⭕️ مشکل منو تختخواب
همان دوران كودكي تا همين الان هم كه بزرگ شدهام، هميشه فكر ميكنم شبها كسي زير تختم پنهان شده است.
@IRENGINEERING
خلاصه تصميم گرفتم به يك روانپزشك مراجعه كنم. آشناي يكي از دوستانم روانپزشك بود. پيش او رفتم و مشكلم را گفتم. روانپزشك گفت: «بايد يك سال هفتهاي يك جلسه ويزيت بشي تا درمانت كنم.»
@IRENGINEERING
ويزيت هر جلسه پنجاه هزار تومان ميشد. هم هزينهاش زياد ميشد و هم خيلي وقتگير بود. چند ماه بعد كه رفته بودم به دوستم سري بزنم، روانپزشك هم آنجا بود. پرسيد: «پس چرا نيومدي؟»
@IRENGINEERING
گفتم: «خب، جلسهاي پنجاه هزار تومان، براي يك سال خيلي زياد بود. يك نجار من رو مجاني معالجه كرد.» پزشك با تعجب گفت: «عجب! ميتونم بپرسم اون نجاره چطور تو را معالجه كرد؟»
گفتم: «به من گفت اگه پايههاي تختخواب را ببُري ديگه هيچكس نميتونه زير تختت قايم بشه!»
@IRENGINEERING
منظر اول: براي هر تصميم گيري شتاب نكنيم و كمي بينديشيم.
@IRENGINEERING
منظر دوم: حل مشكلات ممكن است راه حلهاي متفاوتي داشته باشد. برخي راه حلها ريشهاي هستند و برخي سطحي و موقت. بهتر است راهحلهايي را دنبال كنيم كه مشكلات را علمي و ريشهاي حل كنند تلاشي كه امروزه به آن توجهي نميشود و به دنبال كارهاي ضربتي، زودبازه و نمايشي هستيم.
@IRENGINEERING
منظر سوم: قابل توجه مشاوران مديريت؛ لازم است راهحلهاي متفاوتي بسته به شرايط مديران ارائه شود.
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین :
@SAVIZASADI
همان دوران كودكي تا همين الان هم كه بزرگ شدهام، هميشه فكر ميكنم شبها كسي زير تختم پنهان شده است.
@IRENGINEERING
خلاصه تصميم گرفتم به يك روانپزشك مراجعه كنم. آشناي يكي از دوستانم روانپزشك بود. پيش او رفتم و مشكلم را گفتم. روانپزشك گفت: «بايد يك سال هفتهاي يك جلسه ويزيت بشي تا درمانت كنم.»
@IRENGINEERING
ويزيت هر جلسه پنجاه هزار تومان ميشد. هم هزينهاش زياد ميشد و هم خيلي وقتگير بود. چند ماه بعد كه رفته بودم به دوستم سري بزنم، روانپزشك هم آنجا بود. پرسيد: «پس چرا نيومدي؟»
@IRENGINEERING
گفتم: «خب، جلسهاي پنجاه هزار تومان، براي يك سال خيلي زياد بود. يك نجار من رو مجاني معالجه كرد.» پزشك با تعجب گفت: «عجب! ميتونم بپرسم اون نجاره چطور تو را معالجه كرد؟»
گفتم: «به من گفت اگه پايههاي تختخواب را ببُري ديگه هيچكس نميتونه زير تختت قايم بشه!»
@IRENGINEERING
منظر اول: براي هر تصميم گيري شتاب نكنيم و كمي بينديشيم.
@IRENGINEERING
منظر دوم: حل مشكلات ممكن است راه حلهاي متفاوتي داشته باشد. برخي راه حلها ريشهاي هستند و برخي سطحي و موقت. بهتر است راهحلهايي را دنبال كنيم كه مشكلات را علمي و ريشهاي حل كنند تلاشي كه امروزه به آن توجهي نميشود و به دنبال كارهاي ضربتي، زودبازه و نمايشي هستيم.
@IRENGINEERING
منظر سوم: قابل توجه مشاوران مديريت؛ لازم است راهحلهاي متفاوتي بسته به شرايط مديران ارائه شود.
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین :
@SAVIZASADI
رایج ترین الگوها در اندروید
توصیه میشود از الگوها پیچیده تری استفاده کنید.
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین :
@SAVIZASADI
توصیه میشود از الگوها پیچیده تری استفاده کنید.
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین :
@SAVIZASADI
⭕️ جلسه موش ها
تعدادي موش در يك مزرعه زندگي مي كردند. موشها روزگار خوشي نداشتند چرا كه گربه اي در مزرعه بود كه آنها را شكار مي كرد. موشها در يك ترس هميشگي به سر مي بردند و ممكن بود در هر وقت از شب و روز در چنگالهاي تيز گربه چابك قرار گيرند.
@IRENGINEERING
موشها جلسه اي تشكيل دادند تا حداقل راهي پيدا كنند كه از وجود گربه در اطراف خود باخبر شوند و بتوانند عكس العمل مناسب از خود بروز دهند. طرح هاي مختلفي مورد بررسي قرار گرفت اما هيچكدام پذيرفته نشد.
@IRENGINEERING
در آخر يك موش جوان ايستاد و گفت: «من يك طرح خيلي ساده دارم اما كاملاً مؤثر خواهد بود. همه كاري كه بايد انجام دهيم اين است كه يك زنگوله به گردن گربه ببنديم. وقتي صداي زنگوله را مي شنويم خواهيم فهميد كه دشمن در حال آمدن است.»
@IRENGINEERING
همه موشها از طرح ارائه شده شگفت زده شده بودند و آن را تحسين مي كردند. در بين همهمه موشها، يك موش پير بلند شد و گفت: «من هم قبول دارم كه طرح موش جوان، طرح بسيار خوبي است. اما اجازه دهيد بپرسم: «چه كسي زنگوله را به گردن گربه خواهد بست؟»
موشها به يكديگر نگاه مي كردند و هيچ كس حرفي نمي زد.
سپس موش پير گفت: «ارائه راهكارهاي غيرممكن خيلي ساده است.»
@IRENGINEERING
نکات نهفته در داستان:
1- به عمل كار برآيد به سخنداني نيست.
2- گفتن اينكه كاري انجام شود يك چيز است، اما انجام دادن آن چيز ديگري است.
3- پيشنهاد دهنده طرح را مجري اجراي آن كنيد.
4- جلسات اثربخش تشكيل دهيد.
@IRENGINEERING
💫و از دیدگاهی دیگر:
1- اجازه دهيد در جلسات از تكنيك هاي طوفان فكري و حل مسئله به خوبي استفاده شود.
2- به همه اعضاء جلسه اجازه فكر كردن و صحبت كردن بدهيد.
3- راهكاري كه از نظر يك فرد غيرممكن است، مي تواند از نظر فرد ديگري داراي روش عملي و ممكن باشد.
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین:
@SAVIZASADI
تعدادي موش در يك مزرعه زندگي مي كردند. موشها روزگار خوشي نداشتند چرا كه گربه اي در مزرعه بود كه آنها را شكار مي كرد. موشها در يك ترس هميشگي به سر مي بردند و ممكن بود در هر وقت از شب و روز در چنگالهاي تيز گربه چابك قرار گيرند.
@IRENGINEERING
موشها جلسه اي تشكيل دادند تا حداقل راهي پيدا كنند كه از وجود گربه در اطراف خود باخبر شوند و بتوانند عكس العمل مناسب از خود بروز دهند. طرح هاي مختلفي مورد بررسي قرار گرفت اما هيچكدام پذيرفته نشد.
@IRENGINEERING
در آخر يك موش جوان ايستاد و گفت: «من يك طرح خيلي ساده دارم اما كاملاً مؤثر خواهد بود. همه كاري كه بايد انجام دهيم اين است كه يك زنگوله به گردن گربه ببنديم. وقتي صداي زنگوله را مي شنويم خواهيم فهميد كه دشمن در حال آمدن است.»
@IRENGINEERING
همه موشها از طرح ارائه شده شگفت زده شده بودند و آن را تحسين مي كردند. در بين همهمه موشها، يك موش پير بلند شد و گفت: «من هم قبول دارم كه طرح موش جوان، طرح بسيار خوبي است. اما اجازه دهيد بپرسم: «چه كسي زنگوله را به گردن گربه خواهد بست؟»
موشها به يكديگر نگاه مي كردند و هيچ كس حرفي نمي زد.
سپس موش پير گفت: «ارائه راهكارهاي غيرممكن خيلي ساده است.»
@IRENGINEERING
نکات نهفته در داستان:
1- به عمل كار برآيد به سخنداني نيست.
2- گفتن اينكه كاري انجام شود يك چيز است، اما انجام دادن آن چيز ديگري است.
3- پيشنهاد دهنده طرح را مجري اجراي آن كنيد.
4- جلسات اثربخش تشكيل دهيد.
@IRENGINEERING
💫و از دیدگاهی دیگر:
1- اجازه دهيد در جلسات از تكنيك هاي طوفان فكري و حل مسئله به خوبي استفاده شود.
2- به همه اعضاء جلسه اجازه فكر كردن و صحبت كردن بدهيد.
3- راهكاري كه از نظر يك فرد غيرممكن است، مي تواند از نظر فرد ديگري داراي روش عملي و ممكن باشد.
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین:
@SAVIZASADI
⭕ منحنی فراموشی ابینگهاوس
یک بار خواندن برای یادگیری کافی نیست؛ بعداز سه بار مرور کردن با فاصله زمانی مناسب، احتمال فراموشی به حداقل می رسد.
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین :
@SAVIZASADI
یک بار خواندن برای یادگیری کافی نیست؛ بعداز سه بار مرور کردن با فاصله زمانی مناسب، احتمال فراموشی به حداقل می رسد.
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین :
@SAVIZASADI
🔲⭕️تراژدی تبدیل خانه به گاوداری
خانواده ای كه مي خواست خودكفا باشد يك گاو شيرده خريد و به آپارتمان خود برد. اين كار خردمندانه نبود. چون آدم عاقل براي روزي دو ليتر شيرگاوي نمي خرد كه 50 ليتر شير درحالي بدهد كه براي 48 ليتر شيراضافي هيچ بازاري در اختيار ولي ندارد داستان به همين جا ختم نمي شود.
@IRENGINEERING
مدتي بعد از آن گاو بيمار مي شود و به ناگزير دامپزشكي به بالينش مي آورند كه دليل بيماري را تنهايي گاو تشخيص مي دهد و سفارش مي كند براي نجات وي از مرگ چند گاو ديگر هم خريداري كنند و به آپارتمان بياورند. این کار انجام می شود و گاو اولي به طور موقت بهبود مي يابد.
@IRENGINEERING
ولي خانواده با مشكلات روزافزوني روبه رو مي شود. هزينه گزاف تغذيه گاوها، بي مشتري ماندن شيری که تولید می شد و آلودگي شديدی که تولید می کردند (منزل سابق، گاوداری فعلی)، خانواده را به شدت دچار بحران مي كند و در معرض نابودي قرار مي دهد.
@IRENGINEERING
داستان صنعت در ايران همانند همين مثال است. کارخانه/صنعتی در ایران کلنگ می خورد (گاو اول)، سپس آن صنعت/کارخانه دچار عارضه می شود. صدها كارخانه و كارگاه جانبی دیگر ايجاد مي شود تا کارخانه از تنهايي و بيماري خارج شود و از مرگ رهايي يابد. نتيجه كار در كوتاه مدت ثمربخش است. ولی در بلندمدت دوباره آن صنعت به مشکل برمی خورد و در ضمن تبعات آن گریبانگیر جامعه می شود.
@IRENGINEERING
🔎⭕️تحلیل راهبردی:
به هر دلیلی ممکن است ما در سرمایه گذاری اولیه مان اشتباه کنیم. البته بدیهی است که این همه دانش مدیریت و سرمایه گذاری وجود دارد که بتواند به ما کمک کند که تصمیمات درست بگیریم و سرمایه گذاری هوشمندانه کنیم. انسان های موفق و ناموفق هر دو اشتباه می کنند تفاوت از آن جایی آغاز می شود که یکی درگیر پدیده ای می شود به نام تشدید تعهدات و دومی خطا را می پذیرد و برمی گردد.
@IRENGINEERING
پدیده تشدید تعهدات (escalation of commitment) سابقه ای 40 ساله در دانش سرمایه گذاری و مدیریت دارد و ساده شده اش این است: ما زمانی یک تصمیم می گیریم و از طریق تخصیص زمان، توان، اعتبار، پول به آن تصمیم متعهد می شویم. بعدا آن تصمیم به خوبی آنچه فکر می کردیم جلو نمی رود. به جای آن که آن تصمیم را اصلاح کنیم، زمان، توان و اعتبار و یا پول بیشتری به آن تخصیص می دهیم و بهمین خاطر می گویند تشدید تعهدات که اگر بخواهیم درست تر ترجمه اش کنیم می شود تشدید غیرمنطقی تعهدات.
@IRENGINEERING
اولین مقاله ای که در این زمینه نوشته شده یک عبارت زیبا را در عنوان مقاله خود آورده: تا زانو در گل (باتلاق)! به نظر من همین عنوان برای راهنمایی ما کفایت می کند. از این پس اگر به هر علتی سخت تان بود که از تصمیم قبلی تان برگردید، از خودتان فقط یک سوال بپرسید: اینکه من تا زانو در گل هستم بدان معنا است که باید تا گلو هم بروم زیر گل یا باید برگردم و خودم را نجات بدهم؟
@IRENGINEERING
نکته پایانی: برای منزل تان گاو نخرید! اگر خریدید هر زمان که احساس کردید تصمیم تان اشتباه است، به جای آن که گاوهای بیشتری بخرید، گاو اول را بفروشید حتی اگر زیان کردید یا اعتبارتان را از دست دادید بهتر است از اینکه زیان های خود را بیشتر کنید. خرید و فروش و نگهداری گاو را به افراد حرفه ای آن بسپارید.
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین:
@SAVIZASADI
خانواده ای كه مي خواست خودكفا باشد يك گاو شيرده خريد و به آپارتمان خود برد. اين كار خردمندانه نبود. چون آدم عاقل براي روزي دو ليتر شيرگاوي نمي خرد كه 50 ليتر شير درحالي بدهد كه براي 48 ليتر شيراضافي هيچ بازاري در اختيار ولي ندارد داستان به همين جا ختم نمي شود.
@IRENGINEERING
مدتي بعد از آن گاو بيمار مي شود و به ناگزير دامپزشكي به بالينش مي آورند كه دليل بيماري را تنهايي گاو تشخيص مي دهد و سفارش مي كند براي نجات وي از مرگ چند گاو ديگر هم خريداري كنند و به آپارتمان بياورند. این کار انجام می شود و گاو اولي به طور موقت بهبود مي يابد.
@IRENGINEERING
ولي خانواده با مشكلات روزافزوني روبه رو مي شود. هزينه گزاف تغذيه گاوها، بي مشتري ماندن شيری که تولید می شد و آلودگي شديدی که تولید می کردند (منزل سابق، گاوداری فعلی)، خانواده را به شدت دچار بحران مي كند و در معرض نابودي قرار مي دهد.
@IRENGINEERING
داستان صنعت در ايران همانند همين مثال است. کارخانه/صنعتی در ایران کلنگ می خورد (گاو اول)، سپس آن صنعت/کارخانه دچار عارضه می شود. صدها كارخانه و كارگاه جانبی دیگر ايجاد مي شود تا کارخانه از تنهايي و بيماري خارج شود و از مرگ رهايي يابد. نتيجه كار در كوتاه مدت ثمربخش است. ولی در بلندمدت دوباره آن صنعت به مشکل برمی خورد و در ضمن تبعات آن گریبانگیر جامعه می شود.
@IRENGINEERING
🔎⭕️تحلیل راهبردی:
به هر دلیلی ممکن است ما در سرمایه گذاری اولیه مان اشتباه کنیم. البته بدیهی است که این همه دانش مدیریت و سرمایه گذاری وجود دارد که بتواند به ما کمک کند که تصمیمات درست بگیریم و سرمایه گذاری هوشمندانه کنیم. انسان های موفق و ناموفق هر دو اشتباه می کنند تفاوت از آن جایی آغاز می شود که یکی درگیر پدیده ای می شود به نام تشدید تعهدات و دومی خطا را می پذیرد و برمی گردد.
@IRENGINEERING
پدیده تشدید تعهدات (escalation of commitment) سابقه ای 40 ساله در دانش سرمایه گذاری و مدیریت دارد و ساده شده اش این است: ما زمانی یک تصمیم می گیریم و از طریق تخصیص زمان، توان، اعتبار، پول به آن تصمیم متعهد می شویم. بعدا آن تصمیم به خوبی آنچه فکر می کردیم جلو نمی رود. به جای آن که آن تصمیم را اصلاح کنیم، زمان، توان و اعتبار و یا پول بیشتری به آن تخصیص می دهیم و بهمین خاطر می گویند تشدید تعهدات که اگر بخواهیم درست تر ترجمه اش کنیم می شود تشدید غیرمنطقی تعهدات.
@IRENGINEERING
اولین مقاله ای که در این زمینه نوشته شده یک عبارت زیبا را در عنوان مقاله خود آورده: تا زانو در گل (باتلاق)! به نظر من همین عنوان برای راهنمایی ما کفایت می کند. از این پس اگر به هر علتی سخت تان بود که از تصمیم قبلی تان برگردید، از خودتان فقط یک سوال بپرسید: اینکه من تا زانو در گل هستم بدان معنا است که باید تا گلو هم بروم زیر گل یا باید برگردم و خودم را نجات بدهم؟
@IRENGINEERING
نکته پایانی: برای منزل تان گاو نخرید! اگر خریدید هر زمان که احساس کردید تصمیم تان اشتباه است، به جای آن که گاوهای بیشتری بخرید، گاو اول را بفروشید حتی اگر زیان کردید یا اعتبارتان را از دست دادید بهتر است از اینکه زیان های خود را بیشتر کنید. خرید و فروش و نگهداری گاو را به افراد حرفه ای آن بسپارید.
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین:
@SAVIZASADI
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
4 درس از یک فیلم 5 ثانیه ای
1.زود ناامید نشو
2.موفقیت تو را مغرور نکند
3.گاهی کمی صبر، شکست را به پیروزی تبدیل می کند
4.گاهی کمی عجله، پیروزی را به شکست تبدیل می کند
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین :
@SAVIZASADI
1.زود ناامید نشو
2.موفقیت تو را مغرور نکند
3.گاهی کمی صبر، شکست را به پیروزی تبدیل می کند
4.گاهی کمی عجله، پیروزی را به شکست تبدیل می کند
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین :
@SAVIZASADI
گروهی از دانشمندان ۵ میمون را در قفسی قرار دادند.
در وسط قفس یک نردبان و بالای نردبان دسته ای موز گذاشتند.
@IRENGINEERING
هر زمانی که میمونی بالای نردبان میرفت تا موزها را بردارد، دانشمندان بر روی سایر میمونها آب سرد میپاشیدند.
پس از مدتی، هر وقت که میمونی بالای نردبان میرفت سایرین او را کتک میزدند.
@IRENGINEERING
مدتی بعد هیچ میمونی علیرغم وسوسهای که داشت جرات بالا رفتن از نردبان را به خود نمیداد.
@IRENGINEERING
دانشمندان تصمیم گرفتند که یکی از میمونها را بردارند و با یک میمون جدید جایگزین کنند. اولین کاری که این میمون جدید انجام داد این بود که سعی کرد تا بالای نردبان برود، که بلافاصله توسط سایرین مورد ضرب قرار گرفت.
@IRENGINEERING
پس از چندبار کتک خوردن میمون جدید با این که نمیدانست چرا، اما یاد گرفت که بالای نردبان نرود.
@IRENGINEERING
میمون دومی جایگزین گردید و همان اتفاق تکرار شد. میمون جدید اول هم در کتک زدن میمون جدید دوم شرکت میکرد. سومین میمون هم جایگزین شد و دوباره همان اتفاق (کتک خوردن) تکرار گردید.
به همین ترتیب چهارمین و پنجمین میمون نیز عوض شدند.
@IRENGINEERING
آن چیزی که باقی مانده بود گروهی متشکل از ۵ میمون بوده که با این که هیچگاه آب سردی بر روی آنها پاشیده نشده بود، میمونی را که بالای نردبان میرفت را کتک میزدند.
@IRENGINEERING
اگر امکان داشت که از میمونها بپرسند که چرا میمونی که بالای نردبان میرود را کتک میزنند شرط خواهیم بست که جواب آنها این خواهد بود: “من نمیدانم، این رسم ماست. همه این کارو میکنن”
⭕️ این جواب به نظر شما آشنا نمیآید؟!
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین :
@SAVIZASADI
در وسط قفس یک نردبان و بالای نردبان دسته ای موز گذاشتند.
@IRENGINEERING
هر زمانی که میمونی بالای نردبان میرفت تا موزها را بردارد، دانشمندان بر روی سایر میمونها آب سرد میپاشیدند.
پس از مدتی، هر وقت که میمونی بالای نردبان میرفت سایرین او را کتک میزدند.
@IRENGINEERING
مدتی بعد هیچ میمونی علیرغم وسوسهای که داشت جرات بالا رفتن از نردبان را به خود نمیداد.
@IRENGINEERING
دانشمندان تصمیم گرفتند که یکی از میمونها را بردارند و با یک میمون جدید جایگزین کنند. اولین کاری که این میمون جدید انجام داد این بود که سعی کرد تا بالای نردبان برود، که بلافاصله توسط سایرین مورد ضرب قرار گرفت.
@IRENGINEERING
پس از چندبار کتک خوردن میمون جدید با این که نمیدانست چرا، اما یاد گرفت که بالای نردبان نرود.
@IRENGINEERING
میمون دومی جایگزین گردید و همان اتفاق تکرار شد. میمون جدید اول هم در کتک زدن میمون جدید دوم شرکت میکرد. سومین میمون هم جایگزین شد و دوباره همان اتفاق (کتک خوردن) تکرار گردید.
به همین ترتیب چهارمین و پنجمین میمون نیز عوض شدند.
@IRENGINEERING
آن چیزی که باقی مانده بود گروهی متشکل از ۵ میمون بوده که با این که هیچگاه آب سردی بر روی آنها پاشیده نشده بود، میمونی را که بالای نردبان میرفت را کتک میزدند.
@IRENGINEERING
اگر امکان داشت که از میمونها بپرسند که چرا میمونی که بالای نردبان میرود را کتک میزنند شرط خواهیم بست که جواب آنها این خواهد بود: “من نمیدانم، این رسم ماست. همه این کارو میکنن”
⭕️ این جواب به نظر شما آشنا نمیآید؟!
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین :
@SAVIZASADI
⭕️ قانون پارکینسون !
چرا وقتی انجام پروژهای را یک ساله تعریف میکنیم، در یک سال انجام میشود و اگر همان را هشت ماه تعیین کنیم در هشت ماه انجام میشود؟
@IRENGINEERING
چرا وقتي براي انجام كاري يك ساعته سه ساعت وقت داريم انجام آن سه ساعت طول مي كشد؟
پاسخ همه این سوالات در "قانون پارکینسون" نهفته است.
بر اساس قانون پارکینسون در مدیریت :
"ذهن، کار را به مدت زمانی که به آن اختصاص داده شده کش میدهد"
@IRENGINEERING
در واقع میتوان اینگونه بیان کرد، براساس قانون پارکینسون:
وقت بیشتر = اتلاف وقت بیشتر
کارمند بیشتر = بیکاری بیشتر
دخل بیشتر = خرج بیشتر
@IRENGINEERING
لذا بهعنوان مدیر، مهم است بتوانیم بر قانون پارکینسون غلبه کنیم و مهمترین تکنیک برای غلبه بر آن:
تعیین مهلت زمانی و ضربالاجل معقول و پایبندی به انجام کارها در زمان تعیین شدهاست.
@IRENGINEERING
اگر کاری به کارمند یا گروههای کاری سپرده میشود حتما باید مهلت معقول انجام(براساس تجربه، امکانات و حجم کار) کاملا مشخص باشد و بهطور شفاف به فرد یا گروه اعلام شود تا از اتلاف زمان، انرژی و هزینه جلوگیری گردد.
این قانون را در تمام زندگی استفاده کنید چون زندگی کاری وغیر کاری شما هم سو با یکدیگرند
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین :
@SAVIZASADI
چرا وقتی انجام پروژهای را یک ساله تعریف میکنیم، در یک سال انجام میشود و اگر همان را هشت ماه تعیین کنیم در هشت ماه انجام میشود؟
@IRENGINEERING
چرا وقتي براي انجام كاري يك ساعته سه ساعت وقت داريم انجام آن سه ساعت طول مي كشد؟
پاسخ همه این سوالات در "قانون پارکینسون" نهفته است.
بر اساس قانون پارکینسون در مدیریت :
"ذهن، کار را به مدت زمانی که به آن اختصاص داده شده کش میدهد"
@IRENGINEERING
در واقع میتوان اینگونه بیان کرد، براساس قانون پارکینسون:
وقت بیشتر = اتلاف وقت بیشتر
کارمند بیشتر = بیکاری بیشتر
دخل بیشتر = خرج بیشتر
@IRENGINEERING
لذا بهعنوان مدیر، مهم است بتوانیم بر قانون پارکینسون غلبه کنیم و مهمترین تکنیک برای غلبه بر آن:
تعیین مهلت زمانی و ضربالاجل معقول و پایبندی به انجام کارها در زمان تعیین شدهاست.
@IRENGINEERING
اگر کاری به کارمند یا گروههای کاری سپرده میشود حتما باید مهلت معقول انجام(براساس تجربه، امکانات و حجم کار) کاملا مشخص باشد و بهطور شفاف به فرد یا گروه اعلام شود تا از اتلاف زمان، انرژی و هزینه جلوگیری گردد.
این قانون را در تمام زندگی استفاده کنید چون زندگی کاری وغیر کاری شما هم سو با یکدیگرند
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین :
@SAVIZASADI
آگهی خلاقانه موسسه حمایت از سالمندان!
🔹تحقیقات نشان داده که تنهایی و انزوا به اندازه ۱۵ سیگار در روز به سلامتی آسیب میرساند.
🔹فرم و رنگ پنجره و پرده شما رو یاد چه چیزی میاندازد؟!
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین :
@SAVIZASADI
🔹تحقیقات نشان داده که تنهایی و انزوا به اندازه ۱۵ سیگار در روز به سلامتی آسیب میرساند.
🔹فرم و رنگ پنجره و پرده شما رو یاد چه چیزی میاندازد؟!
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین :
@SAVIZASADI
⭕️ آزمون قمار چیست؟
من یک اسکناس ٢٠ دلاری دارم. آن را به هر قیمتی که بخواهید به شما میفروشم. فقط دقت کنید هر مبلغی را که می گویید باید پرداخت کنید.
@IRENGINEERING
پیشنهادها از یک دلار شروع میشود و با گام های یک دلاری بالا می رود، ولی نکتهای كه وجود دارد این است که افراد دیگر هم میتوانند روی این اسکناس ٢٠ دلاری پیشنهاد قیمت دهند و اگر کسی توانست قیمت بالاتری از شما پیشنهاد داده و شما را شکست دهد شما همچنان باید به اندازه پیشنهاد آخرتان به من پول بدهید و در ازای آن چیزی دریافت نخواهید کرد..!
@IRENGINEERING
افراد در ابتدا از اینکه میتوانند یک اسکناس بیست دلاری را ۲ یا ۵ یا ۱۰ دلار بخرند هیجان زده میشوند،پول مفت است، ولی در قیمتهای ۱۷ و ۱۸ دلار یک جنگ تمام عیار بین پیشنهادهای دو نفر که میفهمند ممکن است در انتها مجبور شوند پول خیلی زیادی را برای هیچ پرداخت کنند در میگیرد.آنها برای آنکه نبازند پشت سر هم پیشنهادهای بالاتری میدهند.
@IRENGINEERING
ناگهان یکی برای یک اسکناس ۲۰ دلاری ۲۱ دلار پیشنهاد میدهد که در حقیقت منطقي است چون در این قیمت برنده ۱ دلار میبازد (با احتساب بیست دلاری که در یافت میکند) در حالی که بازنده ۲۰ دلار خواهد باخت. از اینجا همه چیز بالا میگیرد. جنگ برای برد تبدیل میشود به جنگ برای کمتر باختن، و باعث میشود تا پیشنهادها برای یک اسکناس ۲۰ دلاری به طور کاذب بالا برود. استاد مدیریت دانشگاه وارتون آدام گرنت میگوید که یک افسر ارتش یک بار حدود ۵۰۰ دلار برای یک اسکناس ۲۰ دلاری پرداخت.
@IRENGINEERING
طبق دانسته های روانشناسان، افراد بیشتر از آنکه از بردن لذت ببرند از باختن متنفرند. به این نکته «بیزاری از باخت» گفته میشود که یکی از عوامل اصلی ضرر در بورس و سایر بازارهای مالی است. شما هنگامی که در یک معامله سود می کنید به سرعت پوزیشن خود را می بندید و به آن اجازه رشد بیشتر نمیدهید و برعکس وقتی در ضرر هستید به آن اجازه رشد و بزرگ شدن می دهید چون ناخوداگاه ذهن شما از ضرر متنفر است و البته همین بیزاری از باخت عامل اصلی حباب قیمتی نیز هست. واکنش فروشندگان و خریداران در دوره ی رکود نیز با همین آزمون قابل توصیف است.
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین:
@SAVIZASADI
من یک اسکناس ٢٠ دلاری دارم. آن را به هر قیمتی که بخواهید به شما میفروشم. فقط دقت کنید هر مبلغی را که می گویید باید پرداخت کنید.
@IRENGINEERING
پیشنهادها از یک دلار شروع میشود و با گام های یک دلاری بالا می رود، ولی نکتهای كه وجود دارد این است که افراد دیگر هم میتوانند روی این اسکناس ٢٠ دلاری پیشنهاد قیمت دهند و اگر کسی توانست قیمت بالاتری از شما پیشنهاد داده و شما را شکست دهد شما همچنان باید به اندازه پیشنهاد آخرتان به من پول بدهید و در ازای آن چیزی دریافت نخواهید کرد..!
@IRENGINEERING
افراد در ابتدا از اینکه میتوانند یک اسکناس بیست دلاری را ۲ یا ۵ یا ۱۰ دلار بخرند هیجان زده میشوند،پول مفت است، ولی در قیمتهای ۱۷ و ۱۸ دلار یک جنگ تمام عیار بین پیشنهادهای دو نفر که میفهمند ممکن است در انتها مجبور شوند پول خیلی زیادی را برای هیچ پرداخت کنند در میگیرد.آنها برای آنکه نبازند پشت سر هم پیشنهادهای بالاتری میدهند.
@IRENGINEERING
ناگهان یکی برای یک اسکناس ۲۰ دلاری ۲۱ دلار پیشنهاد میدهد که در حقیقت منطقي است چون در این قیمت برنده ۱ دلار میبازد (با احتساب بیست دلاری که در یافت میکند) در حالی که بازنده ۲۰ دلار خواهد باخت. از اینجا همه چیز بالا میگیرد. جنگ برای برد تبدیل میشود به جنگ برای کمتر باختن، و باعث میشود تا پیشنهادها برای یک اسکناس ۲۰ دلاری به طور کاذب بالا برود. استاد مدیریت دانشگاه وارتون آدام گرنت میگوید که یک افسر ارتش یک بار حدود ۵۰۰ دلار برای یک اسکناس ۲۰ دلاری پرداخت.
@IRENGINEERING
طبق دانسته های روانشناسان، افراد بیشتر از آنکه از بردن لذت ببرند از باختن متنفرند. به این نکته «بیزاری از باخت» گفته میشود که یکی از عوامل اصلی ضرر در بورس و سایر بازارهای مالی است. شما هنگامی که در یک معامله سود می کنید به سرعت پوزیشن خود را می بندید و به آن اجازه رشد بیشتر نمیدهید و برعکس وقتی در ضرر هستید به آن اجازه رشد و بزرگ شدن می دهید چون ناخوداگاه ذهن شما از ضرر متنفر است و البته همین بیزاری از باخت عامل اصلی حباب قیمتی نیز هست. واکنش فروشندگان و خریداران در دوره ی رکود نیز با همین آزمون قابل توصیف است.
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین:
@SAVIZASADI
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سرعت تقريبى هواپيماى مسافربرى در هنگام فرود را برحسب كيلومتر بر ساعت در اين ويدئو ببينيد
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین :
@SAVIZASADI
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین :
@SAVIZASADI
⭕ فارسی در میان ۱۰ زبان اول دنیا به لحاظ تعداد کسانی که آن را بعنوان زبان اول صحبت میکنند قرار ندارد، اما نهمین زبان پرکاربرد در فضای مجازی است
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین :
@SAVIZASADI
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین :
@SAVIZASADI
⭕️ مقاله جالب توجه از ولفگانگ پاولی...
برنده جایزه نوبل فیزیک در سال ۱۹۴۵ که به خاطر کشف قانون جدیدش به نام ،اصل انحصاری پاولی که مورد تشویق آلبرت انیشتین هم قرار گرفت , معروف است.
@IRENGINEERING
پاولی می گوید: هر چیزی در جهان , ارتعاش مخصوص به خودش را دارد. همه الکترون ها دارای سه ویژگی هستند ؛ به نام های:
سطح انرژی
چرخش
مدار
که فیزیک دان ها بر اساس این سه ویژگی , عدد کوانتوامی هر الکترون را محاسبه می کنند و به دست می آورند.
پاولی می گوید: هیچ دو الکترونی در جهان هستی دارای عدد کوانتوامی یکسانی نیست.
پاولی مثالی می زند و می گوید :
سیبی را بر می داریم و از میان میلیارد ها الکترونی که درون آن است، فقط یکی را انتخاب می کنیم.
فرض کنید نام آن الکترون را بگذاریم "اریک"....
@IRENGINEERING
عدد کوانتوامی اریک عددی بسیار بسیار طولانی است، اما برای این که کارمان را اینجا ساده کنیم، فرض کنید آن عدد بزرگ 23 باشد.
پاولی ثابت کرد در هیچ کجای جهان هستی , حتی در ستاره ای در کهکشان , نه تنها هیچ سیب دیگری , بلکه هیچ شیئی دیگر پیدا نمی کنید که الکترونش عدد کوانتوامی آن 23 باشد.
حال اگر دستمالی برداریم و سیب را برق بیندازم , از اصطکاک ایجاد شده , انرژی حاصل می شود و این انرژی عدد کوانتوامی اریک را ارتقا داده و به مثلا 26 می رساند.و درست در همان لحظه تنها الکترونی که در جهان هستی با عدد کوانتوامی 26 بوده , دستخوش تغییر می شود.
@IRENGINEERING
جهان ما برای حفظ توازن خود , لحظه به لحظه آرایش خود را تغییر می دهد.پاولی با اثبات این موضوع جایزه نوبل فیزیک گرفت و گفت:
اگر هر الکترونی دارای ارتعاش منحصر به فرد خود باشد, پس هر شیئی در جهان واجد ارتعاش مخصوص به خود است.
@IRENGINEERING
و اما نتیجه گیری :
وقتی یک سیب با یک اصطکاک کوچک , تغییر پیدا می کند , بنابراین وقتی که من فرزندم را در آغوش می گیرم و می بوسم , و یا وقتی که همسرم را می بخشم...
و یا وقتی که به همسایه ام ناسزا می گویم و یا وقتی که دست خودم را خارش می دهم....
در واقع دارم دستور زنجیره ای از تغییرات را به جهان هستی می دهم.
هر اندیشه ای که از ذهن ما می گذرد , الکترون هایی را در گستره جهان هستی به ارتعاش در می آورد و دستخوش تغییر می کند.
اندیشه فقط بر ماده تاثیر نمی گذارد، بلکه اندیشه خود ماده است.
غم و غصه مرا غمگین می کند و این بزرگ ترین اشتباهی است که در من اتفاق می افتد.
@IRENGINEERING
غم و اندوه باید مرا هشیارتر کند؛ چون وقتی زخمی می شویم، آگاه تر می شویم.اندوه نباید بیچارگی را بیشتر کند.
بنابراین رنج را تحمل نکنید، بلکه آن را دریابید...چون رنج کشیدن فرصتی است برای هوشیارتر شدن.(فلسفه بودا).
@IRENGINEERING
حرف آخر:
اگر به جای محبتی که با کسی کرده اید , از او بی مهری دیدید ,ناامید از محبت کردن نشوید؛
چون برگشت آن را از فرد دیگری , در یک رابطه دیگر و در یک موضوع دیگر , خواهید ديد .
همه چیز در جهان هستی به هم مرتبط است.
تمام انرژی هایی که از شما ساطع می شود به شما باز می گردد
@IRENGINEERING
مثبت باشید تا مثبت باز پس گیرید.
این مطلب را جدی بگیریم و از کنارش به راحتی نگذریم.
در گستره ی کیهان هیچ اتفاقی بی دلیل و بی حکمت نیست.
قوانین را بشناسیم و بر اساس قانون عمل کنیم.
آن وقت جهان درون و بیرونمان به بهشتی وصف ناشدنی بدل خواهد شد.
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین :
@SAVIZASADI
برنده جایزه نوبل فیزیک در سال ۱۹۴۵ که به خاطر کشف قانون جدیدش به نام ،اصل انحصاری پاولی که مورد تشویق آلبرت انیشتین هم قرار گرفت , معروف است.
@IRENGINEERING
پاولی می گوید: هر چیزی در جهان , ارتعاش مخصوص به خودش را دارد. همه الکترون ها دارای سه ویژگی هستند ؛ به نام های:
سطح انرژی
چرخش
مدار
که فیزیک دان ها بر اساس این سه ویژگی , عدد کوانتوامی هر الکترون را محاسبه می کنند و به دست می آورند.
پاولی می گوید: هیچ دو الکترونی در جهان هستی دارای عدد کوانتوامی یکسانی نیست.
پاولی مثالی می زند و می گوید :
سیبی را بر می داریم و از میان میلیارد ها الکترونی که درون آن است، فقط یکی را انتخاب می کنیم.
فرض کنید نام آن الکترون را بگذاریم "اریک"....
@IRENGINEERING
عدد کوانتوامی اریک عددی بسیار بسیار طولانی است، اما برای این که کارمان را اینجا ساده کنیم، فرض کنید آن عدد بزرگ 23 باشد.
پاولی ثابت کرد در هیچ کجای جهان هستی , حتی در ستاره ای در کهکشان , نه تنها هیچ سیب دیگری , بلکه هیچ شیئی دیگر پیدا نمی کنید که الکترونش عدد کوانتوامی آن 23 باشد.
حال اگر دستمالی برداریم و سیب را برق بیندازم , از اصطکاک ایجاد شده , انرژی حاصل می شود و این انرژی عدد کوانتوامی اریک را ارتقا داده و به مثلا 26 می رساند.و درست در همان لحظه تنها الکترونی که در جهان هستی با عدد کوانتوامی 26 بوده , دستخوش تغییر می شود.
@IRENGINEERING
جهان ما برای حفظ توازن خود , لحظه به لحظه آرایش خود را تغییر می دهد.پاولی با اثبات این موضوع جایزه نوبل فیزیک گرفت و گفت:
اگر هر الکترونی دارای ارتعاش منحصر به فرد خود باشد, پس هر شیئی در جهان واجد ارتعاش مخصوص به خود است.
@IRENGINEERING
و اما نتیجه گیری :
وقتی یک سیب با یک اصطکاک کوچک , تغییر پیدا می کند , بنابراین وقتی که من فرزندم را در آغوش می گیرم و می بوسم , و یا وقتی که همسرم را می بخشم...
و یا وقتی که به همسایه ام ناسزا می گویم و یا وقتی که دست خودم را خارش می دهم....
در واقع دارم دستور زنجیره ای از تغییرات را به جهان هستی می دهم.
هر اندیشه ای که از ذهن ما می گذرد , الکترون هایی را در گستره جهان هستی به ارتعاش در می آورد و دستخوش تغییر می کند.
اندیشه فقط بر ماده تاثیر نمی گذارد، بلکه اندیشه خود ماده است.
غم و غصه مرا غمگین می کند و این بزرگ ترین اشتباهی است که در من اتفاق می افتد.
@IRENGINEERING
غم و اندوه باید مرا هشیارتر کند؛ چون وقتی زخمی می شویم، آگاه تر می شویم.اندوه نباید بیچارگی را بیشتر کند.
بنابراین رنج را تحمل نکنید، بلکه آن را دریابید...چون رنج کشیدن فرصتی است برای هوشیارتر شدن.(فلسفه بودا).
@IRENGINEERING
حرف آخر:
اگر به جای محبتی که با کسی کرده اید , از او بی مهری دیدید ,ناامید از محبت کردن نشوید؛
چون برگشت آن را از فرد دیگری , در یک رابطه دیگر و در یک موضوع دیگر , خواهید ديد .
همه چیز در جهان هستی به هم مرتبط است.
تمام انرژی هایی که از شما ساطع می شود به شما باز می گردد
@IRENGINEERING
مثبت باشید تا مثبت باز پس گیرید.
این مطلب را جدی بگیریم و از کنارش به راحتی نگذریم.
در گستره ی کیهان هیچ اتفاقی بی دلیل و بی حکمت نیست.
قوانین را بشناسیم و بر اساس قانون عمل کنیم.
آن وقت جهان درون و بیرونمان به بهشتی وصف ناشدنی بدل خواهد شد.
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین :
@SAVIZASADI
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
متلک سنگین پرواز همای خواننده گیلانی به خاوری در کانادا
كنسرت ديشب هماى و گروه مستان در تورنتو
دزد با دنيايى از ثروت به شهرى امن رفت / شهردار شهر راهى جز حمايت كردن از ايشان نداشت
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین :
@SAVIZASADI
كنسرت ديشب هماى و گروه مستان در تورنتو
دزد با دنيايى از ثروت به شهرى امن رفت / شهردار شهر راهى جز حمايت كردن از ايشان نداشت
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین :
@SAVIZASADI
شرلوک هولمز كارآگاه معروف و معاونش دکتر واتسون به خارج از شهر رفته و شب چادری زدند و زير آن خوابيدند.
نيمه های شب هلمز بيدار شد و آسمان را نگريست. بعد واتسون را بيدار كرد و گفت:
نگاهی به آن بالا بينداز و به من بگو چه می بينی؟
@IRENGINEERING
واتسون گفت:
ميليونها ستاره می بينم.
هلمز گفت:
چه نتيجه ميگيری؟
واتسون گفت:
از لحاظ معنوی نتيجه میگيرم كه خداوند بزرگ است و ما چقدر در اين دنيا حقيريم.
@IRENGINEERING
از لحاظ ستاره شناسی نتيجه میگيرم كه زهره در برج مشتری است، پس بايد اوايل تابستان باشد.
@IRENGINEERING
از لحاظ فيزيكی، نتيجه ميگيرم كه مريخ در موازات قطب است، پس ساعت بايد حدود سه نيمه شب باشد.
شرلوک هولمز نگاهی به او کرد و گفت:
واتسون تو احمقی بيش نيستی.
نتيجه اول و مهمی كه بايد بگيری اينست كه چادر ما را دزديده اند ...
@IRENGINEERING
⭕ گاهی واقعا انسان از اتفاقاتی که در نزديکش ميافتد غافل و در عوض دور دستها را ميبيند.
برداشتهای جورواجور ميکند و تصميمات اشتباهی گرفته و فرصتهای خوبی را از دست ميدهد.
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین :
@SAVIZASADI
نيمه های شب هلمز بيدار شد و آسمان را نگريست. بعد واتسون را بيدار كرد و گفت:
نگاهی به آن بالا بينداز و به من بگو چه می بينی؟
@IRENGINEERING
واتسون گفت:
ميليونها ستاره می بينم.
هلمز گفت:
چه نتيجه ميگيری؟
واتسون گفت:
از لحاظ معنوی نتيجه میگيرم كه خداوند بزرگ است و ما چقدر در اين دنيا حقيريم.
@IRENGINEERING
از لحاظ ستاره شناسی نتيجه میگيرم كه زهره در برج مشتری است، پس بايد اوايل تابستان باشد.
@IRENGINEERING
از لحاظ فيزيكی، نتيجه ميگيرم كه مريخ در موازات قطب است، پس ساعت بايد حدود سه نيمه شب باشد.
شرلوک هولمز نگاهی به او کرد و گفت:
واتسون تو احمقی بيش نيستی.
نتيجه اول و مهمی كه بايد بگيری اينست كه چادر ما را دزديده اند ...
@IRENGINEERING
⭕ گاهی واقعا انسان از اتفاقاتی که در نزديکش ميافتد غافل و در عوض دور دستها را ميبيند.
برداشتهای جورواجور ميکند و تصميمات اشتباهی گرفته و فرصتهای خوبی را از دست ميدهد.
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین :
@SAVIZASADI