💎 ساختار های کاربردی مکالمه انگلیسی
🔹I was busy taking notes.
🔸مشغول یادداشت برداری بودم.
🔹I was busy reading a novel.
🔸مشغول خوندن رمان بودم.
🔹I was busy fixing my car.
🔸مشغول تعمیر ماشینم بودم.
🔹I was busy talking on the phone.
🔸مشغول صحبت کردن با تلفن بودم.
🔹I was busy finishing the project.
🔸درگیر اتمام پروژه بودم.
🔹I was busy sending an email.
🔸مشغول ارسال ایمیل بودم.
🔹I was busy taking notes.
🔸مشغول یادداشت برداری بودم.
🔹I was busy reading a novel.
🔸مشغول خوندن رمان بودم.
🔹I was busy fixing my car.
🔸مشغول تعمیر ماشینم بودم.
🔹I was busy talking on the phone.
🔸مشغول صحبت کردن با تلفن بودم.
🔹I was busy finishing the project.
🔸درگیر اتمام پروژه بودم.
🔹I was busy sending an email.
🔸مشغول ارسال ایمیل بودم.
💎 ساختار های کاربردی مکالمه انگلیسی
🔹How can I get to the bank?
🔸چطور میتونم برم بانک؟
🔹How can I get to the beach?
🔸چطور میتونم برم ساحل؟
🔹How can I get to the mall?
🔸چطور میتونم برم به مرکز خرید؟
🔹How can I get to the downtown?
🔸چطور میتونم برم مرکز شهر؟
🔹How can I get to the nursing home?
🔸چطور میتونم برم خانه سالمندان؟
🔹How can I get to the airport?
🔸چطور میتونم برم فرودگاه؟
🔹How can I get to the bank?
🔸چطور میتونم برم بانک؟
🔹How can I get to the beach?
🔸چطور میتونم برم ساحل؟
🔹How can I get to the mall?
🔸چطور میتونم برم به مرکز خرید؟
🔹How can I get to the downtown?
🔸چطور میتونم برم مرکز شهر؟
🔹How can I get to the nursing home?
🔸چطور میتونم برم خانه سالمندان؟
🔹How can I get to the airport?
🔸چطور میتونم برم فرودگاه؟
💎 ساختار های کاربردی مکالمه انگلیسی
🔹I shouldn't have married him
🔸نباید باهاش ازدواج میکردم.
🔹I shouldn't have called her.
🔸نباید بهش زنگ میزدم.
🔹I shouldn't have eaten that pizza.
🔸نباید اون پیتزا رو میخوردم.
🔹I shouldn't have bought that car.
🔸نباید اون ماشین رو میخریدم.
🔹I shouldnt have worked too late.
🔸نباید تا دیر وقت کار میکردم.
🔹I shouldn't have told you.
🔸نباید بهت می گفتم.
🔹I shouldn't have married him
🔸نباید باهاش ازدواج میکردم.
🔹I shouldn't have called her.
🔸نباید بهش زنگ میزدم.
🔹I shouldn't have eaten that pizza.
🔸نباید اون پیتزا رو میخوردم.
🔹I shouldn't have bought that car.
🔸نباید اون ماشین رو میخریدم.
🔹I shouldnt have worked too late.
🔸نباید تا دیر وقت کار میکردم.
🔹I shouldn't have told you.
🔸نباید بهت می گفتم.
💎 ساختار روزمره مکالمه انگلیسی
🔹You remind me of my own youth.
🔸تو منو یاد جوونی خودم میندازی.
🔹You remind me of my own past.
🔸تو منو یاد گذشته خودم میندازی.
🔹You remind me of my late mother.
🔸تو منو یاد مادر مرحومم میندازی.
🔹You remind me of my close friend.
🔸تو منو یاد دوست صمیمی ام میندازی.
🔹He reminds me of my ex classmate.
🔸او منو یاد همکلاسی سابقم میندازه.
🔹You remind me of my childhood.
🔸تو منو یاد دوران کودکی خودم میندازی.
🔹You remind me of my own youth.
🔸تو منو یاد جوونی خودم میندازی.
🔹You remind me of my own past.
🔸تو منو یاد گذشته خودم میندازی.
🔹You remind me of my late mother.
🔸تو منو یاد مادر مرحومم میندازی.
🔹You remind me of my close friend.
🔸تو منو یاد دوست صمیمی ام میندازی.
🔹He reminds me of my ex classmate.
🔸او منو یاد همکلاسی سابقم میندازه.
🔹You remind me of my childhood.
🔸تو منو یاد دوران کودکی خودم میندازی.
💎 ساختار روزمره مکالمه انگلیسی
🔹I don't feel like doing anything.
🔸حوصله هیچ کاری رو ندارم.
🔹I don't feel like studying.
🔸حوصله درس خوندن رو ندارم.
🔹I don't feel like dancing.
🔸حوصله رقصیدن رو ندارم.
🔹I don't feel like cooking.
🔸حوصله آشپزی کردن رو ندارم.
🔹I don't feel like watching TV.
🔸حوصله تلویزیون دیدن ندارم.
🔹I don't feel like talking to her.
🔸حوصله حرف زدن با اون رو ندارم.
🔹I don't feel like doing anything.
🔸حوصله هیچ کاری رو ندارم.
🔹I don't feel like studying.
🔸حوصله درس خوندن رو ندارم.
🔹I don't feel like dancing.
🔸حوصله رقصیدن رو ندارم.
🔹I don't feel like cooking.
🔸حوصله آشپزی کردن رو ندارم.
🔹I don't feel like watching TV.
🔸حوصله تلویزیون دیدن ندارم.
🔹I don't feel like talking to her.
🔸حوصله حرف زدن با اون رو ندارم.
👍1
💎 ساختار های کاربردی مکالمه انگلیسی
🔹He turned out to be failed in exam.
🔸معلوم شد تو امتحان مردود شده.
🔹He turned out to be a liar.
🔸معلوم شد اون یه دروغگوعه.
🔹He turned out to be so cruel.
🔸معلوم شد او خیلی بیرحمه.
🔹He turned out to be a cheater.
🔸معلوم شد که او یک متقلبه.
🔹 He turned out to be married.
🔸معلوم شد او متأهله.
🔹He turned out to be a policeman.
🔸معلوم شد که او یک پلیس هست.
🔹He turned out to be failed in exam.
🔸معلوم شد تو امتحان مردود شده.
🔹He turned out to be a liar.
🔸معلوم شد اون یه دروغگوعه.
🔹He turned out to be so cruel.
🔸معلوم شد او خیلی بیرحمه.
🔹He turned out to be a cheater.
🔸معلوم شد که او یک متقلبه.
🔹 He turned out to be married.
🔸معلوم شد او متأهله.
🔹He turned out to be a policeman.
🔸معلوم شد که او یک پلیس هست.
👍1
اینطوری سریع تر حرف میزنی :
1. Gonna (Going to) = آینده
2. Wanna (Want to) = خواستن
3. Kinda (Kind of) = یه جورایی
4. Sorta (Sort of) = یه جورایی
5. Lemme (Let me) = بزار
6. Gimme (Give me) = بده به من
7. Gotta (Got to) = باید
8. Dunno (Don't know) = ندانستن
9. Shoulda (Should have) = باید
10. Woulda (Would have) = خواستن
11. Coulda (Could have) = توانستن
12. Musta (Must have) = باید
13. Neva (Never) = هرگز
14. Outta (Out of) = خارج از
15. 'Til (Until) = تا / تا اینکه
16. 'Cause (Because) = چون
17. 'Em (Them) = آنها
18. 'Nother (Another) = دیگر
19. 'Round (Around) = دور/ اطراف
20. 'Cuz (Because) = چون
1. Gonna (Going to) = آینده
2. Wanna (Want to) = خواستن
3. Kinda (Kind of) = یه جورایی
4. Sorta (Sort of) = یه جورایی
5. Lemme (Let me) = بزار
6. Gimme (Give me) = بده به من
7. Gotta (Got to) = باید
8. Dunno (Don't know) = ندانستن
9. Shoulda (Should have) = باید
10. Woulda (Would have) = خواستن
11. Coulda (Could have) = توانستن
12. Musta (Must have) = باید
13. Neva (Never) = هرگز
14. Outta (Out of) = خارج از
15. 'Til (Until) = تا / تا اینکه
16. 'Cause (Because) = چون
17. 'Em (Them) = آنها
18. 'Nother (Another) = دیگر
19. 'Round (Around) = دور/ اطراف
20. 'Cuz (Because) = چون
❤1👍1
در جملات منفی too نمیاد
به جایش either میاد
✅✅Too
در جملات مثبت و سوالی میاد
I like this song.
I like it too. ✅
I don't like this song.
I don't like too.❌❌
I don't either.✅
I don't have a house.
من خونه ندارم .
I don't have a house either .
منم خونه ندارم.
به جایش either میاد
✅✅Too
در جملات مثبت و سوالی میاد
I like this song.
I like it too. ✅
I don't like this song.
I don't like too.❌❌
I don't either.✅
I don't have a house.
من خونه ندارم .
I don't have a house either .
منم خونه ندارم.
👍4
برای اینکه بگین «موندم، دو دلم» یا «سر دوراهیم» باید بگیم:
I’m torn
پس:
• موندم که برم یا نرم:
I’m torn between going or not.
• موندم بگم یا نگم:
I’m torn between telling or not.
• موندم قبول کنم یا رد کنم:
I’m torn between accepting or rejecting.
• موندم بمونم یا برم:
I’m torn between staying or leaving.
I’m torn
پس:
• موندم که برم یا نرم:
I’m torn between going or not.
• موندم بگم یا نگم:
I’m torn between telling or not.
• موندم قبول کنم یا رد کنم:
I’m torn between accepting or rejecting.
• موندم بمونم یا برم:
I’m torn between staying or leaving.
👍1