✅1. نو اندیشی فقهی تا چه حد پاسخ گوی نیاز های کنونی است؟ اساسا توسعه به مفهوم گسترده آن تا چه حد مبتنی بر فقه است؟ با پذیرش این که برداشت رسمی از فقه با توسعه ناسازگار است، آیا جدال فقهی با خصم راهگشاست؟یا این که راه حل محدود کردن دامنه فقه و به رسمیت شناختن دانش های جدید در حوزه علوم انسانی و علوم اجتماعی است؟
2. همچنان که نائینی به درستی بیان کرده است معظم سیاسیات خارج از منصوصات است و در عرصه سیاست با ندرت نصوص دینی روبرو هستیم، با توجه به این نکته و این که در فقه مرجعیت با نصوص دینی است، آیا طرح مباحث جدید از زاویه فقهی مستلزم تحمیل باری گران بر فقه نیست؟
3. در سنت فقهی شیعه مباحث سیاسی بسیار نحیف و لاغر بوده است و میراث فقهی شیعه بحث چندانی در این زمینه ندارد. فقهای شیعه با پرهیز از پرداختن به مسائل سیاسی، در عمل آن را به عرف واگذار کرده و همچنان که مرحوم شیخ عبدالکریم حائری تصریح کرده است، بنای عقلا را در آن به رسمیت شناخته بودند. اسلام سیاسی با نگاهی انتقادی به سنت فقهی گذشته، مفهوم فقه سیاسی را مطرح و با رویکردی ایدئولوژیک وظیفه سنگین نظریه پردازی در امور سیاسی را بر عهده فقه نهاد. آیا پرداختن به مباحث فقه سیاسی هر چند با رویکرد نو اندیشانه، قدسی کردن سیاست و دور کردن آن را در پی نخواهد داشت
4. با توجه به نحیف بودن سنت فقهی در این حوزه، حتی با فرض این که گذار به تجدد از مجرای سنت امکان پذیر باشد، چرا و چگونه می توان در این مسیر به فقه استناد جست؟
5. از دیدگاه برخی از فقیهان همچون آیت الله منتظری، اوامر و نواهی وارد درشریعت در امور اجتماعی و سیاسی ارشادی اند و به چیزهایی راهنمایی می کنند که عقل و بنای عقلا نیز می توانند درک کنند. با توجه به این که این نگرش مستلزم به رسمیت شناختن عقل و بنای عقلا در امور اجتماعی و سیاسی است، چه جایی برای رویکرد فقهی به این امور باقی می ماند؟
6. بی تردید بسیاری از مفاهیم و نهادهای موجود در سیاست امروز همچون دموکراسی، تفکیک قوا، قانون، تحزب در دوران مدرن شکل گرفته اند و در سنت فقهی اندیشه ناپذیر بوده اند، آیا پرداختن به این مفاهیم با رویکرد فقهی و تطبیق آن با مفاهیم و ابواب موجود در سنت فقهی مستلزم نوعی کژتابی و یا زمان پریشی نیست؟ به عنوان نمونه آیا تطبیق نظریه بازی در علم سیاست مدرن با باب سبق و رمایه در فقه سنتی و توجیه فقهی تحزب بر اساس آن، همچنان که در کتاب فقه و حکمرانی حزبی صورت گرفته است، نوعی کژتابی و مصادره به مطلوب نیست؟ آیا بهره بردن از مفهوم خطابات قانونی در توجیه نوعی برداشت مردم سالارانه استحسان شخصی نیست؟آیا این نوع تطبیق در چارچوب سنت فقهی اعتبار دارد و مورد پذیرش نهادهای مرجع و فقهای سنتی قرار می گیرد؟
7. آثار نگاشته شده توسط جناب استاد فیرحی که بسیار ارزشمند و در خور توجه هستند، ولی جای این پرسش وجود دارد که این آثار تا چه حد توانسته است در عرف و هنجارهای مرسوم حاکم بر حوزه علمیه و فضای تفکر فقهی تاثیر بگذارد و رویکرد حاکم بر آن متحول سازد؟ آیا این نوع آثار از مرجعیت لازم در سنت فقهی برخوردار است تا چشم انداز نوعی تحول در آینده باشد، یا این که حوزه نفوذ آن به جریان نواندیشی محدود خواهد بود؟
2. همچنان که نائینی به درستی بیان کرده است معظم سیاسیات خارج از منصوصات است و در عرصه سیاست با ندرت نصوص دینی روبرو هستیم، با توجه به این نکته و این که در فقه مرجعیت با نصوص دینی است، آیا طرح مباحث جدید از زاویه فقهی مستلزم تحمیل باری گران بر فقه نیست؟
3. در سنت فقهی شیعه مباحث سیاسی بسیار نحیف و لاغر بوده است و میراث فقهی شیعه بحث چندانی در این زمینه ندارد. فقهای شیعه با پرهیز از پرداختن به مسائل سیاسی، در عمل آن را به عرف واگذار کرده و همچنان که مرحوم شیخ عبدالکریم حائری تصریح کرده است، بنای عقلا را در آن به رسمیت شناخته بودند. اسلام سیاسی با نگاهی انتقادی به سنت فقهی گذشته، مفهوم فقه سیاسی را مطرح و با رویکردی ایدئولوژیک وظیفه سنگین نظریه پردازی در امور سیاسی را بر عهده فقه نهاد. آیا پرداختن به مباحث فقه سیاسی هر چند با رویکرد نو اندیشانه، قدسی کردن سیاست و دور کردن آن را در پی نخواهد داشت
4. با توجه به نحیف بودن سنت فقهی در این حوزه، حتی با فرض این که گذار به تجدد از مجرای سنت امکان پذیر باشد، چرا و چگونه می توان در این مسیر به فقه استناد جست؟
5. از دیدگاه برخی از فقیهان همچون آیت الله منتظری، اوامر و نواهی وارد درشریعت در امور اجتماعی و سیاسی ارشادی اند و به چیزهایی راهنمایی می کنند که عقل و بنای عقلا نیز می توانند درک کنند. با توجه به این که این نگرش مستلزم به رسمیت شناختن عقل و بنای عقلا در امور اجتماعی و سیاسی است، چه جایی برای رویکرد فقهی به این امور باقی می ماند؟
6. بی تردید بسیاری از مفاهیم و نهادهای موجود در سیاست امروز همچون دموکراسی، تفکیک قوا، قانون، تحزب در دوران مدرن شکل گرفته اند و در سنت فقهی اندیشه ناپذیر بوده اند، آیا پرداختن به این مفاهیم با رویکرد فقهی و تطبیق آن با مفاهیم و ابواب موجود در سنت فقهی مستلزم نوعی کژتابی و یا زمان پریشی نیست؟ به عنوان نمونه آیا تطبیق نظریه بازی در علم سیاست مدرن با باب سبق و رمایه در فقه سنتی و توجیه فقهی تحزب بر اساس آن، همچنان که در کتاب فقه و حکمرانی حزبی صورت گرفته است، نوعی کژتابی و مصادره به مطلوب نیست؟ آیا بهره بردن از مفهوم خطابات قانونی در توجیه نوعی برداشت مردم سالارانه استحسان شخصی نیست؟آیا این نوع تطبیق در چارچوب سنت فقهی اعتبار دارد و مورد پذیرش نهادهای مرجع و فقهای سنتی قرار می گیرد؟
7. آثار نگاشته شده توسط جناب استاد فیرحی که بسیار ارزشمند و در خور توجه هستند، ولی جای این پرسش وجود دارد که این آثار تا چه حد توانسته است در عرف و هنجارهای مرسوم حاکم بر حوزه علمیه و فضای تفکر فقهی تاثیر بگذارد و رویکرد حاکم بر آن متحول سازد؟ آیا این نوع آثار از مرجعیت لازم در سنت فقهی برخوردار است تا چشم انداز نوعی تحول در آینده باشد، یا این که حوزه نفوذ آن به جریان نواندیشی محدود خواهد بود؟
Forwarded from انجمن علوم سیاسی ایران
نشست بررسی و نقد کتاب احمد زیدآبادی با عنوان «الزامات سیاست در عصر دولت- ملت » روز سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت 17 در دفتر انجمن علوم سیاسی ایران(خیابان لبافی نژاد، نبش کوچه انوری) برگزار می شود. ips_a@
Forwarded from انجمن علوم سیاسی ایران
نشست بررسی و نقد کتاب احمد زیدآبادی با عنوان «الزامات سیاست در عصر دولت- ملت » روز سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت 17 در دفتر انجمن علوم سیاسی ایران(خیابان لبافی نژاد، نبش کوچه انوری) برگزار می شود. ips_a@
گزارش تصویری نشست «بررسی و نقد کتاب الزامات سیاست در عصر ملت- دولت امروز» که در دفتر انجمن علوم سیاسی ایران برگزار شد.به زودی گزارش صوتی این نشست در کانال انجمن منتشر خواهد شد. (گزارش تصویری: محمد اسکندرلو)- ips_a@
Forwarded from انجمن علوم سیاسی ایران
نشست « رسانه، صلح و جامعه در افغانستان» با حضور روزنامه نگاران افغانستان عضو موسسه میدیوتیک روز چهارشنبه 30 آبان 1397 ساعت 13 تا 15 در دفتر انجمن علوم سیاسی ایران برگزار می شود- ips_a@