| پنجه‌نامه: تاریخ و خاطره |
1.19K subscribers
672 photos
15 videos
56 files
908 links
Download Telegram
سگ لوند قزوینی

یکی از خوش‌طبعان محفل شاه عباس ماضی بود. روزی شاه موصوف برای شکار رفت و او را همراه نبرد. بعد مراجعت سگ لوند حاضر شد و از راه شکایت عرض کرد:


سحر آمدم به کویت به شکار رفته بودی
تو که سگ نبرده بودی، به چه کار رفته بودی؟


📕 رحم‌ علیخان ایمان، منتخب‌اللطایف، به‌کوشش حسین علیزاده و مهدی علیزاده، تهران، طهوری، ۱۳۸۶، ص ۳۳۵.

🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
👍5👌43😁1🤬1
▪️ پایه‌گذاران ایرانی آیین پررمزوراز دُروزیه

این دروزیان که این روزها نامشان بر سر زبان‌ها افتاده و در خبرها می‌آید، تاریخی سراسر رازآلود دارند. ده قرن پیش چند اسماعیلی‌مذهب ایرانی‌تبار این فرقه/ کیش را در مصر فاطمی پدید آوردند‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌؛ پسان‌تر باورهای آنها در شام گسترانده و اینجا به خانۀ اصلی آنها بدل شد.

هزار سال پیش، در دههٔ نخست سدهٔ پنجم هجری، سه مرد خراسانی-فرارودی‌تبار در قاهره و در سال‌های پایانی حکمرانی خلیفهٔ دیوانهٔ فاطمی الحاکم بامرالله (دورهٔ خلافت: ۳۸۶ - ۴۱۱) کیشی تازه را برساختند که پسان‌تر دَروزیّه/ دُروزیّه نامیده شد. این سه تن اینها بودند: حَسَن ‌بن حَیدره فَرْغانی (الاَخْرْم)، حَمْزَةِ بْنِ عَلیِ بْنِ اَحْمَدِ زوزَنی و مُحَمَّد بن اِسْماعیل دَرْزی/ دُرْزی/ دَرَزی (درزی یعنی خیاط)؛ اولی کمتر شناخته شده؛ دومی پایه‌گذار اصلی این آیین است و سومی نامش را در نام این فرقه به یادگار گذاشته (برخلاف دیدگاه خود دروزیان که خویش را «الموحدون» می‌نامیدند).

دورۀ الحاکم شاهد پیدایش و گسترش بعضی اندیشه‌های غلوآمیز در میان برخی از داعیان فاطمی دربارۀ قدرت و سجایای این خلیفه بود.  نخستین‌بار شخصی به نام حسن بن حَيْدَرَه فَرْعانی الاَخْرَم در سال ۴۰۸ق جنبشی را به قصد اعلام الوهیت (خدایی) حاکم سازمان داد، ولی چند ماهی بعد به قتل رسید.  دو سال بعد در ۴۱۰ﻫ. یکی از یاران الاَخْرَم به نام حَمزَة بن علی زَوزَنی بر الوهیت حاکم تأکید و در مسجد رَیدان شروع به تبلیغ مذهب جدید کرد. دیری نگذشت که رقیبی  به نام محمد بن اسماعیل دَرْزی (دُرْزى/ دَرَزی) پیدا کرد که بعداً مخالفان، در انتساب به وی این فرقه را دَروزیه (دُرْزیه/ دُروزیّه) نامیدند.  وی در واقع نخستین کسی بود که در ملا عام الوهیت الحاکم را اعلام کرد. گفته‌شده «درزی رساله‌ای نوشت و در آن مدعی شد که روح آدم به علی‌بن ابی‌طالب و روح علی‌بن ابی‌طالب نیز به الحاکم منتقل شده‌است». در پی ترویج این تفکرات غالیانه، شورش‌هاىی در مصر که بیشتر مردمانِ مسلمانش سنی و اندکی نیز اسماعیلی بودند، رخ داد و شماری از پیروان دَرزی کشته شدند.  دَرْزی به نحو مرموزی ناپدید و احتمالاً به فرمان الحاکم کشته شد و بار دیگر رهبری تبلیغ مذهب به حمزه رسید که سازمان دعوت نیرومندی برای تبلیغ و گسترش عقیدۀ جدید ترتیب داد.

حمزه که خود را «قائم الزمان» و «المنتقم من المشرکین بسیف مولانا الحاکم» می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌نامید، سازمان نیرومندی پدید آورد و داعیان بسیاری را به خدمت گرفت. او نامه‌های دعوتی به شهرها و شخصیت‌های مختلف فرستاد که ظاهراً با «بسم اللٰه الحاکم الرحمٰن الرحیم» آغاز می‌شد و این امر به کشته شدن عده‌ای از یاران او منجر شد که الحاکم چند تن از قاتلان را اعدام کرد. پس از مرگ پررمزوراز الحاکم در ۴۱۱ق، جانشین او الظاهر با حمزه و دعوت او مخالفت ورزید و در نتیجه او نیز در ۴۱۲ق پنهان شد و رهبری نهضت به یکی از شاگردانش به نام مقتنی انتقال یافت. حمزه در نزد دروزیان، افزون بر القاب یادشده، با عنوان‌هایی چون «علة العلل»، «عقل کلی»، «اراده»، «قلم»، «کتاب مسطور» و جز آنها یاد می‌شود. به باور دروزیان، همۀ ارواح از نور حمزه خلق شده‌اند و او روزی  ظهور خواهد کرد!

برای آشنایی با تاریخ و باورهای دروزیان در زبان فارسی رجوع شود به کتاب جاافتاده  نجلا م. ابوعزالدین، تحقیقی جدید در تاریخ، مذهب و جامعه دروزیان، ترجمه احمد نمایی (مشهد، بنیاد پژوهش‌های آستان قدس رضوی، ۱۳۷۲)؛ فصلی از این کتاب را استاد هادی عالم‌زاده در همان سال در مقاله‌ای با عنوان «ریشه‌های نژادی دروزیان» ترجمه و در مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران منتشر ساخت.

همچنین رجوع شود به مدخل‌های دانشنامه جهان اسلام («حمزة بن علی زوزنی»؛ «دروزیان»؛ «درزی، محمد بن اسماعیل») و دایرةالمعارف بزرگ اسلامی («حَمْزَةِ بْنِ عَلیِ بْنِ اَحْمَدِ زوزَنی»؛ «دُروز»).

▫️ معصومعلی پنجه
نیمروز آدینه، ۲۷ تیر ۱۴۰۴ | تهران

🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
👍164👏1
🟢 امروز زادروز زنده‌یاد استاد منوچهر ستوده است ( ۲۸ تیر ۱۲۹۲).

استاد ستوده رخ‌نگارهٔ بالا را در ۲۸ فروردین ۱۳۳۵ به دانشجوی خود هادی عالم‌زاده [استاد دانشمند و ارجمند ما] تقدیم کرده‌اند. هادی عالم‌زاده در ده‍هٔ سی، نخست در دانشسرای مقدماتی و سپس در دانشکده معقول و منقول شاگرد منوچهر ستوده بوده است.


🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
13🔥3
Forwarded from مؤسسه پژوهشی میراث مکتوب (شهرام یاری)
افسوس که این مزرعه را آب گرفته!

و جناب آقا میرهاشم و جناب آقا شیخ سلیم و آقا میرزا حسین و میرزا جواد متّصل به مردم موعظه کرده و ظلم و جور دیوان و حکام را به ملّت اظهار می‌نمودند و میرزا جواد مکرر این بیت را می‌خواند:
افسوس که این مزرعه را آب گرفته/ دهقان مصیبت‌زده را خواب گرفته.
و مردم گریه کرده و الله می‌کشیدند و قونسول انگلیس [در تبریز]، متصل در بام [قونسول‌خانه] عکس جماعت [متحصن در] حیاط و اوطاق‌ها را می‌انداخت. (غوغای تبریز، 1404: 6)

مأخذ: غوغای تبریز [رخدادهای مشروطه‌خواهی در تبریز از مرگ ناصرالدین شاه تا جنگ جهانی اول 1313-1334ق.]. 1404. به تصحیح غلامعلی پاشازاده. تهران: مؤسسهٔ پژوهشی میراث مکتوب.

@mirasmaktoob
.
🔥3👍2😢1
بیچاره آدمی که گرفتار عقل شد
خوش آن کسی که کره‌خر آمد الاغ رفت



📕 ادیب‌الممالک فراهانی
دیوان اشعار» مقطعات 
شمارهٔ ۳۴ - در سال اول مشروطه سروده است.
 
 🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
 
9😁3
▪️ سلطان نصیحت‌‌نشنو و شاعر تبعیدی: مسعود غزنوی و مسعود رازی

«و امیر [سلطان مسعود غزنوی]، رضی اللّه عنه، بجشن مهرگان نشست روز سه‌شنبه بیست و هفتم ذو الحجّه، و بسیار هدیه و نثار آوردند. و شعرا را هیچ نفرمود، و بر مسعود رازی‌ خشم گرفت و فرمود تا او را بهندوستان فرستادند، که گفتند که او قصیده‌یی گفته است و سلطان را در آن نصیحتها کرده. و در آن قصیده این دو بیت بود.

مخالفانِ تو موران بدند و مار شدند
بر آر زود ز مورانِ مار گشته دمار
مده زمانشان‌ زین بیش و روزگار مبر
که اژدها شود، ار روزگار یابد مار


این مسکین‌ سخت نیکو نصیحتی کرد، هر چند فضول‌ بود و شعرا را با ملوکان‌ این نرسد و مطربان را هم صلت نفرمود که درین روزگار آن ابر زرپاش‌ سستی گرفته بود و کم باریدی. و مناقشه‌ها میرفت. و عمر بپایان آمده بود. و حال مردم و دولت دنیا این است. و این روزگار مهرگان نیز بگذشت و بپایان آمد».

📘تاریخ بیهقی، به‌کوشش علی اکبر فیاض، ۵۵۸.

🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
👍3🔥2
▪️دکان‌مجله‌ای دیگر و چرخهٔ فساد دانشگاهی

سه سال پیش در ۱۴۰۱، پس از هشدارها و پیگیری‌های بسیار یکی از دکان‌مجله‌های علمی - پژوهشی در علوم انسانی، جامعه‌شناسی سیاسی ایران، از سوی کمیسیون بررسی نشریات علمی وزارت علوم بسته شد. در آن پنج‌سالی که این مجله منتشر می‌شد، از ۳۴۴۶ مقاله‌ دریافت‌شده، ۲۴۳۶ مقاله پذیرفته و چاپ شد یعنی ۷۱ درصد پذیرش! درحالی که درصد پذیرش در مجله‌های معتبر علمی کم‌وبیش ۲۰ درصد است.

درست در همان سال (۱۴۰۱) مجله‌ای تازه با عنوان «تحولات سیاسی اجتماعی معاصر ایران» مجوز می‌گیرد و پس از چاپ تنها یک شماره در بهار ۱۴۰۲ از همان کمیسیون بررسی نشریات علمی وزارت علوم و رتبه «علمی‌» دریافت می‌کند! نگاهی سرسری به ارکان و تشکیلات و مقالات این مجله گویای آن است که مجله همان مجله است و تنها نامش عوض شده! در این مجله هم تا اینجای کار (تابستان ۱۴۰۴)، ۳۱۵ مقاله دریافت شده که ۲۰۴ مقاله پذیرش گرفته و منتشر شده و درصد پذیرش آن ۶۵ درصد است. این عددها و درصدها کاملاً گویا و روشن است و نشان می‌دهد که با مجله‌ای روبه‌رو هستیم که بیشتر مقالاتی که برای آن فرستاده شده پذیرش گرفته و کیست که نداند که این پذیرش‌ها برای نویسنده/ نویسندگان چقدر آب خورده است!

این مجله قاعدتاً باید مقالاتی با موضوعاتی در علوم سیاسی و جامعه‌شناسی و حداکثر تاریخ معاصر ایران را  منتشر کند، امّا کافی است فهرست عناوین مقاله‌های این یازده شماره از نظر گذرانده شود، آنگاه مقالاتی از رشته‌های گوناگون علوم انسانی، از فقه و حقوق گرفته تا تاریخ و تربیت‌بدنی در میان آنها دیده می‌شود. برای نمونه این مقالات تاریخی با موضوعاتی در تاریخ باستان و تاریخ اسلام در این مجله که قرار بوده به تحولات «معاصر ایران» بپردازد، منتشر شده است:      
بررسی عوامل سیاسی و انگیزه های مذهبی در مخالفت و مبارزه با خلافت عباسی
فتح قبرس نخستین لشکرکشی دریایی مسلمانان و نتایج آن در جهان اسلام و ایران
مرگ و داوری جهان پس از آن در سیاست اساطیر ایران و یونان باستان
راه‌های تجاری ایران و اعراب از زمان بهرام پنجم تا یزدگرد سوم و تأثیر آن بر مناسبات سیاسی و اقتصادی
تاثیر مسئله ارمنستان و پناهندگی اشراف زادگان اشکانی و رومی در مناقشات جغرافیایی ایران و روم (با نگاهی به مطالعات جدید)

«من از مُفصّل این نکته مُجملی گفتم/ تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل» (عمان سامانی)

این آخرین یادداشتی است که در این کاریز دربارۀ این دکان‌مجله‌ها/ مجله‌های سیاه به‌اصطلاح علمی (سابقاً علمی–پژوهشی) نگاشته می‌شود؛ دیگر ضرورتی ندارد که بیش از این به این چرخه فساد که همگان در دانشگاه‌ها و وزارتخانه از آن خبر دارند، پرداخته شود.

«گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله من / آنچه البته بجایی نرسد فریاد است» (یغمای جندقی)

▫️ معصومعلی پنجه
پسین چهارشنبه، یکم مرداد ۱۴۰۴ | حصارکِ پونک

پ. ن. در میان اعضای هیئت تحریریه این مجله نام  مرحوم دکتر  علی‌اکبر کجباف استاد تازه‌درگذشتهٔ دانشگاه اصفهان نیز دیده می‌شود که اکنون دستش از دنیا کوتاه است. شایسته است گروه تاریخ دانشگاه اصفهان پیگیری کند که نام ایشان از سامانه این مجله برداشته شود.

🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
👍126
... ملوک لازم است برای نظام ممالک و رعایت مصالح بر مقتضای این سخن رفتن که الرجوع الی الحق اولی من التمادی فی الباطل
[بازگشت به حق بهتر است از ماندن در باطل]



📕 نصرالله منشی، کَلیله و دِمنه، در گنجور


🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
👍91
امروز (۵ مرداد ۱۴۰۴) پیک آمد و کتابی را آورد که از چند ماه‌ پیش چشم به راهش بودم: روزنوشت‌های شادمان؛ پیشکشی دوست فرهیخته و نازنین آقای دکتر علی ناظمی اردکانی. 
این کتاب که یکی از نخستین نمونه‌های ایرانی در گونهٔ یادداشت‌های روزانه است، جلد اول از مجموعهٔ شش جلدی روزنوشت‌های سید فخرالدین شادمان است؛ همچنین نخستین کتابی است که از سوی نشر نوبنیاد «فروغ ایران» به زیور طبع آراسته شده است.
به‌زودی در فرسته‌ای دیگر به این کتاب خواهم پرداخت.

📓 فخرالدین شادمان، روزنوشت‌های شادمان: وقایع فروردین ۱۳۰۵ تا مهر ۱۳۰۷ خورشیدی، به کوشش عباس میلانی و کیومرث قرقلو،  تهران: نشر فروغ ایران، ۱۴۰۴.

🌐 نشانی تارنمای نشر فروغ ایران

🌐https://forugheiran.com/

🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
👍94
▪️چپ یا راست؟

این روزها بگومگوهای چپ‌‌ها و راست‌‌ها در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی ایرانی به اوج خود رسیده‌؛ و کار از اندیشه‌ورزی‌های پخته و گفتگوهای سازنده به پرده‌دری‌های ناپسند و دشنام‌گویی‌های ناروا کشیده است.

اگر از نظریه‌ها و آرمان‌ها فراتر رویم و  برپایهٔ داده‌ها و بوده‌ها و تجربه‌های زیسته ملت‌ها و کشورها در یک سدهٔ گذشته داوری کنیم، به‌نظرم جوامعی زیست بهتر و انسانی‌‌تری داشته‌اند که در «سیاست و اقتصاد» راست‌گرا و در «اجتماع و فرهنگ» چپ‌گرا بوده‌اند.

شاید این دیدگاه کلی، به «ساده‌انگاری» و «وسط‌بازی»، «نفهمدن چپ و راست» و «امکان‌ناپذیر بودن» تعبیر و نقد شود. جای دوری نرویم در همین ایران خودمان چپ‌ها در صد سال گذشته در ادبیات و هنر گُل کاشته‌اند و در سیاست و اقتصاد گَند زده‌اند!


▫️ معصومعلی پنجه
چاشتگاه دوشنبه، ۶ مرداد ۱۴۰۴ |  تهران

🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
👍111
🏹
فیلسوفی تیراندازی را دید که تیرهایش به چپ و راست می‌رفت. در جای هدف نشست و گفت: ایمن‌تر از این‌جا مکانی نمی‌یابم.


📕 نوادر : ترجمه محاضرات راغب اصفهانی، ۲۲۲.
🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
👏8🔥2😁2
مرگ چنین خواجه نه کاری‌ست خُرد!

گنجِ زری بود در این خاکدان
که‌او دو جهان را به جُوِی می‌شمرد
قالب خاکی سوی خاکی فکند
جان و خِرَد سوی سماوات برد
▪️
▪️دکتر کریم  سلیمانی دهکردی، استاد تاریخ در دانشگاه شهید بهشتی، دانشی‌مردی خوش‌نام و خوش‌فکر، امروز ۱۲ مرداد ۱۴۰۴، ناگهان پای از دایرهٔ هستی بیرون نهاد! روانش به مینو جهان شاد باد!

▫️عکس از دوست گرامی جناب دکتر فروزش

🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
19😢6
کریم سلیمانی (۱۳۳۶-۱۴۰۴): در سوگ یک «آدم خوب»

هیچ کس به نبودن کریم سلیمانی فکر نمی‌کرد، شاید چون در باور کسی نمی‌گنجید که آن‌ همه نجابت، شرافت و انسانیت مردنی باشد و خاک، با همه سردی و بی‌رحمیش، تاب در کام کشیدن یکجای همه آنها را داشته باشد.
کمتر کسی چون او را می‌شد یافت که آب و گلش را از جمیع فضایل اخلاقی و خصائل نیک انسانی سرشته باشند و هیچ صفت نیکی را فرو نگذارده باشند؛ تصویری مینیاتوری و رنگارنگ از سلامت نفس و کمال انسانیت.
نام کوچکش مطلع قصیده‌ای بلند در شرح صفای باطن، خلوص بی‌منتها و پاکی بیکران یک نفس زکیه بود. دریایی از آرامش و وقار بود که با امواج نرم اعتدالش صخره‌های کبر و خامی دانشجویان را با ملایمت صیقل می‌داد و به آنان تساهل، گفت و گو، تعادل و آزادگی را می‌آموخت.
کریم سلیمانی بسیار کمتر از آنچه خوانده و پژوهیده بود نوشت، و شاید هم نوشت و منتشر نکرد. دریغا خاموشی زودهنگام شمع جان زیبایی چون او.
18👍3🔥2
Forwarded from سینا فروزش @sinaforoozesh
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
| پنجه‌نامه: تاریخ و خاطره |
Video
▪️ تصویر و صدای شادروان استاد کریم سلیمانی
🤔3😢1
Track 11
<unknown>
ترانه گیلکی: خبرا گیر
شاعر: اردشیر نصیری
آهنگساز: رضا فدایی
خواننده: شاهرخ شیردوست کسمایی

🆔 t.iss.one/shahrokhshirdoost
🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
5
Ali Haghrah - Gol Bano
Ali Haghrah
گول بانو
آواز: علی حق‌ره
آهنگ: محمد میرنقیبی
تنظیم تازه برای ارکستر: سینا رحیمی‌فطرتی
شعر: احمد عاشورپور
زبان: گیلکی
نشر: ۲۵ بهمن ۱۴۰۱

آی...
خودا خوداجان
بوگو تی ابره، بباره باران
بوگو بباره، به دشت و دامن،
به اَ بجاران...


#تک_ترانه
#ترانه_گیلکی
@aminhaghrah
6👏2
🔰چرا و چگونه تاریخ بخوانیم در گفت‌وگو با معصومعلی پنجه؛
طنز و قلم سحرانگیز باستانی پاریزی

🔸طی سی‌واندی سال، بیش از چهل کتاب از استاد باستانی پاریزی را خوانده‌ام. جدای از داده‌ها و یافته‌های تاریخی ایشان که برای من دانشجوی تاریخ بسیار خواندنی و آموزنده بود، طنز و ظرافت قلم سحرانگیز استاد بود که مرا به‌سوی خود می‌کشید.


🔸«تاریخ» شاید تنها دانشی است که درباره «سودمندی و ناسودمندی» آن بیش از هر دانش دیگری مناقشه و مباحثه درگرفته است. این حرف شاید خیلی ادعای بزرگی باشد؛ ولی به نظرم هیچ انسانی روی این کره خاکی نیست که به‌نحوی با تاریخ درگیر نباشد و با آن زندگی نکند! اگر دقت کنید، حتی دشمنان تاریخ و آنانی که درباره تاریخ احکام کلی و قطعی مانند اینکه «تاریخ همش دروغه!» و «تاریخ به‌هیچ دردی نمی‌خوره!» صادر می‌کنند هم خود درگیر و دلمشغول تاریخ هستند؛ اینان معمولاً وقتی می‌گویند تاریخ دروغه! منظورشان تاریخی است که توسط دیگران، دولت‌ها یا دیگر ملت‌ها و اقوام و گروه‌ها نوشته شده و درواقع منظورشان این است که تاریخی که شما می‌گویید دروغ است و تاریخی که ما می‌گوییم درست است!

🔸 ما در مواجهه با تاریخ با دوگانه «عشق و نفرت» روبه‌رو هستیم؛ مثلاً در جامعه به‌شدت دوقطبی‌شده خودمان همزمان عاشق تاریخ ایران باستان هستند و متنفر از تاریخ اسلام و گروهی دیگر دقیقاً برعکس! به‌طورکلی تاریخ از آن رشته‌هایی است که از یک طرف دست‌کم گرفته و بی‌فایده انگاشته می‌شود و از طرف دیگر همه مشتاقند که درباره آن اظهار نظر کنند


ibna.ir/x6B2y

@ibna_official
👍1110
من کتابخوانی را با خواندن داستان‌های کهن ایرانی و رمان‌های عامه‌پسند عاشقانه و جنایی آغاز کردم، اما نخستین کتاب تاریخی‌ای که خوانده‌ام، غیر از کتاب‌های درسی دبستان و راهنمایی، تا آنجا که در خاطرم هست در دوره دبیرستان در کتابخانه شخصی برادرم کتابی دیدم از زنده‌یاد استاد محمد ابراهیم باستانی پاریزی، کتابی که نامی عجیب‌وغریب داشت: «مار در بتکدۀ کهنه» این کتاب مرا به جهان پررمزوراز و پرپیچ‌وخم تاریخ برد و تا هنوز در همین جهان در گشت‌وگذارم!

📕 در گفتگو با خبرگزاری کتاب ایران

🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
10👍2