مقام ها. وصال شیرازی. قطب الدین شیرازی. کریمخان زند. و.....
@LightFamily
ولی حقیقت شیراز فراتر از گفتن هست و وقتی نمایان می شود که تمام ستاره ای نشان ها در زمان جنگ به این سرزمین ناخوادگاه هدایت می شوند
برخی می گویند این شهر، شهر ظهور منجی عالم هست و امانت آن بخاطر همین باید این شهر همیشه ایمن باشد و به همین در زمان یورش ها به ایران در زمان مغول ها و دیگر مهاجمان حتما اعراب این شهر ایمن بود
جالب هست هنگام ورود اعراب به استان فارس با دلیل های گوناگون کمترین خون در این سر زمین ریخته میشود
و.....
همراه باشید
و آگاه نسبت به حقیقت خویش و آینده سرزمین ایران
@LightFamily
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نقش اهورامزدا که ورود به زمین می شود برای پیمان باپادشاه وعده داد شده دین بهی و بعد از پادشاهی اش ظهور منجی های عالم را داریم ما به زودی شاهد حضور طرح فروهر در آسمان کشور هستیم
@LightFamily
@LightFamily
نقش فروهر در نقش رستم و طرح خورشید در بالای سر فروهر
@LightFamily
در مقابل داریوش شاه و سوگند داریوش بر سر پادشاه شدن خویش
@LightFamily
در مقابل داریوش شاه و سوگند داریوش بر سر پادشاه شدن خویش
کتیبه نقش رستنم داریوش بزرگ شاه هخامنشی
بند ۱- خدای بزرگ (است) اهورامزدا، که این شکوهی را که دیده میشود آفریده، که شادی مردم را آفریده، که خرد و فعالیت را بر داریوش شاه فرو فرستاد.
بند
@LightFamily
۲- داریوش شاه گوید: به خواست اهورامزدا چنان کسی هستم که راستی را دوست هستم، بدی را دوست نیستم. نه مرا میل (است) که (شخص) ضعیف از طرف توانا (به او) بدی کرده شود. نه آن مرا میل (است) که (شخص) توانائی از طرف ضعیف (به او) بدی کرده شود.
بند
@LightFamily
۳- آنچه راست (است) آن میل من (است). مرد دروغگو را دوست نیستم. تند خو نیستم. آن چیزهائیرا که هنگام خشم بر من وارد میشود سخت به اراده نگاه می دارم.
بند @LightFamily
۴- سخت بر هوس خود فرمانروا هستم. مردی که همکاری میکند او را به جای همکاری (اش) همانطور او را پاداش می دهم. آن که زیان می رساند او را به جای زیان (اش) کیفر می دهم. نه مرا میل (است) که مردی زیان برساند. نه حتی مرا میل (است) که مردی زیان برساند. نه حتی مرا میل (است) اگر زیان برساند کیفر نه بیند.
بند ۵- مردی آنچه بر علیه مردی بگوید آن مرا باور نیاید، تا هنگامی که سوگند هر دو را نشنوم.
بند ۶- مردی آنچه برابر قوایش کند یا بجا آورد خوشنود هستم و میلم (نسبت به او) بسیار (است) و نیک خوشنود هستم.
بند ۷- از چنین نوع (است) هوش و فرمانم چون آنچه را از طرف من کرده شده، چه در کاخ چه در اردوگاه، به بینی یا بشنوی، این فعالیت من است علاوه بر عقل و هوش.
بند ۸- این (در واقع) فعالیت من (است). چونکه تن من توانائی دارد، در مصاف نبرد همآورد خوبی هستم. همینکه با گوش هوش در آورد گاه نگریسته شود، آنکه را نافرمان می بینم و آنکه را غیر نافرمان می بینم و انکه را غیر نافرمان می بینم، آنگاه نخستین کسی هستم با هوش و فرمان و عمل، چون نافرمان و غیر نافرمان را می بینم، بیاندیشم
بند ۹- ورزیده هستم، چه با هر دو دست چه با هر دو پا، هنگام سواری خوب سواری هستم. هنگام کشیدن کمان، چه پیاده چه سواره، خوب کمان کشی هستم. هنگام نیزه زنی، چه پیاده و چه سواره، خوب نیزه زنی هستم.
بند ۱۰- و هنرهائی که اهورامزدا بر من فرو فرستاد، و توانستم آنها را به کار برم، بخواست اهورامزدا آنچه بوسیلۀ من کرده شده با این هنرهائیکه اهورامزدا بر من فرو فرستاد کردم.
بند ۱۱- ای مرد، نیک آگاه ساز که (من) چه جور آدمی هستم و هنرمندیهایم از چه نوع و برتری ام از چه نوع (می باشد)! آنچه به گوش تو رسید برای تو دروغ ننماید! آنچه را که بتو دستور داده شده بشنو!
بند ۱۲- ای مرد، آنچه بوسیلۀ من کرده شده به تو دروغ نمایانده نشود! آنچه را نوشته شده بنگر! فرمانها از طرف تو نافرمانی نشود! کسی نا آزموده نشود! ای مرد، شاه ناچار نشود که کیفر دهد!
برگرفته از :
شارپ، رلف نارمن. فرمانهای شاهنشاهان هخامنشی. شورای مرکزی جشنهای شاهنشاهی، بی جا، ۲۵۳۶٫
بند ۱- خدای بزرگ (است) اهورامزدا، که این شکوهی را که دیده میشود آفریده، که شادی مردم را آفریده، که خرد و فعالیت را بر داریوش شاه فرو فرستاد.
بند
@LightFamily
۲- داریوش شاه گوید: به خواست اهورامزدا چنان کسی هستم که راستی را دوست هستم، بدی را دوست نیستم. نه مرا میل (است) که (شخص) ضعیف از طرف توانا (به او) بدی کرده شود. نه آن مرا میل (است) که (شخص) توانائی از طرف ضعیف (به او) بدی کرده شود.
بند
@LightFamily
۳- آنچه راست (است) آن میل من (است). مرد دروغگو را دوست نیستم. تند خو نیستم. آن چیزهائیرا که هنگام خشم بر من وارد میشود سخت به اراده نگاه می دارم.
بند @LightFamily
۴- سخت بر هوس خود فرمانروا هستم. مردی که همکاری میکند او را به جای همکاری (اش) همانطور او را پاداش می دهم. آن که زیان می رساند او را به جای زیان (اش) کیفر می دهم. نه مرا میل (است) که مردی زیان برساند. نه حتی مرا میل (است) که مردی زیان برساند. نه حتی مرا میل (است) اگر زیان برساند کیفر نه بیند.
بند ۵- مردی آنچه بر علیه مردی بگوید آن مرا باور نیاید، تا هنگامی که سوگند هر دو را نشنوم.
بند ۶- مردی آنچه برابر قوایش کند یا بجا آورد خوشنود هستم و میلم (نسبت به او) بسیار (است) و نیک خوشنود هستم.
بند ۷- از چنین نوع (است) هوش و فرمانم چون آنچه را از طرف من کرده شده، چه در کاخ چه در اردوگاه، به بینی یا بشنوی، این فعالیت من است علاوه بر عقل و هوش.
بند ۸- این (در واقع) فعالیت من (است). چونکه تن من توانائی دارد، در مصاف نبرد همآورد خوبی هستم. همینکه با گوش هوش در آورد گاه نگریسته شود، آنکه را نافرمان می بینم و آنکه را غیر نافرمان می بینم و انکه را غیر نافرمان می بینم، آنگاه نخستین کسی هستم با هوش و فرمان و عمل، چون نافرمان و غیر نافرمان را می بینم، بیاندیشم
بند ۹- ورزیده هستم، چه با هر دو دست چه با هر دو پا، هنگام سواری خوب سواری هستم. هنگام کشیدن کمان، چه پیاده چه سواره، خوب کمان کشی هستم. هنگام نیزه زنی، چه پیاده و چه سواره، خوب نیزه زنی هستم.
بند ۱۰- و هنرهائی که اهورامزدا بر من فرو فرستاد، و توانستم آنها را به کار برم، بخواست اهورامزدا آنچه بوسیلۀ من کرده شده با این هنرهائیکه اهورامزدا بر من فرو فرستاد کردم.
بند ۱۱- ای مرد، نیک آگاه ساز که (من) چه جور آدمی هستم و هنرمندیهایم از چه نوع و برتری ام از چه نوع (می باشد)! آنچه به گوش تو رسید برای تو دروغ ننماید! آنچه را که بتو دستور داده شده بشنو!
بند ۱۲- ای مرد، آنچه بوسیلۀ من کرده شده به تو دروغ نمایانده نشود! آنچه را نوشته شده بنگر! فرمانها از طرف تو نافرمانی نشود! کسی نا آزموده نشود! ای مرد، شاه ناچار نشود که کیفر دهد!
برگرفته از :
شارپ، رلف نارمن. فرمانهای شاهنشاهان هخامنشی. شورای مرکزی جشنهای شاهنشاهی، بی جا، ۲۵۳۶٫