⭕️ آدمهای امن،چه کسانی هستند ؟!
✅ آدم های امن، افرادی هستند كه همه چیز را میتوانی بهشان بگویی و بدون اینکه قضاوت یا تحقیرت کنند، میتوانی کنارشان احساس بودن کنی ...
@IRENGINEERING
✅ اینها تا لباسی تازه تنت ببینند نمیپرسند از کدام مغازه خریدی؟ مارکش چیه؟ چند خریدی؟
میگویند: چقدر قشنگه، بهت میآید، من عاشق این جنس ژاکتم.
@IRENGINEERING
✅ از سفر که برگردی
نمیپرسند با کی و چرا رفتی؟ اسم هتلش؟ چهقدر هزینه شد؟
میگویند :خوش گذشت؟ سرحال شدی؟
@IRENGINEERING
✅ دانشگاه قبول شوی،
نمیپرسند شهریهاش چه قدره؟ وای چقدر دوره!
میگویند چه رشتهای به سلامتی؟ این رشته بازار کار خوبی دارد، اگر تلاش کنی.
@IRENGINEERING
✅ مشغول کاری تازه شوی،
نمیپرسند حقوقت چه قدره؟ اسم شرکتش چیه؟ جایش کجاست؟
میگویند شغلت را دوست داری؟ صاحبکارت یا همکارهایت آدمهای خوبی هستند؟ اینجور شغلها جای پیشرفت دارد ...
⭕ آدم های امنی باشیم
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین :
@SAVIZASADI
✅ آدم های امن، افرادی هستند كه همه چیز را میتوانی بهشان بگویی و بدون اینکه قضاوت یا تحقیرت کنند، میتوانی کنارشان احساس بودن کنی ...
@IRENGINEERING
✅ اینها تا لباسی تازه تنت ببینند نمیپرسند از کدام مغازه خریدی؟ مارکش چیه؟ چند خریدی؟
میگویند: چقدر قشنگه، بهت میآید، من عاشق این جنس ژاکتم.
@IRENGINEERING
✅ از سفر که برگردی
نمیپرسند با کی و چرا رفتی؟ اسم هتلش؟ چهقدر هزینه شد؟
میگویند :خوش گذشت؟ سرحال شدی؟
@IRENGINEERING
✅ دانشگاه قبول شوی،
نمیپرسند شهریهاش چه قدره؟ وای چقدر دوره!
میگویند چه رشتهای به سلامتی؟ این رشته بازار کار خوبی دارد، اگر تلاش کنی.
@IRENGINEERING
✅ مشغول کاری تازه شوی،
نمیپرسند حقوقت چه قدره؟ اسم شرکتش چیه؟ جایش کجاست؟
میگویند شغلت را دوست داری؟ صاحبکارت یا همکارهایت آدمهای خوبی هستند؟ اینجور شغلها جای پیشرفت دارد ...
⭕ آدم های امنی باشیم
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین :
@SAVIZASADI
⭕️ مدیریت بوق
آفت مدیریت و مدیریت ناکارامد
می گویند مسجد شاه تعداد قابل توجهی توالت داشت که نه تنها مورد استفادۀ مسجد بروها و نمازگزاران قرار می گرفت بلکه به داد عابرین هم می رسید و حداقل باعث می شد این دسته نیز گذارشان به مسجد بیفتد.
@IRENGINEERING
حکایت می کنند که آفتابه داری آنجا بود که آفتابه ها را پس از مصرف یکی یکی پر می کرد و در اختیار مراجعین قرار می داد. اگر شما می خواستید که آفتابۀ قرمز رنگ را بردارید به شما می گفت آن آبی را بردار؛
@IRENGINEERING
اگر می خواستید آفتابۀ آبی را بر دارید می گفت آن مسی را بردار ؛
اگر دستتان به سمت مسی می رفت می گفت آن سبز را بردار ....!
@IRENGINEERING
یک نفر از او پرسید که چه فرقی می کند که من کدام آفتابه را بردارم؟ گفت اگر من تعیین نکنم که کدام را برداری، پس من اینجا بوق هستم!؟
⭕ چه جمله آشنایی
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین :
@SAVIZASADI
آفت مدیریت و مدیریت ناکارامد
می گویند مسجد شاه تعداد قابل توجهی توالت داشت که نه تنها مورد استفادۀ مسجد بروها و نمازگزاران قرار می گرفت بلکه به داد عابرین هم می رسید و حداقل باعث می شد این دسته نیز گذارشان به مسجد بیفتد.
@IRENGINEERING
حکایت می کنند که آفتابه داری آنجا بود که آفتابه ها را پس از مصرف یکی یکی پر می کرد و در اختیار مراجعین قرار می داد. اگر شما می خواستید که آفتابۀ قرمز رنگ را بردارید به شما می گفت آن آبی را بردار؛
@IRENGINEERING
اگر می خواستید آفتابۀ آبی را بر دارید می گفت آن مسی را بردار ؛
اگر دستتان به سمت مسی می رفت می گفت آن سبز را بردار ....!
@IRENGINEERING
یک نفر از او پرسید که چه فرقی می کند که من کدام آفتابه را بردارم؟ گفت اگر من تعیین نکنم که کدام را برداری، پس من اینجا بوق هستم!؟
⭕ چه جمله آشنایی
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین :
@SAVIZASADI
مردان یک قبیله سرخ پوست از رییس جدید میپرسند: "آیا زمستان سختی در پیش است؟" رییس جوان قبیله که هیچ تجربهای در این زمینه نداشت، جواب داد: "برای احتياط بروید هیزم تهیه کنید."
@IRENGINEERING
بعد به سازمان هواشناسی کشور زنگ زد و پرسید: "آقا، امسال زمستان سردی در پیش است؟" پاسخ: "اینطور به نظر می آید." سپس، رییس به مردان قبیله دستور داد که بیشتر هیزم جمع کنند
@IRENGINEERING
و برای اینکه مطمئن شود؛ یک بار دیگر به سازمان هواشناسی زنگ زد: "شما نظر قبلیتان را تایید میکنید؟" پاسخ: "صد در صد!" رییس به همه افراد قبیله دستور داد که تمام توان خود را برای جمع آوری هیزم بیشتر، صرف کنند
@IRENGINEERING
و مجددا به سازمان هواشناسی زنگ زد: "آقا، شما مطمئنید که امسال، زمستان سردی در پیش داریم؟" پاسخ: "بگذار اینطور بگویم؛ سردترین زمستان در تاریخ معاصر!"
@IRENGINEERING
رییس قبیله: "از کجا می دانید؟" پاسخ: "چون سرخپوستها دارند دیوانهوار هیزم جمع میکنند!!!"
⭕️ خیلی وقتها ما خودمان مسبب وقایع اطرافمان هستیم.
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین :
@SAVIZASADI
@IRENGINEERING
بعد به سازمان هواشناسی کشور زنگ زد و پرسید: "آقا، امسال زمستان سردی در پیش است؟" پاسخ: "اینطور به نظر می آید." سپس، رییس به مردان قبیله دستور داد که بیشتر هیزم جمع کنند
@IRENGINEERING
و برای اینکه مطمئن شود؛ یک بار دیگر به سازمان هواشناسی زنگ زد: "شما نظر قبلیتان را تایید میکنید؟" پاسخ: "صد در صد!" رییس به همه افراد قبیله دستور داد که تمام توان خود را برای جمع آوری هیزم بیشتر، صرف کنند
@IRENGINEERING
و مجددا به سازمان هواشناسی زنگ زد: "آقا، شما مطمئنید که امسال، زمستان سردی در پیش داریم؟" پاسخ: "بگذار اینطور بگویم؛ سردترین زمستان در تاریخ معاصر!"
@IRENGINEERING
رییس قبیله: "از کجا می دانید؟" پاسخ: "چون سرخپوستها دارند دیوانهوار هیزم جمع میکنند!!!"
⭕️ خیلی وقتها ما خودمان مسبب وقایع اطرافمان هستیم.
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین :
@SAVIZASADI
آخرین آمار تکان دهنده مطالعه در ایران:
۵۹ % از ایرانیان کتاب غیردرسی نمیخوانند
یعنی چیزی در حدود ۵۰ میلیون نفر از جمعیت ۸۰ میلیونی ایران با مطالعه کتابهای غیردرسی بیگانه هستند!
در حال حاضر سرانه مطالعه در ایران ۵/ ۱۲ دقیقه در شبانهروز است/وزارت ارشاد
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین :
@SAVIZASADI
۵۹ % از ایرانیان کتاب غیردرسی نمیخوانند
یعنی چیزی در حدود ۵۰ میلیون نفر از جمعیت ۸۰ میلیونی ایران با مطالعه کتابهای غیردرسی بیگانه هستند!
در حال حاضر سرانه مطالعه در ایران ۵/ ۱۲ دقیقه در شبانهروز است/وزارت ارشاد
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین :
@SAVIZASADI
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⭕ خلبان متوجه میشه که یکی از معلمهای دوران تحصیلش تو پرواز حضور داره و ازش تشکر میکنه
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین :
@SAVIZASADI
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین :
@SAVIZASADI
♦️پوستر خلاقانه ecovia با پیام جلوگیری از خشونت های ناشی از تصادفات
⭕ زمانی که رانندگی میکنید چت نکنید
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین :
@SAVIZASADI
⭕ زمانی که رانندگی میکنید چت نکنید
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین :
@SAVIZASADI
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
افزایش تعداد حروف یک پسورد زمان کشف و شکستن آن را طولانیتر میکند و از پیچیده بودن آن مهمتر است.
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین:
@SAVIZASADI
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین:
@SAVIZASADI
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⭕️ جالبه حتماً دانلود کنید و تا انتها ببینید. تناقض هتل بینهایت!
بینهایت چیه؟ آیا تا به حال فکر کردین چقدر بزرگه؟
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین:
@SAVIZASADI
بینهایت چیه؟ آیا تا به حال فکر کردین چقدر بزرگه؟
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین:
@SAVIZASADI
⭕ فهمیدن نیاز مشتری
یک پسر تگزاسی برای پیدا کردن کار از خانه به راه افتاده و به یکی از این فروشگاهای بزرگ که همه چیز می فروشند (Everything under a roof) در ایالت کالیفرنیا می رود .
@IRENGINEERING
مدیر فروشگاه به او می گوید :
یک روز فرصت داری تا به طور آزمایشی کار کرده و در پایان روز با توجه به نتیجه کار در مورد استخدام تو تصمیم می گیریم.
@IRENGINEERING
در پایان اولین روز کاری مدیر به سراغ پسر رفت و از او پرسید که چند مشتری داشته است ؟
پسر پاسخ داد که یک مشتری .
مدیر با تعجب گفت: تنها یک مشتری ...؟! بی تجربه ترین متقاضیان در اینجا حدقل 10 تا 20 فروش در روز دارند .
حالا مبلغ فروشت چقدر بوده است ؟
پسر گفت: 134,999.50 دلار ....
مدیر تقریبا فریاد کشید : 134,999.50 دلار .....؟!
@IRENGINEERING
مگه چی فروختی ؟
پسر گفت : اول یک قلاب ماهیگیری کوچک فروختم، بعد یک قلاب ماهیگیری بزرگ، بعد یک چوب ماهیگیری گرافیت به همراه یک چرخ ماهیگیری 4 بلبرینگه. یعد پرسیدم کجا میرید ماهیگیری؟ گفت : خلیج پشتی .
من هم گفتم : پس به قایق هم احتیاج دارید و یک قایق توربوی دو موتوره به او فروختم .
@IRENGINEERING
بعد پرسیدم: ماشین تان چیست و آیا میتواند این قایق را بکشد؟ که گفت هوندا سیویک .پس منهم یک بلیزر 4WD به او پیشنهاد دادم که او هم خرید .
مدیر با تعجب پرسید : او آمده بود که یک قلاب ماهیگیری بخرد و تو به او قایق و بلیزر فروختی ؟پسر به آرامی گفت :نه ، او آمده بود یک بسته قرص سردرد بخرد که من گفتم : بیا برای آخر هفته ات یک برنامه ماهیگیری ترتیب بدهیم شاید سردردت بهتر شد ...!
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین:
@SAVIZASADI
یک پسر تگزاسی برای پیدا کردن کار از خانه به راه افتاده و به یکی از این فروشگاهای بزرگ که همه چیز می فروشند (Everything under a roof) در ایالت کالیفرنیا می رود .
@IRENGINEERING
مدیر فروشگاه به او می گوید :
یک روز فرصت داری تا به طور آزمایشی کار کرده و در پایان روز با توجه به نتیجه کار در مورد استخدام تو تصمیم می گیریم.
@IRENGINEERING
در پایان اولین روز کاری مدیر به سراغ پسر رفت و از او پرسید که چند مشتری داشته است ؟
پسر پاسخ داد که یک مشتری .
مدیر با تعجب گفت: تنها یک مشتری ...؟! بی تجربه ترین متقاضیان در اینجا حدقل 10 تا 20 فروش در روز دارند .
حالا مبلغ فروشت چقدر بوده است ؟
پسر گفت: 134,999.50 دلار ....
مدیر تقریبا فریاد کشید : 134,999.50 دلار .....؟!
@IRENGINEERING
مگه چی فروختی ؟
پسر گفت : اول یک قلاب ماهیگیری کوچک فروختم، بعد یک قلاب ماهیگیری بزرگ، بعد یک چوب ماهیگیری گرافیت به همراه یک چرخ ماهیگیری 4 بلبرینگه. یعد پرسیدم کجا میرید ماهیگیری؟ گفت : خلیج پشتی .
من هم گفتم : پس به قایق هم احتیاج دارید و یک قایق توربوی دو موتوره به او فروختم .
@IRENGINEERING
بعد پرسیدم: ماشین تان چیست و آیا میتواند این قایق را بکشد؟ که گفت هوندا سیویک .پس منهم یک بلیزر 4WD به او پیشنهاد دادم که او هم خرید .
مدیر با تعجب پرسید : او آمده بود که یک قلاب ماهیگیری بخرد و تو به او قایق و بلیزر فروختی ؟پسر به آرامی گفت :نه ، او آمده بود یک بسته قرص سردرد بخرد که من گفتم : بیا برای آخر هفته ات یک برنامه ماهیگیری ترتیب بدهیم شاید سردردت بهتر شد ...!
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین:
@SAVIZASADI
شاید باور نکنید اما این ، عذرخواهی کتبی مدیر یک هتل در توکیوی ژاپن است برای قطع 1 دقیقهای اینترنت در ساعت چهار صبح !
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین :
@SAVIZASADI
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین :
@SAVIZASADI
⭕️ در دانشگاه استانفورد، استاد در حال شرح دادن مفهوم بازاریابی به دانشجویان خود بود....
@IRENGINEERING
1) شما در یک مهمانی، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد، بلافاصله میرین پیشش و می گین: "من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن". به این میگن بازاریابی مستقیم
@IRENGINEERING
2) شما در یک مهمانی به همراه دوستانتون، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد، بلافاصله یکی از دوستاتون میره پیش دختره، به شما اشاره می کنه و میگه: "اون پسر ثروتمندیه، باهاش ازدواج کن". به این می گن تبلیغات
@IRENGINEERING
3) شما در یک مهمانی، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد، بلافاصله میرین پیشش و شماره تلفنش رو می گیرین، فردا باهاش تماس می گیرین و میگین: "من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن". به این میگن بازاریابی تلفنی
@IRENGINEERING
4) شما در یک مهمانی، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد، بلافاصله کراواتتون رو مرتب می کنین و میرین پیشش، اون رو به یک نوشیدنی دعوت می کنین، وقتی کیفش می افته براش از روی زمین بلند می کنین، در آخر هم براش درب ماشین رو باز می کنین و اون رو به یک سواری کوتاه دعوت می کنین و میگین: "در هر حال، من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج می کنی؟" به این میگن روابط عمومی
@IRENGINEERING
5) شما در یک مهمانی، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین که داره به سمت شما میاد و میگه: "شما پسر ثروتمندی هستی، با من ازدواج می کنی؟" به این می گن شناسایی علامت تجاری شما توسط مشتری
@IRENGINEERING
6) شما در یک مهمانی، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد، بلافاصله میرین پیشش و می گین: "من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن". بلافاصله اون هم یک سیلی جانانه نثار شما می کنه، به این میگن پس زدگی توسط مشتری
@IRENGINEERING
7) شما در یک مهمانی، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد، بلافاصله میرین پیشش و می گین: "من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن". و اون بلافاصله شما رو به همسرش معرفی می کنه. به این می گن شکاف بین عرضه و تقاضا
@IRENGINEERING
8) شما در یک مهمانی، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد، ولی قبل از این که حرفی بزنین، شخص دیگه ای پیدا می شه و به دختره میگه: "من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن". به این میگن از بین رفتن سهم توسط رقبا
@IRENGINEERING
9) شما در یک مهمانی، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد، ولی قبل از این که بگین: "من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن". همسرتون پیداش میشه، به این میگن منع ورود به بازار
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین:
@SAVIZASADI
@IRENGINEERING
1) شما در یک مهمانی، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد، بلافاصله میرین پیشش و می گین: "من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن". به این میگن بازاریابی مستقیم
@IRENGINEERING
2) شما در یک مهمانی به همراه دوستانتون، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد، بلافاصله یکی از دوستاتون میره پیش دختره، به شما اشاره می کنه و میگه: "اون پسر ثروتمندیه، باهاش ازدواج کن". به این می گن تبلیغات
@IRENGINEERING
3) شما در یک مهمانی، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد، بلافاصله میرین پیشش و شماره تلفنش رو می گیرین، فردا باهاش تماس می گیرین و میگین: "من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن". به این میگن بازاریابی تلفنی
@IRENGINEERING
4) شما در یک مهمانی، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد، بلافاصله کراواتتون رو مرتب می کنین و میرین پیشش، اون رو به یک نوشیدنی دعوت می کنین، وقتی کیفش می افته براش از روی زمین بلند می کنین، در آخر هم براش درب ماشین رو باز می کنین و اون رو به یک سواری کوتاه دعوت می کنین و میگین: "در هر حال، من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج می کنی؟" به این میگن روابط عمومی
@IRENGINEERING
5) شما در یک مهمانی، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین که داره به سمت شما میاد و میگه: "شما پسر ثروتمندی هستی، با من ازدواج می کنی؟" به این می گن شناسایی علامت تجاری شما توسط مشتری
@IRENGINEERING
6) شما در یک مهمانی، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد، بلافاصله میرین پیشش و می گین: "من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن". بلافاصله اون هم یک سیلی جانانه نثار شما می کنه، به این میگن پس زدگی توسط مشتری
@IRENGINEERING
7) شما در یک مهمانی، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد، بلافاصله میرین پیشش و می گین: "من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن". و اون بلافاصله شما رو به همسرش معرفی می کنه. به این می گن شکاف بین عرضه و تقاضا
@IRENGINEERING
8) شما در یک مهمانی، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد، ولی قبل از این که حرفی بزنین، شخص دیگه ای پیدا می شه و به دختره میگه: "من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن". به این میگن از بین رفتن سهم توسط رقبا
@IRENGINEERING
9) شما در یک مهمانی، یک دختر بسیار زیبا رو می بینین و ازش خوشتون میاد، ولی قبل از این که بگین: "من پسر ثروتمندی هستم، با من ازدواج کن". همسرتون پیداش میشه، به این میگن منع ورود به بازار
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین:
@SAVIZASADI
⭕ پرتسلیحاتترین ارتشهای جهان را بشناسید/اعتمادآنلاین
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین :
@SAVIZASADI
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین :
@SAVIZASADI
⭕️ موبايل ِ قفل نشده؛ پرچم ِ اعتماده
دیروز در حال خوردن غذا در یک رستوران بودم. یک زن و مرد که به نظر دوست یا همسران تازه نفس میرسیدند، روی میز کناری نشسته بودند. دیدم که زن برای شستشوی دستهایش بلند شد. مرد با نگاههای مهربان و لبخند محبت آمیزش، زن را تا درب دستشویی بدرقه کرد.
@IRENGINEERING
بلافاصله پس از بسته شدن درب، مرد به سمت موبایل زن هجوم آورد و مشغول جستجو در موبایل شد. چهره اش مانند آیینه ای بود که میتوانستی نوشته های داخل موبایل را در آن بخوانی. گاهی شاد، گاهی غمگین، گاهی کنجکاو، گاهی بی حوصله.
@IRENGINEERING
به سرعت موبایل را در جای خود گذاشت و زمانی که زن برگشت، با همان لبخند همیشگی، با زن صحبت کرد. این بار در چهره اش نشانه ای از غرور و زیرکی نیز دیده میشد. میتوانم فکر کنم که در آن لحظه با خودش چه می اندیشیده است…
@IRENGINEERING
شاید خودش را با شرلوک هولمز هم رده می دانسته، یا پوارو یا هر کدام از این شخصیت هایی که احساس «تسلط، تجسس و هوشمندی»، تصویر آنها را در ذهن ما تداعی میکند.
یاد یکی از مدیرانم در سالهای دور افتادم. که پس از همه ی ما، شرکت را ترک میکرد. به تک تک اتاقها میرفت. میزها را بازبینی میکرد. دستگاه شنود در اتاقها میگذاشت و از شنیدن آنها لذت میبرد. صدای مکالمات تلفنی را ضبط میکرد و در یک کلام، شرکت برای او، نه محلی برای کسب و کار، که یک لابراتوار انسان شناسی (یا کارمندشناسی) بود.
@IRENGINEERING
آمار دقیقی وجود ندارد. اما اگر کمی در فضای آنلاین، گشت و گذار داشته باشید و با دوستانتان در این باره، گفتگو کنید میتوانید برآورد کنید که چه حجم زیادی از زمان، در جامعه ی ما، صرف جستجوی پسورد دیگران (فیس بوک، ایمیل یاهو، جیمیل و…) می شود. هر کس کارآگاهی است که میکوشد اطلاعات شخصی دیگران را جستجو، طبقه بندی و تحلیل کند…
@IRENGINEERING
خانمی از میان دانشجویانم به من میگفت: «این حق طبیعی من است. میخواهم بدانم که همسرم به من وفادار است یا نه. میخواهم بدانم که به زندگی با او ادامه بدهم یا طلاق بگیرم و زندگی بهتری را آغاز کنم…»
@IRENGINEERING
تنها حرفی که توانستم به او بزنم این بود که: «از همان لحظه ای که برای ارزیابی وضعیت رابطه، مجبور شده ای دزدانه وارد حریم شخصی همسرت شوی، پیداست که دیگر رابطه ای بین شما وجود ندارد و طلاق گرفته اید. هر چند که شاید سالهای سال، نامتان در شناسنامه ی یکدیگر بماند…»
@IRENGINEERING
آیا من، قبل از آنکه این سرزمین شگفت انگیز نابسامان سرشار از تعارض و تضاد را ترک کنم، مردمی را خواهم دید که:
از دین یکدیگر نپرسند؟
درباره ی اینکه چه کسی در خانه اش چه حیوانی یا چه نوشیدنی نگهداری میکند، تجسس نکنند؟
@IRENGINEERING
بدانند که موبایل قفل نشده ی روی میز، «ابزار جاسوسی» نیست، بلکه «پرچم اعتماد» است و این پرچم را با نگاههای خیانت آمیز، به آتش نکشند؟
سلیقه ی خود را به دیگری تحمیل نکنند؟
«عقده» های خود را به عنوان «عقیده»، به قانون تبدیل نکنند؟
و بپذیرند که هر کس – دوست، همسر، مدیر یا کارمند – حریمی دارد: شخصی، برای خودش.
میتوانی در کنار او باشی یا نباشی. اما تا روزی که بودی، باید به حریم شخصیش احترام بگذاری.
آیا روزی جامعه ام را خواهم دید که در آن، «حریم شخصی» اگر نه بیشتر، لااقل به اندازه ی «حوله و مسواک شخصی» اهمیت داشته باشد؟
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین:
@SAVIZASADI
دیروز در حال خوردن غذا در یک رستوران بودم. یک زن و مرد که به نظر دوست یا همسران تازه نفس میرسیدند، روی میز کناری نشسته بودند. دیدم که زن برای شستشوی دستهایش بلند شد. مرد با نگاههای مهربان و لبخند محبت آمیزش، زن را تا درب دستشویی بدرقه کرد.
@IRENGINEERING
بلافاصله پس از بسته شدن درب، مرد به سمت موبایل زن هجوم آورد و مشغول جستجو در موبایل شد. چهره اش مانند آیینه ای بود که میتوانستی نوشته های داخل موبایل را در آن بخوانی. گاهی شاد، گاهی غمگین، گاهی کنجکاو، گاهی بی حوصله.
@IRENGINEERING
به سرعت موبایل را در جای خود گذاشت و زمانی که زن برگشت، با همان لبخند همیشگی، با زن صحبت کرد. این بار در چهره اش نشانه ای از غرور و زیرکی نیز دیده میشد. میتوانم فکر کنم که در آن لحظه با خودش چه می اندیشیده است…
@IRENGINEERING
شاید خودش را با شرلوک هولمز هم رده می دانسته، یا پوارو یا هر کدام از این شخصیت هایی که احساس «تسلط، تجسس و هوشمندی»، تصویر آنها را در ذهن ما تداعی میکند.
یاد یکی از مدیرانم در سالهای دور افتادم. که پس از همه ی ما، شرکت را ترک میکرد. به تک تک اتاقها میرفت. میزها را بازبینی میکرد. دستگاه شنود در اتاقها میگذاشت و از شنیدن آنها لذت میبرد. صدای مکالمات تلفنی را ضبط میکرد و در یک کلام، شرکت برای او، نه محلی برای کسب و کار، که یک لابراتوار انسان شناسی (یا کارمندشناسی) بود.
@IRENGINEERING
آمار دقیقی وجود ندارد. اما اگر کمی در فضای آنلاین، گشت و گذار داشته باشید و با دوستانتان در این باره، گفتگو کنید میتوانید برآورد کنید که چه حجم زیادی از زمان، در جامعه ی ما، صرف جستجوی پسورد دیگران (فیس بوک، ایمیل یاهو، جیمیل و…) می شود. هر کس کارآگاهی است که میکوشد اطلاعات شخصی دیگران را جستجو، طبقه بندی و تحلیل کند…
@IRENGINEERING
خانمی از میان دانشجویانم به من میگفت: «این حق طبیعی من است. میخواهم بدانم که همسرم به من وفادار است یا نه. میخواهم بدانم که به زندگی با او ادامه بدهم یا طلاق بگیرم و زندگی بهتری را آغاز کنم…»
@IRENGINEERING
تنها حرفی که توانستم به او بزنم این بود که: «از همان لحظه ای که برای ارزیابی وضعیت رابطه، مجبور شده ای دزدانه وارد حریم شخصی همسرت شوی، پیداست که دیگر رابطه ای بین شما وجود ندارد و طلاق گرفته اید. هر چند که شاید سالهای سال، نامتان در شناسنامه ی یکدیگر بماند…»
@IRENGINEERING
آیا من، قبل از آنکه این سرزمین شگفت انگیز نابسامان سرشار از تعارض و تضاد را ترک کنم، مردمی را خواهم دید که:
از دین یکدیگر نپرسند؟
درباره ی اینکه چه کسی در خانه اش چه حیوانی یا چه نوشیدنی نگهداری میکند، تجسس نکنند؟
@IRENGINEERING
بدانند که موبایل قفل نشده ی روی میز، «ابزار جاسوسی» نیست، بلکه «پرچم اعتماد» است و این پرچم را با نگاههای خیانت آمیز، به آتش نکشند؟
سلیقه ی خود را به دیگری تحمیل نکنند؟
«عقده» های خود را به عنوان «عقیده»، به قانون تبدیل نکنند؟
و بپذیرند که هر کس – دوست، همسر، مدیر یا کارمند – حریمی دارد: شخصی، برای خودش.
میتوانی در کنار او باشی یا نباشی. اما تا روزی که بودی، باید به حریم شخصیش احترام بگذاری.
آیا روزی جامعه ام را خواهم دید که در آن، «حریم شخصی» اگر نه بیشتر، لااقل به اندازه ی «حوله و مسواک شخصی» اهمیت داشته باشد؟
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین:
@SAVIZASADI
♦مردی شیکپوش داخل بانکی در منهتن نیویورک شد و یک بلیط از دستگاه گرفت. وقتی شمارهاش از بلندگو اعلام شد بلند شد و پیش کارشناس بانک رفت و گفت که برای مدت دو هفته قصد سفر تجاری به اروپا را دارد و به همین دلیل به یک وام فوری به مبلغ 5000 دلار نیاز دارد. کارشناس نگاهی به تیپ و لباس موجه مرد کرد و گفت که برای اعطای وام نیاز به قدری وثیقه و گارانتی دارد و مرد هم سریع دستش را کرد توی جیبش و کلید و مدارک ماشین فراری جدیدش را که دقیقاً جلوی در بانک پارک کرده بود به کارشناس داد و رئیس بانک هم پس از تطابق مشخصات مالک خودرو با وام مرد موافقت کرد آن هم فقط برای دو هفته. کارمند بانک هم سریع کلید ماشین گرانقیمت را گرفت و ماشین را به پارکینگ بانک در طبقه پائین انتقال داد.
@IRENGINEERING
مرد بعد از دو هفته همانطور که قرار بود برگشت و 5000 دلار + 15.86 دلار کارمزد وام را پرداخت کرد. کارشناس رو به مرد کرد و از قول رئیس بانک گفت: «از این که بانک ما را انتخاب کردید متشکریم.» و گفت: «ما چک کردیم و معلوم شد که شما یک مولتی میلیونر هستید. ولی فقط من یک سوال برایم باقی مانده که با این همه ثروت، چرا به خودتان زحمت دادید که 5000 دلار از ما وام بگیرید؟»
@IRENGINEERING
مسافر نگاهی به کارشناس بیچاره کرد و گفت: «تو فقط به من بگو کجای نیویورک میتوانم ماشین 250.000 دلاری را برای 2 هفته با اطمینان خاطر و با فقط 15.86 دلار پارک کنم!»
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین:
@SAVIZASADI
@IRENGINEERING
مرد بعد از دو هفته همانطور که قرار بود برگشت و 5000 دلار + 15.86 دلار کارمزد وام را پرداخت کرد. کارشناس رو به مرد کرد و از قول رئیس بانک گفت: «از این که بانک ما را انتخاب کردید متشکریم.» و گفت: «ما چک کردیم و معلوم شد که شما یک مولتی میلیونر هستید. ولی فقط من یک سوال برایم باقی مانده که با این همه ثروت، چرا به خودتان زحمت دادید که 5000 دلار از ما وام بگیرید؟»
@IRENGINEERING
مسافر نگاهی به کارشناس بیچاره کرد و گفت: «تو فقط به من بگو کجای نیویورک میتوانم ماشین 250.000 دلاری را برای 2 هفته با اطمینان خاطر و با فقط 15.86 دلار پارک کنم!»
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین:
@SAVIZASADI
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
تبلیغات جالب و خلاقانه هيونداى مدل ولستر.
این خودرو فقط 3 درب دارد!
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین :
@SAVIZASADI
این خودرو فقط 3 درب دارد!
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین :
@SAVIZASADI
⭕️ چــــــــرا به لوله ای که آب از آن خارج می شود می گوییم "شیر"؟
@IRENGINEERING
در سال های نه چندان، دور در ایران؛تنها دوشهر بیرجند و تبریز آب لوله کشی داشتند که آن صنعت را از روسیه به امانت برده بودند.
و در کلان شهری مثل تهران مردم از آب چاه که تمیز و سالم نبوداستفاده می کردند.در شهر تهران تنها سه قنات وجود داشت که آن هم متعلق به سه سرمایه دار تهرانی بود.یکی از این قنات ها که به سرچشمه معروف بودمتعلق به سرمایه داری بود که بچه دار نمیشد.
@IRENGINEERING
او نذر کرد اگر بچه دار شود؛ برای تهرانیان آب لوله کشی فراهم کند. پس از مدتی بچه دار شد و برای ادای نذرش به اتریش رفت تا مهندسانی را از آنجا برای لوله کشی آب بیاورد.در هر کشوری حیوانی که نماد آن کشور است را بر سر خروجی آب می گذاشتند.مثلا در فرانسه سر خروس استفاده می کردند
مهندس اتریشی که به این منظور به ایران آمده بود فکر کرد که بر اهرم خروجی آب چه نمادی بگذارد!?
او دریافت که بر روی پرچم ایران آن زمان 'شیر وخورشید'وجود دارد وشیر "نماد ایران" است.
@IRENGINEERING
پس بر روی اهرم خروجی آب،سر شیری فلزی گذاشت و مردم هروقت برای برداشتن آب به آنجا می رفتند می گفتند: رفتیم از سر شیر آب آوردیم!
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین:
@SAVIZASADI
@IRENGINEERING
در سال های نه چندان، دور در ایران؛تنها دوشهر بیرجند و تبریز آب لوله کشی داشتند که آن صنعت را از روسیه به امانت برده بودند.
و در کلان شهری مثل تهران مردم از آب چاه که تمیز و سالم نبوداستفاده می کردند.در شهر تهران تنها سه قنات وجود داشت که آن هم متعلق به سه سرمایه دار تهرانی بود.یکی از این قنات ها که به سرچشمه معروف بودمتعلق به سرمایه داری بود که بچه دار نمیشد.
@IRENGINEERING
او نذر کرد اگر بچه دار شود؛ برای تهرانیان آب لوله کشی فراهم کند. پس از مدتی بچه دار شد و برای ادای نذرش به اتریش رفت تا مهندسانی را از آنجا برای لوله کشی آب بیاورد.در هر کشوری حیوانی که نماد آن کشور است را بر سر خروجی آب می گذاشتند.مثلا در فرانسه سر خروس استفاده می کردند
مهندس اتریشی که به این منظور به ایران آمده بود فکر کرد که بر اهرم خروجی آب چه نمادی بگذارد!?
او دریافت که بر روی پرچم ایران آن زمان 'شیر وخورشید'وجود دارد وشیر "نماد ایران" است.
@IRENGINEERING
پس بر روی اهرم خروجی آب،سر شیری فلزی گذاشت و مردم هروقت برای برداشتن آب به آنجا می رفتند می گفتند: رفتیم از سر شیر آب آوردیم!
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین:
@SAVIZASADI
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اره برقی که گوشت رو ازچوب تشخیص میده و بدون اینکه به اپراتور صدمه بزنه فورا متوقف میشه
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین:
@SAVIZASADI
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین:
@SAVIZASADI
حداقل دستمزد در ایران و 50 کشور جهان ( ماهانه شغل تمام وقت به دلار، 2018 میلادی)
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین :
@SAVIZASADI
@IRENGINEERING
پیشنهاد و ارتباط با ادمین :
@SAVIZASADI