⬆️
ساختارش؛
یک هارمونی کمال یافته.
چه حسی می ده؛
غرور و زیبایی شناسی
رخش؛
افسانه ای که فقط باید دوست داشت.
افسانه های اسبها؛
همه زیباست ؛ اما واقعیت ندارد، حتی تاریخی هاش .
این جمله : «مقصد ما راهه»؛
حرف قشنگی یه . راه همیشه زنده ست.
زیباترین راهها؛
راههای نرفته
تابلوهای مسیر؛
دلم می خواد یک طرفه یا بن بست نباشه .
خطر ریزش کوه؛
راه ، راهه . یه دنیاس . همه چی داره . باید قبول کرد.
وحشتناکترین راهها؛
اوه ! راههای صدبار پیموده ؛ حالا می خواد جاده هراز باشه یا حافظ شناسی .
دوست دارین کدوم ایستگاه پیاده نشین؛
ایستگاه آخر ، ایستگاه مرگ ؛ بهتره که ایستگاه وسط راه باشه .
اگه ویرگول بودین ، دوست داشتین کجای جمله به کار برین؛
به این فکر نکرده بودم .
یا : حروف ربط؛
ربطهای عاشقانه را بیشتر دوست دارم تا ربطهای بی ربط را.
تجسم عشق؛
حیفه (تصویر) از عظمتش کم می کنه
یه مثال زنده؛
اعجاز آیه های قرآن را ترجمه های فارسی می گیره . از حرف خدا به حرف انسان تبدیل می شه .
اگه می شد ، دوست داشتین غزل باشین یا قصیده یا...؛
غزل ! قصیده چیه .
چرا غزل؛
زیباست و گویا .
از کتابهای بزرگ فارسی چه طور؛
ترجیح می دادم حافظ باشم .
اولین گیرایی ادبیات عرب؛
شعر صحرا بود
پیش از آن؛
از عربی بدم می آمد؛ زیرا همان عربی بود که در دبیرستان ها (مثلا) می آموزند!
چیزی که تا حالا شما را در عربی نگه داشته؛
(علاوه بر زیبایی هایش) تمام فرهنگ ایرانی پیش و آغاز اسلام در زبان عربی جمع شده.
یک سند دست اول؛
ابونواس.
ابونواس از چشم شما؛
(گنجینه و) عصاره فرهنگ ایرانی در قرن دوم.
اگر در قبایل عرب بودید؛
حتما می کوشیدم عین اونا باشم تا به اعماق فرهنگشان نفوذ کنم و لذت ببرم.
جاهلیت؛
به معنای نادانی نیست ؛ یعنی خشونت.
باز هم از ابونواس؛
ایرانی خفت ، ایرانی شراب خورد... هر کاری می کرد یک جامه ایرانی بر تن داشت.
دوست داشتین جای کدام شخصیت بودین؛
خیلی دشواره که آدم بخواد جای کسی باشه.
غرق شدن در شخصیت کسی؛
هنگام تحریر زندگی «ابن مقفع»
عبدالله ابن مقفع در یک جمله؛
شهسوار فرهنگ ایرانی ؛ اگر چه کلمه ای به فارسی ننوشته.
از تجربه غرق شدن تان؛
زنم داد کشید: غذا می خوری ، ابن مقفعی غذا می خوری . حمام می ری ... ول کن!
باز هم او؛
آنقدر برد انسانیش بالاست که آدم حسودیش می شه .
حالا اگر به جای من بودین ، چه سوالی طرح می کردین؛
اجازه مرخصی می دین؛!
علی اکبر مظاهری | روزنامه جام جم | ۳۱ ارديبهشت ۱۳۸۲
@HistoryandMemory
ساختارش؛
یک هارمونی کمال یافته.
چه حسی می ده؛
غرور و زیبایی شناسی
رخش؛
افسانه ای که فقط باید دوست داشت.
افسانه های اسبها؛
همه زیباست ؛ اما واقعیت ندارد، حتی تاریخی هاش .
این جمله : «مقصد ما راهه»؛
حرف قشنگی یه . راه همیشه زنده ست.
زیباترین راهها؛
راههای نرفته
تابلوهای مسیر؛
دلم می خواد یک طرفه یا بن بست نباشه .
خطر ریزش کوه؛
راه ، راهه . یه دنیاس . همه چی داره . باید قبول کرد.
وحشتناکترین راهها؛
اوه ! راههای صدبار پیموده ؛ حالا می خواد جاده هراز باشه یا حافظ شناسی .
دوست دارین کدوم ایستگاه پیاده نشین؛
ایستگاه آخر ، ایستگاه مرگ ؛ بهتره که ایستگاه وسط راه باشه .
اگه ویرگول بودین ، دوست داشتین کجای جمله به کار برین؛
به این فکر نکرده بودم .
یا : حروف ربط؛
ربطهای عاشقانه را بیشتر دوست دارم تا ربطهای بی ربط را.
تجسم عشق؛
حیفه (تصویر) از عظمتش کم می کنه
یه مثال زنده؛
اعجاز آیه های قرآن را ترجمه های فارسی می گیره . از حرف خدا به حرف انسان تبدیل می شه .
اگه می شد ، دوست داشتین غزل باشین یا قصیده یا...؛
غزل ! قصیده چیه .
چرا غزل؛
زیباست و گویا .
از کتابهای بزرگ فارسی چه طور؛
ترجیح می دادم حافظ باشم .
اولین گیرایی ادبیات عرب؛
شعر صحرا بود
پیش از آن؛
از عربی بدم می آمد؛ زیرا همان عربی بود که در دبیرستان ها (مثلا) می آموزند!
چیزی که تا حالا شما را در عربی نگه داشته؛
(علاوه بر زیبایی هایش) تمام فرهنگ ایرانی پیش و آغاز اسلام در زبان عربی جمع شده.
یک سند دست اول؛
ابونواس.
ابونواس از چشم شما؛
(گنجینه و) عصاره فرهنگ ایرانی در قرن دوم.
اگر در قبایل عرب بودید؛
حتما می کوشیدم عین اونا باشم تا به اعماق فرهنگشان نفوذ کنم و لذت ببرم.
جاهلیت؛
به معنای نادانی نیست ؛ یعنی خشونت.
باز هم از ابونواس؛
ایرانی خفت ، ایرانی شراب خورد... هر کاری می کرد یک جامه ایرانی بر تن داشت.
دوست داشتین جای کدام شخصیت بودین؛
خیلی دشواره که آدم بخواد جای کسی باشه.
غرق شدن در شخصیت کسی؛
هنگام تحریر زندگی «ابن مقفع»
عبدالله ابن مقفع در یک جمله؛
شهسوار فرهنگ ایرانی ؛ اگر چه کلمه ای به فارسی ننوشته.
از تجربه غرق شدن تان؛
زنم داد کشید: غذا می خوری ، ابن مقفعی غذا می خوری . حمام می ری ... ول کن!
باز هم او؛
آنقدر برد انسانیش بالاست که آدم حسودیش می شه .
حالا اگر به جای من بودین ، چه سوالی طرح می کردین؛
اجازه مرخصی می دین؛!
علی اکبر مظاهری | روزنامه جام جم | ۳۱ ارديبهشت ۱۳۸۲
@HistoryandMemory
شانزدهم مهرماه زادروز ایرج افشار
روز ۱۶ مهر ۱۳۰۴ زاده شدهام. نام ماماچۀ من مادام بالك بود. فرانسوى بوده است. دكتر يوسف مير او را به پدرم معرفى كرده بود. مادرم مىگفت پروردن من در اختيار او و دايهاش رقيه نبود. هرچه دكتر مير مىگفت بر آن آداب مىبايست رفتار بشود. دكتر مير گفته بود ساعات معيّنى به بچه شير بدهند، او را دائم بغل نكنند، بگذارند در جاى خود گريه كند و از اين قبيل رفتارها. پدرم در آن ايام تحت تأثير تربيت فرنگىمآبى بود.
خانهاى كه من آنجا زاده شدم و روزگار كودكیام در آن گذشت باغى بود پوشيده از درختان ميوه (سيادرخت) و كاجهاى بلند كهنسال. اين باغ در ضلع شمال غربى چهارراهى بود كه يك سوى آن راهى بود كه به سردر سنگى مىرسيد و از سوى ديگر به چهارراه آقا شيخ هادى، يعنى در تقاطع خيابان پهلوى و خيابان معروف به قنات فرمانفرما بود. روبهروى باغ ما بخشى از تملّكات وسيع عبدالحسين ميرزا فرمانفرما بود كه عاقبت «كاخ مرمر» شد.
بنا به نوشتهاى كه پشت قرآنى خطى متعلّق به خانواده هست من پنج پشت خود را بيش نمىشناسم. پدرم محمود بود و او فرزند محمدصادق و او فرزند احمد و او فرزند كربلايى عاشور افشار. كربلايى عاشور را نمىدانم چهكاره بوده است. آنچه احتمال مىدهم مىبايد از اخلاف افشارهايى باشد كه در دوران صفويه در كرمان و يزد مناصب دولتى داشتهاند.
اما فرزند او، حاجى احمد افشار مسلّم است كه در يزد به تجارت اشتغال داشت و صاحب ثروتى بود كه در زمان جنگ هرات حاكم وقت يزد از او تنخواهى طلب مىكند و بنا به گفتۀ محمدجعفر خورموجى در كتاب حقايق الاخبار ناصرى از حاجى مبلغ يكصدهزار تومان گرفته مىشود و حاجى به تظلّم راهى تهران مىشود و به حضور ناصرالدين شاه بار مىيابد و موفق به پس گرفتن آن وجه مىشود. تفصيل قضيه را در كتاب مذكور بايد ديد و پدرم هم در مقدمۀ گفتارهاى ادبى از تأليفات خود بدان موضوع پرداخته است.
[اين دفتر بىمعنى...، (يادگارنماى فرهنگى از ايرج افشار)، به كوشش بهرام، كوشيار و آرش افشار، انتشارات سخن، در دست انتشار]
برگرفته از صفحه گنجینۀ پژوهشی ایرج افشار
https://www.facebook.com/Irajafshar
@HistoryandMemory
روز ۱۶ مهر ۱۳۰۴ زاده شدهام. نام ماماچۀ من مادام بالك بود. فرانسوى بوده است. دكتر يوسف مير او را به پدرم معرفى كرده بود. مادرم مىگفت پروردن من در اختيار او و دايهاش رقيه نبود. هرچه دكتر مير مىگفت بر آن آداب مىبايست رفتار بشود. دكتر مير گفته بود ساعات معيّنى به بچه شير بدهند، او را دائم بغل نكنند، بگذارند در جاى خود گريه كند و از اين قبيل رفتارها. پدرم در آن ايام تحت تأثير تربيت فرنگىمآبى بود.
خانهاى كه من آنجا زاده شدم و روزگار كودكیام در آن گذشت باغى بود پوشيده از درختان ميوه (سيادرخت) و كاجهاى بلند كهنسال. اين باغ در ضلع شمال غربى چهارراهى بود كه يك سوى آن راهى بود كه به سردر سنگى مىرسيد و از سوى ديگر به چهارراه آقا شيخ هادى، يعنى در تقاطع خيابان پهلوى و خيابان معروف به قنات فرمانفرما بود. روبهروى باغ ما بخشى از تملّكات وسيع عبدالحسين ميرزا فرمانفرما بود كه عاقبت «كاخ مرمر» شد.
بنا به نوشتهاى كه پشت قرآنى خطى متعلّق به خانواده هست من پنج پشت خود را بيش نمىشناسم. پدرم محمود بود و او فرزند محمدصادق و او فرزند احمد و او فرزند كربلايى عاشور افشار. كربلايى عاشور را نمىدانم چهكاره بوده است. آنچه احتمال مىدهم مىبايد از اخلاف افشارهايى باشد كه در دوران صفويه در كرمان و يزد مناصب دولتى داشتهاند.
اما فرزند او، حاجى احمد افشار مسلّم است كه در يزد به تجارت اشتغال داشت و صاحب ثروتى بود كه در زمان جنگ هرات حاكم وقت يزد از او تنخواهى طلب مىكند و بنا به گفتۀ محمدجعفر خورموجى در كتاب حقايق الاخبار ناصرى از حاجى مبلغ يكصدهزار تومان گرفته مىشود و حاجى به تظلّم راهى تهران مىشود و به حضور ناصرالدين شاه بار مىيابد و موفق به پس گرفتن آن وجه مىشود. تفصيل قضيه را در كتاب مذكور بايد ديد و پدرم هم در مقدمۀ گفتارهاى ادبى از تأليفات خود بدان موضوع پرداخته است.
[اين دفتر بىمعنى...، (يادگارنماى فرهنگى از ايرج افشار)، به كوشش بهرام، كوشيار و آرش افشار، انتشارات سخن، در دست انتشار]
برگرفته از صفحه گنجینۀ پژوهشی ایرج افشار
https://www.facebook.com/Irajafshar
@HistoryandMemory
Facebook
Log in or sign up to view
See posts, photos and more on Facebook.
Forwarded from اتچ بات
"مصاحبه با استاد دکتر آذرتاش آذرنوش"
فایل پیدیاف گفتوگوی عبدالهادی فقهیزاده و ابراهیم موسیپور بشلی با استاد دکتر آذرتاش آذرنوش؛
مجلهی برگ فرهنگ، شمارهی هفتم، زمستان ۱۳۷۹، ص ۳۲_۴۶.
این گفتوگو در ۲۹ دیماه ۱۳۷۹ در منزل استاد انجام شده است.
@AndoneMila
فایل پیدیاف گفتوگوی عبدالهادی فقهیزاده و ابراهیم موسیپور بشلی با استاد دکتر آذرتاش آذرنوش؛
مجلهی برگ فرهنگ، شمارهی هفتم، زمستان ۱۳۷۹، ص ۳۲_۴۶.
این گفتوگو در ۲۹ دیماه ۱۳۷۹ در منزل استاد انجام شده است.
@AndoneMila
Telegram
attach 📎
مستند «مستشرق» ساخته مسعود طاهری که روایتی است از زندگی و اندیشههای هانری کربن خاورشناس نامدار فرانسوی این هفته سهشنبه ساعت ۲۰ از شبکه مستند سیما پخش خواهد شد.
@HistoryandMemory
@HistoryandMemory
Forwarded from کتابها و فعالیتهای سمت
🔸 گروه مطالعات تاریخی پژوهشکده تحقیق و توسعه علوم انسانی «سمت» با همکاری انجمن ایرانی تاریخ برگزار میکند:
▫️ سلسه نشستهای بازاندیشی در آموزش دانشگاهی تاریخ
▪️نظریهها، مدلها و مفاهیم در تاریخ باستان (نشست اول)
🔸ناقدان:
▫️ دکتر اسماعیل سنگاری
▪️عضو هیأت علمی دانشگاه اصفهان
▫️ دکتر کامیار عبدی
▪️عضو هیأت علمی دانشگاه شهید بهشتی
🔸مترجم کتاب:
▫️ دکتر احسان افکنده
▪️عضو هیأت علمی دانشگاه شهید بهشتی
📆 چهارشنبه ۲۱ مهر ۱۴۰۰
🕰 ۱۵ الی ۱۷
🔗برای شرکت در این نشست وارد این لینک شوید.
▫️ به کانال سازمان «سمت» بپیوندید👇
👉 @sazman_samt
▫️ سلسه نشستهای بازاندیشی در آموزش دانشگاهی تاریخ
▪️نظریهها، مدلها و مفاهیم در تاریخ باستان (نشست اول)
🔸ناقدان:
▫️ دکتر اسماعیل سنگاری
▪️عضو هیأت علمی دانشگاه اصفهان
▫️ دکتر کامیار عبدی
▪️عضو هیأت علمی دانشگاه شهید بهشتی
🔸مترجم کتاب:
▫️ دکتر احسان افکنده
▪️عضو هیأت علمی دانشگاه شهید بهشتی
📆 چهارشنبه ۲۱ مهر ۱۴۰۰
🕰 ۱۵ الی ۱۷
🔗برای شرکت در این نشست وارد این لینک شوید.
▫️ به کانال سازمان «سمت» بپیوندید👇
👉 @sazman_samt
❤1
Forwarded from اتچ بات
#تازههای_کتاب
انتشارات سروش کتاب المهدی المنتظر عند الشیعة الاثنیعشریة به قلم پژوهشگر و تاریخنویس مشهور عراقى دکتر جواد علی و با ترجمه محمد حسن تقیه را به بازار نشر ارائه داد.
این اثر با نام انتظار از دیدگاه شیعه منتشر شد تا علاقهمندان به حوزه مهدویت با دیدگاههای یکی از محققان شیعی در کشور همسایه آشنا شوند.
این اثر رساله دکتراى جواد علی به زبان آلمانى است؛ که در سالهاى اخیر به زبان عربى ترجمه و منتشرشده است. مهمترین ویژگی این کتاب ـ برخلاف بیشتر آثار روایی یا مطالب درباره مهدى و مهدویت ـ نظریهپردازى مؤلف است.
علت چاپنشدن این اثر در زمان حیات مؤلف، دیدگاه شیعی حاکم بر رساله بوده که مؤلف تمایل نداشت که آن دیدگاه در حکومت حزب بعث عراق آشکار شود.
کتاب در ۱۰ فصل نوشته شده است، فصل نخست به دیدگاه امامت از نظر شیعه میپردازد، فصل دوم به موضوع جانشینی پیامبر(ص) و فصل سوم به غیبت و رجعت اشاره دارد، در فصل چهارم تا هفتم مشتمل بر معرفی نواب اربعه است و پس از آن در فصلهای هشتم تا دهم به مباحث تکمیلی پیرامون مهدویت و انتظار در مکتب تشیع ادامه مییابد.
کتاب حاضر در ۲۵۰ صفحه با قیمت ۸۰ هزار تومان وارد بازار نشر شد.
@ghalam_soltani
انتشارات سروش کتاب المهدی المنتظر عند الشیعة الاثنیعشریة به قلم پژوهشگر و تاریخنویس مشهور عراقى دکتر جواد علی و با ترجمه محمد حسن تقیه را به بازار نشر ارائه داد.
این اثر با نام انتظار از دیدگاه شیعه منتشر شد تا علاقهمندان به حوزه مهدویت با دیدگاههای یکی از محققان شیعی در کشور همسایه آشنا شوند.
این اثر رساله دکتراى جواد علی به زبان آلمانى است؛ که در سالهاى اخیر به زبان عربى ترجمه و منتشرشده است. مهمترین ویژگی این کتاب ـ برخلاف بیشتر آثار روایی یا مطالب درباره مهدى و مهدویت ـ نظریهپردازى مؤلف است.
علت چاپنشدن این اثر در زمان حیات مؤلف، دیدگاه شیعی حاکم بر رساله بوده که مؤلف تمایل نداشت که آن دیدگاه در حکومت حزب بعث عراق آشکار شود.
کتاب در ۱۰ فصل نوشته شده است، فصل نخست به دیدگاه امامت از نظر شیعه میپردازد، فصل دوم به موضوع جانشینی پیامبر(ص) و فصل سوم به غیبت و رجعت اشاره دارد، در فصل چهارم تا هفتم مشتمل بر معرفی نواب اربعه است و پس از آن در فصلهای هشتم تا دهم به مباحث تکمیلی پیرامون مهدویت و انتظار در مکتب تشیع ادامه مییابد.
کتاب حاضر در ۲۵۰ صفحه با قیمت ۸۰ هزار تومان وارد بازار نشر شد.
@ghalam_soltani
Telegram
attach 📎
«س: شما انگار برخلاف بسیاری از نویسندگان و روشنفکران مهاجر، پیش از انقلاب مهاجرت کردید و خروجتان از ایران احتمالاً دلایل دیگری جز تغییر شرایط داشته؟
ج: بله من در آن مؤسسه [انتشارات دانشگاه صنعتی آریامهر] کار میکردم و این وضع ادامه داشت تا کمی پیش از انقلاب. همسرم ایران زندیه در آن هنگام مدیر مدرسه راهنمایی خوارزمی بود. جو جامعه جو سرکشی و اعتراض بود. ایران، همسرم سخت تحت فشار سازمان امنیت بود. این سازمان میخواست او را مجبور به همکاری کند. میخواست که ایران از آن چه پنهانی میان دانشآموزان میگذرد به آن سازمان گزارش بدهد و ایران البته زیر بار نمیرفت. سازمان امنیت از این خودداری او اصلاً خشنود نبود. از طرف دیگر در خانه به دو پسرمان که خردسال بودند اخطار میکردیم آن چه را در خانه میشنوند در مدرسه بازگو نکنند و آن چه در خانه گفته میشد از نوعی نبود که سازمان امنیت روا بداند. این باعث به وجود آمدن جو دروغ در خانه شده بود. ما تصمیم گرفتیم که چند سالی ایران را ترک کنیم و به آمریکا برویم.»
نیلوفر دُهنی، در همسایگی مترجم: گفتوگو باسروش حبیبی، لندن، نشر مهری: ۲۰۱۸م./ ۱۳۹۷ش.، ص ۳۷.
@HistoryandMemory
ج: بله من در آن مؤسسه [انتشارات دانشگاه صنعتی آریامهر] کار میکردم و این وضع ادامه داشت تا کمی پیش از انقلاب. همسرم ایران زندیه در آن هنگام مدیر مدرسه راهنمایی خوارزمی بود. جو جامعه جو سرکشی و اعتراض بود. ایران، همسرم سخت تحت فشار سازمان امنیت بود. این سازمان میخواست او را مجبور به همکاری کند. میخواست که ایران از آن چه پنهانی میان دانشآموزان میگذرد به آن سازمان گزارش بدهد و ایران البته زیر بار نمیرفت. سازمان امنیت از این خودداری او اصلاً خشنود نبود. از طرف دیگر در خانه به دو پسرمان که خردسال بودند اخطار میکردیم آن چه را در خانه میشنوند در مدرسه بازگو نکنند و آن چه در خانه گفته میشد از نوعی نبود که سازمان امنیت روا بداند. این باعث به وجود آمدن جو دروغ در خانه شده بود. ما تصمیم گرفتیم که چند سالی ایران را ترک کنیم و به آمریکا برویم.»
نیلوفر دُهنی، در همسایگی مترجم: گفتوگو باسروش حبیبی، لندن، نشر مهری: ۲۰۱۸م./ ۱۳۹۷ش.، ص ۳۷.
@HistoryandMemory
👍1
Forwarded from احساننامه
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
‼️ فیلمی دارد دست به دست میشود به عنوان خبر شگفتانگیز کشف کتابخانهای مخفی با ۸۴هزار کتاب خطی در پشت یک دیوار ۷۵متری در مغولستان منتشر شده با این توضیح که این کتابها متعلق به دوره عباسیان هستند و احتمالاً کتابهای کتابخانه بزرگ بغداد باشند که توسط مغولان غارت شده بودند و چه کشف مهمی خواهد بود اگر بینشان کتابهای گمشده خودمان را پیدا کنیم! خب بله، کشف هر یک برگ از آثار تاریخی ما، اتفاقی مهم و ارزشمند است، اما کمی جستجو نشان میدهد که این فیلم برای سال ۲۰۰۳ است و کشف کتابخانهای مخفی در معبد ساکیا، در تبت. ظاهراً راهبها از ترس ارتش سرخ چین آثار بودایی را به این شکل مخفی کرده بودند (ویکیپدیا این معبد) @ehsanname
Forwarded from شهرام یاری
تمام زادهٔ تصورات او بود!
در روسیه دوستی قدیمی دارم بنام حاجی محمد که بازرگانی ایرانی و پیرمردی محترم است. او تحت تأثیر یکی از حبهای تریاک یا افیون – آنطور که او اسم میبرد – در بین هزاران چیز دیگر، بتفصیل از زنجان تعریف کرده بود. در این باب راست گفته بود. اما سایر داستانهای حیرتانگیزی که در شبهای طولانی که من در نزد او متعجبانه کلام مبالغهآمیز او را گوش میکردم، برای من نقل کرده بود، تمام زادهٔ تصورات او بود. چون در اوان جوانی، تقریباً سی سال پیش، ترک وطن کرده بود و همیشه بخود نويد بازگشت بدانجا را میداد، ایران بنظر او هر روز جلوهٔ زیباتری گرفته بود و علت آن تأثير سحرانگیز تمایل است که هر چیز را زیبا جلوه میدهد. (سالتیکوف: 1381: 65)
مأخذ: سالتیکوف، آلکسی دمیتری یویچ. 1381. مسافرت به ایران. ترجمهٔ محسن صبا. تهران: انتشارات علمی و فرهنگی.
@Shsyari
.
در روسیه دوستی قدیمی دارم بنام حاجی محمد که بازرگانی ایرانی و پیرمردی محترم است. او تحت تأثیر یکی از حبهای تریاک یا افیون – آنطور که او اسم میبرد – در بین هزاران چیز دیگر، بتفصیل از زنجان تعریف کرده بود. در این باب راست گفته بود. اما سایر داستانهای حیرتانگیزی که در شبهای طولانی که من در نزد او متعجبانه کلام مبالغهآمیز او را گوش میکردم، برای من نقل کرده بود، تمام زادهٔ تصورات او بود. چون در اوان جوانی، تقریباً سی سال پیش، ترک وطن کرده بود و همیشه بخود نويد بازگشت بدانجا را میداد، ایران بنظر او هر روز جلوهٔ زیباتری گرفته بود و علت آن تأثير سحرانگیز تمایل است که هر چیز را زیبا جلوه میدهد. (سالتیکوف: 1381: 65)
مأخذ: سالتیکوف، آلکسی دمیتری یویچ. 1381. مسافرت به ایران. ترجمهٔ محسن صبا. تهران: انتشارات علمی و فرهنگی.
@Shsyari
.
Forwarded from شهرام یاری
ایرانیانِ خارج کشور: ایران دلپذیرترین منطقۀ سراسر جهان است!
از طرز سخنان ایرانیان در کشورهای دیگر راجع بوطن خویش شنونده گمان میکند که ایران دلپذیرترین منطقۀ سراسر جهان است، هوای آن، آب آن، میوههای آن، خانههای آن، باغهای آن، اسبهای آن، شکارگاههای آن، مناظر آن، زنان آن، همه موضوع مبالغهآمیزترین تحسین از ناحیۀ ایرانیان مقیم هندوستان و اروپاست. (واتسون. 1356: 8)
مأخذ: واتسون، رابرت گرانت. 1356. تاریخ ایران. از ابتدای قرن نوزدهم تا سال 1858 (چاپ چهارم). ترجمه ع. وحیدمازندرانی. تهران: امیرکبیر.
@Shsyari
.
از طرز سخنان ایرانیان در کشورهای دیگر راجع بوطن خویش شنونده گمان میکند که ایران دلپذیرترین منطقۀ سراسر جهان است، هوای آن، آب آن، میوههای آن، خانههای آن، باغهای آن، اسبهای آن، شکارگاههای آن، مناظر آن، زنان آن، همه موضوع مبالغهآمیزترین تحسین از ناحیۀ ایرانیان مقیم هندوستان و اروپاست. (واتسون. 1356: 8)
مأخذ: واتسون، رابرت گرانت. 1356. تاریخ ایران. از ابتدای قرن نوزدهم تا سال 1858 (چاپ چهارم). ترجمه ع. وحیدمازندرانی. تهران: امیرکبیر.
@Shsyari
.
Forwarded from قلم|مجتبی سلطانی احمدی (مجتبی سلطانی احمدی)
#تازههای_کتاب
#کتاب_مهم
غزوات سلطان سلیم: گزارش اسیر ایرانی جنگ چالدران از فتح مصر و شام به دست سلطان سلیم اول عثمانی
تالیف: قاضیزاده اردبیلی (درگذشته ۹۳۰ هجری قمری)
تصحیح و تحقیق: طاهر بابائی
چاپ اول ۱۴۰۰، میراث مکتوب
قطع وزیری، ۴۰۸صفحه، جلد سخت
قیمت: ۱۱۴۰۰۰تومان
@ghalam_soltani
#کتاب_مهم
غزوات سلطان سلیم: گزارش اسیر ایرانی جنگ چالدران از فتح مصر و شام به دست سلطان سلیم اول عثمانی
تالیف: قاضیزاده اردبیلی (درگذشته ۹۳۰ هجری قمری)
تصحیح و تحقیق: طاهر بابائی
چاپ اول ۱۴۰۰، میراث مکتوب
قطع وزیری، ۴۰۸صفحه، جلد سخت
قیمت: ۱۱۴۰۰۰تومان
@ghalam_soltani
Forwarded from Toos Bookshop کتابفروشی توس
تاریخ از پایین / تأملاتی درباب حاشیهنشینهای تاریخ
سیدقاسم یاحسینی
چاپ اول ۱۴۰۰، هامون نو
قطع رقعی، ۱۶۶صفحه، جلد شومیز
قیمت: ۴۸۰۰۰تومان
خرید اینترنتی:
toosbook.ir/p/تاریخ-از-پایین/
سیدقاسم یاحسینی
چاپ اول ۱۴۰۰، هامون نو
قطع رقعی، ۱۶۶صفحه، جلد شومیز
قیمت: ۴۸۰۰۰تومان
خرید اینترنتی:
toosbook.ir/p/تاریخ-از-پایین/
Forwarded from Toos Bookshop کتابفروشی توس
Forwarded from پژوهشکده تاریخ اسلام (پژوهشکده تاریخ اسلام)
گروه جریان های فکری پژوهشکده تاریخ اسلام برگزار می کند:
🏟 لینک ورود به نشست:
🌏 https://www.skyroom.online/ch/a2m/lecture
🏟 لینک ورود به نشست:
🌏 https://www.skyroom.online/ch/a2m/lecture
Forwarded from کتاب سده
#کتاب_سده منتشر کرد
کانون وکلا در گذر زمان
(خاطرات نیم قرن وکالت)
سید محمد جندقی کرمانیپور
چاپ اول: پاییز ۱۴۰۰/ ۴۵۸ صفحه (با تصاویر گلاسهی رنگی)/ قطع وزیری/ جلد سخت/ ۱۰۰۰ نسخه
سید محمد جندقی کرمانیپور نخستین رئیس انتخابی کانون وکلا پس از انقلاب است و بیشترین و طولانیترین دورهی ریاست را بر این نهاد مدنی تجربه کرده است. او در این کتاب خاطرات بیش از نیم قرن فعالیت خود در حوزهی وکالت را روایت میکند. اسناد و تصاویر زیادی هم ضمیمهی کتاب هستند که برخی از آنها برای اولین بار منتشر میشوند.
@SadePub
کانون وکلا در گذر زمان
(خاطرات نیم قرن وکالت)
سید محمد جندقی کرمانیپور
چاپ اول: پاییز ۱۴۰۰/ ۴۵۸ صفحه (با تصاویر گلاسهی رنگی)/ قطع وزیری/ جلد سخت/ ۱۰۰۰ نسخه
سید محمد جندقی کرمانیپور نخستین رئیس انتخابی کانون وکلا پس از انقلاب است و بیشترین و طولانیترین دورهی ریاست را بر این نهاد مدنی تجربه کرده است. او در این کتاب خاطرات بیش از نیم قرن فعالیت خود در حوزهی وکالت را روایت میکند. اسناد و تصاویر زیادی هم ضمیمهی کتاب هستند که برخی از آنها برای اولین بار منتشر میشوند.
@SadePub
نگارنده این زندگینامه شگفتانگیر و خواندنی، نقاش برجسته ایران، ایران دَرودی، درگذشت.
به مینو همی جان او باد شاد!
@HistoryandMemory
به مینو همی جان او باد شاد!
@HistoryandMemory
برگی از کتاب الحیوان جاحظ که در آن به تشریح زرافه میپردازد و آن را به نقل از ایرانیان شترگاو پلنگ مینامد.
منبع: کانال نکتههای تاریخی
@Noktehaye_Tarikhi
@HistoryandMemory
منبع: کانال نکتههای تاریخی
@Noktehaye_Tarikhi
@HistoryandMemory
«اگرچه [دیوید] هیوم [ فیلسوف، مورخ، اقتصاددان و جستارنویس اسکاتلندی قرن هجدهم] اهل پژوهش و تحقیق بود، اما تا اندازه زیادی مرد عمل هم بود. او چندین سال مشاور سفیر بریتانیا در پاریس بود که از توصیههای زیرکانه هیوم استقبال میکرد. اطرافیانش او را بسیار دوست میداشتند و در فرانسه به او لقب le bon David (دیوید نیک) داده بودند؛ معاشری خوشقلب و مهربان و بذلهگو که همنشینیاش هنگام صرف شام بسیار مغتنم بود. هیوم تأکید داشت که «فیلسوف باشید، اما در میان تمام کارهای فلسفیتان، همچنان انسان بمانید». خود او همینطور میزیست، نه در نوعی انزوای فکری در صومعه یا بر برج عاج، بلکه کاملاً در میان انسانهای دیگر. با آنها شام میخورد (به خصوص به مرغ سرخ شده علاقه داشت) و درباره عشق و کار سخن میگفت و تخته نرد بازی میکرد».
¤ سرگذشت فلسفه غرب به روایت مدرسه دوباتن، ترجمه میثم محمدامینی، تهران، کرگدن، ۱۳۹۹، ص ۱۰۴.
@HistoryandMemory
¤ سرگذشت فلسفه غرب به روایت مدرسه دوباتن، ترجمه میثم محمدامینی، تهران، کرگدن، ۱۳۹۹، ص ۱۰۴.
@HistoryandMemory