5.4K subscribers
4.31K photos
1.28K videos
188 files
891 links
Download Telegram
داستان یک کودک ستاره ای و یک ارباب طبیعت
خلاصه داستان: «کانر اومالی (لوئیس مک‌دوگال)» پسربچه‌ای تنها و غمگین است. طبق شرح روایت داستان، او درسن ۱۲ سالگی بیشتر از سنش می‌فهمد و در عین حال برای مردبودن زیادی کوچک است. مادر عزیزش (با بازی فلیسیتی جونز) به علت بیماری سرطان در حال مرگ می‌باشد، پدرش (توبی کِبل) که در نزدیکی اقیانوس اطلس زندگی می‌کند به ندرت پسر کوچک و همسر سابقش را می‌بیند، مادربزرگش(سیگورنی ویور) انسانی سرد و ازخودراضی‌ست و مدرسه نیز توسط قلدرها برایش به جهنم تبدیل شده. خلاصه هیچکس به زندگی کانر حسودی نمی‌کند. یک شب هیولایی نزد او می‌آید و نعره می‌زند: «کانر، من بخاطر تو اومدم». هیولای غول‌پیکر که در قامت درختی بزرگ و تنومند است، ساعت ۱۲:۰۷ به نزد کانر می‌آید و به این پسر وحشت‌زده اعلام می‌کند که تنها چهار بار دیگر نزد او خواهد آمد. طی سه دفعه بعد که هیولا پیش کانر می‌آید هر بار قصه‌ای برای او تعریف می‌کند که کانر نیز باید جبران کرده و در عوض از کابوس‌های ترسناک شبانه‌اش برای هیولا حرف بزند و …ژانر: درام، فانتزی
https://www.namasha.com/v/Ly8fHLmz
👍1
نقاشی یک ستاره ای از دید هایش در زندگی روزانه
نقاشی های سپر از یک ارباب طبیعت
@LightFamily
خود شناسی و بحران شناسه های غیر واقعی در محیط مجازی
@LightFamily
فضای مجازی به عنوان فضایی برای دیده شدن به محیطی نامحدود تبدیل شده است برخی افراد از شناسه ها تصاویر و شخصیتهایی که رویایشان است استفاده و آن را نماد خود بدل میکنند البته الگو سازی بد نیست ولی اینکه به منیت و شخصیت آسیب برساند عنصری اجتناب ناپذیر است که باید از آن دوری جست.

البته همه افراد برای قرار دادن اسم هایی که متعلق به خودشان نبوده و مختص کسانی دیگر است اختیار داشته و می توانند آنرا بکار ببرند. بدون اینکه هیچ صدمه ای ببینند. منتهی یکی از مشکلات بارز ستاره ای ها زودرنجی و احساسات آنان است که ناخودآگاه به شکل آنچه در محیط مجازی خلق کرده اند تبدیل می شوند که برای رهایی از این شخصیت غیر واقعی و بت گونه، استفاده از اسم و تصویر خود در محیط های مجازی است به صورتیکه در صورتی کاربر تمایل داشته باشد به مدت یک هفته از تصاویر و اسم یا حداقل از اسم واقعی خود استفاده کند مطمئنا تغییرات عمیق آنرا بعدا متوجه خواهند شد.
@LightFamily
شما باید به عنوان آنچه که در زمین هستید و نام دارید زندگی کنید و از ابتدای منیت خود دور نشوید و اینکه اگر اسمتان دلچسب نبوده و حس بدی به شما دست میدهد هنگامی که بدان فکر میکنید این نام تنها روزنه ای عمیق از وجود شماست که مستقیما به درون قلب شما و احساسات درونی شما منتهی می شود. پس تا قبل از عید و سال جدید برای این چند روز پایانی سال از نام واقعی خود استفاده کنید و تصاویری که با شما هماهنگ است را در حساب کاربری خود به کار ببرید.
@LightFamily
1
هدیه ویژه نوروز
از امشب تا روز سیزده فرودین هر روز دو تایم ارتباط با دروازه ستاره ای
به دلیل باز شدن دروازه ستاره ای از امشب تا پایان نوروز
برای اطلاع بیشتر تماس بگیرید
@Lightfamily_admin
. pinned a photo
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
انیمیشن پیر مرد و دریا
@LightFamily
دوازده آتش به نیت دوازده ایزد ایران باستان و آتش مرکزی به نیت اهورامزدا
چهار شنبه سوری همه دوستان شاد باد
@LightFamily
ماده همه چیز نیست و کسانی که چنین باور ندارند، زندگی ای سطحی خواهند داشت. آنها مدام به دور خود می چرخند و هرگز به ماوای حقیقت خود نمی رسند، ماوای حقیقی، در مرکز خودتان واقع است.
@LightFamily
دیو ها ایران و کنگ دژ
(دژ پرنده کیانی)

قسمت اول ظهور ناجی در ایران و بازگشت 80 میلیون جاویدان شدگان

برای پاییدن و بی بیم نگه داشتن کیخسرو و پشوتن از اهریمن و دیوها، سیاوش کنگ دژ را به درازای هفتصد فرسنگ و پهنای هفت فرسنگ ساخت.

کنگ دژ در میان ستاره پایه (کهکشان؟) و زمین است؛ همچون آسمان، ستارگان، ماه و خورشید که جدا جدا و خود-رونده هستند. همان سان که کره ی زمین بر روی باد (جاذبه) نهاده شده است، آن کنگ دژ نیز برنهاده به بادی ( جاذبه ای ) بوده است که فرازش به اختر «هفت اورنگ» ( هفت برادران یا بنات النعش ) بسته شده بود تا آنکه سیاوش به کنگ دژ شود.

آنچنانکه روش (چرخش) هفت اورنگ بود، کنگ دژ به بهیزه (دوره های مشخص و معین نجومی) می آمد و میرفت.
سیاوش با راهنمایی اورمزد، کنگ دژ را آراست تا کیخسرو پسر سیاوش، کنگ دژ را بدان گونه ای که ساخته و پرداخته شده بود، در دست بگیرد.
پشوتن پسر گشتاسپ و دیگر دین برداران که برای پاک گردانیدن دین، ایستاده و آماده اند، آنها نیز به کنگ دژ رفته اند.
سیاوش کنگ دژ را بر فراز کوه آنگونه آراسته بود که تا آمدن کیخسرو به آن جایگاه، بر جای بماند و به آسمان نرود. هرکس سرایش و فرمان کیخسرو را بپزیرد، آنگاه او در پناه کیخسرو و پشوتن و دیندارانی خواهد بود که با پشوتن هستند.
@LightFamily

{} کنگ دژ دارای دست و پای (پایه های متحرک)، درفشهای افراشته، همیشه گردان و یکنواخت رونده، و بر روی سر دیوها بود. کیخسرو آن را بر زمین نشانید.


{} ورجاوندی سیاوش پسر کاووس چنان بود که با فره ی کیانی اش، کنگ دژ را به دست خویش و با نیروی اورمزد و امشاسپندان، بر سر دیوها نشانید,
و به فرمان سیاوش همیشه رونده و سپهرپیما بود.
تا آنکه کیخسرو آمد و به مینوی کنگ دژ گفت: تو خواهر منی، و من برادر تو هستم. زیرا سیاوش تو را با دست و مرا با نطفه اش ساخت. به سوی من بازگرد.

@LightFamily
{} کنگ همان کار را انجام داد و به سوی زمین آمد؛ در سوی خوراسان (شرق)، در توران، جایی که سیاوش-گرد میخواندند، فرود آمد و ایستاد.
کیخسرو آن را هزار بند افکند و با هزار میخ نگه داشت. پس از آن، کنگ دیگر به آسمان نرفت و همه ی توران با چارپایان و ستوران را نگهبان بود.
و کیخسرو مردم ایرانی را در آنجا نشانید.
@LightFamily

{} کنگ دژ هفت دیوار داشت: زرین، سیمین، پولادین، برنجین، آهنین، آبگینه ای و کاسگین (لاجوردی).
( دیوارهای آهنین و سنگی و رویین نیز گفته اند.)
کوشک هایش سیمین و دندانه هایش زرین بود.
راسته اش هفتصد فرسنگ بود و پانزده دروازه داشت. در یک روز بهاری، با اسبی راهوار، از دری به دروازه ی دیگر، پانزده روزه میشد رفت.
هر دروازه به بلندای پانزده مرد بود. بالا و ارتفاع کنگ دژ به اندازه ی تیری بود که یک مرد جنگی پرتاب کند.
درون آنجا آکنده از یاقوت و طلا و نقره و گوهرهای گرانبها بود. چهارده کوه و هفت رود ناوتاز و قابل کشتی رانی، و هفت مرغزار که پناهگاه شاهان میشد کرد. زمینش چنان نیک و درخور کشت بود که اگر خری میشاشید، تا شب علفهایی به اندازه ی یک مرد میرویید.
کنگ دژ همیشه بهار بود. سراسر آبادی و پربار، به دور از گرما و سرمای سخت؛ و کم گزند.

@LightFamily
{} کیخسرو، افراسیاب تورانی جادوگر را شکست داد و همراه خویشاوند بدکار او «گرسیوز وگیرگان» برافکند و کشت.
او همچنین بتکده ای که در کرانه ی دریاچه ی چیچست بود، از بتها زدود و با شگفت کاری، آن دروغ ورزان بتکده را در هم شکست؛ زیرا این کار، ابزار بایسته ای برای نوسازی جهان بود.
به یاری وخش (نیروی یاور روان) به جایگاهی رازمند به نام کنگ دژ کوچید و تا رستاخیز پیکری بی مرگ خواهد داشت.
سوشیانس پیروزگر که آراینده ی مردگان است، در تن پسین، رستاخیز را به یاریِ کیخسرو بهتر می تواند انجام دهد.
@LightFamily

{} کنگ دژ به سوی اوش استر (ستاره ی بامدادی، شرق سپهر) رانده شده و نزدیک ور (سینه ی) ستاره ی سدویس گمارده شده برای دیده بانی ایران ویج.
@LightFamily
Forwarded from . (Arash Ufo)
پرسپولیس را بر بنای تخت جمشید شاه کیانی بناه نهادن
و در ظهور اولین منجی این تخت بار دیگر باسازی می شود
و تمدن امپراطوری ایران باسازی می گردد
@LightFamily
Forwarded from . (Arash Ufo)
زال و سیمرغ
افسانه ای که رنگ حقیقت دارد
سیمرغ همیشه حامی مردمان ستاره ای زمین بود است و بارها برای یاری آنها آمد
آیا شما نیز در مراقبه خویش سیمرغ را دیداید؟
با ما همراه باشید
@LightFamily
آفرین خوانم بر یزش و نیایش، نثار خوب،
نثار آرزو کردنی و نثار ستایش آمیز که بر تو، ای آتش
پسر اهوره مزدا،
تو شایسته ستایش هستی، شایسته دعا هستی
باشد که تو شایسته ستایش، شایسته دعا باشی،
در خانه های مردمان
نیکی باد مردی را که تو را به راستی بپرستد.
(دالا ،نیایش ها، ص 155)
@LightFamily
👍1
نقش جنگ میان اژدها و شیر کاخ گلستان
ما در فرهنگ ایران دو اژدها داریم اژدها اهورامزدا و اژدهای اهریمن
و جنگ میان این دو در آسمان
و زمین تحت حمایت شیر ها و ستاره ای نشان ها هست در مقابل یورش اهریمن
تجربه پرواز یک ستاره ای با اژدهای اهورامزدا و
وقتی یک ستاره ای عنصر قالب درونش آتش باشد با ایزد آتش که حمایتگر اژدها می باشد. همراه هست در برابر اهریمن
تجربه دوستان در دورهای مراقبه


@LightFamily
ای اژدهای سه پوزه بازگرد، اگر آن فره دست نیافتی را به چنگ آوری، بر پشت تو زبانه کشم و در دهان تو شعله افکنم که دیگر هرگز نتوانی بر روی زمین آفریده اهوره گام برداری
(یشت 19،بند 59)
@LightFamily
تجربه دوستان با سمبل دروازه ستاره ای

وارد مراقبه دروازه شدم سمبل را رسم کردم

دروازه هایی از نور به بلندی فرسنگها رادیدم
یک گوی نورانی در دستم قرار گرفت و همه وجودم شد بک پارچه نور

یک شعله بزرگ اتش از پشت سرم بطرفم رقص کنان اومدشعله دورم میرقصید

تاج بر سرم بود و بالهایی روی شانه ام و به اسمان پرواز کردم

درختی از نور دیدم ریشه هاش همه جا گسترده روی زمین روی ستاره ها توی اسمان تنه اش همه جا شاخه هاش همه جا

صدایی گفت درخت دانش

بعد مشعل نور دیدم سرش گوی بزرگ از نور
و کشیده شدم به بالا فضایی از نور سبز آبی،
رفتم بالا تر همه کرات و ستارگان از نور بودند و من از درون هر ستاره رد میشدم .پرندگان بزرگ از بالای سرم رد میشدن شبیه طاووس سیمرغ هم بینشان هست ولی همگی دمهای و بالهای خیلی بلند داشتن

بزرگانی را دیدم جناب سهروردی،مولانا،شمس،حافظ.....

با خودم گفتم یعنی واقعا خودشون هستن

جناب سهروردی فرمودن هر کس که بخواهد انوار الهی را در می یابد

شما نیز می توانید با این سمبل مراقبه بکنید و تجربه هایتان را با ما در میان بگذارید
در هر سرزمینی سمبل برای اشراق و رشد نور دورن وجود دارد
مثل 🕉 در فرهنگ هند
سمبلی که برای شما دوستان قرار دادیم سمبل اختصاصی هست و ویژه مردمان ستاره ای نشان برای آنکه بتوانید نور درونشان را ارتقاع بدن و به حقیقت خویش و خداوند دست پیدا بکنید
برای اطلاع بیشتر با ما در ارتباط باشید
@Lightfamily_admin
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
ما به شما باور داریم
ما باور داریم یک ستاره ای می تواند جهان را دگرگون کند
نور درونتان را شکوفا کنید و به جهانیان هدیه بدهید
@LightFamily
سرزمین موعود ستاره های ایران
سرزمینی که همه بزرگان از آنجا به اشراق رسیدن
گذشته نامش گذاشت شهر راز چون رازش همیشه محفوظ بود
@LightFamily
اولین منجی از سه منجی در منطقه ایران
@LightFamily
اوشیدر منجی(گسترش دهنده راست کاری)
گرچه از دوشیزه با کره ای زاده می شود اما فرزند پیامبر بزرگ زردشت نیز هست.
در اسطوره آمده است که نطفه زردشت دریاچه ای نگهداری می شود و نزدیک به فرا رسیدن هزاره این نطفه دختر باکره پانزده ساله ای را که در آن دریاچه به آب تنی می پردازد بارور می کند و نطفه منجی در رحم او بسته می شود
وقتی این منجی به سی سالگی می رسد،
(که در باور زرتشتیان در فرودین در روز تولد زرتشت 6 فرودین به درجه پیامبری می رسد)
خورشید ده روز یکسره در میان آسمان در هنگام ظهر، یعنی((رپیثوین)) در همان جایی که پیش از نخستین حمله اهریمن قرار داشت می ایستد.
(فرودین ماه بر اساس باور زرتشتیان روز متولد شدن ورود انسان به زمین هست و فرودین از کلمه فروهر می آید یعنی ماهی که فروهر ها در زمین تجلی پیدا می کند و متولد می شن ده روز اشاره داره اول فرودین بر اساس نجوم شناسی تاریخ نوروز ایران دقیقا ترین تاریخ نجومی در زمان قرار گیری زمین در منظومه شمسی هست که آغاز فصل بهار را شاهد هستیم)
@LightFamily
منجی با فرشتگان بزرگ هم سخنی می کند و الهام دینی را که نخستین بار زردشت آورد بود، باز می آورد. با آمد او وضعی همانند وضع بهشت به جهان باز می گردد(آغاز بهار) به مدت سه سال مردمان با هماهنگی بیشتر و به دور از آفریدگان بد زندگی می کنند و بخشی از آفریدگان اهریمن یعنی نوع گرگ نابود می شود(گرگ نژاد ها و اژدها نژاد ها دو تمدن انسانی هستن در کنار انسان های فروهر نشان در زمین که وعده نابودی این دو نژاد نا خالص که از ترکیب های نژاد اهریمن هست در اردیبهشت ماه توسط ایزد اردیبهشت داد می شود)
بدین گونه ظهور نخستین منجی پیش آزمونی است برای فرا رسیدن کمال، یعنی تلفیق نظم اولیه با دین بهی که زردشت آن را آورده بود. با این همه(بازسازی جهان) کامل نیست. بدی هنوز هست و بار دیگر اظهار وجود خواهد کرد
در برخی از متون آمده است که دشمنان ایران باز خواهند گشت و دین بهی و دولت را پایمان خواهند کرد(دولتی که توسط پادشاه پارسی ایجاد شده)
اشاره می کنید به جنگ دوم در سر زمین ایران
جنگ اول در اردیبهشت ماه رخ می دهد و پایان نژاد گرگ ها هست و در جنگ بعدی نبرد با نژاد اژدها ها می باشد
@LightFamily
زمستان هراس انگیز که با جادوگری دیو ملکوس به وجود می آید ظاهر می گردد. برف و تگرگ بخش اعظم نوع بشر را از میان خواهد برد. با این همه، پیش از رسیدن دومین منجی، خیر دوباره پیروز خواهد شد، زیرا مردمان از وری(قلعه) که جمشید ساخته است، بیرون خواهند آمد و زمین از آنان پر خواهد شد
(ما شاهد هزار شهر زیر زمینی ساخته شده در دوران باستان در ایران هستیم که توسط پادشاهان برای این دوران ساخته شده و در دوران جنگ اتمی در جنگ جهانی سوم این شهر های باستانی امن ترین شهرهایی زیر زمینی هست)
در این زمین دوباره پر جمعیت شده، بیماری دیگر کشنده نخواهد بود و مرگ فقط بر اثر پیری یا قتل اتفاق خواهد افتاد بدین گونه، بزرگترین سلاح اهریمن که مرگ است، کم کم نیروی خود را تا پیش از تولد دومین منجی از دست خواهد داد.
(همان طور که آگاه هستیم بیماری و مگر در سرزمین ها به اوج خودش رسید و باعث نابودی بخش زیادی از مردم سر زمین ایران شده)

با ما همراه باشید برای معرفی وقایع آخر زمان و نقش ستاره ای نشان ها در آن دوران
@LightFamily