⭕️ در دانشگاه استانفورد، استاد در حال شرح دادن مفهوم بازاریابی به دانشجویان خود بود....
@IRENGINEERING
1) شما در یک مهمانی، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد، بلافاصله میرین پیشش و می گین: "من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن". به این میگن بازاریابی مستقیم
@IRENGINEERING
2) شما در یک مهمانی به همراه دوستانتون، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد، بلافاصله یکی از دوستاتون میره پیش دختره، به شما اشاره می کنه و میگه: "اون پسر ثروتمندیه، باهاش ازدواج کن". به این می گن تبلیغات
@IRENGINEERING
3) شما در یک مهمانی، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد، بلافاصله میرین پیشش و شماره تلفنش رو می گیرین، فردا باهاش تماس می گیرین و میگین: "من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن". به این میگن بازاریابی تلفنی
@IRENGINEERING
4) شما در یک مهمانی، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد، بلافاصله کراواتتون رو مرتب می کنین و میرین پیشش، اون رو به یک نوشیدنی دعوت می کنین، وقتی کیفش می افته براش از روی زمین بلند می کنین، در آخر هم براش درب ماشین رو باز می کنین و اون رو به یک سواری کوتاه دعوت می کنین و میگین: "در هر حال، من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج می کنی؟" به این میگن روابط عمومی
@IRENGINEERING
5) شما در یک مهمانی، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین که داره به سمت شما میاد و میگه: "شما پسر ثروتمندی هستی، با من ازدواج می کنی؟" به این می گن شناسایی علامت تجاری شما توسط مشتری
@IRENGINEERING
6) شما در یک مهمانی، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد، بلافاصله میرین پیشش و می گین: "من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن". بلافاصله اون هم یک سیلی جانانه نثار شما می کنه، به این میگن پس زدگی توسط مشتری
@IRENGINEERING
7) شما در یک مهمانی، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد، بلافاصله میرین پیشش و می گین: "من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن". و اون بلافاصله شما رو به همسرش معرفی می کنه. به این می گن شکاف بین عرضه و تقاضا
@IRENGINEERING
8) شما در یک مهمانی، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد، ولی قبل از این که حرفی بزنین، شخص دیگه ای پیدا می شه و به دختره میگه: "من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن". به این میگن از بین رفتن سهم توسط رقبا
@IRENGINEERING
9) شما در یک مهمانی، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد، ولی قبل از این که بگین: "من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن". همسرتون پیداش میشه، به این میگن منع ورود به بازار
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین:
@SAVIZASADI
@IRENGINEERING
1) شما در یک مهمانی، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد، بلافاصله میرین پیشش و می گین: "من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن". به این میگن بازاریابی مستقیم
@IRENGINEERING
2) شما در یک مهمانی به همراه دوستانتون، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد، بلافاصله یکی از دوستاتون میره پیش دختره، به شما اشاره می کنه و میگه: "اون پسر ثروتمندیه، باهاش ازدواج کن". به این می گن تبلیغات
@IRENGINEERING
3) شما در یک مهمانی، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد، بلافاصله میرین پیشش و شماره تلفنش رو می گیرین، فردا باهاش تماس می گیرین و میگین: "من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن". به این میگن بازاریابی تلفنی
@IRENGINEERING
4) شما در یک مهمانی، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد، بلافاصله کراواتتون رو مرتب می کنین و میرین پیشش، اون رو به یک نوشیدنی دعوت می کنین، وقتی کیفش می افته براش از روی زمین بلند می کنین، در آخر هم براش درب ماشین رو باز می کنین و اون رو به یک سواری کوتاه دعوت می کنین و میگین: "در هر حال، من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج می کنی؟" به این میگن روابط عمومی
@IRENGINEERING
5) شما در یک مهمانی، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین که داره به سمت شما میاد و میگه: "شما پسر ثروتمندی هستی، با من ازدواج می کنی؟" به این می گن شناسایی علامت تجاری شما توسط مشتری
@IRENGINEERING
6) شما در یک مهمانی، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد، بلافاصله میرین پیشش و می گین: "من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن". بلافاصله اون هم یک سیلی جانانه نثار شما می کنه، به این میگن پس زدگی توسط مشتری
@IRENGINEERING
7) شما در یک مهمانی، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد، بلافاصله میرین پیشش و می گین: "من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن". و اون بلافاصله شما رو به همسرش معرفی می کنه. به این می گن شکاف بین عرضه و تقاضا
@IRENGINEERING
8) شما در یک مهمانی، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد، ولی قبل از این که حرفی بزنین، شخص دیگه ای پیدا می شه و به دختره میگه: "من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن". به این میگن از بین رفتن سهم توسط رقبا
@IRENGINEERING
9) شما در یک مهمانی، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد، ولی قبل از این که بگین: "من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن". همسرتون پیداش میشه، به این میگن منع ورود به بازار
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین:
@SAVIZASADI
⭕ پرتسلیحاتترین ارتشهای جهان را بشناسید/اعتمادآنلاین
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین :
@SAVIZASADI
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین :
@SAVIZASADI
⭕️ موبايل ِ قفل نشده؛ پرچم ِ اعتماده
دیروز در حال خوردن غذا در یک رستوران بودم. یک زن و مرد که به نظر دوست یا همسران تازه نفس میرسیدند، روی میز کناری نشسته بودند. دیدم که زن برای شستشوی دستهایش بلند شد. مرد با نگاههای مهربان و لبخند محبت آمیزش، زن را تا درب دستشویی بدرقه کرد.
@IRENGINEERING
بلافاصله پس از بسته شدن درب، مرد به سمت موبایل زن هجوم آورد و مشغول جستجو در موبایل شد. چهره اش مانند آیینه ای بود که میتوانستی نوشته های داخل موبایل را در آن بخوانی. گاهی شاد، گاهی غمگین، گاهی کنجکاو، گاهی بی حوصله.
@IRENGINEERING
به سرعت موبایل را در جای خود گذاشت و زمانی که زن برگشت، با همان لبخند همیشگی، با زن صحبت کرد. این بار در چهره اش نشانه ای از غرور و زیرکی نیز دیده میشد. میتوانم فکر کنم که در آن لحظه با خودش چه می اندیشیده است…
@IRENGINEERING
شاید خودش را با شرلوک هولمز هم رده می دانسته، یا پوارو یا هر کدام از این شخصیت هایی که احساس «تسلط، تجسس و هوشمندی»، تصویر آنها را در ذهن ما تداعی میکند.
یاد یکی از مدیرانم در سالهای دور افتادم. که پس از همه ی ما، شرکت را ترک میکرد. به تک تک اتاقها میرفت. میزها را بازبینی میکرد. دستگاه شنود در اتاقها میگذاشت و از شنیدن آنها لذت میبرد. صدای مکالمات تلفنی را ضبط میکرد و در یک کلام، شرکت برای او، نه محلی برای کسب و کار، که یک لابراتوار انسان شناسی (یا کارمندشناسی) بود.
@IRENGINEERING
آمار دقیقی وجود ندارد. اما اگر کمی در فضای آنلاین، گشت و گذار داشته باشید و با دوستانتان در این باره، گفتگو کنید میتوانید برآورد کنید که چه حجم زیادی از زمان، در جامعه ی ما، صرف جستجوی پسورد دیگران (فیس بوک، ایمیل یاهو، جیمیل و…) می شود. هر کس کارآگاهی است که میکوشد اطلاعات شخصی دیگران را جستجو، طبقه بندی و تحلیل کند…
@IRENGINEERING
خانمی از میان دانشجویانم به من میگفت: «این حق طبیعی من است. میخواهم بدانم که همسرم به من وفادار است یا نه. میخواهم بدانم که به زندگی با او ادامه بدهم یا طلاق بگیرم و زندگی بهتری را آغاز کنم…»
@IRENGINEERING
تنها حرفی که توانستم به او بزنم این بود که: «از همان لحظه ای که برای ارزیابی وضعیت رابطه، مجبور شده ای دزدانه وارد حریم شخصی همسرت شوی، پیداست که دیگر رابطه ای بین شما وجود ندارد و طلاق گرفته اید. هر چند که شاید سالهای سال، نامتان در شناسنامه ی یکدیگر بماند…»
@IRENGINEERING
آیا من، قبل از آنکه این سرزمین شگفت انگیز نابسامان سرشار از تعارض و تضاد را ترک کنم، مردمی را خواهم دید که:
از دین یکدیگر نپرسند؟
درباره ی اینکه چه کسی در خانه اش چه حیوانی یا چه نوشیدنی نگهداری میکند، تجسس نکنند؟
@IRENGINEERING
بدانند که موبایل قفل نشده ی روی میز، «ابزار جاسوسی» نیست، بلکه «پرچم اعتماد» است و این پرچم را با نگاههای خیانت آمیز، به آتش نکشند؟
سلیقه ی خود را به دیگری تحمیل نکنند؟
«عقده» های خود را به عنوان «عقیده»، به قانون تبدیل نکنند؟
و بپذیرند که هر کس – دوست، همسر، مدیر یا کارمند – حریمی دارد: شخصی، برای خودش.
میتوانی در کنار او باشی یا نباشی. اما تا روزی که بودی، باید به حریم شخصیش احترام بگذاری.
آیا روزی جامعه ام را خواهم دید که در آن، «حریم شخصی» اگر نه بیشتر، لااقل به اندازه ی «حوله و مسواک شخصی» اهمیت داشته باشد؟
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین:
@SAVIZASADI
دیروز در حال خوردن غذا در یک رستوران بودم. یک زن و مرد که به نظر دوست یا همسران تازه نفس میرسیدند، روی میز کناری نشسته بودند. دیدم که زن برای شستشوی دستهایش بلند شد. مرد با نگاههای مهربان و لبخند محبت آمیزش، زن را تا درب دستشویی بدرقه کرد.
@IRENGINEERING
بلافاصله پس از بسته شدن درب، مرد به سمت موبایل زن هجوم آورد و مشغول جستجو در موبایل شد. چهره اش مانند آیینه ای بود که میتوانستی نوشته های داخل موبایل را در آن بخوانی. گاهی شاد، گاهی غمگین، گاهی کنجکاو، گاهی بی حوصله.
@IRENGINEERING
به سرعت موبایل را در جای خود گذاشت و زمانی که زن برگشت، با همان لبخند همیشگی، با زن صحبت کرد. این بار در چهره اش نشانه ای از غرور و زیرکی نیز دیده میشد. میتوانم فکر کنم که در آن لحظه با خودش چه می اندیشیده است…
@IRENGINEERING
شاید خودش را با شرلوک هولمز هم رده می دانسته، یا پوارو یا هر کدام از این شخصیت هایی که احساس «تسلط، تجسس و هوشمندی»، تصویر آنها را در ذهن ما تداعی میکند.
یاد یکی از مدیرانم در سالهای دور افتادم. که پس از همه ی ما، شرکت را ترک میکرد. به تک تک اتاقها میرفت. میزها را بازبینی میکرد. دستگاه شنود در اتاقها میگذاشت و از شنیدن آنها لذت میبرد. صدای مکالمات تلفنی را ضبط میکرد و در یک کلام، شرکت برای او، نه محلی برای کسب و کار، که یک لابراتوار انسان شناسی (یا کارمندشناسی) بود.
@IRENGINEERING
آمار دقیقی وجود ندارد. اما اگر کمی در فضای آنلاین، گشت و گذار داشته باشید و با دوستانتان در این باره، گفتگو کنید میتوانید برآورد کنید که چه حجم زیادی از زمان، در جامعه ی ما، صرف جستجوی پسورد دیگران (فیس بوک، ایمیل یاهو، جیمیل و…) می شود. هر کس کارآگاهی است که میکوشد اطلاعات شخصی دیگران را جستجو، طبقه بندی و تحلیل کند…
@IRENGINEERING
خانمی از میان دانشجویانم به من میگفت: «این حق طبیعی من است. میخواهم بدانم که همسرم به من وفادار است یا نه. میخواهم بدانم که به زندگی با او ادامه بدهم یا طلاق بگیرم و زندگی بهتری را آغاز کنم…»
@IRENGINEERING
تنها حرفی که توانستم به او بزنم این بود که: «از همان لحظه ای که برای ارزیابی وضعیت رابطه، مجبور شده ای دزدانه وارد حریم شخصی همسرت شوی، پیداست که دیگر رابطه ای بین شما وجود ندارد و طلاق گرفته اید. هر چند که شاید سالهای سال، نامتان در شناسنامه ی یکدیگر بماند…»
@IRENGINEERING
آیا من، قبل از آنکه این سرزمین شگفت انگیز نابسامان سرشار از تعارض و تضاد را ترک کنم، مردمی را خواهم دید که:
از دین یکدیگر نپرسند؟
درباره ی اینکه چه کسی در خانه اش چه حیوانی یا چه نوشیدنی نگهداری میکند، تجسس نکنند؟
@IRENGINEERING
بدانند که موبایل قفل نشده ی روی میز، «ابزار جاسوسی» نیست، بلکه «پرچم اعتماد» است و این پرچم را با نگاههای خیانت آمیز، به آتش نکشند؟
سلیقه ی خود را به دیگری تحمیل نکنند؟
«عقده» های خود را به عنوان «عقیده»، به قانون تبدیل نکنند؟
و بپذیرند که هر کس – دوست، همسر، مدیر یا کارمند – حریمی دارد: شخصی، برای خودش.
میتوانی در کنار او باشی یا نباشی. اما تا روزی که بودی، باید به حریم شخصیش احترام بگذاری.
آیا روزی جامعه ام را خواهم دید که در آن، «حریم شخصی» اگر نه بیشتر، لااقل به اندازه ی «حوله و مسواک شخصی» اهمیت داشته باشد؟
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین:
@SAVIZASADI
♦مردی شیکپوش داخل بانکی در منهتن نیویورک شد و یک بلیط از دستگاه گرفت. وقتی شمارهاش از بلندگو اعلام شد بلند شد و پیش کارشناس بانک رفت و گفت که برای مدت دو هفته قصد سفر تجاری به اروپا را دارد و به همین دلیل به یک وام فوری به مبلغ 5000 دلار نیاز دارد. کارشناس نگاهی به تیپ و لباس موجه مرد کرد و گفت که برای اعطای وام نیاز به قدری وثیقه و گارانتی دارد و مرد هم سریع دستش را کرد توی جیبش و کلید و مدارک ماشین فراری جدیدش را که دقیقاً جلوی در بانک پارک کرده بود به کارشناس داد و رئیس بانک هم پس از تطابق مشخصات مالک خودرو با وام مرد موافقت کرد آن هم فقط برای دو هفته. کارمند بانک هم سریع کلید ماشین گرانقیمت را گرفت و ماشین را به پارکینگ بانک در طبقه پائین انتقال داد.
@IRENGINEERING
مرد بعد از دو هفته همانطور که قرار بود برگشت و 5000 دلار + 15.86 دلار کارمزد وام را پرداخت کرد. کارشناس رو به مرد کرد و از قول رئیس بانک گفت: «از این که بانک ما را انتخاب کردید متشکریم.» و گفت: «ما چک کردیم و معلوم شد که شما یک مولتی میلیونر هستید. ولی فقط من یک سوال برایم باقی مانده که با این همه ثروت، چرا به خودتان زحمت دادید که 5000 دلار از ما وام بگیرید؟»
@IRENGINEERING
مسافر نگاهی به کارشناس بیچاره کرد و گفت: «تو فقط به من بگو کجای نیویورک میتوانم ماشین 250.000 دلاری را برای 2 هفته با اطمینان خاطر و با فقط 15.86 دلار پارک کنم!»
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین:
@SAVIZASADI
@IRENGINEERING
مرد بعد از دو هفته همانطور که قرار بود برگشت و 5000 دلار + 15.86 دلار کارمزد وام را پرداخت کرد. کارشناس رو به مرد کرد و از قول رئیس بانک گفت: «از این که بانک ما را انتخاب کردید متشکریم.» و گفت: «ما چک کردیم و معلوم شد که شما یک مولتی میلیونر هستید. ولی فقط من یک سوال برایم باقی مانده که با این همه ثروت، چرا به خودتان زحمت دادید که 5000 دلار از ما وام بگیرید؟»
@IRENGINEERING
مسافر نگاهی به کارشناس بیچاره کرد و گفت: «تو فقط به من بگو کجای نیویورک میتوانم ماشین 250.000 دلاری را برای 2 هفته با اطمینان خاطر و با فقط 15.86 دلار پارک کنم!»
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین:
@SAVIZASADI
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تبلیغات جالب و خلاقانه هيونداى مدل ولستر.
این خودرو فقط 3 درب دارد!
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین :
@SAVIZASADI
این خودرو فقط 3 درب دارد!
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین :
@SAVIZASADI
⭕️ چــــــــرا به لوله ای که آب از آن خارج می شود می گوییم "شیر"؟
@IRENGINEERING
در سال های نه چندان، دور در ایران؛تنها دوشهر بیرجند و تبریز آب لوله کشی داشتند که آن صنعت را از روسیه به امانت برده بودند.
و در کلان شهری مثل تهران مردم از آب چاه که تمیز و سالم نبوداستفاده می کردند.در شهر تهران تنها سه قنات وجود داشت که آن هم متعلق به سه سرمایه دار تهرانی بود.یکی از این قنات ها که به سرچشمه معروف بودمتعلق به سرمایه داری بود که بچه دار نمیشد.
@IRENGINEERING
او نذر کرد اگر بچه دار شود؛ برای تهرانیان آب لوله کشی فراهم کند. پس از مدتی بچه دار شد و برای ادای نذرش به اتریش رفت تا مهندسانی را از آنجا برای لوله کشی آب بیاورد.در هر کشوری حیوانی که نماد آن کشور است را بر سر خروجی آب می گذاشتند.مثلا در فرانسه سر خروس استفاده می کردند
مهندس اتریشی که به این منظور به ایران آمده بود فکر کرد که بر اهرم خروجی آب چه نمادی بگذارد!?
او دریافت که بر روی پرچم ایران آن زمان 'شیر وخورشید'وجود دارد وشیر "نماد ایران" است.
@IRENGINEERING
پس بر روی اهرم خروجی آب،سر شیری فلزی گذاشت و مردم هروقت برای برداشتن آب به آنجا می رفتند می گفتند: رفتیم از سر شیر آب آوردیم!
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین:
@SAVIZASADI
@IRENGINEERING
در سال های نه چندان، دور در ایران؛تنها دوشهر بیرجند و تبریز آب لوله کشی داشتند که آن صنعت را از روسیه به امانت برده بودند.
و در کلان شهری مثل تهران مردم از آب چاه که تمیز و سالم نبوداستفاده می کردند.در شهر تهران تنها سه قنات وجود داشت که آن هم متعلق به سه سرمایه دار تهرانی بود.یکی از این قنات ها که به سرچشمه معروف بودمتعلق به سرمایه داری بود که بچه دار نمیشد.
@IRENGINEERING
او نذر کرد اگر بچه دار شود؛ برای تهرانیان آب لوله کشی فراهم کند. پس از مدتی بچه دار شد و برای ادای نذرش به اتریش رفت تا مهندسانی را از آنجا برای لوله کشی آب بیاورد.در هر کشوری حیوانی که نماد آن کشور است را بر سر خروجی آب می گذاشتند.مثلا در فرانسه سر خروس استفاده می کردند
مهندس اتریشی که به این منظور به ایران آمده بود فکر کرد که بر اهرم خروجی آب چه نمادی بگذارد!?
او دریافت که بر روی پرچم ایران آن زمان 'شیر وخورشید'وجود دارد وشیر "نماد ایران" است.
@IRENGINEERING
پس بر روی اهرم خروجی آب،سر شیری فلزی گذاشت و مردم هروقت برای برداشتن آب به آنجا می رفتند می گفتند: رفتیم از سر شیر آب آوردیم!
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین:
@SAVIZASADI
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اره برقی که گوشت رو ازچوب تشخیص میده و بدون اینکه به اپراتور صدمه بزنه فورا متوقف میشه
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین:
@SAVIZASADI
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین:
@SAVIZASADI
حداقل دستمزد در ایران و 50 کشور جهان ( ماهانه شغل تمام وقت به دلار، 2018 میلادی)
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین :
@SAVIZASADI
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین :
@SAVIZASADI
⭕️ موتور کشتی بزرگی خراب شد .
مهندسان زیادی تلاش کردند تا مشکل را حل کنند
اما هیچکدام موفق نشدند!
سرانجام صاحبان کشتی تصمیم گرفتند مردی را که سالها تعمیر کار کشتی بود بیاورند..
@IRENGINEERING
وی با جعبه ابزار بزرگی آمد و بلافاصله مشغول بررسی دقیق موتور کشتی شد.
دو نفر از صاحبان کشتی نیز مشغول تماشای کار او بودند
@IRENGINEERING
مرد از جعبه ابزارش آچار کوچکی بیرون آورد و با آن به آرامی ضربه ای به قسمتی از موتور زد بلافاصله موتور شروع به کار کرد و درست شد.
یک هفته بعد صورتحسابی ده هزار دلاری از آن مرد دریافت کردند. صاحب کشتی با عصبانیت فریاد زد :
او واقعا هیچ کاری نکرد!
ده هزار دلار برای چه میخواهد بگیرد؟
@IRENGINEERING
بنابر این از آن مرد خواستند ریز صورتحساب را برایشان ارسال کند؟
مرد تعمیر کار نیز صورتحساب را اینطور برایشان فرستاد :
ضربه زدن با آچار : ۲دلار
تشخیص اینکه ضربه به کجا باید زده شود : ۹۹۹۸ دلار
وذیل آن نیز نوشت :
⭕ دوست من تلاش کردن مهم است اما دانستن اینکه کجای زندگی باید تلاش کرد میتواند همه چیز را تغییر بدهد.
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین :
@SAVIZASADI
مهندسان زیادی تلاش کردند تا مشکل را حل کنند
اما هیچکدام موفق نشدند!
سرانجام صاحبان کشتی تصمیم گرفتند مردی را که سالها تعمیر کار کشتی بود بیاورند..
@IRENGINEERING
وی با جعبه ابزار بزرگی آمد و بلافاصله مشغول بررسی دقیق موتور کشتی شد.
دو نفر از صاحبان کشتی نیز مشغول تماشای کار او بودند
@IRENGINEERING
مرد از جعبه ابزارش آچار کوچکی بیرون آورد و با آن به آرامی ضربه ای به قسمتی از موتور زد بلافاصله موتور شروع به کار کرد و درست شد.
یک هفته بعد صورتحسابی ده هزار دلاری از آن مرد دریافت کردند. صاحب کشتی با عصبانیت فریاد زد :
او واقعا هیچ کاری نکرد!
ده هزار دلار برای چه میخواهد بگیرد؟
@IRENGINEERING
بنابر این از آن مرد خواستند ریز صورتحساب را برایشان ارسال کند؟
مرد تعمیر کار نیز صورتحساب را اینطور برایشان فرستاد :
ضربه زدن با آچار : ۲دلار
تشخیص اینکه ضربه به کجا باید زده شود : ۹۹۹۸ دلار
وذیل آن نیز نوشت :
⭕ دوست من تلاش کردن مهم است اما دانستن اینکه کجای زندگی باید تلاش کرد میتواند همه چیز را تغییر بدهد.
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین :
@SAVIZASADI
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⭕️ خطرناک ترین حیوانات و تعداد انسانهایی که هر سال توسط آنها کشته میشوند! جالبه دانلود کنید
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین :
@SAVIZASADI
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین :
@SAVIZASADI
⭕️ بستنى وانيلى و مشترى مدارى
بخش پونتياك شركت خودروسازى جنرال موتورز شكايتى را از يك مشترى با اين مضمون دريافت كرد: «اين دومين بارى است كه برايتان مى نويسم و براى اين كه بار قبل پاسخي نداده ايد، گلايه اى ندارم ؛ چراكه موضوع از نظر من نيز احمقانه است! به هر حال ، موضوع اين است كه طبق يك رسم قديميى، خانواده ما عادت دارد هر شب پس از شام به عنوان دسر بستنى بخورد. سالهاست كه ما پس از شام راى گيرى مى كنيم و بر اساس اكثريت آرا نوع بستنى، انتخاب و خريدارى مى شود. اين را هم بايد بگويم كه من بتازگى يك خودروي شورولت پونتياك جديد خريده ام و با خريد اين خودرو، رفت و آمدم به فروشگاه براى تهيه بستنى دچار مشكل شده است.
@IRENGINEERING
لطفا دقت بفرماييد! هر دفعه كه براى خريد بستنى وانيلى به مغازه مى روم و به خودرو باز مىگردم ، ماشين روشن نمىشود؛ اما هر بستنى ديگري كه بخرم ، چنين مشكلى نخواهم داشت. خواهش مى كنم درك كنيد كه اين مساله براى من بسيار جدى و دردسر آفرين است و من هرگز قصد شوخى با شما را ندارم. مىخواهم بپرسم چطور مى شود پونتياك من وقتى بستنى وانيلى مى خرم ، روشن نمى شود؛ اما با هر بستنى ديگرى راحت استارت مى خورد؟
@IRENGINEERING
مدير شركت به نامه دريافتى از اين مشترى عجيب، با شك و ترديد برخورد كرد؛ اما از روى وظيفه و تعهد، يك مهندس را مامور بررسى مساله كرد. مهندس خبره شركت ، شب هنگام پس از شام با مشترى قرار گذاشت. آن دو به اتفاق به بستنى فروشى رفتند. آن شب نوبت بستنى وانيلى بود. پس از خريد بستنى، همان طور كه در نامه شرح داده شد، ماشين روشن نشد!
@IRENGINEERING
مهندس جوان و جوياي راه حل ، ٣ شب پياپى ديگر نيز با صاحب خودرو وعده كرد. يك شب نوبت بستنى شكلاتى بود، ماشين روشن شد. شب بعد بستنى توت فرنگى و خودرو براحتيى استارت خورد. شب سوم دوباره نوبت بستنى وانيلى شد و باز ماشين روشن نشد!
@IRENGINEERING
نماينده شركت به جاي اين كه به فكر يافتن دليل حساسيت داشتن خودرو به بستني وانيلى باشد، تلاش كرد با موضوع منطقى و متفكرانه برخورد كند. او مشاهداتى را از لحظه ترك منزل مشترى تا خريدن بستنى و بازگشت به ماشين و استارت زدن براى انواع بستنى ثبت كرد. اين مشاهده و ثبت اتفاق ها و مدت زمان آنها، نكته جالبى را به او نشان داد: بستنى وانيلى پرطرفدار و پرفروش است و نزديك در مغازه در قفسه ها چيده مى شود؛ اما ديگر بستنى ها داخل مغازه و دورتر از در قرار مى گيرند. پس مدت زمان خروج از خودرو تا خريد بستنى و برگشتن و استارت زدن برای بستنى وانيلى كمتر از ديگر بستنى هاست.
@IRENGINEERING
اين مدت زمان مهندس را به تحليل علمى موضوع راهنمايى كرد و او دريافت پديده اى به نام قفل بخار(Vapor Lock) باعث بروز اين مشكل مى شود. روشن شدن خيلى زود خودرو پس از خاموش شدن ، به دليل تراكم بخار در موتور و پيستون ها مساله اصلى شركت ، پونتياك و مشتری بود!
@IRENGINEERING
مشتريان ما به زبانهاى مختلفى سخن مىگويند. ايشان از ادبيات متفاوتى براي كلام گفتن بهره مىگيرند.
اگر حرف مشترى را خوب گوش كنيم، مىتوانيم با توجه به لحن گفتار ايشان درك فراترى از آنچه مىخواهند به گوش ما برسانند، داشته باشيم.
@IRENGINEERING
آيا همه حرفها مشتريان ما بايد منطقی، اصولى و مرتبط با موضوع باشد؟
اگر مشترى چيزى مىگويد كه به نظر مسخره و بىربط است ، يا شكايتى عجيب را طرح مىكند، چگونه برخوردى شايسته اوست؟
@IRENGINEERING
يك اتفاق نادر براى يك مشترى و پيام بظاهر احمقانه او مىتواند روشنگر مسير بهترين و زبدهترين مهندسان جنرال موتورز باشد.
@IRENGINEERING
داستان ساده اى كه نقل شد، تاكيد بر اين موضوع دارد كه مشترى بهترين راهنما و كمك ما در بهتر شدن محصول و خدمات شركت ماست.
اگر در پى نوآورى هستيم ، بايد به طور جدى سازوكار «خوب گوش دادن» و «شنيدن» صداى مشترى را طراحى كنيم.
@IRENGINEERING
شما مشتريان خود را مى شناسيد؟
آيا سيستمى داريد كه صداى مشتريان به گوشتان برسد؟
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین:
@SAVIZASADI
بخش پونتياك شركت خودروسازى جنرال موتورز شكايتى را از يك مشترى با اين مضمون دريافت كرد: «اين دومين بارى است كه برايتان مى نويسم و براى اين كه بار قبل پاسخي نداده ايد، گلايه اى ندارم ؛ چراكه موضوع از نظر من نيز احمقانه است! به هر حال ، موضوع اين است كه طبق يك رسم قديميى، خانواده ما عادت دارد هر شب پس از شام به عنوان دسر بستنى بخورد. سالهاست كه ما پس از شام راى گيرى مى كنيم و بر اساس اكثريت آرا نوع بستنى، انتخاب و خريدارى مى شود. اين را هم بايد بگويم كه من بتازگى يك خودروي شورولت پونتياك جديد خريده ام و با خريد اين خودرو، رفت و آمدم به فروشگاه براى تهيه بستنى دچار مشكل شده است.
@IRENGINEERING
لطفا دقت بفرماييد! هر دفعه كه براى خريد بستنى وانيلى به مغازه مى روم و به خودرو باز مىگردم ، ماشين روشن نمىشود؛ اما هر بستنى ديگري كه بخرم ، چنين مشكلى نخواهم داشت. خواهش مى كنم درك كنيد كه اين مساله براى من بسيار جدى و دردسر آفرين است و من هرگز قصد شوخى با شما را ندارم. مىخواهم بپرسم چطور مى شود پونتياك من وقتى بستنى وانيلى مى خرم ، روشن نمى شود؛ اما با هر بستنى ديگرى راحت استارت مى خورد؟
@IRENGINEERING
مدير شركت به نامه دريافتى از اين مشترى عجيب، با شك و ترديد برخورد كرد؛ اما از روى وظيفه و تعهد، يك مهندس را مامور بررسى مساله كرد. مهندس خبره شركت ، شب هنگام پس از شام با مشترى قرار گذاشت. آن دو به اتفاق به بستنى فروشى رفتند. آن شب نوبت بستنى وانيلى بود. پس از خريد بستنى، همان طور كه در نامه شرح داده شد، ماشين روشن نشد!
@IRENGINEERING
مهندس جوان و جوياي راه حل ، ٣ شب پياپى ديگر نيز با صاحب خودرو وعده كرد. يك شب نوبت بستنى شكلاتى بود، ماشين روشن شد. شب بعد بستنى توت فرنگى و خودرو براحتيى استارت خورد. شب سوم دوباره نوبت بستنى وانيلى شد و باز ماشين روشن نشد!
@IRENGINEERING
نماينده شركت به جاي اين كه به فكر يافتن دليل حساسيت داشتن خودرو به بستني وانيلى باشد، تلاش كرد با موضوع منطقى و متفكرانه برخورد كند. او مشاهداتى را از لحظه ترك منزل مشترى تا خريدن بستنى و بازگشت به ماشين و استارت زدن براى انواع بستنى ثبت كرد. اين مشاهده و ثبت اتفاق ها و مدت زمان آنها، نكته جالبى را به او نشان داد: بستنى وانيلى پرطرفدار و پرفروش است و نزديك در مغازه در قفسه ها چيده مى شود؛ اما ديگر بستنى ها داخل مغازه و دورتر از در قرار مى گيرند. پس مدت زمان خروج از خودرو تا خريد بستنى و برگشتن و استارت زدن برای بستنى وانيلى كمتر از ديگر بستنى هاست.
@IRENGINEERING
اين مدت زمان مهندس را به تحليل علمى موضوع راهنمايى كرد و او دريافت پديده اى به نام قفل بخار(Vapor Lock) باعث بروز اين مشكل مى شود. روشن شدن خيلى زود خودرو پس از خاموش شدن ، به دليل تراكم بخار در موتور و پيستون ها مساله اصلى شركت ، پونتياك و مشتری بود!
@IRENGINEERING
مشتريان ما به زبانهاى مختلفى سخن مىگويند. ايشان از ادبيات متفاوتى براي كلام گفتن بهره مىگيرند.
اگر حرف مشترى را خوب گوش كنيم، مىتوانيم با توجه به لحن گفتار ايشان درك فراترى از آنچه مىخواهند به گوش ما برسانند، داشته باشيم.
@IRENGINEERING
آيا همه حرفها مشتريان ما بايد منطقی، اصولى و مرتبط با موضوع باشد؟
اگر مشترى چيزى مىگويد كه به نظر مسخره و بىربط است ، يا شكايتى عجيب را طرح مىكند، چگونه برخوردى شايسته اوست؟
@IRENGINEERING
يك اتفاق نادر براى يك مشترى و پيام بظاهر احمقانه او مىتواند روشنگر مسير بهترين و زبدهترين مهندسان جنرال موتورز باشد.
@IRENGINEERING
داستان ساده اى كه نقل شد، تاكيد بر اين موضوع دارد كه مشترى بهترين راهنما و كمك ما در بهتر شدن محصول و خدمات شركت ماست.
اگر در پى نوآورى هستيم ، بايد به طور جدى سازوكار «خوب گوش دادن» و «شنيدن» صداى مشترى را طراحى كنيم.
@IRENGINEERING
شما مشتريان خود را مى شناسيد؟
آيا سيستمى داريد كه صداى مشتريان به گوشتان برسد؟
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین:
@SAVIZASADI
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اگر فکر میکنین امروز روز بدی داشتین اینو ببینید.
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین :
@SAVIZASADI
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین :
@SAVIZASADI
⭕️ قانون پل طلایی
اگر کسی در مذاکره به شما "دروغ" گفت و شما متوجه شدید که او دروغ میگوید، نباید این مسئله را مطرح کنید. در مذاکره مفهومی داریم به نام «پل طلایی».
@IRENGINEERING
این مفهوم که یک قانون خیلی قدیمی چینی است، میگوید اگر دشمن به شما حمله کرد و از پلی بر روی رودخانهای گذشت، پل پشت سرش را خراب نکنید؛ چون وقتی دشمن بداند دیگر راه برگشتی ندارد، انرژی و تلاشش برای شکست دادن شما مضاعف خواهد شد. در عوض بروید و پل پشت سرش را از طلا بسازید تا اگر خواست عقبنشینی کند، احساس کند که روی این پل طلایی، حتی عقبنشینی هم افتخار است.
@IRENGINEERING
پس ما، نه تنها نباید طرف مذاکرهمان را ضایع کنیم، بلکه حتی موظف هستیم کمک کنیم که او خطایش را به شیوه آبرومندانهای بپوشاند و عقبنشینی کند.
@IRENGINEERING
در این صورت، رابطه قابل ترمیم خواهد بود. مطرح کردن دروغ و خیانت دیگران، تنها در حالتی معنا پیدا میکند که تصمیم گرفته باشیم دیگر تحت هیچ شرایطی به دوستی و همکاری با آنان ادامه ندهیم.
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین :
@SAVIZASADI
اگر کسی در مذاکره به شما "دروغ" گفت و شما متوجه شدید که او دروغ میگوید، نباید این مسئله را مطرح کنید. در مذاکره مفهومی داریم به نام «پل طلایی».
@IRENGINEERING
این مفهوم که یک قانون خیلی قدیمی چینی است، میگوید اگر دشمن به شما حمله کرد و از پلی بر روی رودخانهای گذشت، پل پشت سرش را خراب نکنید؛ چون وقتی دشمن بداند دیگر راه برگشتی ندارد، انرژی و تلاشش برای شکست دادن شما مضاعف خواهد شد. در عوض بروید و پل پشت سرش را از طلا بسازید تا اگر خواست عقبنشینی کند، احساس کند که روی این پل طلایی، حتی عقبنشینی هم افتخار است.
@IRENGINEERING
پس ما، نه تنها نباید طرف مذاکرهمان را ضایع کنیم، بلکه حتی موظف هستیم کمک کنیم که او خطایش را به شیوه آبرومندانهای بپوشاند و عقبنشینی کند.
@IRENGINEERING
در این صورت، رابطه قابل ترمیم خواهد بود. مطرح کردن دروغ و خیانت دیگران، تنها در حالتی معنا پیدا میکند که تصمیم گرفته باشیم دیگر تحت هیچ شرایطی به دوستی و همکاری با آنان ادامه ندهیم.
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین :
@SAVIZASADI
🔺تبلیغات علیه مصرف مشروبات الکلی در اروپا شدت گرفته و رانندگان مست جریمه های سنگین میشن. این هم یکیشه که خیلی خلاقانه است؛
🔹رانندگی در حالت مستی، شما را به خانه نمی رساند
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین :
@SAVIZASADI
🔹رانندگی در حالت مستی، شما را به خانه نمی رساند
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین :
@SAVIZASADI
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
ویدیوی اخیراً منتشر شده ناسا از عظمت جهان، که در موردش نوشته :
اگر در مشاهده این ویدیو دچار بحران وجودی نشدید، از عناصر قوی تری ساخته شده اید.
⭕ حتما دانلود کنید و تا انتها ببینید.
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین :
@SAVIZASADI
اگر در مشاهده این ویدیو دچار بحران وجودی نشدید، از عناصر قوی تری ساخته شده اید.
⭕ حتما دانلود کنید و تا انتها ببینید.
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین :
@SAVIZASADI