Forwarded from خبرهای فوری مهم 🔖
هشدار پلیس فتا درباره پیامک درخواست وجه نزدیکان
پلیس فتا:
🔹هک گوشی و ارسال پیام درخواست وجه به مخاطبین، یکی از شگردهای رایج مجرمین سایبری است.
🔹در صورت دریافت پیام درخواست وجه از نزدیکان خود، قبل از هر گونه اقدام حتماً تاییدیه تلفنی را اخذ کنید.
✅ @Khabar_Fouri
پلیس فتا:
🔹هک گوشی و ارسال پیام درخواست وجه به مخاطبین، یکی از شگردهای رایج مجرمین سایبری است.
🔹در صورت دریافت پیام درخواست وجه از نزدیکان خود، قبل از هر گونه اقدام حتماً تاییدیه تلفنی را اخذ کنید.
✅ @Khabar_Fouri
👍3
ناگهان یک صبح زیبا آسمان گل کرده بود
خاک تا هفت آسمان، بغض تغزل کرده بود
حتم دارم در شب میلادت، ای غوغاترین!
حضرت حق نیز در کارش تأمل کرده بود
هر فرشته، تا بیایی، ای معماییترین!
بالهای خویش را دست توسل کرده بود
ولادت حضرت علی(ع) مبارک باد
🌺🌺🌺
روز مرد و پدر بر تمام مردان و پدران ایران زمین مبارک باد
خاک تا هفت آسمان، بغض تغزل کرده بود
حتم دارم در شب میلادت، ای غوغاترین!
حضرت حق نیز در کارش تأمل کرده بود
هر فرشته، تا بیایی، ای معماییترین!
بالهای خویش را دست توسل کرده بود
ولادت حضرت علی(ع) مبارک باد
🌺🌺🌺
روز مرد و پدر بر تمام مردان و پدران ایران زمین مبارک باد
❤4🎉1
💎 ساختار های کاربردی مکالمه انگلیسی
🔹I was busy taking notes.
🔸مشغول یادداشت برداری بودم.
🔹I was busy reading a novel.
🔸مشغول خوندن رمان بودم.
🔹I was busy fixing my car.
🔸مشغول تعمیر ماشینم بودم.
🔹I was busy talking on the phone.
🔸مشغول صحبت کردن با تلفن بودم.
🔹I was busy finishing the project.
🔸درگیر اتمام پروژه بودم.
🔹I was busy sending an email.
🔸مشغول ارسال ایمیل بودم.
🔹I was busy taking notes.
🔸مشغول یادداشت برداری بودم.
🔹I was busy reading a novel.
🔸مشغول خوندن رمان بودم.
🔹I was busy fixing my car.
🔸مشغول تعمیر ماشینم بودم.
🔹I was busy talking on the phone.
🔸مشغول صحبت کردن با تلفن بودم.
🔹I was busy finishing the project.
🔸درگیر اتمام پروژه بودم.
🔹I was busy sending an email.
🔸مشغول ارسال ایمیل بودم.
💎 ساختار های کاربردی مکالمه انگلیسی
🔹How can I get to the bank?
🔸چطور میتونم برم بانک؟
🔹How can I get to the beach?
🔸چطور میتونم برم ساحل؟
🔹How can I get to the mall?
🔸چطور میتونم برم به مرکز خرید؟
🔹How can I get to the downtown?
🔸چطور میتونم برم مرکز شهر؟
🔹How can I get to the nursing home?
🔸چطور میتونم برم خانه سالمندان؟
🔹How can I get to the airport?
🔸چطور میتونم برم فرودگاه؟
🔹How can I get to the bank?
🔸چطور میتونم برم بانک؟
🔹How can I get to the beach?
🔸چطور میتونم برم ساحل؟
🔹How can I get to the mall?
🔸چطور میتونم برم به مرکز خرید؟
🔹How can I get to the downtown?
🔸چطور میتونم برم مرکز شهر؟
🔹How can I get to the nursing home?
🔸چطور میتونم برم خانه سالمندان؟
🔹How can I get to the airport?
🔸چطور میتونم برم فرودگاه؟
💎 ساختار های کاربردی مکالمه انگلیسی
🔹I shouldn't have married him
🔸نباید باهاش ازدواج میکردم.
🔹I shouldn't have called her.
🔸نباید بهش زنگ میزدم.
🔹I shouldn't have eaten that pizza.
🔸نباید اون پیتزا رو میخوردم.
🔹I shouldn't have bought that car.
🔸نباید اون ماشین رو میخریدم.
🔹I shouldnt have worked too late.
🔸نباید تا دیر وقت کار میکردم.
🔹I shouldn't have told you.
🔸نباید بهت می گفتم.
🔹I shouldn't have married him
🔸نباید باهاش ازدواج میکردم.
🔹I shouldn't have called her.
🔸نباید بهش زنگ میزدم.
🔹I shouldn't have eaten that pizza.
🔸نباید اون پیتزا رو میخوردم.
🔹I shouldn't have bought that car.
🔸نباید اون ماشین رو میخریدم.
🔹I shouldnt have worked too late.
🔸نباید تا دیر وقت کار میکردم.
🔹I shouldn't have told you.
🔸نباید بهت می گفتم.
💎 ساختار روزمره مکالمه انگلیسی
🔹You remind me of my own youth.
🔸تو منو یاد جوونی خودم میندازی.
🔹You remind me of my own past.
🔸تو منو یاد گذشته خودم میندازی.
🔹You remind me of my late mother.
🔸تو منو یاد مادر مرحومم میندازی.
🔹You remind me of my close friend.
🔸تو منو یاد دوست صمیمی ام میندازی.
🔹He reminds me of my ex classmate.
🔸او منو یاد همکلاسی سابقم میندازه.
🔹You remind me of my childhood.
🔸تو منو یاد دوران کودکی خودم میندازی.
🔹You remind me of my own youth.
🔸تو منو یاد جوونی خودم میندازی.
🔹You remind me of my own past.
🔸تو منو یاد گذشته خودم میندازی.
🔹You remind me of my late mother.
🔸تو منو یاد مادر مرحومم میندازی.
🔹You remind me of my close friend.
🔸تو منو یاد دوست صمیمی ام میندازی.
🔹He reminds me of my ex classmate.
🔸او منو یاد همکلاسی سابقم میندازه.
🔹You remind me of my childhood.
🔸تو منو یاد دوران کودکی خودم میندازی.
💎 ساختار روزمره مکالمه انگلیسی
🔹I don't feel like doing anything.
🔸حوصله هیچ کاری رو ندارم.
🔹I don't feel like studying.
🔸حوصله درس خوندن رو ندارم.
🔹I don't feel like dancing.
🔸حوصله رقصیدن رو ندارم.
🔹I don't feel like cooking.
🔸حوصله آشپزی کردن رو ندارم.
🔹I don't feel like watching TV.
🔸حوصله تلویزیون دیدن ندارم.
🔹I don't feel like talking to her.
🔸حوصله حرف زدن با اون رو ندارم.
🔹I don't feel like doing anything.
🔸حوصله هیچ کاری رو ندارم.
🔹I don't feel like studying.
🔸حوصله درس خوندن رو ندارم.
🔹I don't feel like dancing.
🔸حوصله رقصیدن رو ندارم.
🔹I don't feel like cooking.
🔸حوصله آشپزی کردن رو ندارم.
🔹I don't feel like watching TV.
🔸حوصله تلویزیون دیدن ندارم.
🔹I don't feel like talking to her.
🔸حوصله حرف زدن با اون رو ندارم.
👍1
💎 ساختار های کاربردی مکالمه انگلیسی
🔹He turned out to be failed in exam.
🔸معلوم شد تو امتحان مردود شده.
🔹He turned out to be a liar.
🔸معلوم شد اون یه دروغگوعه.
🔹He turned out to be so cruel.
🔸معلوم شد او خیلی بیرحمه.
🔹He turned out to be a cheater.
🔸معلوم شد که او یک متقلبه.
🔹 He turned out to be married.
🔸معلوم شد او متأهله.
🔹He turned out to be a policeman.
🔸معلوم شد که او یک پلیس هست.
🔹He turned out to be failed in exam.
🔸معلوم شد تو امتحان مردود شده.
🔹He turned out to be a liar.
🔸معلوم شد اون یه دروغگوعه.
🔹He turned out to be so cruel.
🔸معلوم شد او خیلی بیرحمه.
🔹He turned out to be a cheater.
🔸معلوم شد که او یک متقلبه.
🔹 He turned out to be married.
🔸معلوم شد او متأهله.
🔹He turned out to be a policeman.
🔸معلوم شد که او یک پلیس هست.
👍1