250121_0624
My Recording
پوشه شنیداری جلسهی بررسی و نقد کتاب
انقلاب مشروطه
جنبش آزادیخواهی ایرانیان
با حضور:
▪️دکتر غلامحسین زرگرینژاد (استاد بازنشسته دانشگاه تهران)
▪️دکتر مقصود فراستخواه (عضو هیئت علمی مؤسسه پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی)
▪️دکتر عباس قدیمیقیداری (عضو هیئت علمی دانشگاه تبریز)
▪️دکتر علیرضا ملائیتوانی (مولف کتاب؛ عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی)
چهارشنبه ۸ اسفند ۱۴۰۳
🆔 t.iss.one/salesspublaction
🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
انقلاب مشروطه
جنبش آزادیخواهی ایرانیان
با حضور:
▪️دکتر غلامحسین زرگرینژاد (استاد بازنشسته دانشگاه تهران)
▪️دکتر مقصود فراستخواه (عضو هیئت علمی مؤسسه پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی)
▪️دکتر عباس قدیمیقیداری (عضو هیئت علمی دانشگاه تبریز)
▪️دکتر علیرضا ملائیتوانی (مولف کتاب؛ عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی)
چهارشنبه ۸ اسفند ۱۴۰۳
🆔 t.iss.one/salesspublaction
🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
👍4
Forwarded from مدرسانۀ دورنما
#مقاله #ترجمه
🔹رهیافت پدیدارشناسانه در مطالعات اسلام
مروری بر تلاشهای غربی در راستای فهم اسلام
✍️ نوشتۀ #مجیب_الرحمان
ترجمۀ #محمدحسین_محمدپور
🔹در این مقاله، مجیبالرحمان، استاد مطالعات اسلام در دانشگاه مکگیل کانادا، مروری جامع بر رهیافت پدیدارشناسانه و کاربست آن در مطالعات اسلام دارد. بهرغم اهمیت این رهیافت در مطالعات دین، منابع فارسیزبان چندانی در اینباره بهویژه در حوزۀ مطالعات اسلام وجود ندارد. این مقاله، که در ۲۰۰۱ به انگلیسی منتشر شده، علاوه بر مرور آثار محققانی که پدیدارشناسی اسلام را گسترش دادهاند، مبانی فکری آنان را نیز بررسی میکند و در کنار یکدیگر میگذارد تا تصویری جامع و تحلیلی از موضوع به خواننده ارائه دهد.
🔻مطالعۀ متن کامل مقاله در وبسایت
#مجیب_الرحمان #پدیدارشناسی
#مطالعات_دین #رهیافت_پدیدارشناسانه
@doornamaa
🔹رهیافت پدیدارشناسانه در مطالعات اسلام
مروری بر تلاشهای غربی در راستای فهم اسلام
✍️ نوشتۀ #مجیب_الرحمان
ترجمۀ #محمدحسین_محمدپور
🔹در این مقاله، مجیبالرحمان، استاد مطالعات اسلام در دانشگاه مکگیل کانادا، مروری جامع بر رهیافت پدیدارشناسانه و کاربست آن در مطالعات اسلام دارد. بهرغم اهمیت این رهیافت در مطالعات دین، منابع فارسیزبان چندانی در اینباره بهویژه در حوزۀ مطالعات اسلام وجود ندارد. این مقاله، که در ۲۰۰۱ به انگلیسی منتشر شده، علاوه بر مرور آثار محققانی که پدیدارشناسی اسلام را گسترش دادهاند، مبانی فکری آنان را نیز بررسی میکند و در کنار یکدیگر میگذارد تا تصویری جامع و تحلیلی از موضوع به خواننده ارائه دهد.
🔻مطالعۀ متن کامل مقاله در وبسایت
#مجیب_الرحمان #پدیدارشناسی
#مطالعات_دین #رهیافت_پدیدارشناسانه
@doornamaa
🔥1
Forwarded from موسی اکرمی: فلسفه از تعبیر جهان تا تغییر جهان (Musa Akrami)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
⏪ترجمه و نشر مجموعهی پنج جلدی
◀️#هنر_و_اندیشه_در_گذر_اعصار
▶️#Arts_and_Humanities_Through_The_Eras
#موسی_اکرمی
#کیانوش_تقیزاده_انصاری
#علیرضا_سید_احمدیان
#محمدتقی_فرامرزی
#مهرداد_قیومی_بیدهندی
#مهدی_گلچین_عارفی
#فریبرز_مجیدی
#مهدی_نصراللهزاده
✅#نشر_لاهیتا
🔻هر یک از پنج جلد دارای نُه فصل است: شش فصل به شش هنر معماری و طراحی، رقص، ادبیات، موسیقی، تئاتر، و هنرهای دیداری (تجسمی) اختصاص یافته، و سه فصل به فلسفه و دین و طرز پوشش.
✅توفیق ترجمهی فصل فلسفه در هر جلد نصیب من، موسی اکرمی، شده است.
◀️#هنر_و_اندیشه_در_گذر_اعصار
▶️#Arts_and_Humanities_Through_The_Eras
◀️جلد یکم: مصر باستان، از 2675 تا 332 پیش از میلاد*⃣مترجمان:
◀️جلد دوم: یونان باستان و روم، از 1200 پیش از میلاد تا 476 میلادی
◀️جلد سوم: اروپای سدههای میانه، از 814 تا 1450 میلادی
◀️جلد چهارم: اروپای دوران باززایی، از 1300 تا 1400 میلادی
◀️جلد پنجم: عصر باروک و روشنگری، از 1600 تا 1800 میلادی
#موسی_اکرمی
#کیانوش_تقیزاده_انصاری
#علیرضا_سید_احمدیان
#محمدتقی_فرامرزی
#مهرداد_قیومی_بیدهندی
#مهدی_گلچین_عارفی
#فریبرز_مجیدی
#مهدی_نصراللهزاده
✅#نشر_لاهیتا
🔻هر یک از پنج جلد دارای نُه فصل است: شش فصل به شش هنر معماری و طراحی، رقص، ادبیات، موسیقی، تئاتر، و هنرهای دیداری (تجسمی) اختصاص یافته، و سه فصل به فلسفه و دین و طرز پوشش.
✅توفیق ترجمهی فصل فلسفه در هر جلد نصیب من، موسی اکرمی، شده است.
👍4
▪️ اندر دشواریهای پژوهشگری و نویسندگی در خانه
از بدیها و دشوارهای نویسندگی و پژوهشگری در علوم انسانی این است که زمان و مکان نمیشناسد. استادان و پژوهشگران تاریخ، ادبیات و فلسفه و ... بیشتر کارهای خود را در خانه انجام میدهند. گاهی روند انجام و نگارش این پژوهشها آنقدر طولانی میشود که صدای همسر و بهویژه فرزندان را درمیآورد و گهگاه حتی کار به بدوبیراه گفتن به موضوع پژوهش کشیده میشود! در اینجا دو نمونه آورده میشود:
نمونه یکم: تصویر پیوست (در فرسته بعدی) با شعار «مرگ بر عثمانی» اثر فرزندِ دوستِ دانشور ما، جناب دکتر مهدی عبادی است. این نقاشیخط زمانی خلق شده که پدر، ماهها -روزها و شبها- در خانه سرگرم مطالعه برای نگارش مدخل بسیار بلند «عثمانی» برای دانشنامه جهان اسلام(چاپ شده در جلد ۳۳، ۱۴۰۳) بوده و قاعدتاً فرصت وقتگذرانی با کودک را نداشته و در پاسخ به درخواستهای مکرر او برای بازیکردن یا به گردش/ سفر رفتن، هر بار از پدر شنیده که فرصت ندارد و باید مقاله «عثمانی» را بنویسند. کودک که از این پاسخ تکراری به تنگ آمده بوده، دست به کار میشود تا اعتراض خود را به گوش پدر برساند؛ این نقاشیخط را پدید میآورد و هرچه فریاد دارد را بر سر عثمانیها میکشد!
نمونه دوم: خاطرهای است که چند باری از یکی از استادان پیشکسوت شنیدهام. استاد ما تعریف میکند که سیواندی سال پیش که نگارش مدخل بلندی درباره یکی از بزرگان در دایرةالمعارف بزرگ اسلامی به او سپرده شد، برای انجام این کار چندماهی در خانه و در اتاق دربسته مشغول مطالعه و نگارش میشود. استاد ما در آن زمان فرزندی خردسال داشته که از این وضع ناراضی بوده؛ چرا که میدیده پدرش ساعتها در اتاق دربسته، مشغول کار است و به او عنایتی ندارد و با او بازی نمیکند؛ در این زمانها هنگامی که با در بستهٔ اتاق پدر روبهرو میشده، با لگد به در میکوبیده و میگفته: «گور بابای فلانی [فردی که استاد مدخلش را مینوشته]».
▫️ معصومعلی پنجه
۱۸ اسفند ۱۴۰۳ | تهران [هوای بارانی دلانگیز بهاری]
🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
از بدیها و دشوارهای نویسندگی و پژوهشگری در علوم انسانی این است که زمان و مکان نمیشناسد. استادان و پژوهشگران تاریخ، ادبیات و فلسفه و ... بیشتر کارهای خود را در خانه انجام میدهند. گاهی روند انجام و نگارش این پژوهشها آنقدر طولانی میشود که صدای همسر و بهویژه فرزندان را درمیآورد و گهگاه حتی کار به بدوبیراه گفتن به موضوع پژوهش کشیده میشود! در اینجا دو نمونه آورده میشود:
نمونه یکم: تصویر پیوست (در فرسته بعدی) با شعار «مرگ بر عثمانی» اثر فرزندِ دوستِ دانشور ما، جناب دکتر مهدی عبادی است. این نقاشیخط زمانی خلق شده که پدر، ماهها -روزها و شبها- در خانه سرگرم مطالعه برای نگارش مدخل بسیار بلند «عثمانی» برای دانشنامه جهان اسلام(چاپ شده در جلد ۳۳، ۱۴۰۳) بوده و قاعدتاً فرصت وقتگذرانی با کودک را نداشته و در پاسخ به درخواستهای مکرر او برای بازیکردن یا به گردش/ سفر رفتن، هر بار از پدر شنیده که فرصت ندارد و باید مقاله «عثمانی» را بنویسند. کودک که از این پاسخ تکراری به تنگ آمده بوده، دست به کار میشود تا اعتراض خود را به گوش پدر برساند؛ این نقاشیخط را پدید میآورد و هرچه فریاد دارد را بر سر عثمانیها میکشد!
نمونه دوم: خاطرهای است که چند باری از یکی از استادان پیشکسوت شنیدهام. استاد ما تعریف میکند که سیواندی سال پیش که نگارش مدخل بلندی درباره یکی از بزرگان در دایرةالمعارف بزرگ اسلامی به او سپرده شد، برای انجام این کار چندماهی در خانه و در اتاق دربسته مشغول مطالعه و نگارش میشود. استاد ما در آن زمان فرزندی خردسال داشته که از این وضع ناراضی بوده؛ چرا که میدیده پدرش ساعتها در اتاق دربسته، مشغول کار است و به او عنایتی ندارد و با او بازی نمیکند؛ در این زمانها هنگامی که با در بستهٔ اتاق پدر روبهرو میشده، با لگد به در میکوبیده و میگفته: «گور بابای فلانی [فردی که استاد مدخلش را مینوشته]».
▫️ معصومعلی پنجه
۱۸ اسفند ۱۴۰۳ | تهران [هوای بارانی دلانگیز بهاری]
🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
😁18👍3❤2👌1
«عمر خیام شاعر لذتگرا، خواندن شعر در فضای آزاد و زیر درخت را توصیه میکند؛ سدهها بعد، سنت - بوو نکتهسنج و دقیق توصیه کرد که خاطرات نوشته مادام دو استال باید زیر درخت و در ماه نوامبر خوانده شود». رابرت شلی چنین نوشته است: «من عادت دارم هنگام خواندن هرودوت، جامه از تن درآورم، روی تخته سنگی بنشینم و آن قدر بخوانم تا عرق بدنم خشک شود».
📓 آلبرتو مانگوئل، تاریخ کتابخوانی، ترجمه رحیم قاسمیان، هرمس، ۲۰۹.
🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
📓 آلبرتو مانگوئل، تاریخ کتابخوانی، ترجمه رحیم قاسمیان، هرمس، ۲۰۹.
🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
👍5🔥1👏1🥴1
🚽 کتابخوانی در توالت
«در کتاب زندگینامهٔ گریگوری قدیس متعلق به سدهٔ دوازدهم توالت به عنوان جایی برای خلوت گزیدن که در آنجا میتوان بدون مزاحمت کسی، دستههای کاغذ را خواند، معرفی شده است. هنری میلر با این نظر موافق بود «بهترین جا برای من همان جا بوده است. بخشهایی از کتاب اولیسس هست که اگر میخواهی تمام رنگ و بوی محتوای آن را به خوبی درک کنی - باید در توالت بخوانی». در واقع این مکان کوچک برای مارسل پروست نیز، گرچه «برای کاربردی خاصتر و به مراتب بینزاکتتر کنار گذاشته شده بود»، مکانی به حساب میآمد، «که در آن به تمام کارهایی میرسیدم که نیازمند تنهایی مطلق و خدشهناپذیری بود و خواندن، خیالپردازی، گریه و لذتهای احساسی را شامل میشد».
📙 آلبرتو مانگوئل، تاریخ کتابخوانی، ترجمه رحیم قاسمیان، هرمس، ۲۰۹.
🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
«در کتاب زندگینامهٔ گریگوری قدیس متعلق به سدهٔ دوازدهم توالت به عنوان جایی برای خلوت گزیدن که در آنجا میتوان بدون مزاحمت کسی، دستههای کاغذ را خواند، معرفی شده است. هنری میلر با این نظر موافق بود «بهترین جا برای من همان جا بوده است. بخشهایی از کتاب اولیسس هست که اگر میخواهی تمام رنگ و بوی محتوای آن را به خوبی درک کنی - باید در توالت بخوانی». در واقع این مکان کوچک برای مارسل پروست نیز، گرچه «برای کاربردی خاصتر و به مراتب بینزاکتتر کنار گذاشته شده بود»، مکانی به حساب میآمد، «که در آن به تمام کارهایی میرسیدم که نیازمند تنهایی مطلق و خدشهناپذیری بود و خواندن، خیالپردازی، گریه و لذتهای احساسی را شامل میشد».
📙 آلبرتو مانگوئل، تاریخ کتابخوانی، ترجمه رحیم قاسمیان، هرمس، ۲۰۹.
🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
👍6🥴3😁2🔥1
📗 ایو سیمون، یک مرد معمولی، ترجمه حمیده لطفینیا و رومینا طاهری، تهران، هرمس، ۱۴۰۳.
▪️یک مرد معمولی کتابی است خیلی کوچک (پنجاه صفحه در قطع پالتویی). کتاب برشها و پارههای است از یادماندههای تلخ و شیرین نویسنده از بیست سال زندگی با پدرش، در کودکی و نوجوانی تا زمان مرگ او، که آنها را با قلمی شیوا و دلانگیز در خطاب به پدر واگویی کرده است. نوع رابطه ایو سیمون با پدرش برای بسیاری از ما خوانندگان میانسال به بالا در همهجای جهان که پدرانی همانند او داشتهایم، خیلی آشنا است. در آن یک ساعتی که سرگرم خواندن آن بودم، حال خوشی به من دست داد!
▫️یادداشت نویسنده بر ترجمه فارسی هم جالبتوجه است.
🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
▪️یک مرد معمولی کتابی است خیلی کوچک (پنجاه صفحه در قطع پالتویی). کتاب برشها و پارههای است از یادماندههای تلخ و شیرین نویسنده از بیست سال زندگی با پدرش، در کودکی و نوجوانی تا زمان مرگ او، که آنها را با قلمی شیوا و دلانگیز در خطاب به پدر واگویی کرده است. نوع رابطه ایو سیمون با پدرش برای بسیاری از ما خوانندگان میانسال به بالا در همهجای جهان که پدرانی همانند او داشتهایم، خیلی آشنا است. در آن یک ساعتی که سرگرم خواندن آن بودم، حال خوشی به من دست داد!
▫️یادداشت نویسنده بر ترجمه فارسی هم جالبتوجه است.
🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
👍4
... ما در خیابانی باشکوه به نام خیابان «شاه ایران» زندگی میکردیم ...
📙 ایو سیمون، یک مرد معمولی، ۴.
▫️ توضیح مترجمان: shah-de-perse؛ چون در قرن نوزدهم شاهان قاجار برای استفاده از آب گرم به این شهر [کنترکسویل] سفر کردهاند، در این شهر خیابانی به نام «شاه ایران» وجود دارد.
▪️ توضیح دقیقتر: آن شاه ایران که این خیابان نام خود را از او گرفته مظفرالدین شاه قاجار بوده که تصاویر و گزارشهای بسیاری از سفر او به این شهر در دست است از جمله تصاویر بالا.
🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
این اواخر که خبر صدمین سال تولد کلود لوی استروس رسید، به یاد تو افتادم که با او در یک سال به دنیا آمده بودی. اما قانونِ تغییرناپذیر زیستن است: گندم کارگران زودتر از دانشگاهیان درو میشود.📙 ایو سیمون، یک مرد معمولی، ۳۶.
▪️ کلود لوی استروس چند ماهی پس از صد سالگی در سال ۲۰۰۹ درگذشت!
🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
Forwarded from مردمنامه (تاریخ مردم) (د .)
استادِ شاگردپرور
در نکوداشت یاد و نام استاد دکتر سیروس برادران شکوهی
دکتر برادران شکوهی استاد فرزانه گروه تاریخ دانشگاه تبریز امروز ۲۱اسفند ۱۴۰۳ روی در نقاب خاک کشید و شاگردان و دوستان خود را در اندوه فروبرد. از نیمه دهه هفتاد و در دوره دکتری تاریخ دانشگاه تبریز افتخار شاگردی ایشان را پیدا کردم. او به راستی دانش و اخلاق را بههم آمیخته بود. بیشتر مطالعات و تدریس ایشان در حوزه تاریخ معاصر ایران، به ويژه تاریخ مشروطه بود. در همین زمینه در تاریخ روزنامهها و جراید، تسلطش ستودنی بود. در تاریخ معاصر آذربایجان، بهویژه تبریز، اطلاعاتی گرانبها داشت و همه اينها را در چارچوب تاریخ ایران و عشق به میهن میدید. در کار آموزش دانشجویان دلسوز و پیگیر بود. سختگیریهای بهجای خود را داشت. به آسانی از درس و تکلیف دانشجویان عبور نمیکرد. در عین حال بهشدت مهربان و احساسی بود. کار و سرنوشت دانشجو را پس از فراغت از تحصیل هم پیگیری میکرد. تا واپسین روزهای زندگی پیوند خود با بسیاری از شاگردان دیرین را حفظ کرده و مراقب کار و بار آنها بود. از هیچ راهنمایی و تشویقی برای پیشبرد کار آنان فروگذار نمیکرد. از این جهت او به راستی استادی "شاگردپرور" بود. خصوصیتی که شوربختانه در میان بسیاری از استادان امروز مغفول و مفقود است.
روانش شاد و در آرامش ابدی؛ یاد و نامش گرامی
مقصودعلی صادقی
دانشگاه تربیت مدرس تهران
https://t.iss.one/mardomnameh
در نکوداشت یاد و نام استاد دکتر سیروس برادران شکوهی
دکتر برادران شکوهی استاد فرزانه گروه تاریخ دانشگاه تبریز امروز ۲۱اسفند ۱۴۰۳ روی در نقاب خاک کشید و شاگردان و دوستان خود را در اندوه فروبرد. از نیمه دهه هفتاد و در دوره دکتری تاریخ دانشگاه تبریز افتخار شاگردی ایشان را پیدا کردم. او به راستی دانش و اخلاق را بههم آمیخته بود. بیشتر مطالعات و تدریس ایشان در حوزه تاریخ معاصر ایران، به ويژه تاریخ مشروطه بود. در همین زمینه در تاریخ روزنامهها و جراید، تسلطش ستودنی بود. در تاریخ معاصر آذربایجان، بهویژه تبریز، اطلاعاتی گرانبها داشت و همه اينها را در چارچوب تاریخ ایران و عشق به میهن میدید. در کار آموزش دانشجویان دلسوز و پیگیر بود. سختگیریهای بهجای خود را داشت. به آسانی از درس و تکلیف دانشجویان عبور نمیکرد. در عین حال بهشدت مهربان و احساسی بود. کار و سرنوشت دانشجو را پس از فراغت از تحصیل هم پیگیری میکرد. تا واپسین روزهای زندگی پیوند خود با بسیاری از شاگردان دیرین را حفظ کرده و مراقب کار و بار آنها بود. از هیچ راهنمایی و تشویقی برای پیشبرد کار آنان فروگذار نمیکرد. از این جهت او به راستی استادی "شاگردپرور" بود. خصوصیتی که شوربختانه در میان بسیاری از استادان امروز مغفول و مفقود است.
روانش شاد و در آرامش ابدی؛ یاد و نامش گرامی
مقصودعلی صادقی
دانشگاه تربیت مدرس تهران
https://t.iss.one/mardomnameh
Telegram
مردمنامه (تاریخ مردم)
📜 مردمنامه
🌍 فصلنامۀ مطالعات تاریخ مردم
✒️ بهسردبیری داریوش رحمانیان
🔗 دسترسی به فضاهای مجازی و پیوندهای خرید:
https://zil.ink/mardomnameh
📮ارتباط با مدیر کانال و ارسال مطلب:
@Parastoorahimi66
🌍 فصلنامۀ مطالعات تاریخ مردم
✒️ بهسردبیری داریوش رحمانیان
🔗 دسترسی به فضاهای مجازی و پیوندهای خرید:
https://zil.ink/mardomnameh
📮ارتباط با مدیر کانال و ارسال مطلب:
@Parastoorahimi66
😢2
20101026172957-85.pdf
403.9 KB
▫️«نیم قرن تدریس تاریخ»، گفتگوی جمشید نوروزی با سیروس برادران شکوهی، رشد آموزش تاریخ، ۱۳۸۲ شماره ۱۳.
▪️دکتر سیروس برادران شکوهی، استاد تاریخ دانشگاه تبریز امروز ۲۱ اسفند ۱۴۰۳ در ۸۸ سالگی درگذشت.
🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
▪️دکتر سیروس برادران شکوهی، استاد تاریخ دانشگاه تبریز امروز ۲۱ اسفند ۱۴۰۳ در ۸۸ سالگی درگذشت.
🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
❤2👍1
▪️کوی دانشگاه تهران در دهههای هفتاد و هشتاد (۴): زندگی مذهبی
▫️پیشکش به آقای علی روفهگرحق، دوست تبریزی عزیز ما و ساکن مهربان و خوشروی کوی (اقامت: ۱۳۷۶ - ۱۳۸۲)
آن سالها، خیلیها مذهبی بودند و نمودها و نمادهای مذهب، در زندگی دانشجویانِ ساکن کوی هم نقشی پررنگ داشتند. کموبیش همه بهدرجاتی مذهبی بودند و شمار آنانی که نماز میخوانند و روزه میگرفتند، بسیار بود. البته شمار قابلتوجهی هم بودند که اهل واجبات (نماز و روز) نبودند، اما خداناباور یا دینگریز نبودند و بیشتر دیندار عامیانه بودند. دانشجویان سنی غالبأ مذهبی و شدیداً پایبند به انجام فرایض بودند. دینستیزان و منتقدان دین اندک بودند، دستکم آنها که اظهار میکردند، زیاد نبودند.
در میانهٔ دهه هفتاد، باشندگان کوی، دستکم دانشجویان علوم انسانی که من بیشتر با آنها در معاشرت بودم، در آغاز ورود به خوابگاه مذهبی و محافظهکار و پایبند به انجام فرایض دینی بودند و سپس بهتدریج سکولار میشدند. اگر بخواهم فرایند دگرگونی فکری و مذهبی این دسته از دانشجویان را با تکیه بر مسیر مطالعاتیشان -آنهایی که اهل مطالعه بودند- بهدست دهم، اینگونه بود: در آغاز کتابهای مطهری و مصباح را میخواندند؛ سپس به شریعتی روی میآوردند؛ و پس از آن میرفتند سراغ سروش و مجتهد شبستری و ملکیان. بسیاری در این مرحله آخر میماندند؛ برخی نیز از این مرحله گذر میکردند و میرفتند سراغ کسروی و دیگر منتقدان دین و مذهب. یکی از دوستان که دانشجوی فقه و مبانی حقوق اسلامی بود، در همان یکیدو سال اول از همه اینها گذر کرد و کاملاً لامذهب شد؛ او خود را پیرو فیلسوف نامدار انگلیسی برتراند راسل میدانست و حرفهای او را به خورد ما میداد.
مسجد کوی دانشگاه کانون گردهمایی دانشجویان مذهبی بود که امامت آن را آیتالله محمود امجد برعهده داشت. محمود امجد روحانیای عارف مسلک بود که در میان دانشجویان مذهبی نفوذ و محبوبیت بالایی داشت. این دانشجویان در گردهماییهای مسجد کوی همچون پروانه گرد شمع وجود او میگردیدند. امجد با شوروحرارت بسیار سخنرانی و روضهخوانی میکرد و «های های های» او که بدل به سرودی دستهجمعی با دستیاری عابدی و مریدانش میشد، معروف بود! این بود تا ۱۳۸۸ که در انتخابات و پس از آن به هواداری از میرحسین موسوی پرداخت و تا آنجا پیش رفت که بدل به مخالف نظام شد. در آن سالها بسیاری چنان شیفته و والهٔ به تعبیر خودشان آیتالله امجد بودند که عکسهای او را بر دیوار اتاق خود نصب میکردند و برای دستبوسی او صف میکشیدند. یادم هست روزی که در سلف سرویس دانشکده فنی در ماه رمضان جنب کوی افطاری میدادند، پیش از پخش شام بسیاری از دانشجویان صف کشیدند برای بوسیدن دست او.
دکتر عابدی دومین شخصت مذهبی کوی بود که با بیشتر دانشجویان بهویژه دانشجویان مذهبی رابطهٔ نزدیکی داشت. او بههنگام اذان ظهر یا اذان مغرب در کوی میگشت و این شعار خودساخته «علیکم بالصلاة بقیه کاراتون هم بالصلاح!» را تکرار میکرد و دانشجویان را به نمازخواندن تشویق میکرد. عابدی گاهی نقش محتسب/ گشت ارشاد را هم بازی میکرد و مثلاً به دانشجویانی که با لباس زیر در ساختمانها آمدوشد داشتند تذکر میداد؛ گاهی هم نمره «تقوا» میداد! گفتنی است که اهالی کوی عابدی را جدی نمیگرفتند و در واقع کردار و گفتار وی بیشتر مایهٔ سرگرمی و تفریح ساکنان کوی بود.
در آن روزگار، افزون بر برگزاری نماز جماعت بهویژه نماز مغرب و عشا، مراسم دعای کمیل هر هفته شب جمعهها با حضور امجد و عابدی و دانشجویان مذهبی با شور فراوان برگزار میشد؛ دانشجویان دیگر هم برای شام خوشمزه آن خود را به آن میرساندند. ساکنان مذهبی کوی به نماز جمعه هم میرفتند؛ شیعیان که راحت بودند و میرفتند دانشگاه تهران. سنیها ولی دردسر داشتند؛ گاهی میرفتند نمازخانههای مخصوص و گاهی میرفتند سفارتخانههای کشورهای مسلمان مثل سفارتخانه پاکستان. روزهداری در ماه رمضان تنها مراسم مذهبی بود که همه ساکنان کوی را تحتتاثیر قرار میداد. در این ماه از سحر تا افطار، بوفه و فروشگاههای داخلی کوی کاملاً تعطیل میشد. هنگام سحر معمولاً از هر اتاق یک تن به سلفسرویس میرفت و سهم غذای همه ساکنان را دریافت میکرد. سحری در اتاق خورده میشد، آنها هم که روزه نمیگرفتند، تا ظهر میخوابیدند و غذای سحری را بهعنوان ناهار میخوردند. در سالهای نخست، روزهخواری کمتر بود و بعدها بیشتر شد. کوی هیئت مذهبی و عزاداری هم داشت، اما چون در ماه محرم و تاسوعا و عاشورا، بیشتر ساکنان کوی به زادگاههای خود میرفتند، از این مراسم خاطرات اندکی مانند زنجیرزنی در خیابانهای خود کوی و گیشا و امیرآباد، در خاطرم مانده است.
▫️ معصومعلی پنجه
۲۳ اسفند ۱۴۰۳ | کوچه کوثر
🔗 کوی دانشگاه تهران در دهههای هفتاد و هشتاد (۳): خوراک
🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
▫️پیشکش به آقای علی روفهگرحق، دوست تبریزی عزیز ما و ساکن مهربان و خوشروی کوی (اقامت: ۱۳۷۶ - ۱۳۸۲)
آن سالها، خیلیها مذهبی بودند و نمودها و نمادهای مذهب، در زندگی دانشجویانِ ساکن کوی هم نقشی پررنگ داشتند. کموبیش همه بهدرجاتی مذهبی بودند و شمار آنانی که نماز میخوانند و روزه میگرفتند، بسیار بود. البته شمار قابلتوجهی هم بودند که اهل واجبات (نماز و روز) نبودند، اما خداناباور یا دینگریز نبودند و بیشتر دیندار عامیانه بودند. دانشجویان سنی غالبأ مذهبی و شدیداً پایبند به انجام فرایض بودند. دینستیزان و منتقدان دین اندک بودند، دستکم آنها که اظهار میکردند، زیاد نبودند.
در میانهٔ دهه هفتاد، باشندگان کوی، دستکم دانشجویان علوم انسانی که من بیشتر با آنها در معاشرت بودم، در آغاز ورود به خوابگاه مذهبی و محافظهکار و پایبند به انجام فرایض دینی بودند و سپس بهتدریج سکولار میشدند. اگر بخواهم فرایند دگرگونی فکری و مذهبی این دسته از دانشجویان را با تکیه بر مسیر مطالعاتیشان -آنهایی که اهل مطالعه بودند- بهدست دهم، اینگونه بود: در آغاز کتابهای مطهری و مصباح را میخواندند؛ سپس به شریعتی روی میآوردند؛ و پس از آن میرفتند سراغ سروش و مجتهد شبستری و ملکیان. بسیاری در این مرحله آخر میماندند؛ برخی نیز از این مرحله گذر میکردند و میرفتند سراغ کسروی و دیگر منتقدان دین و مذهب. یکی از دوستان که دانشجوی فقه و مبانی حقوق اسلامی بود، در همان یکیدو سال اول از همه اینها گذر کرد و کاملاً لامذهب شد؛ او خود را پیرو فیلسوف نامدار انگلیسی برتراند راسل میدانست و حرفهای او را به خورد ما میداد.
مسجد کوی دانشگاه کانون گردهمایی دانشجویان مذهبی بود که امامت آن را آیتالله محمود امجد برعهده داشت. محمود امجد روحانیای عارف مسلک بود که در میان دانشجویان مذهبی نفوذ و محبوبیت بالایی داشت. این دانشجویان در گردهماییهای مسجد کوی همچون پروانه گرد شمع وجود او میگردیدند. امجد با شوروحرارت بسیار سخنرانی و روضهخوانی میکرد و «های های های» او که بدل به سرودی دستهجمعی با دستیاری عابدی و مریدانش میشد، معروف بود! این بود تا ۱۳۸۸ که در انتخابات و پس از آن به هواداری از میرحسین موسوی پرداخت و تا آنجا پیش رفت که بدل به مخالف نظام شد. در آن سالها بسیاری چنان شیفته و والهٔ به تعبیر خودشان آیتالله امجد بودند که عکسهای او را بر دیوار اتاق خود نصب میکردند و برای دستبوسی او صف میکشیدند. یادم هست روزی که در سلف سرویس دانشکده فنی در ماه رمضان جنب کوی افطاری میدادند، پیش از پخش شام بسیاری از دانشجویان صف کشیدند برای بوسیدن دست او.
دکتر عابدی دومین شخصت مذهبی کوی بود که با بیشتر دانشجویان بهویژه دانشجویان مذهبی رابطهٔ نزدیکی داشت. او بههنگام اذان ظهر یا اذان مغرب در کوی میگشت و این شعار خودساخته «علیکم بالصلاة بقیه کاراتون هم بالصلاح!» را تکرار میکرد و دانشجویان را به نمازخواندن تشویق میکرد. عابدی گاهی نقش محتسب/ گشت ارشاد را هم بازی میکرد و مثلاً به دانشجویانی که با لباس زیر در ساختمانها آمدوشد داشتند تذکر میداد؛ گاهی هم نمره «تقوا» میداد! گفتنی است که اهالی کوی عابدی را جدی نمیگرفتند و در واقع کردار و گفتار وی بیشتر مایهٔ سرگرمی و تفریح ساکنان کوی بود.
در آن روزگار، افزون بر برگزاری نماز جماعت بهویژه نماز مغرب و عشا، مراسم دعای کمیل هر هفته شب جمعهها با حضور امجد و عابدی و دانشجویان مذهبی با شور فراوان برگزار میشد؛ دانشجویان دیگر هم برای شام خوشمزه آن خود را به آن میرساندند. ساکنان مذهبی کوی به نماز جمعه هم میرفتند؛ شیعیان که راحت بودند و میرفتند دانشگاه تهران. سنیها ولی دردسر داشتند؛ گاهی میرفتند نمازخانههای مخصوص و گاهی میرفتند سفارتخانههای کشورهای مسلمان مثل سفارتخانه پاکستان. روزهداری در ماه رمضان تنها مراسم مذهبی بود که همه ساکنان کوی را تحتتاثیر قرار میداد. در این ماه از سحر تا افطار، بوفه و فروشگاههای داخلی کوی کاملاً تعطیل میشد. هنگام سحر معمولاً از هر اتاق یک تن به سلفسرویس میرفت و سهم غذای همه ساکنان را دریافت میکرد. سحری در اتاق خورده میشد، آنها هم که روزه نمیگرفتند، تا ظهر میخوابیدند و غذای سحری را بهعنوان ناهار میخوردند. در سالهای نخست، روزهخواری کمتر بود و بعدها بیشتر شد. کوی هیئت مذهبی و عزاداری هم داشت، اما چون در ماه محرم و تاسوعا و عاشورا، بیشتر ساکنان کوی به زادگاههای خود میرفتند، از این مراسم خاطرات اندکی مانند زنجیرزنی در خیابانهای خود کوی و گیشا و امیرآباد، در خاطرم مانده است.
▫️ معصومعلی پنجه
۲۳ اسفند ۱۴۰۳ | کوچه کوثر
🔗 کوی دانشگاه تهران در دهههای هفتاد و هشتاد (۳): خوراک
🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
👏11❤5😁2👍1
▪️ نام و وصف دولتها/ سلسهها در دوره اسلامی
منابع تاریخی اسلامی از همان سدههای نخست هجری به هنگام اشاره به سلسلههای حکومتگر معمولاً تعبیر «الدولة» به اضافه نام آن سلسله را به کار میبرند. مثلاً میگویند: الدولة العباسیة، الدولة الطولونیة، الدولة السامانیة، الدولة السلجوقیة و ... . تا جایی که من دیده و خواندهام در منابع متقدم، در این نامگذاریها خبری از تبار و قومیت نیست؛ یعنی نمیگویند دولت عربی یا دولت ترکی یا دولت ایرانی. البته یکیدو مورد استثناء وجود دارد که در آخر اشاره خواهم کرد.
در دوران معاصر در مطالعات تاریخی و شرقشناسانه افزون بر نامهای بالا برای توصیف این دولتها از تعابیر قومی و نژادی (تباری) نیز استفاده میشود. مثلاً یولیوس ولهاوزن آلمانی در عنوان کتابش درباره امویان از تعبیر «سلطنت/ پادشاهی عربی» بهره برده است. یا مثلاً وقتی که مینورسکی از دورهای با عنوان «میانپرده ایرانی» سخن میگوید، منظور دولتهای ایرانیتباری است که در دوره میان دولتهای عربی و ترکی در سده های سوم تا پنجم به قدرت رسیدند. گاهی نیز تعابیر به شکل ترکیبی مثلاً ترک-ایرانی، ترک-مغولی بهکار میرود. مثلاً گفته میشود دولت گورکانیان/ تیموریان/ مغولان هندوستان دولتی ترک-مغولی بود که فرهنگ ترک- ایرانی داشتند.
با این توضیحات به نظر من کاربرد تعبیر دولت «ترک- ایرانی» برای دولت سلجوقیان تعبیری کاملاً درست و دقیقی است، چرا که دو عنصر «ترک» و «ایرانی» سازنده این دولت بودند؛ اگرچه عنصر اصلی سازنده این دولت «اسلام» بود و این دولت بیش از همه دولتی اسلامی/ مسلمان بود.
برگردم به آن دو استثناء: تا جایی که من اطلاع دارم دو شاخه دولت ممالیک مصر و شام (۶۴۸ - ۹۲۳) که اکنون در مطالعات تاریخی آنها را به عنوان «ممالیک بحری» و «ممالیک برجی» مینامیم، در اسناد و منابع همعصر خود با عناوین «الدولة الاتراک / دولت ترکان» و «الدولة الجراکسه/ دولت چرکسان» نامیده میشوند.
▫️ معصومعلی پنجه
۲۴ اسفند ۱۴۰۳ | تهران آفتابی
🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
منابع تاریخی اسلامی از همان سدههای نخست هجری به هنگام اشاره به سلسلههای حکومتگر معمولاً تعبیر «الدولة» به اضافه نام آن سلسله را به کار میبرند. مثلاً میگویند: الدولة العباسیة، الدولة الطولونیة، الدولة السامانیة، الدولة السلجوقیة و ... . تا جایی که من دیده و خواندهام در منابع متقدم، در این نامگذاریها خبری از تبار و قومیت نیست؛ یعنی نمیگویند دولت عربی یا دولت ترکی یا دولت ایرانی. البته یکیدو مورد استثناء وجود دارد که در آخر اشاره خواهم کرد.
در دوران معاصر در مطالعات تاریخی و شرقشناسانه افزون بر نامهای بالا برای توصیف این دولتها از تعابیر قومی و نژادی (تباری) نیز استفاده میشود. مثلاً یولیوس ولهاوزن آلمانی در عنوان کتابش درباره امویان از تعبیر «سلطنت/ پادشاهی عربی» بهره برده است. یا مثلاً وقتی که مینورسکی از دورهای با عنوان «میانپرده ایرانی» سخن میگوید، منظور دولتهای ایرانیتباری است که در دوره میان دولتهای عربی و ترکی در سده های سوم تا پنجم به قدرت رسیدند. گاهی نیز تعابیر به شکل ترکیبی مثلاً ترک-ایرانی، ترک-مغولی بهکار میرود. مثلاً گفته میشود دولت گورکانیان/ تیموریان/ مغولان هندوستان دولتی ترک-مغولی بود که فرهنگ ترک- ایرانی داشتند.
با این توضیحات به نظر من کاربرد تعبیر دولت «ترک- ایرانی» برای دولت سلجوقیان تعبیری کاملاً درست و دقیقی است، چرا که دو عنصر «ترک» و «ایرانی» سازنده این دولت بودند؛ اگرچه عنصر اصلی سازنده این دولت «اسلام» بود و این دولت بیش از همه دولتی اسلامی/ مسلمان بود.
برگردم به آن دو استثناء: تا جایی که من اطلاع دارم دو شاخه دولت ممالیک مصر و شام (۶۴۸ - ۹۲۳) که اکنون در مطالعات تاریخی آنها را به عنوان «ممالیک بحری» و «ممالیک برجی» مینامیم، در اسناد و منابع همعصر خود با عناوین «الدولة الاتراک / دولت ترکان» و «الدولة الجراکسه/ دولت چرکسان» نامیده میشوند.
▫️ معصومعلی پنجه
۲۴ اسفند ۱۴۰۳ | تهران آفتابی
🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
👏6❤3
▪️شناسه (معرف) مدخلهای سلسلهها در دایرةالمعارف بزرگ اسلامی (دبا) و دانشنامه جهان اسلام (دجا)
در ادامه فرسته بالا سری زدم به شماری از مدخلهای سلسلهها در دبا و دجا تا ببینم سلسلهها/ دولتهای دوره اسلامی چگونه معرفی شدهاند. چنانکه ملاحظه میفرمایید الگو و شیوهٔ هماهنگ و یکدستی وجود ندارد و هر مولفی به یک شکلی نوشته است.
🔸 آل بویه (دبا): سلسلهای ایرانینژاد و شیعیمذهب ... .
🔹 آل زنگی (دبا): سلسلهای ترکنژاد از غلامان سلاجقه ... .
🔸 ایلخانان (دبا): عنوان سلسلهای از فرزندان چنگیزخان مغول.
🔹 ایوبیان (دبا): سلسلهٔ بزرگى از حاكمان ايرانىنژاد كرد ... .
🔸 بنی عباس (دبا): تیرهای مهم از قبیلۀ بنیهاشم و بزرگترین سلسلۀ خلفای اسلامی ... .
🔹 تیموریان (دجا): سلسلهای از نوادگان تیمور گورکان
🔸خوارزمشاهیان (دجا): سلسلهای از سلاطین مسلمان خوارزم ... .
🔹 خوارزمشاهیان (دبا): سلسلهای ترکتبار از فرمانروایان مسلمان خوارزم ... .
🔸 سامانیان (دجا): سلسلهای از امیران مستقل ایرانی در دوره اسلامی ... .
🔹 سلجوقیان (دجا): سلسلهای از قبایل غُز/ اُغز ... .
🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
در ادامه فرسته بالا سری زدم به شماری از مدخلهای سلسلهها در دبا و دجا تا ببینم سلسلهها/ دولتهای دوره اسلامی چگونه معرفی شدهاند. چنانکه ملاحظه میفرمایید الگو و شیوهٔ هماهنگ و یکدستی وجود ندارد و هر مولفی به یک شکلی نوشته است.
🔸 آل بویه (دبا): سلسلهای ایرانینژاد و شیعیمذهب ... .
🔹 آل زنگی (دبا): سلسلهای ترکنژاد از غلامان سلاجقه ... .
🔸 ایلخانان (دبا): عنوان سلسلهای از فرزندان چنگیزخان مغول.
🔹 ایوبیان (دبا): سلسلهٔ بزرگى از حاكمان ايرانىنژاد كرد ... .
🔸 بنی عباس (دبا): تیرهای مهم از قبیلۀ بنیهاشم و بزرگترین سلسلۀ خلفای اسلامی ... .
🔹 تیموریان (دجا): سلسلهای از نوادگان تیمور گورکان
🔸خوارزمشاهیان (دجا): سلسلهای از سلاطین مسلمان خوارزم ... .
🔹 خوارزمشاهیان (دبا): سلسلهای ترکتبار از فرمانروایان مسلمان خوارزم ... .
🔸 سامانیان (دجا): سلسلهای از امیران مستقل ایرانی در دوره اسلامی ... .
🔹 سلجوقیان (دجا): سلسلهای از قبایل غُز/ اُغز ... .
🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
👍5❤1👎1
📚 از عجایب بازار نشر در ایران!
نشر مروارید برداشته کتاب حضور ایران در جهان اسلام (ترجمه فریدون مجلسی) را که خودش قبلاً دو بار (۱۳۸۱ و ۱۳۹۹) چاپ کرده با عنوانی جدید و مندرآوردی: «تداوم حضور ایران در دوران پس از ساسانی»، بهعنوان کتابی چاپ «اول» منتشر ساخته است! این درحالی است که عنوان پیشین عین عنوان اصلی بود که این است:
The Persian Presence in the Islamic World
گفتنی است از این کتاب در همان سال ۱۳۸۱ ترجمهای دیگر نیز با عنوان حضور ایرانیان در جهان اسلام (ترجمه فریدون بدرهای، نشر باز) منتشر شده بود.
منصور معتمدی در مقاله «بررسی «خدمات متقابل ایران و اسلام» از چند دیدگاه» ( نشر دانش، تابستان ۱۳۸۲، شماره ۱۰۸) این دو ترجمه را بررسی و نقد کرده است.
ترجمه فریدون مجلسی در ضبط و برگردان نامها و اعلام پر از غلط بود که امیدوارم در چاپ تازه دستکم این اشکال را رفع کرده باشند.
▪️ معصومعلی پنجه
۲۵ اسفند ۱۴۰۳ | تهران آفتابی آلوده
🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
نشر مروارید برداشته کتاب حضور ایران در جهان اسلام (ترجمه فریدون مجلسی) را که خودش قبلاً دو بار (۱۳۸۱ و ۱۳۹۹) چاپ کرده با عنوانی جدید و مندرآوردی: «تداوم حضور ایران در دوران پس از ساسانی»، بهعنوان کتابی چاپ «اول» منتشر ساخته است! این درحالی است که عنوان پیشین عین عنوان اصلی بود که این است:
The Persian Presence in the Islamic World
گفتنی است از این کتاب در همان سال ۱۳۸۱ ترجمهای دیگر نیز با عنوان حضور ایرانیان در جهان اسلام (ترجمه فریدون بدرهای، نشر باز) منتشر شده بود.
منصور معتمدی در مقاله «بررسی «خدمات متقابل ایران و اسلام» از چند دیدگاه» ( نشر دانش، تابستان ۱۳۸۲، شماره ۱۰۸) این دو ترجمه را بررسی و نقد کرده است.
ترجمه فریدون مجلسی در ضبط و برگردان نامها و اعلام پر از غلط بود که امیدوارم در چاپ تازه دستکم این اشکال را رفع کرده باشند.
▪️ معصومعلی پنجه
۲۵ اسفند ۱۴۰۳ | تهران آفتابی آلوده
🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
👍7