شيراز
در ولايت پارس شهريست كه آن را به شكم شير مانند كردهاند، و از همه شهرها كه گرداگرد اوست نعمت آنجا آورند و از آنجا به جايگاههاى ديگر برند و بناء آن محمد بن القاسم بن ابى عقيل ابن عم حجاج كرده است، و دارالملک پادشاهان پارس است و هواى خوش دارد و نعمت فراخ باشد، و درخت بسيار و ميوه را حدى نباشد.
📗 مجملالتواریخ و القصص (قرن ششم؛ مولف ناشناس)، تصحیح بهار، ص ۵۲۵؛ تصحیح نجم آبادی، ص ۴۰۶.
🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
An Historical Atlas of Central Asia.pdf
3.1 MB
📗 فهرست مطالب و مقدمه کتاب اطلس تاریخی آسیای مرکزی نوشتهٔ یوری برگل و ترجمۀ گودرز رشتیانی که تازگی به بازار نشر آمده است (سمت، ۱۴۰۳).
✓ این کتاب را ندیدهام، اما از مقدمهٔ مترجم توان دریافت که کتابی است پایهای و آموزنده و سودمند در تاریخ آسیای مرکزی (آسیای میانه، فرارود/ ورارود/ ماوراءالنهر).
🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
این کتاب شرح تاریخ آسیای مرکزی همراه با نقشههای دقیق از همۀ ادوار پیشین این منطقه است که با استفادۀ گسترده از منابع محلی، فارسی، روسی، انگلیسی و چینی روایت منسجم و روشمندی از تحولات تاریخی، جابهجایی اقوام، تغییر نامهای جغرافیایی، جابهجایی سلسلهها و خاندانهای حکومتگر و تغییرات جمعیتی در کنار مسیرهای تجاری و آثار تمدنی شهرهای مختلف ارائه میکند. جانمایی واحدهایی جغرافیایی، توجه به تغییر و دگرگونی نام مکانهای مختلف همراه با ریشهشناسی تعدادی از نامها، یکسانسازی و تبدیل همۀ گاهشماریها به تقویم میلادی همراه با شرح رویدادهای این منطقه به تفکیک حوزههای جغرافیایی از مهمترین ویژگیهای کتاب است.
✓ این کتاب را ندیدهام، اما از مقدمهٔ مترجم توان دریافت که کتابی است پایهای و آموزنده و سودمند در تاریخ آسیای مرکزی (آسیای میانه، فرارود/ ورارود/ ماوراءالنهر).
🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
🔰 دربارهٔ اصطلاح «صدر اسلام»
تلقی رایج و غالب در میان تاریخدانان ایرانی همین است که در ذیل مدخل «صدر اسلام» در دایرةالمعارف فارسی مصاحب (تصویر در فرستهٔ پایین) آمده: «زمان پیغمبر و خلفای اربعه» که میشود از بعثت پیامبر (ص) تا شهادت امام علی (ص) در سال ۴۰ هجری).
حسین عزیزی در مقالهٔ روشنگرانهای با عنوان «تبارشناسی مفهوم «صدر اسلام» در تاریخنگاری اسلامی» (پژوهشهای تاریخی، دوره ۱۱، شمارهٔ ۴۳، آذر ۱۳۹۸، صص ۵۳ - ۶۸) با پیجویی و بررسی این اصطلاح در سنت و فرهنگ اسلامی از گذشته تا امروز، روشن ساخته که در منابع از این اصطلاح، پنج مفهوم یا کاربرد متفاوت اراده شده است:
۱. صدر اسلام به معنی عصر پیامبر(ص)
۲. صدر اسلام به معنی عصر پیامبر(ص) و صحابه نخستین در برابر دوران بنیامیه
۳. صدر اسلام به معنی عصر پیامبر(ص) و عموم صحابه (تا صد هجری)
۴. صدر اسلام به مفهوم عصر پیامبر(ص) تا عصر تابعانِ صحابه و بنیامیه (تا ۱۵۰ هجری)
۵. صدر اسلام به مفهوم عصر پیامبر تا پایان عصر نخست عباسیان و اَتباعِ تابعان (تا ۲۱۰ هجری)
به نظرم بهتر است که در مطالعات تاریخی به زبان فارسی، طبق برداشت جاافتاده «صدر اسلام» برای دورهٔ پیامبر و دورهٔ خلفای راشدین بهکار برده شود و برای اشاره به دورههای پس از آن، اموی و عباسی تا سده چهارم و حتی تا پایان آلبویه (۴۴۷ ه)، تعبیر روشن و دقیقتر «قرون/ سدههای نخستین اسلامی» بهکار گرفته شود.
چند سالی است که متأثر از آثار و مطالعات اسلامشناسان غربی، تعابیری چون «اسلام آغازین/ اسلام اولیه» معادل «Early Islam» نیز در نوشتههای فارسی به کار میرود که خود این اصطلاح هم به لحاظ زمانی افزون بر دوران پیامبر و خلفای نخستین، گاه تا اوایل قرن چهارم هجری را هم دربرمیگیرد؛ دورهای که دوره «شکلگیری» نهادها و دانشها، هنرها و...در جهان اسلام است.
معصومعلی پنجه
شانزدهم شهریور ۱۴۰۳ | بوستان نهجالبلاغه
🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
تلقی رایج و غالب در میان تاریخدانان ایرانی همین است که در ذیل مدخل «صدر اسلام» در دایرةالمعارف فارسی مصاحب (تصویر در فرستهٔ پایین) آمده: «زمان پیغمبر و خلفای اربعه» که میشود از بعثت پیامبر (ص) تا شهادت امام علی (ص) در سال ۴۰ هجری).
حسین عزیزی در مقالهٔ روشنگرانهای با عنوان «تبارشناسی مفهوم «صدر اسلام» در تاریخنگاری اسلامی» (پژوهشهای تاریخی، دوره ۱۱، شمارهٔ ۴۳، آذر ۱۳۹۸، صص ۵۳ - ۶۸) با پیجویی و بررسی این اصطلاح در سنت و فرهنگ اسلامی از گذشته تا امروز، روشن ساخته که در منابع از این اصطلاح، پنج مفهوم یا کاربرد متفاوت اراده شده است:
۱. صدر اسلام به معنی عصر پیامبر(ص)
۲. صدر اسلام به معنی عصر پیامبر(ص) و صحابه نخستین در برابر دوران بنیامیه
۳. صدر اسلام به معنی عصر پیامبر(ص) و عموم صحابه (تا صد هجری)
۴. صدر اسلام به مفهوم عصر پیامبر(ص) تا عصر تابعانِ صحابه و بنیامیه (تا ۱۵۰ هجری)
۵. صدر اسلام به مفهوم عصر پیامبر تا پایان عصر نخست عباسیان و اَتباعِ تابعان (تا ۲۱۰ هجری)
به نظرم بهتر است که در مطالعات تاریخی به زبان فارسی، طبق برداشت جاافتاده «صدر اسلام» برای دورهٔ پیامبر و دورهٔ خلفای راشدین بهکار برده شود و برای اشاره به دورههای پس از آن، اموی و عباسی تا سده چهارم و حتی تا پایان آلبویه (۴۴۷ ه)، تعبیر روشن و دقیقتر «قرون/ سدههای نخستین اسلامی» بهکار گرفته شود.
چند سالی است که متأثر از آثار و مطالعات اسلامشناسان غربی، تعابیری چون «اسلام آغازین/ اسلام اولیه» معادل «Early Islam» نیز در نوشتههای فارسی به کار میرود که خود این اصطلاح هم به لحاظ زمانی افزون بر دوران پیامبر و خلفای نخستین، گاه تا اوایل قرن چهارم هجری را هم دربرمیگیرد؛ دورهای که دوره «شکلگیری» نهادها و دانشها، هنرها و...در جهان اسلام است.
معصومعلی پنجه
شانزدهم شهریور ۱۴۰۳ | بوستان نهجالبلاغه
🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
❤3👍3
| پنجهنامه: تاریخ و خاطره |
▪️ تاملی دربارهٔ دو اصطلاح «پهلوی اول» و «پهلوی دوم» اخیراً، در نوشتههای تاریخی دربارهٔ دوران پهلوی، بهویژه در مقالهها و پایاننامهها/ رسالههای دانشگاهی، بسامد کاربرد دو نامواژه/ اصطلاح، «پهلوی اول» و «پهلوی دوم»، افزایش یافته و دیده میشود که بهجای…
✓ دو پوستر از یک رویداد که در آن «پهلوی اول» جایگزین «رضا شاه» شده و نمونهای است که مویّد مدعا و گمانی است که بنده در یادداشت بالا مطرح کرده بودم.
از جناب آقای ح. رجبی سپاسگزارم که مرا از این تغییر در پوستر آگاه ساختند.
🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
از جناب آقای ح. رجبی سپاسگزارم که مرا از این تغییر در پوستر آگاه ساختند.
🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
🎓 🔔 نود سال پس از تأسیس دانشگاه تهران، ناقوس مرگ شمار بسیاری از رشتههای دانشگاهی در ایران به صدا درآمده است. روند تعطیلی رشتهمحلهای دانشگاهی که از بیش از یک دهه پیش در دانشگاههای پولی، آزاد و پیامنور و غیرانتفاعی، شبانه (نوبت دوم)، آغاز شده بود، اکنون به دانشگاههای بزرگ و رشتههای رایگان هم رسیده است.
باور نمیکنید، جدول بالا (صفحه ۵۵ دفترچهٔ انتخاب رشته علوم انسانی ۱۴۰۳) را ببینید. طبق این جدول دانشگاه تهران که دانشکده کشاورزی آن بهترین و قدیمیترین نهاد دانشگاهی در این رشته است، امسال در بسیاری از رشتههای مهندسی کشاورزی از دارندگان دیپلم علوم انسانی هم، افزون بر تجربی و ریاضی، بدون کنکور و صرفاً با سوابق تحصیلی، دانشجو میپذیرد.
🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
باور نمیکنید، جدول بالا (صفحه ۵۵ دفترچهٔ انتخاب رشته علوم انسانی ۱۴۰۳) را ببینید. طبق این جدول دانشگاه تهران که دانشکده کشاورزی آن بهترین و قدیمیترین نهاد دانشگاهی در این رشته است، امسال در بسیاری از رشتههای مهندسی کشاورزی از دارندگان دیپلم علوم انسانی هم، افزون بر تجربی و ریاضی، بدون کنکور و صرفاً با سوابق تحصیلی، دانشجو میپذیرد.
🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
😐3👎2
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🔹 عکاسی انگلیسی در «حریم سلطنت ایران»: سیدحسن تقیزاده و سیسیل بیتون
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
عکاسی انگلیسی به نام سیسیل بیتون (د. ۱۹۸۰م.) که به هنرهای دیگری نیز آراسته بوده و اُسکار هم گرفته و بهواسطهٔ عکاسی از خانوادهٔ سلطنتی بریتانیا و هنرپیشههای نامدار، بلندآوازه گشته، در آغازین سالهای پادشاهی محمدرضا شاه پهلوی به ایران میآید و از شاه و ملکه فوزیه و شاهدخت شهناز و خواهر شاه، عکاسی میکند. او این عکسها را به همراه عکسهای دیگری از خاورمیانه در کتابی با عنوان <خاور نزدیک> (Near East, 1943) منتشر میسازد.
نسخهای از این کتاب میرسد به دست سیدحسن تقیزاده (د. ۱۳۴۸ش) که در آن زمان سفیر کبیر ایران در بریتانیا (۱۳۲۰ - ۱۳۲۶) بوده است. مشاهدهٔ عکسها و مطالعهٔ آنچه بیتون دربارهٔ ایران و «اعلیحضرت همایونی» و خانوادهٔ او نوشته بر عالیجناب تقیزاده گران میآید و رگ غیرتش میجنبد و دست به قلم میبرد و در ۲۸ تیر ۱۳۲۲ به حسین علاء، وزیر دربار، نامهای «خصوصی و محرمانه» مینویسد (نک. نامههای لندن، بهکوشش ایرج افشار، صص ۸۹ - ۹۴). این نامهٔ بلند اینگونه آغاز شده: «مدّتی است از گاهی به گاهی در جراید و مجلّات و کتبی که در انگلستان نشر میشود ذکری از شرفیابی نویسندگان مقالات و کتب به حضور اعلیحضرت همایونی و مصاحبه با ایشان درج میشود که به نظر مخلص و سایر هموطنان اینجا خیلی خوشنما نمیآید و گاهی البته نامطلوب بوده است».
در ادامه تقیزاده به آیین و آداب شرفیابی بیگانگان به محضر شاه میپردازد. این بخش از نامه یادآور اندرزنامههای ایرانی است. تقیزاده همچون عنصرالمعالی کیکاووس بن اسکندر بر این باور بوده که پادشاه باید «عزیز دیدار» باشد، یعنی هر کسی نباید به آسانی به شاه دسترسی داشته باشد و به درگاه ملوکانه آمدوشد کند. او مینویسد: «میدانم اعلیحضرت همایونی خوشخلق و نیکمحضر و مهربان هستند ولی بعضی خارجیها این عنایت و لطف را چنانکه سزاوار است قدردانی نکرده و احترام مقام بلند مملکت را کماینبغی رعایت نمیکنند ... و وقتی به فرنگ برمیگردند بیاناتی میکنند و مقالاتی مینویسند که هتک حرمت را متضمن است و نجابت و تواضع با فرومایگان نتیجهٔ برعکس میدهد». به باور تقیزاده «پادشاه ملتدوست و دمکرات به مردم مملکت خود به آسانی راه میدهد و با آنها میجوشد ... ، ولی دمکراتترین پادشاهان دنیا و حتی رؤسای جمهور لیتوانی و استونی هم خارجیها را ... به آسانی به حضور نمیپذیرند». حتی اگر به کسی «بطور استثناء بار حضور بدهد چند دقیقه سر پا او را میپذیرد ...، نه آنکه هر کسی بتواند در حضور سلطان و ملکه نشسته چایی بخورد».
پس از این مقدمه، تقیزاده میرود سراغ این کتاب و نویسندهٔ آن و چنین مینگارد: «اخیراً کتابی در اینجا نشر شده به اسم Near East که مؤلّف آن یک مرد رذیل و فرومایه و بیآبرو است که درین اواخر پیشۀ عکّاسی پیش گرفته و با دختران بازیگر سینماها سروکار داشته و دارد. معلوم میشود این ناکس که اسم Cecil Beaton دارد مسافرتی به شرق نموده و یک روز در طهران توقف کرده و در همان یک روز تمام معایب حقیقی و موهوم ایران و ایرانی را جمع آوری و «مشاهده» نموده و در همان یک روز نظر به ادّعای خود سه چهار ساعت با اعلیحضرت شاهنشاه ایران و ملکهٔ ایران و شاهزادۀ کوچک فرزند ایشان و خواهر اعلیحضرت همایونی به سر برده و عکسهای مختلف از آنها برداشته و با نهایت بیادبی و توهین فاحش در کتاب خود آن چند ساعت را شرح داده و نسبت به همه چیز ایران با هزار مسخره و تحقیر و افتضاح و استهزاء سخن رانده است».
تقیزاده به همراه نامه یک نسخه از کتاب را برای حسین علاء میفرستد و از او میخواهد «مخصوصاً صفحات ۹۸ تا ۲۰۲ را بخوانید و اگر به خود جنابعالی هم همان تأثری که برای مخلص حاصل شده دست بدهد و همان احساس پدید آید (و یقین دارم همین طور خواهد بود) آن وقت امیدوارم کوششی در آتیه به کار برود که بیگانگان به این سهولت به درگاه ملوکانه و حریم سلطنت ایران راه نیابند و این قدر سرافکنده و مورد تحقیر و مسخره واقع نشویم». در آخر تقیزاده از علاء میخواهد که از این نامه و این کتاب چیزی به شاه نگوید تا «خدای نخواسته خاطر مبارکشان را ملالی ازین راه حاصل نیاید»؛ امّا به خود او یادآوری میکند که ازاینپس نظارت بفرماید که «مقام آبرومندی ایران و [شاه] ایران در خارجه محفوظ بماند».
از چاپ آن کتاب و نگارش این نامه هشتاد و یک سال گذشته، از آنچه مانده بیش از همه این پرترههای زیبای «ملکهٔ غمگین»، فوزیه، است (فرستهٔ بعدی) که ماندگار و جهانی شده است.
ــــــــــــــــــــــــــــ
معصومعلی پنجه
جمعه ۲۳ شهریور ۱۴۰۳ | لَشتِ نِشا
🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
🔹 عکاسی انگلیسی در «حریم سلطنت ایران»: سیدحسن تقیزاده و سیسیل بیتون
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
عکاسی انگلیسی به نام سیسیل بیتون (د. ۱۹۸۰م.) که به هنرهای دیگری نیز آراسته بوده و اُسکار هم گرفته و بهواسطهٔ عکاسی از خانوادهٔ سلطنتی بریتانیا و هنرپیشههای نامدار، بلندآوازه گشته، در آغازین سالهای پادشاهی محمدرضا شاه پهلوی به ایران میآید و از شاه و ملکه فوزیه و شاهدخت شهناز و خواهر شاه، عکاسی میکند. او این عکسها را به همراه عکسهای دیگری از خاورمیانه در کتابی با عنوان <خاور نزدیک> (Near East, 1943) منتشر میسازد.
نسخهای از این کتاب میرسد به دست سیدحسن تقیزاده (د. ۱۳۴۸ش) که در آن زمان سفیر کبیر ایران در بریتانیا (۱۳۲۰ - ۱۳۲۶) بوده است. مشاهدهٔ عکسها و مطالعهٔ آنچه بیتون دربارهٔ ایران و «اعلیحضرت همایونی» و خانوادهٔ او نوشته بر عالیجناب تقیزاده گران میآید و رگ غیرتش میجنبد و دست به قلم میبرد و در ۲۸ تیر ۱۳۲۲ به حسین علاء، وزیر دربار، نامهای «خصوصی و محرمانه» مینویسد (نک. نامههای لندن، بهکوشش ایرج افشار، صص ۸۹ - ۹۴). این نامهٔ بلند اینگونه آغاز شده: «مدّتی است از گاهی به گاهی در جراید و مجلّات و کتبی که در انگلستان نشر میشود ذکری از شرفیابی نویسندگان مقالات و کتب به حضور اعلیحضرت همایونی و مصاحبه با ایشان درج میشود که به نظر مخلص و سایر هموطنان اینجا خیلی خوشنما نمیآید و گاهی البته نامطلوب بوده است».
در ادامه تقیزاده به آیین و آداب شرفیابی بیگانگان به محضر شاه میپردازد. این بخش از نامه یادآور اندرزنامههای ایرانی است. تقیزاده همچون عنصرالمعالی کیکاووس بن اسکندر بر این باور بوده که پادشاه باید «عزیز دیدار» باشد، یعنی هر کسی نباید به آسانی به شاه دسترسی داشته باشد و به درگاه ملوکانه آمدوشد کند. او مینویسد: «میدانم اعلیحضرت همایونی خوشخلق و نیکمحضر و مهربان هستند ولی بعضی خارجیها این عنایت و لطف را چنانکه سزاوار است قدردانی نکرده و احترام مقام بلند مملکت را کماینبغی رعایت نمیکنند ... و وقتی به فرنگ برمیگردند بیاناتی میکنند و مقالاتی مینویسند که هتک حرمت را متضمن است و نجابت و تواضع با فرومایگان نتیجهٔ برعکس میدهد». به باور تقیزاده «پادشاه ملتدوست و دمکرات به مردم مملکت خود به آسانی راه میدهد و با آنها میجوشد ... ، ولی دمکراتترین پادشاهان دنیا و حتی رؤسای جمهور لیتوانی و استونی هم خارجیها را ... به آسانی به حضور نمیپذیرند». حتی اگر به کسی «بطور استثناء بار حضور بدهد چند دقیقه سر پا او را میپذیرد ...، نه آنکه هر کسی بتواند در حضور سلطان و ملکه نشسته چایی بخورد».
پس از این مقدمه، تقیزاده میرود سراغ این کتاب و نویسندهٔ آن و چنین مینگارد: «اخیراً کتابی در اینجا نشر شده به اسم Near East که مؤلّف آن یک مرد رذیل و فرومایه و بیآبرو است که درین اواخر پیشۀ عکّاسی پیش گرفته و با دختران بازیگر سینماها سروکار داشته و دارد. معلوم میشود این ناکس که اسم Cecil Beaton دارد مسافرتی به شرق نموده و یک روز در طهران توقف کرده و در همان یک روز تمام معایب حقیقی و موهوم ایران و ایرانی را جمع آوری و «مشاهده» نموده و در همان یک روز نظر به ادّعای خود سه چهار ساعت با اعلیحضرت شاهنشاه ایران و ملکهٔ ایران و شاهزادۀ کوچک فرزند ایشان و خواهر اعلیحضرت همایونی به سر برده و عکسهای مختلف از آنها برداشته و با نهایت بیادبی و توهین فاحش در کتاب خود آن چند ساعت را شرح داده و نسبت به همه چیز ایران با هزار مسخره و تحقیر و افتضاح و استهزاء سخن رانده است».
تقیزاده به همراه نامه یک نسخه از کتاب را برای حسین علاء میفرستد و از او میخواهد «مخصوصاً صفحات ۹۸ تا ۲۰۲ را بخوانید و اگر به خود جنابعالی هم همان تأثری که برای مخلص حاصل شده دست بدهد و همان احساس پدید آید (و یقین دارم همین طور خواهد بود) آن وقت امیدوارم کوششی در آتیه به کار برود که بیگانگان به این سهولت به درگاه ملوکانه و حریم سلطنت ایران راه نیابند و این قدر سرافکنده و مورد تحقیر و مسخره واقع نشویم». در آخر تقیزاده از علاء میخواهد که از این نامه و این کتاب چیزی به شاه نگوید تا «خدای نخواسته خاطر مبارکشان را ملالی ازین راه حاصل نیاید»؛ امّا به خود او یادآوری میکند که ازاینپس نظارت بفرماید که «مقام آبرومندی ایران و [شاه] ایران در خارجه محفوظ بماند».
از چاپ آن کتاب و نگارش این نامه هشتاد و یک سال گذشته، از آنچه مانده بیش از همه این پرترههای زیبای «ملکهٔ غمگین»، فوزیه، است (فرستهٔ بعدی) که ماندگار و جهانی شده است.
ــــــــــــــــــــــــــــ
معصومعلی پنجه
جمعه ۲۳ شهریور ۱۴۰۳ | لَشتِ نِشا
🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
👍3👏2
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
📕 دو قرن سکوت: کتاب محبوب زرینکوب
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
امروز سالروز درگذشت زندهیاد انوشهروان استاد عبدالحسین زرینکوب است (۲۴ شهریور ۱۳۷۸). بیراه و گزافه نیست اگر گفته شود او یکی از چند نویسندهٔ بسیارمحبوب/ پرخوانندهٔ غیررماننویس در ایران معاصر است.
زرینکوب کتابهای بسیاری در جنبههای گونهگون ادب فارسی و فرهنگ ایرانی و تاریخ اسلام و ایران نوشته، امّا جالبتوجه است که وقتی دو سال پیش از مرگ، از او پرسیده شده که: کدامیک از آثار خودتان را بیشتر دوست دارید؟ پاسخ داده: دو قرن سکوت (درگفتگو با عطا آیتی نقل شده در دهباشی، کارنامهٔ زرین، ۵۶۵).
معمولاً پدیدآورندگان آثار ادبی و هنری اولین کارهای خود را که حاصل دوران جوانی و ناپختگی است، دوست ندارند و گاه حتی میکوشند آنها را از چشم دیگران پوشیده دارند و اگر دستشان میرسید، آنها را از بین میبردند؛ امّا زرینکوب پس از نگارش دهها کتاب خواندنی دیگر در فرجام کار اولین کتابش را بر همهٔ آنها ترجیح داده است. این کتاب، بهرغم نقدهایی بسیاری که به آن وارد شده، دوستداشتنیترین کتاب زرینکوب، بهویژه نزد ملیگرایان ایرانی است، بهگونهای که بسیاری از خوانندگان عام یا خاص، زرینکوب را با این کتاب میشناسند؛ حتّی مخالفان زرینکوب هم او را بیشتر با این کتاب میشناسند. قصهای هم به نادرست رواج داده شده که مرحوم زرینکوب برای بهدست آوردن دل اسلامگرایان و به پیشنهاد مرحوم استاد مطهری کارنامه اسلام را نوشت، تا جبران مافات کند!
چندی است که کتابخانهٔ ملی در اقدامی پسندیده با برپایی نشستهایی صد کتاب ماندگار قرن (قرن چهاردهم) را معرفی و بررسی میکند. احتمالاً در این فهرست دستکم یکی از آثار زرینکوب جای خواهد گرفت و در آینده برای آن نشستی با حضور اهل قلم و صاحبنظران برگزار خواهد شد. هرآینه اگر شمارگان چاپ و شمار خوانندگان و اثرگذاری در جامعه و دیگر سنجهها در نظر گرفته شود، ماندگارترین کتاب زرینکوب همین دو قرن سکوت است، امّا باتوجه به ملاحظاتی که وجود دارد، بعید است این کتاب در این سیاهه آورده شود. احتمالاً اگر قرار بر انتخاب یکی از کتابهای تاریخی زرینکوب باشد، کارنامهٔ اسلام انتخاب خواهد شد که آنهم کتابی است ارزنده که بارها منتشر و خوانده شده است.
ــــــــــــــــــــــــــــــ
معصومعلی پنجه
شنبه ۲۴ شهریور ۱۴۰۳ | لَشتِ نِشا
🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
📕 دو قرن سکوت: کتاب محبوب زرینکوب
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
امروز سالروز درگذشت زندهیاد انوشهروان استاد عبدالحسین زرینکوب است (۲۴ شهریور ۱۳۷۸). بیراه و گزافه نیست اگر گفته شود او یکی از چند نویسندهٔ بسیارمحبوب/ پرخوانندهٔ غیررماننویس در ایران معاصر است.
زرینکوب کتابهای بسیاری در جنبههای گونهگون ادب فارسی و فرهنگ ایرانی و تاریخ اسلام و ایران نوشته، امّا جالبتوجه است که وقتی دو سال پیش از مرگ، از او پرسیده شده که: کدامیک از آثار خودتان را بیشتر دوست دارید؟ پاسخ داده: دو قرن سکوت (درگفتگو با عطا آیتی نقل شده در دهباشی، کارنامهٔ زرین، ۵۶۵).
معمولاً پدیدآورندگان آثار ادبی و هنری اولین کارهای خود را که حاصل دوران جوانی و ناپختگی است، دوست ندارند و گاه حتی میکوشند آنها را از چشم دیگران پوشیده دارند و اگر دستشان میرسید، آنها را از بین میبردند؛ امّا زرینکوب پس از نگارش دهها کتاب خواندنی دیگر در فرجام کار اولین کتابش را بر همهٔ آنها ترجیح داده است. این کتاب، بهرغم نقدهایی بسیاری که به آن وارد شده، دوستداشتنیترین کتاب زرینکوب، بهویژه نزد ملیگرایان ایرانی است، بهگونهای که بسیاری از خوانندگان عام یا خاص، زرینکوب را با این کتاب میشناسند؛ حتّی مخالفان زرینکوب هم او را بیشتر با این کتاب میشناسند. قصهای هم به نادرست رواج داده شده که مرحوم زرینکوب برای بهدست آوردن دل اسلامگرایان و به پیشنهاد مرحوم استاد مطهری کارنامه اسلام را نوشت، تا جبران مافات کند!
چندی است که کتابخانهٔ ملی در اقدامی پسندیده با برپایی نشستهایی صد کتاب ماندگار قرن (قرن چهاردهم) را معرفی و بررسی میکند. احتمالاً در این فهرست دستکم یکی از آثار زرینکوب جای خواهد گرفت و در آینده برای آن نشستی با حضور اهل قلم و صاحبنظران برگزار خواهد شد. هرآینه اگر شمارگان چاپ و شمار خوانندگان و اثرگذاری در جامعه و دیگر سنجهها در نظر گرفته شود، ماندگارترین کتاب زرینکوب همین دو قرن سکوت است، امّا باتوجه به ملاحظاتی که وجود دارد، بعید است این کتاب در این سیاهه آورده شود. احتمالاً اگر قرار بر انتخاب یکی از کتابهای تاریخی زرینکوب باشد، کارنامهٔ اسلام انتخاب خواهد شد که آنهم کتابی است ارزنده که بارها منتشر و خوانده شده است.
ــــــــــــــــــــــــــــــ
معصومعلی پنجه
شنبه ۲۴ شهریور ۱۴۰۳ | لَشتِ نِشا
🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
👍9❤2👏2
یهودیان-در-جهان-اسلام،-مقدمه (1).pdf
306 KB
📘 کتاب <یهودیانِ اسلام> The Jews of Islam نوشتۀ برنارد لوئیس (د. ۲۰۱۸) یهودی انگلیسی- آمریکایی، خاورشناس بلندآوازه (و نهچندان خوشنام در جهان اسلام)، به تازگی با عنوان یهودیان در جهان اسلام با ترجمۀ سیده فاطمه زارعحسینی، از سوی نشر کرگدن روانۀ بازار کتاب و کتابخانۀ فارسی شده است.
این کتاب در میان نوشتارگان این حوزه، تاریخ یهودیان در سرزمینهای اسلامی، کتابی است شناختهشده و جاافتاده. آثار لوئیس بهرغم نقدهای بسیاری که بر آنها وارد شده، کتابهای خواندنی و سودمندی هستند. پوشهٔ پیوست دربردارندهٔ فهرست و مقدمهٔ مترجم کتاب است.
🆔t.iss.one/HistoryandMemory
این کتاب در میان نوشتارگان این حوزه، تاریخ یهودیان در سرزمینهای اسلامی، کتابی است شناختهشده و جاافتاده. آثار لوئیس بهرغم نقدهای بسیاری که بر آنها وارد شده، کتابهای خواندنی و سودمندی هستند. پوشهٔ پیوست دربردارندهٔ فهرست و مقدمهٔ مترجم کتاب است.
🆔t.iss.one/HistoryandMemory
👍4❤2
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🟢 افزون بر فارسی، دیگر زبانهای ایران را هم پاس بداریم.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
خانوادهای گیلانی را میشناسم که سه فرزند دارند، هر سه متولد تهران. این خانواده در دههٔ هفتاد مهاجرت معکوس کرده و به گیلان بازگشتهاند و اکنون سی سال است که در آنجا زندگی میکنند. پدر خانواده گیلکی را تمام و کمال حرف میزند؛ مادر خانواده گیلکی را میفهمد، امّا نمیتواند گیلکی صحبت کند. از سه فرزند خانواده، پسر خانواده که از همه کوچکتر است گیلکی را از دوستانش در مدرسه و کوچه و بازار به خوبی یاد گرفته و اکنون گیلهمردی است که همچون بلبل گیلکی صحبت میکند. دو فرزند دیگر که دختر هستند، در این سیسال هیچ کوششی برای آموختن زبان گیلکی نکرده و نه تنها نمیتوانند گیلکی صحبت کنند، بلکه در فهم این زبان هم درمیمانند. از همین یک نمونه، که البته نمونههای بسیاری دیگر نیز موید آن است، میتوان دریافت که زنان سهم بالایی در نابودی این زبان «مادری» دارند!
پسر این خانواده با دختری گیلک ازدواج کرده که همچون خود او گیلکی را بهخوبی میفهمد و صحبت میکند. اینان دختری نوجوان دارند که با او همهجا فارسی حرف میزنند! چند سال پیش با اعتراض به آنها گفتم: «چرا با دخترتان گیلکی صحبت نمیکنید»؟، گفتند: «چون دوست نداریم لهجه پیدا کند و میخواهیم مانند تهرانیها فارسی صحبت کند». اکنون در رشت و دیگر شهرهای بزرگ گیلان کودکان بسیاری هستند که گیلکی نمیدانند.
واقعیت این است که زبان گیلکی در حال نابودی است. دو نسل قبلتر هر کس گیلانی/ گیلکتبار بود، حتماً گیلکی میدانست؛ خیلیها تنها زبانی که میدانستند گیلکی بود. مادربزرگهای همین خانواده که یکیشان بیش از ۶۰ سال در تهران زندگی کرده، فارسی را میفهمد، اما خودش فقط گیلکی صحبت میکند؛ آن دیگری تنها گیلکی میفهمد و حرف میزند.
یکی از مهمترین استدلالهای مخالفان «آموزش زبان مادری» در مدرسهها ارجاع به تاریخ است. اینان بهدرستی میگویند که از هزار سال پیش، از دورهٔ سامانی و غزنوی تا دورهٔ قاجار، زبان اداری و دیوانی و زبان ادبی و مکتوب، و زبان آموزش و ... در ایران زبان فارسی بوده و دوران پهلوی و امروز هم همین است.
استدلال بالا از نظرگاه تاریخی درست است، اما برای روزگار ما یک پایش میلنگد. در دوران قاجار مثلاً اگر در گیلان زبان دیوان و دفتر و تاریخ و...فارسی بود، امّا زبان زندگی روزانه، زبان کار، زبان عاشقی، زبان موسیقی و ... زبان گیلکی بود. اساساً در گیلان دورهٔ قاجار و حتی دوره پهلوی شما نمیتوانستید حتی یک تن گیلک پیدا کنید که گیلکی نداند! امروز امّا کودکانی در ناف رشت و لاهیجان و لنگرود زاده میشوند که یک کلمه گیلکی نمیدانند!
چه باید کرد؟ اکنون که آموزش و پرورش و دیگر نهادهای دولتی کاری نمیکنند، تنها راه این است که پاسداران زبان و فرهنگ گیلکی خود دست بکار شوند و در سمنها و انجمنهای محلی و .... امکاناتی برای آموزش زبان گیلکی ایجاد کنند تا از این زبان که گنجینه و میراثی است گرانبها پاسداری شود و بماند برای آیندگان.
ــــــــــــــــــــــــــــــ
معصومعلی پنجه
پنجشنبه ۲۹ شهریور ۱۴۰۳ | بیدر کجای تهران
🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
🟢 افزون بر فارسی، دیگر زبانهای ایران را هم پاس بداریم.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
خانوادهای گیلانی را میشناسم که سه فرزند دارند، هر سه متولد تهران. این خانواده در دههٔ هفتاد مهاجرت معکوس کرده و به گیلان بازگشتهاند و اکنون سی سال است که در آنجا زندگی میکنند. پدر خانواده گیلکی را تمام و کمال حرف میزند؛ مادر خانواده گیلکی را میفهمد، امّا نمیتواند گیلکی صحبت کند. از سه فرزند خانواده، پسر خانواده که از همه کوچکتر است گیلکی را از دوستانش در مدرسه و کوچه و بازار به خوبی یاد گرفته و اکنون گیلهمردی است که همچون بلبل گیلکی صحبت میکند. دو فرزند دیگر که دختر هستند، در این سیسال هیچ کوششی برای آموختن زبان گیلکی نکرده و نه تنها نمیتوانند گیلکی صحبت کنند، بلکه در فهم این زبان هم درمیمانند. از همین یک نمونه، که البته نمونههای بسیاری دیگر نیز موید آن است، میتوان دریافت که زنان سهم بالایی در نابودی این زبان «مادری» دارند!
پسر این خانواده با دختری گیلک ازدواج کرده که همچون خود او گیلکی را بهخوبی میفهمد و صحبت میکند. اینان دختری نوجوان دارند که با او همهجا فارسی حرف میزنند! چند سال پیش با اعتراض به آنها گفتم: «چرا با دخترتان گیلکی صحبت نمیکنید»؟، گفتند: «چون دوست نداریم لهجه پیدا کند و میخواهیم مانند تهرانیها فارسی صحبت کند». اکنون در رشت و دیگر شهرهای بزرگ گیلان کودکان بسیاری هستند که گیلکی نمیدانند.
واقعیت این است که زبان گیلکی در حال نابودی است. دو نسل قبلتر هر کس گیلانی/ گیلکتبار بود، حتماً گیلکی میدانست؛ خیلیها تنها زبانی که میدانستند گیلکی بود. مادربزرگهای همین خانواده که یکیشان بیش از ۶۰ سال در تهران زندگی کرده، فارسی را میفهمد، اما خودش فقط گیلکی صحبت میکند؛ آن دیگری تنها گیلکی میفهمد و حرف میزند.
یکی از مهمترین استدلالهای مخالفان «آموزش زبان مادری» در مدرسهها ارجاع به تاریخ است. اینان بهدرستی میگویند که از هزار سال پیش، از دورهٔ سامانی و غزنوی تا دورهٔ قاجار، زبان اداری و دیوانی و زبان ادبی و مکتوب، و زبان آموزش و ... در ایران زبان فارسی بوده و دوران پهلوی و امروز هم همین است.
استدلال بالا از نظرگاه تاریخی درست است، اما برای روزگار ما یک پایش میلنگد. در دوران قاجار مثلاً اگر در گیلان زبان دیوان و دفتر و تاریخ و...فارسی بود، امّا زبان زندگی روزانه، زبان کار، زبان عاشقی، زبان موسیقی و ... زبان گیلکی بود. اساساً در گیلان دورهٔ قاجار و حتی دوره پهلوی شما نمیتوانستید حتی یک تن گیلک پیدا کنید که گیلکی نداند! امروز امّا کودکانی در ناف رشت و لاهیجان و لنگرود زاده میشوند که یک کلمه گیلکی نمیدانند!
چه باید کرد؟ اکنون که آموزش و پرورش و دیگر نهادهای دولتی کاری نمیکنند، تنها راه این است که پاسداران زبان و فرهنگ گیلکی خود دست بکار شوند و در سمنها و انجمنهای محلی و .... امکاناتی برای آموزش زبان گیلکی ایجاد کنند تا از این زبان که گنجینه و میراثی است گرانبها پاسداری شود و بماند برای آیندگان.
ــــــــــــــــــــــــــــــ
معصومعلی پنجه
پنجشنبه ۲۹ شهریور ۱۴۰۳ | بیدر کجای تهران
🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
👍8👎2
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
✝ آشوریهای ایرانی در آمریکا: برگی از یادداشتهای روزانهٔ قاسم غنی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
«یکشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۲۴ مطابق ۱۳ مه ۱۹۴۵
یکی از آشوریهای رضائیه (ارومیه) که قریب ۲۵ سال است در آمریکا است و تبعه آمریکا است و در همین هتل پیشخدمت است چون دانسته بود که چند نفر ایرانی در اینجا هستند از ما دعوت به ناهار کرده و در خانه خود خوراک و پلو و کباب ایرانی و چای ایران (با سماور و سایر تشریفات) تهیه دیده و چند نفر مرد و زن کلدانی و آشوری ایرانی که همه تبعه آمریکا شدهاند دعوت کرده بود. ساز قفقازی هم داشت بهحدی با محبت و از روی خلوص خدمت و پذیرایی کرد که همه متأثر شدیم. ای کاش در داخلهٔ مملکت با این مردم بجرم مخالفت مذهب و تعصبات زیانآور این همه مجادله نمیشد و غالب آنها مجبور به جلای وطن نمیشدند. گرچه اینها در این مهاجرت چیزی نباختهاند و همه صاحب زندگی و مکنت شدهاند. همین شخص مستخدم هتل خانه و اثاثیه و وسائل راحتی کامل دارد. برادرش دارای زندگی و اتومبیل و همه چیز است. سایرین همه کار و شغل دارند. اولاد آنها تربيت و مدرسهٔ خوب دارند. این آشوریهای ایرانی در سانفرانسیسکو معبدی دارند که دکتر شفق میرفت و در آنجا برای اینها موعظه میکرد. به قرار معلوم قریب صد خانوار در سانفرانسیسکو هستند و قریب چهارصد خانوار دیگر در سایر نقاط كاليفرنيا. جماعت زیادی در شیکاگو هستند و صدها خانوار در سایر ایالات. در این روز به حدی از روی ایمان و عقیده و حسن نیت یاد ایران کردند و زنده باد ایران و ایرانی گفتند که من کمال تأثر را پیدا کردم».
📘 یادداشتهای قاسم غنی، ج ۲، صص ۴۲ - ۴۳.
🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
✝ آشوریهای ایرانی در آمریکا: برگی از یادداشتهای روزانهٔ قاسم غنی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
«یکشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۲۴ مطابق ۱۳ مه ۱۹۴۵
یکی از آشوریهای رضائیه (ارومیه) که قریب ۲۵ سال است در آمریکا است و تبعه آمریکا است و در همین هتل پیشخدمت است چون دانسته بود که چند نفر ایرانی در اینجا هستند از ما دعوت به ناهار کرده و در خانه خود خوراک و پلو و کباب ایرانی و چای ایران (با سماور و سایر تشریفات) تهیه دیده و چند نفر مرد و زن کلدانی و آشوری ایرانی که همه تبعه آمریکا شدهاند دعوت کرده بود. ساز قفقازی هم داشت بهحدی با محبت و از روی خلوص خدمت و پذیرایی کرد که همه متأثر شدیم. ای کاش در داخلهٔ مملکت با این مردم بجرم مخالفت مذهب و تعصبات زیانآور این همه مجادله نمیشد و غالب آنها مجبور به جلای وطن نمیشدند. گرچه اینها در این مهاجرت چیزی نباختهاند و همه صاحب زندگی و مکنت شدهاند. همین شخص مستخدم هتل خانه و اثاثیه و وسائل راحتی کامل دارد. برادرش دارای زندگی و اتومبیل و همه چیز است. سایرین همه کار و شغل دارند. اولاد آنها تربيت و مدرسهٔ خوب دارند. این آشوریهای ایرانی در سانفرانسیسکو معبدی دارند که دکتر شفق میرفت و در آنجا برای اینها موعظه میکرد. به قرار معلوم قریب صد خانوار در سانفرانسیسکو هستند و قریب چهارصد خانوار دیگر در سایر نقاط كاليفرنيا. جماعت زیادی در شیکاگو هستند و صدها خانوار در سایر ایالات. در این روز به حدی از روی ایمان و عقیده و حسن نیت یاد ایران کردند و زنده باد ایران و ایرانی گفتند که من کمال تأثر را پیدا کردم».
📘 یادداشتهای قاسم غنی، ج ۲، صص ۴۲ - ۴۳.
🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
👍10
📕 نگاهی به کتاب
The Subject of Crusade; Lyric, Romance, and Materials, 1150 to 1500
در قرون وسطی میانه (High Middle Age)، بسیاری از مسیحیان متدین صلیب گرفته و پس از وداع با خانواده و اعقاب خویش عازم #جنگ_مقدس (Sanctum Bellum) در اراضی مقدس میشدند. این سربازان صلیبگرفته در هنگامهٔ سفر و لشکرکشی خویش شرحی از وضعیت و زندگانی خود و همچنین مجاهدتهای و فداکاریهای خویش در طول این کارزار مرتبط با جنگ مقدس در قالب شعر و نغمه خلق و بیان میکردند. صلیبیون ضمن صحه گذاشتن بر تعهد خود برای مبارزه در سرزمینهای آن سوی دریاها، احساسات ناشی از هجران و فراق از عزیزان و سرزمین و خانه خویش را آشکار میساختند که به ما خوانندگان امروزی بینشی از زندگانی و ارزشهای دنیوی و معنوی، جانسپاری و وقف مذهبی، و دلباختگی و دلدادگی آنها ارائه میدهد.
در کتاب The Subject of Crusade، ماریسا گالوز (Marisa Galvez)، با ارائهٔ دیدگاهی ظریف و دقیق از جنگ مقدس و چامهسرایی صلیبی (Crusade Poetry)، این اشعار و غزلها را در پیوند با دین و فرهنگ، بازگو و بررسی میکند. نویسنده چنین استدلال میکند که پیوندها و ارتباطات بینارشتهای غزلیات جنگهای صلیبی، نشان میدهد که چگونه و به چه میزان چنین اشعاری برای درک جنگهای صلیبی به عنوان رخداد و پدیدهای فرهنگی و تاریخی حائر اهمیت هستند. ماریسا گالوز با قرار دادن این اشعار در کنار وقایعنگاریها، کتب مرتبط با سلحشوری و #شوالیهگری، آثار هنری، متون اعترافات و کشیشی، «زبان و گویش جنگهای صلیبی» (Crusade Idiom) خاص و ویژهای را شناسایی و تمیز میکند که از تضاد میان تکالیف معنوی و دنیوی پدید آمده است. در نهایت گالوز در اثر خویش، درک جامعی از آثار منظوم خلقشده توسط صلیبیون ارائه میدهد تا تجربیات، تمایلات و ایدئولوژیها و دلایل گرفتن صلیب توسط مسیحیان را آشکار سازد.
@strangerinoutremer
«غریبهای در آن سوی دریاها» کانالی خواندنی دربارهٔ جنگهای صلیبی است.
🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
The Subject of Crusade; Lyric, Romance, and Materials, 1150 to 1500
"... Sans cuer m’en vois el regne de Surie . . . se le vostre ai od moi en compaignie, / Adès iere plus joians et plus preus, / del vostre cuer serai chevalereus. ..."
«... بی آنکه قلب تو را داشته باشم، رهسپار پادشاهی سوریه میشوم ... اگر قلبت را به همراه خویش داشته باشم، شادترین و شجاعترین خواهم بود. با داشتن قلب تو، من تهمتن و دلاور خواهم بود. ...»
در قرون وسطی میانه (High Middle Age)، بسیاری از مسیحیان متدین صلیب گرفته و پس از وداع با خانواده و اعقاب خویش عازم #جنگ_مقدس (Sanctum Bellum) در اراضی مقدس میشدند. این سربازان صلیبگرفته در هنگامهٔ سفر و لشکرکشی خویش شرحی از وضعیت و زندگانی خود و همچنین مجاهدتهای و فداکاریهای خویش در طول این کارزار مرتبط با جنگ مقدس در قالب شعر و نغمه خلق و بیان میکردند. صلیبیون ضمن صحه گذاشتن بر تعهد خود برای مبارزه در سرزمینهای آن سوی دریاها، احساسات ناشی از هجران و فراق از عزیزان و سرزمین و خانه خویش را آشکار میساختند که به ما خوانندگان امروزی بینشی از زندگانی و ارزشهای دنیوی و معنوی، جانسپاری و وقف مذهبی، و دلباختگی و دلدادگی آنها ارائه میدهد.
در کتاب The Subject of Crusade، ماریسا گالوز (Marisa Galvez)، با ارائهٔ دیدگاهی ظریف و دقیق از جنگ مقدس و چامهسرایی صلیبی (Crusade Poetry)، این اشعار و غزلها را در پیوند با دین و فرهنگ، بازگو و بررسی میکند. نویسنده چنین استدلال میکند که پیوندها و ارتباطات بینارشتهای غزلیات جنگهای صلیبی، نشان میدهد که چگونه و به چه میزان چنین اشعاری برای درک جنگهای صلیبی به عنوان رخداد و پدیدهای فرهنگی و تاریخی حائر اهمیت هستند. ماریسا گالوز با قرار دادن این اشعار در کنار وقایعنگاریها، کتب مرتبط با سلحشوری و #شوالیهگری، آثار هنری، متون اعترافات و کشیشی، «زبان و گویش جنگهای صلیبی» (Crusade Idiom) خاص و ویژهای را شناسایی و تمیز میکند که از تضاد میان تکالیف معنوی و دنیوی پدید آمده است. در نهایت گالوز در اثر خویش، درک جامعی از آثار منظوم خلقشده توسط صلیبیون ارائه میدهد تا تجربیات، تمایلات و ایدئولوژیها و دلایل گرفتن صلیب توسط مسیحیان را آشکار سازد.
@strangerinoutremer
«غریبهای در آن سوی دریاها» کانالی خواندنی دربارهٔ جنگهای صلیبی است.
🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
👍7❤1
چون حنا خواری ز پهلوی هنر داریم ما
از عزیزیها به زیر دست و پا افتادهایم
(تأثیر تبریزی)
کمتر کسی از اهل هر جا و هر روزگار را میتوان یافت که از زمانهی خود شکوه و گلایه نداشته باشد، اما از همه بیشتر اهل هنر از روزگار مینالند.
شاید بتوان دو علت بر این امر یافت:
آن که در خود هنری میبیند، از روزگار و اهل آن چنان توقع دارد که با او معاملهای بهتر از دیگران داشته باشند، اما نه در روزگار کور چنان بینش و بصیرتی هست و نه در اهل روزگار چنان فهم و درایتی، چرا که در هر جماعتی، غلبه با جهال و بیهنران است و پیداست که اینان نه قدر هنر میدانند و نه ارج و قیمت هنرمند را و بسا که در میان انبوه سفلگان و جهال، مدعیانی باشند که برای محفوظ داشتن قدر و پایگاهی که به ناحق یافتهاند، به آزردن و کنار زدن اهل هنر برخیزند.
دوم آن که:
اهل هنر به مراتب حساستر از سایر طبقاتاند و کوچکترین سختی و بیمهری که از گردش ایام ببینند، ایشان را سختتر و بیشتر از مردمان دیگر میرنجاند.
به هر روی، جستوجویی در دواوین شعر، نمونههای دردمندانهای از این شکایتها را پیش چشم مینهد، نظیر این قصیدهی ظهیر فاریابی و یا این غزل که منسوب است به حافظ. از همه عجیبتر کتابی است به نام «الفلاکة و المفلوکون» که دربارهی فلاکت و فلکزدگان نوشته شده و غالب قهرمانان آن اهل علم و هنرند. پیش از این در همین صفحه نمونههایی از این کتاب نقل شده است.
تأثیر تبریزی گویا دلیل این خواری و بیقدری را در همان هنر میجوید و کسب هنر را عامل خواری و بیارجی میبیند:
حنا، گذشته از خواص آرایشی و طبی که برای آن قائل بودند، در دید قدما نوعی تقدس و حرمت نیز داشت. از این رو بود که گذشته از موی سر، کف دست و پا را نیز حنا میبستند:
اهل هنر نیز چون حنا از قِبَل هنر خود خواری و بیقدری میبینند، چنان که حنا از شدت عزیزی به زیر دست و پای مردمان جای دارد.....
کانال خواندنی «گنجینه» را از دست ندهید.
🆔 t.iss.one/jongeadab
🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
از عزیزیها به زیر دست و پا افتادهایم
(تأثیر تبریزی)
کمتر کسی از اهل هر جا و هر روزگار را میتوان یافت که از زمانهی خود شکوه و گلایه نداشته باشد، اما از همه بیشتر اهل هنر از روزگار مینالند.
شاید بتوان دو علت بر این امر یافت:
آن که در خود هنری میبیند، از روزگار و اهل آن چنان توقع دارد که با او معاملهای بهتر از دیگران داشته باشند، اما نه در روزگار کور چنان بینش و بصیرتی هست و نه در اهل روزگار چنان فهم و درایتی، چرا که در هر جماعتی، غلبه با جهال و بیهنران است و پیداست که اینان نه قدر هنر میدانند و نه ارج و قیمت هنرمند را و بسا که در میان انبوه سفلگان و جهال، مدعیانی باشند که برای محفوظ داشتن قدر و پایگاهی که به ناحق یافتهاند، به آزردن و کنار زدن اهل هنر برخیزند.
دوم آن که:
اهل هنر به مراتب حساستر از سایر طبقاتاند و کوچکترین سختی و بیمهری که از گردش ایام ببینند، ایشان را سختتر و بیشتر از مردمان دیگر میرنجاند.
به هر روی، جستوجویی در دواوین شعر، نمونههای دردمندانهای از این شکایتها را پیش چشم مینهد، نظیر این قصیدهی ظهیر فاریابی و یا این غزل که منسوب است به حافظ. از همه عجیبتر کتابی است به نام «الفلاکة و المفلوکون» که دربارهی فلاکت و فلکزدگان نوشته شده و غالب قهرمانان آن اهل علم و هنرند. پیش از این در همین صفحه نمونههایی از این کتاب نقل شده است.
تأثیر تبریزی گویا دلیل این خواری و بیقدری را در همان هنر میجوید و کسب هنر را عامل خواری و بیارجی میبیند:
حنا، گذشته از خواص آرایشی و طبی که برای آن قائل بودند، در دید قدما نوعی تقدس و حرمت نیز داشت. از این رو بود که گذشته از موی سر، کف دست و پا را نیز حنا میبستند:
اهل هنر نیز چون حنا از قِبَل هنر خود خواری و بیقدری میبینند، چنان که حنا از شدت عزیزی به زیر دست و پای مردمان جای دارد.....
کانال خواندنی «گنجینه» را از دست ندهید.
🆔 t.iss.one/jongeadab
🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
Telegram
گنجینه
برگزیدهای از اشعار و نوادر و طرائف ادبی و تاریخی
👏4👍2
📘 تازهترین شمارهٔ مجلهٔ تاریخ و تمدن اسلامی (شماره ۴۷، تابستان ۱۴۰۳) منتشر شد.
🔗 https://sanad.iau.ir/journal/jhcin
🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
🔗 https://sanad.iau.ir/journal/jhcin
🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
👍4❤2👏1