Forwarded from مرحوم دکتر مهدی جلیلی (۱۲تير۱۳۲۵ تا ۲۶فروردين۱۳۹۶) (مهدی مجتهدی)
در هشتمین سالروز درگذشت
مرحوم دکتر مهدی جلیلی
یادش را گرامی میداریم.
(۱۳۲۵/۴/۱۲-۱۳۹۷/۱/۲۶)
در این ایام هر لحظه که از ایشان یاد کردید، با قرائت فاتحهای روحش را غریق رحمت الهی کنید.
* تصویر سنگ مرقد ایشان در بهشت ثامن حرم مطهر (صحن جمهوری) با تاریخ دفن به عنوان تاریخ وفات.
مزار استاد پایین رواق امیرالمومنین علیهالسلام قرار خواهد گرفت.
پیوستن به کانال مرحوم دکتر مهدی جلیلی
مرحوم دکتر مهدی جلیلی
یادش را گرامی میداریم.
(۱۳۲۵/۴/۱۲-۱۳۹۷/۱/۲۶)
در این ایام هر لحظه که از ایشان یاد کردید، با قرائت فاتحهای روحش را غریق رحمت الهی کنید.
* تصویر سنگ مرقد ایشان در بهشت ثامن حرم مطهر (صحن جمهوری) با تاریخ دفن به عنوان تاریخ وفات.
مزار استاد پایین رواق امیرالمومنین علیهالسلام قرار خواهد گرفت.
پیوستن به کانال مرحوم دکتر مهدی جلیلی
😢1
📕 خاطرات علم در خاطرات هاشمی رفسنجانی
اکبر هاشمی رفسنجانی (د. ۱۳۹۵) در خاطراتش نوشته که خاطرات اسدالله علم (د. ۱۳۵۷) را میخوانده؛ او در بخشی از یادداشت روز پنجشنبه ۲۳ مهر ۱۳۷۷ چنین نوشته: «خاطرات [اسدالله] عَلَم را مىخواندم. بد ننوشته؛ بىشباهت به خاطرهنويسى خودم نيست. با اينكه مملو از تملق نسبت به شاه است، از متلمقان انتقاد دارد. خدا مىداند، ديگران چه مىكردهاند!».
درست است که یادداشتهای روزانه این دو «بیشباهت» نیستند، امّا یک تفاوت خیلی روشن و برجسته دارند. خاطرات علم پر است از حرفهای مگو از زندگی خصوصی شاه و خانوادهاش و در آن رازهایی افشا شده که نمونههای آن در خاطرات غربیها که ملاحظات و محدودیتهای ما شرقیها را هم ندارند، کمتر دیده میشود؛ در خاطرات هاشمی خبری از این حرفها و رازها دیده نمیشود. از همین روی بود که خاطرات علم مادامی که پهلویها بر سرکار بودند، امکان انتشار نداشت و «وی وصیت کرد که پس از مرگش و در صورت تغییر در نحوهٔ ادارهٔ مملکت، خانوادهاش اجازهٔ انتشار این کتاب را دارند».
▫️ معصومعلی پنجه
۲۸ فروردین ۱۴۰۴ | تهران پاک خنک
🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
اکبر هاشمی رفسنجانی (د. ۱۳۹۵) در خاطراتش نوشته که خاطرات اسدالله علم (د. ۱۳۵۷) را میخوانده؛ او در بخشی از یادداشت روز پنجشنبه ۲۳ مهر ۱۳۷۷ چنین نوشته: «خاطرات [اسدالله] عَلَم را مىخواندم. بد ننوشته؛ بىشباهت به خاطرهنويسى خودم نيست. با اينكه مملو از تملق نسبت به شاه است، از متلمقان انتقاد دارد. خدا مىداند، ديگران چه مىكردهاند!».
درست است که یادداشتهای روزانه این دو «بیشباهت» نیستند، امّا یک تفاوت خیلی روشن و برجسته دارند. خاطرات علم پر است از حرفهای مگو از زندگی خصوصی شاه و خانوادهاش و در آن رازهایی افشا شده که نمونههای آن در خاطرات غربیها که ملاحظات و محدودیتهای ما شرقیها را هم ندارند، کمتر دیده میشود؛ در خاطرات هاشمی خبری از این حرفها و رازها دیده نمیشود. از همین روی بود که خاطرات علم مادامی که پهلویها بر سرکار بودند، امکان انتشار نداشت و «وی وصیت کرد که پس از مرگش و در صورت تغییر در نحوهٔ ادارهٔ مملکت، خانوادهاش اجازهٔ انتشار این کتاب را دارند».
▫️ معصومعلی پنجه
۲۸ فروردین ۱۴۰۴ | تهران پاک خنک
🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
👍11
Forwarded from رادیو نهفت
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«نرگس بیمارِ تو»
در آواز ابوعطا
آهنگساز و نوازنده کمانچه: استاد علیاصغر بهاری
شعر: فروغی بسطامی
ضبط در سال ۱۳۷۲
رادیو نهفت 📻
در آواز ابوعطا
آهنگساز و نوازنده کمانچه: استاد علیاصغر بهاری
شعر: فروغی بسطامی
ضبط در سال ۱۳۷۲
رادیو نهفت 📻
❤9
رادیو نهفت
«نرگس بیمارِ تو» در آواز ابوعطا آهنگساز و نوازنده کمانچه: استاد علیاصغر بهاری شعر: فروغی بسطامی ضبط در سال ۱۳۷۲ رادیو نهفت 📻
نرگس بیمار تو گشته پرستار من
تا چه کند این طبیب با دل بیمار من
خفتهٔ بیدار گیر گرچه ندیدی ببین
چشم پر از خواب خویش دیدهٔ بیدار من
رسم تو عاشقکشی شیوهٔ من عاشقی
تیغ زدن شغل تو، کشته شدن کار من
با همه تیر بلا کآمده بر دل مرا
از مژهات برنگشت بخت نگونسار من
آب رخ گل بریخت لالهٔ رخسار تو
خرمن بلبل بسوخت زمزمهٔ زار من
ناله برآمد ز کوه از اثر زاریم
تا تو کمر بستهای از پی آزار من
رفتم و از دل نرفت حسرت خاک درت
مردم و آسان نساخت عشق تو دشوار من
تا خم زلف تو را دام دلم کردهاند
میل خلاصی نکرد مرغ گرفتار من
تا بت و زنار من چهره و گیسوی توست
قبله حسد میبرد از بت و زنار من
هر چه لبم بوسه زد گندم خال تو را
یک جو کمتر نشد خواهش بسیار من
گر دو جهان می شود از کرم میفروش
مست نخواهد شدن خاطر هشیار من
تا سخنی گفتهام زان لب شیرین سخن
خسرو ایران نمود گوش به گفتار من
ناصردین شاه راد، بارگه عدل و داد
کز گهرش برده اب نظم گهر بار من
تا که فروغی شنید شعر مرا شهریار
شهره هر شهر شد دفتر اشعار من
🔸 فروغی بسطامی ( در گنجور)
🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
تا چه کند این طبیب با دل بیمار من
خفتهٔ بیدار گیر گرچه ندیدی ببین
چشم پر از خواب خویش دیدهٔ بیدار من
رسم تو عاشقکشی شیوهٔ من عاشقی
تیغ زدن شغل تو، کشته شدن کار من
با همه تیر بلا کآمده بر دل مرا
از مژهات برنگشت بخت نگونسار من
آب رخ گل بریخت لالهٔ رخسار تو
خرمن بلبل بسوخت زمزمهٔ زار من
ناله برآمد ز کوه از اثر زاریم
تا تو کمر بستهای از پی آزار من
رفتم و از دل نرفت حسرت خاک درت
مردم و آسان نساخت عشق تو دشوار من
تا خم زلف تو را دام دلم کردهاند
میل خلاصی نکرد مرغ گرفتار من
تا بت و زنار من چهره و گیسوی توست
قبله حسد میبرد از بت و زنار من
هر چه لبم بوسه زد گندم خال تو را
یک جو کمتر نشد خواهش بسیار من
گر دو جهان می شود از کرم میفروش
مست نخواهد شدن خاطر هشیار من
تا سخنی گفتهام زان لب شیرین سخن
خسرو ایران نمود گوش به گفتار من
ناصردین شاه راد، بارگه عدل و داد
کز گهرش برده اب نظم گهر بار من
تا که فروغی شنید شعر مرا شهریار
شهره هر شهر شد دفتر اشعار من
🔸 فروغی بسطامی ( در گنجور)
🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
❤5🔥2👍1
🔹 ... هرچه فراوان شود قدرش برود ...
📕خواجه نظامالملک طوسی، سیرالملوک (سیاستنامه)، بهکوشش محمود عابدی، تهران، فرهنگستان زبان و ادب فارسی، ۱۳۹۸ش، ص ۱۸۲.
🔸 تازه این دوران سلجوقی است، خواجه اگر در زمانهٔ ما بود چه میگفت که از درودیوار دکتر و استاد و استاد تمام و پروفسور و آیتالله و اسطوره و چهره ماندگار و ... میبارد!😊
*خطر: ارزش، اعتبار و بزرگی.
🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
📕خواجه نظامالملک طوسی، سیرالملوک (سیاستنامه)، بهکوشش محمود عابدی، تهران، فرهنگستان زبان و ادب فارسی، ۱۳۹۸ش، ص ۱۸۲.
🔸 تازه این دوران سلجوقی است، خواجه اگر در زمانهٔ ما بود چه میگفت که از درودیوار دکتر و استاد و استاد تمام و پروفسور و آیتالله و اسطوره و چهره ماندگار و ... میبارد!😊
*خطر: ارزش، اعتبار و بزرگی.
🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
👍11😁4🔥1
▪️دو تا «ت»؛ تقیزاده و توکلیان: اندر ضرورت دقت در ذکر «نقلقول»
چند سالی است که جلال توکلیان، نویسندهٔ خوشفکر و خوشقلم، در مجلهٔ اندیشهٔ پویا دربارهٔ شماری از سیاستمداران و روشنفکران معاصر ایرانی، از فروغی و تیمورتاش و پیشهوری گرفته تا تقیزاده و شریعتی و حمید اشرف یادداشتهایی خواندنی مینویسد. توکلیان روایت و خوانش خود از زندگی و زمانه این نامداران را نه بهصورت «سوم شخص» - شیوهٔ معمول و رایج- بلکه به صورت «اول شخص» مینگارد؛ یعنی از زبان آنها سخن میگوید و سیر زندگی سیاسی و فکری آنها را در قالبی خاطرهگونه و خودزندگینامه روایت میکند. همهٔ متن این یادداشتها، غیر از نقلهای مستقیمی که از این افراد در داخل گیومه میآورد، نوشتهٔ خود توکلیان است.
یکی از این یادداشتها دربارهٔ تقیزاده است با عنوان: ««ت» مثل تقیزاده: تاملات و نجواهای سیدحسن تقیزاده» (اندیشه پویا، شماره ۳۹، آبان ۱۳۹۵؛ بخشی از آن را میتوانید در اینجا بخوانید).
از چندی پیش بخشهایی از این یادداشت، به عنوان سخنان تقیزاده در کانالهای تلگرامی پخش و پراکنده شده و دستبهدست میشود. گویا نخستین بار این کانال خواندنی «خاطرات و خطرات» بود که جملهها و بندهایی از این یادداشت را در چهار فرسته در قالب نقلقول مستقیم و با #حسن_تقیزاده در پایین آنها منتشر ساخت. در فرستهٔ اول نام مجله هم آمده، امّا در هیچیک از این چهار فرسته نامی از نویسنده اصلی جلال توکلیان نیست.
این چهار فرسته اینها است (نقل از کانال خاطرات و خطرات):
#حسن_تقیزاده
تازگی دیده شده بعضی کانالهای پختهخوار و کپیکار هم عیناً این فرستهها را بدون ذکر منبع، بازفرست کردهاند. دور نیست که این «نقلقولها» بهعنوان سخنان تقیزاده سر از کتابها و پایاننامههای دانشگاهی درآورد.
چاره چیست؟ یکی از نخستین قواعد و قانونهای پژوهش تاریخی و تاریخنویسی این است که هر نقلقول مستقیمی باید همراه باشد با ذکر دقیق نام نویسنده، جلد و شماره و صفحه منبع یا مأخذی که این مطالب در آن آمده است. تا خود به چشم خویش در نسخهٔ چاپی یا پیدیاف اسکنشده معتبر آن، آن قول/ گفته/ نوشته را ندیدید حق ندارید آن «نقلقول» پخششده در فضای بیدروپیکر مجازی را در متن کتاب/ رساله/ مقاله علمی بیاورید یا بدان استناد کنید و یا آن را تحلیل و نتیجهگیری کنید!
* این «تبدیل توکلیان به تقیزاده» را خود جناب دکتر جلال توکلیان کشف کردند و نگارنده از طریق دوستی مشترک، جناب دکتر بابک عباسی، از آن آگاه شدم؛ از ایشان سپاسگزارم.
▫️ معصومعلی پنجه
۴ اردیبهشت ۱۴۰۴ | تهران بهاری نیمهپاک
🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
چند سالی است که جلال توکلیان، نویسندهٔ خوشفکر و خوشقلم، در مجلهٔ اندیشهٔ پویا دربارهٔ شماری از سیاستمداران و روشنفکران معاصر ایرانی، از فروغی و تیمورتاش و پیشهوری گرفته تا تقیزاده و شریعتی و حمید اشرف یادداشتهایی خواندنی مینویسد. توکلیان روایت و خوانش خود از زندگی و زمانه این نامداران را نه بهصورت «سوم شخص» - شیوهٔ معمول و رایج- بلکه به صورت «اول شخص» مینگارد؛ یعنی از زبان آنها سخن میگوید و سیر زندگی سیاسی و فکری آنها را در قالبی خاطرهگونه و خودزندگینامه روایت میکند. همهٔ متن این یادداشتها، غیر از نقلهای مستقیمی که از این افراد در داخل گیومه میآورد، نوشتهٔ خود توکلیان است.
یکی از این یادداشتها دربارهٔ تقیزاده است با عنوان: ««ت» مثل تقیزاده: تاملات و نجواهای سیدحسن تقیزاده» (اندیشه پویا، شماره ۳۹، آبان ۱۳۹۵؛ بخشی از آن را میتوانید در اینجا بخوانید).
از چندی پیش بخشهایی از این یادداشت، به عنوان سخنان تقیزاده در کانالهای تلگرامی پخش و پراکنده شده و دستبهدست میشود. گویا نخستین بار این کانال خواندنی «خاطرات و خطرات» بود که جملهها و بندهایی از این یادداشت را در چهار فرسته در قالب نقلقول مستقیم و با #حسن_تقیزاده در پایین آنها منتشر ساخت. در فرستهٔ اول نام مجله هم آمده، امّا در هیچیک از این چهار فرسته نامی از نویسنده اصلی جلال توکلیان نیست.
این چهار فرسته اینها است (نقل از کانال خاطرات و خطرات):
مشروطهخواهان حتی از گفتن ناسزا به عرض و ناموس شاه، در جراید، ابایی نداشتند، و عکسالعمل شاه در این مورد شکایت به دادگاه بود اما نه تنها به شکایت شاه رسیدگی نشد، بلکه مشروطهطلبان دیگری، اقدام به ترور نافرجام شاه کردند. پس از گذشت شصت سال از آن روزها نمیتوانم پشیمانی خود را از عدمتفاهم با محمدعلیشاه پنهان کنم-۶۴#حسن_تقیزاده
اندیشهٔ پویا۳۹
من در دورهٔ نخست زندگیام که به ستیز و پرخاش برخاستم خطا کردم و جرئت اقرار به این خطا را داشتم.
#حسن_تقیزاده
زمانی که موضوع نامزدی اتابک برای صدراعظمی بر سر زبانها افتاد، من از هر آن چه از نیش زبان و زهر قلم در اختیار داشتم بهره گرفتم که او را قبل از صدارت ساقط کنم. در نطقهایم از او شری مطلق ساختم که میآید تا مشروطه را برچیند. کلیهٔ خدمات او را خیانت جلوه دادم. چنان اهریمنی از او میساختم که خون شنوندههای جوانتر از خود به جوش میآمد و عنان از دست میدادند و دست به کارهای خشونت بار میزدند. لازم نیست که من حکم به تروری داده باشم تا مسئول آن شناخته شوم، به همان مقدار که فضا را تند و رادیکال میکنم در عواقب این امر مسئولیت اخلاقی دارم. وقتی از مخالف سیاسی خود هیولا میسازیم، باید متوجه مسئولیت فکری و اخلاقی خود باشیم.#حسن_تقیزاده
من همهٔ عمر چوبِ آن را میخورم که وقتی محمدعلیشاه از درِ آشتی با مشروطهخواهان درآمد، پایم را تویِ یک کفش کردم و با آن مخالفت ورزیدم.#حسن_تقیزاده
تازگی دیده شده بعضی کانالهای پختهخوار و کپیکار هم عیناً این فرستهها را بدون ذکر منبع، بازفرست کردهاند. دور نیست که این «نقلقولها» بهعنوان سخنان تقیزاده سر از کتابها و پایاننامههای دانشگاهی درآورد.
چاره چیست؟ یکی از نخستین قواعد و قانونهای پژوهش تاریخی و تاریخنویسی این است که هر نقلقول مستقیمی باید همراه باشد با ذکر دقیق نام نویسنده، جلد و شماره و صفحه منبع یا مأخذی که این مطالب در آن آمده است. تا خود به چشم خویش در نسخهٔ چاپی یا پیدیاف اسکنشده معتبر آن، آن قول/ گفته/ نوشته را ندیدید حق ندارید آن «نقلقول» پخششده در فضای بیدروپیکر مجازی را در متن کتاب/ رساله/ مقاله علمی بیاورید یا بدان استناد کنید و یا آن را تحلیل و نتیجهگیری کنید!
* این «تبدیل توکلیان به تقیزاده» را خود جناب دکتر جلال توکلیان کشف کردند و نگارنده از طریق دوستی مشترک، جناب دکتر بابک عباسی، از آن آگاه شدم؛ از ایشان سپاسگزارم.
▫️ معصومعلی پنجه
۴ اردیبهشت ۱۴۰۴ | تهران بهاری نیمهپاک
🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
👍7🔥2
Forwarded from مدرسانۀ دورنما
#مقاله #ترجمه #گزیدۀ_مقاله
▪️درآمدی بر تاریخچۀ شرقشناسی
ترجمۀ مدخل «مستشرقون» در دائرةالمعارف اسلام
(قسمت یکم)
✍️ #ژاک_واردنبرگ / #مهرداد_عباسی
♦️ساختار و گزیدۀ مطالب مقاله
الف) اصطلاحشناسی
در کاربرد سدۀ نوزدهم و اوایل سدۀ بیستم، #شرقشناس هم یک معنای عام فرهنگی داشت و هم یک معنای علمی. نوع پژوهش #شرقشناسان_علمی، که بههدف دستیابی به شناخت عمیق و دقیق بود، آنان را از #شرقشناسان_فرهنگی، که در واقع شیفتگان شرق بودند، متمایز میکرد. در حال حاضر، در #مطالعات_اسلام، مستشرقان را باید شامل همۀ محققان بیطرفِ اسلام و جوامع و فرهنگهای اسلامی دانست، غربی یا غیرغربی، مسلمان یا غیرمسلمان، و ساکن غرب یا ساکن جای دیگر.
ب) شرقشناسی از آغاز تا سدۀ نوزدهم
زمانیکه عربها #فتوحات خود را در جنوب، و در قرن هشتم و اوایل قرن نهم میلادی در جنوبغربی اروپا انجام دادند، دو جهان مسیحی و اسلامی خود را در مقابل یکدیگر یافتند. فتوحات ترکها در سرزمینهای عربزبان، آناتولی و جنوبشرقی اروپا تا میانۀ قرن شانزدهم میلادی هم اوضاع مشابهی پدید آورد.
۱. میراث عربی؛ سدههای میانه
تا پیش از آغاز #جنبش_صلیبی در نیمۀ دوم قرن یازدهم میلادی، شناخت از اسلام و سرزمینهای مسلمان در اروپای لاتین محدود بود. این شناخت همچنین با عناصری از تخیل دینی درآمیخته بود و تحتتأثیر تلاشهایی قرار داشت که میخواستند نشان دهند اسلام و مسلمانان نهتنها از نظر سیاسی بلکه از نظر دینی هم خطری برای اروپا و مسیحیت به شمار میروند.
۱.۱. اسپانیا
همزیستی سه دین توحیدی در #اسپانیا در سدههای میانه به این معنا بود که بزرگان پیرو هر یک از این دینها باید از دیگری شناخت پیدا میکردند، که هم نوعی نیاز فرهنگی بود و هم پیشنیازی برای ادعای برتری دینشان بر ادیان دیگر. #ابنحزم و #یهودا_هلوی از منظری اسلامی و یهودی دیدگاهشان را نوشتند. #پطرس_ارجمند، #ریموند_مارتین، #ریموند_لول و دیگران هم از منظری مسیحی سخن گفتند. این افراد و دیگران سیلی از نوشتههای ضداسلامی پدید آوردند که، بههرحال، از اطلاعاتی فزاینده دربارۀ اسلام پرده برمیداشتند.
۱.۲. نقش کلیسای روم در اروپا در مواجهه با اسلام
در سطح عمومی، محمد و مدعای پیامبریاش، قرآن و برخی ویژگیهای فرهنگی جامعۀ عرب-مسلمان، نظیر #چندهمسری، به سخره گرفته میشدند. در #سطح_ایدئولوژیک، اسلام نظامی یکپارچه از آموزههای غلط و ساختاری ایدئولوژیک و خصمانه معرفی میشد. این دو سطح درکنارهم تصور جمعیِ دینی را بهسمت نوعی #ضدیت_با_اسلام سوق میداد. کلیسا هویت خود را در ضدیت با مسلمانان و یهودیان اعلام کرده بود.
۱.۳. علوم و فلسفۀ عربی
در اسپانیا بود که نوع دیگری از مطالعات نیز گسترش یافت و نیاز به نوع دیگری از شناخت پدید آمد که میتوان بهتعبیر دقیقتر آن را پیشدرآمد #مطالعات_شرق بهمعنای امروزیِ کلمه دانست، یعنی برنامۀ ترجمه که با تشویق #دن_ریموندو در ۱۰۸۵ در #تولدو آغاز شد.
۱.۴. سیسیل، سوریه-فلسطین و اروپا تا ۱۵۰۰
#شرقشناسی در معنای گستردهتر کلمه، یعنی گرایش به فرهنگ شرق و علاقه به شناخت آن و گرفتن ارزشها از آن، در اسپانیا، سرزمینی که کلیسای روم نهادها و آموزشهایش را بهاجبار تحمیل میکرد، سر بر نیاورد، اما در مناطق دیگری که امکان تعامل جهانهای مسیحی و اسلامی وجود داشت پدیدار شد، مثلاً #سیسیل.
۲. تهدید ترکها؛ از ۱۴۵۰ تا ۱۷۰۰
همسایگی با #امپراتوری_عثمانی بر پیشرفت شناخت دربارۀ جوامع مسلمان و اسلام در اروپا تأثیر میگذاشت. اروپاییان به شناخت صحیح و بیطرفانه از این امپراتوریِ مسلمان بهروشنی احساس نیاز میکردند؛ بهعلاوه، همسایگی با این امپراتوری دستیابی به این شناخت را تسهیل میکرد. در نتیجه، موضوعی جدید برای مطالعه پدید آمد: اسلام در بافت عثمانی. ایدۀ اسلام به مثابۀ دین نفرتانگیز و ساختار ایدئولوژیک بهنحوی ظریف به ایدۀ اسلام بهمثابۀ قدرت و #تمدن_عثمانی تبدیل شد.
۲.۱. مؤسسههای نشر و کارکرد آنها
چند ناشر عربی در رم وجود داشتند که مهمترینشان متعلق به #فردیناند_دو_مدیچی بود که در حدود ۱۵۸۶ ایجاد شد؛ این مؤسسه متونی ازجمله اناجیل اربعه را بهعربی منتتشر کرد. هدف کلیسای روم از چاپ آثار عربی را باید با تلاشهای مؤثر در جهت ایجاد ارتباط و در نتیجه اتحاد با کلیساهای شرقی در امپراتوری عثمانی مربوط دانست.
۲.۲. گیوم پوستل و بافت فرانسوی
#گیوم_پوستل نمایندۀ وضعیت جدید در بافت خاص فرانسه، ایتالیا و اتریش در آن دوره است. او در زباندانی وضعیتی استثنایی داشت و فرانسوای اول، پادشاه وقت فرانسه که مشتاق جذب هنرمندان و انسانگراها در دربارش بود، به او علاقهمند شد. پوستل در کُلژ رویال ـ که بعدها به #کلژ_دو_فرانس تغییر نام داد ـ به سِمت استاد زبان عربی منصوب شد (۱۵۳۸).
🔻ادامه در فرستۀ بعدی 👇
▪️درآمدی بر تاریخچۀ شرقشناسی
ترجمۀ مدخل «مستشرقون» در دائرةالمعارف اسلام
(قسمت یکم)
✍️ #ژاک_واردنبرگ / #مهرداد_عباسی
♦️ساختار و گزیدۀ مطالب مقاله
الف) اصطلاحشناسی
در کاربرد سدۀ نوزدهم و اوایل سدۀ بیستم، #شرقشناس هم یک معنای عام فرهنگی داشت و هم یک معنای علمی. نوع پژوهش #شرقشناسان_علمی، که بههدف دستیابی به شناخت عمیق و دقیق بود، آنان را از #شرقشناسان_فرهنگی، که در واقع شیفتگان شرق بودند، متمایز میکرد. در حال حاضر، در #مطالعات_اسلام، مستشرقان را باید شامل همۀ محققان بیطرفِ اسلام و جوامع و فرهنگهای اسلامی دانست، غربی یا غیرغربی، مسلمان یا غیرمسلمان، و ساکن غرب یا ساکن جای دیگر.
ب) شرقشناسی از آغاز تا سدۀ نوزدهم
زمانیکه عربها #فتوحات خود را در جنوب، و در قرن هشتم و اوایل قرن نهم میلادی در جنوبغربی اروپا انجام دادند، دو جهان مسیحی و اسلامی خود را در مقابل یکدیگر یافتند. فتوحات ترکها در سرزمینهای عربزبان، آناتولی و جنوبشرقی اروپا تا میانۀ قرن شانزدهم میلادی هم اوضاع مشابهی پدید آورد.
۱. میراث عربی؛ سدههای میانه
تا پیش از آغاز #جنبش_صلیبی در نیمۀ دوم قرن یازدهم میلادی، شناخت از اسلام و سرزمینهای مسلمان در اروپای لاتین محدود بود. این شناخت همچنین با عناصری از تخیل دینی درآمیخته بود و تحتتأثیر تلاشهایی قرار داشت که میخواستند نشان دهند اسلام و مسلمانان نهتنها از نظر سیاسی بلکه از نظر دینی هم خطری برای اروپا و مسیحیت به شمار میروند.
۱.۱. اسپانیا
همزیستی سه دین توحیدی در #اسپانیا در سدههای میانه به این معنا بود که بزرگان پیرو هر یک از این دینها باید از دیگری شناخت پیدا میکردند، که هم نوعی نیاز فرهنگی بود و هم پیشنیازی برای ادعای برتری دینشان بر ادیان دیگر. #ابنحزم و #یهودا_هلوی از منظری اسلامی و یهودی دیدگاهشان را نوشتند. #پطرس_ارجمند، #ریموند_مارتین، #ریموند_لول و دیگران هم از منظری مسیحی سخن گفتند. این افراد و دیگران سیلی از نوشتههای ضداسلامی پدید آوردند که، بههرحال، از اطلاعاتی فزاینده دربارۀ اسلام پرده برمیداشتند.
۱.۲. نقش کلیسای روم در اروپا در مواجهه با اسلام
در سطح عمومی، محمد و مدعای پیامبریاش، قرآن و برخی ویژگیهای فرهنگی جامعۀ عرب-مسلمان، نظیر #چندهمسری، به سخره گرفته میشدند. در #سطح_ایدئولوژیک، اسلام نظامی یکپارچه از آموزههای غلط و ساختاری ایدئولوژیک و خصمانه معرفی میشد. این دو سطح درکنارهم تصور جمعیِ دینی را بهسمت نوعی #ضدیت_با_اسلام سوق میداد. کلیسا هویت خود را در ضدیت با مسلمانان و یهودیان اعلام کرده بود.
۱.۳. علوم و فلسفۀ عربی
در اسپانیا بود که نوع دیگری از مطالعات نیز گسترش یافت و نیاز به نوع دیگری از شناخت پدید آمد که میتوان بهتعبیر دقیقتر آن را پیشدرآمد #مطالعات_شرق بهمعنای امروزیِ کلمه دانست، یعنی برنامۀ ترجمه که با تشویق #دن_ریموندو در ۱۰۸۵ در #تولدو آغاز شد.
۱.۴. سیسیل، سوریه-فلسطین و اروپا تا ۱۵۰۰
#شرقشناسی در معنای گستردهتر کلمه، یعنی گرایش به فرهنگ شرق و علاقه به شناخت آن و گرفتن ارزشها از آن، در اسپانیا، سرزمینی که کلیسای روم نهادها و آموزشهایش را بهاجبار تحمیل میکرد، سر بر نیاورد، اما در مناطق دیگری که امکان تعامل جهانهای مسیحی و اسلامی وجود داشت پدیدار شد، مثلاً #سیسیل.
۲. تهدید ترکها؛ از ۱۴۵۰ تا ۱۷۰۰
همسایگی با #امپراتوری_عثمانی بر پیشرفت شناخت دربارۀ جوامع مسلمان و اسلام در اروپا تأثیر میگذاشت. اروپاییان به شناخت صحیح و بیطرفانه از این امپراتوریِ مسلمان بهروشنی احساس نیاز میکردند؛ بهعلاوه، همسایگی با این امپراتوری دستیابی به این شناخت را تسهیل میکرد. در نتیجه، موضوعی جدید برای مطالعه پدید آمد: اسلام در بافت عثمانی. ایدۀ اسلام به مثابۀ دین نفرتانگیز و ساختار ایدئولوژیک بهنحوی ظریف به ایدۀ اسلام بهمثابۀ قدرت و #تمدن_عثمانی تبدیل شد.
۲.۱. مؤسسههای نشر و کارکرد آنها
چند ناشر عربی در رم وجود داشتند که مهمترینشان متعلق به #فردیناند_دو_مدیچی بود که در حدود ۱۵۸۶ ایجاد شد؛ این مؤسسه متونی ازجمله اناجیل اربعه را بهعربی منتتشر کرد. هدف کلیسای روم از چاپ آثار عربی را باید با تلاشهای مؤثر در جهت ایجاد ارتباط و در نتیجه اتحاد با کلیساهای شرقی در امپراتوری عثمانی مربوط دانست.
۲.۲. گیوم پوستل و بافت فرانسوی
#گیوم_پوستل نمایندۀ وضعیت جدید در بافت خاص فرانسه، ایتالیا و اتریش در آن دوره است. او در زباندانی وضعیتی استثنایی داشت و فرانسوای اول، پادشاه وقت فرانسه که مشتاق جذب هنرمندان و انسانگراها در دربارش بود، به او علاقهمند شد. پوستل در کُلژ رویال ـ که بعدها به #کلژ_دو_فرانس تغییر نام داد ـ به سِمت استاد زبان عربی منصوب شد (۱۵۳۸).
🔻ادامه در فرستۀ بعدی 👇
👍2
Forwarded from مدرسانۀ دورنما
🔺ادامه از فرستۀ قبلی 👆
۲.۳. نهادینهشدن مطالعات شرق: لَیدن
نمونهای جالبتوجه از تلاش مشترک برای پیشرفت مطالعات شرق در نیمۀ نخست قرن هفدهم را در تاریخچۀ این رشته در #دانشگاه_لیدن، که بهسرعت آوازه یافت، میتوان دید. #لیدن شهرتش در حوزۀ مطالعات شرق را در معنای علمی و عملیِ دیگری نیز تثبیت کرد، یعنی خرید #نسخههای_خطی شرقی.
۲.۴. نمونههایی از آثار علمی
در این ارتباط، به مسئلۀ تصحیح و ترجمۀ متن قرآن باید اشاره کرد. پاپ الکساندر هفتم همچنان تصحیح و ترجمۀ قرآن را ممنوع اعلام کرده بود. با تلاشهای #بیبلیاندر، الاهیدان پروتستان، ترجمۀ لاتین قرآن از #روبرت_کتونی، که در ۱۱۴۳ انجام گرفته بود، در ۱۵۴۳ در باسِل منتشر شد. تصحیحهایی از متون مهم دیگری بهجز قرآن ازجمله کتاب «الشفاء» و کتاب «النجاة» ابنسینا در ۱۵۹۳ در رم منتشر شدند.
۳. پیروزی روشنگری؛ سدۀ هجدهم
در پایان سدۀ هفدهم مجموعهای جدید از آثار دربارۀ اسلام یا مرتبط با اسلام منتشر شدند که فضای متفاوتی ایجاد کردند. ازمیانرفتن خطرِ ترکها از صحنۀ اروپا را نهفقط از حیث سیاسی بلکه از حیث روانی و فرهنگی و دینی، باید به معنای کاهش تنشها دانست. همانطورکه ترکها دیگر خطری سیاسی نبودند، اسلام هم دیگر دینی ذاتاً خطرناک تلقی نمیشد. جریان جدید فکریِ عقلگرای آن دوره که از #مسیحیت_سنتی فاصله گرفته بود، حالا میتوانست ادیان دیگر را با سعۀ صدری بیش از گذشته مطالعه و درک کند. #ادریان_رلاند در کتابش اسلام را آنگونه که خودِ نویسندگان مسلمان توصیف کرده بودند شناساند و اندیشههای نادرستِ دورۀ خود دربارۀ اسلام را تقبیح و نفی کرد. کتاب او را میتوان نخستین پژوهش #عصر_روشنگری دربارۀ #اسلام_بهمثابۀ_دین دانست.
۳.۱. نقش افراد سرزمینهای مرتبط
افرادی از سرزمینهای مرتبط، که تقریباً همیشه مسیحی بودند، به روشهای مختلف در فرآیند کسب دانش دربارۀ اسلام و جوامع و فرهنگهای مسلمان نقش ایفا کردند. واژهنامهها در اسپانیا بهکمک کسانی که از اسلام به مسیحیت گرویده بودند تدوین شدند. آنها بهعنوان #نومسیحیان_عربزبان میتوانستند نقش میانجی بین فاتحان مسیحی و مردمان مسلمان ایفا کنند.
۳.۲. نهادهای جدید آموزشی
در کنار کرسیهای #زبانهای_شرقی در چند دانشگاه اروپایی، نیازی روزافزون به آموزش کاربردیِ زبانهای شرقی، بهویژه برای مترجمان، وجود داشت. در ۱۶۷۰ برای مترجمان در صومعهای در پِرا مدرسهای فرانسوی تأسیس شد و در ۱۷۰۰ #مدرسۀ_زبان_جوانان در پاریس به همین منظور دایر کردند. بریتانیاییها هم پس از اینکه #ویلیام_جونز «انجمن آسیایی بنگال» را در #کلکته ایجاد کرد، در ۱۸۰۰ در کلکته «کالج فورت ویلیام» را برای مطالعۀ زبانها و ادبیاتهای شرقی دقیقاً در همانجا تأسیس کردند.
ج) شرقشناسی در سدههای نوزدهم و بیستم
بهزودی منتشر خواهد شد ...
🔸خواندن مقاله در وبسایت
🔸دانلود متن ترجمۀ مقاله
🔸دانلود متن انگلیسی مقاله
#مستشرقان #شرق_شناسان #شرق_شناسی
#مطالعات_اسلام_در_غرب #خاورشناسی
@doornamaa
۲.۳. نهادینهشدن مطالعات شرق: لَیدن
نمونهای جالبتوجه از تلاش مشترک برای پیشرفت مطالعات شرق در نیمۀ نخست قرن هفدهم را در تاریخچۀ این رشته در #دانشگاه_لیدن، که بهسرعت آوازه یافت، میتوان دید. #لیدن شهرتش در حوزۀ مطالعات شرق را در معنای علمی و عملیِ دیگری نیز تثبیت کرد، یعنی خرید #نسخههای_خطی شرقی.
۲.۴. نمونههایی از آثار علمی
در این ارتباط، به مسئلۀ تصحیح و ترجمۀ متن قرآن باید اشاره کرد. پاپ الکساندر هفتم همچنان تصحیح و ترجمۀ قرآن را ممنوع اعلام کرده بود. با تلاشهای #بیبلیاندر، الاهیدان پروتستان، ترجمۀ لاتین قرآن از #روبرت_کتونی، که در ۱۱۴۳ انجام گرفته بود، در ۱۵۴۳ در باسِل منتشر شد. تصحیحهایی از متون مهم دیگری بهجز قرآن ازجمله کتاب «الشفاء» و کتاب «النجاة» ابنسینا در ۱۵۹۳ در رم منتشر شدند.
۳. پیروزی روشنگری؛ سدۀ هجدهم
در پایان سدۀ هفدهم مجموعهای جدید از آثار دربارۀ اسلام یا مرتبط با اسلام منتشر شدند که فضای متفاوتی ایجاد کردند. ازمیانرفتن خطرِ ترکها از صحنۀ اروپا را نهفقط از حیث سیاسی بلکه از حیث روانی و فرهنگی و دینی، باید به معنای کاهش تنشها دانست. همانطورکه ترکها دیگر خطری سیاسی نبودند، اسلام هم دیگر دینی ذاتاً خطرناک تلقی نمیشد. جریان جدید فکریِ عقلگرای آن دوره که از #مسیحیت_سنتی فاصله گرفته بود، حالا میتوانست ادیان دیگر را با سعۀ صدری بیش از گذشته مطالعه و درک کند. #ادریان_رلاند در کتابش اسلام را آنگونه که خودِ نویسندگان مسلمان توصیف کرده بودند شناساند و اندیشههای نادرستِ دورۀ خود دربارۀ اسلام را تقبیح و نفی کرد. کتاب او را میتوان نخستین پژوهش #عصر_روشنگری دربارۀ #اسلام_بهمثابۀ_دین دانست.
۳.۱. نقش افراد سرزمینهای مرتبط
افرادی از سرزمینهای مرتبط، که تقریباً همیشه مسیحی بودند، به روشهای مختلف در فرآیند کسب دانش دربارۀ اسلام و جوامع و فرهنگهای مسلمان نقش ایفا کردند. واژهنامهها در اسپانیا بهکمک کسانی که از اسلام به مسیحیت گرویده بودند تدوین شدند. آنها بهعنوان #نومسیحیان_عربزبان میتوانستند نقش میانجی بین فاتحان مسیحی و مردمان مسلمان ایفا کنند.
۳.۲. نهادهای جدید آموزشی
در کنار کرسیهای #زبانهای_شرقی در چند دانشگاه اروپایی، نیازی روزافزون به آموزش کاربردیِ زبانهای شرقی، بهویژه برای مترجمان، وجود داشت. در ۱۶۷۰ برای مترجمان در صومعهای در پِرا مدرسهای فرانسوی تأسیس شد و در ۱۷۰۰ #مدرسۀ_زبان_جوانان در پاریس به همین منظور دایر کردند. بریتانیاییها هم پس از اینکه #ویلیام_جونز «انجمن آسیایی بنگال» را در #کلکته ایجاد کرد، در ۱۸۰۰ در کلکته «کالج فورت ویلیام» را برای مطالعۀ زبانها و ادبیاتهای شرقی دقیقاً در همانجا تأسیس کردند.
ج) شرقشناسی در سدههای نوزدهم و بیستم
بهزودی منتشر خواهد شد ...
🔸خواندن مقاله در وبسایت
🔸دانلود متن ترجمۀ مقاله
🔸دانلود متن انگلیسی مقاله
#مستشرقان #شرق_شناسان #شرق_شناسی
#مطالعات_اسلام_در_غرب #خاورشناسی
@doornamaa
👍6🔥2
جوانها پیرها را احمق میدانند و پیرها جوانها را!
📕 خانم مارپل به نقل از عمّهٔ پدرش، در آگاتا کریستی، قتل در خانهٔ کشیش، ترجمهٔ مجتبی عبداللهنژاد، تهران، هرمس، ۱۴۰۰، ص ۳۰۱.
🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
👍5😁3
Forwarded from مردمنامه (تاریخ مردم) (Parastoo Rahimi)
📕ایران بین دو کودتا
داریوش رحمانیان
ویراستار: پرستو رحیمی
📍تهران: کتاب شرق، ۱۴۰۴
📖 ۴۸۶ صفحه
♦️این کتاب به تحلیل و بررسی تحولات سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی ایران در فاصلهای حساس و تعیینکننده از کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ تا کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ میپردازد. نگاه نقادانه و جامع این کتاب در کنار تجربههای آموزشی و پژوهشی نگارنده باعث شده است درک فرایندهای پیچیدۀ تحولات جامعۀ ایران در این بازۀ زمانی برای دانشجویان و پژوهشگران تاریخ معاصر ایران سهل شود.
♦️از عمدهمباحث این کتاب میتوان به چرایی و چگونگی وقوع کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ و نتایج و آثار آن بر استقرار سلطنت پهلوی؛ اقدامات و برنامهریزیهای نوسازی دورۀ رضاشاه و تحولات فکری، ادبی و هنری این دوره؛ مناسبات سیاسی ایران با دول خارجی در دورۀ رضاشاه؛ جنگ جهانی دوم و نقش و جایگاه ایران در آن؛ چگونگی سقوط رضاشاه و دیگر پیامدهای اشغال ایران؛ تحولات ایران در دهۀ ۲۰ شمسی و رفتوآمدهای پیدرپی دولتها؛ بحران آذربایجان و کردستان و مسئلۀ نفت شمال؛ چگونگی پیدایش جنبش ملیشدن صنعت نفت ایران و سقوط دولت ملی مصدق اشاره کرد.
https://t.iss.one/mardomnameh
داریوش رحمانیان
ویراستار: پرستو رحیمی
📍تهران: کتاب شرق، ۱۴۰۴
📖 ۴۸۶ صفحه
♦️این کتاب به تحلیل و بررسی تحولات سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی ایران در فاصلهای حساس و تعیینکننده از کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ تا کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ میپردازد. نگاه نقادانه و جامع این کتاب در کنار تجربههای آموزشی و پژوهشی نگارنده باعث شده است درک فرایندهای پیچیدۀ تحولات جامعۀ ایران در این بازۀ زمانی برای دانشجویان و پژوهشگران تاریخ معاصر ایران سهل شود.
♦️از عمدهمباحث این کتاب میتوان به چرایی و چگونگی وقوع کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ و نتایج و آثار آن بر استقرار سلطنت پهلوی؛ اقدامات و برنامهریزیهای نوسازی دورۀ رضاشاه و تحولات فکری، ادبی و هنری این دوره؛ مناسبات سیاسی ایران با دول خارجی در دورۀ رضاشاه؛ جنگ جهانی دوم و نقش و جایگاه ایران در آن؛ چگونگی سقوط رضاشاه و دیگر پیامدهای اشغال ایران؛ تحولات ایران در دهۀ ۲۰ شمسی و رفتوآمدهای پیدرپی دولتها؛ بحران آذربایجان و کردستان و مسئلۀ نفت شمال؛ چگونگی پیدایش جنبش ملیشدن صنعت نفت ایران و سقوط دولت ملی مصدق اشاره کرد.
https://t.iss.one/mardomnameh
👍3🔥2
▪️امروز سالروز درگذشت دکتر شهرام هدایت است (۹ اردیبهشت ۱۳۹۳).
مرحوم هدایت از جملهٔ پژوهشگران تاریخ و فرهنگ ایران بود که غریبانه زیست و غریبانه درگذشت. در پایگاههای علمی و شبکههای اجتماعی دادهها و آگاهیهای بسیار اندکی از او در دسترس است. او هم در زبانهای باستانی و تاریخ ایران باستان و هم در مطالعات قرآنی و تفسیری آثاری از خود برجای گذاشته است.
دیروز دوست فاضل و دانشمند جناب آقای محمدهادی خالقی سالگرد درگذشت ایشان را به بنده یادآور شدند و در جایی از پیام خود چنین آوردند: «کاش میشد کاری کرد که عکسها و یادداشتها و نامههایی از او که این جا و آن جا خاک میخورند، به نحوی گرد آیند یا به تدریج، منتشر شوند.شاید دیگر دوستان نیز ایدههایی داشته باشند. نمیدانم. رحمت حق نثار او و نثار همه ما باد». امیدوارم این پیشنهاد ایشان را دوستان و شاگردان و همکاران آن مرحوم پیگیری کنند و بدان جامهٔ عمل بپوشانند.
🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
مرحوم هدایت از جملهٔ پژوهشگران تاریخ و فرهنگ ایران بود که غریبانه زیست و غریبانه درگذشت. در پایگاههای علمی و شبکههای اجتماعی دادهها و آگاهیهای بسیار اندکی از او در دسترس است. او هم در زبانهای باستانی و تاریخ ایران باستان و هم در مطالعات قرآنی و تفسیری آثاری از خود برجای گذاشته است.
دیروز دوست فاضل و دانشمند جناب آقای محمدهادی خالقی سالگرد درگذشت ایشان را به بنده یادآور شدند و در جایی از پیام خود چنین آوردند: «کاش میشد کاری کرد که عکسها و یادداشتها و نامههایی از او که این جا و آن جا خاک میخورند، به نحوی گرد آیند یا به تدریج، منتشر شوند.شاید دیگر دوستان نیز ایدههایی داشته باشند. نمیدانم. رحمت حق نثار او و نثار همه ما باد». امیدوارم این پیشنهاد ایشان را دوستان و شاگردان و همکاران آن مرحوم پیگیری کنند و بدان جامهٔ عمل بپوشانند.
🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
👍3
Forwarded from حبههای نقرهفام
به یاد شهرام هدایت (د. 9 اردیبهشت 1393)
امروز یازدهمین سالگرد درگذشت مرحوم دکتر شهرام هدایت، زبانشناس، مترجم و پژوهشگر مطالعات تطبیقی ادیان است. ایشان به چندین هنر آراسته بود، از جمله خط شناسی.
یکی از آثار فنی هدایت ترجمۀ فارسی قرآن است که ده جزء نخست آن در فاصلۀ سالهای 1358 تا 1360 در تهران (انتشارات صالحی) منتشر شد. برای این بنده دانسته نیست که چرا این ترجمه به پایان نرسید، یا اگر ادامه یافت به چه دلیلی به طور کامل به زیور طبع آراسته نشد! احتمالا دوستان نزدیک ایشان اطلاعاتی داشته باشند. به هر حال فعلا همین مقدار در دسترس است.
ظاهرا به جز نقد مرحوم محیط طباطبایی (مجله آینده، 1359)، جامعۀ علمی ما این تلاش عظیم را جدی نگرفت. هدایت برای متن قرآن از خط زیبا و چشم نواز محمدحسین ابن علی عسکر الارسنجانی (اصل نسخه: 79ـ6ـ54/158؛ موزۀ نگارستان) استفاده کرده است.
باری، این ترجمه از ابعاد مختلف شایستۀ بررسی در نشستهای علمی و مقالات پژوهشی است. در پیوست فایل اسکن نسخۀ کتابخانه دانشگاه ادیان و مذاهب قم، تقدیم میشود. در صفحه 315 این نسخه (اول جزء نهم)، نمونه خط خود مترجم دیده میشود که آن را به پرفسور انریکو Enrico Cerulli (1898 –1988) تقدیم کرده؛ انریکو علاوه بر سمت دیپلماتیک در ایران، خاورشناس و پژوهشگر مطالعات حبشی نیز بوده است!
یادش گرامی.
https://t.iss.one/HeidarEyvazi
👇👇
امروز یازدهمین سالگرد درگذشت مرحوم دکتر شهرام هدایت، زبانشناس، مترجم و پژوهشگر مطالعات تطبیقی ادیان است. ایشان به چندین هنر آراسته بود، از جمله خط شناسی.
یکی از آثار فنی هدایت ترجمۀ فارسی قرآن است که ده جزء نخست آن در فاصلۀ سالهای 1358 تا 1360 در تهران (انتشارات صالحی) منتشر شد. برای این بنده دانسته نیست که چرا این ترجمه به پایان نرسید، یا اگر ادامه یافت به چه دلیلی به طور کامل به زیور طبع آراسته نشد! احتمالا دوستان نزدیک ایشان اطلاعاتی داشته باشند. به هر حال فعلا همین مقدار در دسترس است.
ظاهرا به جز نقد مرحوم محیط طباطبایی (مجله آینده، 1359)، جامعۀ علمی ما این تلاش عظیم را جدی نگرفت. هدایت برای متن قرآن از خط زیبا و چشم نواز محمدحسین ابن علی عسکر الارسنجانی (اصل نسخه: 79ـ6ـ54/158؛ موزۀ نگارستان) استفاده کرده است.
باری، این ترجمه از ابعاد مختلف شایستۀ بررسی در نشستهای علمی و مقالات پژوهشی است. در پیوست فایل اسکن نسخۀ کتابخانه دانشگاه ادیان و مذاهب قم، تقدیم میشود. در صفحه 315 این نسخه (اول جزء نهم)، نمونه خط خود مترجم دیده میشود که آن را به پرفسور انریکو Enrico Cerulli (1898 –1988) تقدیم کرده؛ انریکو علاوه بر سمت دیپلماتیک در ایران، خاورشناس و پژوهشگر مطالعات حبشی نیز بوده است!
یادش گرامی.
https://t.iss.one/HeidarEyvazi
👇👇
👍3❤2
Forwarded from حبههای نقرهفام
ترجمه قرآن شهرام هدایت.pdf
29.7 MB
ترجمه ده جزء نخست قرآن کریم، شهرام هدایت
👍4👏1
Forwarded from مردمنامه (تاریخ مردم) (mohammad javad)
✅ درآمدی بر چگونگی رویارویی با منابع کهن در پژوهشهای تاریخ اجتماعی و مردمنامهنویسی
گفتوگو با نگار ذیلابی
📌 برای مشاهدۀ این قسمت، پیوندهای زیر را لمس کنید:
🔗 https://youtu.be/uWOnbDvkl5E
🔗 https://www.aparat.com/v/daw7rl3
طراح پوستر: زکیه محرابی، دانشجوی کارشناسی تاریخ دانشگاه تهران
مردمنامه را در یوتیوب و آپارات دنبال و با بازنشر و پسند ویدیوها از ما حمایت کنید.
گفتوگو با نگار ذیلابی
📌 برای مشاهدۀ این قسمت، پیوندهای زیر را لمس کنید:
🔗 https://youtu.be/uWOnbDvkl5E
🔗 https://www.aparat.com/v/daw7rl3
طراح پوستر: زکیه محرابی، دانشجوی کارشناسی تاریخ دانشگاه تهران
مردمنامه را در یوتیوب و آپارات دنبال و با بازنشر و پسند ویدیوها از ما حمایت کنید.
YouTube
درآمدی بر چگونگی رویارویی با منابع کهن در پژوهشهای تاریخ اجتماعی و مردمنامهنویسی
گفتوگو با نگار ذیلابی
با پسند و بازنشر ویدیوها از مردمنامه حمایت کنید.
پشتیبانی مالی از مردمنامه با واریز رمزارز
📌 این شیوه بهویژه برای ایرانیان خارج از کشور مناسب است
1⃣ لطفا از طریق کانال TRC20، به کیف پول زیر، تتر (USDT) واریز نمایید:
TS48gZvmqy…
با پسند و بازنشر ویدیوها از مردمنامه حمایت کنید.
پشتیبانی مالی از مردمنامه با واریز رمزارز
📌 این شیوه بهویژه برای ایرانیان خارج از کشور مناسب است
1⃣ لطفا از طریق کانال TRC20، به کیف پول زیر، تتر (USDT) واریز نمایید:
TS48gZvmqy…
👍8
📚 گزیدهٔ منابع و مطالعات تاریخی (۱)
یکی از همراهان گرامی پنجهنامه خواسته بود که فهرستی از منابع و مآخذ تاریخی درباره تاریخ اسلام و ایران و جهان معرفی شود. در نخستین فرسته، سیاههای از ده منبع کهن اسلامی، از میانهٔ قرن دوم تا اوایل قرن چهارم، آورده خواهد شد. دربارهٔ کموکیف این منابع، سخن بسیار است که در کتابها و مقالههای نقد منابع تاریخ اسلام بدان پرداخته شده و در اینجا مجال ذکر آن نیست. تنها این نکته را همواره به یاد داشته باشید: دربارهٔ هیچیک از این منابع نمیتوان گفت که همهٔ روایتهایش معتبر و مستند است؛ ما تاریخپژوهان در رویارویی با این منابع، هر روایت را جداگانه بررسی و ارزیابی میکنیم و دربارهٔ آن نظر میدهیم.
📗تاریخ صدر اسلام (عصر پیامبر و عصر خلفای راشدین) (۱): منابع کهن
۱. ابن اِسْحاق، ابوعبدالله محمد (د. ۱۵۱ق)، سيرة ابن اسحاق، بهکوشش محمد حمیدالله، رباط، معهد الدراسات و الابحاث للتعریب، ۱۳۹۶ق/ ۱۹۷۶م.
- تصحیحی دیگر: سیرة ابن اسحاق (کتاب السیر و المغازی)، بهکوشش سهیل زکار، بیروت، دارالفکر، ۱۳۹۸ق/ ۱۹۷۸م.
- ترجمۀ کهن فارسی: سيرت رسولالله، ترجمۀ رفيعالدين اسحاق بن محمد همدانى، بهکوشش اصغر مهدوی، تهران، ۱۳۶۱ش.
۲. واقِدی، محمد بن عمر (د. ۲۰۷ق)، المغازی، بهکوشش مارسدن جونس، بیروت، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، ۱۴۰۹ق/ ۱۹۸۹ م.
- ترجمۀ فارسی: مغازی: تاریخ جنگهای پیامبر(ص)، ترجمۀ محمود مهدوی دامغانی، تهران، مرکز نشر دانشگاهی، ۱۳۶۹ش.
۳. عبدالرزاق بن هَمّام صنعانی (د. ۲۱۱ق)، المُصَنَّف، بهکوشش حبيب الرحمن اعاظمی، بیروت، المجلس العلمی، ۱۴۰۳ق/ ۱۹۸۳م.
- گزیده: المرويات التاريخيه في کتاب المصنف (عبدالرزاق بن همام صنعانی)، بهکوشش عبدالمنعم جاسم الدليمی، بغداد، مركز البحوث والدراسات الإسلامية، ۲۰۰۹م.
۴. ابن هِشام، ابو محمد عبدالملک (د. ۲۱۸ق)، السيرة النبوية، بهکوشش مصطفى السقا، إبراهيم الابياری و عبدالحفيظ الشلبی، قاهره، شركة مكتبة ومطبعة مصطفى البابی الحلبی وأولاده بمصر، چاپ دوم، ۱۳۷۵ق/ ۱۹۵۵م.
- ترجمۀ فارسی: زندگانی محمد (ص) پیامبر اسلام: ترجمه سیرة النبویه، ترجمۀ سیدهاشم رسولی محلاتی، تهران: کتابچی، ۱۳۷۵ش (چاپ اول: کتابفروشی اسلاميه، ۱۳۴۷).
- ترجمۀ فارسی دیگر: سیرت محمد رسول الله (ص)، ترجمۀ مسعود انصاری، تهران، مولی، ۱۴۹۲ش.
۵. ابن سَعد، محمد بن سعد کاتب واقدی (د. ۲۳۰ق)، الطبقات الكبری، به كوشش احسان عباس، بيروت، دارصادر، ۱۹۶۸م.
- ترجمۀ فارسی: طبقات، ترجمهٔ محمود مهدوی دامغانی، تهران، انتشارات فرهنگ و اندیشه، ۱۳۷۴ ش.
۶. بَلاذری، احمد بن یحیی (د. ۲۷۹ق)، الانساب الاشراف (جُمل من انساب الاشراف)، بیروت، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، به¬کوشش سهیل ذکّار و دیگران، ۱۳۹۷ق.
۷. بَلاذری، احمد بن یحیی (د. ۲۷۹ق)، فتوحالبلدان، بیروت، دار و مکتبة الهلال، ۱۹۸۸م.
- ترجمۀ فارسی: فتوحالبلدان، ترجمۀ محمد توکل، تهران، نشره نقره، ۱۳۶۷ش (چاپ اول: ۱۳۳۷).
- ترجمۀ فارسی: فتوح البلدان: بخش مربوط به ایران، ترجمۀ آذرتاش آذرنوش، تهران، سروش، ۱۳۶۴ش.
۸. دینوری، ابوحنیفه احمد بن داود (د. ۲۸۱ق)، الأخبار الطِّوال، بهکوشش جمالالدین شیال، قم، الشریف الرضی، ۱۳۷۳ش.
- ترجمۀ فارسی: اخبار الطِّوال، ترجمۀ صادق نشأت، تهران، بنیاد فرهنگ ایران، ۱۳۴۶ش (چاپ تازه: انتشارات اساطیر، ۱۴۰۲ش).
- ترجمۀ فارسی: اخبار الطُّوال، ترجمۀ محمود مهدوی دامغانی، تهران، نشر نی، ۱۳۷۱ش.
۹. یعقوبی، احمد بن اسحاق بن واضح (د. ۲۸۴ یا ۲۹۲ ق)، تاريخ اليعقوبی، بیروت: دار صادر، بیتا.
- ترجمۀ فارسی، تاریخ یعقوبی، ترجمه محمدابراهیم آیتی، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۶۲ش.
۱۰. طَبری، محمد بن جریر (د. ۳۱۰ق)، تاریخُ الرُسُلِ و المُلوک (تاریخ الاُمَمِ و المُلوک معروف به تاریخ الطبری)، بهکوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، دار احیاء التراث العرب، بیتا.
- ترجمۀ فارسی: تاریخ طبری (تاریخ الرسل و الملوک)، ترجمۀ ابوالقاسم پاینده، تهران، اساطیر، ۱۳۶۲ش.
- ترجمهٔ کهن (ترجمهای خلاصه و آزاد و در جاهایی با اضافات) با دو تصحیح: تاریخ بلعمی، به کوشش ملکالشعراء بهار و محمد پروین گنابادی، تهران، زوار، ۱۳۵۳ش؛ تاریخنامه طبری، بهکوشش محمد روشن، تهران، سروش، ۱۳۷۸ش (چاپ اول: البرز، ۱۳۷۳ش).
▫️ معصومعلی پنجه
۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۴ | تهران نیمهپاک
🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
یکی از همراهان گرامی پنجهنامه خواسته بود که فهرستی از منابع و مآخذ تاریخی درباره تاریخ اسلام و ایران و جهان معرفی شود. در نخستین فرسته، سیاههای از ده منبع کهن اسلامی، از میانهٔ قرن دوم تا اوایل قرن چهارم، آورده خواهد شد. دربارهٔ کموکیف این منابع، سخن بسیار است که در کتابها و مقالههای نقد منابع تاریخ اسلام بدان پرداخته شده و در اینجا مجال ذکر آن نیست. تنها این نکته را همواره به یاد داشته باشید: دربارهٔ هیچیک از این منابع نمیتوان گفت که همهٔ روایتهایش معتبر و مستند است؛ ما تاریخپژوهان در رویارویی با این منابع، هر روایت را جداگانه بررسی و ارزیابی میکنیم و دربارهٔ آن نظر میدهیم.
📗تاریخ صدر اسلام (عصر پیامبر و عصر خلفای راشدین) (۱): منابع کهن
۱. ابن اِسْحاق، ابوعبدالله محمد (د. ۱۵۱ق)، سيرة ابن اسحاق، بهکوشش محمد حمیدالله، رباط، معهد الدراسات و الابحاث للتعریب، ۱۳۹۶ق/ ۱۹۷۶م.
- تصحیحی دیگر: سیرة ابن اسحاق (کتاب السیر و المغازی)، بهکوشش سهیل زکار، بیروت، دارالفکر، ۱۳۹۸ق/ ۱۹۷۸م.
- ترجمۀ کهن فارسی: سيرت رسولالله، ترجمۀ رفيعالدين اسحاق بن محمد همدانى، بهکوشش اصغر مهدوی، تهران، ۱۳۶۱ش.
۲. واقِدی، محمد بن عمر (د. ۲۰۷ق)، المغازی، بهکوشش مارسدن جونس، بیروت، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، ۱۴۰۹ق/ ۱۹۸۹ م.
- ترجمۀ فارسی: مغازی: تاریخ جنگهای پیامبر(ص)، ترجمۀ محمود مهدوی دامغانی، تهران، مرکز نشر دانشگاهی، ۱۳۶۹ش.
۳. عبدالرزاق بن هَمّام صنعانی (د. ۲۱۱ق)، المُصَنَّف، بهکوشش حبيب الرحمن اعاظمی، بیروت، المجلس العلمی، ۱۴۰۳ق/ ۱۹۸۳م.
- گزیده: المرويات التاريخيه في کتاب المصنف (عبدالرزاق بن همام صنعانی)، بهکوشش عبدالمنعم جاسم الدليمی، بغداد، مركز البحوث والدراسات الإسلامية، ۲۰۰۹م.
۴. ابن هِشام، ابو محمد عبدالملک (د. ۲۱۸ق)، السيرة النبوية، بهکوشش مصطفى السقا، إبراهيم الابياری و عبدالحفيظ الشلبی، قاهره، شركة مكتبة ومطبعة مصطفى البابی الحلبی وأولاده بمصر، چاپ دوم، ۱۳۷۵ق/ ۱۹۵۵م.
- ترجمۀ فارسی: زندگانی محمد (ص) پیامبر اسلام: ترجمه سیرة النبویه، ترجمۀ سیدهاشم رسولی محلاتی، تهران: کتابچی، ۱۳۷۵ش (چاپ اول: کتابفروشی اسلاميه، ۱۳۴۷).
- ترجمۀ فارسی دیگر: سیرت محمد رسول الله (ص)، ترجمۀ مسعود انصاری، تهران، مولی، ۱۴۹۲ش.
۵. ابن سَعد، محمد بن سعد کاتب واقدی (د. ۲۳۰ق)، الطبقات الكبری، به كوشش احسان عباس، بيروت، دارصادر، ۱۹۶۸م.
- ترجمۀ فارسی: طبقات، ترجمهٔ محمود مهدوی دامغانی، تهران، انتشارات فرهنگ و اندیشه، ۱۳۷۴ ش.
۶. بَلاذری، احمد بن یحیی (د. ۲۷۹ق)، الانساب الاشراف (جُمل من انساب الاشراف)، بیروت، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، به¬کوشش سهیل ذکّار و دیگران، ۱۳۹۷ق.
۷. بَلاذری، احمد بن یحیی (د. ۲۷۹ق)، فتوحالبلدان، بیروت، دار و مکتبة الهلال، ۱۹۸۸م.
- ترجمۀ فارسی: فتوحالبلدان، ترجمۀ محمد توکل، تهران، نشره نقره، ۱۳۶۷ش (چاپ اول: ۱۳۳۷).
- ترجمۀ فارسی: فتوح البلدان: بخش مربوط به ایران، ترجمۀ آذرتاش آذرنوش، تهران، سروش، ۱۳۶۴ش.
۸. دینوری، ابوحنیفه احمد بن داود (د. ۲۸۱ق)، الأخبار الطِّوال، بهکوشش جمالالدین شیال، قم، الشریف الرضی، ۱۳۷۳ش.
- ترجمۀ فارسی: اخبار الطِّوال، ترجمۀ صادق نشأت، تهران، بنیاد فرهنگ ایران، ۱۳۴۶ش (چاپ تازه: انتشارات اساطیر، ۱۴۰۲ش).
- ترجمۀ فارسی: اخبار الطُّوال، ترجمۀ محمود مهدوی دامغانی، تهران، نشر نی، ۱۳۷۱ش.
۹. یعقوبی، احمد بن اسحاق بن واضح (د. ۲۸۴ یا ۲۹۲ ق)، تاريخ اليعقوبی، بیروت: دار صادر، بیتا.
- ترجمۀ فارسی، تاریخ یعقوبی، ترجمه محمدابراهیم آیتی، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، ۱۳۶۲ش.
۱۰. طَبری، محمد بن جریر (د. ۳۱۰ق)، تاریخُ الرُسُلِ و المُلوک (تاریخ الاُمَمِ و المُلوک معروف به تاریخ الطبری)، بهکوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت، دار احیاء التراث العرب، بیتا.
- ترجمۀ فارسی: تاریخ طبری (تاریخ الرسل و الملوک)، ترجمۀ ابوالقاسم پاینده، تهران، اساطیر، ۱۳۶۲ش.
- ترجمهٔ کهن (ترجمهای خلاصه و آزاد و در جاهایی با اضافات) با دو تصحیح: تاریخ بلعمی، به کوشش ملکالشعراء بهار و محمد پروین گنابادی، تهران، زوار، ۱۳۵۳ش؛ تاریخنامه طبری، بهکوشش محمد روشن، تهران، سروش، ۱۳۷۸ش (چاپ اول: البرز، ۱۳۷۳ش).
▫️ معصومعلی پنجه
۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۴ | تهران نیمهپاک
🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
❤10👍3