«مایکل سائول دل» (Michael Saul Dell) متولد شهر هیوستون در ایالت تگزاس آمریکا است. پدرش ارتودنتیست موفقی بود و مادرش هم دلال سهام بود هم به شرکتهای مختلف مشاورهی مالی میداد. مایکل از اوان کودکی به تجارت علاقه داشت و گاه و بیگاه این موضوع در رفتارهای او بروز میکرد. کمی که بزرگتر شد در اوج شکوفایی دستگاههای الکترونیک، مسحور رایانهها شد. گویی استعداد و علاقه دست در دست «زمانه و مکان مناسب» داده بودند تا آیندهی درخشانی برای مایکلِ جوان رقم زده شود.
والدینش آرزو داشتند پزشک شود ولی او عاشق فناوری بود و همزمان از داد و ستد لذت میبرد. سر آخر هم این علایق او بودند که مسیر زندگیاش را تعیین کردند.
والدینش واقعا دوست داشتند در دانشگاه، پزشکی بخواند، اما غافل از اینکه او از هر فرصتی برای خریدوفروش استفاده میکند. مایکل خوابگاهش در دانشگاه تگزاس را به دیسکتفروشی تبدیل کرده بود. در آن دوران هر کس که یک رایانهی شخصی میخواست باید آن را از خردهفروشها تهیه میکرد؛ همهی مشخصات دستگاهها هم همانی بود که سازنده در اختیار مصرفکننده میگذاشت و امکان تغییر در آن نبود. اگر کسی میخواست مثلا دستگاهی با رم بیشتر یا فضای ذخیرهسازی بالاتر بگیرد ناچار بود اول آن را بخرد بعدا هر کاری خواست رویش انجام دهد.
مایکل فکری به ذهنش رسید. او رایانههایی را که در انبار فروشگاهها مانده بودند و کسی سراغشان نمیرفت، به قیمت مناسب میخرید؛ بعد خودش رم و هارد آنها را ارتقا میداد و نهایتا ۱۰ تا ۱۵ درصد ارزانتر از قیمت مغازهها (با مشخصات جدید) میفروخت. دل کسبوکارش را با آوردهی ۱۰۰۰ دلار در ایالت تگزاس ثبت و شروع به فعالیت رسمی کرد.
با کمی تبلیغات، کلی مشتری روانهی دفتر/خوابگاهش در دانشگاه شد؛ بهطوری که دیگر پشتسر هم سفارش میگرفت. چند ماه بعد، از خوابگاه درآمد و یک آپارتمان بزرگ اجاره کرد تا بتواند در آنجا خودش رایانهها را از اول سر هم کند؛ اینطوری قیمت تمامشده خیلی کم میشد و راحتتر میتوانست با فروشندگان باسابقه رقابت کند.
علیرغم قولی که به پدر و مادرش در مورد رها کردن تجارت و ادامهی تحصیل داده بود آخر سر مجبور شد لاپوشانی را کنار بگذارد. اما برای گفتن این خبر موقع خوبی را انتخاب کرد، وقتیکه کسبوکارش بهحدی رونق گرفته بود که ماهانه ۸۰ هزار دلار فروش داشت. به نظرش دیگر وقت ترک تحصیل بود تا تماموقت روی تجارت متمرکز شود. او اولین شرکت رایانهای را تاسیس کرد که رایانههای شخصی را از طریق سفارش تلفنی و متناسب با خواست مشتری تحویل میداد و بعد از فروش، خدمات پشتیبانی فنی را بهرایگان ارايه میکرد.
همینطور که کسبوکارش گستردهتر میشد با افزایش فروش توانست باز هم ۱۰ درصد از قیمت دستگاهها کم کند تا افراد بیشتری راغب به خرید شوند. برخلاف دیگر تولیدکنندگان، دل تنها رایانههایی را اسمبل میکرد که سفارش آنها را گرفته بود. برای همین نیازی به انبار کردن قطعات و سر و کله زدن با دردسرهای انبارداری نداشت؛ تازه هزینههای تمام شدهاش هم از رقبا کمتر میشد.
کمکم آنقدر فروش بالا رفت که دل توانست تامینکنندگان قطعات را مجاب کند انبارهایشان را به نزدیکی کارگاههای او انتقال دهند تا فرآیند تولید سرعت بگیرد. این موضوع به نفع تامین کنندگان هم بود و بهجای اینکه مدتها قطعات در انبارهایشان بماند میتوانستند گردش مالی بیشتری داشته باشند. فروش فوقالعاده باعث شده بود همه از این سفره سهمی ببرند. مایکل دل در ۱۹۸۸ نام شرکتش را به «شرکت کامپیوتری دل» (Dell Computer Corporation) تغییر داد و وارد بورس شد. در همان ابتدای ورود، ارزش شرکت تا ۳۰ میلیون دلار بالا رفت. تجارت دل بهسرعت در اقصی نقاط جهان گسترده شد. شیوهی کار همان بود که در آمریکا اجرا میشد؛ کارخانههای مونتاژ در آمریکای جنوبی، اروپا، آسیا و استرالیا تاسیس شدند. مایکل فقط چهار سال بعد، در ۱۹۹۲ و در ۲۷ سالگی، جوانترین مدیر عامل بین مدیران ۵۰۰ شرکت برتر دنیا نام گرفت.
مایکل دل موسس کمپانی دل
@jdmcsas
والدینش آرزو داشتند پزشک شود ولی او عاشق فناوری بود و همزمان از داد و ستد لذت میبرد. سر آخر هم این علایق او بودند که مسیر زندگیاش را تعیین کردند.
والدینش واقعا دوست داشتند در دانشگاه، پزشکی بخواند، اما غافل از اینکه او از هر فرصتی برای خریدوفروش استفاده میکند. مایکل خوابگاهش در دانشگاه تگزاس را به دیسکتفروشی تبدیل کرده بود. در آن دوران هر کس که یک رایانهی شخصی میخواست باید آن را از خردهفروشها تهیه میکرد؛ همهی مشخصات دستگاهها هم همانی بود که سازنده در اختیار مصرفکننده میگذاشت و امکان تغییر در آن نبود. اگر کسی میخواست مثلا دستگاهی با رم بیشتر یا فضای ذخیرهسازی بالاتر بگیرد ناچار بود اول آن را بخرد بعدا هر کاری خواست رویش انجام دهد.
مایکل فکری به ذهنش رسید. او رایانههایی را که در انبار فروشگاهها مانده بودند و کسی سراغشان نمیرفت، به قیمت مناسب میخرید؛ بعد خودش رم و هارد آنها را ارتقا میداد و نهایتا ۱۰ تا ۱۵ درصد ارزانتر از قیمت مغازهها (با مشخصات جدید) میفروخت. دل کسبوکارش را با آوردهی ۱۰۰۰ دلار در ایالت تگزاس ثبت و شروع به فعالیت رسمی کرد.
با کمی تبلیغات، کلی مشتری روانهی دفتر/خوابگاهش در دانشگاه شد؛ بهطوری که دیگر پشتسر هم سفارش میگرفت. چند ماه بعد، از خوابگاه درآمد و یک آپارتمان بزرگ اجاره کرد تا بتواند در آنجا خودش رایانهها را از اول سر هم کند؛ اینطوری قیمت تمامشده خیلی کم میشد و راحتتر میتوانست با فروشندگان باسابقه رقابت کند.
علیرغم قولی که به پدر و مادرش در مورد رها کردن تجارت و ادامهی تحصیل داده بود آخر سر مجبور شد لاپوشانی را کنار بگذارد. اما برای گفتن این خبر موقع خوبی را انتخاب کرد، وقتیکه کسبوکارش بهحدی رونق گرفته بود که ماهانه ۸۰ هزار دلار فروش داشت. به نظرش دیگر وقت ترک تحصیل بود تا تماموقت روی تجارت متمرکز شود. او اولین شرکت رایانهای را تاسیس کرد که رایانههای شخصی را از طریق سفارش تلفنی و متناسب با خواست مشتری تحویل میداد و بعد از فروش، خدمات پشتیبانی فنی را بهرایگان ارايه میکرد.
همینطور که کسبوکارش گستردهتر میشد با افزایش فروش توانست باز هم ۱۰ درصد از قیمت دستگاهها کم کند تا افراد بیشتری راغب به خرید شوند. برخلاف دیگر تولیدکنندگان، دل تنها رایانههایی را اسمبل میکرد که سفارش آنها را گرفته بود. برای همین نیازی به انبار کردن قطعات و سر و کله زدن با دردسرهای انبارداری نداشت؛ تازه هزینههای تمام شدهاش هم از رقبا کمتر میشد.
کمکم آنقدر فروش بالا رفت که دل توانست تامینکنندگان قطعات را مجاب کند انبارهایشان را به نزدیکی کارگاههای او انتقال دهند تا فرآیند تولید سرعت بگیرد. این موضوع به نفع تامین کنندگان هم بود و بهجای اینکه مدتها قطعات در انبارهایشان بماند میتوانستند گردش مالی بیشتری داشته باشند. فروش فوقالعاده باعث شده بود همه از این سفره سهمی ببرند. مایکل دل در ۱۹۸۸ نام شرکتش را به «شرکت کامپیوتری دل» (Dell Computer Corporation) تغییر داد و وارد بورس شد. در همان ابتدای ورود، ارزش شرکت تا ۳۰ میلیون دلار بالا رفت. تجارت دل بهسرعت در اقصی نقاط جهان گسترده شد. شیوهی کار همان بود که در آمریکا اجرا میشد؛ کارخانههای مونتاژ در آمریکای جنوبی، اروپا، آسیا و استرالیا تاسیس شدند. مایکل فقط چهار سال بعد، در ۱۹۹۲ و در ۲۷ سالگی، جوانترین مدیر عامل بین مدیران ۵۰۰ شرکت برتر دنیا نام گرفت.
مایکل دل موسس کمپانی دل
@jdmcsas
دوبار در امتحان اصلی دبستان رد شد، سه بار در آزمون دبیرستان و دوبار هم در آزمون ورودی دانشگاه مردود شد. فکر نکنید مردود شدن وی عادی بود، نه! نمره او افتضاح بود. در امتحان ورودی کالج، در درس ریاضی نمره ۱ از ۱۲۰ گرفت!!
جالب این است که با چنین سابقهای، اعتماد به نفس کافی هم داشت و برای ورود به دانشگاه هاروارد –رتبه یک دانشگاههای جهان- اقدام کرد و البته رد شد. اما دوباره اقدام کرد. وی توسط دانشگاه هاروارد ۱۰ بار رد شد!! اما برای او مسالهای نبود. او به دانشگاه دیگری رفت و لیسانس زبان انگلیسی گرفت.
بعد آنکه فارغ التحصیل شد او برای ۳۰ شغل درخواست فرستاد. اما برای هیچ کدام از آن شغلها پذیرفته نشد. حتی برای افسر پلیس شدن درخواست داد. اما آنها هم حتی به او فرصت ندادند. او برای اینکه کارمند کی.اف.سی (فست فود زنجیره ای معروف) نیز اقدام کرد. ۲۴ نفر بودند اما همه پذیرفتند شدند و تنها مصاحبه شونده ای که بین ۲۴ نفر توسط کی.اف.سی. رد شد او بود. این بخشی از داستان زندگی جک ما (بنیانگدار و مالک علی بابا) است که اکنون ۴۱ میلیارد دلار ثروت دارد.
داستان زندگی او الهام بخش است. اما او یک دیدگاه کلیدی در موفقیت دارد که بسیار جذاب است. او میگوید: اگر میخواهید رمز موفقیت را بدانید، نه از داستان های موفقیت، بلکه از شکستها و اشتباهات آنها بیاموزید. موفقیت آدم های موفق مثل یک ویترین زیبا و آراسته است که پشت آن پر است از شلختگی، شکست و تاریکی؛ چک های برگشت خورده، زندان، مردود شدن، پذیرفته نشدن، مسخره شدن، اشتباهات احمقانه. پس اگر فقط این ویترین آراسته را ببینیم، یک تصویر توهمی از موفقیت در ذهن ما ایجاد میشود و توانمندی ما را برای مواجهه با شکست ها به شدت کاهش میدهد، چرا که فکر می کنیم، در مسیر موفقیت فرش قرمز پهن کردهاند. برای پی بردن به فرمول و رموز موفقیت یک سلبریتی، قهرمان اجتماعی یا مدیر موفق میلیاردر بهتر است پشت ویترینها را نگاه کنیم. خود او میخواهم کتابی بنویسند به نام ۱۰۰۱ اشتباه علی بابا! او میگوید من نام شرکتم را ۱۰۰۱ اشتباه مینامم.
#جک_ما
@jdmcsas
جالب این است که با چنین سابقهای، اعتماد به نفس کافی هم داشت و برای ورود به دانشگاه هاروارد –رتبه یک دانشگاههای جهان- اقدام کرد و البته رد شد. اما دوباره اقدام کرد. وی توسط دانشگاه هاروارد ۱۰ بار رد شد!! اما برای او مسالهای نبود. او به دانشگاه دیگری رفت و لیسانس زبان انگلیسی گرفت.
بعد آنکه فارغ التحصیل شد او برای ۳۰ شغل درخواست فرستاد. اما برای هیچ کدام از آن شغلها پذیرفته نشد. حتی برای افسر پلیس شدن درخواست داد. اما آنها هم حتی به او فرصت ندادند. او برای اینکه کارمند کی.اف.سی (فست فود زنجیره ای معروف) نیز اقدام کرد. ۲۴ نفر بودند اما همه پذیرفتند شدند و تنها مصاحبه شونده ای که بین ۲۴ نفر توسط کی.اف.سی. رد شد او بود. این بخشی از داستان زندگی جک ما (بنیانگدار و مالک علی بابا) است که اکنون ۴۱ میلیارد دلار ثروت دارد.
داستان زندگی او الهام بخش است. اما او یک دیدگاه کلیدی در موفقیت دارد که بسیار جذاب است. او میگوید: اگر میخواهید رمز موفقیت را بدانید، نه از داستان های موفقیت، بلکه از شکستها و اشتباهات آنها بیاموزید. موفقیت آدم های موفق مثل یک ویترین زیبا و آراسته است که پشت آن پر است از شلختگی، شکست و تاریکی؛ چک های برگشت خورده، زندان، مردود شدن، پذیرفته نشدن، مسخره شدن، اشتباهات احمقانه. پس اگر فقط این ویترین آراسته را ببینیم، یک تصویر توهمی از موفقیت در ذهن ما ایجاد میشود و توانمندی ما را برای مواجهه با شکست ها به شدت کاهش میدهد، چرا که فکر می کنیم، در مسیر موفقیت فرش قرمز پهن کردهاند. برای پی بردن به فرمول و رموز موفقیت یک سلبریتی، قهرمان اجتماعی یا مدیر موفق میلیاردر بهتر است پشت ویترینها را نگاه کنیم. خود او میخواهم کتابی بنویسند به نام ۱۰۰۱ اشتباه علی بابا! او میگوید من نام شرکتم را ۱۰۰۱ اشتباه مینامم.
#جک_ما
@jdmcsas
Forwarded from Digiato | دیجیاتو
💢 حجم مصرفی اینترنت کاربران در پیام رسان #سروش دیگر رایگان نیست
🔸از روزهای اول تیرماه جاری کاربران در شبکههای اجتماعی درباره کم شدن حجم اینترنتشان توسط پیام رسان سروش پستهایی منتشر ساختند که در نهایت بعد از گذشت نزدیک به یک هفته مشخص شد که بدون اطلاع قبلی به کاربران، این ویژگی سروش در همه اپراتورها حذف شده است.
بیشتر بخوانید در:
👇👇👇
https://dgto.ir/zow
#داخلی
🔸از روزهای اول تیرماه جاری کاربران در شبکههای اجتماعی درباره کم شدن حجم اینترنتشان توسط پیام رسان سروش پستهایی منتشر ساختند که در نهایت بعد از گذشت نزدیک به یک هفته مشخص شد که بدون اطلاع قبلی به کاربران، این ویژگی سروش در همه اپراتورها حذف شده است.
بیشتر بخوانید در:
👇👇👇
https://dgto.ir/zow
#داخلی
چگونه صحت ادعاهای ویدئویی را وارسی کنیم؟
🖌 مثال: ویدئوی ادعاییِ «دستگاه ابر و باران ناسا در آمریکا»، توجهِ مَجازیِ فراوانی را به خود جلب کرد؛ بهعنوان نمونه در یکی از کانالها همانگونه که میبینیم، حدود یکمیلیون بار مشاهده شده است.
یکی از روشهای بررسی صحت و سقم این ادعا را، تقدیم شما میکنیم:
◀️ از چند صحنهی کلیدیِ ویدئو، اسکرینشات میگیریم
◀️ اسکرینشاتها را به «پِینت» یا برنامه دیگری میبریم؛ در صورت لزوم، «کراپ» میکنیم و بیرون از کادرِ ویدئو را میبُریم
◀️ هر اسکرینشات را، بهطور جداگانه، روی کامپیوتر ذخیره میکنیم
◀️ به صفحه جستجوی تصاویر گوگل میرویم
◀️ روی آیکون دوربین کلیک میکنیم تا امکان جستجوی معکوس (جستجوی صفحاتِ حاویِ یک عکس خاص)، ظاهر شود
◀️ حالتِ «آپلود تصویر» را کلیک میکنیم
◀️ تصویرهایی را که ذخیره کردهبودیم، یکییکی آپلود میکنیم تا گوگل، صفحاتِ حاویِ آنها را جستجو کند
◀️ در صفحهنتایجِ گوگل برای جستجوی معکوسِ تصویر اوّلِ ما نتیجهی خاصی ندارد؛ اما با جستجوی تصویر دوّمی، یک لینک یوتیوب میبینیم با این عنوان: «ناسا، ماشین ابرسازی ندارد؛ موتورِ موشکِ فضاپیما دارد»
◀️ لینک ویدئو را کلیک میکنیم؛ سؤالِ جالبی که سازندهی ویدئو مطرح میکند، این است که: «چرا باید دستگاهِ ابرساز، موتورِ موشک فضاپیما داشته باشد!»
◀️ با کلیدواژههایی که از ویدئو آموختهایم، بیشتر جستجو میکنیم و در مییابیم که: ناسا در «مرکز فضایی جان سی. استنیس»، موتورِ آراِس۲۵ را آزمایش کرده و ابرِ مشاهدهشده، حاصل از سوختنِ هیدروژنِ مایع با اکسیژنِ مایع بوده که از اگزوز موتور خارج میشود
✅ علاوه بر گوگل، از موتورهای دیگری هم برای جستجوی معکوس تصاویر میتوان بهره برد و در برخی موارد، جستجوهای آنها کاملتر و دقیقتر از گوگل است؛ خودتان سرویس جستجوی معکوس تصاویرِ موتورِ روسیِ یَندکس را امتحان کنید.
🖌 مثال: ویدئوی ادعاییِ «دستگاه ابر و باران ناسا در آمریکا»، توجهِ مَجازیِ فراوانی را به خود جلب کرد؛ بهعنوان نمونه در یکی از کانالها همانگونه که میبینیم، حدود یکمیلیون بار مشاهده شده است.
یکی از روشهای بررسی صحت و سقم این ادعا را، تقدیم شما میکنیم:
◀️ از چند صحنهی کلیدیِ ویدئو، اسکرینشات میگیریم
◀️ اسکرینشاتها را به «پِینت» یا برنامه دیگری میبریم؛ در صورت لزوم، «کراپ» میکنیم و بیرون از کادرِ ویدئو را میبُریم
◀️ هر اسکرینشات را، بهطور جداگانه، روی کامپیوتر ذخیره میکنیم
◀️ به صفحه جستجوی تصاویر گوگل میرویم
◀️ روی آیکون دوربین کلیک میکنیم تا امکان جستجوی معکوس (جستجوی صفحاتِ حاویِ یک عکس خاص)، ظاهر شود
◀️ حالتِ «آپلود تصویر» را کلیک میکنیم
◀️ تصویرهایی را که ذخیره کردهبودیم، یکییکی آپلود میکنیم تا گوگل، صفحاتِ حاویِ آنها را جستجو کند
◀️ در صفحهنتایجِ گوگل برای جستجوی معکوسِ تصویر اوّلِ ما نتیجهی خاصی ندارد؛ اما با جستجوی تصویر دوّمی، یک لینک یوتیوب میبینیم با این عنوان: «ناسا، ماشین ابرسازی ندارد؛ موتورِ موشکِ فضاپیما دارد»
◀️ لینک ویدئو را کلیک میکنیم؛ سؤالِ جالبی که سازندهی ویدئو مطرح میکند، این است که: «چرا باید دستگاهِ ابرساز، موتورِ موشک فضاپیما داشته باشد!»
◀️ با کلیدواژههایی که از ویدئو آموختهایم، بیشتر جستجو میکنیم و در مییابیم که: ناسا در «مرکز فضایی جان سی. استنیس»، موتورِ آراِس۲۵ را آزمایش کرده و ابرِ مشاهدهشده، حاصل از سوختنِ هیدروژنِ مایع با اکسیژنِ مایع بوده که از اگزوز موتور خارج میشود
✅ علاوه بر گوگل، از موتورهای دیگری هم برای جستجوی معکوس تصاویر میتوان بهره برد و در برخی موارد، جستجوهای آنها کاملتر و دقیقتر از گوگل است؛ خودتان سرویس جستجوی معکوس تصاویرِ موتورِ روسیِ یَندکس را امتحان کنید.
Forwarded from ترنجی
Forwarded from مرکز نوآوری و شتابدهی جهاددانشگاهی مشهد
☕️💡 کافه کارآفرینی مشهد زیر نظر کانون شکوفایی خلاقیت و نوآوری سازمان تجاری سازی،فناوری و اشتغال دانش اموختگان جهاددانشگاهی مشهد راه اندازی شده است. در این کانال:
⚀ اطلاع رسانی از رویدادها و کارگاه های کارآفرینی استانی و کشوری
⚁ مطالب اموزشی و ترویجی کارآفرینی
⚂ شبکه سازی
⚃نشست های صمیمانه کارآفرینی
⚄ نقد و تحلیل فیلم های کارآفرینی
را با شما عزیزان به اشتراک خواهیم گذاشت...
@MHDcaffekarafarini
⚀ اطلاع رسانی از رویدادها و کارگاه های کارآفرینی استانی و کشوری
⚁ مطالب اموزشی و ترویجی کارآفرینی
⚂ شبکه سازی
⚃نشست های صمیمانه کارآفرینی
⚄ نقد و تحلیل فیلم های کارآفرینی
را با شما عزیزان به اشتراک خواهیم گذاشت...
@MHDcaffekarafarini
Forwarded from 1pezeshk یک پزشک
🔺متوسط سرعت جهانی اینترنت طی یک سال گذشته ۲۳ درصد افزایش یافته است، ایران در رتبه تاسفبار ۱۴۵ دنیا!
https://www.1pezeshk.com/archives/2018/07/average-internet-speeds-us-vs-the-world.html
https://www.1pezeshk.com/archives/2018/07/average-internet-speeds-us-vs-the-world.html
Forwarded from جادی، کیبورد آزاد - Jadi
انتشار رایگان دوره گیت جادی برای مدیریت توزیع شده سورس ها
کانال @jadinet
گیت این روزها مشهورترین و احتمالا پر کاربردترین روشی است که می تونیم باهاش سورس برنامههامون رو مدیریت کنه. در واقع به جای درست کردن یک فولدر «پروژه» و بعد درست کردن یک New folder توش و بعد از مدتی کار کپی کردن New Folder به Working-18tir و بعد کار کردن روی یک فچیر و ذخیره کردن همه کارها در Final2-give2boss و بعد رفع باگ و درست کردن final3-full و … می تونیم به گیت بگیم همه تغییرات رو یادش نگه داره و ورژن بزنه و کد یکی دیگه رو با ما ترکیب کنه و کد جدید رو اسمگذاری کنه و غیره و غیره.
به نظرم دارم توضیحات چرت می دم (: خلاصه بحث اینه که با پیگیری دوستان فرادرس، من بالاخره دوره گیت رایگان رو تموم کردم و می تونین اگر لازم بود ثبت نام کنین. گیت چیزی است که شکی نیست هر کجای دنیای آی تی که باشین به دردتون می خوره و اگر از من می پرسین، هر کسی که با تغییر فایل ها سر و کار داره هم خوبه ازش بسیار بسیار استفاده کنن پس لازمه یک دونه رایگانش باشه، امیدوارم که خوب هم باشه.
سرفصلها اینها هستن:
درس یکم: مقدمات گیت و نصب آن
درس دوم: اولین اینیت (init) و اولین کامیت
درس سوم: بررسی تاریخچه کارها
درس چهارم: بررسی تغییرات انجام شده
درس پنجم: آشنایی با شاخه ها یا همان برنچ ها (Branch)
درس ششم: کمی بیشتر در مورد برنچ ها
درس هفتم: آشنایی و استفاده از گیت هاب (GitHub)
درس هشتم: بررسی و حل کانفلیکت های (Conflict) ریموت
درس نهم: تگ زدن برای شناسایی نسخه ها
درس دهم: امضا کردن تگ ها و کامیت ها
درس یازدهم: دیباگ کردن با کمک گیت
درس دوازدهم: آشنایی با گیت لب و مشارکت در پروژه ها
کانال @jadinet
آدرس دوره: https://faradars.org/courses/fvgit9609-managed-distributed-edition-using-git
کانال @jadinet
گیت این روزها مشهورترین و احتمالا پر کاربردترین روشی است که می تونیم باهاش سورس برنامههامون رو مدیریت کنه. در واقع به جای درست کردن یک فولدر «پروژه» و بعد درست کردن یک New folder توش و بعد از مدتی کار کپی کردن New Folder به Working-18tir و بعد کار کردن روی یک فچیر و ذخیره کردن همه کارها در Final2-give2boss و بعد رفع باگ و درست کردن final3-full و … می تونیم به گیت بگیم همه تغییرات رو یادش نگه داره و ورژن بزنه و کد یکی دیگه رو با ما ترکیب کنه و کد جدید رو اسمگذاری کنه و غیره و غیره.
به نظرم دارم توضیحات چرت می دم (: خلاصه بحث اینه که با پیگیری دوستان فرادرس، من بالاخره دوره گیت رایگان رو تموم کردم و می تونین اگر لازم بود ثبت نام کنین. گیت چیزی است که شکی نیست هر کجای دنیای آی تی که باشین به دردتون می خوره و اگر از من می پرسین، هر کسی که با تغییر فایل ها سر و کار داره هم خوبه ازش بسیار بسیار استفاده کنن پس لازمه یک دونه رایگانش باشه، امیدوارم که خوب هم باشه.
سرفصلها اینها هستن:
درس یکم: مقدمات گیت و نصب آن
درس دوم: اولین اینیت (init) و اولین کامیت
درس سوم: بررسی تاریخچه کارها
درس چهارم: بررسی تغییرات انجام شده
درس پنجم: آشنایی با شاخه ها یا همان برنچ ها (Branch)
درس ششم: کمی بیشتر در مورد برنچ ها
درس هفتم: آشنایی و استفاده از گیت هاب (GitHub)
درس هشتم: بررسی و حل کانفلیکت های (Conflict) ریموت
درس نهم: تگ زدن برای شناسایی نسخه ها
درس دهم: امضا کردن تگ ها و کامیت ها
درس یازدهم: دیباگ کردن با کمک گیت
درس دوازدهم: آشنایی با گیت لب و مشارکت در پروژه ها
کانال @jadinet
آدرس دوره: https://faradars.org/courses/fvgit9609-managed-distributed-edition-using-git
فرادرس
آموزش گیت Git، گیت هاب و گیت لب (رایگان) + گواهینامه دو زبانه | فرادرس
آموزش رایگان گیت Git، گیت هاب و گیت لب، به صورت گام به گام و تصویری با تدریس جادی میرمیرانی
آیا میتوان پیشبینی کرد که چه زمانی یک چت آنلاین به مشاجره میانجامد؟
در تحقیقاتی در این زمینه مدلی ساخته شده که از پس این کار بر میآید 😳
@jdmcsas
در تحقیقاتی در این زمینه مدلی ساخته شده که از پس این کار بر میآید 😳
@jdmcsas