| پنجه‌نامه: تاریخ و خاطره |
1.19K subscribers
672 photos
15 videos
56 files
908 links
Download Telegram
🇸🇾 من و مخالفان اسد

من کار پژوهشی‌ام را با مطالعه بر روی دو سیاستمدار سوری مخالف حافظ اسد آغاز کردم. در اواخر دههٔ هفتاد زمانی که دورهٔ کارشناسی را در دانشگاه تهران  می‌خواندم، آرزومند بودم که چیزکی بنویسم و سری توی سرها درآورم. به‌ویژه مولع بودم که مدخلی برای دایرةالمعارف بزرگ اسلامی یا دانشنامهٔ جهان اسلام بنویسم. در آن زمان نوشتن برای این دو دانشنامه افتخاری بود که به این راحتی‌ها نصیب هر کسی نمی‌شد، مخصوصاً دانشجوی کارشناسی. استادم علیرضا عسگری که معاون و در واقع همه‌کارهٔ گروه «اسلام معاصر» در دانشنامهٔ جهان اسلام بود- و اکنون هر کجا هست خدایا به سلامت دارش!-، پیشنهاد داد مدخل دو سیاستمدار سوری را بنویسم: امین الحافظ و اکرم الحورانی. این دو از حاکمان پیشین سوریه بودند که در دوران حکومت حافظ اسد در خارج از سوریه در تبعید به سر می‌بردند.

بسیار خوشحال شدم، امّا نوشتن زندگی‌نامۀ دو شخصیت معاصر غیرایرانی که داده‌های بسیار اندکی از آنها در ایران آن زمان در دسترس بود، کار بسیار مشکلی بود. بایستی ده‌ها کتاب و مجله به زبان‌های عربی و انگلیسی و فارسی را ورق می‌زدم تا شاید جمله‌ای دربارهٔ این دو به‌دست بیاورم. روزها و ماه‌ها میان سه کتابخانهٔ بنیاد دایرةالمعارف اسلامی، کتابخانهٔ مرکزی دانشگاه تهران و کتابخانهٔ تخصصی وزارت امورخارجه در آمدوشد بودم تا مطلبی دربارهٔ این دو بیایم که بدان استناد کنم و ارجاع دهم. آن زمان اینترنت تازه آمده بود و خبری از این کتابخانه‌های پرمایه و پرداده الکترونیکی و مجازی نبود.

هرچه بیشتر می‌خواندم، کمتر می‌یافتم؛ سرانجام، به هر سختی که بود این دو مقاله را نوشتم. در میانهٔ کار متوجه شدم امین الحافظ هنوز زنده است، درحالی که در دانشنامه‌ها مدخل زنده‌ها را نمی‌نویسند! با استادم در میان گذاشتم، گفت تو بنویس تا زمان چاپ مقاله که برسد - ده‌ دوازه سال بعد- خواهد مرد، امّا تا زمان چاپ حرف «ح» دانشنامه جهان اسلام (ج ۱۲) هم نمرد (۱۳۸۷)؛ یکسال بعد البته مرد (۲۰۰۹). مقاله هم احتمالاً در بایگانی دانشنامه جهان اسلام مانده باشد و امیدوارم در جلد تکمله چاپ شود. آن دیگری، اکرم حورانی پیش‌تر مرده بود (۱۳۹۶) و مدخلش هم چاپ شد (دانشنامه جهان اسلام، ج ۱۴).


▫️ معصومعلی پنجه
۲۰ آذر ۱۴۰۳ | بی‌درکجای آلودهٔ تهران [شاخص ناسالم ۱۶۱]

🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
👍10🔥3😁1
📕دربارهٔ معاویة بن ابی‌سفیان تک‌نگاری‌های تحقیقی و عالمانه اندکی نگاشته شده است. این تک‌نگاری که در مجموعهٔ سازندگان جهان اسلام منتشر شده یکی از معدود آثار دانشگاهی دربارهٔ این خلیفه اموی است.

 از کم‌وکیف این ترجمه که  خبر نشر آن را در کانال وزین نقشینه دیده‌ام، اطلاعی ندارم. در این سال‌ها شمار ترجمه‌های ضعیف و بی‌کیفیت از مترجمان تازه‌کار آنقدر زیاد شده که دیگر  تا کتابی را ورق نزنم و نخوانم، نمی‌توانم توصیه به خرید آن کنم! یکی از اشکال‌های خرید مجازی این است که نمی‌توان کتاب را ورق زد. ناشر هم تازه‌کار است و برای من ناشناخته.

عجالتاً عرض شود که نام میانی نویسندهٔ کتاب R. Stephen Humphreys که خاورشناسی آمریکایی است در فارسی باید به صورت «استیون» برگردانده شود نه «استفان»!

▫️ معصومعلی پنجه

🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
👍21
| پنجه‌نامه: تاریخ و خاطره |
Photo
📕 برای تلفظ و ضبط درست نام‌های خاص این کتاب بسیار سودمند و کارگشا است. آن صفحه‌ای که در فرسته بالا تصویر آن را فرستاده‌ام، از همین کتاب برداشته‌ام.

🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
👍3
▪️ طاهر و حیلهٔ مأمون

«طاهر چون بغداد بگرفت، سر محمد امین [برادر مأمون و خلیفه پیش از او] در صندوقی نهاد و نزدیک مامون فرستاد. مامون چون سر محمد امین بدید پشیمان شد و بر طاهر متغیر گشت، فامّا پوشیده می‌داشت تا کار تمام شد و مامون به بغداد آمد و زبیده [مادر امین] را بر آن داشت تا به خون پسر دعوی کرد و طاهر از آن تعبیه خبر یافت. با پنج هزار سوار غلام خویش همه جوشن‌ور به دارالخلافه رفت و گفت: هرگاه من دست به تیغ برم شما شمشیرها برکشید و هر کرا یابید از کسان مامون، بکشید.

چون زبیده دعوی بداشت مامون طاهر را گفت: تو چه می‌گویی؟ طاهر یک دست به ساق موزه برد و نبشته مامون برآورد و پیش او داشت و گفت: محمد امین را این نبشته کشتست نه من، و دست دیگر به تیغ برد و برکشیدن گرفت. مامون گفت: مَهلاً ، إنّها دُوَل تَنقل مِن قوم إلی قَومٍ و آن فتنه را تسکین داد. و معلوم شد که دولت شرکت نپذیرد و خلافت بر دو تن قرار نگیرد».

📘 اغراض السیاسه، ظهیرالدین سمرقندی، ص ۳۱۵.

▫️معنی برخی واژگان: تعبیه: تدارک و توطئه/ جوشن‌ور: زره‌پوش/ دعوی: ادعا و شکایت/ تسکین: آرام کردن و ساکت نمودن/ متغیر: خشمگین و عصبانی/ معنی آیه « دست نگه دارید، این [دولت] چرخشی است که از این قوم به دیگری منتقل می‌شود».

#مامون
#طاهر_ذوالیمینین
#امین
#زبیده

🔗 از کانال خواندنی نکته‌های تاریخی

🆔 t.iss.one/Noktehaye_Tarikhi
🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
👍4
🗞️ این آگهی در اولین شمارهٔ روزنامهٔ انقلاب اسلامی (سه شنبه، ۲۹خرداد ۱۳۵۸) منتشر شده است. این روزنامه از آن ابوالحسن بنی‌صدر بود.

#مالک_مسلمان #ازدواج_جوانان  #تاریخ_اجاره‌نشینی_در_ایران

🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
👍4
▪️کینه‌کشی از مردگان: از عباسیان تا هیئة تحریر الشام

در خبرها آمده بود که حاکمان جدید سوریه آرامگاه حافظ اسد را ویران ساخته و نبش قبر کرده و تابوت رئیس‌‌جمهور پیشین سوریه را به آتش کشیده‌اند (برای نمونه نک. اینجا و اینجا).  ۱۳۰۰ سال پیش، در  ۱۳۲ هجری، زمانی‌که بنی‌عباس، خلافت بنی‌امیه را از میان برداشتند، با مقابر و اجساد امویان چنین رفتاری کردند. یعقوبی، مورخ قرن سومی،  ماجرا را چنین روایت کرده است:

«عبدالله بن على [عباسی] به مسجد جامع [اموی در دمشق ] رفت و خطبه‌اى مشهور براى مردم ايراد كرد كه در آن از بنى‌اميه و بيداد و دشمنيشان و اينكه آنان دين خدا را مسخره و بازى گرفته‌اند، سخن راند، و حرامهايى را كه حلال شمرده‌اند و ستمگريها و گناهان و رفتارى را كه در ميان امت محمد در تعطيل احكام، و جارى نكردن حدود و بخود اختصاص‌دادن خراج و غنيمت و ارتكاب (كارهاى) زشت، داشته‌اند، و انتقام گرفتن خدا از ايشان و مسلط كردن شمشير حق بر آنان، اينها همه را توصيف كرد و سپس فرود آمد. و گفته مى‌شود كه ابوالعباس [سفّاح] باو نوشت: خونت را از بنى‌اميه بگير، پس با آنان كرد آنچه كرد و فرستاد تا گورهاى بنى‌اميه را شكافتند و آنان را بيرون آورد و به آتش سوزانيد و كسى از ايشان را رها نكرد و چون به رصافه رسيد، هشام بن عبدالملک [خلیفه اموی ۱۰۵ - ۱۲۵]  را بيرون آورد و او را در غارى روى تختش ديد كه براى آنكه بماند آبى باو ماليده‌اند، پس روى او را با گرز بزد و او را ميان عقابين بپاداشت و در حالى كه بدنش از هم فرو مى‌ريخت، صد و بيست تازيانه بر وى زد و سپس او را جمع‌آورى كرد و به آتش سوزانيد و عبدالله در همان موقع گفت كه پدرم يعنى على بن عبدالله، روزى نماز مى‌خواند و شلوار و روپوشى بر تن داشت، پس روپوش او افتاد و در پشتش آثار تازيانه‌ها را ديدم و چون از نماز خود فارغ شد، گفتم: اى پدر، خدا مرا فدايت قرار دهد، اين چيست‌؟ گفت: آن لوچ يعنى هشام، مرا بستم گرفت و شصت تازيانه زد. و همان روز با خدا عهد كردم كه اگر بر او ظفر يابم، بهر تازيانه‌اى دو تازيانه بر او زنم».

📗 تاریخ یعقوبی، ترجمهٔ محمدابراهیم آیتی، ج۲، صص ۳۳۹ - ۳۴۰.

*عُقابین: دو چوب که مقصر را بر آنها بدار می‌کشیدند، یا بر آنها بسته چوب می‌زدند، و ظاهراً سر آن دو چوب بشکل عقاب بوده است (فرهنگ فارسی معین).


▪️ معصومعلی پنجه
۲۲ آذر ۱۴۰۳ | اُمّ‌القُریٰ تهران [دیروز و امروز: آلوده‌ترین جای جهان]

🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
👏5👍41
⛔️ کتابی با موضوع/ عنوانی جالب‌توجه به زبان ترکی:

📕 تدابیر تحدید ازدواج در عثمانی: سیاست شهروندی در قرن ۱۹ و ممنوعیت ازدواج با ایرانیان، نویسنده: وداد یورت.

🔗 از برگه مسعود صدر


🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
👍2👏1
🟢 گزارش زنده‌یاد استاد محمدجواد مشکور، رایزن فرهنگی ایران در دمشق (۱۳۵۳ - ۱۳۵۷) و معاونش حسن غروی اصفهانی، از نوسازی و بهسازی حرم حضرت زینب (ع) که با کمک‌های  محمدرضا شاه و فرح پهلوی، تاجری معروف(حاج مهدی بهبهانی) و چند تن از مراجع بزرگ شیعه صورت گرفته است.

📗 مشکور، محمدجواد، و حسن غروری اصفهانی، «زینبیه یا بارگاه حضرت زینب علیهاسلام»، معارف اسلامی (سازمان اوقاف)، شهریور ۱۳۵۷، شماره ۲۹.

🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
👏2👍1
🍂 امروز سالروز درگذشت حیدر رقابی است (۲۳ آذر ۱۳۶۶).

▫️رقابی هواه‌خواه مصدق و هموند جبههٔ ملی ایران بود. او پیش و پس از ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ کنش‌گر سیاسی پرشوری بود و در همهٔ عمر نیز این‌چنین زیست. آنچه نامش را ماندگار ساخته، ترانه‌ عاشقانه‌ای بود که برای معشوقش سروده بود و پسان‌تر عاشقانه‌ای سیاسی شد که نام دومین خواننده‌اش، حسن گلنراقی، را هم جاودانه ساخت.

🎼 مرا ببوس یکی از بلندآوازه‌ترین ترانه‌های پاپ ایرانی است که دربارهٔ چرایی و چگونگی سرایش آن گپ‌وگفت بسیار است. مدخل ویکی‌پدیای بلندی دارد و شاید تنها ترانه پاپی باشد که در ایرانیکا هم مدخل دارد («مرا ببوس/ Marā bebus» در ایرانیکا، نوشتهٔ مرتضی حسینی دهکردی). نخست پروانه آن را خواند که چندان به گوش مردم خوش نیامد (اینجا بشنوید)؛ بار دوم حسن گل‌نراقی آن را خواند و چنان مقبول طبع مردمان شد که با آن، نام خود را و سرایندهٔ ترانه را جاودانه ساخت (اینجا بشنوید). پس از آن بار بار این ترانه بازخوانی شده (اینجا و دیگر فرسته‌های پس از آن). آخرین بار همین پریروز بود که در کنسرت کاروانسرا، پرستو احمدی، آن را بازخوانی کرد (اینجا بشنوید).

▪️ معصومعلی پنجه
۲۳ آذر ۱۴۰۳ | جنت‌آباد [هوا اندکی بهتر شده]

🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
👍6
مراببوس _ ستاره مرد
حسن گلنراقی
🎼 مرا ببوس (و ستاره مرد)
▪️آهنگ: مجید وفادار در مایه اصفهان
▫️ویلن: پرویز یاحقی
▪️پیانو: مشیرهمایون
▫️شعر: حیدر رقابی (هاله)
🎼 سال اجرا: ۱۳۳۶
🔗 موزیک‌باز

🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
6👍1👏1
پژوهشی مهم در حوزۀ خلیج فارس

سید سعید میرمحمّدصادق


شهرآرا، یکشنبه، ۶ آبان ۱۴۰۳

خداوند را سپاسگزارم که توانستم پژوهشی مهم در حوزۀ خلیج فارس را در مهم‌ترین روزها که این شاخاب کهن با تهدیدهای گوناگون روبه‌روست به مردم ایران و نیز اهل تحقیق به‌ویژه صفویه‌پژوهان تقدیم کنم. این کتاب بر پایۀ سه رسالۀ منظوم از روزگار صفوی از دوران شاه‌ عباس اوّل صفوی است. نخستین رساله فتح‌نامۀ شیراز، لار، بَنارو، میناب و بحرین است که دربارۀ فتوحات الله‌وردی‌خان در تسخیر این مناطق در ۱۷۱۷ بیت است. شاعر این منظومه ابن‌حسین شیرازی است و اصل این نسخه در کتابخانۀ عارف حکمت شهر مدینۀ منوره نگهداری می‌شود. رسالۀ دوم فتح‌نامۀ کشم و هرمز از سراینده‌ای ناشناس در ۴۸۲ بیت است. رخدادنگاری این منظومه به گزارش‌های رویی فریره دوآندردا، سردار پرتغالی، دربارۀ شیوۀ نبرد ایرانی‌ها بسیار شبیه است. اصل این نسخه در ایتالیا نگهداری می‌شود. رسالۀ سوم جنگ‌نامۀ کشم از شاعری ناشناخته در ۲۶۳ بیت و دربارۀ بازپس‌گیری قشم است. نسخۀ این منظومه در کتابخانۀ واتیکان است. رسالۀ دوم و سوم همان سروده‌هایی است که پیترو دلاواله، جهانگرد ایتالیایی، آن را از شاعران آثار خریده و با خود به رم برده است.

فتوحات صفویه در ایالت فارس و جزایر بحرین، قشم و هرمز، نوشتۀ ابن حسین و دیگران، تصحیح و تحقیق سید سعید میرمحمّدصادق، بنیاد موقوفات افشار، ۱۴۰۳، ۳۹۲ صفحه.

بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار؛ تعمیم زبان فارسی، تحکیم وحدت ملّی و تمامیت ارضی

@AfsharFoundation
3
Forwarded from نشر یام
🔴 نشر یام منتشر کرد:

📕عثمانی در آستانه تجدد

اریک یان زورشر
ترجمه حسن حضرتی

📖 تهران: یام، ۱۴۰۳
📚 ۲۵۶ صفحه، شومیز

🌐 خرید آسان از طریق پیوند زیر:
https://zarinp.al/637271

اثر حاضر به خامه اریک یان زورشر، یکی از بزرگ‌ترین عثمانی و ترک‌شناسان برجسته دنیاست و تا اکنون به زبان‌های مختلف مانند آلمانی، ایتالیایی، یونانی، عبری، اندونزیایی، عربی، آلبانیایی و... ترجمه شده است. این کتاب، تکاپوهای نوگرایانه نوعثمانیان و ترکان جوان را در عصر امپراتوری و چگونگی گذار آن‌ها به دوره جمهوری و تشکیل دولت- ملت جدید را هنرمندانه به تصویر می‌کشد. تمام دغدغۀ فکری زورشر در متن حاضر این است که نشان بدهد چگونه ترک‌ها این دورۀ گذار را سپری کرده و به دورۀ مدرن پا گذاشتند؟ از‌این‌رو، مطالعه این پژوهش عالمانه به قلم یکی از بزرگترین مورخان حال حاضر جهان از زاویه توجه به تاریخ خاورمیانه، اسلام معاصر و نسبت آن با تحولات ایران معاصر بسیار حائز اهمیت است. مطالعه این اثر به همه علاقه‌مندان به تاریخ فکری معاصر جهان اسلام و ایران توصیه می‌شود.

🆔 نشر یام در اینستاگرام
🆔 نشر یام در تلگرام

📞 تماس با مرکز پخش: ۰۹۰۱۰۱۵۱۳۰۷

🆔@Yaam_pub
🔥4
استاد هادی عالم‌زاده:

«به نام خدا
مسعود هوشیار* که نمی‌شناسمش، از نگارشی رسا و شیوا برخوردار و در دفاع از ساخته‌های سه فرهنگستان موفق بوده است، اما در نمونه‌هایی که آورده، اگر خطا نکنم، اشتباهاتی دارد، از جمله واژه‌های روانشناسی، پرورش‌اندام، شیرجه پیش از سال ۵۷ به کار می‌رفتند. من در سال ۱۳۳۴ درس روانشناسی می‌خواندم و گاهی در استخر یا حوض‌خانه شیرجه می‌زدم یا می‌رفتم و آقای وظیفه‌شناس دانش‌آموز کلاس پنج یا ششم در دبیرستان ناصر خسرو  در سال‌های ۳۱ و ۳۲ شمسی"قهرمان زیبایی‌اندام" یا "پرورش‌اندام"؟ بود.
خدا کند واژه "موج‌پز" جا بیفتد تا من از تلفظ و کتابت دشوار  واژه "ماکروویو" خلاص/ رها/  راحت شوم.
درود و آفرین بر روان پاک محمدعلی فروغی و همتایان او در فرهنگستان اول که بی‌ دنگ‌و‌فنگ و بی دم‌و‌دستگاه و هزینه‌های میلیاردی واژه‌هایی چون دادنامه و دادیار و دادستان و دادگستری را ساختند، گرچه خیلی کم دادستانان در دادگستری به دادنامه‌های مردم و مردمی، چنان که می‌بایست، رسیدگی و دادرسی کردند».

* منظور استاد این نوشتهٔ آقای مسعود هوشیار است.

🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
10👍4