| پنجه‌نامه: تاریخ و خاطره |
1.19K subscribers
672 photos
15 videos
56 files
908 links
Download Telegram
«بررسی»، «تحلیل» و «تبیین» عنوان‌گزینی در مقالات علمی و پژوهشی رشته تاریخ
فرستۀ دوم
...
شگفت آنکه گاهی اوقات برخی از تلاش‎ها برای فرار از این مشکل خود تبدیل به یک معضل جدید می‎شوند. مثلاً برخی نوآوری‌های نوشتاری قدیمی از فرط تکرار در نوشته‎های جدید خود تبدیل به کلیشه‌هایی ملال‎انگیز می‌شوند: نظیر تداوم و تحول در ... ، ستیز و سازش در ... یا به گونه‎ای افراطی‎تر، برخی از عناوین، معمولاً در سازمان‎دهی محتوایی کتاب‎ها، چنان مبهم و شاعرانه می‎شوند که ردیابی یک مطلب و موضوع را در یک اثر پژوهشی دشوار می‌کنند یا اساسا مخاطب را درهمان مواجهه نخست از خواندن آن منصرف می‌کنند. مصداق بارز چنین معضلی کتاب نگاهی به شاه میلانی است. کافی است به عناوین چند فصل متوالی آن بنگرید:
قصر تنهایی
تیپای آژاکس
گربه‎ای روی شیروانی داغ
خرس روسی
سایۀ شوم کاملات
نخست‌وزیر حراف
افق امیدبخش کاملات
بزم بیابانی
معماری و قدرت
کهنه جاسوس
خواننده‎ای که ابتدا به ساکن می‎خواهد به سراغ مقطعی مشخص از زندگی شاه، یا دورۀ خاصی از تحولات تاریخی در این کتاب برود، گیج و سردرگم خواهد شد و پس از توسل به حدس و گمان‎های زیاد در نهایت مجبور می‎شود بخش‎هایی از ابتدا، میانه یا انتهای هر فصل را بخواند تا اندکی به مطلوب خود نزدیک شود.
عنوان‎های خوب معمولاً یا ساده و کوتاه هستند یا ترکیبی از آرایه‎های بلاغی با زیرعنوان‎هایی روشنگر. چنین عنوان‎هایی ابتدا به مخاطب تلنگری ذهنی می‎زنند و سپس سرنخ‎هایی مفید را دربارۀ محتوای اثر به او می‎دهند. مثلا عنوان اصلی کتاب سیروس شایق از این قرار است: توانا بود هر که دانا بود. اگر فقط همین عنوان بر جلد کتاب نقش می‎بست ذهن مخاطب به هر جایی می‌رفت الا آنجا که مقصود کتاب است، ولی وقتی نویسنده زیرعنوان علم، طبقه و تکوین جامعه مدرن ایرانی: ۱۲۸۰-۱۳۳۰ را به آن می‌افزاید تکلیف مخاطب روشن می‌شود. شما اکنون می‌دانید که کتاب تقریباً درباره چیست، از گسترۀ جغرافیایی و زمانی آن اطلاع می‌یابید و ترکیب شاعرانۀ عنوان و کلیدهای موضوعی در زیرعنوان مخاطب را برای مطالعۀ چنین کتابی ترغیب می‌کنند.
خلاصه اینکه انتخاب عنوان برای نوشته‎های آکادمیک علاوه بر قریحه (که لزوماً همیشه انتسابی نیست) نیاز به جسارت و تلاش هم دارد. به فهرستی که تصادفی از یافته‎های جست‎وجویی دم دستی در پایگاه دادگانی JSTOR، با کلیدواژۀ عصر پهلوی، برداشت شده و در زیر آورده شده است نگاهی بیندازید. در این فهرست هم عناوین ساده و کوتاه یافت می‎شود و هم عناوینی که استعاری‎تر و غیر صریح‎تر هستند. ولی در هیچ کدام از آنها از معادل‎های انگلیسی اصطلاحاتی نظیر «تبیین»، «تحلیل»، «بررسی» استفاده نشده است. بله قطعاً می‌توان نمونه‎هایی را نیز یافت که از این واژه‎ها در آنها استفاده شده است، ولی به طور حتم نویسنده از کاربرد آنها مقصود خاصی را دنبال می‎کند.


For a White Revolution: John F. Kennedy and the Shah of Iran
April R. Summitt

The Saudi-Iranian rivalry: An ominous zero-sum game for supremacy
Patrick van der Heiden, Alex Krijger

ECONOMIC DEVELOPMENT AND POLITICAL AUTHORITARIANISM: THE PAHLAVI IRAN PATH TO MODERNISATION IN THE FRAMEWORK OF THE COLD WAR
Claudia Castiglioni

Non-Muslim Religious Minorities in Contemporary Iran
Jamsheed K. Choksy

American-Iranian Alliances: International Education, Modernization, and Human Rights during the Pahlavi Era
Matthew Shannon

Re-Interpreting Modern Iran: Tribe and State in the Twentieth Century
Stephanie Cronin

An Application of Modernization Theory during the Cold War? The Case of Pahlavi Iran
Roland Popp

Politics within the Late-Pahlavi State: The Ministry of Economy and Industrial Policy, 1963-69
Vali Nasr

Muhammad Reza Pahlavi and the Bahrain Question, 1968–1970
ROHAM ALVANDI

Recultivating "Good Taste": The Early Pahlavi Modernists and Their Society for National Heritage
Talinn Grigor

Jewish-Iranian Identities in the Pahlavi Era
Lior Sternfeld

🆔 t.iss.one/microhismuseum
🆔t.iss.one/HistoryandMemory
👍5
بعد از مدت‌ها که سعید نفیسی را ندیده بودم روزی او را با ریش و پشمی فراوان یافتم و بی‌اختیار قاه قاه به خنده افتادم و گفتم: «مگر دیوانه شده‌ای  این چه کاری است کرده‌ای؟
گفت: «شما عقلتان نمی‌رسد. من از دماوند داوطلب وکالت مجلس شورای ملی هستم و می‌دانم که کسی به جوان‌های مزلّف رای نمی‌دهد.» باید بگویم که تدبیر سعید نفیسی نگرفت و او به وکالت مجلس انتخاب نشد

📙 علی‌اکبر سیاسی، یک زندگی سیاسی، نشر ثالث، ۱۳۹۳، ص ۷۷.

🔰 عکس‌ها: زنده‌یاد استاد سعید نفیسی باریش و بی‌ریش.
اگرچه این راهکار استاد کارگر نیافتاده و ایشان رای نیاورده، اما به نظرم ریش بهش می‌آمده!😊

🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
👍9😁6
▪️دربارهٔ تاریخ وفات پیامبر (ص)

شاه اسماعيل در اين سال، از شيراز متوجه عراق عجم گرديد و قاضي محمد كاشي، كه منصب صدارت با امارت جمع كرده و حكومت يزد و كاشان و شيراز با او بود، در ماه صفر به سوء اعمال مقتول شد و... در اين ماه شاه را عزم بر آن شد كه سالروز ولادت پيامبراكرم (ص) را جشن بگيرد و ... و در اين سال اعياد را مشخص نمايند. گفتند: چون ولادت در ماه ربيع‌الاول است اگر وفات هم در اين ماه باشد به هم نزديک است و ... عزم حضرتش بر اين مقرر شد كه وفات را در ماه صفر قرار دهند و از اين تاريخ، سالروز وفات در اين ماه قرار گرفت.
📗 خاتون آبادی، وقايع السنين و الاعوام، ص ۴۴۷ (به نقل از شاهرودی، «صفر و سفر ...»، ص ۳۰۰).*

* م. سلطانی، نویسنده کانال شیعه‌پژوهی، تصویر متن بالا از مقاله آقای شاهرودی و تصویر صفحه‌های نسخه چاپی (ص ۴۴۷، تصحیح بهبودی) و نسخه خطی کتاب وقایع السنین و الاعوام را آورده و نشان داده که مطلب بالا در این کتاب نیامده و تلویحاً آقای شاهرودی را به تحریف و جعل متهم کرده! در فهرست منابع مقالهٔ آقای شاهرودی در ذکر مشخصات این کتاب «مصحح و ناشر و تاریخ نشر» نیامده که این هم پرسش‌برانگیز است!

📚 نویسندگان دو مقاله زیر که چیکدهٔ آن در ادامه می‌آید، روایت‌های مختلف دربارهٔ وفات پیامبر (ص) را بررسی کرده و به این نتیجه رسیده‌اند که  «دوم ربیع الاول» تاریخ دقیق و معتبر روز درگذشت حضرت رسول (ص)است.

📘تاری، جلیل، «تأملی در تاریخ وفات پیامبر (ص)»، تاریخ اسلام، ش۵، بهار ۱۳۸۰، صص ۳- ۲۶.

تعیین تاریخ وفات پیامبر(ص) یک بحث علمی ـ تاریخی محض نیست، بلکه دارای ثمراتی است. این مقاله بدون تکیه بر یک روایت خاص و با بررسی شش واقعه که در تعیین وفات پیامبر(ص) نقش دارند و با کنار هم قرار دادن آن وقایع، اقوال معروف شیعه و سنی را مورد بررسی قرار داده است و با رسم جداول, به طور دقیق اثبات نموده است که قول معروف و مشهور شیعه مبنی بر قرار دادن تاریخ وفات پیامبر(ص) در ۲۸ صفر و قول معروف و مشهور اهل سنت که آن را ۱۲ ربیع‌الاول دانسته‌اند, هر دو, باطل بوده و تاریخ وفات پیامبر(ص)، همان گونه که در روایت ابومخنف ذکر گردیده است، دوم ربیع الاول است.
📙 شاهرودی، عبدالوهاب،«صفر و سفر؛ نگاهی دیگر به تاریخ وفات پیامبر - ص -»، مقالات و بررسیها، زمستان ۱۳۸۱، دفتر ۷۲، صص ۲۸۹ - ۳۰۲.

در این پژوهش، ابتدا آرای مورّخان در باب روز و ماهِ وفاتِ رسول اکرم، بر اساسِ تقدّم و تأخّر ارائه می‌شود و سپس با یادکَرد دیدگاهِ اهل تسنّن و تشیّع در این زمینه و بررسی «وقایع هفت‌گانه» مؤثر در تعیین وفات و دقّت در اقوال ـ با توجّه به «مسلّمات خاصّه و عامّه» و رسم جدولِ زمان شمار ـ سخن به این نکته منتهی می‌شود که قولِ وفات در «ربیع الاوّل» قطعی است و در میانِ دیدگاههای سه گانه در این ماه (اوّل، دوم و دوازدهم ربیع الاوّل) تاریخ وفات در «دوم ربیع الاوّل» را با قطعیّات تاریخی دو طرف نزدیکتر می‌بیند. سپس روایت: «هر که مرا به رفتن ماه صفر بشارت دهد او را به بهشت مُژده دهم» از نظر فقه الحدیث بررسی می‌گردد و آن را از «موضوعات» می‌شمارد. در پایان به این اَمر اشاره شده است که چرا شیعه، روایت ۲۸ صفر را به عنوانِ تاریخ وفاتِ پیامبر (ص) پذیرفته است؟ و نشان می‌دهیم که این قضیه از ابتکاراتِ «صفویان» بوده است
🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
9
▪️روایتی شیعی –عباسی از چگونگی درگذشت امام رضا (ع): روایت یعقوبی

وفاة الرضا علي 
و لما صار إلى طوس توفي الرضا علي بن موسى بن جعفر بن محمد بقرية يقال لها النوقان أول سنة ٢٠٣ و لم تكن علته غير ثلاثة أيام، فقيل إن علي بن هشام أطعمه رمانا فيه سم، و أظهر المأمون عليه جزعا شديدا.  فحدثني أبوالحسن بن أبي عباد قال: رأيت المأمون يمشي في جنازة الرضا حاسرا في مبطنة بيضاء، و هو بين قائمتى النعش يقول: إلى من أروح بعدك، يا أبا الحسن! و أقام عند قبره ثلاثة أيام يؤتى في كل يوم برغيف و ملح، فيأكله، ثم انصرف في اليوم الرابع، و كانت سن الرضا أربعا و أربعين سنة
📘 یعقوبی احمد بن اسحاق، تاريخ اليعقوبي. ج ۲، ص ۴۵۳.

وفات على الرضا 
چون مامون به طوس رسيد، رضا على بن موسى بن جعفر بن محمد ع در قريه‌اى كه بان "نوقان" گفته مى‌شود، در اول سال ۲۰۳ وفات كرد و بيمارى آن حضرت بيش از سه روز نبود و گفته شده كه على بن هشام انار مسمومى باو خورانيد و مامون بر وى سخت بيتابى نشان داد.  خبر داد مرا ابو الحسن بن ابى عباد و گفت: مامون را ديدم كه قبايى سفيد در برداشت و در (تشييع) جنازه رضا سر برهنه ميان دو قائمه نعش پياده مى‌رفت و مى‌گفت، اى ابو الحسن پس از تو به كه دلخوش باشم‌؟ و سه روز نزد قبرش اقامت گزيد و هر روز قرصى نان و مقدارى نمك براى او مى‌آوردند و خوراكش همان بود، سپس در روز چهارم بازگشت. سن رضا (ع) چهل و چهار سال بود.
📕 یعقوبی احمد بن اسحاق،  تاریخ یعقوبی، ترجمهٔ محمد ابراهیم آیتی، ج  ۲ ص ۴۷۱.

روایت‌ها دربارۀ چگونگی درگذشت امام رضا (ع) پرشمار و گونه‌گون‌اند. یکی از کهن‌ترین این روایت‌ها، گزارش مورخ شیعه‌گرا، یعقوبی (د. ۲۸۴ یا ۲۹۲ﻫ. هشتاد یا نود سال پس از درگذشت امام رضا (ع)) است. این روایت چند نکته قابل‌توجه دارد: یکی آنکه صراحت دارد که امام (ع) مسموم شده و به مرگ طبیعی درنگذشته، آن‌گونه که مورخان بعدی همچون طبری و دیگران گفته‌اند؛ دوم آنکه علی بن هِشام [مَروزی]، یکی از سرداران خراسانی مامون، را عامل مسموم‌کردن امام می‌داند؛ سوم آنکه برخلاف روایت مشهور، میوۀ سمی خورانده شده به امام را «انار» می‌داند نه «انگور»!. امّا چهارم و مهم‌ترین نکته در این روایت، تبرئۀ مامون از دست داشتن در این ماجرا است نه به‌عنوان عامل و نه‌ به‌عنوان آمر! برای یعقوبی که جداندرجد دلبستۀ امامان علوی و وابستۀ خلفای عباسی بودند، این روایت بهترین بود، چرا که اصل ماجرا، مسموم‌شدن امام علوی، در آن ذکرشده و درعین‌حال دامن خلیفۀ عباسی را از اتهام دست‌داشتن در قتل امام پاک ساخته است!


معصومعلی پنجه
چهاردهم شهریور ۱۴۰۳ / ۳۰ صفر ۱۴۴۶ |
کوی اخلاص/ کوچۀ کوثر

🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
2👍2
▪️«مامون او را زهر داد اندر آب انار به دست خویش»: روایتی فارسی دربارهٔ چگونگی درگذشت امام رضا (ع) از قرن ششم از مولفی ناشناس

ذكر على بن موسى الرّضا عليهما السّلام

لقب او رضا بود و كنيت ابا الحسن. مادرش مادر فرزند* بود نام سكن النّوبيّه، و خيزران نيز گويند. و مأمون او را به طوس زهر داد اندر آب انار به دست خويش؛ و بمرد در سنه‌ى اثنين و مأتين، و هم آنجايگاه هم‌پهلوى هارون الرّشيد دفن كردند. و عمر او چهل و نه سال و شش ماه بود. و فرزندانش جز از دو پسر نبودند: يكى محمّد و ديگرى جعفر - و السّلام
.

📗 مجمل التواریخ و القصص، تصحیح نجم آبادی، ص ۳۵۳؛  تصحیح  بهار، ص ۴۵۷.

* مادر فرزند ترجمهٔ ام‌ ولد است. منظور مادری است که کنیز بوده و برای صاحب خود فرزندی زاده است (نک. «ام ولد»، در ویکی‌شیعه).

🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
3👍1
هرک آمده است زود برفته است بی‌درنگ
برخوان اگر نخوانده‌ای اخبار خسروان

بررس کز این محل بچه‌ خواری برون شدند
اسفندیار و بهمن و شاپور و اردوان

#ناصرخسرو
#از قصیدهٔ شمارهٔ  ۱۹۴
 
🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
2
شيراز

در ولايت پارس شهريست كه آن را به شكم شير مانند كرده‌اند، و از همه شهرها كه گرداگرد اوست نعمت آنجا آورند و از آنجا به جايگاههاى ديگر برند و بناء آن محمد بن القاسم بن ابى عقيل ابن عم حجاج كرده است، و دارالملک پادشاهان پارس است و هواى خوش دارد و نعمت فراخ باشد، و درخت بسيار و ميوه را حدى نباشد
.


📗 مجمل‌التواریخ و القصص (قرن ششم؛ مولف ناشناس)، تصحیح بهار، ص ۵۲۵؛ تصحیح نجم آبادی، ص ۴۰۶.

🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
An Historical Atlas of Central Asia.pdf
3.1 MB
📗 فهرست مطالب و مقدمه کتاب اطلس تاریخی آسیای مرکزی نوشتهٔ یوری برگل و ترجمۀ گودرز رشتیانی که تازگی به بازار نشر آمده است (سمت، ۱۴۰۳).

این کتاب شرح تاریخ آسیای مرکزی همراه با نقشه‌های دقیق از همۀ ادوار پیشین این منطقه است که با استفادۀ گسترده از منابع محلی، فارسی، روسی، انگلیسی و چینی روایت منسجم و روشمندی از تحولات تاریخی، جابه‌جایی اقوام، تغییر نام‌های جغرافیایی، جابه‌جایی سلسله‌ها و خاندان‌های حکومتگر و تغییرات جمعیتی در کنار مسیرهای تجاری و آثار تمدنی شهرهای مختلف ارائه می‌کند. جانمایی واحدهایی جغرافیایی، توجه به تغییر و دگرگونی نام مکان‌های مختلف همراه با ریشه‌شناسی تعدادی از نام‌ها، یکسان‌سازی و تبدیل همۀ گاه‌شماری‌ها به تقویم میلادی همراه با شرح رویدادهای این منطقه به تفکیک حوزه‌های جغرافیایی از مهم‌ترین ویژگی‌های کتاب است.

✓ این کتاب را ندیده‌ام، اما از مقدمهٔ مترجم توان دریافت که کتابی است پایه‌ای و آموزنده و سودمند در تاریخ آسیای مرکزی (آسیای میانه، فرارود/ ورارود/ ماوراءالنهر).

🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
🔰‌ دربارهٔ اصطلاح «صدر اسلام»

تلقی رایج و غالب در میان تاریخ‌دانان ایرانی همین است که در ذیل مدخل «صدر اسلام» در دایرةالمعارف فارسی مصاحب (تصویر در فرستهٔ پایین) آمده: «زمان پیغمبر و خلفای اربعه» که می‌شود از بعثت پیامبر (ص) تا شهادت امام علی (ص) در سال ۴۰ هجری).

حسین عزیزی در مقالهٔ روشنگرانه‌ای با عنوان «تبارشناسی مفهوم «صدر اسلام» در تاریخ‌نگاری اسلامی» (پژوهش‌های تاریخی، دوره ۱۱، شمارهٔ ۴۳، آذر ۱۳۹۸، صص ۵۳ - ۶۸) با پی‌جویی و بررسی این اصطلاح در سنت و فرهنگ اسلامی از گذشته تا امروز، روشن ساخته که در منابع از این اصطلاح، پنج مفهوم یا کاربرد متفاوت اراده شده است:

۱. صدر اسلام به معنی عصر پیامبر(ص)
۲. صدر اسلام به معنی عصر پیامبر(ص) و صحابه نخستین در برابر دوران بنی‌امیه

۳. صدر اسلام به معنی عصر پیامبر(ص) و عموم صحابه (تا صد هجری)
۴. صدر اسلام به مفهوم عصر پیامبر(ص) تا عصر تابعانِ صحابه و بنی‌امیه (تا ۱۵۰ هجری)
۵. صدر اسلام به مفهوم عصر پیامبر تا پایان عصر نخست عباسیان و اَتباعِ تابعان (تا ۲۱۰ هجری)

به نظرم بهتر است که در مطالعات تاریخی به زبان فارسی، طبق برداشت جاافتاده «صدر اسلام» برای دورهٔ پیامبر و دورهٔ خلفای راشدین به‌کار برده شود و برای اشاره به دوره‌های پس از آن، اموی و عباسی تا سده چهارم و حتی تا پایان آل‌بویه (۴۴۷ ه‍)، تعبیر روشن و دقیق‌تر «قرون/ سده‌های نخستین اسلامی» به‌کار گرفته شود.

چند سالی است که متأثر از آثار و مطالعات اسلام‌شناسان غربی، تعابیری چون «اسلام آغازین/ اسلام اولیه» معادل «Early Islam» نیز در نوشته‌های فارسی به کار می‌رود که خود این اصطلاح هم به لحاظ زمانی افزون بر دوران پیامبر و خلفای نخستین، گاه تا اوایل قرن چهارم هجری را هم دربرمی‌گیرد؛ دوره‌ای که دوره «شکل‌گیری» نهادها و دانش‌ها، هنرها و...در جهان اسلام است.

معصومعلی پنجه
شانزدهم شهریور ۱۴۰۳ | بوستان نهج‌البلاغه

🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
3👍3
🎓 🔔 نود سال پس از تأسیس دانشگاه تهران،  ناقوس مرگ شمار بسیاری از رشته‌های دانشگاهی در ایران به صدا درآمده است. روند تعطیلی رشته‌محل‌های دانشگاهی که از بیش از یک دهه پیش در دانشگاه‌های پولی، آزاد و پیام‌نور و غیرانتفاعی، شبانه (نوبت دوم)، آغاز شده بود، اکنون به‌ دانشگاه‌های بزرگ و رشته‌های رایگان هم رسیده است.
باور نمی‌کنید، جدول بالا (صفحه ۵۵ دفترچهٔ انتخاب رشته علوم انسانی ۱۴۰۳) را ببینید. طبق این جدول دانشگاه تهران که دانشکده کشاورزی آن بهترین و قدیمی‌ترین نهاد دانشگاهی در این رشته است، امسال در بسیاری از رشته‌های مهندسی کشاورزی از دارندگان دیپلم علوم انسانی هم، افزون بر تجربی و ریاضی، بدون کنکور و صرفاً با سوابق تحصیلی، دانشجو می‌پذیرد.

🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
😐3👎2
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🔹 عکاسی انگلیسی در «حریم سلطنت ایران»: سیدحسن تقی‌زاده و سیسیل بیتون
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
  
عکاسی انگلیسی به نام سیسیل بیتون (د. ۱۹۸۰م.) که به هنرهای دیگری نیز آراسته بوده و اُسکار هم گرفته و به‌واسطهٔ عکاسی از خانوادهٔ سلطنتی بریتانیا و هنرپیشه‌های نامدار، بلندآوازه گشته، در آغازین سال‌های پادشاهی محمدرضا شاه پهلوی به ایران می‌آید و از شاه و ملکه فوزیه و شاهدخت شهناز و خواهر شاه، عکاسی می‌کند. او این عکس‌ها را به همراه عکس‌های دیگری از خاورمیانه در کتابی با عنوان <خاور نزدیک> (Near East, 1943) منتشر می‌سازد.

نسخه‌ای از این کتاب می‌رسد به دست سیدحسن تقی‌زاده (د. ۱۳۴۸ش) که در آن زمان سفیر کبیر ایران در بریتانیا (۱۳۲۰ - ۱۳۲۶) بوده‌ است. مشاهدهٔ عکس‌ها و مطالعهٔ آنچه بیتون دربارهٔ ایران و «اعلیحضرت همایونی» و خانوادهٔ او نوشته بر عالی‌جناب تقی‌زاده گران می‌آید و رگ غیرتش می‌جنبد و دست به قلم می‌برد و در ۲۸ تیر ۱۳۲۲ به حسین علاء، وزیر دربار، نامه‌ای «خصوصی و محرمانه» می‌نویسد (نک. نامه‌های لندن، به‌کوشش ایرج افشار، صص ۸۹ - ۹۴). این نامهٔ بلند این‌گونه آغاز شده: «مدّتی است از گاهی به گاهی در جراید و مجلّات و کتبی که در انگلستان نشر می‌شود ذکری از شرفیابی نویسندگان مقالات و کتب به حضور اعلیحضرت همایونی و مصاحبه با ایشان درج می‌شود که به نظر مخلص و سایر هموطنان اینجا خیلی خوش‌نما نمی‌آید و گاهی البته نامطلوب بوده است».

در ادامه تقی‌زاده به آیین و آداب شرفیابی بیگانگان به محضر شاه می‌پردازد. این بخش از نامه یادآور اندرزنامه‌های ایرانی است. تقی‌زاده همچون عنصرالمعالی کیکاووس بن اسکندر بر این باور بوده که پادشاه باید «عزیز دیدار» باشد، یعنی هر کسی نباید به آسانی به شاه دسترسی داشته باشد و به درگاه ملوکانه آمدوشد کند. او می‌نویسد: «می‌دانم اعلیحضرت همایونی خوش‌خلق و نیک‌محضر و مهربان هستند ولی بعضی خارجیها این عنایت و لطف را چنانکه سزاوار است قدردانی نکرده و احترام مقام بلند مملکت را کماینبغی رعایت نمی‌کنند ... و وقتی به فرنگ برمی‌گردند بیاناتی می‌کنند و مقالاتی می‌نویسند که هتک حرمت را متضمن است و نجابت و تواضع با فرومایگان نتیجهٔ برعکس می‌دهد». به باور تقی‌زاده «پادشاه ملت‌دوست و دمکرات به مردم مملکت خود به آسانی راه می‌دهد و با آنها می‌جوشد ... ، ولی دمکرات‌ترین پادشاهان دنیا و حتی رؤسای جمهور لیتوانی و استونی هم خارجیها را ... به آسانی به حضور نمی‌پذیرند». حتی اگر به کسی «بطور استثناء بار حضور بدهد چند دقیقه سر پا او را می‌پذیرد ...، نه آنکه هر کسی بتواند در حضور سلطان و ملکه نشسته چایی بخورد».

پس از این مقدمه، تقی‌زاده می‌رود سراغ این کتاب و نویسندهٔ آن و چنین می‌نگارد: «اخیراً کتابی در اینجا نشر شده به اسم Near East که مؤلّف آن یک مرد رذیل و فرومایه و بی‌آبرو است که درین اواخر پیشۀ عکّاسی پیش گرفته و با دختران بازیگر سینماها سروکار داشته و دارد. معلوم می‌شود این ناکس که اسم Cecil Beaton دارد مسافرتی به شرق نموده و یک روز در طهران توقف کرده و در همان یک روز تمام معایب حقیقی و موهوم ایران و ایرانی را جمع آوری و «مشاهده» نموده و در همان یک روز نظر به ادّعای خود سه چهار ساعت با اعلیحضرت شاهنشاه ایران و ملکهٔ ایران و شاهزادۀ کوچک فرزند ایشان و خواهر اعلیحضرت همایونی به سر برده و عکسهای مختلف از آنها برداشته و با نهایت بی‌ادبی و توهین فاحش در کتاب خود آن چند ساعت را شرح داده و نسبت به همه چیز ایران با هزار مسخره و تحقیر و افتضاح و استهزاء سخن رانده است».

تقی‌زاده به همراه نامه یک نسخه از کتاب را برای حسین علاء می‌فرستد و از او می‌خواهد «مخصوصاً صفحات ۹۸ تا ۲۰۲ را بخوانید و اگر به خود جنابعالی هم همان تأثری که برای مخلص حاصل شده دست بدهد و همان احساس پدید آید (و یقین دارم همین طور خواهد بود) آن وقت امیدوارم کوششی در آتیه به کار برود که بیگانگان به این سهولت به درگاه ملوکانه و حریم سلطنت ایران راه نیابند و این قدر سرافکنده و مورد تحقیر و مسخره واقع نشویم».  در آخر  تقی‌زاده از علاء می‌خواهد که از این نامه و این کتاب چیزی به شاه نگوید تا «خدای نخواسته خاطر مبارکشان را ملالی ازین راه حاصل نیاید»؛ امّا به خود او یادآوری می‌کند که ازاین‌پس نظارت بفرماید که «مقام آبرومندی ایران و [شاه] ایران در خارجه محفوظ بماند».

از چاپ آن کتاب و نگارش این نامه هشتاد و یک سال گذشته، از آنچه مانده بیش از همه این پرتره‌های زیبای «ملکهٔ غمگین»، فوزیه، است (فرستهٔ بعدی) که ماندگار و جهانی شده است.

ــــــــــــــــــــــــــــ
معصومعلی پنجه
جمعه ۲۳ شهریور ۱۴۰۳ | لَشتِ نِشا

🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
👍3👏2
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
📕 دو قرن سکوت: کتاب محبوب زرین‌کوب
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

امروز سالروز درگذشت زنده‌یاد انوشه‌روان استاد عبدالحسین زرین‌کوب است (۲۴ شهریور ۱۳۷۸). بیراه و گزافه نیست اگر گفته شود او یکی از چند نویسندهٔ بسیارمحبوب/ پرخوانندهٔ غیررمان‌نویس در ایران معاصر است.

زرین‌کوب کتاب‌های بسیاری در جنبه‌های گونه‌گون ادب فارسی و فرهنگ ایرانی و تاریخ اسلام و ایران نوشته، امّا جالب‌توجه است که وقتی دو سال پیش از مرگ، از او پرسیده شده که: کدام‌یک از آثار خودتان را بیشتر دوست دارید؟ پاسخ داده: دو قرن سکوت (درگفتگو با عطا آیتی نقل شده در دهباشی، کارنامهٔ زرین، ۵۶۵).

معمولاً پدیدآورندگان آثار ادبی و هنری اولین کارهای خود را که حاصل دوران جوانی و ناپختگی است، دوست ندارند و گاه حتی می‌کوشند آنها را از چشم دیگران پوشیده دارند و اگر دستشان می‌رسید، آنها را از بین می‌بردند؛ امّا زرین‌کوب پس از نگارش ده‌ها کتاب خواندنی دیگر در فرجام کار اولین کتابش را بر همهٔ آنها ترجیح داده است. این کتاب، به‌رغم نقدهایی بسیاری که به آن وارد شده،  دوست‌داشتنی‌ترین کتاب‌ زرین‌کوب، به‌ویژه نزد ملی‌گرایان ایرانی است، به‌گونه‌ای که بسیاری از خوانندگان عام یا خاص، زرین‌کوب را با این کتاب می‌شناسند؛ حتّی مخالفان زرین‌کوب هم او را بیشتر با این کتاب می‌شناسند. قصه‌ای هم به نادرست رواج داده شده که مرحوم زرین‌کوب برای به‌دست آوردن دل اسلام‌گرایان و به پیشنهاد مرحوم استاد مطهری کارنامه اسلام را نوشت، تا جبران مافات کند!

چندی است که کتابخانهٔ ملی در اقدامی پسندیده با برپایی نشست‌هایی صد کتاب ماندگار قرن (قرن چهاردهم) را معرفی و بررسی می‌کند. احتمالاً در این فهرست دست‌کم یکی از آثار زرین‌کوب جای خواهد گرفت و در آینده برای آن نشستی با حضور اهل قلم و صاحب‌نظران برگزار خواهد شد. هرآینه اگر شمارگان چاپ و شمار خوانندگان و اثرگذاری در جامعه و دیگر سنجه‌ها در نظر گرفته شود، ماندگارترین کتاب زرین‌کوب همین دو قرن سکوت است، امّا باتوجه به ملاحظاتی که وجود دارد، بعید است این کتاب در این سیاهه آورده شود. احتمالاً اگر قرار بر انتخاب یکی از کتاب‌های تاریخی زرین‌کوب باشد، کارنامهٔ اسلام انتخاب خواهد شد که آن‌هم کتابی است ارزنده که بارها منتشر و خوانده شده است.
   
ــــــــــــــــــــــــــــــ
معصومعلی پنجه
شنبه ۲۴ شهریور ۱۴۰۳ | لَشتِ نِشا

🆔 t.iss.one/HistoryandMemory
👍92👏2