| پنجه‌نامه: تاریخ و خاطره |
1.2K subscribers
672 photos
15 videos
56 files
913 links
Download Telegram
▪️چند برگ از تاریخ دانشکده الهیات دانشگاه تهران پس از انقلاب: به روایت استاد فتح‌الله مجتبایی

▫️فرستهٔ چهارم: تکفیر و فرار و ذکر جمیل مفتح و شیخ‌الاسلام

«گرفتاری اصلی ما با آقای عمید زنجانی بود، ایشان اصرار داشت که دروس باید اسلامی بشود. ما هم می‌گفتیم آقا! اسلام یکی از ادیان است و تنها دینی هم است که تمام ادیان دیگر و تمام علوم را می‌پذیرد و می‌گوید: «اطلبوا العلم ولو بالصين». خُب، در چین که فقه و اصول نیست، آنجا علم چیز دیگری است، وقتی این حدیث را می‌گوید، یعنی اینکه علم به‌طور کلی و به شکل جهانی‌اش در نظر گرفته بشود، ولی ایشان چسبیده بود که بایستی فقط مطالب اسلامی ارائه شود. ایشان می‌گفت: شما بیایید به جای این درسِ خلاق که یونانی و غربی است، اخلاقِ امام یا اخلاق معصوم بگذارید. ما هم می‌گفتیم: آقا! اخلاق معصوم به‌جا، خیلی هم خوب و باید یک درس اخلاق معصوم باشد، اما  علم اخلاق، علمی است که از زمان ارسطو بوده و در همه دانشگاه‌ها یک علم محسوب می‌شود. می‌گفت: نه، آن هم علم است.  ما می‌گفتیم: بله، آن هم علم است، اما این هم هست، هر دو را بگذارید، هم اخلاق معصوم بگذارید، و هم اخلاق  تاریخی، ولی او قبول نمی‌کرد.
به‌هرحال، ما گرفتاری عجیب و غریبی با ایشان داشتیم و در خصوص این مسائل یکی- دو بار بدجوری با هم سرشاخ شدیم. سرشاخ خطرناک تا حدی که یک بار ایشان در یک جلسهٔ سخنرانی که تمام دانشجویان دروس عمومی دانشکدهٔ الهیات حضور داشته‌اند، شروع کرده بود از من بد گفتن و حتی تکفیرکردن و یکی از حرف‌هایی هم که در مورد من زده بود، همین قضیه مخالفت من با اخلاق معصوم بود، در صورتی که من با اخلاق معصوم مخالفت نکرده بودم، اخلاق معصوم هم اخلاق بسیار مهمی است، هر مسلمان شیعه باید نسبت به اخلاق معصوم هم مطلع و هم پایبند باشد، اما من می‌گفتم که آن هم یک علم است و باید باشد.
خلاصه، یک‌باره دیدم که فراش دانشکده که به گمانم اسمش ملک‌پور بود، سراسیمه پیش من آمد که آقا! پاشو در رو (خنده)! گفتم: چه شده است؟ گفت: عمید سر درس به اسم تکفیرت کرده است. من هم بلند شدم باران می‌آمد. چتر را برداشتم که بروم، دیدم ملک‌پور می‌گوید که آقا از پله برو، با آسانسور نرو؛ چون اگر بفهمند که داری فرار می‌کنی تو را خواهند گرفت. من حرفش را گوش کردم و از پله‌ها رفتم پایین، ماشینم در حیاط دانشکده پارک بود، سوار شدم و فرار کردم. حتی چهار - پنج روز به دانشکده نرفتم، با خودم گفتم یک وقت نیایند مثلاً مرا هم ترور کنند. خلاصه چند روز بعد تلفن کردم به همین آقای ملک‌پور، که چه شد؟! گفت: تا حالا که خبری نشده. بعد هم تلفن کردم به آقای مهدی‌زاده یا به یکی دیگر گفتند: نگران نباش بچه‌ها خود این آقا را بیرون کردند و سر کلاسش هم نمی‌روند. خبری نیست، شما بیایید. خاطرم است به دکتر [اسعد] شیخ الاسلامی هم تلفن کردم. ایشان مدرس فقه شافعی و زمانی معاون دانشکده بود، برای وی نیز نوشته بودند که اهل تسنن است و باید اخراج بشود. اما مفتح  گفت: غلط کرده‌اند! سنی کدام است؟ مسلمان است. مفتح کسی بود که من به عنوان یک انسان کامل به او رأی می‌دهم، از لحاظ اخلاقی این مرد یکی از شریف‌ترین آدم‌ها بود. گفت: سنی چیست!؟ مسلمان است. پدرش شیخ‌الاسلام و استاد فقه شافعی است. گفت: پدرش فرشته بود. مفتح در مورد شیخ الاسلام که سنی بود گفت: پدرش فرشته بود! گفت: غلط کرده‌اند به‌هرحال از ایشان هم پرسیدم که آقا اوضاع چگونه است؟ ایشان هم گفت: خبری نیست بیا ما هم بلند شدیم تَرسان و لرزان رفتیم و دیدیم که خبری نیست. بعد یکی- دو نفر از دانشجوها هم آمدند پیشم و به‌حساب از حرف‌هایی که آن آقا زده بود، اظهار ناخرسندی کردند به‌هر‌حال ما اینگونه گرفتاری‌ها را داشتیم».


📘 «گفتگو با استاد فتح‌الله مجتبایی، بانی رشته ادیان تطبیقی در ایران و دانشگاه آزاد اسلامی»، در بانیان رشته‌های تحصیلی در دانشگاه آزاد اسلامی، تهران: دانشگاه آزاد اسلامی، ۱۳۹۸، ۴۰ - ۴۱.

🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
😢6👍41
سخنرانی دکتر نصراله پورجوادی
کانون جهان ایرانی دانشگاه تهران
🔷 نسخه اصلی سخنرانی دکتر پورجوادی با کیفیت عالی

🔶 این نسخه اصلی را دوست گرامی‌ام چند دقیقه پیش فرستاد که هم مورد تایید خود دکتر پورجوادی است و هم کیفیت آن عالی است.
🔥3
| پنجه‌نامه: تاریخ و خاطره |
کانون جهان ایرانی دانشگاه تهران – سخنرانی دکتر نصراله پورجوادی
📙  نصرالله پورجوادی، «مسأله علوم جدید و فرهنگ غیر معنوی غرب»، نشر دانش، بهمن و اسفند ۱۳۶۰، شماره ۸، صص ۱۵ - ۱۷.

▫️این تصویر را یکی از دوستان برای من فرستاده. متن کامل مقاله در فرسته بعدی.
🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
🔥2
20120828101315-2183-47.pdf
162.2 KB
 📘 نصرالله پورجوادی، «مسأله علوم جدید و فرهنگ غیر معنوی غرب»، نشر دانش، بهمن و اسفند ۱۳۶۰، شماره ۸، صص ۱۵ - ۱۷.

▪️ سخنرانی بالا از جناب استاد نصرالله پورجوادی را بشنوید و مقایسه کنید با سرمقاله ایشان در مجله نشر دانش در‌ ۱۳۶۰.

🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
🔥3🤔1
📘 کتیبه‌های خصوصی فارسی میانۀ ساسانی و پساساسانی، تألیف سیروس نصراله‌زاده، تهران: آریارمنا و گروه پژوهشی باستان‌کاوی تیسافرن، ۱۴۰۲، ۳۰۰ ص.

📙 کتاب بالا در چهل‌ودومین جایزه کتاب سال جمهوری اسلامی ایران شایسته تقدیر [قدردانی] شناخته شده‌است.

📗 جالب‌توجه است که این کتاب پنج سال پیش (۱۳۹۸) برای نخستین بار از سوی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی (در دو جلد) منتشر شده و اگر جایزه کتاب سال سازوکار روشن و دقیقی داشت، بایستی در سال ۱۳۹۹ جایزه می‌گرفته است. جدای از این تاخیر چهار ساله، بنابر شنیده‌ها و خوانده‌‌ها در همین فضای مجازی برخی از استادان دانشمند و پژوهشگران نکته‌سنج در تاریخ و فرهنگ ایران باستان این کتاب را شایسته «برگزیده» بودن می‌دانند که بالاترین درجه و یک درجه بالاتر از «شایسته تقدیر» است.

🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
👍4
📚 افزون بر کتاب پیشین، این سه کتاب هم در گروه تاریخ «شایسته تقدیر» شناخته شده‌اند:

📗 بایندریان، تألیف عبدالرسول خیراندیش و مصطفی نامداری‌منفرد، تهران: آبادبوم، ۱۴۰۱، ۵۳۰ ص.

📘 سیاست و تجارت در فارس: از برافتادن صفویان تا برآمدن زندیان، تألیف احمد بازماندگان‌خمیری، تهران: نگارستان اندیشه، ۱۴۰۲، ۳۵۲ ص.

📕 ترورهای سیاسی در ایران (۱۲۸۶- ۱۲۹۶)، تألیف سهراب یزدانی، تهران: مؤسسۀ فرهنگی هنری خانۀ هنر مَد، ۱۴۰۲، ۳۹۰ ص.

🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
👍3
📙 این کتاب هم که برای ما تاریخ‌پژوهان سودمند است، در گروه معماری و شهرسازی «برگزیده» شناخته شد:

📘 بنیادهای فهم تاریخ معماری: درس‌نامه‌ای میان‌رشته‌ای، تألیف مهرداد قیومی‌بیدهندی، تهران: فرهنگستان هنر جمهوری اسلامی ایران؛ مؤسسۀ تألیف، ترجمه و نشر آثار هنری «متن»، ۱۴۰۲، ۴۱۹ ص.

🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
👍5