كتب نادرة pdf
Volume 12 (SUPPLEMENT A-Z).pdf
📚 همهٔ جلدهای ویراست دوم دایرةالمعارف اسلام (لیدن: بریل)
📗EI²
The Encyclopaedia of Islam (Second Edition)
🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
📗EI²
The Encyclopaedia of Islam (Second Edition)
🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
👍3🔥1
Forwarded from موزه خُردتاریخ
مهدی تدینی، پاورقینویسی تاریخی و دادگاه صحرایی حقیقت
مهدی تدینی مورخ حرفهای نیست، ولی با پاورقینویسیهای تاریخیاش مهار آگاهی تاریخی بخش وسیعی از مخاطبان تحصیلکرده شبکههای اجتماعی (و بدبختانه حتی برخی از تحصیلکردگان دانشگاهی در رشتۀ تاریخ) را در دست خویش گرفته است. آنچه مخاطبان نوشتههای تاریخی او را گرد هم میآورد، مجموعهای از ترجیحات سیاسی خاص است نه علائق تاریخنگارانه؛ این مشخصۀ همۀ تاریخپردازیهای ایدئولوژیک است. دلبستگان یک پروژۀ سیاسی که به طور تناقضآمیزی در گذشته به دنبال تصویری از آیندۀ سیاسی خویش هستند در تدینی و امثال او همان چیزهایی را مییابند که دوست دارند دربارۀ گذشتۀ خیالین آن پروژه بشنوند، به سخن دیگر، آنها به دنبال واقعیتهای گذشته نیستند، به دنبال صورت تاریخیشدۀ مجموعهای از آمال تحققنیافته خویش هستند.
تدینی در شبهتاریخنگاری خویش پا جای پای قهرمانان تاریخیاش در ادارۀ سوم ساواک گذاشته، منتهی با این تفاوت که نه به شکنجۀ جسم انسانها بلکه به شکنجه و بازجویی از خاطرات آنها، و در نهایت کشاندن حقایق تاریخی به دادگاه یکطرفۀ صحرایی برخاسته است. پاورقینویسانی چون او (که امروزه ظاهراً رو به تزاید دارند) روایت تاریخیای را فراهم میکنند که به کار ارضای نفس آن بخشی از ناراضیان وضع موجود میآید که حول ایدئولوژی پهلویسم گرد هم آمدهاند؛ ساختن یک آرمانشهر دروغین، انتقال اسطورۀ عصر زرین از گذشتههای بسیار دور و اساطیری به گذشتهای بسیار نزدیک، و برساخت یک جبهۀ شدیداً قطبیشدۀ حق و باطل از خاطرۀ حکومت پهلوی و همدلان و مخالفانش. پیرنگ حاکم بر این پاورقیهای تاریخی بسیار ساده و عوامانه است: همه چیز خوب بود؛ همه خوب میخوردند، خوب میپوشیدند، کیفشان کوک بود، عرق و کبابشان به راه بود و ... تا اینکه چند روشنفکر، شاعر و به طور کلی «چپها» آمدند و در شیپور فلاکت دمیدند؛ نتیجه آنکه، تودۀ جاهل به دنبال همین روشنفکران منحط به راه افتادند و قدرناشناسانه قطار توسعۀ پهلوی را از ریل خارج کردند. این روایت نیز همچون تمامی کژخوانیهای تعمدی از تاریخ رو به سوی آینده و تقویت یا پیشبرد یک پروژۀ سیاسی دارد. ننتیجۀ سیاسی چنین روایتپردازیهایی آنکه، اکنون نیز باید دوباره رانندۀ مقدر آن لوکوموتیو را، که مهارت رانندگی به گونهای وراثتی به او انتقال یافته، بازگرداند. تدینیها این پرسش جامعهشناختی و تاریخی را که چرا انقلاب شد، تبدیل به این پرسش کینهتوزانه و طلبکارانه میکنند که «چه مرگتان بود که شاه را بیرون کردید؟»، «چیتان کم بود که انقلاب کردید؟»، چرا همان ویترین عصر پهلوی را که ما میبینیم و با دیدنش به اوج لذت روحی میرسیم شما نمیدیدید؟ و پرپیداست که چه درک سادهبینانهای از مسئلۀ عاملیت تاریخی در پشت این نگاه به تاریخ نهفته است.
این دست از جنگهای تاریخ (History wars) در همه جا، با تشابهات و مختصاتی ویژه در جریان هستند، از توسعهیافتهترین جوامع تا عقبماندهترین آنها، ولی بعید است در هیچ کجای جهان، تا این اندازه با حیات و ممات یک نظم موجود و زمینهسازی عملی برای بازگردانی بیکم و کاست یک نظم پیشین، به مثابه بدیل آن، پیوند خورده باشند. آنچه اکنون شاهد آنیم رویارویی دو نوع بنیادگرایی است که بنا بر قاعده، هر کدام یک همبستۀ تاریخنگارانه نیز دارند، و آنچه صورتبندی و محتوای این پیوست تاریخی را تعین میبخشد نه دغدغۀ حقیقت، بلکه مقتضیات نبرد در عرصۀ سیاست است. این دست از تکاپوهای تاریخنگارانه ایدئولوژیک (چه تاریخنگاری پهلویستی و چه تاریخنگاری رسمی در نظام سیاسی کنونی) تنها در فضای گلخانهای حاصل از موجسواری رسانهای، یا پشتیبانی سیاسی و بوروکراتیک، بخت بقا دارند، ولی به محض ورود به فضای علمی و آکادمیک، که در آن از دوپینگ رسانهای و سازمانی خبری نیست، دیگر امیدی به بقا نخواهند داشت، هرچند که زدودن رسوبات آنها از ذهنیت عمومی نیازمند زمان و روشنگری است. و شگفت آنکه، بسیاری از زائدهها و دنبالچههای این شبهتاریخنگاری در فضای آکادمیک -همانهایی که علیالظاهر تحصیلکردۀ تاریخ هستند ولی تفاوت میان تاریخنگاری آکادمیک و شبهتاریخنگاریهای سیاستزده عوامانه را درنمییابند، همانهایی که حاضرند وجاهت علمی و آکادمیک خود را به پای تمنیات سیاسی زودگذر و محتوم به شکست خویش قربانی کنند- از درک چنین واقعیت سادهای عاجزند.
https://t.iss.one/microhismuseum
مهدی تدینی مورخ حرفهای نیست، ولی با پاورقینویسیهای تاریخیاش مهار آگاهی تاریخی بخش وسیعی از مخاطبان تحصیلکرده شبکههای اجتماعی (و بدبختانه حتی برخی از تحصیلکردگان دانشگاهی در رشتۀ تاریخ) را در دست خویش گرفته است. آنچه مخاطبان نوشتههای تاریخی او را گرد هم میآورد، مجموعهای از ترجیحات سیاسی خاص است نه علائق تاریخنگارانه؛ این مشخصۀ همۀ تاریخپردازیهای ایدئولوژیک است. دلبستگان یک پروژۀ سیاسی که به طور تناقضآمیزی در گذشته به دنبال تصویری از آیندۀ سیاسی خویش هستند در تدینی و امثال او همان چیزهایی را مییابند که دوست دارند دربارۀ گذشتۀ خیالین آن پروژه بشنوند، به سخن دیگر، آنها به دنبال واقعیتهای گذشته نیستند، به دنبال صورت تاریخیشدۀ مجموعهای از آمال تحققنیافته خویش هستند.
تدینی در شبهتاریخنگاری خویش پا جای پای قهرمانان تاریخیاش در ادارۀ سوم ساواک گذاشته، منتهی با این تفاوت که نه به شکنجۀ جسم انسانها بلکه به شکنجه و بازجویی از خاطرات آنها، و در نهایت کشاندن حقایق تاریخی به دادگاه یکطرفۀ صحرایی برخاسته است. پاورقینویسانی چون او (که امروزه ظاهراً رو به تزاید دارند) روایت تاریخیای را فراهم میکنند که به کار ارضای نفس آن بخشی از ناراضیان وضع موجود میآید که حول ایدئولوژی پهلویسم گرد هم آمدهاند؛ ساختن یک آرمانشهر دروغین، انتقال اسطورۀ عصر زرین از گذشتههای بسیار دور و اساطیری به گذشتهای بسیار نزدیک، و برساخت یک جبهۀ شدیداً قطبیشدۀ حق و باطل از خاطرۀ حکومت پهلوی و همدلان و مخالفانش. پیرنگ حاکم بر این پاورقیهای تاریخی بسیار ساده و عوامانه است: همه چیز خوب بود؛ همه خوب میخوردند، خوب میپوشیدند، کیفشان کوک بود، عرق و کبابشان به راه بود و ... تا اینکه چند روشنفکر، شاعر و به طور کلی «چپها» آمدند و در شیپور فلاکت دمیدند؛ نتیجه آنکه، تودۀ جاهل به دنبال همین روشنفکران منحط به راه افتادند و قدرناشناسانه قطار توسعۀ پهلوی را از ریل خارج کردند. این روایت نیز همچون تمامی کژخوانیهای تعمدی از تاریخ رو به سوی آینده و تقویت یا پیشبرد یک پروژۀ سیاسی دارد. ننتیجۀ سیاسی چنین روایتپردازیهایی آنکه، اکنون نیز باید دوباره رانندۀ مقدر آن لوکوموتیو را، که مهارت رانندگی به گونهای وراثتی به او انتقال یافته، بازگرداند. تدینیها این پرسش جامعهشناختی و تاریخی را که چرا انقلاب شد، تبدیل به این پرسش کینهتوزانه و طلبکارانه میکنند که «چه مرگتان بود که شاه را بیرون کردید؟»، «چیتان کم بود که انقلاب کردید؟»، چرا همان ویترین عصر پهلوی را که ما میبینیم و با دیدنش به اوج لذت روحی میرسیم شما نمیدیدید؟ و پرپیداست که چه درک سادهبینانهای از مسئلۀ عاملیت تاریخی در پشت این نگاه به تاریخ نهفته است.
این دست از جنگهای تاریخ (History wars) در همه جا، با تشابهات و مختصاتی ویژه در جریان هستند، از توسعهیافتهترین جوامع تا عقبماندهترین آنها، ولی بعید است در هیچ کجای جهان، تا این اندازه با حیات و ممات یک نظم موجود و زمینهسازی عملی برای بازگردانی بیکم و کاست یک نظم پیشین، به مثابه بدیل آن، پیوند خورده باشند. آنچه اکنون شاهد آنیم رویارویی دو نوع بنیادگرایی است که بنا بر قاعده، هر کدام یک همبستۀ تاریخنگارانه نیز دارند، و آنچه صورتبندی و محتوای این پیوست تاریخی را تعین میبخشد نه دغدغۀ حقیقت، بلکه مقتضیات نبرد در عرصۀ سیاست است. این دست از تکاپوهای تاریخنگارانه ایدئولوژیک (چه تاریخنگاری پهلویستی و چه تاریخنگاری رسمی در نظام سیاسی کنونی) تنها در فضای گلخانهای حاصل از موجسواری رسانهای، یا پشتیبانی سیاسی و بوروکراتیک، بخت بقا دارند، ولی به محض ورود به فضای علمی و آکادمیک، که در آن از دوپینگ رسانهای و سازمانی خبری نیست، دیگر امیدی به بقا نخواهند داشت، هرچند که زدودن رسوبات آنها از ذهنیت عمومی نیازمند زمان و روشنگری است. و شگفت آنکه، بسیاری از زائدهها و دنبالچههای این شبهتاریخنگاری در فضای آکادمیک -همانهایی که علیالظاهر تحصیلکردۀ تاریخ هستند ولی تفاوت میان تاریخنگاری آکادمیک و شبهتاریخنگاریهای سیاستزده عوامانه را درنمییابند، همانهایی که حاضرند وجاهت علمی و آکادمیک خود را به پای تمنیات سیاسی زودگذر و محتوم به شکست خویش قربانی کنند- از درک چنین واقعیت سادهای عاجزند.
https://t.iss.one/microhismuseum
Telegram
موزه خُردتاریخ
موزه شواهد تصادفی.
https://t.iss.one/microhismuseum
@Mhmmdghfuri
https://t.iss.one/microhismuseum
@Mhmmdghfuri
👍8👎1👏1
Forwarded from تاریخاندیشی ــ مهدی تدینی (مهدی تدینی)
«محاکمه پرویز ثابتی»
حتماً شنیدهاید که سه زندانی پیش از انقلاب در آمریکا از پرویز ثابتی، عضو بلندپایۀ ساواک، شکایت کردهاند. دربارۀ این شکایت بد نیست نظر ما را هم بشنوید. البته ما وکیل و وصی خودمان هم نیستیم، چه رسد به دیگران! حرفی که میزنم ابراز نظری شخصی است، از زبان کسی یا کسانی که دیریست در گرداب روزگار غرق شدهاند.
اولاً هیچکس نباید به دلیل عقایدش، چه سیاسی و چه غیرسیاسی، سرکوب شود؛ و ثانیاً هر گونه شکنجه علیهِ حتی نابکارترین مجرمان محکوم است. کارنامۀ ثابتی و کل ساواک ایران را ــ چه از جهت سوگیریهای کلان و چه از لحاظ عملکردهای خُرد ــ میتوان و باید نقد کرد و بیپروا به اشتباهات آن اشاره کرد تا تصویر دقیقی از میزان آسیبهایی که احتمالاً از سوی این نهاد وارد شده مشخص شود. در همین چارچوب، پرسشی مطرح میکنم و داوری را به عقل سلیم و غیرایدئولوژیک مخاطب میسپارم.
در دموکراتیکترین کشورها با کسانی که سازمانهای مسلح تروریستی تشکیل میدهند، چه برخوردی میشود؟ در آلمان غربیِ دموکراتیک که آزادی بیان حداکثری داشت و در ایتالیای دموکراتیک در دهۀ ۱۹۷۰ با گروههای چریکی (راف و بریگادهای سرخ) چه برخوردی میشد؟ اینکه برخورد خشونتآمیز با زندانی محکوم است، ارتباطی به این پرسش اساسی ندارد که یک جامعۀ لیبرالـدموکرات با سازمانهای تروریستی چه برخوردی باید کند؟ میتوانیم آن را معیاری برای داوری دربارۀ چریکها و مجاهدان تروریست ایرانی در نظر بگیریم (نمیگویم رفتارِ حکومتِ برآمده از خود این انقلابیون معیار باشد، بلکه رفتار یک حکومت لیبرالـدموکرات را معیار گیریم).
با چریکهایی که علیه حکومت اقدام مسلحانه میکردند، چه برخوردی باید میشد؟ چرا این گروهها جوری وانمود میکنند که انگار بیگناه بودهاند؟ باید محکم گفت اِعمال خشونت علیه زندانی محکوم است، اما این بحث دیگری است و نفس مجرم بودن این گروهها را منتفی نمیکند. اگر هم طبق معمول میگویید «چریکبازی در آن زمانه مد بوده»، پاسخش این است که «جو زمانه» طبعاً شامل حال حکومت هم باید بشود، پس این استدلال اساساً پوچ است. این چه بساط مظلومنمایی دروغینی است که پس از نیمقرن تمامی ندارد؟ تا کی باید شاهد این مظلومنمایی تروریستهایی باشیم که در هر کشوری مجرم بودند.
روی سخنم با این چپـچریکهای پیر و غربنشین است. شما را خوب شناختهایم! شمایی که پنجاه سال پس از جوانی همچنان لجوج و متعصب حاضرید به بهای زندگی چند نسل ایرانی تا لب گور از آرمانهای شکستخوردهتان دفاع کنید! شما که پس از نیم قرن تجربه اینقدر سختسرید، در جوانی چه بودید؟ حاضرید در لحظۀ مرگ آخرین دشنه را هم به پهلوی ایرانیان بزنید، چون معتقدید این خنجر را بزنید و بمیرید، بهتر از این است که این واپسین تیغ را نزنید! شما هم در دادگاه تاریخ محکومید!
همچنین بنگرید به این پست: «روانشناسی ساواک»
مهدی تدینی
@tarikhandishi | تاریخاندیشی
حتماً شنیدهاید که سه زندانی پیش از انقلاب در آمریکا از پرویز ثابتی، عضو بلندپایۀ ساواک، شکایت کردهاند. دربارۀ این شکایت بد نیست نظر ما را هم بشنوید. البته ما وکیل و وصی خودمان هم نیستیم، چه رسد به دیگران! حرفی که میزنم ابراز نظری شخصی است، از زبان کسی یا کسانی که دیریست در گرداب روزگار غرق شدهاند.
اولاً هیچکس نباید به دلیل عقایدش، چه سیاسی و چه غیرسیاسی، سرکوب شود؛ و ثانیاً هر گونه شکنجه علیهِ حتی نابکارترین مجرمان محکوم است. کارنامۀ ثابتی و کل ساواک ایران را ــ چه از جهت سوگیریهای کلان و چه از لحاظ عملکردهای خُرد ــ میتوان و باید نقد کرد و بیپروا به اشتباهات آن اشاره کرد تا تصویر دقیقی از میزان آسیبهایی که احتمالاً از سوی این نهاد وارد شده مشخص شود. در همین چارچوب، پرسشی مطرح میکنم و داوری را به عقل سلیم و غیرایدئولوژیک مخاطب میسپارم.
در دموکراتیکترین کشورها با کسانی که سازمانهای مسلح تروریستی تشکیل میدهند، چه برخوردی میشود؟ در آلمان غربیِ دموکراتیک که آزادی بیان حداکثری داشت و در ایتالیای دموکراتیک در دهۀ ۱۹۷۰ با گروههای چریکی (راف و بریگادهای سرخ) چه برخوردی میشد؟ اینکه برخورد خشونتآمیز با زندانی محکوم است، ارتباطی به این پرسش اساسی ندارد که یک جامعۀ لیبرالـدموکرات با سازمانهای تروریستی چه برخوردی باید کند؟ میتوانیم آن را معیاری برای داوری دربارۀ چریکها و مجاهدان تروریست ایرانی در نظر بگیریم (نمیگویم رفتارِ حکومتِ برآمده از خود این انقلابیون معیار باشد، بلکه رفتار یک حکومت لیبرالـدموکرات را معیار گیریم).
با چریکهایی که علیه حکومت اقدام مسلحانه میکردند، چه برخوردی باید میشد؟ چرا این گروهها جوری وانمود میکنند که انگار بیگناه بودهاند؟ باید محکم گفت اِعمال خشونت علیه زندانی محکوم است، اما این بحث دیگری است و نفس مجرم بودن این گروهها را منتفی نمیکند. اگر هم طبق معمول میگویید «چریکبازی در آن زمانه مد بوده»، پاسخش این است که «جو زمانه» طبعاً شامل حال حکومت هم باید بشود، پس این استدلال اساساً پوچ است. این چه بساط مظلومنمایی دروغینی است که پس از نیمقرن تمامی ندارد؟ تا کی باید شاهد این مظلومنمایی تروریستهایی باشیم که در هر کشوری مجرم بودند.
روی سخنم با این چپـچریکهای پیر و غربنشین است. شما را خوب شناختهایم! شمایی که پنجاه سال پس از جوانی همچنان لجوج و متعصب حاضرید به بهای زندگی چند نسل ایرانی تا لب گور از آرمانهای شکستخوردهتان دفاع کنید! شما که پس از نیم قرن تجربه اینقدر سختسرید، در جوانی چه بودید؟ حاضرید در لحظۀ مرگ آخرین دشنه را هم به پهلوی ایرانیان بزنید، چون معتقدید این خنجر را بزنید و بمیرید، بهتر از این است که این واپسین تیغ را نزنید! شما هم در دادگاه تاریخ محکومید!
همچنین بنگرید به این پست: «روانشناسی ساواک»
مهدی تدینی
@tarikhandishi | تاریخاندیشی
👍7👎3
Forwarded from مردمنامه (تاریخ مردم) (Parastoo Rahimi)
♦️گفتوگوی داریوش رحمانیان با ایبنا دربارۀ کتاب تاریخ دیدمانی
🔹جهان امروز جهان دیدمانی شده است.
🔸به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، کتاب تاریخ دیدمانی مجموعهای از مقالات، جستارها، سخنرانیها و گفتوگوهای داریوش رحمانیان است که در سالهای اخیر دربارۀ پیوند تاریخ با عکاسی و فیلم و سینما نوشته یا ایراد کردهاند. این مقالات، جستارها، سخنرانیها و گفتوگوها را پرستو رحیمی گردآوری کرده است و در یک مجموعه ازسوی انتشارات کتاب شرق در دسترس خوانندگان قرار گرفته است.
🔸داریوش رحمانیان، دانشیار گروه تاریخ دانشگاه تهران و نویسندۀ کتاب تاریخ دیدمانی، گفت: تاریخ دیدمانی در واقع ترجمهای است از Visual History که البته در زبان فارسی به آن تاریخ تصویری میگویند.
🔸متن کامل این گفتوگو را در پیوند زیر بخوانید:
🔗https://yun.ir/dx5qoe
@mardomnameh
🔹جهان امروز جهان دیدمانی شده است.
🔸به گزارش خبرنگار خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، کتاب تاریخ دیدمانی مجموعهای از مقالات، جستارها، سخنرانیها و گفتوگوهای داریوش رحمانیان است که در سالهای اخیر دربارۀ پیوند تاریخ با عکاسی و فیلم و سینما نوشته یا ایراد کردهاند. این مقالات، جستارها، سخنرانیها و گفتوگوها را پرستو رحیمی گردآوری کرده است و در یک مجموعه ازسوی انتشارات کتاب شرق در دسترس خوانندگان قرار گرفته است.
🔸داریوش رحمانیان، دانشیار گروه تاریخ دانشگاه تهران و نویسندۀ کتاب تاریخ دیدمانی، گفت: تاریخ دیدمانی در واقع ترجمهای است از Visual History که البته در زبان فارسی به آن تاریخ تصویری میگویند.
🔸متن کامل این گفتوگو را در پیوند زیر بخوانید:
🔗https://yun.ir/dx5qoe
@mardomnameh
ایبنا
جهان امروز، جهان دیدمانی شده است/ ایران یک مفهوم و روایت دیرین دارد
داریوش رحمانیان، نویسنده کتاب «تاریخ دیدمانی» گفت: جهان امروز، جهان دیدمانی شده است، یعنی فرهنگ بشر امروز زیر سلطه عکس، فیلم، روایتهای سینمایی و روایتهای هنری قرار دارد. متاسفانه امروز در جهان بر سر تاریخ، تاریخ فرهنگی و تمدن یک نوع کشاکش و جنگ برپا شده…
👍1
Forwarded from مطالعات ایرانی- گیلانشناسی/ Iran - Guilan Research
.
انجمن زنان پژوهشگر تاریخ برگزار میکند:
ضیافت افطار و گفتوگو دربارهٔ
رازهای شگفتانگیز تاریخخوانی که مدرسه به نوجوانان نمیگوید
علیاکبر زینالعابدین
کارگران زن در کمپانی ابریشم لاسقاریدیس در گیلان
نادیا ره
دوشنبه ۲۰ اسفند ۱۴۰۳
ساعت ۱۶
خیابان انقلاب، خیابان وصال شیرازی، کوچه نایبی، پلاک ۲۳
حضور برای عموم آزاد و رایگان است
@zananepazhoheshgartarikh1396 | @bashgahandishe
انجمن زنان پژوهشگر تاریخ برگزار میکند:
ضیافت افطار و گفتوگو دربارهٔ
رازهای شگفتانگیز تاریخخوانی که مدرسه به نوجوانان نمیگوید
علیاکبر زینالعابدین
کارگران زن در کمپانی ابریشم لاسقاریدیس در گیلان
نادیا ره
دوشنبه ۲۰ اسفند ۱۴۰۳
ساعت ۱۶
خیابان انقلاب، خیابان وصال شیرازی، کوچه نایبی، پلاک ۲۳
حضور برای عموم آزاد و رایگان است
@zananepazhoheshgartarikh1396 | @bashgahandishe
👍3❤1🕊1
250121_0624
My Recording
پوشه شنیداری جلسهی بررسی و نقد کتاب
انقلاب مشروطه
جنبش آزادیخواهی ایرانیان
با حضور:
▪️دکتر غلامحسین زرگرینژاد (استاد بازنشسته دانشگاه تهران)
▪️دکتر مقصود فراستخواه (عضو هیئت علمی مؤسسه پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی)
▪️دکتر عباس قدیمیقیداری (عضو هیئت علمی دانشگاه تبریز)
▪️دکتر علیرضا ملائیتوانی (مولف کتاب؛ عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی)
چهارشنبه ۸ اسفند ۱۴۰۳
🆔 t.iss.one/salesspublaction
🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
انقلاب مشروطه
جنبش آزادیخواهی ایرانیان
با حضور:
▪️دکتر غلامحسین زرگرینژاد (استاد بازنشسته دانشگاه تهران)
▪️دکتر مقصود فراستخواه (عضو هیئت علمی مؤسسه پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی)
▪️دکتر عباس قدیمیقیداری (عضو هیئت علمی دانشگاه تبریز)
▪️دکتر علیرضا ملائیتوانی (مولف کتاب؛ عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی)
چهارشنبه ۸ اسفند ۱۴۰۳
🆔 t.iss.one/salesspublaction
🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
👍4
Forwarded from مدرسانۀ دورنما
#مقاله #ترجمه
🔹رهیافت پدیدارشناسانه در مطالعات اسلام
مروری بر تلاشهای غربی در راستای فهم اسلام
✍️ نوشتۀ #مجیب_الرحمان
ترجمۀ #محمدحسین_محمدپور
🔹در این مقاله، مجیبالرحمان، استاد مطالعات اسلام در دانشگاه مکگیل کانادا، مروری جامع بر رهیافت پدیدارشناسانه و کاربست آن در مطالعات اسلام دارد. بهرغم اهمیت این رهیافت در مطالعات دین، منابع فارسیزبان چندانی در اینباره بهویژه در حوزۀ مطالعات اسلام وجود ندارد. این مقاله، که در ۲۰۰۱ به انگلیسی منتشر شده، علاوه بر مرور آثار محققانی که پدیدارشناسی اسلام را گسترش دادهاند، مبانی فکری آنان را نیز بررسی میکند و در کنار یکدیگر میگذارد تا تصویری جامع و تحلیلی از موضوع به خواننده ارائه دهد.
🔻مطالعۀ متن کامل مقاله در وبسایت
#مجیب_الرحمان #پدیدارشناسی
#مطالعات_دین #رهیافت_پدیدارشناسانه
@doornamaa
🔹رهیافت پدیدارشناسانه در مطالعات اسلام
مروری بر تلاشهای غربی در راستای فهم اسلام
✍️ نوشتۀ #مجیب_الرحمان
ترجمۀ #محمدحسین_محمدپور
🔹در این مقاله، مجیبالرحمان، استاد مطالعات اسلام در دانشگاه مکگیل کانادا، مروری جامع بر رهیافت پدیدارشناسانه و کاربست آن در مطالعات اسلام دارد. بهرغم اهمیت این رهیافت در مطالعات دین، منابع فارسیزبان چندانی در اینباره بهویژه در حوزۀ مطالعات اسلام وجود ندارد. این مقاله، که در ۲۰۰۱ به انگلیسی منتشر شده، علاوه بر مرور آثار محققانی که پدیدارشناسی اسلام را گسترش دادهاند، مبانی فکری آنان را نیز بررسی میکند و در کنار یکدیگر میگذارد تا تصویری جامع و تحلیلی از موضوع به خواننده ارائه دهد.
🔻مطالعۀ متن کامل مقاله در وبسایت
#مجیب_الرحمان #پدیدارشناسی
#مطالعات_دین #رهیافت_پدیدارشناسانه
@doornamaa
🔥1
Forwarded from موسی اکرمی: فلسفه از تعبیر جهان تا تغییر جهان (Musa Akrami)
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
⏪ترجمه و نشر مجموعهی پنج جلدی
◀️#هنر_و_اندیشه_در_گذر_اعصار
▶️#Arts_and_Humanities_Through_The_Eras
#موسی_اکرمی
#کیانوش_تقیزاده_انصاری
#علیرضا_سید_احمدیان
#محمدتقی_فرامرزی
#مهرداد_قیومی_بیدهندی
#مهدی_گلچین_عارفی
#فریبرز_مجیدی
#مهدی_نصراللهزاده
✅#نشر_لاهیتا
🔻هر یک از پنج جلد دارای نُه فصل است: شش فصل به شش هنر معماری و طراحی، رقص، ادبیات، موسیقی، تئاتر، و هنرهای دیداری (تجسمی) اختصاص یافته، و سه فصل به فلسفه و دین و طرز پوشش.
✅توفیق ترجمهی فصل فلسفه در هر جلد نصیب من، موسی اکرمی، شده است.
◀️#هنر_و_اندیشه_در_گذر_اعصار
▶️#Arts_and_Humanities_Through_The_Eras
◀️جلد یکم: مصر باستان، از 2675 تا 332 پیش از میلاد*⃣مترجمان:
◀️جلد دوم: یونان باستان و روم، از 1200 پیش از میلاد تا 476 میلادی
◀️جلد سوم: اروپای سدههای میانه، از 814 تا 1450 میلادی
◀️جلد چهارم: اروپای دوران باززایی، از 1300 تا 1400 میلادی
◀️جلد پنجم: عصر باروک و روشنگری، از 1600 تا 1800 میلادی
#موسی_اکرمی
#کیانوش_تقیزاده_انصاری
#علیرضا_سید_احمدیان
#محمدتقی_فرامرزی
#مهرداد_قیومی_بیدهندی
#مهدی_گلچین_عارفی
#فریبرز_مجیدی
#مهدی_نصراللهزاده
✅#نشر_لاهیتا
🔻هر یک از پنج جلد دارای نُه فصل است: شش فصل به شش هنر معماری و طراحی، رقص، ادبیات، موسیقی، تئاتر، و هنرهای دیداری (تجسمی) اختصاص یافته، و سه فصل به فلسفه و دین و طرز پوشش.
✅توفیق ترجمهی فصل فلسفه در هر جلد نصیب من، موسی اکرمی، شده است.
👍4
▪️ اندر دشواریهای پژوهشگری و نویسندگی در خانه
از بدیها و دشوارهای نویسندگی و پژوهشگری در علوم انسانی این است که زمان و مکان نمیشناسد. استادان و پژوهشگران تاریخ، ادبیات و فلسفه و ... بیشتر کارهای خود را در خانه انجام میدهند. گاهی روند انجام و نگارش این پژوهشها آنقدر طولانی میشود که صدای همسر و بهویژه فرزندان را درمیآورد و گهگاه حتی کار به بدوبیراه گفتن به موضوع پژوهش کشیده میشود! در اینجا دو نمونه آورده میشود:
نمونه یکم: تصویر پیوست (در فرسته بعدی) با شعار «مرگ بر عثمانی» اثر فرزندِ دوستِ دانشور ما، جناب دکتر مهدی عبادی است. این نقاشیخط زمانی خلق شده که پدر، ماهها -روزها و شبها- در خانه سرگرم مطالعه برای نگارش مدخل بسیار بلند «عثمانی» برای دانشنامه جهان اسلام(چاپ شده در جلد ۳۳، ۱۴۰۳) بوده و قاعدتاً فرصت وقتگذرانی با کودک را نداشته و در پاسخ به درخواستهای مکرر او برای بازیکردن یا به گردش/ سفر رفتن، هر بار از پدر شنیده که فرصت ندارد و باید مقاله «عثمانی» را بنویسند. کودک که از این پاسخ تکراری به تنگ آمده بوده، دست به کار میشود تا اعتراض خود را به گوش پدر برساند؛ این نقاشیخط را پدید میآورد و هرچه فریاد دارد را بر سر عثمانیها میکشد!
نمونه دوم: خاطرهای است که چند باری از یکی از استادان پیشکسوت شنیدهام. استاد ما تعریف میکند که سیواندی سال پیش که نگارش مدخل بلندی درباره یکی از بزرگان در دایرةالمعارف بزرگ اسلامی به او سپرده شد، برای انجام این کار چندماهی در خانه و در اتاق دربسته مشغول مطالعه و نگارش میشود. استاد ما در آن زمان فرزندی خردسال داشته که از این وضع ناراضی بوده؛ چرا که میدیده پدرش ساعتها در اتاق دربسته، مشغول کار است و به او عنایتی ندارد و با او بازی نمیکند؛ در این زمانها هنگامی که با در بستهٔ اتاق پدر روبهرو میشده، با لگد به در میکوبیده و میگفته: «گور بابای فلانی [فردی که استاد مدخلش را مینوشته]».
▫️ معصومعلی پنجه
۱۸ اسفند ۱۴۰۳ | تهران [هوای بارانی دلانگیز بهاری]
🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
از بدیها و دشوارهای نویسندگی و پژوهشگری در علوم انسانی این است که زمان و مکان نمیشناسد. استادان و پژوهشگران تاریخ، ادبیات و فلسفه و ... بیشتر کارهای خود را در خانه انجام میدهند. گاهی روند انجام و نگارش این پژوهشها آنقدر طولانی میشود که صدای همسر و بهویژه فرزندان را درمیآورد و گهگاه حتی کار به بدوبیراه گفتن به موضوع پژوهش کشیده میشود! در اینجا دو نمونه آورده میشود:
نمونه یکم: تصویر پیوست (در فرسته بعدی) با شعار «مرگ بر عثمانی» اثر فرزندِ دوستِ دانشور ما، جناب دکتر مهدی عبادی است. این نقاشیخط زمانی خلق شده که پدر، ماهها -روزها و شبها- در خانه سرگرم مطالعه برای نگارش مدخل بسیار بلند «عثمانی» برای دانشنامه جهان اسلام(چاپ شده در جلد ۳۳، ۱۴۰۳) بوده و قاعدتاً فرصت وقتگذرانی با کودک را نداشته و در پاسخ به درخواستهای مکرر او برای بازیکردن یا به گردش/ سفر رفتن، هر بار از پدر شنیده که فرصت ندارد و باید مقاله «عثمانی» را بنویسند. کودک که از این پاسخ تکراری به تنگ آمده بوده، دست به کار میشود تا اعتراض خود را به گوش پدر برساند؛ این نقاشیخط را پدید میآورد و هرچه فریاد دارد را بر سر عثمانیها میکشد!
نمونه دوم: خاطرهای است که چند باری از یکی از استادان پیشکسوت شنیدهام. استاد ما تعریف میکند که سیواندی سال پیش که نگارش مدخل بلندی درباره یکی از بزرگان در دایرةالمعارف بزرگ اسلامی به او سپرده شد، برای انجام این کار چندماهی در خانه و در اتاق دربسته مشغول مطالعه و نگارش میشود. استاد ما در آن زمان فرزندی خردسال داشته که از این وضع ناراضی بوده؛ چرا که میدیده پدرش ساعتها در اتاق دربسته، مشغول کار است و به او عنایتی ندارد و با او بازی نمیکند؛ در این زمانها هنگامی که با در بستهٔ اتاق پدر روبهرو میشده، با لگد به در میکوبیده و میگفته: «گور بابای فلانی [فردی که استاد مدخلش را مینوشته]».
▫️ معصومعلی پنجه
۱۸ اسفند ۱۴۰۳ | تهران [هوای بارانی دلانگیز بهاری]
🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
😁18👍3❤2👌1
«عمر خیام شاعر لذتگرا، خواندن شعر در فضای آزاد و زیر درخت را توصیه میکند؛ سدهها بعد، سنت - بوو نکتهسنج و دقیق توصیه کرد که خاطرات نوشته مادام دو استال باید زیر درخت و در ماه نوامبر خوانده شود». رابرت شلی چنین نوشته است: «من عادت دارم هنگام خواندن هرودوت، جامه از تن درآورم، روی تخته سنگی بنشینم و آن قدر بخوانم تا عرق بدنم خشک شود».
📓 آلبرتو مانگوئل، تاریخ کتابخوانی، ترجمه رحیم قاسمیان، هرمس، ۲۰۹.
🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
📓 آلبرتو مانگوئل، تاریخ کتابخوانی، ترجمه رحیم قاسمیان، هرمس، ۲۰۹.
🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
👍5🔥1👏1🥴1
🚽 کتابخوانی در توالت
«در کتاب زندگینامهٔ گریگوری قدیس متعلق به سدهٔ دوازدهم توالت به عنوان جایی برای خلوت گزیدن که در آنجا میتوان بدون مزاحمت کسی، دستههای کاغذ را خواند، معرفی شده است. هنری میلر با این نظر موافق بود «بهترین جا برای من همان جا بوده است. بخشهایی از کتاب اولیسس هست که اگر میخواهی تمام رنگ و بوی محتوای آن را به خوبی درک کنی - باید در توالت بخوانی». در واقع این مکان کوچک برای مارسل پروست نیز، گرچه «برای کاربردی خاصتر و به مراتب بینزاکتتر کنار گذاشته شده بود»، مکانی به حساب میآمد، «که در آن به تمام کارهایی میرسیدم که نیازمند تنهایی مطلق و خدشهناپذیری بود و خواندن، خیالپردازی، گریه و لذتهای احساسی را شامل میشد».
📙 آلبرتو مانگوئل، تاریخ کتابخوانی، ترجمه رحیم قاسمیان، هرمس، ۲۰۹.
🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
«در کتاب زندگینامهٔ گریگوری قدیس متعلق به سدهٔ دوازدهم توالت به عنوان جایی برای خلوت گزیدن که در آنجا میتوان بدون مزاحمت کسی، دستههای کاغذ را خواند، معرفی شده است. هنری میلر با این نظر موافق بود «بهترین جا برای من همان جا بوده است. بخشهایی از کتاب اولیسس هست که اگر میخواهی تمام رنگ و بوی محتوای آن را به خوبی درک کنی - باید در توالت بخوانی». در واقع این مکان کوچک برای مارسل پروست نیز، گرچه «برای کاربردی خاصتر و به مراتب بینزاکتتر کنار گذاشته شده بود»، مکانی به حساب میآمد، «که در آن به تمام کارهایی میرسیدم که نیازمند تنهایی مطلق و خدشهناپذیری بود و خواندن، خیالپردازی، گریه و لذتهای احساسی را شامل میشد».
📙 آلبرتو مانگوئل، تاریخ کتابخوانی، ترجمه رحیم قاسمیان، هرمس، ۲۰۹.
🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
👍6🥴3😁2🔥1
📗 ایو سیمون، یک مرد معمولی، ترجمه حمیده لطفینیا و رومینا طاهری، تهران، هرمس، ۱۴۰۳.
▪️یک مرد معمولی کتابی است خیلی کوچک (پنجاه صفحه در قطع پالتویی). کتاب برشها و پارههای است از یادماندههای تلخ و شیرین نویسنده از بیست سال زندگی با پدرش، در کودکی و نوجوانی تا زمان مرگ او، که آنها را با قلمی شیوا و دلانگیز در خطاب به پدر واگویی کرده است. نوع رابطه ایو سیمون با پدرش برای بسیاری از ما خوانندگان میانسال به بالا در همهجای جهان که پدرانی همانند او داشتهایم، خیلی آشنا است. در آن یک ساعتی که سرگرم خواندن آن بودم، حال خوشی به من دست داد!
▫️یادداشت نویسنده بر ترجمه فارسی هم جالبتوجه است.
🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
▪️یک مرد معمولی کتابی است خیلی کوچک (پنجاه صفحه در قطع پالتویی). کتاب برشها و پارههای است از یادماندههای تلخ و شیرین نویسنده از بیست سال زندگی با پدرش، در کودکی و نوجوانی تا زمان مرگ او، که آنها را با قلمی شیوا و دلانگیز در خطاب به پدر واگویی کرده است. نوع رابطه ایو سیمون با پدرش برای بسیاری از ما خوانندگان میانسال به بالا در همهجای جهان که پدرانی همانند او داشتهایم، خیلی آشنا است. در آن یک ساعتی که سرگرم خواندن آن بودم، حال خوشی به من دست داد!
▫️یادداشت نویسنده بر ترجمه فارسی هم جالبتوجه است.
🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
👍4
... ما در خیابانی باشکوه به نام خیابان «شاه ایران» زندگی میکردیم ...
📙 ایو سیمون، یک مرد معمولی، ۴.
▫️ توضیح مترجمان: shah-de-perse؛ چون در قرن نوزدهم شاهان قاجار برای استفاده از آب گرم به این شهر [کنترکسویل] سفر کردهاند، در این شهر خیابانی به نام «شاه ایران» وجود دارد.
▪️ توضیح دقیقتر: آن شاه ایران که این خیابان نام خود را از او گرفته مظفرالدین شاه قاجار بوده که تصاویر و گزارشهای بسیاری از سفر او به این شهر در دست است از جمله تصاویر بالا.
🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
این اواخر که خبر صدمین سال تولد کلود لوی استروس رسید، به یاد تو افتادم که با او در یک سال به دنیا آمده بودی. اما قانونِ تغییرناپذیر زیستن است: گندم کارگران زودتر از دانشگاهیان درو میشود.📙 ایو سیمون، یک مرد معمولی، ۳۶.
▪️ کلود لوی استروس چند ماهی پس از صد سالگی در سال ۲۰۰۹ درگذشت!
🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
Forwarded from مردمنامه (تاریخ مردم) (د .)
استادِ شاگردپرور
در نکوداشت یاد و نام استاد دکتر سیروس برادران شکوهی
دکتر برادران شکوهی استاد فرزانه گروه تاریخ دانشگاه تبریز امروز ۲۱اسفند ۱۴۰۳ روی در نقاب خاک کشید و شاگردان و دوستان خود را در اندوه فروبرد. از نیمه دهه هفتاد و در دوره دکتری تاریخ دانشگاه تبریز افتخار شاگردی ایشان را پیدا کردم. او به راستی دانش و اخلاق را بههم آمیخته بود. بیشتر مطالعات و تدریس ایشان در حوزه تاریخ معاصر ایران، به ويژه تاریخ مشروطه بود. در همین زمینه در تاریخ روزنامهها و جراید، تسلطش ستودنی بود. در تاریخ معاصر آذربایجان، بهویژه تبریز، اطلاعاتی گرانبها داشت و همه اينها را در چارچوب تاریخ ایران و عشق به میهن میدید. در کار آموزش دانشجویان دلسوز و پیگیر بود. سختگیریهای بهجای خود را داشت. به آسانی از درس و تکلیف دانشجویان عبور نمیکرد. در عین حال بهشدت مهربان و احساسی بود. کار و سرنوشت دانشجو را پس از فراغت از تحصیل هم پیگیری میکرد. تا واپسین روزهای زندگی پیوند خود با بسیاری از شاگردان دیرین را حفظ کرده و مراقب کار و بار آنها بود. از هیچ راهنمایی و تشویقی برای پیشبرد کار آنان فروگذار نمیکرد. از این جهت او به راستی استادی "شاگردپرور" بود. خصوصیتی که شوربختانه در میان بسیاری از استادان امروز مغفول و مفقود است.
روانش شاد و در آرامش ابدی؛ یاد و نامش گرامی
مقصودعلی صادقی
دانشگاه تربیت مدرس تهران
https://t.iss.one/mardomnameh
در نکوداشت یاد و نام استاد دکتر سیروس برادران شکوهی
دکتر برادران شکوهی استاد فرزانه گروه تاریخ دانشگاه تبریز امروز ۲۱اسفند ۱۴۰۳ روی در نقاب خاک کشید و شاگردان و دوستان خود را در اندوه فروبرد. از نیمه دهه هفتاد و در دوره دکتری تاریخ دانشگاه تبریز افتخار شاگردی ایشان را پیدا کردم. او به راستی دانش و اخلاق را بههم آمیخته بود. بیشتر مطالعات و تدریس ایشان در حوزه تاریخ معاصر ایران، به ويژه تاریخ مشروطه بود. در همین زمینه در تاریخ روزنامهها و جراید، تسلطش ستودنی بود. در تاریخ معاصر آذربایجان، بهویژه تبریز، اطلاعاتی گرانبها داشت و همه اينها را در چارچوب تاریخ ایران و عشق به میهن میدید. در کار آموزش دانشجویان دلسوز و پیگیر بود. سختگیریهای بهجای خود را داشت. به آسانی از درس و تکلیف دانشجویان عبور نمیکرد. در عین حال بهشدت مهربان و احساسی بود. کار و سرنوشت دانشجو را پس از فراغت از تحصیل هم پیگیری میکرد. تا واپسین روزهای زندگی پیوند خود با بسیاری از شاگردان دیرین را حفظ کرده و مراقب کار و بار آنها بود. از هیچ راهنمایی و تشویقی برای پیشبرد کار آنان فروگذار نمیکرد. از این جهت او به راستی استادی "شاگردپرور" بود. خصوصیتی که شوربختانه در میان بسیاری از استادان امروز مغفول و مفقود است.
روانش شاد و در آرامش ابدی؛ یاد و نامش گرامی
مقصودعلی صادقی
دانشگاه تربیت مدرس تهران
https://t.iss.one/mardomnameh
Telegram
مردمنامه (تاریخ مردم)
📜 مردمنامه
🌍 فصلنامۀ مطالعات تاریخ مردم
✒️ بهسردبیری داریوش رحمانیان
🔗 دسترسی به فضاهای مجازی و پیوندهای خرید:
https://zil.ink/mardomnameh
📮ارتباط با مدیر کانال و ارسال مطلب:
@Parastoorahimi66
🌍 فصلنامۀ مطالعات تاریخ مردم
✒️ بهسردبیری داریوش رحمانیان
🔗 دسترسی به فضاهای مجازی و پیوندهای خرید:
https://zil.ink/mardomnameh
📮ارتباط با مدیر کانال و ارسال مطلب:
@Parastoorahimi66
😢2