دانشگاههای بی مسوولیت
سایت دانشگاه ملبورن را نگاه کنید!
میگوید من یک engaging university هستم که نسبت به حل مسائل ایالت که اصلیترین آن آب است، تعهد دارم. میگوید در ده سال گذشته چقدر روی آب ایالت کار کردهام و دستاوردهای آن چه بوده است.
✳️ در کدام سایت دانشگاههای ایران یک بیانیه محلی داریم که گفته باشد نسبت به این استان و شهرستان و این مردم متعهد هستم و این کارها را برای بهبود این وضعیت انجام دادهام؟ در کدامیک از مدلهای ما برای تخصیص گرنت، کار کردن برای مردم محلی یک شاخص بوده است؟ مثلا اگر یک استاد در جمع مردم محلی سخنرانی کرد تا آنها را نسبت به یک پدیده ناخوشایند آگاه کند، یا اگر کسی در دانشگاه مازندارن برای احیای تالابها و یا نجات پرندگان مهاجر کار کرد، آیا در نظام آموزشی و پژوهشی ما امتیاز دارد؟ یا اینکه میگوییم بهتر بود که به جای این کارها دو تا مقاله مینوشت؟ دانشگاهی که تعداد اعضای هیات علمی آن از هزار تا میرسد به دو هزارتا، و تعداد دانشجویانش از شش هزار تا میشود ده هزار تا، ولی فقر و آسیب در محیط محلی آن افزایش پیدا میکند این دانشگاه بیمسئولیت است.
✳️ اگر یک استاد در یک سمن (NGO) برای بهبود کسب و کارهای محلی کار کرد امتیاز دارد؟ یا اینکه میگوییم انگشتت را بگذار روی این دستگاه تا مشخص شود که صبح چه وقت آمدهاید و غروب چه وقت رفتهاید؟
✳️ اگر از فردا صبح همه اساتید دانشگاههای ما برای شش ماه سر کار نروند، اجتماع محلی احساس نمیکند چیزی کم شده است؛ در حالی که اگر نانواها یک روز این کار را بکنند همه متوجه میشوند. چراکه پرداختن به ماموریتهای محلی در نظام دانشگاهی ما تعریف نشده است. آیا دانشگاه محل گفتگو و مراجعه رسانهها، فعالان مدنی، احزاب سیاسی، شرکتهای خصوصی، اتاق بازرگانی و ... است؟ یا اینکه بدون نیاز به دانشگاه کارشان را پیش میبرند و حداکثر از بین اساتید یکی دو نفر را یارگیری میکنند؟ شأن حضور دانشگاه در محل به صرف افراد است یا به خاطر شأن حقوقی و سازمانی آن؟
✳️ در جایی که دانشکده کشاورزی داریم و در همانجا بیشترین مصرف کود و سم را هم داریم، و ابتلا به سرطان گوارش حاصل از آن هم زیاد است، این دانشکده کاندیدای بیمسئولیتی است. در جایی ریزگرد داریم و در سی سال گذشته، در پایاننامهها، مقالهها، طرحهای پژوهشی، و رشتههای دانشگاه محلی آن، اثری از ریزگرد نیست. این دانشگاه فکر کرده است که فقط باید مقاله تولید کند تا نرخ رشد مقالات بینالمللی ما در ژورنالهای ISI افزایش پیدا کند. باید به مسئولیت اجتماعی چنین دانشگاهی شک کرد.
✳️ مدل ارزیابی دانشگاههای ما میتواند تغییر کند. نپرسیم چند مقاله به چند زبان نوشتهاید، بپرسیم چقدر موثر بودهاید؟ اجتماع محلی فقط درد مسائل را درک میکند، این دانشگاه است که باید مسأله را شناسایی کند و راهکار ارائه دهد. هدف نهایی دانشگاه، در کنار تعهدات جهانی و ملی، ارتقا کیفیت زندگی شهروندان است.
#دکتر_محمد_فاضلی/ فرهیختگان
سایت دانشگاه ملبورن را نگاه کنید!
میگوید من یک engaging university هستم که نسبت به حل مسائل ایالت که اصلیترین آن آب است، تعهد دارم. میگوید در ده سال گذشته چقدر روی آب ایالت کار کردهام و دستاوردهای آن چه بوده است.
✳️ در کدام سایت دانشگاههای ایران یک بیانیه محلی داریم که گفته باشد نسبت به این استان و شهرستان و این مردم متعهد هستم و این کارها را برای بهبود این وضعیت انجام دادهام؟ در کدامیک از مدلهای ما برای تخصیص گرنت، کار کردن برای مردم محلی یک شاخص بوده است؟ مثلا اگر یک استاد در جمع مردم محلی سخنرانی کرد تا آنها را نسبت به یک پدیده ناخوشایند آگاه کند، یا اگر کسی در دانشگاه مازندارن برای احیای تالابها و یا نجات پرندگان مهاجر کار کرد، آیا در نظام آموزشی و پژوهشی ما امتیاز دارد؟ یا اینکه میگوییم بهتر بود که به جای این کارها دو تا مقاله مینوشت؟ دانشگاهی که تعداد اعضای هیات علمی آن از هزار تا میرسد به دو هزارتا، و تعداد دانشجویانش از شش هزار تا میشود ده هزار تا، ولی فقر و آسیب در محیط محلی آن افزایش پیدا میکند این دانشگاه بیمسئولیت است.
✳️ اگر یک استاد در یک سمن (NGO) برای بهبود کسب و کارهای محلی کار کرد امتیاز دارد؟ یا اینکه میگوییم انگشتت را بگذار روی این دستگاه تا مشخص شود که صبح چه وقت آمدهاید و غروب چه وقت رفتهاید؟
✳️ اگر از فردا صبح همه اساتید دانشگاههای ما برای شش ماه سر کار نروند، اجتماع محلی احساس نمیکند چیزی کم شده است؛ در حالی که اگر نانواها یک روز این کار را بکنند همه متوجه میشوند. چراکه پرداختن به ماموریتهای محلی در نظام دانشگاهی ما تعریف نشده است. آیا دانشگاه محل گفتگو و مراجعه رسانهها، فعالان مدنی، احزاب سیاسی، شرکتهای خصوصی، اتاق بازرگانی و ... است؟ یا اینکه بدون نیاز به دانشگاه کارشان را پیش میبرند و حداکثر از بین اساتید یکی دو نفر را یارگیری میکنند؟ شأن حضور دانشگاه در محل به صرف افراد است یا به خاطر شأن حقوقی و سازمانی آن؟
✳️ در جایی که دانشکده کشاورزی داریم و در همانجا بیشترین مصرف کود و سم را هم داریم، و ابتلا به سرطان گوارش حاصل از آن هم زیاد است، این دانشکده کاندیدای بیمسئولیتی است. در جایی ریزگرد داریم و در سی سال گذشته، در پایاننامهها، مقالهها، طرحهای پژوهشی، و رشتههای دانشگاه محلی آن، اثری از ریزگرد نیست. این دانشگاه فکر کرده است که فقط باید مقاله تولید کند تا نرخ رشد مقالات بینالمللی ما در ژورنالهای ISI افزایش پیدا کند. باید به مسئولیت اجتماعی چنین دانشگاهی شک کرد.
✳️ مدل ارزیابی دانشگاههای ما میتواند تغییر کند. نپرسیم چند مقاله به چند زبان نوشتهاید، بپرسیم چقدر موثر بودهاید؟ اجتماع محلی فقط درد مسائل را درک میکند، این دانشگاه است که باید مسأله را شناسایی کند و راهکار ارائه دهد. هدف نهایی دانشگاه، در کنار تعهدات جهانی و ملی، ارتقا کیفیت زندگی شهروندان است.
#دکتر_محمد_فاضلی/ فرهیختگان
Forwarded from R Naderi
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🌸🍃🌼🌱🌻☘️🌺🍃🌷🌾💐🌸🍃🌼🌱🌻☘️🌺🍃🌷
عید بر عاشقان مبارک باد
عاشقان عیدتان مبارک باد
بر تو ای ماه آسمان و زمین
تا به هفت آسمان مبارک باد
عید آمد به کف نشان وصال
عاشقان این نشان مبارک باد
روزه مگشای جز به قند لبش
قند او در دهان مبارک باد
عید آمد که این سبکروحان
رطل های گران مبارک باد
🌾💐🌾💐🌾💐🌾💐🌾💐🌾💐🌾💐🌾💐🌾💐🌾💐
عید سعید فطر بر همگان مبارک
انجمن علمی مدیریت رفتار سازمانی
🌸🍃🌼🌱🌻☘️🌺🍃🌷🌾💐🌸🍃🌼🌱🌻☘️🌺🍃🌷
عید بر عاشقان مبارک باد
عاشقان عیدتان مبارک باد
بر تو ای ماه آسمان و زمین
تا به هفت آسمان مبارک باد
عید آمد به کف نشان وصال
عاشقان این نشان مبارک باد
روزه مگشای جز به قند لبش
قند او در دهان مبارک باد
عید آمد که این سبکروحان
رطل های گران مبارک باد
🌾💐🌾💐🌾💐🌾💐🌾💐🌾💐🌾💐🌾💐🌾💐🌾💐
عید سعید فطر بر همگان مبارک
انجمن علمی مدیریت رفتار سازمانی
🌸🍃🌼🌱🌻☘️🌺🍃🌷🌾💐🌸🍃🌼🌱🌻☘️🌺🍃🌷
🌷 باسلام واحترام 🌷
هوش كنيد مست را ،
سجده کنید هست را ،
ارج نهید زنده را ،
یاد کنید رفته را ،
🌹🌹عید خدا مي رسد🌺🌺
🍁ضمن تشکر ،
🌱 عید فطر مبارک 🌱
🍀 عابدی جعفری 🍀
هوش كنيد مست را ،
سجده کنید هست را ،
ارج نهید زنده را ،
یاد کنید رفته را ،
🌹🌹عید خدا مي رسد🌺🌺
🍁ضمن تشکر ،
🌱 عید فطر مبارک 🌱
🍀 عابدی جعفری 🍀
Forwarded from بر اساس یک داستان واقعی...
در سالامانکا از مقالات پژوهشی! کاذب فله ای خبری نیست!
از قطار مادرید-سالامانکا که پیاده می شویم به استقبالمان آمده اند،خوشرو و خندان ؛خانم دکتر آفریقا و آقای دکتر رامون
استقبال دو صاحب کرسی نامدار دانشگاهی از دو شاگرد.
هر دو استاد دانشگاه سالامانکا هستند که از قطب های دانشگاهی اسپانیا و از قرن دوازدهم پابرجا است.آفریقا استاد برجسته مطالعات ترجمه در دنیا و رامون استاد ادبیات که در شهرش مثل سلبریتی ها شناساست.
بیست و چهار ساعت با هم هستیم ،ما را به همه جای شهر سالامانکا می برند و در شهری دانشگاهی با قرن ها سابقه ی داشتن دانشگاه ،طبعا بیشترین زمان این گردش در آنجا سپری می شود ؛با آن همه دپارتمان های قدیمی و کلاس های درس تاریخی ،نیمکت هایی که اولین بار دانشجویان به جای زمین روی آن نشسته اند ، کتابخانه ی عجیب و...
رامون را همه شهر می شناسند از گارسون کافه تا آکاردئون نواز میدان اصلی و صاحبان کافه و ...
ورود او و همراهانش به هر موزه ای با استقبال فراوان و برخوردی در حد یک هیات بلندپایه و توام با احترام فراوان است. رامون خودمانی و مهربان است از همه چیز شهری که واقعا دوستش دارد مثل یک لیدر تور با شور و حرارت حرف می زند و همه عناصر رمزآلود آن را توضیح می دهد ،وقتی با دانشجویانش برخورد می کنیم و احترام فوق العاده آنها را می بینیم تازه می شود به اوج محبوبیت و نفوذ کلامش بر دانشجویان پی برد.
آفریقا کمی خجالتی است و اندکی مردم گریز ،اما بسیار صمیمی و جدی.به دفتر کار کوچکش می رویم که آن را به خاطر کمبود فضا با یکی از همکاران جوانش تقسیم کرده است و مدام از ایده ها و برنامه های آینده اش می گوید ، اینکه ساعت ها با دانشجویانش حرف می زند.او هر دانشجویش را که در شهر کوچک سالامانکا می بینیم کاملا می شناسد.
از سکنات و میزان شناخت رامون و آفریقا هویداست که وقت بسیار زیادی برای آموزش دانشجویان خود صرف می کنند و دغدغه ی راهنمایی و باروری ذهن دانشجویان اولویت اصلی آنان است .
آن ها ماه های متمادی روی پروپوزال و اجرای طرح های تحقیقاتی خود کار می کنند و وقتی با انگلیسی دست وپا شکسته ام سوال می کنم می فهمم در سال یا هر دوسال نهایتا یک مقاله منتشر می کنند.
آفریقا و رامون فله ای مقاله چاپ نمی کنند و دانشجویان و قسمت آموزشی کار خود را فراموش نکرده اند .
در صبح سرد بعد از ۲۴ساعت همراهی شیرین ،یک زن و مرد سالور را می بینم که پر از ایده های نو و برنامه های متنوع برای شاگردان خود هستند و دلم گرم می شود.
در راه بازگشت فکر می کنم که محور هر سیستم دانشگاهی دانشجویان آن برای ساختن آینده ی جامعه اند و با فراموش کردن آنان و آموزششان و انتشار مقالات های فله ای کپی پیستی به زور دانشگاه براي بالا رفتن رنكينگ آن به نام پژوهش از کسی استاد در نمی آید و علم کاذبی هم که از این طریق تولید!می شود به درد لای جرز می خورد که بدان استنادی هم نمی شود وباعث ارتقاي دانشگاهي هم نمي گردد.
دانشگاه هاي نامدار دنيا نه با روش های دستوری که با ارزش گذاشتن براي اعضای هیات علمی و دغدغه مندي براي دانشجويان فضاي واقعي پژوهش و آموزش را فراهم نموده و راه اعتبار را پیموده اند .
ای کاش شرایطی در دانشگاه های ماهم فراهم شود تا اعضای هیات علمی در مقام استادی مثل آفریقا و رامون باشند.
بابک خطی
طبیب کودکان
از قطار مادرید-سالامانکا که پیاده می شویم به استقبالمان آمده اند،خوشرو و خندان ؛خانم دکتر آفریقا و آقای دکتر رامون
استقبال دو صاحب کرسی نامدار دانشگاهی از دو شاگرد.
هر دو استاد دانشگاه سالامانکا هستند که از قطب های دانشگاهی اسپانیا و از قرن دوازدهم پابرجا است.آفریقا استاد برجسته مطالعات ترجمه در دنیا و رامون استاد ادبیات که در شهرش مثل سلبریتی ها شناساست.
بیست و چهار ساعت با هم هستیم ،ما را به همه جای شهر سالامانکا می برند و در شهری دانشگاهی با قرن ها سابقه ی داشتن دانشگاه ،طبعا بیشترین زمان این گردش در آنجا سپری می شود ؛با آن همه دپارتمان های قدیمی و کلاس های درس تاریخی ،نیمکت هایی که اولین بار دانشجویان به جای زمین روی آن نشسته اند ، کتابخانه ی عجیب و...
رامون را همه شهر می شناسند از گارسون کافه تا آکاردئون نواز میدان اصلی و صاحبان کافه و ...
ورود او و همراهانش به هر موزه ای با استقبال فراوان و برخوردی در حد یک هیات بلندپایه و توام با احترام فراوان است. رامون خودمانی و مهربان است از همه چیز شهری که واقعا دوستش دارد مثل یک لیدر تور با شور و حرارت حرف می زند و همه عناصر رمزآلود آن را توضیح می دهد ،وقتی با دانشجویانش برخورد می کنیم و احترام فوق العاده آنها را می بینیم تازه می شود به اوج محبوبیت و نفوذ کلامش بر دانشجویان پی برد.
آفریقا کمی خجالتی است و اندکی مردم گریز ،اما بسیار صمیمی و جدی.به دفتر کار کوچکش می رویم که آن را به خاطر کمبود فضا با یکی از همکاران جوانش تقسیم کرده است و مدام از ایده ها و برنامه های آینده اش می گوید ، اینکه ساعت ها با دانشجویانش حرف می زند.او هر دانشجویش را که در شهر کوچک سالامانکا می بینیم کاملا می شناسد.
از سکنات و میزان شناخت رامون و آفریقا هویداست که وقت بسیار زیادی برای آموزش دانشجویان خود صرف می کنند و دغدغه ی راهنمایی و باروری ذهن دانشجویان اولویت اصلی آنان است .
آن ها ماه های متمادی روی پروپوزال و اجرای طرح های تحقیقاتی خود کار می کنند و وقتی با انگلیسی دست وپا شکسته ام سوال می کنم می فهمم در سال یا هر دوسال نهایتا یک مقاله منتشر می کنند.
آفریقا و رامون فله ای مقاله چاپ نمی کنند و دانشجویان و قسمت آموزشی کار خود را فراموش نکرده اند .
در صبح سرد بعد از ۲۴ساعت همراهی شیرین ،یک زن و مرد سالور را می بینم که پر از ایده های نو و برنامه های متنوع برای شاگردان خود هستند و دلم گرم می شود.
در راه بازگشت فکر می کنم که محور هر سیستم دانشگاهی دانشجویان آن برای ساختن آینده ی جامعه اند و با فراموش کردن آنان و آموزششان و انتشار مقالات های فله ای کپی پیستی به زور دانشگاه براي بالا رفتن رنكينگ آن به نام پژوهش از کسی استاد در نمی آید و علم کاذبی هم که از این طریق تولید!می شود به درد لای جرز می خورد که بدان استنادی هم نمی شود وباعث ارتقاي دانشگاهي هم نمي گردد.
دانشگاه هاي نامدار دنيا نه با روش های دستوری که با ارزش گذاشتن براي اعضای هیات علمی و دغدغه مندي براي دانشجويان فضاي واقعي پژوهش و آموزش را فراهم نموده و راه اعتبار را پیموده اند .
ای کاش شرایطی در دانشگاه های ماهم فراهم شود تا اعضای هیات علمی در مقام استادی مثل آفریقا و رامون باشند.
بابک خطی
طبیب کودکان
نخست وزیر هلند از کره مریخ آمده یا مسوولان ما
مصطفی داننده
🔸 نخست وزیر هلند داشت کارت ورود به پارلمان را میزد که فنجان یا لیوان قهوه از دستش افتاد و بر زمین ریخت. نظافتچی تی به دست برای تمیز کردن آمد اما جناب نخست وزیر تی را از دست خانم نظافتچی گرفت و خود مشغول به تمیز کردن زمین شد.
🔸آقای نخست وزیر قبل از ریختن قهوه بر روی زمین، با دوچرخه به محل کار آمده بود.
🔸دیدن این صحنهها برای ما عجیب است. خیلی هم عجیب است. یادمان نمیآید مسؤولی در ایران چنین رفتاری از خود نشان داده باشد. البته از نسل قبل تر شنیده ایم که اولین استاندار خراسان بعد از انقلاب در بهار 58 با دوچرخه به محل استانداری می رفت ولی درباره دیگران نشنیده ایم. نه تنها مسئولان رده بالای کشور بلکه مدیران مجموعههای کوچک نیز تصور میکنند بعد از رسیدن به جایگاه مدیریت تنها و تنها باید کارهای مدیریتی انجام دهد و لاغیر.
🔸ما هر وقت مسئولی دیده ایم منتظر بوده یکی از محافظان درهای خودرو را برایش باز کند و تقریبا همه در لباس رسمی دیده می شوند در همه حال. چهره هایی چون حجت الاسلام دعایی مدیر روزنامه اطلاعات را البته با منش مردمی و دور از تشریفات می شناسیم ولی تصویر غالب یا قالب تصویر مدیران ایرانی همیشه به گونه ای بوده که گویا از کرهای دیگر آمده اند. اصطلاحا عصا قورت دادگی و لفظ قلم حرف زدن از ویژگیهای مهم یک مدیر ایرانی تصور شده است.
🔸اصلا تصور نمی کنم یک مدیر ایرانی از ماشین تا دفتر کار قهوه ای بخورد چون قرار است پرستیژ یک مدیر حفظ شود. بسیاری از ما عکسهای روسای جمهوری دیگر کشورها را در حال ورزش کردن، شنا کردن، تفریح کردن دیدهایم. نمونهاش پوتین اما تصویرهای این چنینی برای ما غریب است. آخرین آن مربوط به حسن روحانی در حال تماشای جام جهانی بود.
🔸بله، یک مدیر در ایران نباید رفتاری خارج از شان یک مدیر انجام دهد. اصلا مگر میشود یک وزیر لباس ورزشی بپوشد و با اعضای فامیل خود فوتبال بازی کند. یا مگر میشود مدیری را در شهربازی در حال بازی کردن با بچههایش دید.
🔸مدیر ایرانی باید روی صندلی عقب بنشیند، کت و شلوار تیره بپوشد، انگشتری به دست کند و منتظر بایستد تا کسی در خودرو را برایش باز کند.
🔸بسیاری از مسئولان ما علاقه زیادی هم به داشتن محافظ دارند. گویی بسیاری از آقایان و خانمها از اینکه کسی برای آنها در را باز کند و افرادی پشت سر آنها قدم بزنند لذت میبرند.
🔸در بسیاری از کشورها مدیران رده بالا در حد وزیر و یا حتی رییس جمهور بدون هیچ محافظی در میان مردم حاضر میشوند. حالا چه اشکالی دارد مسئولان ایرانی هم حداقل در هفته یک یا دو روز را در میان مردم باشند با آنها حرف بزنند و گفتوگو کنند.
🔸تنها فرق آنها با مردم عادی مسؤولیت آنهاست.
🔸البته حالا که یک سوزن به مسئولان زدیم بهتر است یک جوالدوز هم به خودمان بزنیم. مردم هلند، مالیات میدهند. سعی میکنند تا آنجا که میشود قانون را رعایت کنند. در کار خود کم کاری نکنند و در بسیاری از مواقع دروغ نگویند.
🔸به خدا که نخست وزیر و مردم هلند از کره مریخ نیامدهاند. ما هم میتوانیم این سبک زندگی آنها یعنی قانونمندی و مسئولیت پذیری را از آنها بیاموزیم و به کار ببریم. به همین سادگی.
#مصطفی_داننده
مصطفی داننده
🔸 نخست وزیر هلند داشت کارت ورود به پارلمان را میزد که فنجان یا لیوان قهوه از دستش افتاد و بر زمین ریخت. نظافتچی تی به دست برای تمیز کردن آمد اما جناب نخست وزیر تی را از دست خانم نظافتچی گرفت و خود مشغول به تمیز کردن زمین شد.
🔸آقای نخست وزیر قبل از ریختن قهوه بر روی زمین، با دوچرخه به محل کار آمده بود.
🔸دیدن این صحنهها برای ما عجیب است. خیلی هم عجیب است. یادمان نمیآید مسؤولی در ایران چنین رفتاری از خود نشان داده باشد. البته از نسل قبل تر شنیده ایم که اولین استاندار خراسان بعد از انقلاب در بهار 58 با دوچرخه به محل استانداری می رفت ولی درباره دیگران نشنیده ایم. نه تنها مسئولان رده بالای کشور بلکه مدیران مجموعههای کوچک نیز تصور میکنند بعد از رسیدن به جایگاه مدیریت تنها و تنها باید کارهای مدیریتی انجام دهد و لاغیر.
🔸ما هر وقت مسئولی دیده ایم منتظر بوده یکی از محافظان درهای خودرو را برایش باز کند و تقریبا همه در لباس رسمی دیده می شوند در همه حال. چهره هایی چون حجت الاسلام دعایی مدیر روزنامه اطلاعات را البته با منش مردمی و دور از تشریفات می شناسیم ولی تصویر غالب یا قالب تصویر مدیران ایرانی همیشه به گونه ای بوده که گویا از کرهای دیگر آمده اند. اصطلاحا عصا قورت دادگی و لفظ قلم حرف زدن از ویژگیهای مهم یک مدیر ایرانی تصور شده است.
🔸اصلا تصور نمی کنم یک مدیر ایرانی از ماشین تا دفتر کار قهوه ای بخورد چون قرار است پرستیژ یک مدیر حفظ شود. بسیاری از ما عکسهای روسای جمهوری دیگر کشورها را در حال ورزش کردن، شنا کردن، تفریح کردن دیدهایم. نمونهاش پوتین اما تصویرهای این چنینی برای ما غریب است. آخرین آن مربوط به حسن روحانی در حال تماشای جام جهانی بود.
🔸بله، یک مدیر در ایران نباید رفتاری خارج از شان یک مدیر انجام دهد. اصلا مگر میشود یک وزیر لباس ورزشی بپوشد و با اعضای فامیل خود فوتبال بازی کند. یا مگر میشود مدیری را در شهربازی در حال بازی کردن با بچههایش دید.
🔸مدیر ایرانی باید روی صندلی عقب بنشیند، کت و شلوار تیره بپوشد، انگشتری به دست کند و منتظر بایستد تا کسی در خودرو را برایش باز کند.
🔸بسیاری از مسئولان ما علاقه زیادی هم به داشتن محافظ دارند. گویی بسیاری از آقایان و خانمها از اینکه کسی برای آنها در را باز کند و افرادی پشت سر آنها قدم بزنند لذت میبرند.
🔸در بسیاری از کشورها مدیران رده بالا در حد وزیر و یا حتی رییس جمهور بدون هیچ محافظی در میان مردم حاضر میشوند. حالا چه اشکالی دارد مسئولان ایرانی هم حداقل در هفته یک یا دو روز را در میان مردم باشند با آنها حرف بزنند و گفتوگو کنند.
🔸تنها فرق آنها با مردم عادی مسؤولیت آنهاست.
🔸البته حالا که یک سوزن به مسئولان زدیم بهتر است یک جوالدوز هم به خودمان بزنیم. مردم هلند، مالیات میدهند. سعی میکنند تا آنجا که میشود قانون را رعایت کنند. در کار خود کم کاری نکنند و در بسیاری از مواقع دروغ نگویند.
🔸به خدا که نخست وزیر و مردم هلند از کره مریخ نیامدهاند. ما هم میتوانیم این سبک زندگی آنها یعنی قانونمندی و مسئولیت پذیری را از آنها بیاموزیم و به کار ببریم. به همین سادگی.
#مصطفی_داننده
معمولی بودن!
معمولی بودن در زندگی، میتواند سخت ترین وضعیت ممکن باشد.
مثلا؛
شاگرد معمولی بودن، قیافه معمولی داشتن، دونده معمولی بودن، نقاش معمولی بودن، دانشجوی معمولی بودن، نویسنده معمولی بودن، معمولی ساز زدن، معمولی مهمانی دادن، فرزند معمولی داشتن...
منظورم از "معمولی" همان است که عالی و ایده آل و منحصر به فرد و کمیاب و در پشت ابرها نیست، بلکه همین جا، روی زمین، کنار ما، فراوان و بسیار هست.
فرهنگ ایده آل گرایی تیغ دولبه ای است که هم انگیزه ایست مثبت برای پیشرفت و هم می تواند شوق و ذوق فراوان آدمهای معمولی را شهید کند.
من مثلا بعد از سالها با علاقه نقاشی کشیدن، روزی که فهمیدم در نقاشی خیلی معمولی ام برای همیشه نقاشی را کنار گذاشتم. این کنار کشیدن زمانی بود که همکلاسی دبیرستانم، در عرض دو دقیقه با مداد بی جانش، چهره معلم مان را کوبید...
کنار طرحی که من بیست دقیقه طول کشیده بود تا دزدکی در حاشیه جزوه از او بکشم.
حقیقت این است که دوستم در نقاشی یک نابغه بود و تمرین و پیگیری من خیلی با نبوغ او فاصله داشت و من لذت نقاشی کشیدن را از خودم گرفتم تا خفت معمولی بودن را تحمل نکنم.
آن روزها آنقدر ضعیف بودم که با شاخص های "ترین" زندگی کرده و خود را مقایسه می کردم. و این ترین بودن آدم را ضعیف و شکننده می کند.
شاید همه آدم ها اینطور نباشند. من اما، همیشه در درونم یک سوپر انسان داشته ام که می خواست اگر دست به گچ بزند، آن گچ حتماً بایستی طلا شود. یک توانای مطلق که در هیچ کاری حق معمولی بودن را ندارد.
اما امروز فهمیده ام که معمولی بودن شجاعت می خواهد. آدم اگر یاد بگیرد معمولی باشد نه نقاشی را میگذارد کنار، نه دماغش اگر معمولی است را عمل می کند، نه غصه می خورد که ماشینش معمولی است، نه حق غذا خوردن در یک سری از رستوران های معمولی را از خودش میگیرد، نه حق لبخند زدن به یک سری آدم ها را، نه حق پوشیدن یک سری لباس ها را.
حقیقت این است که "ترین" ها همیشه در هراس زندگی می کنند. هراس هبوط (سقوط) در لایه آدم های "معمولی". و این هراس می تواند حتی لذت زندگی، نوشتن، درس خواندن، نقاشی کشیدن، ساز زدن، خوردن، نوشیدن و پوشیدن را از دماغشان دربیاورد.
تصمیم گرفته ام خودِ معمولی ام را پرورش دهم. نمی خواهم دیگر آدم ها مرا فقط با "ترین"هایم به رسمیت بشناسند. از حالا خودِ معمولی م را به معرض نمایش می گذارم و به خود معمولیم عشق می ورزم و به آدم ها هم اجازه دهم به من معمولی عشق بورزند.
#علی_شریفی
معمولی بودن در زندگی، میتواند سخت ترین وضعیت ممکن باشد.
مثلا؛
شاگرد معمولی بودن، قیافه معمولی داشتن، دونده معمولی بودن، نقاش معمولی بودن، دانشجوی معمولی بودن، نویسنده معمولی بودن، معمولی ساز زدن، معمولی مهمانی دادن، فرزند معمولی داشتن...
منظورم از "معمولی" همان است که عالی و ایده آل و منحصر به فرد و کمیاب و در پشت ابرها نیست، بلکه همین جا، روی زمین، کنار ما، فراوان و بسیار هست.
فرهنگ ایده آل گرایی تیغ دولبه ای است که هم انگیزه ایست مثبت برای پیشرفت و هم می تواند شوق و ذوق فراوان آدمهای معمولی را شهید کند.
من مثلا بعد از سالها با علاقه نقاشی کشیدن، روزی که فهمیدم در نقاشی خیلی معمولی ام برای همیشه نقاشی را کنار گذاشتم. این کنار کشیدن زمانی بود که همکلاسی دبیرستانم، در عرض دو دقیقه با مداد بی جانش، چهره معلم مان را کوبید...
کنار طرحی که من بیست دقیقه طول کشیده بود تا دزدکی در حاشیه جزوه از او بکشم.
حقیقت این است که دوستم در نقاشی یک نابغه بود و تمرین و پیگیری من خیلی با نبوغ او فاصله داشت و من لذت نقاشی کشیدن را از خودم گرفتم تا خفت معمولی بودن را تحمل نکنم.
آن روزها آنقدر ضعیف بودم که با شاخص های "ترین" زندگی کرده و خود را مقایسه می کردم. و این ترین بودن آدم را ضعیف و شکننده می کند.
شاید همه آدم ها اینطور نباشند. من اما، همیشه در درونم یک سوپر انسان داشته ام که می خواست اگر دست به گچ بزند، آن گچ حتماً بایستی طلا شود. یک توانای مطلق که در هیچ کاری حق معمولی بودن را ندارد.
اما امروز فهمیده ام که معمولی بودن شجاعت می خواهد. آدم اگر یاد بگیرد معمولی باشد نه نقاشی را میگذارد کنار، نه دماغش اگر معمولی است را عمل می کند، نه غصه می خورد که ماشینش معمولی است، نه حق غذا خوردن در یک سری از رستوران های معمولی را از خودش میگیرد، نه حق لبخند زدن به یک سری آدم ها را، نه حق پوشیدن یک سری لباس ها را.
حقیقت این است که "ترین" ها همیشه در هراس زندگی می کنند. هراس هبوط (سقوط) در لایه آدم های "معمولی". و این هراس می تواند حتی لذت زندگی، نوشتن، درس خواندن، نقاشی کشیدن، ساز زدن، خوردن، نوشیدن و پوشیدن را از دماغشان دربیاورد.
تصمیم گرفته ام خودِ معمولی ام را پرورش دهم. نمی خواهم دیگر آدم ها مرا فقط با "ترین"هایم به رسمیت بشناسند. از حالا خودِ معمولی م را به معرض نمایش می گذارم و به خود معمولیم عشق می ورزم و به آدم ها هم اجازه دهم به من معمولی عشق بورزند.
#علی_شریفی
🌾🌱🌾🌱🌾🌱
درس مدیریتی پرواز فوتبال ایران
✍🏻علی دادپی
✏️دوباره بازی ایران با اسپانیا را دیدم.
یاد فیلم «هر یکشنبهای که باشه» افتادم. فیلمی با بازی الپاچینو در نقش یک مربی کهنه کار فوتبال آمریکایی که تیمش با مشکلاتی زیادی دست و پنجه نرم میکنه. از یک طرف باید اثر سیاسی تیمش را روی مردم شهر میامی، در نظر داشته باشه، از یک طرف مالک تیم را راضی نگهداره و از یک طرف با جاه طلبیهای بازیکنانش کنار بیاید.
✏️فیلم بدی نیست ولی صحنه جالبش برای من صحبت الپاچینو با تیمش هست قبل از بازی و در رختکن. طبیعیه که این ها تخیلی هستند ولی خیلی از واژهها در دنیای واقعی هم گفته میشوند و کاملا واقعی هستند:
«... می دونید وقتی پیر میشید شروع میکنید به از دست دادن. این یه بخشی از زندگیه ولی وقتی متوجهش میشید که پیر شدید و از دست دادن شروع شده. میفهمید که زندگی یک بازی میلی مترهاست. فوتبال هم همینطوره. برای اینکه در هر کدوم از این بازیها فوتبال یا زندگی جا برای خطا خیلی کمه. یعنی نیم قدم دیر یا زود باعث میشه که به موقع نرسید. نیم ثانیه دیر یا زود توپ را نمیگیرید و از دست میدهید. در هر بازی، در هر دقیقهاش، در هر ثانیهاش میلی مترهایی هستند که ما لازمشون داریم. در این تیم ما برای هر میلی متر میجنگیم، خودمون رو و همه دور و بریهامون رو پاره میکنیم تا آن میلی متر را به چنگ بیاوریم. برای اینکه ما میدونیم وقتی این میلی مترها را جمع میکنیم مجموعشون فرق بین باختن و بردن است، فرق بین مردن و زندگی کردن. ... »
✏️وقتی بازی را نگاه کردم دیدم تیم ما خیلی در جمع کردن این میلی مترها خوب شده است. ولی این راحت بدست نیامده است. این میلی مترها را از چنگ آدمهایی درآورده که منافع خودشان را به تیم ترجیح دادهاند، کسانیکه با جنجال آفرینی همیشه دنبال باجگیری از هر مربی بودهاند که جرات کرده است رهبری تیم را بدست بگیرد یا با طلبکاری عملکرد مربی را ضعیف نشان دادهاند. این میلی مترها را علیرغم تضادها و تناقضها جمع شدهاند و علیرغم آدمهایی که هر فرصتی میخواهند نگاه و دعواهای خود را به همه تحمیل کنند. واقعا خسته نباشید دارد. کیروش و تک تک بازیکنان قابل انتقادند ولی نتیجه بهتر و بهتر شده است.
✏️۲۰ سال پیش رفتن به جام جهانی دستاورد بود. امروز به اسپانیا گل زدهایم که آفساید اعلام شده است و همه دنیای ورزش که فکر میکردند اسپانیا ۶ گل میزند میگویند حداقل تساوی حق ایران بود. شاید اگر شوت انصاری فرد ۵ میلی متر به راست رفته بود یا ضربه سر طارمی دو سانت پایینتر آمده بود الان از برد غیرمنتظره یا تساوی هم حرف میزدیم.
✏️اینها را گفتم که بگویم همه جا باید دنبال این میلیمترها بود تا به هدف رسید. اینها را باید جمع کرد تا بشوند ضربه پشت ۱۸ قدم یا سانتر گل یا پاس به موقع. چقدر خوب است که این روزها میتوانیم تجربه فوتبال را جلوی خودمان بگذاریم تا درس بگیریم و الگویی داشته باشیم. یادمان باشد باید برای میلیمترها جنگید.
#علی_دادپی
درس مدیریتی پرواز فوتبال ایران
✍🏻علی دادپی
✏️دوباره بازی ایران با اسپانیا را دیدم.
یاد فیلم «هر یکشنبهای که باشه» افتادم. فیلمی با بازی الپاچینو در نقش یک مربی کهنه کار فوتبال آمریکایی که تیمش با مشکلاتی زیادی دست و پنجه نرم میکنه. از یک طرف باید اثر سیاسی تیمش را روی مردم شهر میامی، در نظر داشته باشه، از یک طرف مالک تیم را راضی نگهداره و از یک طرف با جاه طلبیهای بازیکنانش کنار بیاید.
✏️فیلم بدی نیست ولی صحنه جالبش برای من صحبت الپاچینو با تیمش هست قبل از بازی و در رختکن. طبیعیه که این ها تخیلی هستند ولی خیلی از واژهها در دنیای واقعی هم گفته میشوند و کاملا واقعی هستند:
«... می دونید وقتی پیر میشید شروع میکنید به از دست دادن. این یه بخشی از زندگیه ولی وقتی متوجهش میشید که پیر شدید و از دست دادن شروع شده. میفهمید که زندگی یک بازی میلی مترهاست. فوتبال هم همینطوره. برای اینکه در هر کدوم از این بازیها فوتبال یا زندگی جا برای خطا خیلی کمه. یعنی نیم قدم دیر یا زود باعث میشه که به موقع نرسید. نیم ثانیه دیر یا زود توپ را نمیگیرید و از دست میدهید. در هر بازی، در هر دقیقهاش، در هر ثانیهاش میلی مترهایی هستند که ما لازمشون داریم. در این تیم ما برای هر میلی متر میجنگیم، خودمون رو و همه دور و بریهامون رو پاره میکنیم تا آن میلی متر را به چنگ بیاوریم. برای اینکه ما میدونیم وقتی این میلی مترها را جمع میکنیم مجموعشون فرق بین باختن و بردن است، فرق بین مردن و زندگی کردن. ... »
✏️وقتی بازی را نگاه کردم دیدم تیم ما خیلی در جمع کردن این میلی مترها خوب شده است. ولی این راحت بدست نیامده است. این میلی مترها را از چنگ آدمهایی درآورده که منافع خودشان را به تیم ترجیح دادهاند، کسانیکه با جنجال آفرینی همیشه دنبال باجگیری از هر مربی بودهاند که جرات کرده است رهبری تیم را بدست بگیرد یا با طلبکاری عملکرد مربی را ضعیف نشان دادهاند. این میلی مترها را علیرغم تضادها و تناقضها جمع شدهاند و علیرغم آدمهایی که هر فرصتی میخواهند نگاه و دعواهای خود را به همه تحمیل کنند. واقعا خسته نباشید دارد. کیروش و تک تک بازیکنان قابل انتقادند ولی نتیجه بهتر و بهتر شده است.
✏️۲۰ سال پیش رفتن به جام جهانی دستاورد بود. امروز به اسپانیا گل زدهایم که آفساید اعلام شده است و همه دنیای ورزش که فکر میکردند اسپانیا ۶ گل میزند میگویند حداقل تساوی حق ایران بود. شاید اگر شوت انصاری فرد ۵ میلی متر به راست رفته بود یا ضربه سر طارمی دو سانت پایینتر آمده بود الان از برد غیرمنتظره یا تساوی هم حرف میزدیم.
✏️اینها را گفتم که بگویم همه جا باید دنبال این میلیمترها بود تا به هدف رسید. اینها را باید جمع کرد تا بشوند ضربه پشت ۱۸ قدم یا سانتر گل یا پاس به موقع. چقدر خوب است که این روزها میتوانیم تجربه فوتبال را جلوی خودمان بگذاریم تا درس بگیریم و الگویی داشته باشیم. یادمان باشد باید برای میلیمترها جنگید.
#علی_دادپی
🍃🌱🍃🌱🍃🌱
پدیده رانت و فساد در مدیریت شهری: گزارش اولین نشست ارائه پژوهشهای شهری در زمینه سنجش و مبارزه با فساد در مدیریت شهری
در اولین نشست ارائه پژوهشهای شهری، پژوهشگران دانشگاهی و مدیران میدانی مبارزه با فساد، با میزبانی مرکز مطالعات شهر تهران و شورای اسلامی شهر تهران، دادههای مهم علمی و عملی را در خصوص پدیده رانت و فساد در مدیریت شهری در اختیار افکار عمومی گذاشتند.
این نشست روز چهارشنبه ۶ تیرماه از ساعت ۱۶ در سالن شیبانی شورای اسلامی شهر تهران با حضور اصحاب رسانه،محققان علاقه مند، کارشناسان مسائل شهری و تعدادی از شهروندان علاقمند به آینده تهران تشکیل گردید.
موضوع مبارزه با فساد و شفافسازی امور در شهرداری شیشهای از شعارهای مدیریت شهری کنونی کلانشهر تهران بوده و شهروندانی که فساد در شهرداری را یکی از معضلات بزرگ این سازمان تلقی میکردند در صددند تا راهکارها و برنامههای مجموعه مدیریت شهری به این منظور را شناخته و نتایج آن را ببیند. بر همین اساس هدف نشست مذکور پاسخ به پرسشهای زیر بوده است:سطح فساد و تخلف اداری در شهرداری تهران چه میزان است و علت این که به طور معمول شهرداریها در رتبههای نخست در این خصوص قرار دارند چیست؟ سنجش علمی پدیده فساد در شهرداری تهران چگونه ممکن است و چگونه با تداوم سنجش فساد میتوان با آن مقابله کرد؟ عوامل اصلی بروز فساد اداری در مجموعه شهرداری چیست و مقابله با کدام یک از آنها میتواند تأثیرات سریعتر و عمیقتر در ارتقاء سلامت برجای بگذارد؟
به گزارش روابط عمومی مرکز مطالعات و برنامهریزی شهر تهران جوادی یگانه از کاهش 11 درصدی درخواست رشوه در دوره جدید مدیریت شهری و جبیبزاده از تأکید شورا بر تعیین تکلیف 1300 ملک واگذار شده در مدیریت شهری گذشته و رسانهای کردن ابعاد آن خبر دادند. در ادامه این جلسه دکتر حسن عابدی جعفری رئیس انجمن علمی مدیریت رفتار سازمانی و رئیس هیات مدیره مرکز غیر دولتی توسعه فرآگیر سلامت اداری، مجری طرح سنجش فساد در شهرداری تهران و حامد رحمانی، مجری طرح بررسی الگوهای حکمرانی مبارزه با فساد در شهرداریها به بیان نتایج پژوهشهای خود پرداختند.
ادامه خبر در سایت انجمن علمی مدیریت رفتار سازمانی
https://www.iaobm.ir/news/31960
پدیده رانت و فساد در مدیریت شهری: گزارش اولین نشست ارائه پژوهشهای شهری در زمینه سنجش و مبارزه با فساد در مدیریت شهری
در اولین نشست ارائه پژوهشهای شهری، پژوهشگران دانشگاهی و مدیران میدانی مبارزه با فساد، با میزبانی مرکز مطالعات شهر تهران و شورای اسلامی شهر تهران، دادههای مهم علمی و عملی را در خصوص پدیده رانت و فساد در مدیریت شهری در اختیار افکار عمومی گذاشتند.
این نشست روز چهارشنبه ۶ تیرماه از ساعت ۱۶ در سالن شیبانی شورای اسلامی شهر تهران با حضور اصحاب رسانه،محققان علاقه مند، کارشناسان مسائل شهری و تعدادی از شهروندان علاقمند به آینده تهران تشکیل گردید.
موضوع مبارزه با فساد و شفافسازی امور در شهرداری شیشهای از شعارهای مدیریت شهری کنونی کلانشهر تهران بوده و شهروندانی که فساد در شهرداری را یکی از معضلات بزرگ این سازمان تلقی میکردند در صددند تا راهکارها و برنامههای مجموعه مدیریت شهری به این منظور را شناخته و نتایج آن را ببیند. بر همین اساس هدف نشست مذکور پاسخ به پرسشهای زیر بوده است:سطح فساد و تخلف اداری در شهرداری تهران چه میزان است و علت این که به طور معمول شهرداریها در رتبههای نخست در این خصوص قرار دارند چیست؟ سنجش علمی پدیده فساد در شهرداری تهران چگونه ممکن است و چگونه با تداوم سنجش فساد میتوان با آن مقابله کرد؟ عوامل اصلی بروز فساد اداری در مجموعه شهرداری چیست و مقابله با کدام یک از آنها میتواند تأثیرات سریعتر و عمیقتر در ارتقاء سلامت برجای بگذارد؟
به گزارش روابط عمومی مرکز مطالعات و برنامهریزی شهر تهران جوادی یگانه از کاهش 11 درصدی درخواست رشوه در دوره جدید مدیریت شهری و جبیبزاده از تأکید شورا بر تعیین تکلیف 1300 ملک واگذار شده در مدیریت شهری گذشته و رسانهای کردن ابعاد آن خبر دادند. در ادامه این جلسه دکتر حسن عابدی جعفری رئیس انجمن علمی مدیریت رفتار سازمانی و رئیس هیات مدیره مرکز غیر دولتی توسعه فرآگیر سلامت اداری، مجری طرح سنجش فساد در شهرداری تهران و حامد رحمانی، مجری طرح بررسی الگوهای حکمرانی مبارزه با فساد در شهرداریها به بیان نتایج پژوهشهای خود پرداختند.
ادامه خبر در سایت انجمن علمی مدیریت رفتار سازمانی
https://www.iaobm.ir/news/31960
Forwarded from دکتر شیری
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🌸🍃🌸🍃🌸🍃
"باسمه تعالی"
اعضای محترم انجمن، فرهیختگان گرامی
کارگروه مرزهای دانش انجمن مدیریت رفتار سازمانی اولین نشست هم اندیشی خود را برگزار میکند
عنوان هم اندیشی :
سازمان های طلایه دار
High Performing Organizations
ارائه کنندگان :
1_ دکتر محمد ابراهیم سنجقی _ استاد دانشگاه صنعتی مالک اشتر
2_ سرکار خانم مهندس نیلوفرچیت ساز _ دانشجوی MBA دانشگاه صنعتی مالک اشتر
محل برگزاری :
تهران - بزرگراه شهید بابایی - لویزان - خیابان شعبانلو- دانشگاه صنعتی مالک اشتر
تاریخ برگزاری :
6 مرداد ماه 1397 ، ساعت 8 الی 10 صبح
"باسمه تعالی"
اعضای محترم انجمن، فرهیختگان گرامی
کارگروه مرزهای دانش انجمن مدیریت رفتار سازمانی اولین نشست هم اندیشی خود را برگزار میکند
عنوان هم اندیشی :
سازمان های طلایه دار
High Performing Organizations
ارائه کنندگان :
1_ دکتر محمد ابراهیم سنجقی _ استاد دانشگاه صنعتی مالک اشتر
2_ سرکار خانم مهندس نیلوفرچیت ساز _ دانشجوی MBA دانشگاه صنعتی مالک اشتر
محل برگزاری :
تهران - بزرگراه شهید بابایی - لویزان - خیابان شعبانلو- دانشگاه صنعتی مالک اشتر
تاریخ برگزاری :
6 مرداد ماه 1397 ، ساعت 8 الی 10 صبح
🍃🌸
برگزاری نشست علمی تخصصی " چشمانداز سیاست خارجی ترامپ در برابر ایران و تحریمها " به تاریخ 23 مرداد ماه 97
🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼
در ابتدای نشست دکتر عابدی جعفری ضمن خیر مقدم به حاضران در نشست، به بیان اهمیت موضوع و دلایل پرداختن به مسئله تحریم های آمریکا علیه ایران توسط انجمن علمی مدیریت رفتاری پرداختند و عنوان نمودند که سلسله نشست هایی در این باره توسط انجمن در حیطه های رفتاری برگزار خواهد شد و این جلسه اولین نشست از برنامه های آتی انجمن جهت بررسی موضوع می باشد.
سخنران اول نشست، جناب آقای دکتر محمود یزدان فام، در رابطه با جنبه های رفتاری و شخصیتی ترامپ و اینکه وی نماینده کدام جریان داخلی آمریکا است توضیحاتی را ایراد نمودند و سپس راهبردهای آمریکا در برابر ایران را تبیین کردند. در ادامه به سری راهبردهای بین الملی و منطقه ای آمریکا علیه ایران اشاره ای داشتند. در انتها نیز به موضع ایران و راهکار مناسب برخورد با این وضعیت پرداختند.
در ادامه جناب آقای دکتر وحید نوری ضمن تشکر از انجمن علمی مدیریت رفتار به دلیل فراهم نمودن فرصتی برای تحلیل و نگاه بین رشته ای به مسئله تحریم، در قالب سه محور عمده به بررسی وضع موجود پرداختند. ایشان در محور اول چگونگی خروج آمریکا و ارائه بسته پیشنهادی اروپا برای حفظ برجام را بررسی نمودند و در محور دوم به ناکارآمدی بسته اروپا پرداختند و راه کارهای دور زدن تحریم و ریسک های آن را مطرح کردند. دکتر نوری در محور سوم پیوندهای بین موضوعات سازمانی و رفتاری را در فضای تحریم تبیین نمودند و به نوع یادگیری انطباق پذیری در شرایط تحریم پرداختند.
در قسمت اخر بحث حاضران در نشست پرسش هایی در رابطه با موضوع را مطرح نمودند و سپس اساتید هر یک با توجه به موضوع اختصاصی خود به پاسخ گویی سوالات پرداختند.
🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱
تصاویر ثبت شده از این مراسم
برگزاری نشست علمی تخصصی " چشمانداز سیاست خارجی ترامپ در برابر ایران و تحریمها " به تاریخ 23 مرداد ماه 97
🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼
در ابتدای نشست دکتر عابدی جعفری ضمن خیر مقدم به حاضران در نشست، به بیان اهمیت موضوع و دلایل پرداختن به مسئله تحریم های آمریکا علیه ایران توسط انجمن علمی مدیریت رفتاری پرداختند و عنوان نمودند که سلسله نشست هایی در این باره توسط انجمن در حیطه های رفتاری برگزار خواهد شد و این جلسه اولین نشست از برنامه های آتی انجمن جهت بررسی موضوع می باشد.
سخنران اول نشست، جناب آقای دکتر محمود یزدان فام، در رابطه با جنبه های رفتاری و شخصیتی ترامپ و اینکه وی نماینده کدام جریان داخلی آمریکا است توضیحاتی را ایراد نمودند و سپس راهبردهای آمریکا در برابر ایران را تبیین کردند. در ادامه به سری راهبردهای بین الملی و منطقه ای آمریکا علیه ایران اشاره ای داشتند. در انتها نیز به موضع ایران و راهکار مناسب برخورد با این وضعیت پرداختند.
در ادامه جناب آقای دکتر وحید نوری ضمن تشکر از انجمن علمی مدیریت رفتار به دلیل فراهم نمودن فرصتی برای تحلیل و نگاه بین رشته ای به مسئله تحریم، در قالب سه محور عمده به بررسی وضع موجود پرداختند. ایشان در محور اول چگونگی خروج آمریکا و ارائه بسته پیشنهادی اروپا برای حفظ برجام را بررسی نمودند و در محور دوم به ناکارآمدی بسته اروپا پرداختند و راه کارهای دور زدن تحریم و ریسک های آن را مطرح کردند. دکتر نوری در محور سوم پیوندهای بین موضوعات سازمانی و رفتاری را در فضای تحریم تبیین نمودند و به نوع یادگیری انطباق پذیری در شرایط تحریم پرداختند.
در قسمت اخر بحث حاضران در نشست پرسش هایی در رابطه با موضوع را مطرح نمودند و سپس اساتید هر یک با توجه به موضوع اختصاصی خود به پاسخ گویی سوالات پرداختند.
🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱
تصاویر ثبت شده از این مراسم