⭕️شرکت AMD در جریان COMPUTEX 2018 از پردازندهی گرافیکی وگا مبتنی بر لیتوگرافی ۷ نانومتری رونمایی کرد که برای استفاده در کاربردهایی نظیر هوش مصنوعی یا یادگیری ماشین مناسب است
@jdmscsas
@jdmscsas
انجمن کامپیوتر جهاد دانشگاهی مشهد
سعید و حمید محمدی دوقلوهای موسس و مدیر کمپانی دیجی کالا @jdmcsas
جرقه راهاندازی سایت دیجیکالا توسط برادران دوقلوی محمدی، در واقع تبدیل یک تهدید به فرصت بود! این دو برادر علاقهمند به عکاسی، سال ۸۳ درست هنگامی که عکاسی آنالوگ داشت جای خود را به نوع دیجیتالیاش میداد، به فکر خرید یک دوربین دیجیتال افتادند. در آن روزها دیجیکالایی وجود نداشت تا اطلاعات کاملی را در مورد محصول در اختیارشان قرار دهد؛ به همین دلیل به سایتهای انگلیسی زبان رو آوردند و بعد از انتخاب دوربین مورد نظرشان به خیابان جمهوری رفتند و دوربین را خریدند.
مدتی بعد متوجه شدند که دوربین خریداری شده آنها دارای کیفیت مطلوب نیست و لنز آن دست دوم و تعمیری است. این موضوع آنها را به مطالعه و تحقیق در حوزه نقد، بررسی و فروش اینترنتی کالای دیجیتال واداشت و ایده سایت دیجیکالا را در ذهن آن دو بهوجود آورد.
حمید محمدی ۳۸ ساله است. او لیسانس مهندسی صنایعش را از دانشگاه خواجه نصیر و فوقلیسانس ام.بی.ای (MBA) خود را از دانشگاه علم و صنعت دریافت کرده است. برادر دوقلوی او، سعید، هم مدرک لیسانس مکانیک و فوقلیسانس ام.بی.ای (MBA) خود را از دانشگاه سازمان مدیریت صنعتی گرفته است.
آنها با راهاندازی سایت دیجیکالا به بالا رفتن سطح اطلاعات مخاطبان کمک کردند تا بتوانند مانند یک متخصص کالاها را بررسی کنند و به شیوه درست، اصولی و امروزی خریداری کنند. به گزارش الکسا، دیجیکالا رتبه سوم در میان پربازدیدترین سایتهای ایران را از آن خود کرده است.
@jdmcsas
مدتی بعد متوجه شدند که دوربین خریداری شده آنها دارای کیفیت مطلوب نیست و لنز آن دست دوم و تعمیری است. این موضوع آنها را به مطالعه و تحقیق در حوزه نقد، بررسی و فروش اینترنتی کالای دیجیتال واداشت و ایده سایت دیجیکالا را در ذهن آن دو بهوجود آورد.
حمید محمدی ۳۸ ساله است. او لیسانس مهندسی صنایعش را از دانشگاه خواجه نصیر و فوقلیسانس ام.بی.ای (MBA) خود را از دانشگاه علم و صنعت دریافت کرده است. برادر دوقلوی او، سعید، هم مدرک لیسانس مکانیک و فوقلیسانس ام.بی.ای (MBA) خود را از دانشگاه سازمان مدیریت صنعتی گرفته است.
آنها با راهاندازی سایت دیجیکالا به بالا رفتن سطح اطلاعات مخاطبان کمک کردند تا بتوانند مانند یک متخصص کالاها را بررسی کنند و به شیوه درست، اصولی و امروزی خریداری کنند. به گزارش الکسا، دیجیکالا رتبه سوم در میان پربازدیدترین سایتهای ایران را از آن خود کرده است.
@jdmcsas
- الو، پیتزا گوردون؟
- خیر آقا، پیتزا گوگل.
- آه، ببخشید؛ اشتباه گرفتم.
- خیر آقا؛ گوگل اونو خریده.
- بسیار خوب؛ لطفاً سفارش منو یادداشت کنید.
- بله آقا؛ مثل معمول باشه؟
- معمول؟ مگر شما منو میشناسین؟
- طبق برگۀ دادههای سفارش دهندگان ما، در 12 مرتبۀ پیشین، شما پیتزا با پنیر، سوسیس با لایۀ ضخیم سفارش دادهاید.
- بسیار خوب؛ این دفعه هم همون باشه.
- میتونم پنیر ریکوتا، سبزی شابانک (arugula) با گوجۀ خشک رو به شما توصیه کنم؟
- چی؟ من از سبزیها متنفّرم.
- ولی وضعیت کلسترول شما خوب نیست، آقا.
- شما از کجا میدونین؟
- شماره تلفن ثابت شما با اسمتان رو در راهنمای مشترکین وارد کردیم؛ نتیجۀ آزمایش خون شما در هفت سال گذشته به دست آمد.
- بسیار خوب؛ امّا این پیتزا رو نمیخواهم! من دارو میخورم.
- ببخشید؛ امّا شما داروی خودتونو مرتّب نمیخورید؛ از پایگاه دادههای تجاری ما معلوم میشود که شما در چهار ماه گذشته فقط یک بسته سیتایی قرص کلسترول رو از شبکۀ فروش دارو خریداری کردهاید.
- من مقدار بیشتری از داروخانۀ دیگه ای گرفتم.
- در صورت کارت اعتباری شما ثبت نشده است.
- نقد پرداخت کردم
- امّا طبق صورت حساب بانکی شما، اونقدر وجه نقد برداشت نکردهاید.
- من منبع دیگری برای پول نقد دارم.
- این موضوع در اظهارنامۀ مالیاتی شما ذکر نشده است؛ مگر آن که منبع درآمدی داشته باشید که اظهار نکرده باشید.
- به جهنّم!
- متأسّفم آقا، ما این اطّلاعات رو فقط به قصد کمک به شما استفاده میکنیم.
- کافیه! از گوگل و فیسبوک و تویتر و واتساپ حالم به هم میخوره.
میرم به یه جزیره ی بدون اینترنت، تلویزیون کابلی، که هیچگونه خطّ تلفن موبایل در اونجا وجود نداشته باشه و کسی مراقب من نباشه و جاسوسی منو نکنه.
- متوجّهم آقا، امّا شما ابتدا باید گذرنامۀ خودتونو تمدید کنید؛ چون 5 هفته پیش اعتبارش تمام شده!
@jdmcsas
- خیر آقا، پیتزا گوگل.
- آه، ببخشید؛ اشتباه گرفتم.
- خیر آقا؛ گوگل اونو خریده.
- بسیار خوب؛ لطفاً سفارش منو یادداشت کنید.
- بله آقا؛ مثل معمول باشه؟
- معمول؟ مگر شما منو میشناسین؟
- طبق برگۀ دادههای سفارش دهندگان ما، در 12 مرتبۀ پیشین، شما پیتزا با پنیر، سوسیس با لایۀ ضخیم سفارش دادهاید.
- بسیار خوب؛ این دفعه هم همون باشه.
- میتونم پنیر ریکوتا، سبزی شابانک (arugula) با گوجۀ خشک رو به شما توصیه کنم؟
- چی؟ من از سبزیها متنفّرم.
- ولی وضعیت کلسترول شما خوب نیست، آقا.
- شما از کجا میدونین؟
- شماره تلفن ثابت شما با اسمتان رو در راهنمای مشترکین وارد کردیم؛ نتیجۀ آزمایش خون شما در هفت سال گذشته به دست آمد.
- بسیار خوب؛ امّا این پیتزا رو نمیخواهم! من دارو میخورم.
- ببخشید؛ امّا شما داروی خودتونو مرتّب نمیخورید؛ از پایگاه دادههای تجاری ما معلوم میشود که شما در چهار ماه گذشته فقط یک بسته سیتایی قرص کلسترول رو از شبکۀ فروش دارو خریداری کردهاید.
- من مقدار بیشتری از داروخانۀ دیگه ای گرفتم.
- در صورت کارت اعتباری شما ثبت نشده است.
- نقد پرداخت کردم
- امّا طبق صورت حساب بانکی شما، اونقدر وجه نقد برداشت نکردهاید.
- من منبع دیگری برای پول نقد دارم.
- این موضوع در اظهارنامۀ مالیاتی شما ذکر نشده است؛ مگر آن که منبع درآمدی داشته باشید که اظهار نکرده باشید.
- به جهنّم!
- متأسّفم آقا، ما این اطّلاعات رو فقط به قصد کمک به شما استفاده میکنیم.
- کافیه! از گوگل و فیسبوک و تویتر و واتساپ حالم به هم میخوره.
میرم به یه جزیره ی بدون اینترنت، تلویزیون کابلی، که هیچگونه خطّ تلفن موبایل در اونجا وجود نداشته باشه و کسی مراقب من نباشه و جاسوسی منو نکنه.
- متوجّهم آقا، امّا شما ابتدا باید گذرنامۀ خودتونو تمدید کنید؛ چون 5 هفته پیش اعتبارش تمام شده!
@jdmcsas
آشنایی با لینوکس
قسمت هفتم
خوب توی تصویر زیر (پست بعدی) می بینید که:
۱. من با دستور pwd محل خودم رو مشخص کردم تا شما هم دقیقن مطمین بشید که کجا هستیم
۲. یه لیست از محتویات پوشه فعلی درخواست کردم...
یه توضیح این جا لازم هست...
لینوکس وقتی که شما به ترمینالی که از نمایش رنگ ها (مثل مال من) پشتیبانی می کنه دسترسی دارید، محتوی ها رو سعی می کنه در قالب رنگ نشون بده که قابل فهم تر بشن. مثل چی؟ مثلاً تنظیمات ترمینال من بهش می گه که پوشه ها رو به رنگ آبی نشون بده... (الان کاری با ترکیب بندی رنگ فایل ها - باقی رنگ ها - نداریم، مهم الان برای ما پوشه ها هستن.)
این خیلی خوبه نه؟ اما اگر ترمینال ما به هر دلیلی رنگی نبود چی؟
تو قسمت بعد میبینیم که چیکار باید کرد...
نویسنده: مهندس سینا غیبی ✍
@jdmcsas
قسمت هفتم
خوب توی تصویر زیر (پست بعدی) می بینید که:
۱. من با دستور pwd محل خودم رو مشخص کردم تا شما هم دقیقن مطمین بشید که کجا هستیم
۲. یه لیست از محتویات پوشه فعلی درخواست کردم...
یه توضیح این جا لازم هست...
لینوکس وقتی که شما به ترمینالی که از نمایش رنگ ها (مثل مال من) پشتیبانی می کنه دسترسی دارید، محتوی ها رو سعی می کنه در قالب رنگ نشون بده که قابل فهم تر بشن. مثل چی؟ مثلاً تنظیمات ترمینال من بهش می گه که پوشه ها رو به رنگ آبی نشون بده... (الان کاری با ترکیب بندی رنگ فایل ها - باقی رنگ ها - نداریم، مهم الان برای ما پوشه ها هستن.)
این خیلی خوبه نه؟ اما اگر ترمینال ما به هر دلیلی رنگی نبود چی؟
تو قسمت بعد میبینیم که چیکار باید کرد...
نویسنده: مهندس سینا غیبی ✍
@jdmcsas
مقررات حفاظت از داده های عمومی - GDPR
طبق آخرین قوانین اتحادیه اروپا که به نام GDPR شناخته میشود شامل مجموعه قوانینی است که توسط اتحادیه اروپا و به منظور کنترل روش های مدیریت و اشتراک داده های شخصی کاربران توسط شرکت ها تنظیم شده است.
این قانون از نظر تئوری برای کاربران اروپایی تدوین شده است ولی به لطف ماهیت اینترنت اکثریت قریب به وقوع سرویس ها تحت تاثیر آن قرار گرفته اند.
برخی از مفاد جالب توجه این قوانین عبارتند از:
1- شرکت ها بدون اخذ رضایت صریح و آگاهانه از کاربر، حق جمع آوری اطلاعات از او را ندارند.
2- تمام کاربران حق استعلام داده های جمع آوری شده و موارد استفاده از این شرکت ها را دارند.
3- شفاف سازی و ارائه اطلاعات دقیق و شفاف درباره نوع استفاده از اطلاعات کاربران و اهداف استفاده توسط شرکت ها.
4- این قانون اجازه این را میدهد که کاربر بتواند به صورت کتبی یا شفاهی درخواست حذف تمامی اطلاعات خویش از روی بانک های اطلاعاتی شرکت ها را بدهد.
این ها برخی از قوانینی بود که به نام GDPR شناخته میشود و برای حفاظت از اطلاعات کاربران وضع شده که تلگرام هم نیز مستثنی از این قوانین نیست.
در همین راستا تلگرام رباتی توسعه داده که توسط این ربات شما میتوانید از تلگرام درخواست کنید هرگونه اطلاعاتی که از شما دارد را جمع اوری کرده و به شما بدهد.
البته این ربات که GDPR Bot نام دارد هنوز تکمیل نشده و تلگرام در حال کار بر روی ابزار دانلود اطلاعات توسط کاربر میباشد و احتمالا تا چند روز آینده کامل خواهد شد و پس از آن شما میتوانید تمام اطلاعات خود را از تلگرام دریافت کنید.
https://t.iss.one/gdprbot
طبق آخرین قوانین اتحادیه اروپا که به نام GDPR شناخته میشود شامل مجموعه قوانینی است که توسط اتحادیه اروپا و به منظور کنترل روش های مدیریت و اشتراک داده های شخصی کاربران توسط شرکت ها تنظیم شده است.
این قانون از نظر تئوری برای کاربران اروپایی تدوین شده است ولی به لطف ماهیت اینترنت اکثریت قریب به وقوع سرویس ها تحت تاثیر آن قرار گرفته اند.
برخی از مفاد جالب توجه این قوانین عبارتند از:
1- شرکت ها بدون اخذ رضایت صریح و آگاهانه از کاربر، حق جمع آوری اطلاعات از او را ندارند.
2- تمام کاربران حق استعلام داده های جمع آوری شده و موارد استفاده از این شرکت ها را دارند.
3- شفاف سازی و ارائه اطلاعات دقیق و شفاف درباره نوع استفاده از اطلاعات کاربران و اهداف استفاده توسط شرکت ها.
4- این قانون اجازه این را میدهد که کاربر بتواند به صورت کتبی یا شفاهی درخواست حذف تمامی اطلاعات خویش از روی بانک های اطلاعاتی شرکت ها را بدهد.
این ها برخی از قوانینی بود که به نام GDPR شناخته میشود و برای حفاظت از اطلاعات کاربران وضع شده که تلگرام هم نیز مستثنی از این قوانین نیست.
در همین راستا تلگرام رباتی توسعه داده که توسط این ربات شما میتوانید از تلگرام درخواست کنید هرگونه اطلاعاتی که از شما دارد را جمع اوری کرده و به شما بدهد.
البته این ربات که GDPR Bot نام دارد هنوز تکمیل نشده و تلگرام در حال کار بر روی ابزار دانلود اطلاعات توسط کاربر میباشد و احتمالا تا چند روز آینده کامل خواهد شد و پس از آن شما میتوانید تمام اطلاعات خود را از تلگرام دریافت کنید.
https://t.iss.one/gdprbot
Telegram
GDPR Bot
Moved to @EURegulation
راهاندازی سرویس به اشتراکگذاری دوچرخه برقی در آلمان و آمریکا توسط تاکسی آنلاین اوبر
توسعه محصول جدید باعث توسعه درآمد و مانع افت کسب وکارها در بازار می شود.
@jdmcsas
توسعه محصول جدید باعث توسعه درآمد و مانع افت کسب وکارها در بازار می شود.
@jdmcsas
آشنایی با لینوکس
قسمت هشتم
تصویر زیر (پست بعد) رو ببینید.
خوب چه اتفاقی افتاده؟
آخر دستورمون یه F- اضافه کردیم!
اول یه تاکید دوباره روی بزرگ و کوچیکی حروف بکنم...
دقت کنید که حرف اف بزرگه و مهمه که بزرگ باشه... (چرا؟ - قبلاً گفتم برای لینوکس حروف بزرگ و کوچیک فرق می کنه و گفتم که باعث میشه دست و بالتون هم باز تر بشه یه جایی: اینجا اگر حرف اف رو کوچیک بزنید یه کار دیگه انجام میده!)
❓حالا این چی بود که ته دستور اضافه کردیم؟ اصطلاحاً بهش می گیم سوییچ.
سوییچ ها نشانه های کوچیکی هستن که به یک دستور ارسال می شن تا عملکرد اون رو به دلخواه ما تغییراتی بدند - بعداً راجع بهش توضیحات بیشتری جداگانه می دم...
❓حالا این سوییچ چی کار کرد؟
اگر دقت کنید یه علامت اسلش ( / ) آخر اسم پوشه ها اضافه شد. این طوری ما میتونیم بفهمیم که با یه پوشه طرف هستیم با یک فایل...
برای تفریح شاید بد نباشه ببینیم که این اسلش آخر که با این سوییچ اضافه میشه چقدر میتونه مهم باشه.
تو قسمت بعد خواهید دید که چطور میشه ترمینال تک رنگ رو شبیه سازی کرد.
نویسنده: مهندس سینا غیبی ✍
@jdmcsas
قسمت هشتم
تصویر زیر (پست بعد) رو ببینید.
خوب چه اتفاقی افتاده؟
آخر دستورمون یه F- اضافه کردیم!
اول یه تاکید دوباره روی بزرگ و کوچیکی حروف بکنم...
دقت کنید که حرف اف بزرگه و مهمه که بزرگ باشه... (چرا؟ - قبلاً گفتم برای لینوکس حروف بزرگ و کوچیک فرق می کنه و گفتم که باعث میشه دست و بالتون هم باز تر بشه یه جایی: اینجا اگر حرف اف رو کوچیک بزنید یه کار دیگه انجام میده!)
❓حالا این چی بود که ته دستور اضافه کردیم؟ اصطلاحاً بهش می گیم سوییچ.
سوییچ ها نشانه های کوچیکی هستن که به یک دستور ارسال می شن تا عملکرد اون رو به دلخواه ما تغییراتی بدند - بعداً راجع بهش توضیحات بیشتری جداگانه می دم...
❓حالا این سوییچ چی کار کرد؟
اگر دقت کنید یه علامت اسلش ( / ) آخر اسم پوشه ها اضافه شد. این طوری ما میتونیم بفهمیم که با یه پوشه طرف هستیم با یک فایل...
برای تفریح شاید بد نباشه ببینیم که این اسلش آخر که با این سوییچ اضافه میشه چقدر میتونه مهم باشه.
تو قسمت بعد خواهید دید که چطور میشه ترمینال تک رنگ رو شبیه سازی کرد.
نویسنده: مهندس سینا غیبی ✍
@jdmcsas
ورود دیجیکالا به عرصه فینتک
غول استارتآپی ایران وارد عرصه فینتک شد.
در هفتهای که گذشت در نشست خبری دیجیکالا اعلام شد: "استارتآپ هماپی در گروه دیجیکالا ادغام و برند دیجیپی خلق شد."
به گفته مدیران دیجیکالا ادغام استارتآپ هماپی در گروه دیجیکالا در راستای سیاست حمایت از استارتآپهای موفق و ورود گروه دیجیکالا به حوزههای گوناگون صورت پذیرفته است. در سال جاری گروه دیجیکالا با برند دیجیپی رسما وارد حوزهی فینتک خواهد شد.
علاوه بر دیجیپی امشب پلتفرم سوپرنوا، فیدیبو پلاس و دیجیکلاب هم معرفی شد. همچنین اعلام شد که دیجیکالا به حوزه FMCG یا همان حوزه مواد غذایی و سایر کالاهای تند مصرف هم وارد خواهد شد.
@jdmcsas
غول استارتآپی ایران وارد عرصه فینتک شد.
در هفتهای که گذشت در نشست خبری دیجیکالا اعلام شد: "استارتآپ هماپی در گروه دیجیکالا ادغام و برند دیجیپی خلق شد."
به گفته مدیران دیجیکالا ادغام استارتآپ هماپی در گروه دیجیکالا در راستای سیاست حمایت از استارتآپهای موفق و ورود گروه دیجیکالا به حوزههای گوناگون صورت پذیرفته است. در سال جاری گروه دیجیکالا با برند دیجیپی رسما وارد حوزهی فینتک خواهد شد.
علاوه بر دیجیپی امشب پلتفرم سوپرنوا، فیدیبو پلاس و دیجیکلاب هم معرفی شد. همچنین اعلام شد که دیجیکالا به حوزه FMCG یا همان حوزه مواد غذایی و سایر کالاهای تند مصرف هم وارد خواهد شد.
@jdmcsas
«مایکل سائول دل» (Michael Saul Dell) متولد شهر هیوستون در ایالت تگزاس آمریکا است. پدرش ارتودنتیست موفقی بود و مادرش هم دلال سهام بود هم به شرکتهای مختلف مشاورهی مالی میداد. مایکل از اوان کودکی به تجارت علاقه داشت و گاه و بیگاه این موضوع در رفتارهای او بروز میکرد. کمی که بزرگتر شد در اوج شکوفایی دستگاههای الکترونیک، مسحور رایانهها شد. گویی استعداد و علاقه دست در دست «زمانه و مکان مناسب» داده بودند تا آیندهی درخشانی برای مایکلِ جوان رقم زده شود.
والدینش آرزو داشتند پزشک شود ولی او عاشق فناوری بود و همزمان از داد و ستد لذت میبرد. سر آخر هم این علایق او بودند که مسیر زندگیاش را تعیین کردند.
والدینش واقعا دوست داشتند در دانشگاه، پزشکی بخواند، اما غافل از اینکه او از هر فرصتی برای خریدوفروش استفاده میکند. مایکل خوابگاهش در دانشگاه تگزاس را به دیسکتفروشی تبدیل کرده بود. در آن دوران هر کس که یک رایانهی شخصی میخواست باید آن را از خردهفروشها تهیه میکرد؛ همهی مشخصات دستگاهها هم همانی بود که سازنده در اختیار مصرفکننده میگذاشت و امکان تغییر در آن نبود. اگر کسی میخواست مثلا دستگاهی با رم بیشتر یا فضای ذخیرهسازی بالاتر بگیرد ناچار بود اول آن را بخرد بعدا هر کاری خواست رویش انجام دهد.
مایکل فکری به ذهنش رسید. او رایانههایی را که در انبار فروشگاهها مانده بودند و کسی سراغشان نمیرفت، به قیمت مناسب میخرید؛ بعد خودش رم و هارد آنها را ارتقا میداد و نهایتا ۱۰ تا ۱۵ درصد ارزانتر از قیمت مغازهها (با مشخصات جدید) میفروخت. دل کسبوکارش را با آوردهی ۱۰۰۰ دلار در ایالت تگزاس ثبت و شروع به فعالیت رسمی کرد.
با کمی تبلیغات، کلی مشتری روانهی دفتر/خوابگاهش در دانشگاه شد؛ بهطوری که دیگر پشتسر هم سفارش میگرفت. چند ماه بعد، از خوابگاه درآمد و یک آپارتمان بزرگ اجاره کرد تا بتواند در آنجا خودش رایانهها را از اول سر هم کند؛ اینطوری قیمت تمامشده خیلی کم میشد و راحتتر میتوانست با فروشندگان باسابقه رقابت کند.
علیرغم قولی که به پدر و مادرش در مورد رها کردن تجارت و ادامهی تحصیل داده بود آخر سر مجبور شد لاپوشانی را کنار بگذارد. اما برای گفتن این خبر موقع خوبی را انتخاب کرد، وقتیکه کسبوکارش بهحدی رونق گرفته بود که ماهانه ۸۰ هزار دلار فروش داشت. به نظرش دیگر وقت ترک تحصیل بود تا تماموقت روی تجارت متمرکز شود. او اولین شرکت رایانهای را تاسیس کرد که رایانههای شخصی را از طریق سفارش تلفنی و متناسب با خواست مشتری تحویل میداد و بعد از فروش، خدمات پشتیبانی فنی را بهرایگان ارايه میکرد.
همینطور که کسبوکارش گستردهتر میشد با افزایش فروش توانست باز هم ۱۰ درصد از قیمت دستگاهها کم کند تا افراد بیشتری راغب به خرید شوند. برخلاف دیگر تولیدکنندگان، دل تنها رایانههایی را اسمبل میکرد که سفارش آنها را گرفته بود. برای همین نیازی به انبار کردن قطعات و سر و کله زدن با دردسرهای انبارداری نداشت؛ تازه هزینههای تمام شدهاش هم از رقبا کمتر میشد.
کمکم آنقدر فروش بالا رفت که دل توانست تامینکنندگان قطعات را مجاب کند انبارهایشان را به نزدیکی کارگاههای او انتقال دهند تا فرآیند تولید سرعت بگیرد. این موضوع به نفع تامین کنندگان هم بود و بهجای اینکه مدتها قطعات در انبارهایشان بماند میتوانستند گردش مالی بیشتری داشته باشند. فروش فوقالعاده باعث شده بود همه از این سفره سهمی ببرند. مایکل دل در ۱۹۸۸ نام شرکتش را به «شرکت کامپیوتری دل» (Dell Computer Corporation) تغییر داد و وارد بورس شد. در همان ابتدای ورود، ارزش شرکت تا ۳۰ میلیون دلار بالا رفت. تجارت دل بهسرعت در اقصی نقاط جهان گسترده شد. شیوهی کار همان بود که در آمریکا اجرا میشد؛ کارخانههای مونتاژ در آمریکای جنوبی، اروپا، آسیا و استرالیا تاسیس شدند. مایکل فقط چهار سال بعد، در ۱۹۹۲ و در ۲۷ سالگی، جوانترین مدیر عامل بین مدیران ۵۰۰ شرکت برتر دنیا نام گرفت.
مایکل دل موسس کمپانی دل
@jdmcsas
والدینش آرزو داشتند پزشک شود ولی او عاشق فناوری بود و همزمان از داد و ستد لذت میبرد. سر آخر هم این علایق او بودند که مسیر زندگیاش را تعیین کردند.
والدینش واقعا دوست داشتند در دانشگاه، پزشکی بخواند، اما غافل از اینکه او از هر فرصتی برای خریدوفروش استفاده میکند. مایکل خوابگاهش در دانشگاه تگزاس را به دیسکتفروشی تبدیل کرده بود. در آن دوران هر کس که یک رایانهی شخصی میخواست باید آن را از خردهفروشها تهیه میکرد؛ همهی مشخصات دستگاهها هم همانی بود که سازنده در اختیار مصرفکننده میگذاشت و امکان تغییر در آن نبود. اگر کسی میخواست مثلا دستگاهی با رم بیشتر یا فضای ذخیرهسازی بالاتر بگیرد ناچار بود اول آن را بخرد بعدا هر کاری خواست رویش انجام دهد.
مایکل فکری به ذهنش رسید. او رایانههایی را که در انبار فروشگاهها مانده بودند و کسی سراغشان نمیرفت، به قیمت مناسب میخرید؛ بعد خودش رم و هارد آنها را ارتقا میداد و نهایتا ۱۰ تا ۱۵ درصد ارزانتر از قیمت مغازهها (با مشخصات جدید) میفروخت. دل کسبوکارش را با آوردهی ۱۰۰۰ دلار در ایالت تگزاس ثبت و شروع به فعالیت رسمی کرد.
با کمی تبلیغات، کلی مشتری روانهی دفتر/خوابگاهش در دانشگاه شد؛ بهطوری که دیگر پشتسر هم سفارش میگرفت. چند ماه بعد، از خوابگاه درآمد و یک آپارتمان بزرگ اجاره کرد تا بتواند در آنجا خودش رایانهها را از اول سر هم کند؛ اینطوری قیمت تمامشده خیلی کم میشد و راحتتر میتوانست با فروشندگان باسابقه رقابت کند.
علیرغم قولی که به پدر و مادرش در مورد رها کردن تجارت و ادامهی تحصیل داده بود آخر سر مجبور شد لاپوشانی را کنار بگذارد. اما برای گفتن این خبر موقع خوبی را انتخاب کرد، وقتیکه کسبوکارش بهحدی رونق گرفته بود که ماهانه ۸۰ هزار دلار فروش داشت. به نظرش دیگر وقت ترک تحصیل بود تا تماموقت روی تجارت متمرکز شود. او اولین شرکت رایانهای را تاسیس کرد که رایانههای شخصی را از طریق سفارش تلفنی و متناسب با خواست مشتری تحویل میداد و بعد از فروش، خدمات پشتیبانی فنی را بهرایگان ارايه میکرد.
همینطور که کسبوکارش گستردهتر میشد با افزایش فروش توانست باز هم ۱۰ درصد از قیمت دستگاهها کم کند تا افراد بیشتری راغب به خرید شوند. برخلاف دیگر تولیدکنندگان، دل تنها رایانههایی را اسمبل میکرد که سفارش آنها را گرفته بود. برای همین نیازی به انبار کردن قطعات و سر و کله زدن با دردسرهای انبارداری نداشت؛ تازه هزینههای تمام شدهاش هم از رقبا کمتر میشد.
کمکم آنقدر فروش بالا رفت که دل توانست تامینکنندگان قطعات را مجاب کند انبارهایشان را به نزدیکی کارگاههای او انتقال دهند تا فرآیند تولید سرعت بگیرد. این موضوع به نفع تامین کنندگان هم بود و بهجای اینکه مدتها قطعات در انبارهایشان بماند میتوانستند گردش مالی بیشتری داشته باشند. فروش فوقالعاده باعث شده بود همه از این سفره سهمی ببرند. مایکل دل در ۱۹۸۸ نام شرکتش را به «شرکت کامپیوتری دل» (Dell Computer Corporation) تغییر داد و وارد بورس شد. در همان ابتدای ورود، ارزش شرکت تا ۳۰ میلیون دلار بالا رفت. تجارت دل بهسرعت در اقصی نقاط جهان گسترده شد. شیوهی کار همان بود که در آمریکا اجرا میشد؛ کارخانههای مونتاژ در آمریکای جنوبی، اروپا، آسیا و استرالیا تاسیس شدند. مایکل فقط چهار سال بعد، در ۱۹۹۲ و در ۲۷ سالگی، جوانترین مدیر عامل بین مدیران ۵۰۰ شرکت برتر دنیا نام گرفت.
مایکل دل موسس کمپانی دل
@jdmcsas
دوبار در امتحان اصلی دبستان رد شد، سه بار در آزمون دبیرستان و دوبار هم در آزمون ورودی دانشگاه مردود شد. فکر نکنید مردود شدن وی عادی بود، نه! نمره او افتضاح بود. در امتحان ورودی کالج، در درس ریاضی نمره ۱ از ۱۲۰ گرفت!!
جالب این است که با چنین سابقهای، اعتماد به نفس کافی هم داشت و برای ورود به دانشگاه هاروارد –رتبه یک دانشگاههای جهان- اقدام کرد و البته رد شد. اما دوباره اقدام کرد. وی توسط دانشگاه هاروارد ۱۰ بار رد شد!! اما برای او مسالهای نبود. او به دانشگاه دیگری رفت و لیسانس زبان انگلیسی گرفت.
بعد آنکه فارغ التحصیل شد او برای ۳۰ شغل درخواست فرستاد. اما برای هیچ کدام از آن شغلها پذیرفته نشد. حتی برای افسر پلیس شدن درخواست داد. اما آنها هم حتی به او فرصت ندادند. او برای اینکه کارمند کی.اف.سی (فست فود زنجیره ای معروف) نیز اقدام کرد. ۲۴ نفر بودند اما همه پذیرفتند شدند و تنها مصاحبه شونده ای که بین ۲۴ نفر توسط کی.اف.سی. رد شد او بود. این بخشی از داستان زندگی جک ما (بنیانگدار و مالک علی بابا) است که اکنون ۴۱ میلیارد دلار ثروت دارد.
داستان زندگی او الهام بخش است. اما او یک دیدگاه کلیدی در موفقیت دارد که بسیار جذاب است. او میگوید: اگر میخواهید رمز موفقیت را بدانید، نه از داستان های موفقیت، بلکه از شکستها و اشتباهات آنها بیاموزید. موفقیت آدم های موفق مثل یک ویترین زیبا و آراسته است که پشت آن پر است از شلختگی، شکست و تاریکی؛ چک های برگشت خورده، زندان، مردود شدن، پذیرفته نشدن، مسخره شدن، اشتباهات احمقانه. پس اگر فقط این ویترین آراسته را ببینیم، یک تصویر توهمی از موفقیت در ذهن ما ایجاد میشود و توانمندی ما را برای مواجهه با شکست ها به شدت کاهش میدهد، چرا که فکر می کنیم، در مسیر موفقیت فرش قرمز پهن کردهاند. برای پی بردن به فرمول و رموز موفقیت یک سلبریتی، قهرمان اجتماعی یا مدیر موفق میلیاردر بهتر است پشت ویترینها را نگاه کنیم. خود او میخواهم کتابی بنویسند به نام ۱۰۰۱ اشتباه علی بابا! او میگوید من نام شرکتم را ۱۰۰۱ اشتباه مینامم.
#جک_ما
@jdmcsas
جالب این است که با چنین سابقهای، اعتماد به نفس کافی هم داشت و برای ورود به دانشگاه هاروارد –رتبه یک دانشگاههای جهان- اقدام کرد و البته رد شد. اما دوباره اقدام کرد. وی توسط دانشگاه هاروارد ۱۰ بار رد شد!! اما برای او مسالهای نبود. او به دانشگاه دیگری رفت و لیسانس زبان انگلیسی گرفت.
بعد آنکه فارغ التحصیل شد او برای ۳۰ شغل درخواست فرستاد. اما برای هیچ کدام از آن شغلها پذیرفته نشد. حتی برای افسر پلیس شدن درخواست داد. اما آنها هم حتی به او فرصت ندادند. او برای اینکه کارمند کی.اف.سی (فست فود زنجیره ای معروف) نیز اقدام کرد. ۲۴ نفر بودند اما همه پذیرفتند شدند و تنها مصاحبه شونده ای که بین ۲۴ نفر توسط کی.اف.سی. رد شد او بود. این بخشی از داستان زندگی جک ما (بنیانگدار و مالک علی بابا) است که اکنون ۴۱ میلیارد دلار ثروت دارد.
داستان زندگی او الهام بخش است. اما او یک دیدگاه کلیدی در موفقیت دارد که بسیار جذاب است. او میگوید: اگر میخواهید رمز موفقیت را بدانید، نه از داستان های موفقیت، بلکه از شکستها و اشتباهات آنها بیاموزید. موفقیت آدم های موفق مثل یک ویترین زیبا و آراسته است که پشت آن پر است از شلختگی، شکست و تاریکی؛ چک های برگشت خورده، زندان، مردود شدن، پذیرفته نشدن، مسخره شدن، اشتباهات احمقانه. پس اگر فقط این ویترین آراسته را ببینیم، یک تصویر توهمی از موفقیت در ذهن ما ایجاد میشود و توانمندی ما را برای مواجهه با شکست ها به شدت کاهش میدهد، چرا که فکر می کنیم، در مسیر موفقیت فرش قرمز پهن کردهاند. برای پی بردن به فرمول و رموز موفقیت یک سلبریتی، قهرمان اجتماعی یا مدیر موفق میلیاردر بهتر است پشت ویترینها را نگاه کنیم. خود او میخواهم کتابی بنویسند به نام ۱۰۰۱ اشتباه علی بابا! او میگوید من نام شرکتم را ۱۰۰۱ اشتباه مینامم.
#جک_ما
@jdmcsas
Forwarded from Digiato | دیجیاتو
💢 حجم مصرفی اینترنت کاربران در پیام رسان #سروش دیگر رایگان نیست
🔸از روزهای اول تیرماه جاری کاربران در شبکههای اجتماعی درباره کم شدن حجم اینترنتشان توسط پیام رسان سروش پستهایی منتشر ساختند که در نهایت بعد از گذشت نزدیک به یک هفته مشخص شد که بدون اطلاع قبلی به کاربران، این ویژگی سروش در همه اپراتورها حذف شده است.
بیشتر بخوانید در:
👇👇👇
https://dgto.ir/zow
#داخلی
🔸از روزهای اول تیرماه جاری کاربران در شبکههای اجتماعی درباره کم شدن حجم اینترنتشان توسط پیام رسان سروش پستهایی منتشر ساختند که در نهایت بعد از گذشت نزدیک به یک هفته مشخص شد که بدون اطلاع قبلی به کاربران، این ویژگی سروش در همه اپراتورها حذف شده است.
بیشتر بخوانید در:
👇👇👇
https://dgto.ir/zow
#داخلی
چگونه صحت ادعاهای ویدئویی را وارسی کنیم؟
🖌 مثال: ویدئوی ادعاییِ «دستگاه ابر و باران ناسا در آمریکا»، توجهِ مَجازیِ فراوانی را به خود جلب کرد؛ بهعنوان نمونه در یکی از کانالها همانگونه که میبینیم، حدود یکمیلیون بار مشاهده شده است.
یکی از روشهای بررسی صحت و سقم این ادعا را، تقدیم شما میکنیم:
◀️ از چند صحنهی کلیدیِ ویدئو، اسکرینشات میگیریم
◀️ اسکرینشاتها را به «پِینت» یا برنامه دیگری میبریم؛ در صورت لزوم، «کراپ» میکنیم و بیرون از کادرِ ویدئو را میبُریم
◀️ هر اسکرینشات را، بهطور جداگانه، روی کامپیوتر ذخیره میکنیم
◀️ به صفحه جستجوی تصاویر گوگل میرویم
◀️ روی آیکون دوربین کلیک میکنیم تا امکان جستجوی معکوس (جستجوی صفحاتِ حاویِ یک عکس خاص)، ظاهر شود
◀️ حالتِ «آپلود تصویر» را کلیک میکنیم
◀️ تصویرهایی را که ذخیره کردهبودیم، یکییکی آپلود میکنیم تا گوگل، صفحاتِ حاویِ آنها را جستجو کند
◀️ در صفحهنتایجِ گوگل برای جستجوی معکوسِ تصویر اوّلِ ما نتیجهی خاصی ندارد؛ اما با جستجوی تصویر دوّمی، یک لینک یوتیوب میبینیم با این عنوان: «ناسا، ماشین ابرسازی ندارد؛ موتورِ موشکِ فضاپیما دارد»
◀️ لینک ویدئو را کلیک میکنیم؛ سؤالِ جالبی که سازندهی ویدئو مطرح میکند، این است که: «چرا باید دستگاهِ ابرساز، موتورِ موشک فضاپیما داشته باشد!»
◀️ با کلیدواژههایی که از ویدئو آموختهایم، بیشتر جستجو میکنیم و در مییابیم که: ناسا در «مرکز فضایی جان سی. استنیس»، موتورِ آراِس۲۵ را آزمایش کرده و ابرِ مشاهدهشده، حاصل از سوختنِ هیدروژنِ مایع با اکسیژنِ مایع بوده که از اگزوز موتور خارج میشود
✅ علاوه بر گوگل، از موتورهای دیگری هم برای جستجوی معکوس تصاویر میتوان بهره برد و در برخی موارد، جستجوهای آنها کاملتر و دقیقتر از گوگل است؛ خودتان سرویس جستجوی معکوس تصاویرِ موتورِ روسیِ یَندکس را امتحان کنید.
🖌 مثال: ویدئوی ادعاییِ «دستگاه ابر و باران ناسا در آمریکا»، توجهِ مَجازیِ فراوانی را به خود جلب کرد؛ بهعنوان نمونه در یکی از کانالها همانگونه که میبینیم، حدود یکمیلیون بار مشاهده شده است.
یکی از روشهای بررسی صحت و سقم این ادعا را، تقدیم شما میکنیم:
◀️ از چند صحنهی کلیدیِ ویدئو، اسکرینشات میگیریم
◀️ اسکرینشاتها را به «پِینت» یا برنامه دیگری میبریم؛ در صورت لزوم، «کراپ» میکنیم و بیرون از کادرِ ویدئو را میبُریم
◀️ هر اسکرینشات را، بهطور جداگانه، روی کامپیوتر ذخیره میکنیم
◀️ به صفحه جستجوی تصاویر گوگل میرویم
◀️ روی آیکون دوربین کلیک میکنیم تا امکان جستجوی معکوس (جستجوی صفحاتِ حاویِ یک عکس خاص)، ظاهر شود
◀️ حالتِ «آپلود تصویر» را کلیک میکنیم
◀️ تصویرهایی را که ذخیره کردهبودیم، یکییکی آپلود میکنیم تا گوگل، صفحاتِ حاویِ آنها را جستجو کند
◀️ در صفحهنتایجِ گوگل برای جستجوی معکوسِ تصویر اوّلِ ما نتیجهی خاصی ندارد؛ اما با جستجوی تصویر دوّمی، یک لینک یوتیوب میبینیم با این عنوان: «ناسا، ماشین ابرسازی ندارد؛ موتورِ موشکِ فضاپیما دارد»
◀️ لینک ویدئو را کلیک میکنیم؛ سؤالِ جالبی که سازندهی ویدئو مطرح میکند، این است که: «چرا باید دستگاهِ ابرساز، موتورِ موشک فضاپیما داشته باشد!»
◀️ با کلیدواژههایی که از ویدئو آموختهایم، بیشتر جستجو میکنیم و در مییابیم که: ناسا در «مرکز فضایی جان سی. استنیس»، موتورِ آراِس۲۵ را آزمایش کرده و ابرِ مشاهدهشده، حاصل از سوختنِ هیدروژنِ مایع با اکسیژنِ مایع بوده که از اگزوز موتور خارج میشود
✅ علاوه بر گوگل، از موتورهای دیگری هم برای جستجوی معکوس تصاویر میتوان بهره برد و در برخی موارد، جستجوهای آنها کاملتر و دقیقتر از گوگل است؛ خودتان سرویس جستجوی معکوس تصاویرِ موتورِ روسیِ یَندکس را امتحان کنید.