| پنجه‌نامه: تاریخ و خاطره |
1.19K subscribers
672 photos
15 videos
56 files
908 links
Download Telegram
خاطرات
احمد پژمان
خاطرات
ساخته احمد پژمان
آلبوم خاطرات فردا
https://t.iss.one/qadahha
فردا - آلبوم خاطرات فردا
احمد پژمان
فردا،
ساخته احمد پژمان
آلبوم خاطرات فردا
https://t.iss.one/qadahha
2
📕 اسماعیل چنگیزی اردهایی، تاریخ روابط ایران و مصر در دوره ایلخانان،  انتشارات جهاد دانشگاهی البرز، ۱۴۰۴.

#تازه_ها
#ممالیک #ایلخانان
#تاریخ_روابط_خارجی_ایران_و_مصر

🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
👍2
🔴 فراخوان ارسال مقاله 🔴

🟣  فصلنامه علمی_ پژوهشی مسکویه وابسته به گروه تاریخ و باستان شناسی دانشگاه آزاد اسلامی؛ از استادان، دانشجویان و پژوهشگران گرامی دعوت می کند مقالات علمی خود را برای انتشارات به این مجله ارسال فرمایند.
همچنین خاطر نشان می شود رعایت قالب نگارش و شیوه ارجاع دهی بر اساس راهنمای فصلنامه ضروری است.
مقالات ارسالی نباید پیشتر چاپ یا همزمان برای مجلات دیگر ارسال شده باشد.
لطفا اًثار پژوهشی را به نشانی زیر ارسال فرمایید
https://sanad.iau.ir/journal/mosk
با تجدید احترام
سردبیر فصلنامه مسکویه
محبوبه شرفی

🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
👍3
🟢
فدراسیون چوگان در اقدامی پسندیده و جالب‌توجه لیگ چوگان امسال را به یاد زنده‌یاد استاد آذرتاش آذرنوش، استاد دانشمند و نامدار دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه تهران که سوارکار و چوگان‌باز حرفه‌ای نیز بود، برگزار کرده است.
در بَرنوشته‌ای که در کنار زمین بازی نصب شده از ایشان به عنوان «چهره ماندگار در ادبیات عرب» یاده شده که البته درست است، اما بهتر بود که در اینجا از ایشان به عنوان پیشکسوت در چوگان‌بازی و مولف کتاب تاریخ چوگان یاد می‌شد تا برای بینندهٔ ناآگاه روشن شود که چرا این بازی‌ها به یاد او برگزار می‌شود
.

🟢

🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
13🔥3👍2
| پنجه‌نامه: تاریخ و خاطره |
Photo
کاندیداتوری سعید نفیسی برای نمایندگی از دماوند و فیروزکوه

از اسناد کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران

🆔 t.iss.one/UT_Central_Library

🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
5🔥2🤣1
دیشب محدث [ارموی، شوهر خواهر جلال آل‌احمد] تلفن می‌کرد که در تحویل و تحول نسخ خطی کتابخانه ملی که مسئولش بوده و حالا دارد منتقل می‌شود و می‌رود به دانشکده شنگول و منگول* ... .



📕 بخشی از یادداشت روز دوشنبه اول بهمن ۱۳۳۵، در یادداشت‌های روزانه جلال آل‌احمد، ۱/ ۱۶۰.

* دانشکده معقول و منقول [علوم عقلی و نقلی] دانشگاه تهران که در ۱۳۴۴ نامش را به الهیات و معارف اسلامی تغییر دادند.

🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
🔥1
یکشنبه گذشته در آن مجلس احمقانه که گود زورخانه هشترودی و فردید شده است و انوار احمق هم کنار گود نشسته لنگش بکن می‌گوید، عصبانی شدم، حسابی هم. و نیم‌ساعتی حرف زدم و پوست فردید بیچاره را کندم و بعد هم مثل سگ پشیمان شدم. چنان پوستش را کندم که اگر اهلش بود سم‌ّالفار [مرگ موش] می‌خورد و همان شب خودش را خلاص می‌کرد. کلافه‌مان کرد. هی از شعر حافظ و تطبیق آن با اباطیل هیدگر و کی‌یر کگارد حرف زد. درست مثل آخوند حسینعلی‌های پشم‌چالی! که معشوق چهارده ساله را قرآن می‌دانند و از این مزخرفات!



📘 جلال آل‌احمد، بخشی از یادداشت روز چهارشنبه ۱۰ بهمن ۱۳۳۵، در یادداشت‌های روزانه جلال آل‌احمد، ۱/ ۱۶۰.

#احمد_فردید #محسن_هشترودی
#عبدالله_انوار

🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
👍75🥴3😁1😐1
📕 "Hz. İmam Hüseyin bir Türk'tür"

کتابی به زبان ترکی از پروفسوری ترکیه‌ای با عنوان: حضرت امام حسین یک ترک است/ بود! 😳
گویا در ۱۹۹۰ چاپ شده است.

🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
🤣10😁9😐31
▪️مباحثه بر سر تاریخ مدرسه‌ای [ برشی از کتاب آموزش و یادگیری تاریخ]

در ایالات متحده، مباحثه دربارۀ تاریخ در درسگانِ مدارسْ بخشی از یک اقدام گسترده‌تر آموزشی، با هدف تثبیت استانداردهای ملی بود. دولتِ جورج بوش که از انحطاط ظاهری در دستاوردهای آموزشی وحشت‌زده شده بود، طرحی برای تمهید چارچوب‌های ملی در چند رشتهٔ درسی آغاز کرد. مورخان دانشگاهی خود نیز دربارۀ اقدام مدارس برای جایگزینی یا تلفیق تاریخ ظاهراً از مدافتاده با مطالعات اجتماعیِ به اصطلاح به درد بخورتر، نگران بودند. این دغدغه‌ها در داستان ترسناک مألوفی دربارۀ غفلت‌زدگی نسل جوان به اوج خود رسید، داستانی دربارهٔ ناتوانی جوانان هفده سالهٔ آمریکایی در پاسخ به این پرسش که جنگ داخلی امریکا در کدام دهه رخ داد. مجموعه‌های دانشگاهی از جمله انجمن تاریخ آمریکا و سازمان مورخان امریکایی، برای دفاع از رشتهٔ خویش به تکاپو افتادند و از تشکیل چند پویش، مانند اتحادیه مدرسان تاریخ و تأسیس یک کانون دانشگاهی به نام مرکز ملی تاریخ در مدارس (NCHS) در دانشگاه کالیفرنیا حمایت مالی کردند. این مرکز مأموریت یافت تا بر طرحی که از حمایت ایالت‌ها برخوردار بود و قرار بود استانداردهایی برای رشتهٔ تاریخ تهیه کند نظارت داشته باشد.
مرکز ملی تاریخ در مدارس برای تدوین دستورالعمل‌هایی مبنی بر اینکه استانداردهای مزبور باید متضمن چه چیزهایی باشند، پژوهشی دامنه‌دار و اقداماتی مشاوره‌ای در پیش گرفت که شامل مجموعهٔ وسیعی از آموزگاران تاریخ در آموزش عالی و مدارس بود. پرواضح است که اختلافاتی میان اعضای این هیئت وجود داشت که بازتاب مشاجرات وسیع‌تر اوایل دههٔ نود در درونِ رشته تاریخ بود. در هیئت ناظر بر تاریخ آمریکا، تنش‌ها حول این مسئله می‌چرخید که درسگان مدارس باید بیشتر نمایانگر چشم‌اندازی متنوع و چندفرهنگی باشد، یا نمایندۀ دیدگاهی تمامیت‌خواه و مبتنی بر میراث مشترک. معضل مشابهی پیش روی هیئت تاریخ جهان قرار داشت مبنی بر اینکه آیا رویکرد مألوف باید اروپامحورانه و مبتنی بر تمدن غرب باشد، یا باید نوعی تاریخ دامنه‌دار و جهانی را در دستور کار قرار داد؛ البته کارورزان هیئت‌ها در این مورد توافق داشتند که تدریس در تاریخ باید موجب تفسیر و تحلیل هوشمندانه و قضاوت انتقادی شود و به منظور کمک به تفهیم این مهارت‌ها، چارچوبی متشکل از پنج  استاندارد برای تفکر تاریخی ترسیم کردند که از عناصر زیر تشکیل می‌شد:
▪️تفکر گاه‌شناختی،
▪️ درک تاریخی،
▪️تحلیل و تفسیر تاریخی،
▪️مهارت‌های پژوهشی در تاریخ
▪️تحلیل مسئله و تصمیم‌گیری تاریخی.
نمونه‌های درسی بسیاری تهیه شد تا به آموزگاران نشان دهد چگونه استانداردهای مزبور را در عمل رعایت کنند.
با این حال، مباحثه میان کارورزان مزبور تحت‌الشعاع طوفان سیاسی و هیجانات رسانه‌ای قرار گرفت که به سرعت استانداردهای مورد نظر را در نوردید. با وجود آنکه سازمان اوقاف عمومی برای علوم انسانی در ابتدا یکی از حامیان اصلی مرکز ملی تاریخ در مورد استانداردهای تاریخ بود، اما لین چنی، یکی از اعضای اوقاف، چند روز پیش از انتشار فهرست استانداردها حمله‌ای شدید علیه ایـن مـرکـز بـه راه انداخت. چهره‌های دیگری که عمدتاً جمهوری‌خواه بودند، الگوهای تدریس (هر چند نه خود استانداردها) را تخطئه کردند، آن هم ظاهراً به سبب، نهادینه سازی نزاکت سیاسی در این نمونه‌ها و ماهیت ضدامریکایی و اساساً غیر تاریخی آن‌ها. در واشینگتن دی‌سی، قطعنامه‌ای با «موافقت اعضای سنا» ترتیب داده شد تا این استانداردها و همۀ آن چیزهایی که نمایندهٔ آن بود محکوم شود. برای نجاتِ بخشی از این طرح یک هیئت بازبینی تشکیل شد تا برخی توصیه‌ها را بررسی کند، مخصوصاً توصیه‌هایی که خواسته بودند هزاران نمونۀ درسی که بیشترین نقش را در ایجاد مناقشه داشتند حذف شود‌. برخی ادعا کرده‌اند یکی از مدیران پروژه استانداردهای ملی اذعان کرده که احتمالاً تلاشی برای جبران عدم توازن تاریخی در میان بوده است. زمانی که نسخۀ بازبینی‌شدۀ استانداردها نوشته شد، علاقه رسانه‌ها به این موضوع کمرنگ شده بود، اما بسیاری از ایالت ها نمی‌خواستند خطر بـه راه انداختن مناقشهٔ سیاسی در سطح محلی را - که حاصل عملی کردنِ صریح این استانداردها بود ـ به جان بخرند. 

📗جف تیمینز، کیت ورنون و کریستین کینیلی، آموزش و یادگیری تاریخ، ترجمهٔ محمد غفوری، تهران: سمت، ۱۳۹۸، ۳۲- ۳۴.

*ارجاع‌های درون متن حذف شده است.

🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
👍42👏1
Forwarded from شال‌تله (عباس زندباف نشاط)
مسئول بخش مبارزه با التقاط واحد اطلاعات سپاه:

من و خیلی از بچه‌ها کلاً چندان با زندان موافق نبودیم. می‌گفتیم یا طرف محارب است که باید کشته شود یا به حدی از بریدن رسیده است که باید برگردد. در قضیه‌ی مرصاد اطلاعاتی به دست آمد که قرار است زندان محور و پایه‌ی شورش باشد. البته در قضایای قبل هم زندان یک محور بود. به نظر من هیچ توجیهی نداشت. اگر کسی توبه می‌کرد و بریده بود باید آزاد شود ولی کسی که هم‌چنان در موضع سازمان بود واقعاً نگه داشتنش اشتباه استراتژیک بود... به نظرم یکی از بهترین حرکت‌هایی که شد این بود که یک عده آدم‌های محاربی که می‌توانستند تا سال‌های سال و حتی تا امروز مسئله ایجاد کنند اعدام شوند... توجیهی نداشت یکی صاف بایستد و بگوید من می‌خواهم نظام را براندازی کنم و شما نگهش بدارید...
صص116-117
😱4👍1🤯1🤬1
✳️ نظامات‌خوانی ۹۷
ویرانه

تغییر نام دهکده ویرانه به شاه‌پسند

☑️ بعد از انقلاب، «شاه‌پسند» دوباره «ویرانه» شد، اما مصوبه آن را پیدا نکردیم.

Website: nezamat.ir
Telegram: @nezamat_ir

▪️گوگل کردم دیدم پس از انقلاب شده «وردانه». در تارنمای دماوندم آرزوست بدون اشاره به «شاه‌پسند» به تغییر نام این روستا اشاره شده:

به گزارش نشریه دماوندم آرزوست، هیأت وزیران در نشست مورخ ۱۸ مردادماه سال ۱۳۶۶ بنا به پیشنهاد شماره ۱۱۶۷۷٫۱٫۵٫۵۳ مورخ ۱۹ اسفندماه سال ۱۳۶۵ وزارت کشور به استناد ماده ۱۳ قانون تعاریف و ضوابط‌ تقسیمات کشوری مصوب تیرماه سال ۱۳۶۲ مجلس شورای اسلامی در اجرای ماده ۳ قانون مذکور و تبصره‌های ذیل آن و ماده ۳۱ آیین‌نامه اجرایی آن تصویب‌ نمودند.
‌در شهرستان دماوند تابع استان تهران تعداد ۸ دهستان شامل روستاها، مزراع و مکان‌ها در محدوده جغرافیایی معین مطابق با کروکی و نقشه ۱٫۲۵۰٫۰۰۰ ضمیمه ‌که ممهور به مهر دفتر هیأت وزیران است.
بر این اساس، حوزه دهستان جمع‌آبرود به مرکزیت آبسرد مشتمل بر ۷۶ روستا، مزرعه و مکان به تصویب هیأت وزیران رسید که روستای #وردانه نیز در شماره ۷۲ این بخش دیده می‌شود.
در توضیحات این بخش آمده است: نام روستای ردیف ۷۲ دهستان فوق قبلاً #ویرانه بوده که بر اساس این تصویب‌نامه به #وردانه تغییر می‌یابد.
🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
👍2
| پنجه‌نامه: تاریخ و خاطره |
🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
📘 زنان زرخرید در عصر سه‌شنبه‌های بخارا

کتاب زنان زرخرید، بررسی وضعیت کنیزان در ایران، پژوهش فریبا کاظم‌نیا را که انتشارات تیسا چاپ کرده در عصر سه‌شنبه‌های بخارا نقد و بررسی خواهد شد. این نشست در ساعت پنج بعدازظهر سه‌شنبه بیست و دوم مهرماه ۱۴۰۴ با سخنرانی علی دهباشی، فریبا کاظم‌نیا، ابراهیم موسی‌پور بشلی، یونس فرهمند و معصومعلی پنجه در باغ موزه نگارستان برگزار خواهد شد.
کتاب زنان زرخرید کوششی است در راستای بازسازی بخشی از تاریخ اجتماعی ایران که در روایت‌های رسمی و نخبه‌گرایانه مغفول مانده است. نویسنده با بهره‌گیری از طیفی متنوع از منابع تاریخی، فقهی، ادبی و سفرنامه‌ها، وضعیت کنیزان را در ابعاد اقتصادی، حقوقی، اجتماعی و فرهنگی بررسی می‌کند و نشان می‌دهد که نهاد برده‌داری در ایران نه صرفاً پدیده‌ای حاشیه‌ای، بلکه ساختاری درهم‌تنیده با قدرت سیاسی، اقتصاد و نهادهای دینی و خانوادگی بوده است. این پژوهش با تأکید بر نقش کنیزان در بازتولید روابط سلطه و بازنمایی آنان به مثابه «کالا»، بر پیچیدگی تجربه زیسته این زنان فرودست صحه می‌گذارد و ابعادی چون آموزش، پیشه‌ها، جایگاه خانوادگی، امکان آزادی و هویت اجتماعی آنان را تحلیل می‌کند. بدین‌ترتیب، اثر حاضر در چارچوب تاریخ اجتماعی و مطالعات جنسیت، تلاشی است برای پر کردن خلأ پژوهشی در حوزه تاریخ زنان بی‌نام و نشان و آشکار ساختن سازوکارهای جنسیتی-طبقاتی در جامعه ایرانی پیشامدرن.

▪️میدان بهارستان، خیابان دانشسرا، خیابان شریعتمدار رفیع، باغ موزه نگارستان
سه‌شنبه، ۲۲ مهر ۱۴۰۴/ ساعت ۵ عصر

🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
10
🔴 جای خالی «تاریخ ایران» در دانشگاه ایرانی

جدول بالا دربردارندهٔ نام درس‌های عمومی الزامی است که یک دانشجوی کارشناسی باید آنها را بخواند و بگذراند. از این بگذریم که تدریس این تعداد درس معارف اسلامی تاکنون چه دستاوردی داشته است، امٌا در این جدول جای یک درس بسیار خالی است: تاریخ ایران!
در این زمانهٔ پرهیاهوی پرآشوب که جنگ روایت‌ها و رسانه‌ها به اوج خود رسیده، شایسته و بایسته است که به استادان تاریخ به‌ویژه به نسل نو دانش‌آموختگان باسواد و پژوهشگران خوش‌فکر این رشته این امکان داده شود که تاریخ ایران را با شیوه‌های علمی و دانشگاهی به نسل جوان بیاموزند.
🟢

🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
👏18👍52🔥2🤬2
چهارشنبه دوم مرداد[۱۳۳۶]- ۲۴ ژوئیه - ۱۰ بعدازظهر

این آخرین شبی است که در رم هستیم. عهدوعیال امروز حالش خوب نبود و خانه ماند. صبح من و محصص به پست کردن و خرید گذشت و عصر باز سیمین خانه ماند و من رفتم سراغ غریب و با هم رفتیم کلیسای فرانچسکن را دیدیم که آدمهای احمق سادیستی بوده‌اند. از استخوان بدن آدمی زینت سقف و در و دیوار ساخته‌اند، مثل گچ‌بری. احمق‌ها در هر مذهبی، میت آدمی مقدس است و باید از نظرها پنهان بماند یا سوخته شود یا از بین برود، اما این پدرسوخته‌ها آن را وسیله نمایش کرده‌اند و در و دیوار را با آن زینت داده‌اند. شش - هفت تا اطاق زیرزمین‌مانند را با این استخوان‌های مُرده زینت کرده بودند.
بعد هم رفتیم سراغ خانه‌ای که در میدان اسپانی هست و کیتس و شلی در آن زندگی می‌کرده‌اند، حیف که بسته بود. و بعد رفتیم کنار تیبر در یکی از این رستوران‌های متحرک قایق مانند کنار رودخانه و شراب با نان‌وپنیر خوردیم. شرابی بسیار عالی به لیتری ۱۶۰ لیر با نان‌و‌پنیری شبیه پنیر لیقوان خودمان و گوجه فرنگی، و سرشار و حنانه و غریب آواز خواندند و خودم هم. و حالمان خوش شد. و بودیم تا الآن و همه‌شان ما را به خانه رساندند و دم در خداحافظی کردیم و ماچ‌وبوسه و علیٌ. سرشار بسیار خوب می‌خواند. و یادی از ملک کردیم. گویا دلتنگی شروع شده، و مرا بگو که همه این اباطیل را در حال مستی می‌نویسم. چشمم درست کار نمی‌کند و دستم نیز و همین‌جوری روی غریزه می‌نویسم و گویا از خطم پیدا است که در حال مستی نوشته شده.
دیگر بس است. امشب باید حسابی بخوابیم تا فردا در قطار بیداری بکشیم
.

📘  یادداشت‌های روزانه جلال آل‌احمد، ۱/ ۲۲۱.

🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
👍5
▪️ راستش من هم چند ماه پیش که خواندن این یادداشت‌های جلال آل‌احمد را آغاز کردم،  در هر صفحه‌ای که این بدگویی‌ها و دشنام‌ها به بزرگان فرهنگ و هنر ایران را  می‌دیدم، بسیار ناراحت می‌شدم. اکنون که کم‌کم رسیده‌ام به میانه کتاب بر این حس غلبه کرده‌ام و دارم از خواندن کتاب بهره می‌برم. ای کاش از دیگر نویسندگان و دانشوران بزرگ معاصر نیز چنین روزنوشت‌هایی به جای مانده بود، حتی اگر پر از دشنام و بدگویی بود.

هنوز بر این نظرم که این یادداشت‌ها یکی از بهترین نمونه‌های ایرانی در گونه روزنوشت‌ها است و امیدوارم جلدهای بعدی آن نیز خیلی زود منتشر شود.

بزرگترین مشکل جلال «بی‌پولی» بوده؛ او در سرتاسر کتاب روزبه‌روز این را بازگویی می‌کند و از نداری ناله سر می‌دهد. این سخن شاید یاوه‌گویی شمرده شود، امٌا به‌نظرم اگر جلال در خانواده‌ای ثروتمند زاده می‌شد، ایرج افشار یا داریوش شایگان می‌شد! این دو بزرگ فرهنگ ایران، خوشبخت‌تربن انسان‌های ایرانی در قرن چهاردهم خورشیدی بودند!

▫️معصومعلی پنجه
۲۲ مهر ۱۴۰۴ | تهران [روزهای گرانی و بی‌پولی مردم ایران]

🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
👍195👎1👏1🤔1