همه جای دنیا سیاستمدارا طرفدار ورزشیند و این رو رسما اعلام کردند
مثلا دیوید کامرون طرفدار آستون ویلاست.
یا اوباما طرفدار وستهام هستش
همین بغل گوش خودمون اردوغان که در مقام ریاست جمهوریست، طرفدار تیم فنرباغچه بوده و این رو هم اعلام کرده، چیزیکه اصلا به مذاق تیم رقیب گالاتاسرای خوش نیومده
الان اما آذری جهرمی چرا انقدر بولد شده؟
مگر تاکنون کم کری میخوانده؟فرق اینبارش اینست که برد این بار پرسپولیس برای تیم رقیب خیلی سنگین از آب دراومده!
و حالا یک شوخی و کری وزیر رو دارند بصورت جدی جدی جواب میدن و بهش میگن تو بازجویی و اطلاعاتی هستی و وزیر بیارتباطاتی و...
مگر زمانی که سید احمد خمینی فرزند نوه امام خمینی هواداری تیم وزین استقلال رو میکند و کری هم میخواند، چنین واکنشی در فضای مجازی میگیرد که پدربزرگ تو فلان کرد؟!اگر هم بگویند اشتباه است.
جدی کردن فضای شوخی اونهم ورزشی، نشونهی ضعفه اون دسته از هوادارانیه که بجای اینکه بیان کری بخونند، فضارو مسموم کنند
پس:
۱) کری خوندن سیاستمداران اصلا غیرطبیعی و ناصحیح نیست، در دیگر کشورها افراد با سمتهای بالاتر از وزیر کری خوندند و میخونند و چنین واکنشهای غیرطبیعی هم مرسوم نیست
۲) این اولین کری آذری جهرمی نیست و فرق این بار سنگینی برد پرسپولیس بر هواداران تیم رقیب است.
۳) وزارت ارتباطات هیچکجای ورزش ما نیست که هواداری وزیر باعث ایجاد شائبه رانت بشه.
دانایی، مدیر گروه رسانهای خبرهای فوری
@journalistsclub1
مثلا دیوید کامرون طرفدار آستون ویلاست.
یا اوباما طرفدار وستهام هستش
همین بغل گوش خودمون اردوغان که در مقام ریاست جمهوریست، طرفدار تیم فنرباغچه بوده و این رو هم اعلام کرده، چیزیکه اصلا به مذاق تیم رقیب گالاتاسرای خوش نیومده
الان اما آذری جهرمی چرا انقدر بولد شده؟
مگر تاکنون کم کری میخوانده؟فرق اینبارش اینست که برد این بار پرسپولیس برای تیم رقیب خیلی سنگین از آب دراومده!
و حالا یک شوخی و کری وزیر رو دارند بصورت جدی جدی جواب میدن و بهش میگن تو بازجویی و اطلاعاتی هستی و وزیر بیارتباطاتی و...
مگر زمانی که سید احمد خمینی فرزند نوه امام خمینی هواداری تیم وزین استقلال رو میکند و کری هم میخواند، چنین واکنشی در فضای مجازی میگیرد که پدربزرگ تو فلان کرد؟!اگر هم بگویند اشتباه است.
جدی کردن فضای شوخی اونهم ورزشی، نشونهی ضعفه اون دسته از هوادارانیه که بجای اینکه بیان کری بخونند، فضارو مسموم کنند
پس:
۱) کری خوندن سیاستمداران اصلا غیرطبیعی و ناصحیح نیست، در دیگر کشورها افراد با سمتهای بالاتر از وزیر کری خوندند و میخونند و چنین واکنشهای غیرطبیعی هم مرسوم نیست
۲) این اولین کری آذری جهرمی نیست و فرق این بار سنگینی برد پرسپولیس بر هواداران تیم رقیب است.
۳) وزارت ارتباطات هیچکجای ورزش ما نیست که هواداری وزیر باعث ایجاد شائبه رانت بشه.
دانایی، مدیر گروه رسانهای خبرهای فوری
@journalistsclub1
چرا کریخواندن وزیر ارتباطات اشتباه است؟
یزدان مرادی/ خبرنگار اقتصادی
1-استقلال و پرسپولیس بیشترین ضربه را از دولتیبودن اقتصاد ایران خوردهاند. هر از گاهی مسوولان مختلف با ذوقزدگی مقابل دوربینهای تلویزیونی قرار میگیرند و بر خصوصیسازی این دو باشگاه و عرضه سهامشان در بورس تاکید میکنند اما هرگز این اتفاق رخ نداده است تا هوادار بیش از همیشه به این نتیجه برسد که جایگاهی در ذهن مسوولان ورزشی ندارد و خودش و تیمش تنها هستند.
2-بیتعهدی شگفتانگیز مسوولان در عمل وعدهها، بیاعتمادی هواداران و ناامیدی آنها به بهترشدن وضعیت تیمهای محبوبشان را شدت بخشیده طوریکه نگاه بلندمدت آنها نسبت به موفقیتهای قابل دستیابی را کور کرده است. هواداران میدانند که قهرمانی در لیگ برتر یا جام حذفی، هدف اصلی تیمهایی مثل استقلال و پرسپولیس نیست و این دو باشگاه وظیفهای سنگینتر دارند که در تربیت نسل آینده فوتبالی ایران و کسب جایگاههای برتر در فوتبال بینالمللی خلاصه میشود؛ این نگاه در برنامههای مسوولان دیده نمیشود.
3-هواداران استقلال فکر میکنند (مطمئن هستند) که حمایتهای وزارت ورزش از پرسپولیس باعث شده که این تیم در سالهای اخیر به قهرمانیهای متوالی برسد اما در نقطه مقابل، پرسپولیسیها معتقدند این قبیل واکنشها احساسی است و پرسپولیس هم با بحرانهای متعددی روبروست. نکته مهم اینجاست که هیچکدام از طرفین، قادر به اثبات ادعاهای خود به طرف مقابل نیست؛ چالشی که باعث شده فضای فوتبال ایران بیش از هر زمان دیگری مسموم شود و در یک کلام نتوان از فوتبال داخلی لذت برد.
4-در چنین فضایی، سخت بتوان کریخواندن وزیر ارتباطات را با کلکل هواداران عادی کوچه و بازار یکی دانست؛ از نگاه آبیها، وزیر ارتباطات نماینده دولت میشود که در حال دفاع از پرسپولیس است و این تحلیل قطعا در راستای اثبات حمایتهای دولت از قرمزها قرار خواهد کرد. از سوی دیگر وقتی بحرانهای متعدد این دو تیم پرطرفدار ریشه در دولتیبودن آنها دارد، چه جایی برای کریخواندن یک عضو دولت میماند؟
5-به جای ایجاد این قبیل حاشیهها برای دو تیمی که خودشان رکورددار حاشیه هستند، باید به فکر تزریق نیروی جوان، آشنا به فوتبال و متخصص برای این دو باشگاه بود و راه خصوصیسازی واقعی آنها را هموار کرد.
@journalistsclub1
یزدان مرادی/ خبرنگار اقتصادی
1-استقلال و پرسپولیس بیشترین ضربه را از دولتیبودن اقتصاد ایران خوردهاند. هر از گاهی مسوولان مختلف با ذوقزدگی مقابل دوربینهای تلویزیونی قرار میگیرند و بر خصوصیسازی این دو باشگاه و عرضه سهامشان در بورس تاکید میکنند اما هرگز این اتفاق رخ نداده است تا هوادار بیش از همیشه به این نتیجه برسد که جایگاهی در ذهن مسوولان ورزشی ندارد و خودش و تیمش تنها هستند.
2-بیتعهدی شگفتانگیز مسوولان در عمل وعدهها، بیاعتمادی هواداران و ناامیدی آنها به بهترشدن وضعیت تیمهای محبوبشان را شدت بخشیده طوریکه نگاه بلندمدت آنها نسبت به موفقیتهای قابل دستیابی را کور کرده است. هواداران میدانند که قهرمانی در لیگ برتر یا جام حذفی، هدف اصلی تیمهایی مثل استقلال و پرسپولیس نیست و این دو باشگاه وظیفهای سنگینتر دارند که در تربیت نسل آینده فوتبالی ایران و کسب جایگاههای برتر در فوتبال بینالمللی خلاصه میشود؛ این نگاه در برنامههای مسوولان دیده نمیشود.
3-هواداران استقلال فکر میکنند (مطمئن هستند) که حمایتهای وزارت ورزش از پرسپولیس باعث شده که این تیم در سالهای اخیر به قهرمانیهای متوالی برسد اما در نقطه مقابل، پرسپولیسیها معتقدند این قبیل واکنشها احساسی است و پرسپولیس هم با بحرانهای متعددی روبروست. نکته مهم اینجاست که هیچکدام از طرفین، قادر به اثبات ادعاهای خود به طرف مقابل نیست؛ چالشی که باعث شده فضای فوتبال ایران بیش از هر زمان دیگری مسموم شود و در یک کلام نتوان از فوتبال داخلی لذت برد.
4-در چنین فضایی، سخت بتوان کریخواندن وزیر ارتباطات را با کلکل هواداران عادی کوچه و بازار یکی دانست؛ از نگاه آبیها، وزیر ارتباطات نماینده دولت میشود که در حال دفاع از پرسپولیس است و این تحلیل قطعا در راستای اثبات حمایتهای دولت از قرمزها قرار خواهد کرد. از سوی دیگر وقتی بحرانهای متعدد این دو تیم پرطرفدار ریشه در دولتیبودن آنها دارد، چه جایی برای کریخواندن یک عضو دولت میماند؟
5-به جای ایجاد این قبیل حاشیهها برای دو تیمی که خودشان رکورددار حاشیه هستند، باید به فکر تزریق نیروی جوان، آشنا به فوتبال و متخصص برای این دو باشگاه بود و راه خصوصیسازی واقعی آنها را هموار کرد.
@journalistsclub1
درباره کری خوانی وزیر
احمدحسنی مدیرمسول صنعت و تجارت زنجان
در مورد کری خوانی وزیر باید همه جوانب را در نظر گرفت و نظر داد .
سوالاتی که مطرح میشود
۱- چرا یکنفر در جایگاه وزیر کری می خواند ؟
۲- پرسپولیس و استقلال دولتی هستند آیا افرادی از دولت حق ندارند این کار رابکنند؟ و چون دو وزیر ورزش و ارتباطات پرسپولیسی هستند پس وضعیت موجود استقلال و پرسپولیس معلول دخالت این دو وزیر هست
۳-وضعیت امروز استقلال و پرسپولیس معلول چیست؟
برای پاسخ به سوال اول باید بگویم علت اینکه این رفتارها نا متعارف نشان داده میشود، برای آنست که در طول این سالها مسولین خود را جدا از مردم نشان داده اند، حتی غذا خوردن هایشان هم مدتی برای مردم عجیب بود. اگر یادتان باشد در بازیهای جام جهانی نحوه پوشش رئیس جمهور و تماشای بازیهای جام جهانی سوژه روز تمامی محافل بود و حتی در آن مقطع محبوبیتی خاصی هم در بین مردم برایش ایجاد کرد . اما این امر در دنیا چیز بسیار عادی هست و حتی نخست وزیر پاکستان و رئیس جمهور لیبریا از دل ورزش به این سمت رسیده اند و ممکن است عکسها و فیلم های خاصی از دوران ورزش خود داشته باشند که در ایران حتی برای مشاور یک عضو شورای شهر هم دردسر ساز باشد . همه اینها زمینه ساز ایجاد یک تفکر شده است که هر نوع تغییر ولو کوچک را بسیار بزرگ جلوه میدهد . فعالیت با اسم شخصی و مشخص در فضای مجازی خارج از پست و مقام و جایگاه تلقی می شود و از این امر باید استقبال کرد و مسول هر لحظه در برابر انتقاد و پیشنهاد مخاطب قرار گرفته و فضای مونولوگ به دیالوگ تبدیل شده و جایگاه نقد را در کشور را اعتبار می بخشد.
برای پاسخ به سوال دوم در مورد دولتی بودن پرسپولیس و استقلال و احتمال لابی مسولین برای یک تیم خاص باید گفت که هیات دولت وزرای قوی و مهم دیگری هم دارد و ممکن است بخاطر مسایلی جرات اعلام طرفداری از تیم خاص را نداشته باشند . بعنوان مثال اگر امروز اعلام شود چند وزیر اقتصادی و نفت طرفدار دو آتیشه استقلال بوده اند چه تصوری از کمک احتمالی به این تیم در محافل طرفداری ایجاد خواهد شد . در مورد خصوصی سازی در مورد این دو تیم هم باید گفت با توجه به شرایط و قوانین موجود در نبود حق پخش، انحصار در اقتصاد، نبود برندهای مهم خارجی در عرصه تبلیغات، نبود قانون مشخص کپی رایت و دخالت دولت در عرصه ورزش وآماده نبودن بستر مناسب و فرهنگ سازی در طرفداری ورزشی ،هر نوع خصوصی سازی را با شکست مواجه خواهد ساخت .
در مورد سوال سوم و علت تلقی هوارداران استقلال از وضعیت پیش آمده طی این سالها ، باید مشکل را در جای دیگری جست جو کرد . بنظرم مشکل چند سال اخیر استقلال فوت مرحومین حجازی و پورحیدری بوده که بعد از آن هیچ کس در قد قواره بزرگی این تیم نبوده و همیشه اختلافات شدید در بین بزرگان این تیم بوده است و پیشکسوتانی هم که می توانستند این وظیفه را برعهده بگیرند همیشه در رقابت بین همدیگر بوده اند.
قلعه نوعی، منصوریان ، فکری، مجیدی، مظلومی ، مرفاوی نامجومطلق، رحمتی و... نمونه این نام ها هستند اما در تیم رقیب و حتی سپاهان حداقل چند نفر نقش کاریزماتیک در این تیم ها دارند.
@journalistsclub1
احمدحسنی مدیرمسول صنعت و تجارت زنجان
در مورد کری خوانی وزیر باید همه جوانب را در نظر گرفت و نظر داد .
سوالاتی که مطرح میشود
۱- چرا یکنفر در جایگاه وزیر کری می خواند ؟
۲- پرسپولیس و استقلال دولتی هستند آیا افرادی از دولت حق ندارند این کار رابکنند؟ و چون دو وزیر ورزش و ارتباطات پرسپولیسی هستند پس وضعیت موجود استقلال و پرسپولیس معلول دخالت این دو وزیر هست
۳-وضعیت امروز استقلال و پرسپولیس معلول چیست؟
برای پاسخ به سوال اول باید بگویم علت اینکه این رفتارها نا متعارف نشان داده میشود، برای آنست که در طول این سالها مسولین خود را جدا از مردم نشان داده اند، حتی غذا خوردن هایشان هم مدتی برای مردم عجیب بود. اگر یادتان باشد در بازیهای جام جهانی نحوه پوشش رئیس جمهور و تماشای بازیهای جام جهانی سوژه روز تمامی محافل بود و حتی در آن مقطع محبوبیتی خاصی هم در بین مردم برایش ایجاد کرد . اما این امر در دنیا چیز بسیار عادی هست و حتی نخست وزیر پاکستان و رئیس جمهور لیبریا از دل ورزش به این سمت رسیده اند و ممکن است عکسها و فیلم های خاصی از دوران ورزش خود داشته باشند که در ایران حتی برای مشاور یک عضو شورای شهر هم دردسر ساز باشد . همه اینها زمینه ساز ایجاد یک تفکر شده است که هر نوع تغییر ولو کوچک را بسیار بزرگ جلوه میدهد . فعالیت با اسم شخصی و مشخص در فضای مجازی خارج از پست و مقام و جایگاه تلقی می شود و از این امر باید استقبال کرد و مسول هر لحظه در برابر انتقاد و پیشنهاد مخاطب قرار گرفته و فضای مونولوگ به دیالوگ تبدیل شده و جایگاه نقد را در کشور را اعتبار می بخشد.
برای پاسخ به سوال دوم در مورد دولتی بودن پرسپولیس و استقلال و احتمال لابی مسولین برای یک تیم خاص باید گفت که هیات دولت وزرای قوی و مهم دیگری هم دارد و ممکن است بخاطر مسایلی جرات اعلام طرفداری از تیم خاص را نداشته باشند . بعنوان مثال اگر امروز اعلام شود چند وزیر اقتصادی و نفت طرفدار دو آتیشه استقلال بوده اند چه تصوری از کمک احتمالی به این تیم در محافل طرفداری ایجاد خواهد شد . در مورد خصوصی سازی در مورد این دو تیم هم باید گفت با توجه به شرایط و قوانین موجود در نبود حق پخش، انحصار در اقتصاد، نبود برندهای مهم خارجی در عرصه تبلیغات، نبود قانون مشخص کپی رایت و دخالت دولت در عرصه ورزش وآماده نبودن بستر مناسب و فرهنگ سازی در طرفداری ورزشی ،هر نوع خصوصی سازی را با شکست مواجه خواهد ساخت .
در مورد سوال سوم و علت تلقی هوارداران استقلال از وضعیت پیش آمده طی این سالها ، باید مشکل را در جای دیگری جست جو کرد . بنظرم مشکل چند سال اخیر استقلال فوت مرحومین حجازی و پورحیدری بوده که بعد از آن هیچ کس در قد قواره بزرگی این تیم نبوده و همیشه اختلافات شدید در بین بزرگان این تیم بوده است و پیشکسوتانی هم که می توانستند این وظیفه را برعهده بگیرند همیشه در رقابت بین همدیگر بوده اند.
قلعه نوعی، منصوریان ، فکری، مجیدی، مظلومی ، مرفاوی نامجومطلق، رحمتی و... نمونه این نام ها هستند اما در تیم رقیب و حتی سپاهان حداقل چند نفر نقش کاریزماتیک در این تیم ها دارند.
@journalistsclub1
کسی جرمی نکرده گر به ما این روزها عشقی نمی ورزه
🔹 افسون حضرتی روزنامه نگار ورزشی
«کُرکُری خواندن» در فرهنگ فارسی معین به معنی «جواب نامساعد به کسی دادن، پاسخ سر بالا دادن به کسی» معنی شده است. اما این اصطلاح در دنیای فوتبال معنای خود را به شکل دیگری تغییر داده است. در واقع ماهیت «کُرکُری خواندن» همراه با طعنه، تمسخر و به یاد آوردن نقاط ضعف حریف با چاشنی طنز است.
معمولا کسی که جنگ زرگری را آغاز می کند موضع برتری دارد و آنکه خود را سیبل حملات کلامی و نیشخندها می بیند در موضع ضعف است. اما آیا سیاستمداران حق دارند یا ندارند فارغ از دنیای سیاست، همچون مردم عادی زندگی کنند؟ سوالی که اگر سیاستمداران به آن پاسخ می دادند می توانست برای مردم جامعه جذاب هم باشد و حساسیت های موجود را هم از بین ببرد. تصویری که از سیاستمدار در ذهن مردم شکل گرفته آنقدر عجیب و غریب است که کمتر کسی باور می کند مثلا رییس جمهور سرما می خورد. حتی نمی توان تصور کرد آنها هم مثل من و شما غذایی را دوست دارند و یا غذایی را دوست ندارند.
بسیاری از تحلیل گران علت این موضوع را به فاصله ای می دانند که بین مردم و سیاسیون وجود دارد و تصویری که همیشه آنها را در کت و شلوارهای اداری نشان داده با چهره های اخمو که اجازه نمی دهند ذره ای از زندگی خصوصی شان به بیرون درز کند. حریم خصوصی محترم و قابل احترام و باید پاسداری شود. ولی اگر مثل کشورهای دیگر تصویر همسر و فرزندان سیاستمداران را ببینیم خیلی اتفاق خاصی نمی افتد. حتی بدانیم اسم فرزندانشان چیست نه تنها بد نیست که می تواند جالب باشد. اگر پارسا نمکی واکسن روسی را نزده بود کمتر کسی فکر می کرد اسم پسر وزیر هم امروزی است هم معنای عرفانی دارد. یعنی نه سیخ سوخته نه کباب. برای همین هم واکنش های آذری جهرمی نسبت به موفقیت های پرسپولیس برای هواداران تیم استقلال و شاید جامعه ورزش خوشایند نیست. نهایت عکس العمل مردان سیاست – زنان خیلی وارد این وادی نمی شوند – به صدور یک پیام یک خطی تبریک برای مدالی اگر در المپیک، بازیهای آسیایی و مسابقات جهانی بگیریم بوده است.
ولی وزیر ارتباطات این علاقه را نشان می دهد. مثل یک هوادار فوتبال «کُری» می خواند و خوشحالی اش را از موفقیت پرسپولیس ابراز می کند و به استقلال هم طعنه می زند که شما در موقعیت خوبی قرار ندارید. آیا طرفداری یک وزیر از یک تیم فوتبال ایراد دارد؟ در واقع جواب این سوال منفی است. نه ایرادی دارد نه اشکال. طرفداری بخشی از دنیای ورزش است. ورزش بدون طرفدارانش معنا ندارد. ولی ما سالهاست عادت کردیم که اگر میکروفن را جلوی وزیر و وکیلی گرفتیم و خواستیم پا را از گلیم مناسبات خشک سیاسی فراتر بگذاریم خیلی کلیشه ای بپرسیم جناب وزیر شما طرفدار کدام تیم هستید؟ و جناب وزیر هم پاسخ دهد من طرفدار تیم ملی هستم. در حالی اخباری که به بیرون درز می کند حکایت از آبی و قرمز بودن فلان وزیر و بهمان وکیل دارد. استقلال و پرسپولیس از ابتدای شکل گیری شان دولتی بوده اند و دولتی هستند و دولتی خواهند ماند. آذری جهرمی کلیشه هایی را شکسته است که برای فرهنگ ما رک بودن و با صراحت از علاقمندی هایمان صحبت کردن سخت و دشوار است.
از او به عنوان به وزیر انتظار نمی رود که برای یک مسابقه فوتبال جیغ بکشد و گلو پاره کند و بعد هم خوشحالی اش را با ادبیاتی غیردیپماتیک بنویسد. چون جامعه آن را نپذیرفته. ای کاش وزیر دیگری هم پیدا می شد و از استقلال حمایت می کرد تا این تابوی «من فقط طرفدار تیم ملی هستم» از بین می رفت. اینکه چرا وزیر دیگری به استقلال این روزها ابراز علاقه نمی کند معلوم نیست.
@journalistsclub1
🔹 افسون حضرتی روزنامه نگار ورزشی
«کُرکُری خواندن» در فرهنگ فارسی معین به معنی «جواب نامساعد به کسی دادن، پاسخ سر بالا دادن به کسی» معنی شده است. اما این اصطلاح در دنیای فوتبال معنای خود را به شکل دیگری تغییر داده است. در واقع ماهیت «کُرکُری خواندن» همراه با طعنه، تمسخر و به یاد آوردن نقاط ضعف حریف با چاشنی طنز است.
معمولا کسی که جنگ زرگری را آغاز می کند موضع برتری دارد و آنکه خود را سیبل حملات کلامی و نیشخندها می بیند در موضع ضعف است. اما آیا سیاستمداران حق دارند یا ندارند فارغ از دنیای سیاست، همچون مردم عادی زندگی کنند؟ سوالی که اگر سیاستمداران به آن پاسخ می دادند می توانست برای مردم جامعه جذاب هم باشد و حساسیت های موجود را هم از بین ببرد. تصویری که از سیاستمدار در ذهن مردم شکل گرفته آنقدر عجیب و غریب است که کمتر کسی باور می کند مثلا رییس جمهور سرما می خورد. حتی نمی توان تصور کرد آنها هم مثل من و شما غذایی را دوست دارند و یا غذایی را دوست ندارند.
بسیاری از تحلیل گران علت این موضوع را به فاصله ای می دانند که بین مردم و سیاسیون وجود دارد و تصویری که همیشه آنها را در کت و شلوارهای اداری نشان داده با چهره های اخمو که اجازه نمی دهند ذره ای از زندگی خصوصی شان به بیرون درز کند. حریم خصوصی محترم و قابل احترام و باید پاسداری شود. ولی اگر مثل کشورهای دیگر تصویر همسر و فرزندان سیاستمداران را ببینیم خیلی اتفاق خاصی نمی افتد. حتی بدانیم اسم فرزندانشان چیست نه تنها بد نیست که می تواند جالب باشد. اگر پارسا نمکی واکسن روسی را نزده بود کمتر کسی فکر می کرد اسم پسر وزیر هم امروزی است هم معنای عرفانی دارد. یعنی نه سیخ سوخته نه کباب. برای همین هم واکنش های آذری جهرمی نسبت به موفقیت های پرسپولیس برای هواداران تیم استقلال و شاید جامعه ورزش خوشایند نیست. نهایت عکس العمل مردان سیاست – زنان خیلی وارد این وادی نمی شوند – به صدور یک پیام یک خطی تبریک برای مدالی اگر در المپیک، بازیهای آسیایی و مسابقات جهانی بگیریم بوده است.
ولی وزیر ارتباطات این علاقه را نشان می دهد. مثل یک هوادار فوتبال «کُری» می خواند و خوشحالی اش را از موفقیت پرسپولیس ابراز می کند و به استقلال هم طعنه می زند که شما در موقعیت خوبی قرار ندارید. آیا طرفداری یک وزیر از یک تیم فوتبال ایراد دارد؟ در واقع جواب این سوال منفی است. نه ایرادی دارد نه اشکال. طرفداری بخشی از دنیای ورزش است. ورزش بدون طرفدارانش معنا ندارد. ولی ما سالهاست عادت کردیم که اگر میکروفن را جلوی وزیر و وکیلی گرفتیم و خواستیم پا را از گلیم مناسبات خشک سیاسی فراتر بگذاریم خیلی کلیشه ای بپرسیم جناب وزیر شما طرفدار کدام تیم هستید؟ و جناب وزیر هم پاسخ دهد من طرفدار تیم ملی هستم. در حالی اخباری که به بیرون درز می کند حکایت از آبی و قرمز بودن فلان وزیر و بهمان وکیل دارد. استقلال و پرسپولیس از ابتدای شکل گیری شان دولتی بوده اند و دولتی هستند و دولتی خواهند ماند. آذری جهرمی کلیشه هایی را شکسته است که برای فرهنگ ما رک بودن و با صراحت از علاقمندی هایمان صحبت کردن سخت و دشوار است.
از او به عنوان به وزیر انتظار نمی رود که برای یک مسابقه فوتبال جیغ بکشد و گلو پاره کند و بعد هم خوشحالی اش را با ادبیاتی غیردیپماتیک بنویسد. چون جامعه آن را نپذیرفته. ای کاش وزیر دیگری هم پیدا می شد و از استقلال حمایت می کرد تا این تابوی «من فقط طرفدار تیم ملی هستم» از بین می رفت. اینکه چرا وزیر دیگری به استقلال این روزها ابراز علاقه نمی کند معلوم نیست.
@journalistsclub1
شماره پانزدهم رازان منتشر شد
پانزدهمین شماره فصلنامه فرهنگی هنری رازان، ویژه کتاب و کتابخوانی به همراه ضمیمه با عنوان پژوهشی در تالاب میقان اراک نوشته ولیالله شمشیربندی منتشر شد.
رازان را میتوانید در کتابفروشی توس روبهروی دانشگاه تهران تهیه کنید.
@journalistsclub1
پانزدهمین شماره فصلنامه فرهنگی هنری رازان، ویژه کتاب و کتابخوانی به همراه ضمیمه با عنوان پژوهشی در تالاب میقان اراک نوشته ولیالله شمشیربندی منتشر شد.
رازان را میتوانید در کتابفروشی توس روبهروی دانشگاه تهران تهیه کنید.
@journalistsclub1
🔹 کار خلاقانه نیویورک تایمز
نیویورک تایمز برای اینکه ابعاد فاجعهبار مرگ 500 هزار نفر در اثر ابتلا به ویروس کرونا را ترسیم کند و به خوانندگانش نشان دهد این افراد در چه بازه زمانی در فوت کردهاند،از ترفند خلاقانهای استفاده کرده است.
500 هزار نقطه برای نشان دادن فوت 500 هزار انسان.
اولین نقطه نشاندهنده اولین مرگ گزارش شده از بیماری کووید-۱۹ به ۲۹ فوریه ۲۰۲۰ برمیگردد.
دستهبندی روزنامه بر اساس مرگ هر ۵۰هزار نفر در بازههای زمانی مختلف است. ۵۰هزار نفر اول در ۵۵ روز اول فوت کردهاند، ۵۰هزار نفر دوم در ۳۳ روز و از ۱۸ نوامبر سال گذشته تاکنون هر ۵۰هزار نفر قربانی کووید-۱۹ در کمتر از ۲۰ روز اتفاق افتاده است.
@journalistsclub1
نیویورک تایمز برای اینکه ابعاد فاجعهبار مرگ 500 هزار نفر در اثر ابتلا به ویروس کرونا را ترسیم کند و به خوانندگانش نشان دهد این افراد در چه بازه زمانی در فوت کردهاند،از ترفند خلاقانهای استفاده کرده است.
500 هزار نقطه برای نشان دادن فوت 500 هزار انسان.
اولین نقطه نشاندهنده اولین مرگ گزارش شده از بیماری کووید-۱۹ به ۲۹ فوریه ۲۰۲۰ برمیگردد.
دستهبندی روزنامه بر اساس مرگ هر ۵۰هزار نفر در بازههای زمانی مختلف است. ۵۰هزار نفر اول در ۵۵ روز اول فوت کردهاند، ۵۰هزار نفر دوم در ۳۳ روز و از ۱۸ نوامبر سال گذشته تاکنون هر ۵۰هزار نفر قربانی کووید-۱۹ در کمتر از ۲۰ روز اتفاق افتاده است.
@journalistsclub1
🔹 مهدی فرقانی روزنامهنگار قدیمی و استاد دانشگاه، باز نشسته شد.
آقای فرقانی سالها در دانشگاه علامه طباطبایی تدریس کرده و از ایشان کتابها و مقالات زیادی به یادگار مانده است.
آقای فرقانی کار روزنامهنگاری را با روزنامه کیهان در سال 1351 آغاز کرد و در سالهای اخیر بیشتر به کار تدریس مشغول بود.
@journalistsclub1
آقای فرقانی سالها در دانشگاه علامه طباطبایی تدریس کرده و از ایشان کتابها و مقالات زیادی به یادگار مانده است.
آقای فرقانی کار روزنامهنگاری را با روزنامه کیهان در سال 1351 آغاز کرد و در سالهای اخیر بیشتر به کار تدریس مشغول بود.
@journalistsclub1
باشگاه روزنامهنگاران ایران
🔹 مهدی فرقانی روزنامهنگار قدیمی و استاد دانشگاه، باز نشسته شد. آقای فرقانی سالها در دانشگاه علامه طباطبایی تدریس کرده و از ایشان کتابها و مقالات زیادی به یادگار مانده است. آقای فرقانی کار روزنامهنگاری را با روزنامه کیهان در سال 1351 آغاز کرد و در سالهای…
تکریم استاد
مهدی جلیلی/ روزنامهنگار و دانشجوی دکترای ارتباطات دانشگاه علامه
دکتر فرقانی عزیز، از ریاست دانشکده ارتباطات دانشگاه علامه کنار رفتند و بازنشسته شدند.
شمار سالهای خدمت ایشان برای ایران از سال های عمر من و خیلی دیگر از شاگردانشان، بیشتر است.
خوش به حال ایشان که در تمام این سالها پاکدل و پاکدست خدمت کردند.
افتخار من این بود که زمانه فرصت شاگردی ایشان را به من داد. درسهای بسیاری از ایشان آموختم که مهمترین آنها مدارا و دوستی با انسان بود.
مشی معلمی دکتر فرقانی کم نظیر بود و هست، ایشان مهمترین آموزگار من و بسیاری از شاگردان برای آموختن روزنامهنگاری و اخلاق حرفهای بودند.
ما از ایشان آموختیم در رسانه دروغ نگوییم، تهمت نزنیم و روزنامهنگاری را فدای مصلحتهای دو روزه نکنیم. ایشان هرگز در معلمی کم نگذاشتند. اگر ما این آموزه ها را به کار نبستیم، قصور از ما بود.
دکتر فرقانی نه یک معلم که مانند یک پدر دلسوز بود برای ما و نسل ما، حق پدری ایشان همیشه بر ذمه ما باقی است و فراموش نخواهد شد.
@journalistsclub1
مهدی جلیلی/ روزنامهنگار و دانشجوی دکترای ارتباطات دانشگاه علامه
دکتر فرقانی عزیز، از ریاست دانشکده ارتباطات دانشگاه علامه کنار رفتند و بازنشسته شدند.
شمار سالهای خدمت ایشان برای ایران از سال های عمر من و خیلی دیگر از شاگردانشان، بیشتر است.
خوش به حال ایشان که در تمام این سالها پاکدل و پاکدست خدمت کردند.
افتخار من این بود که زمانه فرصت شاگردی ایشان را به من داد. درسهای بسیاری از ایشان آموختم که مهمترین آنها مدارا و دوستی با انسان بود.
مشی معلمی دکتر فرقانی کم نظیر بود و هست، ایشان مهمترین آموزگار من و بسیاری از شاگردان برای آموختن روزنامهنگاری و اخلاق حرفهای بودند.
ما از ایشان آموختیم در رسانه دروغ نگوییم، تهمت نزنیم و روزنامهنگاری را فدای مصلحتهای دو روزه نکنیم. ایشان هرگز در معلمی کم نگذاشتند. اگر ما این آموزه ها را به کار نبستیم، قصور از ما بود.
دکتر فرقانی نه یک معلم که مانند یک پدر دلسوز بود برای ما و نسل ما، حق پدری ایشان همیشه بر ذمه ما باقی است و فراموش نخواهد شد.
@journalistsclub1
🔹 عسل تلخ
عباس یاری تصویر معنیداری در صفحه اینستاگرامش منتشر کرده و از پایان حضور40 سالهاش در مجله فیلم خبر داده است.
عباس یاری،هوشنگ گلمکانی و مسعود مهرابی سه رفیق و همکار بودند که در اوایل دهه 60 مجله فیلم را بنا نهادند اما آنگونه که آقای یاری خبر داده،پس از فوت آقای مسعود مهرابی در شهریور 1399، پسرش-پویا مهرابی-که وارث امتیاز مجله است، او و هوشنگ گلمکانی را از مدیریت مجله کنار گذاشته است.
عباس یاری نوشته: آرزو میکنم این کشتی با پیاده شدنِ اجباریِ بنیانگذارانش توسط پویا مهرابی، مدیر تازه مجله فیلم که وارث امتیاز پدر شده، با همان سلامت، به راهش ادامه دهد. به سهم خودم از تمام دوستانِ نویسنده و همکاران اداری و فنی که در تمامی این سالها درکنارم بودهاند ممنون و سپاسگزارم؛ آرزو میکنم چنانچه خدای نکرده در جریان کار دلگیریای از این حقیر در دلشان مانده، حلالم کنند.»
@journalistsclub1
عباس یاری تصویر معنیداری در صفحه اینستاگرامش منتشر کرده و از پایان حضور40 سالهاش در مجله فیلم خبر داده است.
عباس یاری،هوشنگ گلمکانی و مسعود مهرابی سه رفیق و همکار بودند که در اوایل دهه 60 مجله فیلم را بنا نهادند اما آنگونه که آقای یاری خبر داده،پس از فوت آقای مسعود مهرابی در شهریور 1399، پسرش-پویا مهرابی-که وارث امتیاز مجله است، او و هوشنگ گلمکانی را از مدیریت مجله کنار گذاشته است.
عباس یاری نوشته: آرزو میکنم این کشتی با پیاده شدنِ اجباریِ بنیانگذارانش توسط پویا مهرابی، مدیر تازه مجله فیلم که وارث امتیاز پدر شده، با همان سلامت، به راهش ادامه دهد. به سهم خودم از تمام دوستانِ نویسنده و همکاران اداری و فنی که در تمامی این سالها درکنارم بودهاند ممنون و سپاسگزارم؛ آرزو میکنم چنانچه خدای نکرده در جریان کار دلگیریای از این حقیر در دلشان مانده، حلالم کنند.»
@journalistsclub1
🔹 صفحه اول هفته نامه اکونومیست
اکونومیست در شماره 27 فوریه،موضوع انحصار چندجانبه (Oligopoly) در بازار تکنولوژی را بررسی کرده و تشدید رقابت میان بنگاههای فنآوری را تحلیل کرده است. الیگوپولی یا انحصار چند جانبه به بازاری اشاره دارد که تعداد فروشندهها کم است؛ بنابراین رفتار هریک از فروشندگان برای سایر رقبا اهمیت دارد.
اکونومیست میگوید قواعد بازی در بازار تکنولوژی در حال تغییر است و ساختار نوظهور این صنعت با اقتصاد آزاد فاصله دارد.
@journalistsclub1
اکونومیست در شماره 27 فوریه،موضوع انحصار چندجانبه (Oligopoly) در بازار تکنولوژی را بررسی کرده و تشدید رقابت میان بنگاههای فنآوری را تحلیل کرده است. الیگوپولی یا انحصار چند جانبه به بازاری اشاره دارد که تعداد فروشندهها کم است؛ بنابراین رفتار هریک از فروشندگان برای سایر رقبا اهمیت دارد.
اکونومیست میگوید قواعد بازی در بازار تکنولوژی در حال تغییر است و ساختار نوظهور این صنعت با اقتصاد آزاد فاصله دارد.
@journalistsclub1
🔹صفحه اول هفته نامه تجارتفردا
هفتهنامه تجارتفردا در شماره 399، اهمیت حضور زنان در پستهای کلیدی سازمانهای بزرگ اقتصادی را بررسی و تحلیل کرده است.
با انتخاب خانم «انگوزی اوکونجو-ایوالا» به عنوان نخستین زن رئیس سازمان تجارت جهانی، یکی دیگر از پستهای کلیدی و مهم سازمانهای اقتصادی و مالی بینالمللی در اختیار زنان قرار گرفت.
در حال حاضر «کریستالینا جورجیوا» رئیس صندوق بینالمللی پول است. «کریستین لاگارد» ریاست بانک مرکزی اروپا را بر عهده دارد.
«اودیل رنو-باسو» به عنوان رئیس بانک اروپایی بازسازی و توسعه فعالیت میکند.
«جنت یلن» به تازگی وزیر خزانهداری آمریکا شده و «کریستیا فریلند» نیز معاون نخستوزیر و وزیر اقتصاد کاناداست.
خانم رؤیا سلطانی که گزارش اصلی هفتهنامه را نوشته،این پرسش را مطرح کرده که آیا زنان میتوانند فصل جدیدی در سیاستگذاری اقتصاد جهان ایجاد کنند؟
@journalistsclub1
هفتهنامه تجارتفردا در شماره 399، اهمیت حضور زنان در پستهای کلیدی سازمانهای بزرگ اقتصادی را بررسی و تحلیل کرده است.
با انتخاب خانم «انگوزی اوکونجو-ایوالا» به عنوان نخستین زن رئیس سازمان تجارت جهانی، یکی دیگر از پستهای کلیدی و مهم سازمانهای اقتصادی و مالی بینالمللی در اختیار زنان قرار گرفت.
در حال حاضر «کریستالینا جورجیوا» رئیس صندوق بینالمللی پول است. «کریستین لاگارد» ریاست بانک مرکزی اروپا را بر عهده دارد.
«اودیل رنو-باسو» به عنوان رئیس بانک اروپایی بازسازی و توسعه فعالیت میکند.
«جنت یلن» به تازگی وزیر خزانهداری آمریکا شده و «کریستیا فریلند» نیز معاون نخستوزیر و وزیر اقتصاد کاناداست.
خانم رؤیا سلطانی که گزارش اصلی هفتهنامه را نوشته،این پرسش را مطرح کرده که آیا زنان میتوانند فصل جدیدی در سیاستگذاری اقتصاد جهان ایجاد کنند؟
@journalistsclub1
باشگاه روزنامهنگاران ایران
🔹 عسل تلخ عباس یاری تصویر معنیداری در صفحه اینستاگرامش منتشر کرده و از پایان حضور40 سالهاش در مجله فیلم خبر داده است. عباس یاری،هوشنگ گلمکانی و مسعود مهرابی سه رفیق و همکار بودند که در اوایل دهه 60 مجله فیلم را بنا نهادند اما آنگونه که آقای یاری خبر…
🔹 بیانیه پویا مهرابی درباره مجله فیلم
پویا مهرابی پسر مرحوم مسعود مهرابی در واکنش به حواشی اخیر مجله فیلم بیانیهای منتشر کرده است:
خوانندگان و همراهان همیشگی ماهنامه «فیلم» که طی روزهای اخیر نگران قدیمیترین نشریه سینمایی کشور بوده و هستید اعلام میدارم که در زمان حیات پدرم اختلافاتی بین آقایان مسعود مهرابی، هوشنگ گلمکانی و عباس یاری وجود داشت که متاسفانه ادامهدار نیز بوده و در روزهای پایانی حیات پدرم به اوج رسید و همان زمان آقایان یاری و گلمکانی تصمیم به جدایی گرفته بودند و در نتیجه پیگیر درخواست مجوز ماهنامه از وزارت ارشاد شدند.
اختلافات طی سالهای همکاری به حدی بود که قبلا نیز آقای گلمکانی (حدود هفت سال قبل) درخواست مجوز ماهنامه داده بودند اما به مشورت برخی بزرگان، آن را پیگیری نکرند. تنها دو هفته پس از فوت مسعود مهرابی، در تاریخ ۲۶ شهریور ماه درخواست آقای گلمکانی در سامانه وزارت ارشاد ثبت رسمی شد که با توجه به زمانبر بودن مراحل نشان میدهد که این اقدام از گذشته در حال پیگیری بوده است.
البته دو هفته پس از فوت پدر، خبر درخواست مجوز آقای گلمکانی در رسانهها منتشر شد که ایشان همان زمان در صفحه اینستاگرام خود اعلام کردند: "به همراهان همیشگیمان اطمینان میدهم تا جایی که به جمع ما و شخص بنده مربوط میشود، مجله «فیلم» ادامه دارد."
از طرفی دیگر تنها دو روز پس از فوت پدرم با وجود عزادار بودن ما، آقایان یاری و گلمکانی از طرق مختلف به من فشار آوردند که امتیاز ماهنامه را به آنها منتقل کنم که قطعا با مخالفت اینجانب و خانوادهام روبهرو شد.
ایشان در شش ماه گذشته منتظر صدور مجوز ماهنامه جدید خود بودند و در هفتههای گذشته نیز با نزدیک شدن موعد دریافت امتیاز جدید، فشارها را به اشکال مختلف بر من افزودند تا یا امتیاز را منتقل کنم یا آن را به آنها بفروشم که این پیشنهاد را همان گونه که وصیت پدر بود، قطعا پذیرفته نشد.
در ضمن با توجه به مشارکتنامهای که بین پدرم با آقایان یاری و گلمکانی امضا شده است بعد از فوت یکی از سه نفر، شراکت تمام و تمام حقوق و امتیاز ماهنامه فیلم همچون سالهای گذشته متعلق به مسعود مهرابی خواهد بود و آقایان با علم به این موضوع اقدام به انعقاد قرار داد کرده بودند.
بعد از فوت پدر، برای این که اخلالی در نظم و توالی انتشار ماهنامه پیش نیاید با آقایان یاری و گلمکانی مطرح کردم که به انتشار ماهنامه همچون گذشته ادامه دهیم و به مرور قرار داد جدید همکاری بین خودمان بنویسیم اما طی شش ماه گذشته آقایان به بهانههای مختلف یا خواستار انتقال امتیاز یا فروش آن شدند.
ظاهرا سه روز پیش موفق به دریافت مجوز ماهنامهی جدید شدند و از آن به عنوان اهرم فشار علیه اینجانب استفاده کردند. متاسفانه این جدایی به من و تصمیم من یا حتی وصیت شخص پدر بستگی نداشت و دیر یا زود با صدور مجوز جدید؛ آقایان یاری و گلمکانی ماهنامه را ترک میکردند.
اینجانب هیچ شخصی را تحت فشار برای خروج از ماهنامه قرار ندادم و آنان خبر جدایی خود را در فضای مجازی منتشر کردند. برای آقایان یاری و گلمکانی به عنوان پیشکسوت احترام زیادی قائل هستم به ویژه اینکه سالها در کنار پدرم فعالیت داشتند.
حتی هم اکنون با تلاش عدهای از بزرگان و دوستان، در حال تهیه و تنظیم تفاهم نامهای با آقایان یاری و گلمکانی هستیم که ماهنامه بدون وقفه به راه خود ادامه دهد.
@journalistsclub1
پویا مهرابی پسر مرحوم مسعود مهرابی در واکنش به حواشی اخیر مجله فیلم بیانیهای منتشر کرده است:
خوانندگان و همراهان همیشگی ماهنامه «فیلم» که طی روزهای اخیر نگران قدیمیترین نشریه سینمایی کشور بوده و هستید اعلام میدارم که در زمان حیات پدرم اختلافاتی بین آقایان مسعود مهرابی، هوشنگ گلمکانی و عباس یاری وجود داشت که متاسفانه ادامهدار نیز بوده و در روزهای پایانی حیات پدرم به اوج رسید و همان زمان آقایان یاری و گلمکانی تصمیم به جدایی گرفته بودند و در نتیجه پیگیر درخواست مجوز ماهنامه از وزارت ارشاد شدند.
اختلافات طی سالهای همکاری به حدی بود که قبلا نیز آقای گلمکانی (حدود هفت سال قبل) درخواست مجوز ماهنامه داده بودند اما به مشورت برخی بزرگان، آن را پیگیری نکرند. تنها دو هفته پس از فوت مسعود مهرابی، در تاریخ ۲۶ شهریور ماه درخواست آقای گلمکانی در سامانه وزارت ارشاد ثبت رسمی شد که با توجه به زمانبر بودن مراحل نشان میدهد که این اقدام از گذشته در حال پیگیری بوده است.
البته دو هفته پس از فوت پدر، خبر درخواست مجوز آقای گلمکانی در رسانهها منتشر شد که ایشان همان زمان در صفحه اینستاگرام خود اعلام کردند: "به همراهان همیشگیمان اطمینان میدهم تا جایی که به جمع ما و شخص بنده مربوط میشود، مجله «فیلم» ادامه دارد."
از طرفی دیگر تنها دو روز پس از فوت پدرم با وجود عزادار بودن ما، آقایان یاری و گلمکانی از طرق مختلف به من فشار آوردند که امتیاز ماهنامه را به آنها منتقل کنم که قطعا با مخالفت اینجانب و خانوادهام روبهرو شد.
ایشان در شش ماه گذشته منتظر صدور مجوز ماهنامه جدید خود بودند و در هفتههای گذشته نیز با نزدیک شدن موعد دریافت امتیاز جدید، فشارها را به اشکال مختلف بر من افزودند تا یا امتیاز را منتقل کنم یا آن را به آنها بفروشم که این پیشنهاد را همان گونه که وصیت پدر بود، قطعا پذیرفته نشد.
در ضمن با توجه به مشارکتنامهای که بین پدرم با آقایان یاری و گلمکانی امضا شده است بعد از فوت یکی از سه نفر، شراکت تمام و تمام حقوق و امتیاز ماهنامه فیلم همچون سالهای گذشته متعلق به مسعود مهرابی خواهد بود و آقایان با علم به این موضوع اقدام به انعقاد قرار داد کرده بودند.
بعد از فوت پدر، برای این که اخلالی در نظم و توالی انتشار ماهنامه پیش نیاید با آقایان یاری و گلمکانی مطرح کردم که به انتشار ماهنامه همچون گذشته ادامه دهیم و به مرور قرار داد جدید همکاری بین خودمان بنویسیم اما طی شش ماه گذشته آقایان به بهانههای مختلف یا خواستار انتقال امتیاز یا فروش آن شدند.
ظاهرا سه روز پیش موفق به دریافت مجوز ماهنامهی جدید شدند و از آن به عنوان اهرم فشار علیه اینجانب استفاده کردند. متاسفانه این جدایی به من و تصمیم من یا حتی وصیت شخص پدر بستگی نداشت و دیر یا زود با صدور مجوز جدید؛ آقایان یاری و گلمکانی ماهنامه را ترک میکردند.
اینجانب هیچ شخصی را تحت فشار برای خروج از ماهنامه قرار ندادم و آنان خبر جدایی خود را در فضای مجازی منتشر کردند. برای آقایان یاری و گلمکانی به عنوان پیشکسوت احترام زیادی قائل هستم به ویژه اینکه سالها در کنار پدرم فعالیت داشتند.
حتی هم اکنون با تلاش عدهای از بزرگان و دوستان، در حال تهیه و تنظیم تفاهم نامهای با آقایان یاری و گلمکانی هستیم که ماهنامه بدون وقفه به راه خود ادامه دهد.
@journalistsclub1
مستند «بیجه» اکران آنلاین میشود
حدودا 15 سال پیش ماجرای «بیجه»، مهمترین خبر ایران بود. محمد بسیجه، معروف به بیجه، کارگر کوره پزخانهای در اطراف پاکدشت ورامین بود که به 17 کودک تجاوز کرد و آنها را به قتل رساند.
ماجرای قتل این کودکان، به عنوان بزرگترين پرونده جنايی هفتاد سال اخير ايران شناخته شد و بهشدت افکار عمومی را تحت تأثير قرار داد.
ماجرا با گم شدن کودکان آغاز و با قتل زنجیره ای آنها ادامه پیدا کرد و نهایت به بازداشت بیجه رسید.
میکائیل دیانی، روزنامهنگار و مستندساز به این پدیده پرداخته و در مستندی به بازخوانی پرونده هولناک قاتل سریالی کودکان در پاکدشت پرداخته است که از روز دوشنبه این هفته از طریق شبکه نمایش هاشور به صورت آنلاین اکران میشود.
@journalistsclub1
حدودا 15 سال پیش ماجرای «بیجه»، مهمترین خبر ایران بود. محمد بسیجه، معروف به بیجه، کارگر کوره پزخانهای در اطراف پاکدشت ورامین بود که به 17 کودک تجاوز کرد و آنها را به قتل رساند.
ماجرای قتل این کودکان، به عنوان بزرگترين پرونده جنايی هفتاد سال اخير ايران شناخته شد و بهشدت افکار عمومی را تحت تأثير قرار داد.
ماجرا با گم شدن کودکان آغاز و با قتل زنجیره ای آنها ادامه پیدا کرد و نهایت به بازداشت بیجه رسید.
میکائیل دیانی، روزنامهنگار و مستندساز به این پدیده پرداخته و در مستندی به بازخوانی پرونده هولناک قاتل سریالی کودکان در پاکدشت پرداخته است که از روز دوشنبه این هفته از طریق شبکه نمایش هاشور به صورت آنلاین اکران میشود.
@journalistsclub1
انالله و اناالیه راجعون
باکمال تأسف به اطلاع می رسانیم دوست و همکار رسانهای ما آقای علی اکرمی به علت بیماری کرونا به رحمت خدا رفتند.
این مصیبت را به خانواده ایشان، دوستان و همکاران تسلیت میگوئیم.
روحش شاد یادش گرامی
@journalistsclub1
باکمال تأسف به اطلاع می رسانیم دوست و همکار رسانهای ما آقای علی اکرمی به علت بیماری کرونا به رحمت خدا رفتند.
این مصیبت را به خانواده ایشان، دوستان و همکاران تسلیت میگوئیم.
روحش شاد یادش گرامی
@journalistsclub1
فرزام شیرزادی برای علی اکرمی در اینستاگرام نوشت: دوست روزنامه نگارم بر اثر کرونا درگذشت. من، او و مهران قاسمی همنسل و هم سن بودیم و کارمان را تقریبا با هم شروع کردیم. علی روزگاری سردبیر هفته نامه باور بود. یک شماره از من خواست سردبیر میهمان باشم و ویژه نامه ای را برای نخستین سالگرد درگذشت شاملو منتشر کنم؛ ویژه نامه ای که بعدها پایه انتشار کتاب شاملو در ۱۶ نگاه شد. امکان دیدار و مصاحبه با ابراهیم یزدی را او فراهم کرد. سال ۱۳۷۸ بود.
نازنین، دوست داشتنی و خوش خلق و با سواد بود. یادش گرامی
@journalistsclub1
نازنین، دوست داشتنی و خوش خلق و با سواد بود. یادش گرامی
@journalistsclub1
این تصویر، یکی از ناباورانه تصاویری است که میبینیم. باورش بسیار سخت است. امیدواریم در این سال نحس، مصیبت دیگری نبینیم
@journalistsclub1
@journalistsclub1
🔹بیست و سومین شماره از مجله "چراغ نامه"به سردبیری آزاده صالحی منتشر شد.
دیدار و گفتگو با شمس لنگرودی شاعر پیشکسوت، پرونده ای درباره جایگاه آثار اسماعیل فصیح در ادبیات داستانی معاصر، گفت و گو با امیر دژاکام به بهانه تئاتر "ایوب خان"،گزارشی درباره سریالهای پرطرفدار در جهان، گفت و گو با دکتر جمشید ناصری متخصص زنان و زایمان، گزارشی درباره جایگاه فرش ایران در منطقه و جهان، گفت و گو با فرهاد عابدینی شاعر پیشکسوت، نقدی بر رمان تونل، نگاهی به فیلم "بی همه چیز" محسن قرایی و...برخی مطالب این ماهنامه است.
@journalistsclub1
دیدار و گفتگو با شمس لنگرودی شاعر پیشکسوت، پرونده ای درباره جایگاه آثار اسماعیل فصیح در ادبیات داستانی معاصر، گفت و گو با امیر دژاکام به بهانه تئاتر "ایوب خان"،گزارشی درباره سریالهای پرطرفدار در جهان، گفت و گو با دکتر جمشید ناصری متخصص زنان و زایمان، گزارشی درباره جایگاه فرش ایران در منطقه و جهان، گفت و گو با فرهاد عابدینی شاعر پیشکسوت، نقدی بر رمان تونل، نگاهی به فیلم "بی همه چیز" محسن قرایی و...برخی مطالب این ماهنامه است.
@journalistsclub1
شاعران برگزیدهی سدهی اخیر در ویژهنامهی نوروزی وزندنیا
مجلهی «وزن دنیا» با نظرسنجی درباره انتخاب شاعران برگزیدهی سدهی اخیر و ۱۰۰شعر از ۱۰۰ شاعر به استقبال نوروز ۱۴۰۰ رفت.
در بخش «تعریف و تبصره» این شماره با تیتر «راویان درد مشترک» گفتگوهایی خواهیم خواند دربارهی بررسی گفتمانهای سیاسی و اجتماعی در ۱۰۰ سال شعر ایران.
در این شماره شاعران برگزیدهی سدهی اخیر به انتخاب اهالی ادبیات اندیشه و هنر را خواهیم داشت.
شمارهی سیزدهم «وزن دنیا»، در ۳۰۸ صفحه و به قیمت ۷۵ هزار تومان در دسترس مخاطبان شعر است و علاقهمندان میتوانند برای آگاهی از مراکز خرید مجله به آدرس اینستاگرام و تلگرام مجله با عنوان @vaznedonya مراجعه و یا از سایت مجله www.vaznedonya.ir کسب آگاهی کنند.
مدیرمسئول«وزن دنیا» پوریا سوری و سردبیر آن علی مسعودینیا است.
@ journalistsclub1
مجلهی «وزن دنیا» با نظرسنجی درباره انتخاب شاعران برگزیدهی سدهی اخیر و ۱۰۰شعر از ۱۰۰ شاعر به استقبال نوروز ۱۴۰۰ رفت.
در بخش «تعریف و تبصره» این شماره با تیتر «راویان درد مشترک» گفتگوهایی خواهیم خواند دربارهی بررسی گفتمانهای سیاسی و اجتماعی در ۱۰۰ سال شعر ایران.
در این شماره شاعران برگزیدهی سدهی اخیر به انتخاب اهالی ادبیات اندیشه و هنر را خواهیم داشت.
شمارهی سیزدهم «وزن دنیا»، در ۳۰۸ صفحه و به قیمت ۷۵ هزار تومان در دسترس مخاطبان شعر است و علاقهمندان میتوانند برای آگاهی از مراکز خرید مجله به آدرس اینستاگرام و تلگرام مجله با عنوان @vaznedonya مراجعه و یا از سایت مجله www.vaznedonya.ir کسب آگاهی کنند.
مدیرمسئول«وزن دنیا» پوریا سوری و سردبیر آن علی مسعودینیا است.
@ journalistsclub1